
درآمدي بر كم و كيف مصرف در
عرصه هاي گوناگون براساس فقه و اخلاق
اسلامي
حجت الاسلام والمسلمين دكتر علي اكبركلانتري
قسمت چهاردهم
هزينه نگهداري حيوان (1 )
در چند سده اخير , به ويژه از زماني كه اعلاميه جهاني حقوق
بشر به امضا رسيد و اين اصطلاح , بر سر زبان افتاد , گاه در ميان
آنان , سخن از ناسازگاري دين اسلام با حقوق انسان ها به ميان
آمد. اين امر , در دوران سياست زده ما , نمود بيش تري پيدا
كرده و بر همين اساس , كم تر روز يا هفته اي است كه از سوي
افراد , انجمن ها و محافل غربي , به اسلام و مسلمانان , خرده
گيري نشود و مسلمانان را متهم به ناديده گرفتن , پايمال كردن
و شكستن حقوق بشر نكنند. و اين در حالي است كه هر
كاوش گر با انصاف , با نگاهي به آموزه ها و متون فقه اسلامي , به
خوبي در مي يابد , نه تنها حقوق بشر و كرامت انساني , به
زيباترين وجه , مورد توجه اسلام است , كه حقوق چهار
پايان , بلكه درختان و گياهان نيز در اين آيين , جايگاهي ويژه
دارد.
اهميت حق حيوان در فقه اسلام , تا آن جا است كه شماري
از فقيهان , در پاره اي موارد , آن را در زمره « حق الله »
دانسته اند. صاحب جواهر در بحث وديعه مي نويسد :
لوقال المالك لاتعلفها و لاتسقها لم يجز القبول ...بل يحب
عليه سقيها و علفها مراعاه لحق الله تعالي شانه , وان اسقط
الادمي حقه , بل مع امتناع المالك و رفع الامرالي الحاكم و امره
بالنفقه من ماله , يتجه الرجوع له عليه (2 )
اگر مالك حيوان , به شخصي كه حيوان را به امانت گرفته
بگويد به آن آب و علف نده , پذيرش دستور او روانيست , و بر
وي , آب و علف دادن حيوان واجب است , زيرا بايد حق الله ,
پاس داشته شود , گرچه آدمي , حق خود را فرو افكنده است ,
بلكه اگر مالك , از انجام وظيفه سرباز زند و موضوع به حاكم ,
باز گشت داده شود و وي به شخص امانت گيرنده دستور دهد :
هزينه حيوان را از مال خود بپردازد , او مي تواند (براي دريافت
هزينه ) به مالك رجوع كند.
حق الله بودن حق حيوان نيز , مي تواند بر اين مهم استوار
باشد كه اگر چه براساس نصوص فراوان و روشن , مانند آيه
شريفه « والانعام خلقها لكم » (3 ) , چارپايان , از براي خدمت
رساني و سود دهي به برترين آفريده ها يعني انسان , آفريده
شده اند , ولي اين امر , به هيچ روي , به معناي گرامي نبودن آن ها
نزد خداوند و ناديده گرفتن حقوق آن ها نيست .
حفص بن غياث از امام صادق (ع ) روايت مي كند :
ان سليمان بن داود(ع ) خرج ذات يوم ليستسقي فوجد
نمله قد رفعت قائمه من قوائمها الي السما و هي تقول : اللهم
انا خلق من خلقك لاغني بنا عن رزقك فلاتهلكنا بذنوب بني
آدم ! فقال سليمان (ع ) لاصحابه : ارجعوا فقد سقيتم بغير كم . (4 )
روزي سليمان بن داود(ع ) براي طلب باران , از شهر بيرون
رفت . در راه , به مورچه اي برخورد كه دست به آسمان بلند كرده
و مي گفت : پروردگار! ما آفريده اي از آفريدگان تو و نيازمند
روزي توييم , به خاطر گناهان انسان ها ما را هلاك مفرما!
سليمان , با شنيدن اين نجوا , به ياران خود گفت :
برگرديد كه خدا بر شما باران مي باراند و سيرابتان
مي سازد , به دعاي غير شما.
حديث بالا , در پيوند با حيواني است كه چنين مينمايد
سودي به انسان نمي رساند. در روايات و سخنان روشن
معصومان (عليهم السلام ) , چهارپاياني كه به طور كامل در
خدمت بشر قرار دارند , با تاكيد بيشتري ارج نهاده و گرامي
داشته شده اند. عبدالله بن سنان از امام صادق (ع ) نقل مي كند
كه فرمود :
اذا اتخذ اهل بيت شاه اتاهم الله بارزاقهم و ارتحل عنهم
الفقر مرحله . فاذا اتخذوا شاتين اتاهم الله بارزاقها و زادفي
ارزاقهم و ارتحل الفقر عنهم مرحلتين و ان اتخذوا ثلاثه اتاهم
الله بارزاقها و ارتحل عنهم الفقرا راسا . (5 )
هر گاه اهل خانه اي گوسفندي در اختيار گيرند , خداوند ,
روزي آن را به ايشان بدهد و در روزي شان بيفزايد و فقر و
نداري , يك درجه از آن دور شود. و هر گاه دو گوسفند در
اختيار گيرند , روزي آن ها را به ايشان بدهد و در روزي شان
بيفزايد و فقر , دو درجه از آنان دور شود , و اگر سه گوسفند در
اختيار گيرند , روزي آن ها را به ايشان بدهد و فقر , به كلي از
آنان رخت بربندد.
به هر روي , از جمله حقوق حيوان بر انسان , تامين آب و
آذوقه اواست . البته پيدا است مراد از حيوان در اين جا , هرگونه
جانداري است كه در خدمت انسان و برآورنده يكي از نيازهاي
او باشد. در اين باره , شرح بيش تري خواهيم داد.
در اين جا , ياد كرد فرازهايي از سخنان فقيهان و اشاره به
پاره اي از روايات كه مي تواند مستند اين حق باشد , سودمند
است . البته افزون بر روايات , در لابه لاي عبارت هايي كه ياد
خواهيم كرد نيز به پاره اي از استدلال ها برمي خوريم .
شيخ در مبسوط مي نويسد :
اذا ملك بهيمه فعليه نفقتها سوا كانت مما يوكل لحمها
اولا يوكل لحمها , والطير و غير الطير سوا لان لها حرمه (6 ) .
هر گاه شخص , مالك حيواني شود , واجب است هزينه آن
را تامين نمايد , و در اين حكم , فرقي ميان حيواني كه گوشت
آن را مي شود خورد و حيواني كه گوشت آن را نمي شود خورد ,
نيست . نيز در اين حكم , پرنده و غير پرنده , مساوي است , زيرا
حيوان , حرمت دارد.
وي , در اين باب , گفتار بيشتري دارد كه فشرده آن , چنين
است :
حالت و چگونگي حيوان , از دو گونه بيرون نيست : يا در
آبادي به سر مي برد يا در بيابان .
در فرض نخست , هزينه حيوان بر مالك , واجب است , به
اين معنا كه بايد علوفه او را برآورد , زيرا در اين فرض , براي
حيوان , امكان چريدن نيست . و اگر اين حيوان , خوراكي باشد ,
مالك , ميان سه كار , يعني : تامين علوفه , سربريدن و فروختن ,
مخير است , و اگر غير خوراكي باشد , ميان دو كار : تامين علوفه
يا فروختن , مخير خواهد بود.
و در صورت خودداري , حاكم او را بر پرداخت هزينه يا
فروختن وا مي دارد. اما بنابر فرض دوم , كه حيوان , در بيابان
مي چرد , در صورتي كه گياه و چراگاه , به مقدار نياز يافت
ميشود , مالك , او را براي چريدن , آزاد مي گذارد و در صورتي
كه زمين , دچار خشكسالي گياه باشد , يا داراي گياه به مقدار
كافي نباشد , مالك نبايد شير آن حيوان را بدوشد , (زيرا در
صورت دوشيده شدن , حيوان يا نوزاد آن دچار ضعف
مي شود . )(7 )
علامه نيز در اشاره به فرع اخير در سخن شيخ مي نويسد :
ولو كان اخذ اللبن يضر بالدابه بان تكون السنه مجديه
لايجد لها علفا يكفيها لم يجز له اخذه (8 )
اگر بهره برداري از شير حيوان , براي آن زيان آور باشد , به
اين دليل كه خشكسالي باشد و علف در حد كافي براي حيوان
يافت نشود , مالك نمي تواند آن را بدوشد.
نيز عبارت وي در كتاب قواعد , نشان گر اهميت اين حق
حيوان در فقه اسلامي است :
ولو لم يجد ما ينفق علي مملوكه او علي الحيوان و وجد
مع غيره , وجب الشرا منه , فان امتنع الغير من البيع كان له
قهره و اخذه اذا لم يجد غيره (9 )
اگر مالك , براي برآوردن هزينه برده و يا حيوان خود ,
چيزي نيابد , و آن را پيش ديگري بيابد , واجب است از او
بخرد. و اگر آن شخص , خودداري كرد و فروشنده ديگري هم
يافت نشد , مي تواند خوراك حيوان را به زور از او بگيرد.
و صاحب جواهر , در پايان كتاب نكاح , درباره هزينه
حيوان , گفتاري طولاني دارد كه بخشي از آن چنين است :
بر مالك واجب است آن چه حيوان به آن نياز دارد , مانند :
آب و آذوقه و مكان و پالان و... كه با گوناگوني زمان ها و
مكان ها , گوناگون مي باشد , گام پيش نهد و دست به كار شود.
بلكه درباره خوراك , همين كه او را آزاد بگذارد از گياه زمين
بچرد كافي است . و در اين فرض , اگر چريدن , او را سير كند ,
مالك وظيفه ديگري ندارد و گر نه بايد علوفه آن را برآورد و اگر
مالك , از اين دو كار سرباز زند , حاكم , او را بر يكي از سه كار :
فروختن , سربريدن و پرداختن هزينه آن , وا مي دارد. و اگر
واداشتن مالك , ممكن نباشد , حاكم به نيابت از او , آن چه را كه
مصلحت ببيند و مناسب و مورد نياز باشد , انجام ميدهد , مثل
اين كه زمين او را مي فروشد و با پول آن , خوراك حيوان را
فراهم مي كند , يا اين كه حيوان را اجاره مي دهد و با درآمدي كه
از اين بابت به دست ميآيد , نيازهاي آن را برآورده مي سازد . (10 )
فقيه مزبور , با بهره گيري از روايات ـ كه به برخي از آنها
اشاره خواهيم نمودـ و در اشاره به مفاد و مضموم آن ها , و به
عنوان استدلال بر حكم ياد شده مي نويسد : « لكونه ذاكبد حرا
و نفس محترمه و واب النفقه علي المالك , (11 ) زيرا حيوان ,
داراي جگري داغ و نفس محترم است و هزينه آن بر مالك
واجب است . »
عبارت « لكونه ذاكبد حرا » در عبارت صاحب جواهر ,
مي تواند اشاره به فراگيري حكم نسبت به جانداران خوراكي و
غير خوراكي و ناظر به جنبه مهر ورزانه مسئله باشد و در
صورتي كه اين معنا را بپذيريم و روايات مورد اشاره را نيز
تاييد كننده آن بدانيم , مي توان حكم ياد شده را به جانداران
غير اهلي كه از ناحيه آن ها , زيان و خطري متوجه انسان
نمي شود , گسترش داد.
پاورقي :
1 ـ گفتني است مطالبي كه تحت اين عنوان آمده , بخشي از
مقاله « فقه شيعه و حقوق حيوانات » است كه به قلم اين جانب ,
در فصل نامه فقه , كاوشي نو در فقه اسلامي , شماره 33 و 34
به چاپ رسيده است .
2 ـ محمد حسن نجفي , جواهر الكلام , ج 27 , ص .111
3 ـ نحل () : 5
4 ـ صدوق , من لايحضره الفقيه , ج 1 , ص 524
5 ـ حر عاملي , وسائل الشيعه , ج 11 , ص 509
6 ـ طوسي , مبسوط , ج 6 , ص .47
7 ـ همان .
8 ـ علامه حلي , قواعد الاحكام , ج 3 , ص 118 , نيز ر . ك :
فخرالمحققين , ايضاح الفوائد , ج 3 , ص .290
9 ـ همان .
10 ـ محمد حسن نجفي , جواهر الكلام , ج 27 , ص .111
11 ـ همان .
با نگاهي به آموزه ها و متون فقه اسلامي , به
خوبي روشن مي شود كه نه تنها حقوق بشر و كرامت
انساني به زيباترين وجه مورد توجه اسلام است , كه
حقوق حيوانات و درختان و گياهان نيز در اين آيين ,
جايگاهي ويژه دارد.
اگرچه براساس تعاليم اسلام چارپايان براي
خدمت رساني و سوددهي به برترين آفريده ها
يعني انسان آفريده شده اند , ولي اين امر به
هيچ وجه به معناي گرامي نبودن آنها نزد خداوند و
ناديده گرفتن حقوق آن ها نيست .

|
آثار ارزشمند روزه (7 )
|
پيامبر خدا(ص ) : دعاي روزه دار , رد نمي شود.
امام باقر(ع ) : آن گاه كه خداوند با موسي بن عمران (ع )
سخن گفت , موسي گفت : خدايا! پاداش كسي كه به خاطر
رضاي تو در روز روشن روزه بگيرد , چيست فرمود : « اي
موسي ! بهشت من , براي اوست وبراي اوست ايمني ازهر
هراسي در روز قيامت و آزادي از آتش دوزخ » .
امام هادي (ع ) : آنگاه كه خداوند با موسي بن عمران (ع )
سخن گفت , موسي گفت : پروردگارا! پاداش آن كه به خاطر
پاداش و رضاي تو ماه رمضان را روزه بگيرد , چيست
فرمود : « اي موسي ! روز قيامت , او را جايگاهي مي دهم كه
در آن جا بيمي نداشته باشد » ,
گفت : خدايا! پس پاداش آن كه ماه رمضان رابه خاطر
مردم , روزه بگيرد , چيست
فرمود : « اي موسي ! پاداش او , همچون پاداش كسي است كه
آن ماه را روزه نگرفته باشد » .

|
پيوند دلها
|
خانواده آرامتر با بهره وري بيشتر
هر انساني ـ هم زن و هم مرد ـ در طول زندگي , در شبانه
روز مشكلاتي دارد و با پيش آمدها و حوادثي مواجه است . اين
حوادث اعصاب را مي كوبد و خسته مي كند. انسانها را دچار
ناآرامي و سراسيمگي مي كند. وقتي وارد محيط خانواده شد.
اين محيط امن و امان به او تجديد قوا مي بخشد. او را آماده
يك روز ديگر و يك شبانه روز ديگر مي كند. خانواده براي
تنظيم زندگي انسان خيلي مهم است . البته خانواده بايد خوب
اداره بشود , بايد سالم اداره بشود1.
اين بهره اي كه مرد و زن از اين خانواده آرام مي برند , بهره
كاري آنها را در بيرون خانواده بالا مي برد , به آن اهميت و
ارزش مي دهد , آن را با ارزش و با كيفيت مي كند2.
فرصت ازدواج و آرام گرفتن در يك مجموعه خانواده ,
يكي از فرصتهاي مهم زندگي براي مرد و زن است . اين يك
وسيله آسايش , آرامش روحي , وسيله دلگرم شدن به تداوم
فعاليت زندگي است , وسيله تسلي , وسيله پيدا كردن يك
غمخوار نزديك است , كه براي انسان در طول زندگي بسيار
لازم است 3.
فرصتي براي تجديد قوا
در داخل خانواده است كه مرد و زن ـ كه زوجين هستند ـ
مي توانند تجديد قوا كنند , مي توانند همت خودشان را براي
ادامه راه آماده كنند. مي دانيد كه زندگي يك مبارزه است , كل
زندگي عبارتست از يك مبارزه بلند مدت , مبارزه با عوامل
طبيعي , مبارزه با موانع اجتماعي , مبارزه با درون خود انسان
كه مبارزه با نفس است . دائم انسان در حال مبارزه است . بدن
انسان هم در حال مبارزه است . جسم انسان هم دائم دارد با
عوامل مضر مبارزه مي كند , قدرت اين مبارزه وقتي در جسم
باشد , جسم سالم است . در انسان , اين مبارزه بايد صحيح ,
منطقي , در جهت درست , با رفتارهاي صحيح و با ابزارهاي
درست باشد.
اين مبارزه گاهي يك استراحت و يك بار اندازي لازم
دارد. اين يك سفر و يك حركت است . اين نقطه استراحت ,
داخل خانواده است 4.
احترام به قرارداد زناشويي
خانواده يك قرار داد است , يك امر طبيعي نيست كه دو
چيز را به هم وصل كرده باشند. نه ! يك قرارداد است . يك امر
اعتباري است . ماندن او بسته به اين است كه طرفين قضيه و
جامعه و قانون آن را محترم بشمارند. اگر به آن بي اعتنايي
كردند , باقي نمي ماند5.
پانوشت ها :
1 ـ خطبه عقد مورخه 77,10,29
2 ـ خطبه عقد مورخه 79,12,15
3 ـ خطبه عقد مورخه 80,12,9
4 ـ خطبه عقد مورخه 81,3,8
5 ـ خطبه عقد مورخه 77,1,19

| |
|