روزنامه جمهوري اسلامي 27/07/1384 صفحه كتاب و كتابخواني

* رژيم پهلوي و نفوذ امنيتي و اقتصادي اسرائيل در ايران
تازه هاي نشر
رژيم پهلوي و نفوذ امنيتي و اقتصادي اسرائيل در ايران




ايران و رژيم صهيونيستي
كتاب « ايران و رژيم صهيونيستي از همكاري تا منازعه » را اميرمحمد حاجي يوسفي نوشته و انتشارات دانشگاه امام صادق عليه السلام آن را در 248 صفحه منتشر كرده است . در فهرست كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : نظريه هاي منازعه و همكاري در روابط بين الملل , مروري تاريخي به مناسبات ايران و فلسطين قبل از تشكيل رژيم صهيونيستي , ريشه هاي قضيه فلسطين , ايران پهلوي و اسرائيل , جمهوري اسلامي و رژيم صهيونيستي , پيامدهاي مناسبات خصمانه جمهوري اسلامي ايران و اسرائيل براي امنيت ملي ايران , مخالفت با رژيم صهيونيستي و امنيت ملي ايران و عناوين متعدد ديگر.
در بخشي از كتاب مذكور , اشكال مختلف همكاري رژيم پهلوي با رژيم صهيونيستي مورد بحث قرار گرفته است كه به منظور آشنايي خوانندگان , بخش مذكور را از نظر مي گذرانيم .
الف ـ همكاري هاي نظامي و امنيتي
هم شاه ايران براي مقابله با نفوذ كمونيسم شوروي و همچنين راديكاليسم عربي و هم اسرائيل براي خروج از انزواي كامل در خاورميانه , به يك متحد منطقه اي نياز داشتند و مطابق با قانون « دشمن دشمن من , دوست من است » به يكديگر نزديك گشتند. شاه ايران به سبب محيط امنيتي داخلي , منطقه اي و جهاني كه با تهديدهاي جدي مواجه بود (از لحاظ داخلي مخالفت با دولت پهلوي , از لحاظ منطقه اي راديكاليسم عربي , و از لحاظ جهاني اهداف توسعه طلبانه شوروي ) , به دنبال تقويت بنيان هاي امنيتي ـ نظامي رژيم پهلوي بود. از اين رو , يكي از مهم ترين محورهاي همكاري ايران با اسرائيل مي توانست در اين زمينه شكل گيرد.
در عرصه نظامي ـ امنيتي سه گونه همكاري ميان دو كشور از اهميت فوق العاده اي برخوردار بود. نخست مساله آموزش نظاميان ايراني در اسرائيل بود. ازغندي با نقل قول از روزنامه هاي اروپايي مي نويسد : در سال 1356 (1977 ) , « حدود 15000 نظامي ايراني مشغول آموزش در اسرائيل بودند » .
تقريبا تمام روساي ستاد مشترك ارتش ايران و اسرائيل با يكديگر ملاقات داشته اند و بيش از 400 خلبان , چترباز و توپچي ايراني , در اسرائيل آموزش ديدند.
دوم مساله همكاري امنيتي ميان ساواك و موساد بود. سازمان اطلاعات و امنيت كشور(ساواك ) در سال 1336 (ماه دسامبر 1958 ) تاسيس گرديد و ژنرال تيمور بختيار رياست آن را برعهده گرفت . ايالات متحده آمريكا و ) در تاسيس و سازماندهي آن نقش اساسي CIA سازمان جاسوسي آمريكا ( داشتند. سازمان اطلاعات و جاسوسي اسرائيل (موساد) نيز از لحاظ آموزش كادرهاي اطلاعاتي به ايران كمك هاي عمده اي كرد. همكاري امنيتي ساواك ـ موساد پس از اين كه در سال 1960 , گروه آموزشي سيا ايران را ترك كرد , مستحكم تر گشت و گروهي از مربيان آموزشي موساد , امر آموزش در ساواك را در دست گرفتند . اين گروه تا سال 1965 ميلادي در ايران باقي ماند.
از ديد جيمزبيل , ترديدي نيست كه موساد و ساواك به ويژه در اواسط دهه 1960 ميلادي , همكاري بسيار نزديكي داشتند و در همين دوره بود كه موساد به تدريج روي ساواك نفوذ نسبتا بيشتري پيدا كرد در حالي كه نفوذ سازمان سيا به نحوي كمتر شد.
گفته شده كه در اوائل سال 1957 ميلادي , شاه به ژنرال بختيار دستور داد كه مساله همكاري اطلاعاتي ساواك را با موساد مورد بررسي قراردهد. شايد بتوان براي اين مساله چند دليل برشمرد. نخست اين كه شاه از علني شدن مناسبات ايران و اسرائيل واهمه شديدي داشت و از اين رو معتقد بود بايد ساواك و موساد به نحوي مديريت اين روابط را برعهده گيرند تا از علني شدن آن جلوگيري به عمل آيد. از اين رو شاه مي خواست كه امر برقراري روابط با دولت اسرائيل از طريق ساواك صورت گيرد. دوم اين كه به نظر مي رسيد رژيم شاه از همكاري اطلاعاتي ساواك با سازمان جاسوسي آمريكا رضايت چنداني نداشت بدين علت كه سازمان سيا بيشتر در رقابت با كا.گ .ب بوده و ديدگاه هاي مربوط به جنگ سرد را دنبال مي كرد. اين درحالي است كه ايران نياز اطلاعاتي و امنيتي بيشتر منطقه اي داشت و به ويژه با ظهور ناصر در منطقه نيازهاي امنيتي و ضدجاسوسي منطقه اي ايران بيش از پيش آشكار گشته بود. با توجه به تجربه گسترده اطلاعاتي موساد در خاورميانه , تحكيم روابط ساواك با آن براي رژيم شاه از اهميت فوق العاده اي برخوردار بود. سومين دليل مربوط به نحوه آموزش اعضاي ساواك توسط ماموران سيا بود كه نوعي نارضايتي را در ميان آنان ايجاد كرده بود. رژيم پهلوي بر اين باور بود كه مساعدت موساد مي تواند اين نارضايتي را جبران نمايد. و در نهايت اين كه ماموران ساواك بر اين باور بودند كه موساد بهتر از هر سازمان ديگر مي تواند به مهم ترين وظيفه اين سازمان كه سركوب هرگونه مخالفت داخلي با حكومت شاه بود , مساعدت نمايد.
ساواك و موساد در زمينه هاي مختلف به همكاري پرداختند. نخستين و مهم ترين عرصه همكاري همانا آموزش نيروهاي ساواك توسط موساد بود. در سال 1960 , تعداد 2 الي 8 مامور موساد كار آموزش نيروهاي ساواك را بر عهده داشتند. همزمان تعدادي از ماموران ساواك نيز براي آموزش ارتباطات , جاسوسي , ضدجاسوسي , و حملات برق آسا به اسرائيل رفتند. موساد به علت اين كه از ورزيده ترين سرويس هاي اطلاعاتي در آن زمان بود و داراي توانائي هاي عملياتي فوق العاده اي در سراسر خاورميانه بود , مي توانست خدمات بسيار مفيدي به ايران ارائه نمايد , خدماتي كه به گفته گازيوروسكي « سرويس هاي آمريكا يا ديگر كشورها نمي خواستند يا نمي توانستند عرضه كنند » . براي نمونه , موساد و ساواك در آبادان عمليات مشتركي را براي گردآوري اطلاعات كه توسط شبكه گسترده اي از خبرچينان در داخل عراق جمع آوري مي شد , آغاز كردند. اين شبكه كه ظاهرا به تمامي عرصه هاي زندگي سياسي عراق دسترسي داشت بعدها با يك رشته ايستگاههاي استراق سمع الكترونيك كه نيروهاي مسلح ايراني و اسرائيلي مشتركا در مرز ايران و عراق برپا كرده و اداره مي كردند , تكميل شد. همچنين در نيمه دهه 1960 , اسرائيل و آمريكا مشتركا به تامين اسلحه , آموزش , پشتيباني مالي و كمك اطلاعاتي به گروه هاي بارزاني در قيام بر ضد حكومت عراق نمودند. افزون بر عراق , ساواك و موساد اطلاعات قابل توجهي در مورد بقيه كشورهاي جهان عرب مبادله مي كردند كه از آن جمله اطلاعاتي بود كه خبرچين هاي ساواك در كشورهاي مختلف عربي و در سازمان آزادي بخش فلسطين به دست مي آوردند.
يكي ديگر از ويژگي هاي مهم روابط ساواك و موساد , برقراري رابطه با سرويس اطلاعاتي تركيه و برگزاري جلساتي منظم هر شش ماه يك بار طي دهه هاي 1960 و 1970 است كه روساي سه سازمان اطلاعاتي در آن شركت مي كردند. مهم ترين هدف اين جلسات اطلاعاتي كه به ترايدنت معروف بود , مبادله اطلاعات جمع آوري شده توسط اين سازمان ها و بعضا ارائه توصيه هاي عملي بود. عمده ترين اطلاعات مبادله شده در مورد فعاليت هاي شوروي و تندروان عرب در خاورميانه بود.
در مجموع , خطرات و تهديدات مشتركي كه ايران و اسرائيل با آنها مواجه بودند موجب آغاز و گسترش همكاري اطلاعاتي ساواك و موساد در دهه هاي 1960 و 1970 گرديد . هر دو كشور مي دانستند كه براي پاسخ گويي به چالش هاي منطقه اي نياز به نوعي هماهنگي دارند و بي توجهي به تهديدات فاجعه آميز خواهد بود.
سوم مساله همكاري ايران و اسرائيل در زمينه تسليحات بود. بعد از سرنگوني دولت دكتر مصدق , شاه به دنبال تحكيم قدرت نظامي خود برآمد. به دليل دشمن مشتركي كه ايران و اسرائيل داشتند (يعني شوروي و كشورهاي راديكال عرب ) و همچنين به دلايل اقتصادي براي اسرائيل (كه فروش سلاح جز مهم ترين بخش هاي منبع درآمد اين كشور بود) , خريد سلاح اسرائيل توسط ارتش ايران مورد توجه قرار گرفت . همكاري نظامي بين ايران و اسرائيل از تابستان سال 1957 ميلادي (1336 ) , زماني كه دكترين آيزنهاور اعلام گرديد , آغاز شد . در اين زمان (سپتامبر 1957 ) ژنرال تيمور بختيار رئيس ساواك به دستور شاه به فرانسه سفر كرده و با سفير اسرائيل در پاريس ملاقات نمود. اين ملاقات و ملاقات بعدي در رم در اكتبر همان سال , زمينه را براي همكاري نظامي ايران و اسرائيل فراهم ساخت . همان گونه كه قبلا بيان كرديم , دكترين اتحاد پيراموني بن گوريون در اين زمان مطرح شد. ايران و اسرائيل در اين دو ملاقات در مورد تهديد ناصر و همچنين خطر شوروي در خاورميانه توافق كامل داشتند. افزون بر اين , تشكيل جمهوري متحد عرب در سال 1958 (مصر و سوريه ) و همچنين كودتاي عبدالكريم قاسم در عراق در همان سال , احساس تهديد سران ايران و اسرائيل را تشديد و نزديكي هرچه بيشتر آنها را ضروري ساخت و دكترين اتحاد پيراموني راتقويت نمود. بايد توجه داشت كه يك دليل عمده ريسك شاه براي برقراري روابط نظامي با اسرائيل به رغم مخاطرات داخلي (مخالفت گروه هاي مذهبي ) و منطقه اي (برانگيختن موج مخالفت كشورهاي عربي ) , اين بود كه آمريكا از دكترين اتحاد پيراموني حمايت به عمل آورده بود و شاه به سختي به دنبال جلب حمايت آمريكا از ايران بود.
در هر حال همكاري هاي نظامي دو كشور تا سرنگوني رژيم پهلوي در ايران ادامه داشت . در تحكيم و گسترش اين روابط دو فرد اسرائيلي و ايراني يعني سرهنگ يعقوب نيمرودي و ژنرال حسن طوفانيان نقش محوري ايفا كرده اند. در طي اين سال ها همكاري هاي عمده اي در زمينه هاي مختلف صورت گرفت . مقدار زيادي سلاح يوزي به دستور مستقيم شاه توسط ژنرال طوفانيان از اسرائيل خريداري گرديد. قراردادهاي متعددي براي تعمير در اسرائيل به امضاي مقامات F -68 هواپيماهاي جنگنده مانند هواپيماي ارتش دو كشور رسيد. همچنين يك سري موافقت نامه هاي همكاري در توليد برخي سلاح ها مانند ساخت هواپيماي آريه , توليد موشك هاي زمين به زمين با برد 300 مايل , توسعه موشك هاي ضد تانك هارپون آمريكايي , و تاسيس كارخانه توليد توپ هاي 155 ميلي متري و خمپاره هاي 120 ميلي متري , صورت پذيرفت .
ب ـ همكاري هاي اقتصادي
همكاري ايران و اسرائيل در زمينه اقتصادي نيز حائز اهميت زيادي بود. در اينجا به دو بخش از عمده ترين بخش هاي همكاري اقتصادي ميان دو كشور يعني نفت و كشاورزي اشاره اي خواهيم داشت . همكاري نفتي ايران و اسرائيل پس از سرنگوني دكتر مصدق در سال 1954 , آغاز گرديد . در اين سال از طريق برخي معامله كنندگان خصوصي و نه از طريق قرارداد رسمي ميان دو كشور , نفت ايران به اسرائيل فروخته مي شد. اما فروش رسمي نفت ايران به اسرائيل از سال 1957 آغاز و تا سال 1977 ادامه داشت . با قطع روابط شوروي و اسرائيل در اكتبر 1956 , اسرائيل مهم ترين منبع نفتي خود را از دست داد و در نتيجه ايران به عنوان بهترين الترناتيو مطرح گشت . نماينده شركت ملي نفت ايران در تابستان سال 1957 از اسرائيل ديدن كرده و ضمن گفت وگو با مقامات اسرائيلي , اولين قرارداد نفتي ميان دو كشور امضا گرديد. مطابق اين قرارداد نفت ايران به قيمت بشكه اي يك دلار و سي سنت به اسرائيل فروخته مي شد.
ميزان صادرات نفت ايران به اسرائيل مشخص نيست . پرواضح است كه رژيم پهلوي تحت تاثير فشارهاي داخلي و همچنين بعضا فشارهاي خارجي (كشورهاي عربي ) از آشكارگشتن مناسبات ايران با اسرائيل واهمه بسيار زيادي داشته است . اين فشارها همچنين موجب شده كه مناسبات ايران با اسرائيل به سبب ملاحظات حكومت پهلوي در نتيجه اين فشارها , محدود گردد.
سئوال اصلي در بررسي مناسبات نفتي اسرائيل و ايران اين است كه به رغم محدوديت هاي داخلي و خارجي , انگيزه اوليه رژيم پهلوي در صادرات نفت به اسرائيل چه بوده و گسترش آن چرا صورت گرفته است . براي فروش نفت ايران به اسرائيل مي توان به دلايل اقتصادي و سياسي اشاره نمود. از انگيزه هاي اقتصادي يكي نياز مالي ايران در اين زمان به ويژه بلافاصله پس از كودتا در اوايل دهه 1950 ميلادي , و ديگري گسترش بازارهاي نفتي (فروش و سرمايه گذاري ) كشور بوده است . همكاري نفتي با اسرائيل افزون بر فروش نفت , در زمينه تاسيس خط لوله نفتي ايلات ـ اشكلون نيز بوده است .
اسرائيل براي واردات نفت ايران نخست به احداث خط لوله هشت اينچي ايلات ـ بئر شبع در سال 1957 و سپس خط لوله 16 اينچي در سال 1960 پرداخت . اما با افزايش مصرف داخلي نفت در اسرائيل , رژيم صهيونيستي در سال 1965 به فكر تاسيس يك خط لوله جديد 32 اينچي از ايلات به اشكلون افتاد. ايران با درخواست اسرائيل براي همكاري در اين زمينه موافقت به عمل نياورد اما بعدا پس از پيروزي اسرائيل در جنگ شش روزه در سال 1967 , ايران با اين درخواست موافقت نموده و عمليات احداث اين خط جديد در سال 1968 آغاز و در سال 1969 به پايان رسيد .
بدين ترتيب , ايران جز اولين كشورهايي بود كه افزون بر بازاريابي نفتي و گسترش بازارهاي فروش نفت خود , به سرمايه گذاري در خط لوله و همچنين پالايشگاه نفت پرداخته است . اين امر موجب نوعي همگرايي افقي صنعت نفت ايران در سيستم نفت جهاني مي گرديد.
اما مهم تر از انگيزه هاي اقتصادي , انگيزه هاي سياسي فروش نفت به اسرائيل بود. از يك سو , شاه مي خواست از طريق فروش نفت به اسرائيل , استقلال خويش از كنسرسيوم نفتي كه بعد از كودتا تشكيل شده بود را نشان دهد. سبحاني ادعا نموده كه شاه مي خواست « بركنسرسيوم نفتي پيشدستي نموده و نشان دهد كه رئيس چه كسي است » . از سوي ديگر , شاه از اين طريق با دشمني كشورهاي عربي به مقابله برمي خواست و سعي مي كرد از طريق گسترش همكاري با اسرائيل , تهديد كشورهاي عربي را دفع نمايد. براي نمونه , مي توان به موافقت رژيم پهلوي با همكاري در احداث خط لوله ايلات ـ اشكلون اشاره كرد كه مي توانست نفت ايران را از بندر عقبه تا سواحل اسرائيل در درياي مديترانه و سپس بازارهاي اروپايي حمل نمايد. ايران در ابتدا با اين پيشنهاد كه توسط اسرائيلي ها صورت گرفت موافق نبود , اما پس از جنگ شش روزه و به ويژه تشديد اختلاف ايران با عراق برسر اروندرود در سال 1969 , همكاري با اسرائيل براي ساخت اين خط لوله آغاز گرديد. همچنين در نزديكي با اسرائيل , مساله نفوذ اين كشور در ايالات متحد آمريكا نيز مورد نظر بوده است . همان گونه كه سبحاني نيز بيان مي كند , يكي از دلايل همكاري شاه با اسرائيل وجود پيوند عميق ميان اين كشور و ايالات متحده بود كه شاه مي خواست از آن به نفع خويش استفاده نمايد. از اين رو , زماني كه شاه ايران احساس مي كرد كه آمريكا با گسترش مناسبات ايران با اسرائيل موافق است , اين كار را انجام مي داد اما اگر در مواردي چنين احساس را نداشت , با گسترش روابط موافقت نمي نمود. براي نمونه , درخواست اسرائيلي ها براي احداث يك پالايشگاه در اشدود با مشاركت ايران مورد پذيرش رژيم پهلوي قرار نگرفت . افزون بر غيراقتصادي بودن آن , مهم ترين دليل براي نپذيرفتن اين پيشنهاد عدم حمايت آمريكا بود. در يكي از اسناد سفارت آمريكا در ايران مورخه اوت 1970 چنين آمده است كه : « ما در اين مقطع زماني بحراني بر اين باور هستيم كه هرگونه همراهي آمريكالله ممكن است مناسبات اين كشور با كشورهاي دوست عرب صادركننده نفت را به خطر اندازد » . از اين رو , حكومت ايران پيشنهاد اسرائيل را نپذيرفت .
افزون بر نفت , دو كشور در زمينه كشاورزي نيز به همكاري پرداختند. براي نمونه مي توان به پروژه كشت و صنعت قزوين پس از زلزله سال 1962 (1341 ) اشاره نمود . موشه دايان وزير كشاورزي وقت اسرائيل در سفر به ايران قول داد تا به وسيله يك شركت دولتي اسرائيل به بازسازي منطقه مساعدت نمايد. اسرائيل با نفوذي كه در واشنگتن داشت موفق شد تا وامي نيز به مبلغ 20 ميليون دلار از بانك جهاني براي اين پروژه دريافت نمايد .
در سال 1356 حدود 15000 نظامي رژيم شاه در اسرائيل مشغول آموزش نظامي بودند; همچنانكه بيش از 400 خلبان و چترباز و توپچي نيز به منظور آموزش در آنجا به سرمي بردند
شاه از علني شدن مناسبات با رژيم صهيونيستي به شدت وحشت داشت . به همين دليل معتقد بود كه ساواك و موساد بايد مديريت اين روابط را برعهده بگيرند و از علني شدن آن جلوگيري نمايند. ساواك و موساد در زمينه هاي مختلف همكاري داشتند و آموزش نيروها ساواك از مهم ترين عرصه هاي اين همكاري بود
فروش نفت ايران به اسرائيل بعد از كودتاي 28 مرداد آغاز شد و به تدريج ايران مهم ترين منبع تامين نفت براي رژيم صهيونيستي گرديد

تازه هاي نشر


منطق جمله ها
كتاب « درآمدي نو به منطق نمادين : منطق جمله ها » را رضا اكبري ترجمه كرده و انتشارات دانشگاه امام صادق عليه السلام آن را در 342 صفحه منتشر كرده است . در فهرست كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : اجزاي يك استدال , صورت هاي استدلالي , مقام كشف و مقام داوري , نمادين سازي در منطقه جمله ها , جمله هاي اتميك و جمله هاي مركب , توابع ارزش , جدول ارزش , محاسبه ارزش ها , صورت هاي استدلالي , دليل شرطي و برهان غيرمستقيم , روش درخت هاي ارزش در منطق جمله ها و عناوين متعدد ديگر.
درآمدي نو به منطق
كتاب « درآمدي نو به منطق » را رضا اكبري ترجمع كرده و انتشارات دانشگاه امام صادق عليه السلام آن را در 245 صفحه منتشر كرده است . در فهرست كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : منطق قياسي , قضاياي حملي , تضمين وجودي , نمودارون , قياس ضمير , قياس زنجيره اي , محدوديت هاي فني , منطق استقرايي , برداشت غلط از استقرا و قياس , حساب احتمالات , نظام هاي اصل موضوعي , ويژگي هاي و ماهيت نظام هاي اصل موضوعي , منطق هاي بديل , منطق موجهات , قضاهاي معرفتي , منطق بابايي و عناوين متعدد ديگر.
مجموعه مقالات اقتصادي
كتاب « مجموعه مقالات اقتصادي » را غلامرضا مصباحي تاليف كرده و انتشارات دانشگاه امام صادق عليه السلام آن را در 239 صفحه منتشر كرده است . مفهوم توسعه در قرآن و حديث , محور اساسي بازسازي اقتصادي يا نقطه شروع توسعه اقتصاد جمهوري اسلامي ايران , بررسي اختلاف مواضع جناح ها درباره مسائل اقتصادي , پاره اي از مشكلات بانكداري بدون ربا در جمهوري اسلامي ايران , بررسي آموزش اقتصاد پول و بانك در جمهوري اسلامي ايران و عناوين ديگر.
روش شيخ ابوالفتوح راضي در تفسير
كتاب « روش شيخ ابوالفتوح رازي در تفسير روض الجنان » را محمدمهدي حقي تاليف كرده و انتشارات دانشگاه امام صادق عليه السلام آن را در 216 صفحه منتشر كرده است . در فهرست كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : معرفي شيخ ابوالفتوح رازي , شناسايي تفسير روض الجنان , روش مفسر در تنظيم مطالب , جايگاه نقل در روض الجنان , جايگاه علوم قرآني و مباحث كلامي و عرفاني در تفسير روض الجنان و...
پيوند اعضا در آيينه فقه
كتاب « پيوند اعضا در آيينه فقه » را علي پورجواهري نوشته و انتشارات دانشگاه امام صادق عليه السلام آن را در 256 صفحه منتشر كرده است . در فهرست كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : رابطه انسان با اعضاي بدن خويش و حدود تصرف در آن , بررسي و نقد ادله جواز و نبود جواز برداشت عضو پيوندي , مرگ مغزي از ديدگاه پزشكي و فقه و...
پندارها و پاسخ ها
كتاب « پندارها و پاسخ ها » را مسعود فكري نوشته و انتشارات دانشگاه امام صادق عليه السلام آن را در 368 صفحه منتشر كرده است . در فهرست كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : آيات مربوط به امامت خاصه در ديدگاه آلوسي , آلوسي و فضايل اهل بيت , اعتراف به فضايل اهل بيت و عناوين متعدد ديگر.
انتقال مالكيت در عقد بيع
كتاب « انتقال مالكيت در عقد بيع » را محسن قاسمي نوشته و انتشارات دانشگاه امام صادق عليه السلام آن را در 304 صفحه منتشر كرده است . در فهرست كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : سيستم هاي انتقال مالكيت در بيع , مفهوم مالكيت و ماهيت آن , سير تاريخي از تشريفاتي بودن به رضايي بودن , مباني و فوايد و معايب سيستم هاي انتقال مالكيت در بيع . استثنائات قانوني , نقش قبض در انتقال مالكيت در بيع , مفهوم و ماهيت قبض , بيع هاي منوط به بررسي مبيع و عناوين متعدد ديگر.
منطق محمول ها
كتاب « درآمدي نو به منطق نمادين : منطق محمول ها » را رضا اكبري ترجمه كرده و انتشارات دانشگاه امام صادق عليه السلام آن را در 326 صفحه منتشر كرده است . در فهرست كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : نمادين سازي در منطق محمول ها , معناشناسي منطق محمول ها , براهين منطق محمول ها , منطق نسبت ها , مبناي منطقي نهفته در صورت بندي دقيق قواعد مربوط به لورها , درخت هاي ارزش در منطق محمول ها , اين هماني و مشكلات فلسفي منطق محمول ها و عناوين متعدد ديگر.