
سرباز آمريكايي از تكنيك هاي شكنجه در گوانتانامو مي گويد
اشاره :
من در اتاق با بازجوي زن قدم مي زدم . زنداني از قبل آنجا حضور داشت
و قبل از اينكه ما بياييم انتظار يك دوره زماني خوب را داشت . او روي زمين
افتاده بود. ما به او مي گفتيم كه بايد همكاري كند. پس از چندلحظه بازجوي
زن خودش را به زنداني نزديك كرد و سعي كرد او را تحريك كند.
سه سال قبل بيشتر مردم آمريكا يا ديگر نقاط جهان اسم ساحل
گوانتانامو را در كوبا يا زندان ابوغريب نشنيده بودند. اين دو مكان , در حال
حاضر , به نهادهايي جهاني از جنگ آمريكا عليه تروريسم تبديل شده اند.
چندي پيش سالگرد رسوايي افشا انجام شكنجه در زندان ابوغريب بود.
تا امروز هيچ يك از مقامات ارشد نظامي آمريكا به خاطر نقض
برنامه ريزي شده حقوق زندانيان به مجازات قابل ملاحظه اي محكوم
نشده اند. وكلاي سربازان رده پايين متهم در اين باره مي گويند كه موكلانشان
تنها دستوراتي را كه از طريق سلسله مراتب توسط فرماندهان شان صادر
شده اجرا كرده اند. اخيرا « نيويورك تايمز » گزارش كرد بازجويي هايي از
مقامات عالي رتبه نظامي در ارتباط با شكنجه زندانيان در زندان گوانتانامو
در حال انجام است . اگرچه يافته هاي آنان در توصيف ميزان نقض حقوق
زندانيان با يافته هاي گروه هاي حقوق بشر و زندانيان آزاد شده از زندان
تفاوت زيادي دارد , ولي باز هم حاوي نكات مهمي است .
آن گزارش شامل مواردي از بدرفتاري و شكنجه هاي زندانيان و استفاده
از روش هاي غيرانساني به منظور گرفتن اطلاعات از آنان مي باشد.
در گزارش « نيويورك تايمز » اعلام شده بازجويان زن با فشار دادن اندام
تناسلي زندانيان مرد سعي در تحت فشار گذاشتن شان داشته اند يا زندانيان
مورد ضرب و شتم و بسته شدن به كف زندان براي ساعت هاي طولاني قرار
گرفته اند.
آنچه در ادامه مي آيد حاصل گفت وگويي است با سرباز سابق ارتش
آمريكا كه به عنوان مترجم زبان عربي در زندان ايالات متحده در گوانتانامو
مشغول به كار بوده است . « اريك اسار » از ماه دسامبر سال 2002 تا ماه
ژوئن سال 2003 (آذر81 تا خرداد 82 ) در آن زندان كار مي كرده است . او
جديدا كتابي با عنوان « داخل سيم ها » منتشر كرده است . او در اين كتاب
شيوه ها و تكنيك هاي اعتراف گرفتن توسط افسران نظامي آمريكا را در
گوانتانامو شرح داده است .
خوش آمدي اريك .
از اين كه من را دعوت كرديد متشكرم .
براي شروع لطفا توضيح بده چرا به گوانتانامو رفتي
اگر بخواهم صادق باشم , من خودم داوطلب رفتن به گوانتانامو شدم ,
چون به اين عمليات اعتقاد داشتم . من به آنجا رفتم تا به كشورم خدمت كنم
و از مهارتم در زبان عربي به منظور شركت در جنگ عليه تروريسم استفاده
كنم . من فكر مي كردم كه در آنجا با كساني كه يا مسئول واقعه يازدهم سپتامبر
هستند يا در حال برنامه ريزي براي حملات آينده به ايالات متحده بودند ,
روبرو مي شوم .
آيا وقتي شما به گوانتانامو رفتيد اين امر اتفاق افتاد
آنچه بعد از رسيدن من در آنجا اتفاق مي افتاد , باعث شد من تشخيص
دهم كه تصور من با واقعيات گوانتانامو در تضاد كامل مي باشد. در آنجا
بعضي مسايل وجود داشت كه مرا به شك انداخت و سرانجام به من ثابت
كرد كه گوانتانامو يك اشتباه و يك استراتژي شكست خورده در اين جنگ
مي باشد.
شما براي بازجويان كار ترجمه را انجام مي داديد
در نيمه دوم شش ماه كار من در گوانتانامو , من به عنوان مترجم در
تعدادي از بازجويي ها حضور داشتم .
شما در كتاب خود يك صحنه از يك بازجويي توسط يك زن را بازگو
كرده ايد. لطفا بگوييد كه در آن روز چه اتفاقي افتاد
آن روز , به عنوان يك تكنيك بازجويي از سكس به عنوان سلاحي براي
ايجاد فاصله بين زنداني اي كه ما با او صحبت مي كرديم و اعتقاداتش
استفاده شد. به عبارت دقيق تر , بازجوي زن كه من آن روز با او كار مي كردم
سعي كرد تا زنداني را وسوسه كند. منطق پشت اين عمل اين بود كه اگر او به
وسيله آن زن وسوسه شود , احساس ناپاكي و گناه مي كند و در نتيجه
نمي تواند به سلولش برگردد و نماز بخواند. كار ديگري كه آن بازجو به منظور
تحقير او و همچنين ايجاد احساس ناپاكي در او انجام داد , پاشيدن مقداري
جوهر قرمز به صورت زنداني بود. البته او اين كار به گونه اي انجام داد كه او
فكر كند آن خون است . همه اين كارها تلاشي براي ايجاد شكاف بين آن
زنداني و مذهبش بود. اما نه تنها غيرموثر بود بلكه من فكر مي كنم
غيراخلاقي هم بود.
لطفا جزئيات را شرح دهيد. منظورم اين است كه چه اتفاقي افتاد شما در
اتاق نشسته بوديد و ترجمه مي كرديد , بازجو در اتاق قدم مي زد , زنداني از
قبل آنجا بود يا بعد به آنجا آورده شد
من در اتاق با بازجوي زن قدم مي زدم . زنداني از قبل آنجا حضور داشت
وقبل از اينكه ما بياييم انتظار يك دوره زماني خوب را داشت . او روي زمين
افتاده بود. ما به او مي گفتيم كه بايد همكاري كند. پس از چند لحظه بازجوي
زن خودش را به زنداني نزديك كرد و سعي كرد او را تحريك كند.
بازجوي زن به او چه گفت
او مي گفت كه اين كار نبايد به اين شيوه باشد. ما مي توانيم پشت يك ميز
روبروي هم بنشينيم و مثل دو آدم بالغ با هم صحبت كنيم . سپس او گفت كه
من مي توانم بگويم كه تو به وسيله من تحريك شدي , فكر مي كني خدا به تو
چه احساسي دارد وقتي مجذوب يك كافر آمريكايي شده باشي
آيا او بدنش را به زنداني ماليد
او در اتاق قدم مي زد و... و در كل سعي مي كرد تا زنداني را وسوسه كند.
اسم آن بازجو چه بود
من كتاب ننوشتم تا راجع به افراد خاص اظهارنظر كنم , اما اگر اين فرصت
را داشته باشم بايد بگويم كه يكي از چيزهايي كه من را نسبت به اهداف
گوانتانامو با ترديد روبرو كرد , اين بود كه اشخاصي كه در آنجا كار مي كردند
سعي مي كردند با استفاده از شيوه هاي خاص , اطلاعات كسب كنند , اجازه
اين كارها را از فرماندهان خود گرفته بودند. بنابراين من واقعا نمي توانم اسم
شخص خاصي را ببرم , زيرا فكر نمي كنم كه كسي آنجا خارج از اجازه
فرماندهان كاري انجام مي داد.
آيا كاري كه آن بازجوي زن در حضور شما انجام داد قبلا هم تكرار شده
بود آيا شما چيزي در مورد بقيه موارد مي دانيد
من از طريق ديگر همكارانم كه در بازجويي ها همكاري مي كردند شنيده
بودم كه از سكس به عنوان ابزار بازجويي استفاده مي شود , آن هم به منظور
ايجاد فاصله بين شخص و ايمانش ولي تا قبل آن روز نديده بودم .
در آن مورد , بعد از اينكه او بدنش را به زنداني ماليد دست به چه كاري
زد
ما يك استراحت داشتيم و بعد برگشتيم . آن وقت بازجو يك قوطي قرمز
برداشت و مقداري جوهر قرمز روي دستش پاشيد. او به زنداني گفت كه ...
شده است . او در اطراف اتاق قدم مي زد و در حالي كه دستش را در مقابلش
گرفته بود , به طرف زنداني آمد و جوهر قرمز را به يك طرف صورتش ماليد.
آيا زنداني همچنان روي زمين افتاده بود
نه , وقتي به اتاق بازجويي برگشتيم او روي يك صندلي نشسته بود ولي
همچنان پاهايش بسته بود.
وقتي او جوهر را به صورت زنداني پاشيد , زنداني چه كرد
او از صندلي فاصله گرفت و در همين زمان يكي از پاهايش باز شد و مامور
زنداني آمد و پايش را دوباره بست . آنچه مرا ناراحت مي كرد اين بود كه كارها
اولا بي اثر بود و ثانيا حتي اگر موثر مي بود به نظر من آنچه ما انجام داديم
باارزش هايي كه در كشورمان روي آن تاكيد مي كنيم , مطابقت نداشت .
زماني كه او داشت راجع به مسايل سكسي با زنداني صحبت مي كرد , شما
مي بايست آنها را به عربي ترجمه مي كرديد
بله , من براي همين آنجا بودم .
آيا زنداني به شما توجه مي كرد
بله , او تنها به من توجه مي كرد , چون نمي خواست چشمش به آن بازجوي
زن بيفتد.
چه احساسي داشتيد از اين كه به جاي آن بازجوي زن صحبت مي كنيد
اين سئوال خوبي است . من واقعا احساس مي كردم كه نقش بازجويي را كه
همراهم است , برعهده گرفته ام . اين يكي از واقعيات شركت در بازگويي به
عنوان مترجم است . آنجا يك درگيري وجود داشت كه من الزاما موافق آن
نبودم ولي در همان زمان ماموريت خاصي نيز داشتم .
آيا وقتي كه او جوهر قرمز را به صورت زنداني ريخت به او گفت كه اين
خون ... است
بله , گفت و سپس به او گفت « مي داني خنده دار است كه تو امشب
مي خواهي در سلولت نمازبخواني , در حالي كه آب آن قطع شده است . » آن ها
آب سلول را قطع كردند , بنابراين او نمي توانست خود را تميز كند.
پاسخ او چه بود
پاسخ او واقعا بي اهميت بود. تنها چيزي كه من مي توانم بگويم اين بود كه
او چند ناسزا گفت و سكوت پيشه كرد. من حدس مي زنم اين بهترين كاري
بود كه او مي توانست انجام دهد.
آيا در اين بازجويي ها او مطلبي را فاش ساخت
تاآنجا كه من مي دانم او هرگز اين كار را نكرد. اما آن آخرين بازجويي بود
كه من در آن حضور داشتم . اندكي بعد , آن جزيره را ترك كردم .
در مورد صدها زنداني موجود در گوانتانامو چطور شما فكر مي كنيد چه
تعداد از آنها , از همان هايي باشند كه دولت ايالات متحده به آنها تروريست
مي گويد
براي من پاسخ دادن به اين سئوال سخت است , زيرا اين تعريف خيلي
مبهم مي باشد , تصور من اين بود كه وقتي به گوانتانامو مي روم با
سرسخت ترين تروريست ها مواجه مي شوم , يعني , با توجه به آنچه دولت
مي گفت , بدترين از ميان بدترين ها. به علاوه من فكر مي كردم آن افراد براي
حمله به ايالات متحده نقشه طرح كرده بودند , مسئول حادثه يازدهم
سپتامبر بودند و يا در حال طرح نقشه براي حمله به آمريكا بودند. همچنين
به من گفته شده بود كه همه آنها دشمنان خطرناك ما هستند , ولي اندكي
بعداز ورود به آنجا دريافتم كه بسياري از اين ذهنيت ها واقعيت ندارد.
آيا شما غير از زمان هاي ويژه بازجويي , وقت ديگري را با زندانيان
گذرانده ايد
البته , من در زماني كه در جزيره بودم , دو شغل داشتم , دومين قسمت
قراردادم مربوط به كار با تيم اطلاعاتي و همكاري با بازجويان در كار
بازجويي بود. اما قسمت اول كارم به عنوان يك مترجم , همان طور كه شما
اشاره كرديد , بودن با زندانياني بود كه هر روز را در سلول ها مي گذراندند.
آنها به شما چه مي گفتند
يكي از اولين چيزهايي كه فرماندهان به ما گوشزد مي كردند اين بود كه
ابزار دست زنداني ها قرار نگيريم , بنابراين سعي مي كرديم تحت تاثير آنها
قرار نگيريم و در همان زمان هم گفت وگوهاي اتفاقي با آنها در طول روز
داشتيم . بسياري از آنها داستانشان را تعريف مي كردند و اين كه چگونه
دستگير شده اند. بسياري از آنان خسته بودند و مي خواستند بدانند دادستان
را كي ملاقات مي كنند يا چه وقت ايالات متحده آنها را با بعضي چيزهاي
ديگر معاوضه مي كند. چيزهايي در همين حد غالب گفت وگوها را تشكيل
مي داد.
شما در كتابتان توصيف كرده ايد كه در زمان آمدن يك مقام بلندپايه سياسي
يا نظامي به گوانتانامو چه اتفاقي مي افتاد. درباره آن هم توضيح دهيد.
درست است . يكي از چيزهايي كه من در زماني كه با تيم اطلاعاتي كار
مي كردم , آموختم اين بود كه وقتي يك شخصيت ويژه براي بازديد مي آمد ,
يعني يك ژنرال , يك مقام عالي رتبه دولت يا يكي از مقامات سازمان هاي
و حتي يكي از نمايندگان كنگره , براي بازجوها توضيح داده مي شد كه V.I.P
يك متهم كه قبلا همكاري كرده را به اتاق بازجويي برده و پشت ميز بنشانند
تا آن شخص مهم او را از اتاق ديگر مشاهده كند. آنها كسي را پيدا مي كردند
كه همكاري كرده باشد , قادر باشد پشت ميز بنشيند و يك گفت وگوي
معمولي را انجام دهد و همچنين قبلا اطلاعات مهمي را افشا كرده باشد.
سپس آنها آن بازجويي را براي شخص مذكور دوباره اجرا مي كردند و در
واقع آن شخص بازديدكننده رافريب مي دادند.
آيا شما مي توانستيد اين حقيقت را به آنها بفهمانيد آنها چه كساني
بودند آيا سناتور هم ميانشان بود
آن هايي كه من ديدم تعدادي ژنرال بودند كه براي بازديد از جزيره آمده
بودند , تعدادي از مقامات بلندپايه سازمان هاي اطلاعاتي نيز آمدند و نيز
تعدادي فرستاده كنگره در ميانشان بود. من نمي توانستم چيزي را بيان كنم .
شما مي دانيد , من بايد مسئوليتي را مي پذيرفتم و به آن عمل مي كردم ولي
آنجا هيچ چيز قابل مخفي كردن نبود. من فكر نمي كنم وقتي يك شخص مهم
به آنجا مي آمد او باور مي كرد كه از يك بازجويي طبيعي ديدن مي كند , زيرا
اگر قصد آنها آگاهي از اتفاقاتي بود كه آنجا مي افتاد , مي توانستند به صورت
غيررسمي و بدون اعلام قبلي به آنجا بيايند و از يك بازجويي در ساعت 2
صبح بازديد كنند.
ژنرال عالي رتبه گوانتانامو جفري ميلر , متهم شده كه زندانيان را از صليب
سرخ مخفي كرده است . آيا شما هيچ گونه اطلاعاتي در اين زمينه داريد
من اطلاعات خاصي راجع به زنداني هايي كه نامشان در كتاب و ليست
زندان ثبت نشده بودند ندارم , اما مي دانم كه اگر زنداني سرش را تكان مي داد
يا اتفاقي چشمك مي زد و مي خواست به چيزي اشاره كند , او را به سلول
انفرادي مي بردند و ديگر صليب سرخ به او دسترسي نداشت .
آيا از سگ ها هم استفاده مي شد
از سگ ها به صورت اتفاقي استفاده مي شد.
چگونه
اين ديگر يكي از چيزهايي است كه پنتاگون از كتاب من حذف كرد. من
متاسفانه نمي توانم خارج از محدوده چيزهايي كه نوشته ام صحبت كنم .
آيا شما نگران اين گونه استفاده از سگ ها بوديد
اگر بخواهم با شما صادق باشم يكي از چيزهايي كه من سعي كردم در كتابم
توضيح دهم اين بود كه من تنها با يك تصور به گوانتانامو رفتم و هيچ آگاهي
درباره شيوه هايي كه در آنجا استفاده مي شد و درباره فقدان سيستم قضايي
در مورد زنداني ها نداشتم , ولي بعد از تجربه آنجا , به اين نتيجه رسيدم كه
كار ما در آنجا يك اشتباه بزرگ بود و آن چه من ديدم شرم آور و غيرقابل
توجيه بود و با ارزش هاي ملت ما همخواني نداشت .
اطلاعات كمي درباره علت بودن آن همه زنداني در گوانتانامو داشتيم و
اين ما را به عنوان آمريكايي ناراحت مي كرد , چون فكر مي كرديم كه سيستم
قضايي ما چيزي است كه بايد در تمام جهان گسترش يابد و ارزش هاي
دمكراتيك ما چيزهايي هستند كه از آنها دفاع مي كنيم اما در همان زمان در
گوانتانامو آن ارزش ها را زيرپا مي گذاشتيم .
آيا شما فكر مي كنيد تجاوز باعث ايجاد تروريسم مي شود
من فكر مي كنم آنچه در گوانتانامو شاهدش بودم در جبهه جنگ عليه
تروريسم بر ايمان دشمن درست مي كند , زيرا از طرفي ما به ميان اعراب و
مسلمان مي رويم و مي خواهيم ارزش هاي دمكراسي , عدالت و حقوق بشر را
گسترش دهيم و از سوي ديگر همين ارزش ها را در خليج گوانتانامو زيرپا
مي گذاريم . اين امر در درازمدت تروريسم بيشتري توليد مي كند.
وقتي تصاوير زندان ابوغريب در ماه آوريل سال 2004 (فروردين 83 )
منتشر شد عكس العمل شما چه بود شما حدود يك سال بود كه
ماموريت تان را ترك كرده بوديد.
درست است كه حدود يك سال مي گذشت , اما تازه دوره ارتش را به پايان
رسانده بودم . در آن ميان من به خاطر نفرت , ارتش را ترك نكرده بودم و
تصور نمي كردم ارتش سازمان ترسناكي باشد. به اعتقاد من و بسياري از
مردان و زناني كه با آنها خدمت كردم , آمريكا بايد هر روز به كارهاي
افتخارآميزي كه آنها انجام مي دهند , افتخار كند. اين حادثه من را تكان داد و
به حيثيت ما لطمه زد. من بعد از آن فهميدم اتفاقات موجود در گوانتانامو هم
مي تواند به حيثيت ما لطمه بزند.
آيا شما در گوانتانامو كودكي را نيز مشاهده كرديد
بله در آنجا كودكان نيز وجود داشتند.
آيا آن ها هنوز آنجايند
نمي دانم . اطلاعات من برپايه گزارش هايي است كه خوانده ام . طبق آن
گزارش ها بعضي از جوان ترها آنجا را ترك كرده اند , ولي چون من از سال
2003 ديگر در آنجا حضور ندارم نمي توانم اظهارنظر كنم .
آنها چند سال داشتند و چند نفر بودند
دقيقه به ياد نمي آورم چند ساله بودند زيرا آن ها در خارج از اردوگاه دلتا و
در مكان ديگري بازداشت بودند. مترجمان عربي به آنجا رفت وآمد نداشتند.
بنابراين من اين مطلب را از ديگر مترجمان شنيده ام , اما در مورد تعداد آنها
پرس وجو نكردم .
آيا شما در آنجا با صليب سرخ صحبتي داشتيد و نگراني خود را بيان
كرديد
خير , ما تحت مراقبت شديد بوديم تا صحبتي با صليب سرخ نداشته
باشيم .
آيا آنها سعي كردند با شما صحبت كنند
دقيقا , اما وقتي آنها مي خواستند با ما صحبت كنند , دستورات كاملا
روشن بود , به آنها نزديك نشويد و با آنها صحبت نكنيد.
چرا به شما گفته شده بود كه با صليب سرخ صحبت نكنيد
من دليل واقعي اين موضوع را نمي دانم , ولي فكر مي كنم آنها مي خواستند
مطمئن شوند كه صليب سرخ از وقايع در جريان در گوانتانامو مطلع نخواهد
شد.
آيا شما فكر مي كنيد گوانتانامو بايد بسته شود
نمي دانم , من به شما مي گويم كه در آنجا بايد چند تغيير اساسي رخ دهد
كه با آزادي هايي كه ما در كشورمان از آن دم مي زنيم , هم خواني داشته باشد.
ما در گوانتانامو تعدادي انسان داريم كه هيچ راه و شيوه اي براي دفاع از خود
ندارند و اين با ارزش هاي مورد ادعاي ما سازگار نيست . بنابراين به نظر من
ما به بهانه دفاع از خودمان نمي توانيم اين ارزش ها را كنار بگذاريم .
تا امروز هيچ يك از مقامات ارشد نظامي آمريكا به خاطر نقض برنامه ريزي شده
حقوق زندانيان به مجازات قابل ملاحظه اي محكوم نشده اند
يكي از چيزهايي كه من را نسبت به اهداف گوانتانامو با ترديد روبرو كرد , اين بود
كه اشخاصي كه در آنجا كار مي كردند سعي مي كردند با استفاده از شيوه هاي خاص ,
اطلاعات كسب كنند , اجازه اين كارها را از فرماندهان خود گرفته بودند
من از طريق ديگر همكارانم كه در بازجويي ها همكاري مي كردند شنيده بودم كه
از سكس به عنوان ابزار بازجويي استفاده مي شود , آن هم به منظور ايجاد فاصله بين
شخص و ايمانش ولي تا قبل آن روز نديده بودم
تصور من اين بود كه وقتي به گوانتانامو مي روم با سرسخت ترين تروريست ها
مواجه مي شوم , يعني , با توجه به آنچه دولت مي گفت , بدترين از ميان بدترين ها.
ولي اندكي بعداز ورود به آنجا دريافتم كه بسياري از اين ذهنيت ها واقعيت ندارد
فكر مي كرديم كه سيستم قضايي ما چيزي است كه بايد در تمام جهان گسترش يابد
و ارزش هاي دمكراتيك ما چيزهايي هستند كه از آنها دفاع مي كنيم اما در همان
زمان در گوانتانامو آن ارزش ها را زيرپا مي گذاشتيم
ما به ميان اعراب و مسلمان مي رويم و مي خواهيم ارزش هاي دمكراسي , عدالت و
حقوق بشر را گسترش دهيم و از سوي ديگر همين ارزش ها را در خليج گوانتانامو
زيرپا مي گذاريم

|