
نويسنده : جواد منصوري
بخش نخست
چكيده
روابط خارجي هر كشور بخشي از تاريخ تحولات آن
مي باشد , از اين رو شناخت تاريخ روابط ايران و آمريكا كه در
بسياري از امور داخلي نيم قرن اخير مستقيم يا غيرمستقيم
دخالت داشت , مفيد و در صورت بهره گيري سازنده مي باشد.
قبل از جنگ جهاني دوم روابط دو كشور عادي و به علت
فاصله جغرافيايي از تحرك چنداني برخوردار نبود. اما اشغال
ايران در جريان جنگ توسط متفقين كه ايالات متحده يكي از
اعضا تشكيل دهنده آن بود , حضور و نفوذ آمريكا در ايران را
متحول و روابط دو كشور تحت تاثير تحولات منطقه اي و
بين المللي به تدريج گسترده و پيچيده شد.
كودتاي 28 مرداد 32 نقطه عطف روابط به سمت سلطه ي
مستكبرانه و تغيير ساختار اقتصادي , سياسي , نظامي و
فرهنگي شد . 25 سال حاكميت آمريكا بر ايران چالش
گسترده اي با مردم و باورهاي آنان بود.
انقلاب اسلامي در ايران آغاز تحول و دگرگوني عميقي در
روابط شد. ايران كه روزي جزيره ي ثبات و بهشت
سرمايه داري و ژاندارم منافع دولت ايالات متحده بود , در يك
چالش گسترده با سياست ها و برنامه هاي آن دولت قرار گرفت .
وجود ذخاير عظيم نفت و بازار كالاهاي سرمايه داري , موقعيت
استراتژيك و ژئواستراتژيك موجوديت و امنيت و سلطه ي
اسرائيل ـ متحد استراتژيك آن دولت در منطقه ـ با وقوع
انقلاب اسلامي در معرض تهديد قرار گرفت . در 25 سال
گذشته استراتژي سقوط جمهوري اسلامي با روش هاي
براندازي از درون , براندازي از بيرون , براندازي از درون و
فشار از بيرون با صرف هزينه هاي قابل ملاحظه و به كارگيري
ديپلماسي عمومي , استحاله ي فرهنگي , جنگ داخلي و
خارجي , تحريم اقتصادي , جنگ رواني و تبليغاتي , چالش
امنيتي ايران و آمريكا بوده است .
چالش ايران و آمريكا در سال هاي اخير وارد مرحله ي
جديدي شد كه تشديد اقدامات و تهديدات و اخيرا طرح
مساله ي « سلاح هسته اي و كشتار جمعي » بر چالش هاي قبلي
افزود و جنجال آفريني ها , اغتشاشات , هرج و مرج براي تكميل
و تاثيرگذاري بيشتر تهديدات امنيتي سازماندهي و اجرا شد ,
اما نتيجه ي چنداني براي آمريكا نداشت . زيرا ملت و
دستگاه هاي جمهوري اسلامي ايران با وجود دشواري ها و
خسارات سنگين , استقلال , حاكميت و منافع ملي و
ارزش هايش را به معامله نمي گذارد و از اين رو درگيري همچنان
ادامه دارد.
تاريخ روابط دو كشور ايران و آمريكا در جريان انقلاب
اسلامي و بعد از پيروزي , فراز و نشيب هاي بسيار دارد و به
همين دليل تحقيق ويژه اي را مي طلبد. موقعيت و جايگاه
جهاني اين كشور و تاثيرگذاري آن بر بسياري از
سياستگذاري هاي منطقه اي و بين المللي , خصوصا در ارتباط با
امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران ايجاب مي كند , مطالعات و
تحقيقات گسترده اي در اين زمينه صورت گيرد , و مراكز
مطالعاتي امكانات و فرصت هاي بيشتري را به اين موضوع
اختصاص دهند.
حضور در ايران
با اشغال ايران توسط متفقين در جريان جنگ جهاني دوم
و حضور تاثير گذار ايالات متحده در ايران , زمينه هاي حضور
گسترده و سلطه ي همه جانبه ي آن فراهم شد. آمريكا با درك
موقعيت استراتژيك و ژئواستراتژيك ايران و برخورداري از
منابع عظيم نفت و همسايگي با شوروي , گسترش روابط دو
جانبه و حذف سلطه ي انگليس , سلطه مستقيم را در
سياستهاي استراتژيك خود قرار داد. به گونه اي كه با افزايش
حجم كمك هاي مستقيم و غيرمستقيم , تشكيل شبكه ي
جاسوسي و جذب عوامل و دوستان , نفوذ در دستگاه هاي
نظامي و غيرنظامي , تاثيرگذاري بر افكار عمومي , با حمايت از
تماميت ارضي ايران در جريان تجزيه ي آذربايجان توسط
شوروي , طرح شعارهاي استقلال , توسعه و آزادي در جهت
تحقق اهداف بلندمدت خود اقدام كرد.
كودتاي 28 مرداد 1332 گام بلندي در جهت سياست هاي
بلندمدت و تسلط بر ايران و حضور همه جانبه و تاثيرگذاري
در تمامي زمين هاي دولتي بود.
از جمله پي آمدها و آثار كودتاي 28 مرداد گره خوردن
امنيت داخلي و خارجي به اقدامات و سياست هاي ايالات
متحده , در راستاي تامين منافع آن بود. تشكيل سازمان
اطلاعات و امنيت كشور(ساواك ) , سازماندهي , تجهيز ,
آموزشي و گسترش نيروهاي مسلح , نفوذ در سازمان ها و
گروه هاي سياسي و اجتماعي بخشي از اقدامات داخلي ,
تشكيل پيمان بغداد (و تبديل آن به سنتو بعد از خروج عراق ) ,
برقرار كردن روابط ويژه ي ايران و اسرائيل , ايفاي نقش
ژاندارمري در خيلج فارس براي حفاظت از منافع ايالات
متحده مقابله و سركوب گروه ها و جريان ها و سازمان هاي
مسلمان و ضدآمريكايي , مهمترين زمينه هاي اقدامات امنيتي ,
سياسي و نظامي دو كشور بود.
اهميت حضور و سلطه ي ايالات متحده در ايران و منافع
عظيمي كه توسط رژيم شاه در اختيار آن كشور قرار گرفت به
اندازه اي بود كه « كسينجر » يكي از استراتژيست هاي ايالات
متحده گفت : « شاه نادرترين متحد آمريكا در جهان بود » .
ايران « جزيره ي ثبات » و حيات خلوت دائمي آمريكا در
خاورميانه و يكي از دو ستون (همراه با اسرائيل ) مورد اتكاي
آمريكا و غرب ـ خصوصا در دهه ي 50 (شمسي ) و با افزايش
ناگهاني درآمد نفت براي تضمين سلطه ي نظام سرمايه داري و
تداوم جريان نفت ارزان ـ و تضمين امنيت اسرائيل و اقمار
آمريكا در منطقه , در سياست خارجي آمريكا از جايگاه ويژه اي
برخوردار شد. تحليل و تبيين چگونگي روابط دو كشور و
رابطه ي ويژه شاه زمامدار آمريكا نيازمند تحقيقي مستقل
است .
آمريكا و انقلاب اسلامي
با آگاهي از آنچه كه در 25 سال بعد از كودتا گذشت , وقوع
انقلاب اسلامي پديده اي فوق العاده يا بسيار مهم نبود , بلكه از
ديدگاه تمامي تحليلگران سياسي و اجتماعي غرب پديده اي
عجيب , باورنكردني , ناشناخته و غيرمتعارف بود كه بسياري از
معادلات , اوضاع و احوال و ساختارهاي موجود را دگرگون و
شرايط كاملا متفاوتي را ايجاد كرد. غرب به ويژه آمريكا مجبور
شد باز تعريف و بازشناخت و بازبيني كاملا عميقي از اسلام ,
روحانيت , تشيع و ايران داشته باشد.
رويكرد اوليه ي غرب « سياست صبر و انتظار » براي
آشنايي و آمادگي برخورد با پديده ي جديد بود , اما ايالات
متحده به دلايلي چند از همان آغاز نه تنها واقعيت را پذيرا
نشد , كه صريحا و علنا و با تعصب در مقابل آن ايستاد. ايالات
متحده حاضر به اعتراف و به رسميت شناختن و تن دادن به
موازين , مقررات و اصول متعارف بين المللي نشد. با اين تفكر و
موضع گيري وضعيت كاملا جديد و پيچيده اي شكل گرفت كه
در طي 25 سال گذشته جغرافياي سياسي , امنيتي , نظامي ,
اقتصادي و فرهنگي منطقه را دگرگون كرده است .
جريان روابط و آنچه بر دو كشور پس از پيروزي انقلاب
گذشته از ابعاد متعددي قابل پژوهش و نتيجه ي گيري مي باشد.
اما آنچه در اين نوشته به اختصار به آن پرداخته مي شود
چالش هاي امنيتي ناشي از تعارض دو كشور و تضاد ديدگاه ها و
منافع ملي است .
در سياست خارجي و بين المللي هر كشور نمودهايي از
تهديد و ضديت با ديگران وجود دارد. اين امر در رويكرد واقع
بينانه نسبت به رفتار دولت ها ظهور بيشتري دارد. كسب قدرت
و اقتدار در ابعاد متعددي براي به حداكثر رساندن منافع ملي و
رقابت با ديگران اصل اساسي در سياست مي باشد. بر اين
اساس سياست بين المللي به ويژه در نظام هاي استكباري
مبتني بر قدرت است و چالش هاي امنيت و منافع ملي كه
اساسي ترين مقولات موردتوجه دولت ها و مراكز علمي و
مطالعات سياسي و اجتماعي است .
آمريكا تمامي زمينه هاي تعارض و تهديد را ضد ديگران به
ويژه ايران اسلامي دارد. از اين رو « سياست جهاني ايالات
متحده » در محيط فراگير نظام جهاني در يك تنش و اصطكاك
دائمي است . ميزان تهديدات بستگي به چالش هايي دارد كه
كشورهاي ديگر براي آن ايجاد مي كنند. اگر اين چالش ها داراي
ماهيت ايدئولوژيك هم باشد , شدت تهديد و مقابله جدي تر و
عميق تر خواهد بود. اگر درگيري و تعارض منافع و سلطه علاوه
بر جنبه ي ايدئولوژيك زمينه هاي ژئواستراتژيك داشته باشد ,
آنچنان كه در مورد ايران وجود دارد , قطعا شدت تضاد و
چالش امنيتي به مراتب بيشتر خواهد شد.
در تعاملات و برخوردهاي جمهوري اسلامي ايران و
آمريكا طيف گسترده اي از تهديدات ـ كه شامل مولفه هاي
فرهنگي , اقتصادي , سياسي و بين المللي مي باشد ـ نقش دارد.
لذا سطح تهديدات و چالش هاي امنيتي برضد ج .ا.ا. رو به
افزايش است .
در 25 سال گذشته استراتژي سقوط جمهوري
اسلامي با روش هاي براندازي از درون ,
براندازي از بيرون , براندازي از درون و فشار از
بيرون با صرف هزينه هاي قابل ملاحظه و به
كارگيري ديپلماسي عمومي , استحاله فرهنگي ,
جنگ داخلي و خارجي , تحريم اقتصادي ,
جنگ رواني و تبليغاتي , چالش امنيتي ايران و
آمريكا بوده كه اخيرا نيز پرونده هسته اي ايران
بر چالش هاي قبلي افزوده شده است
اگر كشوري داراي ماهيت ايدئولوژيك باشد ,
تهديد و مقابله آمريكا با اين كشور جدي تر و
عميق تر خواهد بود. اگر درگيري و تعارض
منافع و سلطه علاوه بر جنبه ايدئولوژيك
زمينه هاي ژئواستراتژيك داشته باشد , آنچنان
كه در مورد ايران وجود دارد , قطعا شدت تضاد
و چالش امنيتي به مراتب بيشتر خواهد شد
با آگاهي از آنچه كه در 25 سال بعد از كودتا
گذشت , وقوع انقلاب اسلامي پديده اي
فوق العاده يا بسيار مهم نبود , بلكه از ديدگاه
تمامي تحليلگران سياسي و اجتماعي غرب
پديده اي عجيب , باورنكردني , ناشناخته و
غيرمتعارف بود كه بسياري از معادلات , اوضاع و
احوال و ساختارهاي موجود را دگرگون و
شرايط كاملا متفاوتي را ايجاد كرد. غرب به ويژه
آمريكا مجبور شد باز تعريف و بازشناخت و
بازبيني كاملا عميقي از اسلام , روحانيت , تشيع و
ايران داشته باشد

|
محقق ژاپني : داشتن چرخه سوخت هسته اي حق ايران است
|

« كوئيچيرو تاناكا » محقق ارشد موسسه اقتصادهاي انرژي ژاپن
معتقداست كه داشتن چرخه سوخت هسته اي حق ايران به عنوان يك عضو
« ان .پي .تي » است .
اين محقق ژاپني كه مسئوليت بخش گروه مطالعاتي ايران را دراين
موسسه بر عهده دارد در گفت وگو با خبرنگار « ايرنا » تصريح مي كند كه هر
كشوري كه عضو « ان پي تي » بوده و به پادمان ها عمل مي كند حق دارد كه از
انرژي هسته اي صلح آميز استفاده كند.
تاناكا كه در اواخر دهه سال هاي 1360 به مدت سه سال در سفارت ژاپن
در تهران خدمت كرده است در عين حال با اشاره به گزارش اخير محمد
البرادعي رئيس آژانس بين المللي انرژي اتمي , مي گويد كه ايران براي احقاق
حق خود نخست لازم است به منظور زدودن هرگونه شك و ترديدي نسبت
به برنامه هاي هسته ايش اقدام به اعتمادسازي كند.
تاناكا گفت : البته اين مسير را قبلا نيز ژاپن به دليل اتهاماتي كه متوجه
آن بوده طي كرده است و براي ما نيز حدود 20 سال طول كشيد تا توانستيم
اعتماد جهاني و شوراي حكام را جلب كنيم هرچند هنوز نيز اتهاماتي
متوجه ژاپن هست و مي شود.
وي اظهار داشت , در دهه 50 ميلادي ژاپن اولين راكتور هسته اي را از
انگلستان وارد كرد , اما باوجود نداشتن معادن اورانيوم و نياز به خارج ,
اجازه داشتن چرخه سوخت را نداشت .
تاناكا افزود : در جريان اين سال ها , ژاپن ضمن عضويت در « ان پي تي » و
قبول تمامي پادمان ها و قبول تمامي بازرسي هاي آژانس , كوشش , تلاش و
وقت زيادي صرف كرد تا توانست ابهامات مطرح شده در خصوص
برنامه هاي هسته ايش را رفع كند.
تاناكا در پاسخ به اين سئوال آيا ميان حق داشتن چرخه سوخت
هسته اي و اعمال اين حق تفاوتي وجود دارد , گفت : اين حق ايران است كه با
توجه به عضويتش در ان .پي .تي و رعايت پادمان ها , چرخه سوخت هسته اي
داشته باشد اما در حال حاضر پيش از اعمال اين حق , بايد اقدام به اطمينان
بخشي بكند و اين ديدگاه با عقيده آمريكا كه در آن ايران حق داشتن چرخه
سوخت را ندارد و به نظر من افراطي است , متفاوت مي باشد.
تاناكا در پاسخ به اين سئوال كه چرا باوجود نگراني هاي مشابه درباره
برنامه هسته اي كره جنوبي و برخي ديگر از كشورها , اما پرونده هيچيك از
آنها به سرنوشت پرونده ايران دچار نشد , گفت : البته علاوه بر كره جنوبي
مي توان به پاكستان و اسراييل نيز اشاره كرد و از اين جنبه من با نظر برخي كه
مي گويند پرونده ايران سياسي شده است , موافق هستم .
تاناكا افزود : من صريح مي گويم كه علت پيچيده شدن پرونده هسته اي
ايران برخلاف ساير پرونده هاي مشابه چون كره جنوبي , به ارتباط نداشتن
ايران با آمريكا و نيز به رفتار دوگانه جوامع بين المللي برمي گردد.
وي گفت : به طور مثال مساله هسته اي اسراييل مويد همين رفتار دوگانه
است وبرخي ازكشورها نمي گذارند پرونده هسته اي اسراييل به شوراي حاكم
كشيده شود.
« كوئيچيرو تاناكا » محقق ارشد موسسه اقتصادهاي انرژي ژاپن در ادامه
اين گفت وگو در عين حال پيشنهادهاي اروپاييان را به ايران براي حل مساله
هسته ايش را غيرمنصفانه و حتي گستاخانه خواند.
وي گفت : اگرچه من نيز از اين مساله ناراحت شدم اما فكر مي كنم كه
كشورهاي اروپايي سعي كرده اند كه مساله پرونده هسته اي ايران را در حالتي
نگه دارند تا مسايل بدتر نشود.
تاناكا افزود : به نظرم اروپاييان هدفشان اين بود كه مساله هسته اي ايران
را به مدت پنج يا شش سال به درازا بكشد , شايد تا آن موقع بتوانند
آمريكايي ها را قانع كنند تا امتيازاتي از جمله حق داشتن سوخت هسته اي را
به ايران بدهد.
اين محقق ژاپني همچنين به اين نكته اشاره مي كند كه دولت آمريكا در
خصوص مسايلي چون تروريسم و سلاح هاي كشتار جمعي به رابطه سود و
هزينه نمي انديشد.
وي در اين باره گفت : بحث رابطه سود و هزينه در حال حاضر در
واشنگتن حاكم نيست و بوش عليه ايران بارها صحبت كرده و اين تصور را
دارد كه ايران حامي تروريسم جهاني بوده و به دنبال سلاح هاي كشتار جمعي
است و اين دو نكته اي بود كه سبب شد آمريكا به عراق حمله كرده و صدام
حسين را بركنار كند.
تاناكا گفت : اروپاييان در اين شرايط تصور مي كردند كه به مرور زمان و با
ادامه مذاكرات بتوانند در مواضع آمريكايي ها انعطاف ايجاد كنند هر چند
آمريكا عملا راه را براي معامله بسته است .
اين محقق ژاپن عنوان مي كند : من نيز مي پذيريم كه اين شرايط براي
ايران عادلانه نيست اما در دنياي امروز بين الملل حتي اگر نوع رفتار آمريكا
را عادلانه ندانيم و از آن شكايت كنيم كسي به اين مساله توجه نمي كند تنها
راه حل ممكن اين است كه آمريكاييها را قانع كنيم كه راهشان را به عقل و
تدبير نزديكتر كنند.
وي درباره علت عدم تمايل ژاپن براي ورود به مذاكرات جاري ميان
ايران و سه كشور اروپايي گفت : اروپايي ها از 2 سال پيش دراين مساله فعال
بوده اند و هرگاه كشور ثالثي وارد مذاكرات مي شد مي توانست گفت وگوها را
به هم بريزد و فكر مي كنم كه از اول نيز بنا بود اين مذاكرات بدين صورت
انجام گيرد.
تاناكا درخصوص جهت گيري توكيو نسبت به مساله هسته اي ايران با
توجه به تاثيرات احتمالي آن بر امنيت انرژي ژاپن گفت , در اين خصوص
بايد ديد كه سياستگذاران ژاپني اولويت رابه چه مي دهند در صورتيكه
اولويت به حفظ روابط به آمريكا داده و مطمئن شوند كه ناامني ناشي از بروز
بحران درمدتي محدود مثلا شش ماه برطرف مي شود به احتمال قوي از
راهبردهاي آمريكا در اين خصوص پيروي خواهند كرد.
وي گفت : به عبارتي ديگر در صورتي كه نفت ژاپن از طرق ديگر تامين
شود شايد امنيت انرژي از نظر اين كشور در مقايسه با امنيت جهاني كه عملا
در حفظ وثبات بخشي به آن درگير است , بي اهميت تر گردد و همسويي اش با
سياست هاي آمريكا بيشتر شود.
اين محقق ژاپني افزود : اما اگر مساله اين جور باشد كه منطقه خليج
فارس كاملا متشنج شود و ژاپن نتواند به مدت طولاني نفت و انرژي خود را
از اين منطقه تامين كند ممكن است در مقابل سياست هاي آمريكا ايستاده و
اين كشور را به تغيير سياست هايش قانع كند.
وي در عين حال گفت : در نگاه دراز مدت هيچگاه نمي توانيم اهميت
خاورميانه و نقش آن را در تامين انرژي ژاپن ناديده بگيريم .
اين محقق ژاپني در پاسخ به اين سئوال كه چرا ژاپن با توجه به اهميت
تامين انرژي اش تاكنون در خاورميانه نقش فعالي نداشته است , گفت : شايد
يكي از علل اين باشد كه در دهه 70 تا اواسط دهه 90 اين كشور به ميدان
نفتي خفجي عربستان اتكا داشته است .
وي همچنين وجود موانع قانوني در كشورهاي حوزه خليج فارس براي
سرمايه گذاري و فعاليت مستقيم در بخش بالادستي صنعت نفت و وجود دو
جنگ خليج فارس را از ديگر عللي ذكر مي كند كه سبب شده است كه
شركت هاي بزرگ نفتي ژاپن كمتر در اين منطقه نقش ايفا كنند.
تاناكا عقد قرارداد نفتي آزادگان را سرآغازي براي فعاليت مجدد
شركت هاي ژاپني در منطقه خاورميانه عنوان مي كند , و مي گويد , اما بعد از
اين قرارداد نيز تا اخيرا كه 5 شركت ژاپني در مناقصه اكتشافات حوزه هاي
نفتي در ليبي برنده شدند شركت هاي ژاپني چندان فعاليتي در اين منطقه
نداشتند.
گفتني است موسسه اقتصادهاي انرژي ژاپن اگرچه به طور مستقل
فعاليت مي كند اما مورد حمايت دولت اين كشور قرار دارد.
توكيو ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي
محقق ژاپني : من نيز مي پذيرم كه اين شرايط براي ايران عادلانه نيست . اما در
دنياي امروز بين الملل حتي اگر نوع رفتار آمريكا را عادلانه ندانيم و از آن شكايت
كنيم كسي به اين مساله توجه نمي كند , تنها راه حل ممكن اين است كه آمريكائي ها را
قانع كنيم كه راهشان را با عقل و تدبير نزديك تر كنند

|
|