حيدررضا ضابط
قسمت دوم
اشاره
اولين قسمت مقاله « نقش علماي مهاجر ايراني در ترويج تشيع در لكهنوي
هند » را كه در شماره 87 مجله مشكوه درج شده بود , در شماره قبل صفحه
كتاب و كتابخواني خوانديد , اكنون آخرين قسمت اين مقاله از نظر
خوانندگان محترم مي گذرد.
خدمات فرزندان علامه غفران مآب به تشيع
فرزندان علامه غفران مآب به نامهاي سيد محمد (1199 ـ1284 ق ) ,
سيد علي (م 1259 ق ) , سيد حسن (1205 ـ1260 ق ) و سيد حسين
(1211 ـ 1273 ق ) از فقهاي محقق بودند و خدمات ارزنده اي براي ترويج
تشيع در شبه قاره هند انجام دادند.
سيد محمد فرزند ارشد علامه غفران مآب در قلمرو اوده به عنوان
سلطان العلما شهرت يا فت . وي در 19 سالگي به درجه اجتهاد رسيد و
مانند پدرش محقق بزرگواري بود و در سه زبان فارسي , اردو و عربي تاليفات
متعددي در فقه , حديث و كلام از خود به جاي گذاشت . وي فقيهي مبارز بود
و در مقابل اعمال بدعت آميز سلطان نصيرالدين (1243 » 1253 ق , 1827 ـ
1837 م ) ايستادگي نمود و سلطان را از انجام كارهايش بازداشت . سلطان
نصيرالدين از سلطان العلما خواست با صدور فتوا اعمال ضد ديني وي را
تاييد نمايد , ولي سلطان العلما با خواسته وي مخالفت نمود و در پي آن
سلطان فرمان به توپ بستن خانه سلطان العلما را صادر كرد. تقاضاي
بزرگان اوده براي انصراف شاه از اين عمل نتيجه نداد. فرمانده توپخانه
سلطنت اوده پس از دريافت دستور به توپ بستن منزل سلطان العلما
عراده هاي توپ را به سوي قصر سلطنتي و منزل سلطان العلما هر دو نشانه
گرفت . شاه فرمانده را احضار نمود و از وي خواست نشانه گرفتن قصر
سلطنتي را توضيح دهد.
فرمانده توپخانه در جواب شاه گفت : براي من پذيرفته نيست كه خانه
شاه دين (سلطان العلما علامه سيدمحمد) خراب شود و خانه شاه دنيا باقي
بماند , از اين رو من آماده ام كه دين و دنياي خود را خراب كنم !
شاه از پاسخ فرمانده توپخانه تحت تاثير قرار گرفت و از تصميم
خودمنصرف گرديد.
در سال 1258 ق , 1842 م امجد علي شاه , بعد از فوت پدرش
محمدعلي شاه سلطان اوده گرديد و اعلان نمود كه حكومت اوده را تحويل
سلطان العلما علامه سيد محمد مي دهد , زيرا حاكم واقعي امام مهدي (عج )
مي باشد و در عصر غيبت آن حضرت , سلطان العلما به عنوان فقيه برجسته
نائب امام زمان (عج ) و ولي و حاكم مي باشد. سلطان العلما نيز در حكمي
امجدعلي شاه را به عنوان نائب خود منصوب كرد و بدين سان حكومت وي
مشروعيت يافت .
در دوره زمامداري امجدعلي شاه , سلطان محكمه قضايي با عنوان
« مرافعه الشريعه » تاسيس نمود تا امور قضايي مطابق فقه و قوانين اسلامي
حل فصل گردد. سلطان العلما علماي برجسته شيعي و سني را به عنوان
قضات در سراسر قلمرو سلطنت منصوب نمود. وي همچنين زكات اموال
شاه را محاسبه , دريافت و در امور مختلف هزينه مي كرد.
سلطان العلما مرجع تقليد اكثريت مطلق شيعيان سراسر شبه قاره هند
بود و شيعيان در اين شبه قاره بزرگ مطابق فتواي وي عمل مي كردند.
با كوششهاي سلطان العلما و برادر وي سيد العلما علامه سيد حسين ,
سلاطين اوده كمكهاي مالي را براي حوزه هاي علميه در نجف , كربلا و مشهد
ارسال نمودند و كارهاي عمراني براي بازسازي و توسعه بارگاه ائمه
اطهار(ع ) در عراق انجام دادند. كارهاي عمراني كه سلاطين اوده در دوران
زعامت سلطان العلما انجام دادند , بدين قرار مي باشد :
1 ) اهداي سي هزار روپيه براي طلاكاري در ورودي حرم مطهر حضرت
ابوالفضل العباس (ع ) و تعمير ايوان طلا در داخل اين حرم .
2 ) احداث گنبد و بارگاه بر روي قبور حضرت مسلم بن عقيل وهاني بن
عروه در كوفه در سال 1263 ق , كه مبلغ پانزده هزار روپيه در اين خصوص
هزينه گرديد.
3 ) بازسازي كانال آب شهر نجف معروف به « شهر آصفي » با هزينه
صدوپنجاه هزار روپيه , اين كانال آب به اهتمام نواب آصف الدوله با هزينه
نيم ميليون روپيه احداث شده بود.
4 ) احداث كانال آب در كربلا كه به كانال حسيني معروف شد , با هزينه
صدوپنجاه هزار روپيه .
5 ) احداث چهار ديواري براي حرم مطهر امام هادي و امام عسكري (ع ) در
شهر سامرا و طلاكاري گنبد امام حسن عسكري (ع ).
6 ) ساخت گلدسته براي مسجد كوفه .
7 ) احداث مسافرخانه اي به نام فردوس , براي زائران در شهر سامرا .
هزينه انجام كارهاي عمراني ياد شده در عراق به حكم سلطان العلما
توسط سلاطين اوده براي مولف جواهرالكلام , علامه محمدحسن نجفي از
مراجع بزرگ آن دوران و مقيم حوزه علميه نجف ارسال گرديد.
از ديگر فرزندان علامه دلدار علي , سيدعلي , سيدحسن , سيدحسين و
سيد مهدي بودند كه همه آنان از علما و فقهاي برجسته عصر خود در شبه
قاره هند به شمار مي رفتند. سيدعلي بن دلدار علي اولين تفسير شيعي از
قرآن مجيد را به زبان اردو با عنوان توضيح المجيد در هشت مجلد تاليف
نمود . وي از واعظان برجسته بود و در سفر زيارت عتبات عاليات در روز 18
رمضان 1259 ق در شهر كربلا درگذشت . علامه سيدكلب حسين فرزند وي
مي باشد.
سيدحسن بن دلدار نيز از علماي فاضل بود و اولين كتاب علم كلام
شيعي در زبان اردو را با عنوان باقيات الصالحات تاليف نمود . وي در روز 11
شوال 1260 ق در شهر لكهنو درگذشت . مولوي سيدحسن مسنا از علماي
معروف شيعه در هند از فرزندان وي مي باشد.
چهارمين فرزند علامه دلدار علي به نام سيد مهدي در 23 سالگي و در
حيات پدرش در سال 1231 ق در گذشت .
سيدحسين پنجمين و آخرين پسر علامه دلدار علي بود كه مانند پدر و
برادر بزرگ خود سلطان العلما فقيهي برجسته به شمار مي رفت و در شبه
قاره هند به عنوان سيدالعلما شهرت يافت . سيدحسين در روز 14
ربيع الثاني 1211 ق در لكهنو متولد شد و در هفده سالگي به درجه اجتهاد
رسيد. وي بيست عنوان كتاب در فقه , ادعيه , كلام , فلسفه , اخلاق , تفسير
قرآن , مقتل امام حسين (ع ) , فلسفه غيبت امام زمان (عج ) و رد مكتب شيخيه
تاليف نمود. سيد حسين مسئول گردآوري و تقسيم زكات در سراسر سلطنت
اوده شد. وي شخصا زكات اموال سلطان و امراي اوده را محاسبه و دريافت
مي نمود و مطابق قوانين شرعي آن را ميان مستحقان آن تقسيم مي كرد. وي به
ديدار فقرا و بيماران مي رفت و به آنها كمك مالي مي كرد.
سيدحسين انساني بسيار زاهد بود و بيشتر روزها را روزه مي گرفت و
شبها به عبادت مي پرداخت . وي در 17 صفر 1273 ق در گذشت و در حياط
حسينيه حضرت غفران مآب شهر لكهنو به خاك سپرده شد.
مبارزه با استعمار انگليس
در دوران حكومت واجد علي شاه (1264 ـ 1273 ق , 1847 ـ 1856
م ) با كوششهاي سلطان العلما كمك مالي فراواني به حرمين شريفين و
مراقد ائمه اطهار(ع ) در شهرهاي مقدس نجف , كربلا و مشهد ارسال گرديد.
علاوه بر اين به مراكز ديني مانند مساجد , حسينيه ها و حوزه هاي علميه در
قلمرو اوده هم كمكهاي مالي زيادي عطا گرديد. سلطان العلما به عنوان
حاكم شرع سلطنت اوده تمامي مسائل پيچيده سياسي , اجتماعي و قضايي
را با فتاواي خود حل مي نمود. در يك مورد وي به سود يك تاجر و عليه
امجد علي شاه حكم صادر كرد و مطابق آن مبلغ هفتصد هزار روپيه به تاجر
توسط سلطان اوده پرداخت گرديد.
در سال 1273 ق , 1856 م آخرين سلطان اوده از سوي ارتش انگليس
بركنار گرديد. ارتش انگليس با اشغال نظامي شهر لكهنو واجد علي شاه را
دستگير و وي را بااعضاي خانواده اش به شهر كلكته , مقر حكومتي كمپاني
هند شرقي بريتانيا تبعيدنمود. سلطان العلما عليه اشغال نظامي لكهنو فتوا
صادر نمود كه مسلمانان بايد از خود دفاع نمايند و « بر حكام عصر طبق حكم
شرع , دفع شركفار از اهل ايمان و اسلام و اجراي حدود بر محاربين مشرك و
قصاص خون مسلمانان واجب است » .
اين فتواي تاريخي سلطان العلما آغازگر « اولين جنگ آزادي » در سال
1857 م عليه ارتش اشغالگر انگليس شد . در روز 30 ژوئن ارتش مدرن و
مجهز انگلستان در محل چنهت در نزديكي شهر لكهنو به دست مردم اين
شهر تارومار شد و روز بعد شهر لكهنو هم از اشغال نظامي انگلستان آزاد
گرديد و نزديك به يك سال مردم لكهنو حملات مكرر ارتش انگليس را دفع
كردند. د راين مقاومت تاريخي , علماي شيعه لكهنو مستقيما شركت داشتند.
ارتش ا نگلستان با بهره گيري از سربازاني تازه نفس و تجهيزاتي پيشرفته
در ماه ژوئن 1858 م عمليات گسترده اشغال مجدد شهر لكهنو را آغاز كرد و
در روز 19 ژوئن 1858 م شهر لكهنو دوباره توسط ارتش انگليس اشغال
گرديد.در پي آن تعدادي از مراكز ديني مانند مساجد , حسينيه ها , حوزه هاي
علميه و كتابخانه ها توسط اشغالگران ويران و حسينيه عظيم آصفيه لكهنو به
محل استقرار سربازان انگليس تبديل شد.
ارتش اشغالگر انگليس همچنين خانه هاي فرزندان و اعضاي خانواده
علامه دلدار علي را در لكهنو ويران كرده , با احداث خياباني در آن محل , آن
را بنام ملكه انگلستان ويكتوريا نامگذاري نمودند. پس از اين واقعه , شماري
از علماي برجسته از اين خانواده به اجبار لكهنو را ترك كرده , به عراق
عزيمت نمودند و در شهر مقدس كربلا ماندگار شدند. با اين حال , سلطان
العلما در لكهنو ماند و كوشيد از آثار ديني شيعيان حفاظت نمايد. سلطان
العلما در 22 ربيع الاول 1284 ق , 24 ژوئيه 1867 م در لكهنو در گذشت و
در جوار پدرش در حياط حسينيه غفران مآب به خاك سپرده شد.
خدمات مفتي محمدعباس شوشتري
يكي ديگر ا ز علماي بزرگ شيعه كه در آن زمان خدماتي گسترده براي
ترويج تشيع در شبه قاره انجام داد , مفتي ميرمحمد عباس موسوي جزايري
شوشتري (متولد ربيع الاول 1224 ق )بود . وي از احفاد سيدنعمت الله
جزائري صاحب الانوار النعمانيه بود. وي انساني نابغه و اعجوبه بود و در
12 سالگي مثنوي به زبان اردو به نام بنياد اعتقاد درباره اعتقادات شيعه و در
14 سالگي مثنوي به زبان فارسي به عنوان من و سلوي سرود . وي كتابهاي
فرواني را تاليف نمود كه 150 اثر وي به چاپ رسيده و تعدادي از آنها هنوز
چاپ نشده است و به عنوان نسخه هاي خطي موجود مي باشد.
وي از شاگردان برجسته سلطان العلما سيدمحمد و سيدالعلما
سيدحسين بود . وي در سال 1261 ق از سوي امجد علي شاه در ديوان به
قضاوت و افتا پرداخت و ملقب به تاج العلما شد سلطان العلما وي را به
سمت مفتي لكهنو منصوب نمود.
بعد از اشغال نظامي لكهنو به دست ارتش انگليس در سال 1857 م ,
مفتي محمد عباس مجبور شد شهر لكهنو را ترك نمايد و در شهرهاي
مختلف هند مانند كلكته , كانپور , بنارس و پتنا سكونت نمود و به نوشتن و
تحقيق ادامه داد. وي در هيئت و نجوم , فلسفه , تاريخ , فقه , حساب , منطق ,
تفسير و كلام كتاب نگارش نموده است . وي كتابي را براي قضات اوده تاليف
نمود كه آنان مطابق اين كتاب راهنما راي خود را صادر مي كردند. وي زندگي
بسيار زاهدانه اي داشت و كارهاي روزمره را خود شخصا انجام مي داد. حتي
در دوران بر عهده داشتن منصب قاضي القضات اوده اگر براي وي غذا
مي آوردند به آن آب مي افزود تا غذا مزه خود را از دست بدهد و سپس غذا را
تناول مي كرد.
خدمات خانواده كنتوري
تعداد زيادي از سادات مقيم خراسان , به ويژه از نيشابور و سبزوار در
زمان حمله هولاكو به خراسان (654 ـ 663 ق , 1256 ـ 1265 م ) آن ديار را
ترك گفته , به هند مهاجرت نمودند. در دوران حكومت محمدبن تغلق
(725 ـ 752 ق , 1325 ـ1351 م ) سيد شرف الدين ابوطالب موسي معروف
به سيد اشرف ابوطالب همراه برادرش سيدمحمد به سوي دهلي حركت
كردند و از سوي سلطان محل كنتور واقع در بهرايچ شرق لكهنو عنوان « مدد
معاش » به وي عطا گرديد و آنها اين منطقه را كه جولانگاه راهزنان شده بود
پاكسازي كردند.
مفتي سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري (متولد 5 ذوالقعده
1188 ق ) از احفاد سيداشرف ابوطالب , از شاگردان برجسته علامه سيد
دلدار سبزواري غفران مآب و متكلم معروف شيعي هندي است . وي در سال
1253 ق به عنوان صدرالصدور سلطنت اوده منصوب گرديد . وي درباره فقه
مذاهب چهارگانه و منابع حديثي اهل سنت مطالعات دقيقي انجام
داد.
درآن دوران كه كمپاني هند شرقي بريتانيا براي سيطره كامل بر شبه قاره
هند با به كارگيري سياست « تفرقه بينداز و حكومت كن » در سراسر هند
تلاش مي كرد , علماي سلفي در هند همانند شاه عبدالعزيز دهلوي و
سيداحمد بريلوي و پيروان وي به جاي مقابله با سلطه بريتانيا بر هند , با
حمايت غيرمستقيم كمپاني هند شرقي تبليغات گسترده اي را عليه شيعيان و
مراسم عزاداري آنان آغاز كردند. بر اين اساس , روحاني معروف سلفي
مسلك هندي شاه عبدالعزيز دهلوي كه از 25 سالگي نابينا شده , مبتلا به
مرض جذام بود ـ و در اثر همين بيماري هم از دنيا رفت ـ در سال 1204 ق ,
1789 م كتابي توهين آميز عليه شيعيان با عنوان تحفه اثنا عشريه را در
دوازده باب تاليف نمود كه در آن افتراها و تهمتهاي ناروا عليه شيعيان تكرار
شده است .
علماي شيعه در هند در رد هر باب از اين كتاب دهها كتاب درحقانيت
مذهب تشيع تاليف نمودند كه معروف ترين آنها كتاب عبقات الانوار في
امامه الائمه الاطهار , تاليف علامه ميرحامد حسين موسوي نيشابوري
مي باشد.
مفتي محمد قلي موسوي در رد تبليغات عليه شيعيان و دفاع از مراسم
عزاداري كتابي با عنوان فتوحات حيدريه تاليف نمود و در آن كتاب افعال
صوفيان همانند موسيقي , رقص و قبرپرستي رهبران تصوف را شديدا
محكوم كرد. مفتي محمد قلي موسوي سه پسر داشت كه آنها از علماي
معروف هند بودند. پسر ارشد وي ميرسراج حسين موسوي (متولد
1238 ق , 1822 م ) چند كتاب در موضوع فلسفه و جبر از انگليسي ترجمه
نمود . دومين فرزند وي ميراعجاز حسين (متولد 21 رجب 1240 ق )
فهرست جامع كتب شيعه را تاليف نمود كه در سال 1912 م توسط جامعه
آسيايي بنگال واقع در شهر كلكته به چاپ رسيد.سومين فرزند وي
ميرحامدحسين موسوي , صاحب كتاب عبقات الانوار كه شهرت فراواني در
جهان اسلام پيدا نمود , مايه افتخار خانواده كنتوري است .
خدمات صاحب عبقات الانوار
ميرحامد حسين موسوي در 5 محرم 1246 ق , 27 ژوئن 1830 م در
شهر ميرت متولد شد. وي از شاگردان برجسته مفتي محمد عباس شوشتري
بود. وي بر چاپ آثار پدرش مانند فتوحات حيدريه و تشييدالمطاعن
نظارت داشت . در سال 1271 ق , 1854 م وي از شهر آگره و قبر قاضي
نورالله شوشتري ديدن نمود و از مشاهده وضعيت خراب قبر قاضي نورالله
متاثر شد و با كوششهاي وي اين قبر كاملا بازسازي گرديد. پيشتر ميرمنصور
موسوي , حاكم شهر آگره در سال 1188 ق , 1774 م چهار ديوار و حصار
پيرامون قبر قاضي نورالله احداث نموده و اطراف قبر يك باغ به وجود آمده
بود. علامه ناصر حسين فرزند صاحب عبقات الانوار بارگاه قاضي در آگره را
به يكي از مهم ترين مراكز زيارتي شيعيان تبديل نمود. صاحب عبقات الانوار
و علامه ناصر حسين در محوطه بارگاه قاضي نورالله شوشتري به خاك
سپرده شده اند.
در سال 1282 ق , 1865 م ميرحامد حسين همراه برادر بزرگش علامه
اعجاز حسين به عربستان و عراق مسافرت نمودند و كتب خطي فرواني را
همراه خود به لكهنو آوردند و كتابخانه پدرش را تجهيز و بازسازي نمودند.
هم زمان وي نگارش اثر معروف خود با عنوان عبقات الانوار في امامه الائمه
الاطهار را آغاز نمود و آن را در هفت جلد تاليف نمود. اين اثر جاودانه وي
به عنوان بهترين كتاب در اثبات حقانيت امامت ائمه اطهار(ع ) شناخته شده ,
امروز نيز به عنوان كتاب مرجع مورد استفاده قرار مي گيرد.
فرزند ارشد ميرحامدحسين به نام ميرناصر حسين معروف به ناصر
المله (متولد 19 جمادي الاخر 1284 ق , 18 اكتبر 1867 م ) محقق بزرگ و
روحاني مبارزي بود كه خدمات فراواني براي ترويج تشيع در شبه قاره هند
انجام داد. وي هشت جلد ديگر از عبقات الانوار را تاليف و به نام پدرش
منتشر نمود. فتاوي وي در نه جلد و خطبه هاي نمازجمعه وي در چهل جلد
گردآوري شده است .
وي بنيانگذار « دانشكده شيعه » و « شيعه يتيم خانه » در شهر لكهنو
مي باشد. وي براي تامين امنيت مراسم عزاداري در برابر حملات وهابيون
اقدامات لازم را انجام داد . وي در يكم رجب 1361 ق , 15 ژوئيه 1942 م
درگذشت و مطابق وصيت خود در جوار بارگاه قاضي نورالله شوشتري و در
نزديكي قبر پدرش صاحب عبقات الانوار به خاك سپرده شد.
فرزندان ناصر المله به نامهاي مولاناسيد محمد ناصر(م 19 محرم
1368 , 11 مي 1966 م ) و مولانا محمدسعيد (م 12 جمادي الاخره 1387
ق , 17 سپتامبر 1967 م ) هم از علماي بزرگ شيعه در شبه قاره هند
محسوب مي شدند.
صاحب عبقات الانوار و فرزندش ناصرالمله در توسعه كتابخانه مرجعي
كه مفتي محمدقلي در شهر لكهنو تاسيس كرده بود , كوشش زيادي نمودند.
كتابخانه مزبور معروف به كتابخانه ناصريه و داراي بيش از سي هزار نسخه
كتاب مي باشد كه حدود 5 هزار نسخه آن را كتابهاي خطي تشكيل مي دهند و
بيشتر نسخ خطي اين كتابخانه از نسخه هاي ارزشمند و كمياب مي باشند.
يكي ديگر از اعضاي خانواده كنتوري مولانا غلام حسين داماد مفتي
محمد قلي از علماي برجسته شيعه در هند مي باشد. علاوه بر فقيه و متكلم
بودن , در علوم طب , شيمي و فنون حرفه اي مهارت خاصي داشت و چندين
اختراع را به ثبت رساند. وي شديدا مخالف افكار دهري گري سر
سيداحمدخان بنيانگذار دانشگاه مسلمانان در شهر علي گره بود. وي مقالات
بسياري را در رد افكار دهري گري , تبليغات ديني ميسيونرهاي مسيحي و
نوشت كه ) Arya Samaj ( مبلغان هندوئيسم وابسته به جنبش آريا سماج
در مجلات مختلف به چاپ رسيد. مجموعه مقالات وي در سه جلد باعنوان
انتصار اسلام چاپ گرديده است .
مولانا كنتوري كتاب برهان قاطع را ويرايش كرد و در لكهنو به چاپ
رساند. همچنين كتاب قانون ابن سينا در طب و سه كتاب ديگر طب اسلامي
را به اردو ترجمه نمود. علاوه بر اين , دو كتاب در علم شيمي را به زبان اردو
تاليف نمود. وي واعظ و منبري برجسته اي بود و در نقل روايات درباره
واقعه كربلا از منابع معتبر استفاده مي نمود. وي طرفدار تقريب بين مذاهب
اسلامي بود و در دومين جلسه علماي اهل سنت از سراسر هند كه در آوريل
1894 م در شهر كانپور هند برگزار شد شركت نمود و درباره اهميت تقريب
بين مذاهب اسلامي سخنراني تاريخي ايراد كرد و از سوي علماي اهل سنت
ماموريت يافت براي تحول در تدريس ادبيات عربي در حوزه هاي ديني
مسلمانان هند اقدامات لازم را انجام دهد.
فرزند مولانا غلام حسين كنتوري به نام مولانا تصدوق حسين , در تاليف
كتاب معروف عبقات الانوار با مولف آن علامه ميرحامد حسين موسوي كه
دايي وي بود , همكاري نزديك داشت و در سفر حج و عراق همراه دايي خود
بود. بعد از رحلت صاحب عبقات الانوار وي لكهنو را ترك گفت و در شهر
حيدرآباد دكن اقامت اختيار نمود و در ربيع الاول 1314 ق , آگوست 1896
م عهده دار مديريت كتابخانه بزرگ آصفيه در اين شهر شد. وي اين كتابخانه
را توسعه داد و با كوششهاي وي اين كتابخانه به يكي از بزرگ ترين
گنجينه هاي كتابهاي خطي نفيس مبدل گرديد.
وي كتاب ابصارالعين في انصار الحسين , نوشته شيخ محمدطاهر
سماوي را به اردو ترجمه نمود و آن را نورالعين ناميد و شرح باب حادي
عشر و جامع الاحكام را هم به اردو ترجمه نمود.
در سال 1273 ق , آخرين سلطان اوده از سوي ارتش
انگليس بركنار گرديد. ارتش انگليس با اشغال نظامي شهر
لكهنو واجد علي شاه را دستگير و وي را با اعضاي خانواده اش
به شهر كلكته , مقر حكومتي كمپاني هند شرقي بريتانيا تبعيد
نمود. سلطان العلما عليه اشغال نظامي لكهنو فتوا صادر نمود
كه مسلمانان بايد از خود دفاع نمايند و « بر حكام عصر طبق
حكم شرع , دفع شر كفار از اهل ايمان و اسلام و اجراي حدود
بر محاربين مشرك و قصاص خون مسلمانان واجب است » اين
فتواي تاريخي سلطان العلما آغازگر « اولين جنگ آزادي »
عليه ارتش اشغالگر انگليس شد
سلطان العلما مرجع تقليد اكثريت مطلق شيعيان سراسر
شبه قاره هند بود و شيعيان در اين شبه قاره بزرگ مطابق فتواي
وي عمل مي كردند. با كوششهاي سلطان العلما و برادر وي
سيدالعلما علامه سيدحسين , سلاطين اوده كمكهاي مالي را
براي حوزه هاي علميه در نجف , كربلا و مشهد ارسال نمودند و
كارهاي عمراني براي بازسازي و توسعه بارگاه ائمه اطهار(ع )
در عراق انجام دادند
در آن دوران كمپاني هند شرقي بريتانيا براي سيطره كامل
بر شبه قاره هند با به كارگيري سياست « تفرقه بينداز و حكومت
كن » در سراسر هند تلاش مي كرد , علماي سلفي در هند همانند
شاه عبدالعزيز دهلوي و سيداحمدبريلوي و پيروان وي به جاي
مقابله با سلطه بريتانيا بر هند , با حمايت غيرمستقيم كمپاني هند
شرقي تبليغات گسترده اي را عليه شيعيان آغاز كردند
يكي از اعضاي خانواده كنتوري مولانا غلام حسين داماد
مفتي محمدقلي از علماي برجسته شيعه در هند مي باشد. وي
علاوه بر فقيه و متكلم بودن , در علوم طب , شيمي و فنون
حرفه اي مهارت خاصي داشت و چندين اختراع را به ثبت
رساند. وي شديدا مخالف افكار دهري گري سر سيداحمدخان
بنيانگذار دانشگاه مسلمانان در شهر علي گره بود. وي مقالات
بسياري را در رد افكار دهري گري , تبليغات ديني ميسيونرهاي
مسيحي و مبلغان هندوئيسم وابسته به جنبش آريا سماج نوشت
كه در مجلات مختلف به چاپ رسيد. مجموعه مقالات وي در سه
جلد با عنوان انتصار اسلام چاپ گرديده است

|