روزنامه جمهوري اسلامي 25/07/1384 صفحه هنر و ادبيات

* من هم نوجواني بودم مثل شما
به سوي مداحي ممدوح
من هم نوجواني بودم مثل شما




بازخواني كلامي از شهيد مظلوم آيت الله بهشتي در رويارويي با جوانان و دانشجويان
اشاره : شايد بسياري از جوانان و نوجوانان اين مرز و بوم رفتار و كردار شهيد بهشتي در مواجهه با جوانان و نوجوانان را در زمان حياتشان ندانند. رفتار و كرداري كه براي همه الگو بود و هست اما متاسفانه بسنده كردن به ترويج افكار شهيد مظلوم در ايام حادثه غمبار هفت تير , شناساندن اين شخصيت والا را به جوانان و نوجوانان امروز جامعه اسلامي ما كمرنگ كرده است , كه اين خود يكي از مصاديق مظلوميت شهيد بهشتي است .
بر همين باور تصميم گرفتيم هر از چند گاهي كلامي و يا گفتاري از اين شهيد بزرگوار در موضوعات مختلف را با اندكي تلخيص در صفحه « فكر و فرهنگ » به دست انتشار بسپاريم تا با تفكر ايشان در عرصه عمل بيشتر آشنا گرديم .
آنچه براي اين صفحه انتخاب نموديم , سخنراني مورخه 1360,3,29 شهيد مظلوم در بين جوانان و نوجوانان در حزب جمهوري اسلامي است كه از نظر مبارك شما مي گذرانيم .
واما در ابتدا مطالعه و مرور خاطره اي كه از لسان يكي از ياران اين شهيد بزرگوار نقل گرديده , خالي از لطف نمي باشد.
قبل از پيروزي انقلاب كه فعالان مذهبي براي تفريح و رفاه خانواده هاي خود اردوهايي را در اطراف تهران تشكيل مي دادند از شهيد بهشتي هم براي ايراد سخنراني دعوت مي كردند كه ايشان هم با خانواده خودشان در اين اردوها شركت مي كردند.
در اين اردوها نكته اي كه بسيار براي من جالب بود اين بود كه شهيد بهشتي با نوجوانان و جواناني كه در اين اردو حضور داشتند با خوشرويي و تواضع خاصي برخورد مي كردند و آنها را در جلوي جمع تحويل مي گرفتند و به حساب مي آوردند و نظرياتشان را در باره مسائلي كه مطرح مي گرديد جويا مي شدند. اهتمام ايشان به برخورد ويژه با جوانان براي همه روشن بود.
خواهران و برادران , فرزندان عزيز اسلام !! چه سعادتمند هستيد كه فرزندان نوجوان دوره انقلاب شكوفاي اسلامي ميباشيد. شما در زماني دوره جواني را طي ميكنيد كه هر روز براي شما درسي است . انقلاب , عجيب مدرسه سازنده و آموزش دهنده است آنقدر انقلاب اسلامي به همه ما درس داده , كه در هيچ كتابي نمي توانستيم بخوانيم و در هيچ كلاسي نميتوانستيم ياد بگيريم .
انقلاب اسلامي به ما نشان داد كه انسان چه گنجينه پري است .
چقدر استعداد دارد , چقدر نيرو دارد , وقتي به حركت مي افتد , چقدر توان دارد و چقدر قدرت دارد.
انقلاب به ما نشان داد كه سرنوشت ما بدست كي ساخته ميشود , بدست خود ما. اين ما هستيم كه اگر در صحنه حضور داشته باشيم , اگر از انجام وظيفه هايمان غفلت نكنيم , خودمان سرنوشت خودمان را ميسازيم . انقلاب به ما نشان داد كه وقتي يك ملت به پاي مي خيزد اگر بپا خاستنش براي خدا باشد , از حمايت خداوند ونصر خداوند , برخوردار ميشود. آن وقت يك ملت بپاخاسته و برخوردار از هدايت و حمايت خداوند , هيچ قدرتي را نميتواند در برابرش ياراي ايستادن باشد.
مسئله امامت
انقلاب به ما نشان داد كه مسئله امامت و مسئله ولايت چقدر مسئله مهمي است . نشان داد وقتي جامعه يك محور قابل اطمينان پيدا ميكند , يك امام پيدا ميكند و در پي آن حركت ميكند , چه سعادتي دارد.
نعمت امام چه نعمت بزرگي است و جامعه بايد هميشه در راهي برود كه امامها در آن ساخته شوند.
همه شما ياد گرفتيد كه يك نقطه مركزي براي سعادت , جامعه وجود دارد و آن امامت و امام است .و اين نقطه مركزي , هميشه بايد پرتوان ترين و پاكترين و صادقترين و اصيلترين و خدا پرست ترين و با تقواترين نقطه باشد. اينها را همه در طي انقلاب ياد گرفتيم . آنوقت شما در چه سني اين مسائل را ياد ميگيريد ! در سن نوجواني و پدرهايتان در سن كمال ! وپدر بزرگها در سن پيري !!
يعني شما دو نسل از پدر بزرگهايتان و يك نسل از پدر و مادرهايتان , جلوتر هستيد. البته بعضي از شما فرزندان خانواده هاي انقلاب هستيد كه بيست سال پيش , پدرهايتان يك نوجوانهائي بودند , (يك مقدار از شما بزرگتر) يعني آنها هم نسل انقلاب هستند.
دعوت به عمل
الان ما دوستان زيادي داريم كه اينها هم نسل انقلاب ميباشند. براي اينكه اين انقلاب در سال 41 (مقطع جديدي كه داريم ) شروع و حالا 19 سال از آن مي گذرد وبه يك معني از سال 23 به اين طرف فعاليتهاي اسلامي بوده است . خيلي از افراد , پدر بزرگ شما هستند اما آنها هم در نسل انقلاب بوده اند.
يعني 37 سال , 38 سال پيش , زمينه ها , نقطه هاي اين انقلاب بود . خودمن در آن زمانها يك نوجواني بودم مثل شما در عصر انقلاب . اما آن وقت با حالا خيلي فرق دارد. حالا سراسر ايران زمين , مدرسه انقلاب است . آن موقع بايد در اين گوشه ها جائي را بعنوان مدرسه انقلاب پيدا ميكرديم . مبارك باد بر شما اين نعمتي كه خدا به شما عنايت كرده و قدر اين نعمت را بدانيد. خودتان را بسازيد , حركت كنيد , پر توان باشيد , پويش باشيد , شب از روز نشناسيد , كار كنيد.
شما چقدر از فعاليتهاي همين يك سال اخيرتان را توانستيد نتيجه بگيريد. ما يكسال دچار يك مشكل بزرگ بوديم . ديروز صبح امام براي اولين بار ا ين مشكل را با مردم بيان كردند. فرمودند كه : « يكسال هست كه صبر كردم , اگر مسئله اي را براي مردم نگفتم بخاطر رعايت مصلحت انقلاب بود. » ولي خوب , اين مسائل را ما تمامش را ميدانستيم و در جريان بوديم .


اما اين يكساله , باز شما با همت خودتان , در پرتو ايمانتان , در پرتو خودساختگي تان و خودسازيتان , بر اين مشكلات پيروز شديد. چيزي كه براي شما خيلي مهم است , بينش شما , انديشه شما , استقلال منطقي فطرت پذير شما. آگاهيهاي دلنشين شما و اخلاق و رفتار شجاعانه اما پاك و پسنديده شما است كه بايد طوري باشد كه دائما جوانها و غير جوانها و نوجوانها و غير نو جوانها را به راه خودتان دعوت كنيد.
عبادت شما , ذكر و ياد خدا در شما , مراقبت شما بر صدق و راستي و شجاعت و صراحت براي خدمت به ديگران , تواضع و فروتنيهاي به جا , سرافرازي و هميشه از موضع عزت گفتن و عمل كردن و... بايد در شما چنان رشد كند كه هر يك از شما همكلاسيهايتان را جذب كنيد. خانواده هايتان را قوم و خويشهايتان را , به راه خدا دعوت كنيد. آيا شما ميدانيد كه شعار تبليغاتي شيعه و اسلام چيست يا نه شعار تبليغاتي اسلام به روايت از علي (ع ) و به نقل از پيغمبر(ص ) اين است كه : كونوا دعاه الناس الي انفسكم بغيرالسنتكم . » و در روايت ديگر دارد كه : « كونوا دعاه الناس بغيرالسنتكم . » يعني شما تبليغ بكنيد اما در تبليغتان حرام را به راه خودتان بكشيد ودر اين دعوت و تبليغ , زبانتان بايد بكار بيافتد. اگر زبانتان همراه با عملتان براي بيان منطقي يك مطلب به كار بيافتد , خود به خود آنها(افراد بي خط مدرسه ) جذب ميشوند. پس زبانتان را براي يك تحليل سياسي و اجتماعي منصفانه هوشيارانه بكار اندازيد , نمازتان را به وقت بخوانيد , با شادابي قرآن را تلاوت كنيد , راست باشيد(زيرا راستگو , يك عده اي را جذب ميكند) , اگر شجاع باشيد يك عده اي را جذب ميكنيد. خدمت به ديگران بكنيد , باز يك عده اي را جذب ميكنيد.
تا گفتند ميخواهيم برويم براي فلان فعاليت اجتماعي و انجام برخي كارها , زود لباس بپوشيد و حركت كنيد و از اين راه نيز جذب خواهيد كرد.
آماده به كار و پا به ركاب باشيد تا كه راهپيمائي و تظاهرات اسلامي ميشود زودتر از همه برويد و ساماندهي كنيد تا گفتند مسئوليت انتظامات !! بگوئيد كه ما داوطلبيم . اينها دعوت به عمل است .
صرف اينكه به لباستان , به خانه تان افتخار كنيد و لباس كسي را مزمت كنيد و به كسي نيش زبان بزنيد , اينها جذب نميكند. بايد بدانيد كه اين مسئله دارد مهمتر ميشود(البته تا حالا هم مهم بوده ) , براي اينكه مملكت حالا دست خط امام است . ولي مهم اينجاست ميگويند حالا كه خط امام مطرح است ببينيم اين خط چه هنري دارد
اين هنر مال كيست مال بنده , مال آقاي هاشمي , مال آقاي رجائي ! خير! مال شما هم هست . ما با شما ميتوانيم كار بكنيم . شما بايد يك يكتان در كلاس و در هر مدرسه اي و محله اي , پيام انقلاب را با گفتار و رفتار و خدماتتان ببريد. آن وقت است كه جلو ميرويم . ما به زودي انشاالله ميخواهيم شوراهاي محلي را تشكيل بدهيم . البته شوراهاي اسلامي . خوب شوراي اسلامي كدام است !
آن شورائي است كه انتخاباتش بر طبق موازين اسلامي باشد و انتخاب شوندگانش مسلمانهائي متعهد به خط امام باشند. ما حرفمان را رك ميزنيم و تعارف نداريم .
شوراي كلاس , مدرسه , محله , مسجد , كارگاه , اداره و همه اينها را درست ميكنيم . انشاالله قانونش هم تصويب و به عمل در مي آيد.
شما بايد متشكل باشيد , تشكلي قوي و نيرومند. زيرا دشمن از متشكل شدن شما ميترسد و دائم در پي وسوسه است .
ضرورت تشكل
اما حالا تشكل ميخواهيم چكار همين امت و امام بس است . ولي نه !! خواهر و برادر!! « امام و امت » پايه است و نميشود بگوئيد خوب حالا كه امام و امت پايه است . پس : مدرسه حالا مدير نمي خواهد , ناظم و معلم و زنگ و دفتر نمي خواهد زيرا امت و امام پايه است . ولي بدانيد كه اداره مملكت , تشكيلات مي خواهد اينكه اينقدر با حزب جمهوري اسلامي بدند و اينقدر فحش مي دادند و مي دهند , اينقدر شايعه مي سازند , اينقدر دروغ مي گويند و مثل آن آقا كه توي مجلس مي گويد : چرا اين ساختمان , اجاره اش ماهي 24 هزار تومان است . و ميشود سه مدرسه جا داد. و گفته بود كه آمفي تئاتر(يعني همينجا كه نشسته ايد) دارد. آيا اينجا آمفي تئاتر است يا يك اطاق يك مقدار بزرگ , ولي با كمال تاسف هم ما اين آقا را خودمان نامزد مجلس كرديم , نميدانستيم كه ايشان با كمال تاسف اينطور بگويد.
من بارها شمرده ام و باز ميشمرم . تمام اين انبارها را ما خودمان ساختيم , در اصل اين ساختمان وسط بود و حتي ساختمانهاي روبرو و اطراف را ما خودمان ساختيم . ولي حالا آن ساختمان قديمي اينجا را حساب مي كنيم ( و به ديگر جاها كاري نداريم ) . اينجا 24 اطاق دارد و 24 هزار تومان نيز كرايه . آن وقت آن آقا به مناسبت لايحه بودجه اين حرفها را ميزند. آخر , بودجه به اجاره اينجا چه ارتباطي دارد و ميگويد : آقاي نخست وزير اگر ميخواهيد بودجه تان درست باشد , اجاره محل حزب جمهوري اسلامي را بالا ببريد!! خوب , اينها با يك تشكيلات اسلامي در خط اصيل اسلام و بازوي امام و امت و نيروئي كه بتواند مملكت را اداره كند , مخالفند.
شما كه رفتيد و از اين و آن پرس و جو كرديد و با صميم قلب پرسيديد كه آقا اين حرفها كه منافقين و ليبرالها ميزنند درست است يا خير و بعد ديديد كه همه آنها دروغ است . اينها درباره همه چيز دروغ گفتند(درباره خود من , همسرمن , خانه وماشين من , آقاي رفسنجاني , آقاي رجائي ) . ما يك مدرسه رفاه ايجاد كرديم براي اينكه دست دولت نيافتد و اين را آمديم بصورت يك شركت به ثبت رسانديم (شركت ساختماني اهداف ) كه بدست دولت نيافتد. و آن موقع اگر بدست دولت مي افتاد , خيلي بد بود و ما هم بعنوان يك شركت ساختماني به ثبت رسانديم . سهام آنرا هم بدست مردم داديم . حالا اينها آمدند در مدارس پخش كردند كه اينها سرمايه دار هستند و چه و چه هست و آخرش هم گفتند : حزب چماق بدستان است . هر چه از دهانشان درآمد , گفتند , خوب ما هم طبق وظيفه اسلاميمان توضيح داديم . اما تهمت و افترا را صحيح نشمرديم و گفتيم كه عندالزوم توضيح مي دهيم ولي نمي آئيم همان كار بدي را كه آنها كردند , ما هم بكنيم .
به بچه هاي حزب هم گفتيم شماها بايد توضيح بدهيد اما حرف نابجا نگوئيد , حالا همه كم كم دارند مي فهمندكه قضايا از چه قرار است و همين هم براي شما يك درس آموزنده و سازنده است .
يك وقتي اين بچه ها ميگفتند كه به ما تلفن مي كنند و بد مي گويند , توي روزنامه ها بد مينويسند , در مدارس اينطور مي گويند , چكار كنيم به همه شان گفتم : « توضيح منطقي و عمل صالح » بايد به اين دو تا مسلح بشويد. با توضيحات روشن منطقي و عمل صالح , دشمن شكست ميخورد. كه انشاالله خداوند شما را در اين راه موفق بدارد. قوي , با ايمان , با دل روشن و با اعتقاد و اطمينان به خداوند , بيشتر ياد بگيرد و بيشتر ياد گرفته ها را به كار ببنديد و ذهن و هوش و قلبتان را با معيارهاي الهي بسازيد و مطمئن باشيد كه ما پيروزيم و علتش هم اينكه اگر يكوقتي خداي نكرده به حسب ظاهر شكست بخوريم , شكستمان مثل شكست امام حسين (ع ) , باز به دنبالش پيروزي است و شكستي ظاهري است .
بر شما باد به اينكه روح خودتان را با خواندن قرآن و دعاها و خواندن نماز با روح و با حضور قلب به خدا , متصل نگهداريد. وقتي آدم به خدا متصل شد , در هر كاري از او نيرو ميگيرد. اين اتصال معنوي را ميان خودتان و خدا حفظ كنيد و انشاالله خداوند به شما توفيق بدهد كه هميشه در اتصال با او باشيد و اين دعا را همواره بخوانيد كه : خدايا به من يك ايمان قوي ده كه مانند اينكه هميشه تو در قلب من حاضري و قلبم خانه تو باشد , و به من اطميناني ده كه بدانم طبق وظيفه عمل ميكنم .
و به من يك روح بلندي بده كه وقتي تلاش ميكنم و دست آوردهايم بدستم ميآيد , ديگر حرص بي جا نداشته باشم .
خداوند همه ما را از اين آفت معنوي (حرص و ولع ) مصون بدارد.
والسلام
انقلاب , عجيب مدرسه سازنده و آموزش دهنده است آنقدر انقلاب اسلامي به همه ما درس داده , كه در هيچ كتابي نمي توانستيم بخوانيم و در هيچ كلاسي نمي توانستيم ياد بگيريم
همه شما ياد گرفتيد كه يك نقطه مركزي براي سعادت , جامعه وجود دارد و آن امامت و امام است .و اين نقطه مركزي , هميشه بايد پرتوان ترين و پاكترين و صادقترين و اصيل ترين و خدا پرست ترين و با تقواترين نقطه باشد
اگر زبانتان همراه با عملتان براي بيان منطقي يك مطلب به كار بيافتد , خود به خود آنها(افراد بي خط مدرسه ) جذب ميشوند. پس زبانتان را براي يك تحليل سياسي و اجتماعي منصفانه هوشيارانه بكار اندازيد

به سوي مداحي ممدوح


تلاش براي اصلاح و ساماندهي جريان مداحي ـ كه گويا برخي نمايندگان متعهد و اصولگراي مجلس بر آن اهتمام ورزيده اندـ امري بي نهايت مهم و ضروري است . به رغم ارزش و ارج فراوان مدح اهل بيت (عليهم السلام ) كه خداي متعال مدحشان فرموده , آفات قابل توجهي جريان مداحي را تهديد مي كند كه به جهت ارتباط تنگاتنگ اين جريان با اصول اساسي دين يعني توحيد و ولايت , به هيچ وجه قابل اغماض نبوده و تساهل در مواجهه با اين آفات , قطعا گناهي عظيم است .
تحريف و جعل در تاريخ , گفتار و رفتار اهل بيت (ع ) در قالب زبان حال و... , ارائه چهره نادرست و مخدوش از آن حضرات , افراط يكجانبه در عزاداري و مداحي و مغفول گذاشتن ساير دستورات ديني , ابزار رسيدن به دنيا قرار دادن نام اهل بيت (ع ) مثل اخذ يك ميليون تومان براي يك مداحي ! و... را مي توان برخي از اين آفات برشمرد كه با هزار تاسف , فراوان قابل مصداق يابي مي باشد اما آنچه بي نهايت مهمتر از اين موارد مي باشد , غلو و گزافه گويي در مورد آن ذوات نوراني است كه بر برخي مصاديق آن , نامي جز شرك نمي توان نهاد و همين كافي است تا خواب از چشم مومن متعهد ربوده شود.
بنده تنها به چند نمونه از اشعار مطرح شده در محافل و هيات هاي مشهور كه در سطح كشور پخش شده اند و توسط برخي مداحان مشهور كه بعضا مداحي هايشان از سيماي جمهوري اسلامي پخش مي شود , اشاره مي كنم :
خداي من ـ علي مولا علي
امشب از عشق تو مست مستم من ـ فاش مي گويم علي پرستم من
مست اويم تا ابد قل هوالله احد ـ يا علي مولا مدد يا علي مولا مدد
چشمهاي قشنگ عباس لااله الاهو
من حسين اللهي ام من حسين اللهي ام
سردار بدر و خيبر و خندق علي علي ـ اي صاحب خدايي مطلق علي علي
و ده ها از اين قبيل و نيز عباراتي غليظ تر كه قلم را ياراي نوشتن نيست ...
لازمه بي ترديد مسلماني , فهم اين حقيقت است كه حقيقتي اصيل تر و شريف تر از توحيد نيست و اين كه بزرگ ترين گناه , ظلم عظيم و تنها جرم نابخشودني , شرك است و اين كه حضرات معصومين (ع ) فانيان و فدائيان توحيدند و كشته عشق همين حقيقت پاك . باري , توحيد تمام رسالت انبياي الهي (سوره نحل : 36 , انبيا : 25 ) و تمام پيام حضرت رسول (ص ) است (سوره انبيا : 108 ) همو كه خلاصه دعوتش را در « قولوالااله الاالله تفلحوا » گنجاند.
و چه بي انتها دردي است كه در قبال اين جرم عظيم , بي تفاوتي و توجيه رايج شده است . همان توجيهات و سهل انگاري هايي كه مكتب آسماني مسيحيت را به وادي شرك و تثليث كشاند!
پيامبر اكرم (ص ) مي فرمود : « لاترفعوني فوق حقي فان الله اتخذني عبداقبل ان يتخذني نبيا » . (عيون اخبار ج 201,2
و مسلمين را چنين تاديب فرمودند كه هر روز چندين بار ابتدا بر عبد خداي تعالي بودن و آنگاه بر رسالت آن حضرت شهادت دهند.
حضرات اهل بيت (ع ) نيز بيشترين لعن و نفرينشان را نثار گزافه گويان نموده اند و در قبال ادعاي آنان بي قرار مي شدند.
« مصادف » مي گويد : هنگامي كه جريان لبيك گفتن به امام صادق (ع ) در كوفه رخ داد (به گفته علامه مجلسي مراد عمل غلات است كه « لبيك جعفر بن محمد لبيك » مي گفتند » نزد حضرت رفته و جريان را به ايشان خبر دادم . با شنيدن خبر , امام به سجده افتادند , چنانكه سينه شان بر زمين چسبيد و مي گريستند و با انگشتشان استغاثه و التجا نموده و چنين عرضه مي داشتند : « بلكه عبد خالص و ذليل او هستم ! » و مدام همين ذكر را تكرار مي نمودند. آنگاه در حالي كه سيل اشك از محاسن شريفشان جاري بود , سر از سجده برداشتند ... (رجال كشي ج 587,2 )
و دهها ماجراي ديگر از اين دست كه مجال نوشتن نيست ...
شيعه امام , همدرد امام است , قلبش با قلب او مي تپد , نبضش با نبض او مي زند... آيا بي تابي امام صادق (ع ) نبايد شيعه اش را بي تاب كند !... و با اين همه ادعاي مدعيان ولايتي كه در اين اندوه توان فرسا هم درد ائمه (ع ) نيستند , بلكه با توجيهاتي كه خلاف روح توحيدي دين است , نمك بر زخم آن بزرگواران مي زنند , تا چه حد مي تواند پذيرفته باشد
مگر مخاطب اين كلام دردمند ما نيستيم : « كسي كه آنان (غلو كنندگان ) را دوست بگيرد بر ما كينه ورزيده و كسي كه به ايشان بغض بورزد ما را دوست داشته است ... كسي كه آنها را بپذيرد ما را رد نموده است و كسي كه آنها را رد نمايد ما را پذيرفته است ... كسي كه آنها را تصديق كند , ما را دروغگو شمرده است و كسي كه آنها را تكذيب كند ما را تصديق نموده است ... » (بحارالانوار ج 226,25 )
بار الها! علماي بزرگوار ما را , مردم متدين ما را و مسئولان متعهد كشور امام زمان (عج ) را بيش از پيش بر مسئوليت عظيمشان در اين خصوص واقف فرما و نسيم عرشي توحيد ناب را بر سرزمين اهل ولايت بيش از پيش وزان فرما و دل هاي ما را از زمزم زلال قرآن عزيز چنان مصفا فرما كه هرگز كدورت شرك و غلو بر آن ننشيند.
آمين يا رب العالمين
ث علي رضايي