
اشاره :
27 شهريور ماه سالجاري , ملت ستمديده افغانستان با شركت در
دومين انتخابات پس از اشغال كشورشان توسط امريكائيها , نمايندگان
پارلمان را برگزيدند. اهميت پارلمان و نقش آن درحكومت هاي جمهوري بر
هيچكس پوشيده نيست اما در جمهوري اسلامي افغانستان , مطابق با قانون
اساسي آن كشور , پارلمان تنها نقش مشورتي داشته و بر اساس نياز قوه
مجريه اقدام به قانونگذاري مي نمايد.محدود نمودن قدرت قوه مقننه در
افغانستان به حدي است كه به گفته كارشناسان , وزرا و مجموعه دولت نيز
بدون مداخله و راي اعتماد نمايندگان انتخاب مي شوند و نظرات پارلمان
هيچ گونه تاثيري برتركيب هيات دولت ندارد. در واقع در نظام رياستي
افغانستان , قدرت نزد رئيس قوه مجريه كه رئيس جمهوري مي باشد ,
متمركز بوده و ساير قوا الزاما بايستي همراه و هماهنگ با وي عمل نموده و
در جهت تعامل با رئيس جمهوري تلاش نمايند.
يادآوري اين نكته خالي از فايده نيست كه در كشور استبداد زده
افغانستان بدليل حاكميت هاي گوناگون سلطنتي , قومي , كمونيستي , جهادي
و طالباني هيچگاه مردم در تعيين حاكمان نقش نداشته اند. مطلب حاضر
حاصل گفتگوي خبرنگار ما با آقاي هاشمي لولنجي از شخصيت هاي سياسي
افغان و كارشناس با تجربه رويدادهاي اين كشور است كه از نظر مي گذرد.
آقاي هاشمي لولنجي ! اكنون كه تقريبا چهار سال از تشكيل اجلاس بن
ميگذرد ما شاهد اجراي تمام مصوبات آن در افغانستان هستيم در رابطه با
نتيجه اجلاس بن نظرشما چيست آياتصور مي كنيد مصوبات اين
اجلاس , انتظارات و حقوق مردم افغانستان را تامين كرده است
ث ترديدي وجود ندارد كه اجلاس بن يك حادثه مثبت تاريخي ميباشد اما
اجراي عجولانه مصوبات آن سوال برانگيز است مثلا قبل از ايجاد زمينه
مناسب و بستر لازم براي حضور آگاهانه مردم در صحنه , شرايطي را تحت
عنوان دموكراسي بوجود آوردند كه حزب سازي جاي بازسازي را گرفت و
سياستمداران رياست طلب و بازماندگان گروه هاي جهادي كه به ايجاد تشنج
عادت نموده اند , مشغول مچ گيري همديگر شده كشور و ملت را فراموش
كردند چنانكه تداوم و حاصل درگيري هاي سياسي منجر به اختلافات قومي
گرديده است و اين بدترين نوع فاجعه ملي ميباشد.
از بررسي روند حوادث و آنچه طي اين چهار سال بر ملت افغانستان
گذشته , چنين استنتاج مي شود كه اعلام تحقق مصوبات اجلاس بن با اين
وضعيت , بيشتر در آنسوي اقيانوس ها جاي مصرف دارد تا افغانستان و فقط
كشورهاي خارجي و خارجي هاي دست اندركار ميتوانند از آن به عنوان برگ
برنده استفاده كنند , نه ملت افغانستان . در يك كلام مصوبات اجلاس بن را
چنان بصورت ابزاري بكار گرفتند كه مصداق كامل « كلوخ ماندن و از آب
گذشتن » است .
اين مطلب را چگونه ميتوان تحليل كرد در شرايطي كه دولت منتخب
برقرار , قانون اساسي حاكم و انتخابات پارلماني برگزار شده است اما
كمكهاي بين المللي در اختيار دولت قرار داده نمي شود , هرگونه عمليات
نظامي بدون مشورت با دولت صورت ميگيرد , نيروهاي خارجي حريم
خانواده و قانون كشور را برسميت نمي شناسند , فقر , بيكاري و فساد اداري
بيداد ميكند ولي با كمال افتخار از تحقق مصوبات اجلاس بن صحبت مي
شود. سوال اصلي اينجا است كه آيا اجلاس بن به خاطر رفع مشكلات ملت
افغانستان تشكيل شده بود يا به خاطر تداوم مشكلات و لذا مساله
افغانستان پيچيده تر از آن است كه بتوان در يك مصاحبه نتيجه گيري كرد
چراكه هنوز قدرت هاي خارجي در امور افغانستان از « حق وتو »
برخوردارند , القاعده و طالبان را نيز به عنوان اهرم فشار بر ملت افغانستان
حفظ نموده اند به نحوي كه تا افغانستان هست تروريسم وجود خواهد
داشت و تا تروريسم وجود داشته باشد جنگ ادامه دارد.
همانظور كه واقفيد قرار بود انتخابات پارلماني افغانستان , سال گذشته و
همزمان با انتخابات رياست جمهوري برگزار شود. جنابعالي علت تاخير در
برگزاري انتخابات پارلماني را در چه مي دانيد
ث اساسا در ارتباط با برگزاري انتخابات پارلماني در افغانستان , شرايط
آنچنان كه بايد , فراهم نشده بود و به عقيده بسياري از تحليلگران , انتخابات
پارلماني اين كشور كه در تاريخ 27 شهريورماه گذشته برگزار شد , موفق
نبوده و در برخي مناطق افغانستان نيز امكان انجام آن ميسر نگرديد. حال
شما فرض كنيد كه اگر اين انتخابات همزمان با انتخابات رياست جمهوري
برگزار مي شد , چه نتايجي مي توانست داشته باشد.
بنظر مي رسيد برگزاركنندگان انتخابات پارلماني افغانستان بيش از آنكه
به فراهم شدن زمينه مساعد در جامعه افغانستان بيانديشند به برنامه
زمانبندي شده « اجلاس بن » توجه داشته اند. حال كيفيت برگزاري آن چگونه
بوده و استانداردها رعايت شده باشد , جاي سوال دارد.
تاكيد مي كنم كه « مصوبات بن » را بر اساس « مصوبات بن » اجرا كردند نه
بر اساس نياز و شرايط افغانستان و بنظر مي رسد در اجراي مصوبات بن تنها
عملي شدن بندهاي آن در زمينه هاي دولت سازي و پارلمان سازي و تكميل
ساختار نظام سياسي افغانستان مطابق با زمانبندي تعيين شده مورد توجه
بوده است .
همانطور كه اشاره شد دو دور انتخابات در افغانستان برگزار شد و در هر دو
دوره افغانستان در اشغال كامل دولت هاي خارجي به سركردگي امريكا قرار
داشت . قراين و شواهد بسيار وجود دارد كه نشان مي دهد سفير امريكادر
افغانستان به صراحت در هر دو انتخابات مداخله داشته است . آيا تصور
مي كنيد انتخابات اخير در اين كشور در فضاي عادي و شرايط مناسب برگزار
شده است و آيا دمكراسي بر آن حاكم بوده است .
ث نبايد ترديد نمود كه امريكا در افغانستان در نظر دارد ساختار نظام اين
كشور را بر اساس اهداف زمانبندي شده خود تعريف نمايد تا منابع دراز
مدت آمريكا تامين گردد. اهميت ژئو استراتژيك افغانستان پس از فروپاشي
شوروي نه تنها كاهش نيافته بلكه بر ميزان آن افزوده شده است . در شرايطي
كه كنترل پايگاه هاي هسته اي هند و پاكستان مطرح مي باشد همچنين در
موقعيتي كه جمهوري هاي استقلال يافته شووري و جمهوري اسلامي ايران
در همسايگي افغانستان واقع شده اند و چين كه مي رود به يك قدرت
بلامنازع در آسيا تبديل گردد , بايد اين نكته را باور كنيم كه امريكاييها نه فقط
خود را محق مي داند كه در امور افغانستان مداخله كند بلكه در تعيين
حاكمان اين كشور « حق وتو » براي خود قائل هستند.

نكته اي كه ضرورت دارد به آن توجه وافر صورت گيرد اينكه تا قبل از
اين در نگاه بسياري از افغان ها , امريكا بعنوان ناجي مطرح بوده است ,
كشوري كه توانسته آنان را از استبداد خشن وجنايات نامحدود طالبان
رهايي بخشد و امنيت نسبي و آرامش را به افغانستان باز گرداند.
اما اكنون و پس از گذشت چهار سال از ساقط شدن طالبان , آن نگاه ها
اصلاح شده و اكثريت ملت افغانستان خود را در شرايطي مي بينند كه « نه راه
پس دارند و نه راه پيش »
اطلاع داريدكه در انتخابات پارلماني افغانستان كه 27 شهريور برگزار شد ,
بيش از 12 ميليون نفر كارت مشاركت گرفته بودند ولي آمارها حكايت از آن
دارد كه در روز انتخابات تنها 6 ميليون نفر راي دادند . بفرمائيد كه اولا بر
اساس جمعيت افغانستان , اين كشور چند ميليون نفر راي دهنده دارد و ثانيا
علت عدم شركت نصف راي دهندگان در انتخابات چيست
ث لازم است يادآور شوم كه تاكنون رسما هيچ سرشماري اساسي در
افغانستان صورت نگرفته است اما مطمئنا تعداد افراد واجد شرايط از 12
ميليون نفر بيشتر است , علاوه بر آن جمعي از مردم افغانستان ساكن در
مناطق مختلف ثبت نام نكرده بودند و برخلاف اصول مشاركت ملي سه
ميليون مهاجر افغاني هم در سراسر جهان از انتخاب كردن و انتخاب شدن
محروم گرديده بودند.
از طرفي 50 درصد افرادي كه ثبت نام كرده بودند ولي از راي دادن
خودداري كرده اند , اين بخش از مردم راي ندادن شان فرياديست با زبان
خاموش كه عدم داشتن اميد را تبيين ميكند . اما از 50 درصد مابقي كه راي
داده اند , برخي هابه نحوي ارتباط مستقيم و غيرمستقيم با كانديداها داشتند
و دارند , برخي ديگر با معامله و تعدادي نيز تحت فشار قدرتمندان محلي
بپاي صندوق هاي راي رفته اند. البته در انتخابات پارلماني افغانستان , راي
دهندگان بيطرف به كانديداهاي خانم بيشتر راي داده اند در واقع راي دادن
مردم به خانم ها حاكي از مخالفت با سياستمداران شناخته شده و
فرصت طلبان حرفه اي ميباشد.
فكر مي كنيد كه مردم افغانستان پس از برگزاري دو انتخابات رياست
جمهوري و پارلماني در اين كشور , نسبت به بهتر شدن اوضاع توسط دولت
اميدوار شده اند
ث اگر چه دولت نتوانسته است انتظارات ملت را برآورده سازد اما مردم
افغانستان ميدانند كه قدرت هاي خارجي براي مشروعيت دادن به
سياست هاي خود از وجود دولت افغانستان سواستفاده مي كنند. چيزي در
اختيار دولت افغانستان نيست كه مشكلات مردم را حل كند , عدم درك
اهداف بلند مدت كشورهاي خارجي , بازي هاي بين المللي , خلف وعده
ها NGO كمك كنندگان , حيف و ميل پنج ميليارد دلار كمكهاي جهاني توسط
و موسسات خارجي , غني تر شدن اغنيا و فقيرترشدن فقرا همگي موجب
نااميدي مردم گرديده است و علاوه بر آن كانديداتوري افراد سرشناس
طالبان , كمونيست هاو چهره هاي شناخته شده , مردم را از پارلمان نيز نااميد
ساخت و پارلمان متشكل از افراد معلوم الحال را قبل از تشكيل رد كردند.
بهرحال به نظر مي رسد كه با انتخاب اكثريت مخالفين دولت , پارلمان
افغانستان تشكيل خواهد شد فكر ميكنيد كه اين پارلمان تا چه حد ميتواند
دولت را كنترل كند
ث از اينكه نظام كنوني افغانستان تقريبا يك نظام رياستي ميباشد پارلمان
نميتواند دولت را تحت فشار قرار دهد اين پارلمان اندكي بيشتر از يك
مجلس مشورتي صلاحيت دارد حتي راي عدم اعتماد آن نسبت به كابينه
موثر نيست مگر آنكه رئيس جمهور بپذيرد , اين معني را كساني ميدانند كه
قانون اساسي افغانستان را به دقت مطالعه كرده باشند. در آينده خواهيد ديد
كه پارلمان افغانستان فقط در ايجاد غوغاسالاري ومانور دادن در
سخنراني هاآزاد خواهد بود و فرصت كافي خواهد داشت .
اعلام تحقق مصوبات اجلاس بن با اين وضعيت , بيشتر در
آنسوي اقيانوس ها جاي مصرف دارد تا افغانستان و فقط
كشورهاي خارجي و خارجي هاي دست اندركار ميتوانند از آن
به عنوان برگ برنده استفاده كنند , نه ملت افغانستان
در شرايطي كه دولت منتخب برقرار , قانون اساسي حاكم و
انتخابات پارلماني برگزار شده است اما كمكهاي بين المللي در
اختيار دولت قرار داده نمي شود , هرگونه عمليات نظامي
بدون مشورت با دولت صورت ميگيرد و نيروهاي خارجي حريم
خانواده و قانون كشور را برسميت نمي شناسند
قدرت هاي خارجي در امور افغانستان از « حق وتو »
برخوردارند , القاعده و طالبان را نيز به عنوان اهرم فشار بر
ملت افغانستان حفظ نموده اند به نحوي كه تا افغانستان هست
تروريسم وجود خواهد داشت و تا تروريسم وجود داشته باشد
جنگ ادامه دارد
نبايد ترديد نمود كه امريكا در افغانستان در نظر دارد
ساختار نظام اين كشور را بر اساس اهداف زمانبندي شده خود
تعريف نمايد تا منابع دراز مدت آمريكا تامين گردد
بايد اين نكته را باور كنيم كه امريكا نه فقط خود را محق
مي داند كه در امور افغانستان مداخله كند بلكه در تعيين
حاكمان اين كشور « حق وتو » براي خود قائل هستند
اگر چه دولت نتوانسته است انتظارات ملت را برآورده سازد
اما مردم افغانستان ميدانند كه قدرت هاي خارجي براي
مشروعيت دادن به سياست هاي خود از وجود دولت افغانستان
سواستفاده مي كنند. چيزي در اختيار دولت افغانستان نيست
كه مشكلات مردم را حل كند

|