روزنامه جمهوري اسلامي 24/07/1384 صفحه جبهه و جنگ

* مواجهه ژنرالهاي عراقي با تامكت ايراني
* دفاع جانانانه در نبرد دريايي
مواجهه ژنرالهاي عراقي با تامكت ايراني




گزارشي خواندني از سرنگوني چند فانتوم عراقي توسط جنگنده هاي ايراني
اشاره : در طول جنگ با ايران , زندگي ژنرال هاي عراقي وابسته به حفظ موازنه دقيق ميان دو عامل بود. نخست آنكه آنها نمي بايد خيلي تلاش مي كردند. زيرا باعث مي شد كه به آنها بعنوان تهديد بالقوه براي ديكتاتور بغداد نگريسته شود. در عين حال نمي بايست كه خيلي هم بي تحرك باشند و يا اين طور به نظر آيند; زيرا باز هم به هدفي براي صدام تبديل مي شدند. لذا , فرماندهان بلندپايه عراقي به ندرت در خطوط مقدم و يا حتي نزديك جبهه حاضر مي شدند. در واقع آنها ترجيح مي دادند كه نبرد را از سنگرهاي فرماندهي كه اغلب در فاصله بيش از 30 كيلومتري پشت جبهه بود . اداره كنند. با اين حال گاهي اوقات هم لازم بود از خط مقدم بازديد نمايند زيرا بارها فرماندهان حاضر در خط مقدم گزارشات تحريف شده اي را به فرماندهانشان ارائه مي كردند لذا آنها مي بايستي جهت اطمينان خودشان به خط مقدم رفته و اوضاع را با چشمان خود به نظاره بنشينند.
دقيقا در يكي از چنين مواردي بود كه يكي از حوادث بسيار مهم و مشهور در جنگ اتفاق افتاد و در طي آن , جنگنده هاي ايراني در طي يك درگيري هوايي كه بيش از هفده دقيقه طول كشيد , 5 الي 6 فروند جنگنده عراقي را سرنگون كرده و در پي آن , يك فروند هليكوپتر توپ دار كبراي هوانيروز جمهوري اسلامي ايران , يك هليكوپتر حامل ژنرالهاي عراقي و نيز جنگنده محافظ آن را ساقط كرد.
اين داستان كه هنوز از طريق اينترنت در دسترس است , در طول سالها دچار تغيير و تحريف شده , به نحوي كه اكنون پس از گذشت حدود 23 سال از آن تاريخ , حتي خاطرات افراد درگير در آن ماجرا بطور كامل قابل اطمينان نيست . با اين حال گزارش ذيل كه حاصل مجموعه گزارشات خلبانان هر دو طرف درگيري است , كاملترين و دقيق ترين گزارشي بشمار مي رود كه تاكنون منتشر شده است .
در بيستم نوامبر 1982 (29 آبانماه 1361 ) , سربازان عراقي در طول جبهه ما بين عين خوش و موسيان در وضعيت بحراني بسر مي بردند و نيروهاي ايراني موفق به تصرف چندين ميدان مهم نفتي و قطع خطوط اصلي و مواصلاتي عراق در منطقه شده بودند. در اين ميان جنگنده ها و پدافند هوايي ايران مانع از عمليات موثر نيروي هوايي عراق بودند و تلاشهاي هوانيروز عراق نيز به دليل سرنگوني هليكوپترهاي عراقي توسط جنگنده ها و هليكوپترهاي توپ دار كبرا و نيز شرايط نامساعد جوي ناموفق بود . ارتش عراق نيز تلفات سنگيني را متحمل شده بود . 3500 سرباز عراقي كشته شده و كل خط جبهه در نزديكترين نقطه به بغداد در خطر فروپاشي بود.
در اين شرايط , ژنرالهاي عراقي نخستين نشانه هاي تهديد از سوي ديكتاتور بغداد را مشاهده كردند. لذا سرلشكر ماهر عبدالرشيد فرمانده سپاه سوم عراق و سپهبد عبدالجابرمحسن , سخنگوي ارتش تصميم گرفتند كه از جبهه بازديد كرده و با فرماندهان خط مقدم عراق در منطقه ملاقات كنند.
در صبح 21 نوامبر 1982 (30 آبانماه 1361 ) , هر دو ژنرال سوار بر يك فروند هليكوپتر مسلح ميل مي ـ 8 به خلباني سروان موسي كه به وسيله 2 فروند ميل مي ـ 8 و يك فروند ميل مي ـ 25 (كه بعنوان راهنما و ناوبر عمل مي كرد) اسكورت مي شدند , به سوي جبهه عزيمت كردند. در بالاي سر آنها , آرايشي شامل 4 فروند ميگ ـ 21 و 4 فروند ميگ ـ 23 , پوشش هوايي آنها را تامين مي كرد. اين هواپيماها به دليل پرواز كند هليكوپترها و مصرف شدن سوخت جنگنده ها , توسط جنگنده هاي ديگر جايگزين مي شدند.
حدود ساعت 10,40 در ارتفاع 40 هزار پا (12200 متر) و فقط در فاصله 5 مايلي (8 كيلومتري ) از مرز , 2 فروند جنگنده فانتوم ايران در مسيرشان بسوي هدف هاي خود در خاك عراق , براي سوختگيري به يك هواپيماي سوخت رسان بوئينگ 707 كه بوسيله 2 فروند جنگنده اف ـ 14 تامكت همراهي مي شد , نزديك شدند.
تامكت ها در اطراف هواپيماي سوخت رسان پرواز مي كردند و يكي از آنها بااستفاده از رادار اي . دبليو . جي ـ 9 فضاي اطراف را جستجو مي كرد . در ساعت 10,45 , درست در زماني كه نخستين فانتوم شروع به سوختگيري از هواپيماي سوخت رسان كرد , رادار يكي از اف ـ 14 ها چندين جنگنده عراقي را كه از سمت غرب نزديك مي شدند و در برد موشكهاي في نيكس هواپيما بودند را كشف كرد.
عليرغم دستور اكيد مبني بر عدم ورود اف ـ 14 ها به حريم هوايي عراق و رها نكردن هواپيماي سوخت رسان بدون محافظ , خلبان تامكت باتوجه به شرايط موجود , تصميم به حمله گرفت . با دستور به خلبان اف ـ 14 ديگر (كه فقط به موشكهاي اسپارو و سايدويندر مسلح بود) مبني بر ماندن در كنار هواپيماي سوخت رسان و فانتوم ها , تامكت نخست به سوي غرب پرواز كرد. خلبان و افسر متصدي رادار اين هواپيما به سرعت 2 فروند موشك في نيكس و 2 فروند اسپارو به سمت هواپيماهاي عراقي شليك كردند و با خوشحالي شاهد بودند كه دست كم 2 فروند هدف در طي چند ثانيه از صفحه رادارشان محو شدند. ظاهرا آنها موفق به دفع يك حمله هوايي عراق شده بودند و يا اينكه آنها چنين تصور مي كردند.
در واقع , عراقي ها كاملا از حضور 2 فروند اف ـ 14 ايراني در نزديكي خود بي خبر بودند و نخستين علائم بروز مشكل براي سروان موسي , زماني بود كه خلبان يك ميل مي ـ 8 اسكورت كه در حدود 1,5 كيلومتر جلوتر پرواز مي كرد , با فرياد اخطار كرد كه دست كم 3 فروند جنگنده اسكورت (و يا چيزي كه از آنها باقي مانده بود) در ميان شعله هاي آتش در حال سقوط هستند و اينكه هواپيماي حامل ژنرالها مي بايستي گردش سريعي به راست انجام دهد تا از اصابت بقاياي جنگنده ها در امان باشد.
چند ثانيه بعد , خلبان يكي از ميگ ها با فرياد گفت كه آنها هيچ اطلاعي از چيزي كه به آنها حمله كرده ندارند و قويا توصيه كرد كه هليكوپتر حامل ژنرالها هرچه سريعتر منطقه را ترك كرده و به سمت غرب برود. موسي با مشاهده لاشه هواپيماي در حال سقوط به سرعت به سمت غرب بازگشت و بدين ترتيب , بازديد فرماندهان عالي رتبه عراقي از جبهه , پيش از آغاز , خاتمه يافت .
در اين حال , پس از شليك 4 فروند موشك برد بلند و برد متوسط و سرنگوني 1 فروند ميگ ـ 21 و 2 فروند ميگ ـ 23 در طي چند ثانيه , تامكت ايراني به كنار هواپيماي سوخت رسان بازگشت و حضور جنگنده هاي عراقي را به اطلاع فانتوم هاي ايراني حاضر در منطقه رساند . ظاهرا رادار اف ـ 14 موفق به كشف هليكوپترهاي عراقي كه با سرعت و ارتفاع كم در ميان تپه ها پرواز مي كردند و چندين كيلومتر عقب تر از جنگنده ها قرار داشتند , نشده بود.
در پي اخطار اف ـ 14 , فانتوم هاي ايراني اقدام به مقابله با جنگنده هاي عراقي كردند ولي با آرايشي از هواپيماي تهاجمي سوخو ـ 22 عراقي كه در مسير حمله به نيروهاي زميني ايران بودند , مواجه شدند. در پي درگيري شديد هوايي كه به دنبال رهاكردن مهمات حمله به زمين پيش آمد , يك سوخو ـ 22 عراقي سرنگون شد و بقيه به سمت غرب گريختند .
باتوجه به چنين تلفات سنگين نيروي هوايي عراق در پاييز 1982 (1361 ) , گزارشات مبني بر اعزام 60 خلبان مصري به عراق براي كمك به عراقي ها و انجام ماموريت هاي رزمي , منتشر شد. به نظر شما آيا اين تعجب برانگيز نبود.
ترجمه : م . حبيبي

دفاع جانانانه در نبرد دريايي




گفت وگو با امير درياداردوم حسين فضلي . معاون هماهنگ كننده قرارگاه دريائي خاتم الانبيا(ص )
گفتگو از : مهدي صادقي
اشاره : سالهاي جنگ تحميلي اگرچه هميشه به عنوان تاريخ هجوم كشوري متخاصم بنام عراق به مرزهاي كشور عزيزمان ايران مي باشد اما يادآور دفاعي جانانه و ايثارگري و مظلوميت ملتي است كه مجاهدت در راه دين خدا و ميهن خويش را برتمام جنبه هاي زندگي خود واجب دانسته و با نثار جان خويش نگذاشتند تا وجبي از حدود و ثغور ايران بزرگ در تصرف دشمن تا بن دندان مسلح باقي بماند.
توجه و دقت و مرور روزهاي بيشمار هشت سال دفاع مقدس اين نكته را براي ملت ايران يادآور خواهد شد كه ملتي نوخواسته و تازه به پا خواسته مي تواند با اتكا به خداوند و توانايي هاي جوانان خويش در عرصه جنگ و دفاع از ارزشهاي اسلامي , آنقدر پيش برو كه دشمنانش را بر خاك مذلت بنشاند. »
در اين مطلب و براي آگاهي از چند و چون اين دفاع دلاورانه در پهنه وسيع آبهاي ساحلي جنوب كشور و مطلع شدن از نوع فعاليتهاي نيروي دريايي ارتش در عرصه گسترده خليج هميشه فارس و درياي عمان گفتگويي را با امير دريادار دوم « حسين فضلي » معاون هماهنگ كننده قرارگاه درياي خاتم الانبيا صورت داده ايم كه از نظر شما مي گذرانيم
ث دلايل عراق براي حمله به ايران در شهريور سال 1357 چه بود
از عمده ترين دلايل تحميل جنگ به ايران از سوي عراق مي توان به اشرافيت جمهوري اسلامي ايران بر پهنه آبهاي خليج فارس و منابع نفتي آن با برخورداري از 2000 كيلومتر ساحل در شمال خليج فارس ذكر كرد . وجود جزاير استراتژيك « ابوموسي » , تنب بزرگ و كوچك نيز در اين اشرافيت نقش ارزنده اي را ايفا مي كنند. در اين باره اگر كمي به عقب برگرديم متوجه خواهيم شد در صد سال گذشته خليج فارس و تنگه هرمز به عنوان يكي مهمترين نقاط استراتژيك جهان به حساب مي آمده است , چرا كه درصد بسيار بالايي از نفت و گاز مورد استفاده كشورهاي جهان از طريق كشورهاي حاشيه خليج فارس به كشورهاي دنيا صادر مي شده است .
با پيروزي انقلاب اسلامي , كشورهاي ابرقدرت و استثمارگر دنيا مثل آمريكا , انگليس و روسيه و ساير كشورهاي غربي به اين نتيجه رسيدند كه جمهوري اسلامي با تسلط بر اين شاهراه حياتي همواره مي تواند در هر لحظه ي كه مدنظر باشد منافع آنها را مورد تهديد قرار بدهد به همين دليل به دنبال آن بودند كه كشور جمهوري اسلامي ايران را ساقط كنند و بر اين اساس كشور عراق را تشويق كردند تا به ايران حمله بكند.
نقش نيروي دريايي در دفاع از مرزهاي آبي كشور را در طول هشت سال جنگ تحميلي چگونه ارزيابي مي فرمائيد
با آغاز جنگ در شهريور سال 1359 نيروي دريايي براساس ماموريتي كه داشت براي پدافند از سواحل , جزاير و بنادر و سكوهاي نفتي پهنه دريا , باز نگهداشتن خطوط مواصلاتي دريايي براي صادرات و واردات و از طرف ديگر براي ايجاد « كنترابند » (محروم كردن دشمن از واردات و صادرات در زمان جنگ ) پا در عرصه دفاع از ميهن گذاشت .
در اين مدت تمامي ماموريتهاي ابلاغي به نحو احسن انجام گرفت و ارزيابي كارشناسان ايراني و خارجي از اين عملكرد همواره مورد تقدير قراردادن نيروي دريايي بوده است و اين در شرايطي حاصل شد كه تمام تجهيزات نيروي دريايي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي خريداري شده بود و در واقع ماهيت غربي داشت . در كنار اين تجهيزات غربي دانش استفاده از اين تجهيزات نيز به ايران انتقال داده نشده بود و مستشاران نظامي برتمامي امور اجرايي در ايران مسلط بودند و درجه داران و افسران ايراني بدليل وجود نداشتن مركز آموزش علوم و فنون دريايي در ايران , براي تحصيل اين آموزشها به كشورهايي مثل آمريكا , انگليس , ايتاليا و آلمان اعزام مي شدند و در آنجا دوره هاي لازم را طي مي كردند. كارشناسان نظامي خارجي قبل از آغاز جنگ بدليل همين خصوصيات و همچنين اخراج فرماندهان عاليرتبه ارتش كه وابسته به طاغوت بودند و نيز اخراج مستشاران نظامي خارجي از ايران , بر اين عقيده بودند كه ديگر شناورها و يگانهاي پروازي نيروي دريايي ايران در عرصه درياي و هوا ديده نخواهند شد. اما نيروي دريايي به محض حادث شدن انقلاب با تلاش شبانه روزي افسران و درجه داران جوان به خودباوري و خوداتكايي دست يافت و در فاصله زماني بهمن 1357 كه انقلاب اسلامي پيروز شد تا شهريور سال 1359 كه جنگ به نظام مقدس ما تحميل گشت آنچنان تحولي در اين نيرو اتفاق افتاد كه دشمنان ايران را در جايي خود نشاند. شاهد اين ادعا در صحنه نبرد درياي اتفاق افتاد , جايي كه كليه يگانهاي شناور و پروازي نيروي دريايي براي دفاع از مرزهاي ايران در پهنه خليخ فارس حضور پيدا كردند و دشمن را ازدست يابي و تسلط بر دريا ناكام گذاشتند و به دشمن نشان دادند كه همت و غيرت ايراني فعل توانستن را پس از گذشت يك سال و نيم از پيروزي انقلاب صرف كرده است .
ماموريتهاي نيروي دريايي ارتش در طول جنگ تحميلي بيشتر برچه اصولي استوار بود
در بخش ماموريتهاي نيروي درياي پدافند از سواحل , جزاير و سكوهاي نفتي برعهده نيروي دريايي بود , به همين علت با آغاز جنگ , گشتهاي هوايي يگانهاي پروازي نيروي درياي و شناورهاي سطحي در دستور كار قرار گرفت و استقرار نيروهاي زبده تفنگداران دريايي در جزاير و سكوهاي نفتي براي حفاظت از آنها صورت گرفت و در كنار اين امر بحث سالم رساندن كالا از طريق خليج فارس به بنادر ايران و بهره برداري از كليه بنادر كشور نيز بايد از سوي نيروي دريايي با دقت كنترل مي شد چرا كه دشمن با حملات هوايي و موشكي به كشتي هاي تجاري و نفتكش سعي در اختلال صادرات نفت و واردات كالا به ايران شده بود.
اين وظيفه آنقدر دقيق از سوي نيروي دريايي انجام شد كه حتي نزديكترين بنادر جمهوري اسلامي ايران به كشور عراق ازجمله بندر امام خميني (ره ) براي يك روز هم بسته نشد و در تمام طول روزهاي جنگ امر صادرات و واردات از طريق اين بندر و ساير بنادر كشور انجام مي شد و مايحتاج روزمره مردم ازجمله گندم وارداتي كشور و ساير اقلام مورد نياز مردم از همين بندر امام خميني (ره ) كه به راه آهن متصل بود وارد كشور مي شد و هيچ گاه اين واردات و صادرات دچار وقفه نگشت . اما صادرات كشور نيز كه به منظور كسب درآمد كشور بايد انجام مي گرفت ازجمله مهمترين اموري بود كه نيروي دريايي در آن نقش داشت چرا كه اقتصاد ما و درآمد ما وابسته به صادرات نفت بود و بايد نفت را صادر مي كرديم تا بتوانيم درآمد داشته باشيم و چرخ مملكت و جنگ را بچرخانيم .
در اين راستا براي حمايت از صادرات و واردات كشور تمام كشتيهاي تجاري و نفتكش توسط نيروي دريايي از شمالي ترين نقطه خليج فارس يعني جزيره خارك و بندر ماهشهر تا درياي عمان با حمايت ناوچه ها و ناوشكن هاي نيروي دريايي اسكورت مي شدند و در طول هشت سال جنگ تحميلي عمليات اسكورت براي 10013 (ده هزار و سيزده ) كشتي صورت پذيرفت كه كاري بس بزرگ براي ما و باورنكردني براي كشورهاي غربي بود چون كه آنها توقع نداشتند نيروي دريايي بتواند كاري چنين بزرگ را صورت بدهد. در اين باره اگر كمي دقيق شويم متوجه خواهيم شد كه در طول هر روز جنگ تحميلي به صورت ميانگين بيش از سه كشتي تجاري و نفتكش توسط نيروي دريايي اسكورت مي شدند و اين تنها گوشه اي از تلاشهاي پرسنل جان بركف نيروي دريايي بود , چرا كه وظيفه حفاظت و كنترل كشتيهاي عبوري به مقصد عراق و همچنين كنترل سواحل طولاني جمهوري اسلامي ايران را نيز بايد بر اين تلاشها اضافه نمائيم . در اينجا بايد اشاره كنم كه در طول اين مدت از تعداد 10013 (ده هزار و سيزده ) كشتي تجاري و نفتكش اسكورت شده توسط نيروي دريايي ارتش , تنها 259 كشتي در حملات هوايي و موشكي عراقي ها دچار آسيب شدند كه باز هم 176 كشتي با كمك و تلاش كاركنان نيروي دريايي نجات پيدا كردند و در بنادر جمهوري اسلامي پهلو گرفتند و پس از تخليه بار و تعميرات به راه خود ادامه دادند و تنها 83 كشتي دچار صدمات شديد شدند كه اين تعداد كشتي از لحاظ آمار و ارقامي كه در جنگهاي دريايي ثبت شده بسيار ناچيز است . در كنار اين فعاليتها و به غير از آنچيزي كه نيروي دريايي براي سربلندي ايران و دفاع از مرزهاي آبي كشور انجام مي داد بايد تدابيري را نيز اتخاذ مي كرد تا ادوات و تجهيزات نظامي از طريق دريا براي كشور عراق ارسال نشوند و همچنين صادرات نفتي و غيرنفتي عراق نيز از خليج فارس صورت نگيرد. براي محقق شدن اين موضوع سكوهاي نفتي « البكر » و « الاميه » كه عراق علاوه بر استخراج و صدور نفت از آنجا براي حمله به كشتيهاي تجاري ايران استفاده مي كرد در عملياتهاي « اشكان » و « شهيد صفري » مورد حمله قرار گرفتند.
اين سكوها در تاريخ هفت آذر سال 59 در عمليات غرورآفرين « مرواريد » به تسخير نيروهاي تكاور و تفنگداران دريايي ارتش درآمد و در همين عمليات پرسنل غيور و جان بركف ناوچه موشك انداز پيكان با حمايت جنگنده هاي نيروي هوايي ارتش بيش از 75 درصد توان نيروي دريايي عراق را منهدم كردند . در اين عمليات 5 ناوچه اوزا و بيش از 10 شناور ديگر دشمن را به قعر آبهاي خليج هميشه فارس فرستادند و بعد از اين عمليات ديگر عراق نتوانست در پهنه وسيع خليج فارس حضوري چشم گير داشته باشد.
ضمنا بايد اشاره داشته باشيم كه در طول هشت سال جنگ تحميلي در بازرسي هايي كه از سوي شناورهاي نيروي دريايي ارتش از كشتي هاي حامل كالا براي عراق صورت گرفت بيش از 30 كشتي كه حامل تجهيزات و ادوات جنگي و نظامي براي عراق بودند توقيف و تجهيزات آنها مصادره گرديد , كه اين امر نيز باتوجه به تردد تعداد زياد كشتي هاي تجاري و نفتكش در خليج فارس نيازمند بررسي و بازرسي مستمر در طول تمام روزهاي جنگ تحميلي بود كه با كوشش پرسنل غيور نيروي دريايي به شكل كامل انجام شد.
روند خودكفايي در نيروي دريايي ارتش پس از جنگ به چه صورت بوده است
پس از عمليات « مرواريد » كه در تاريخ هفتم آذر سال 1359 اتفاق افتاد و در آن عمليات ناوچه قهرمان « پيكان » يك حماسه آفريد و نيروي دريايي عراق ديگر نتوانست در عرصه دريا و خليج فارس حضور قدرتمندانه اي داشته باشد وليكن نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران باتمام تلاش و كوشش خود به سوي خودكفايي و استقلال در تهيه و توليد ابزار و ادوات و تجهيزات مورد نياز خود پيش رفت و با تجهيز خود به يگان زيرسطحي (زيردريايي ) به عنوان يك ركن اساسي در دفاع از ميهن و مرز و بوم ايران اسلامي عمل نمود. در همين راستا با تاسيس دانشگاه دريايي امام خميني (ره ) در شهر نوشهر كه وظيفه تعليم و تربيت و آموزش افسران نيروي دريايي را برعهده داشت , گامي بلند در راه خودكفايي علمي و آموزشي نيز برداشته شد.
ساخت ناوچه موشك انداز , ناوشكن و زيردريايي ميدجت نيز ازجمله توفيقات و توانمنديهاي نيروي دريايي ارتش در سالهاي پس از جنگ تحميلي است كه اينك ايران اسلامي را به قطبي مهم و نيرويي قدرتمند در منطقه خليج فارس و خاورميانه تبديل كرده است و تمام توفيقات در سايه رهنمودهاي مقام معظم ولايت حضرت آيت الله خامنه اي و با حمايت امير دريادار عباس محتاج فرمانده نيروي دريايي ارتش و تلاش شبانه روزي كاركنان و پرسنل جان بركف نيروي دريايي شكل گرفته است .
در انتها بايد از شهداي نيروي دريايي ارتش و خانواده هاي گرانقدر آنها ياد كنم كه تمام عزت و افتخار امروز نيروي دريايي به بركت مجاهدت و از جان گذشتگي اين سفيدپوشان عرصه دريا به دست آمده است و نيروي دريايي ارتش و ملت ايران هيچگاه حماسه حضور تكاوران دريايي در خرمشهر و حضور افسران و درجه داران را بر عرشه كشتي اقتدار و در عرصه خليج نيلگون فارس و درياي عمان فراموش نخواهد كرد.
ارسالي از : روابط عمومي
نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران
از عمده ترين دلايل تحميل جنگ به ايران از سوي عراق مي توان به اشرافيت جمهوري اسلامي ايران بر پهنه آب هاي خليج فارس و منابع نفتي آن با برخورداري از 200 كيلومتر ساحل در شمال خليج فارس ذكر كرد
سالم رساندن كالا از طريق خليج فارس به بنادر ايران و بهره برداري از كليه بنادر كشور نيز بايد از سوي نيروي دريايي با دقت كنترل مي شد چرا كه دشمن با حملات هوايي و موشكي به كشتي هاي تجاري و نفتكش سعي در اختلال صادرات نفت و واردات كالا به ايران شده بود