
بخش سوم و پاياني
بازشناسي موقعيت ايران
ما بايد يك بازشناسي از موقعيت كشورمان در عرصه بين المللي داشته
باشيم . ما در مرحله فعلي در حال گذار از يك كشور ژئوپولتيك در منطقه به
يك كشور ژئواستراتژيك در جهان هستيم . اين موقعيتي است كه ما در آن
ايستاده ايم به عبارتي ما از دوران تثبيت پايه هاي ايدئولژيك نظام گذر كرديم
و به مرحله اقتدار بين المللي رسيديم . در آغاز پرونده آقاي دكتر روحاني
راجع به ايتاليا مي گفت پنج ماه از وزيرخارجه ايتاليا وقت خواستم وقت
نمي داد. اما انتهاي پرونده كار به جايي رسيد كه كارشناسان ما با معاونان
وزارت خارجه اين سه كشور مذاكره مي كردند و ما مي گفتيم كه آنها و وزراي
خارجه شان حتما بايد بيايند و هر سه هم حرف هايشان را بزنند. بالاخره
مانور ما متفاوت شده است . ما بايد درك كنيم كه به يك كشور
ژئواستراتژيك در جهان تبديل شده ايم و اين الزامات خاص خود را
مي طلبد.
ژئواستراتژيك خاصيت علمي و عملي دارد. چهار علم , جزو علوم
استراتژيك در دنيا هستند. اگر آمريكا كه در علم هسته اي اين قدر حساسيت
نشان مي دهد و فشار ميآورد قطعا اگر در اين كار موفق بشود , در علم ژنتيك و
ديجيتال و بقيه علوم هم كه جز علوم استراتژيك هستند اين كار را انجام
خواهد داد. براساس مستندات فني آژانس , ايران هم در گستره آب سنگين و
آب سبك تكنولوژيش بومي تكميل شده است . براساس برآوردهاي آژانس از
لحاظ تكنولوژي اتمي ما از پاكستان جلوتريم چون پاكستان صرفا در آب
كار كرده و با روش تزريق گاز p 1 سبك كار مي كند . در مورد سانتريفوژ ,
را p 2 غني سازي كرده است . ولي ما هم ليزري انجام داده ايم و هم سانتريفوژ
كه نوع پيشرفته اروپايي است با موفقيت تست كرديم كه خودمان ساختيم .
در مرحله آب سنگين هم كه در بازفرآوري پلوتونيوم از سوخت موفق بوديم
هم اينكه توانستيم مستقيما پلوتونيوم را از طريق تريوم توليد كنيم . اينها
چيزهايي است كه آژانس هم از آن مطلع است .
رهبر معظم انقلاب اشاره زيبايي فرمودند كه انشاالله نيروگاه هسته اي
هم ميسازيم يعني موضوعي كه ما غفلت كرده بوديم . اساسا نيروگاه اتمي ,
تكنولوژي قطعا پيشرفته تري از چرخه سوخت ندارد و ما ميتوانيم . اينكه
ايشان تاكيد كردند كه انشاالله نيروگاه اتمي هم ميسازيم , اگر آن كار را هم
انجام دهيم به عنوان يكي از كشورهاي كم رقيب و كم نظير در دنيا در زمينه
مسائل هسته اي مي باشيم . علوم فضايي علوم استراتژيك دوم است . دستيابي
به فضا يا سيستم هاي پرتابي قابل كنترل در زمان جنگ به جاهاي خوبي
رسيديم .
اين قدرت , قدرت بزرگي است و از اين هراس دارند. ما اعلام كرديم كه
ماهواره مان را تا دو ماه ديگر به فضا ميفرستيم . اين كه ما در يك قدمي فضا
) خيلي بزرگي به كشورهايي مثل آمريكا و امثال pulse قرار گرفته ايم , پالس (
آن است .
علم بعدي علوم ژنتيك است . درحال حاضر سلاح هاي ژنتيك موضوعيت
پيدا كرده است . قضيه سلولهاي بنيادي و كاري كه در موسسه رويان شد
كاري بود كه ايران را در رديف هفتم يا هشتم كشورهاي مسلط به سلول هاي
بنيادين قرار داد. اين علم استراتژيك هم قطعا آنها را نگران ميكند.
علم استراتژيك چهارم , علم ديجيتال يا علم ارتباطات است كه به نظر من با
توجه به پتانسيلهايي كه وجود دارد روي آن كم كار شده است . همين
جوان ها و نوجوانهايي كه هميشه در مسابقات جهاني رتبه هاي اول را دارند
نشان مي دهد كه ظرفيت ما براي توجه به اين علم زياد است , اما همين
جوانها و نيروهاي انساني زبده در اين زمينه براي آمريكا خطر هستند , به
عنوان مثال در مسئله هسته اي بيش از اينكه تكنولوژي هسته اي در دستگاه
باشد در مغز مهندسين هسته اي ماست . اين وضعيتي است كه در كشور ما
وجود دارد و واقعا بايد با توجه به اين موقعيت برتر , مناسبات خودش را با
كشورهاي ديگر تنظيم كند و پيش نيازهايي را كه در اين دوران گذار دارد به
خوبي بشناسد و بتواند آن را مديريت كند.
در زمينه مولفه هاي قدرتي كه ما در كشور داريم قطعا آمريكا , ايران را نه در
سطح جهان , لااقل در سطح منطقه رقيب استراتژيك خود ميداند. همان طور
كه قدرت اثرگذاري ايران را در مسئله افغانستان و عراق ديدند. در موضوع
عراق اولين نشستي كه برگزار شده بود پنجاه كشور حضور داشتند و ايران را
به عنوان پنجاه و يكمين كشور قبول نكرده بودند. نشست نيز موفق نشد تا
اينكه ايران هم حضور پيدا كرد و توانستند نتيجه بگيرند.
نكته ديگر اينكه هم اروپا هم امريكا ميدانند كه ايران از نظر استراتژيكي
اثرگذار در منطقه است . نوع كنش و واكنشي كه ما در موضوع عراق و
افغانستان داشتيم اين مسئله را به خوبي اثبات مي كند , منطقه اي كه ذخاير
انرژي و.... فراواني دارد. بايد بدانيم كه ايران داراي موقعيت برتر است و
بايد از آن استفاده كرد. اگر ما بتوانيم نقشمان را درست تنظيم كنيم اروپاييها
مجبورند پشت ميز مذاكره برگردند.
نكته بعدي اين است كه ما در مسئله هسته اي در نقطه بدون بازگشت هستيم .
به هم زدن توافق پاريس براي ما هيچ هزينه اي نداشت . اما اروپا و آژانس
ديگر نمي تواند به نقطه اول برگردند. ما راحت مي توانيم به نطنز برگرديم .
قطعنامه ها و گزارشات آژانس نيز رسما بومي بودن فعاليتهاي هسته اي ايران
و توان هسته اي ايران را مستند كرده كه به نظر من از الطاف خفيه الهي بوده
است . چون طول كشيدن اين پرونده اعصاب ما را به هم ريخته بود. كار در
محيط آژانس واقعا انسان را اذيت مي كند , مثل دو نفري ميماند كه با هم
صحبت مي كنند يكي از آنها هيچ دليل و منطقي ندارد و هر قدر كه شما تلاش
مي كنيد طرف مقابل راه خود را مي رود. ما نعمتهاي خود را در طول اين
هشت دوره نشستهاي آژانس ميبينيم همين كه آژانس رسما گزارش داده
است توان ايران در غني سازي بومي و مال خود ايران است , طبق اين
مستندات حقوقي ما يقينا جز كشورهاي دارنده چرخه سوخت هستيم .
مولفه ديگر قدرت ايران در مسائل دفاعي و غير قابل پيش بيني بودن ,
نامتقارن يا گسترده بودن امكانات دفاعي ما است . رهبري ايدئولوژيك در
جريان هاي روشنفكري اسلامي و حتي غير اسلامي در غرب نيز يكي ديگر از
موقعيت هاي برتر ما را تشكيل مي دهد. دو سال پيش جلسه اي در دانشگاه
منچستر داشتيم . آن موقع تازه پرونده هسته اي شروع شده بود كه با آغاز
جنگ عراق همزمان بود . تقريبا 80 يا 90 دانشجوي انگليسي در آن جلسه
حضور داشتند. و من فهميدم كه آنها كاملا به حرفهايي كه ما ميزديم رسيده
بودند و با ما هم نظر بودند. لذا مساله اي كه ما از آن غفلت كرديم همين
تاثيرپذيري نخبگان غير اسلامي از اين ايدئولوژي است .
قوت ديگر ايران اين است كه كل موازين حقوقي بين الملل در مسئله عدم
گسترش سلاح هاي هسته اي و موجوديت آژانس توسط پرونده ايران به
چالش كشيده شده است يعني آژانس نمي تواند خلاف آن چيزي كه مبناي
خودش است راي بدهد. اگر ايران بخواهد طي نامه اي غنيسازي را در نطنز
شروع كند آنها چاره اي ندارند جز اينكه بازرسان آژانس را بفرستند و
دوربينهايشان را نصب كنند. آنها نمي توانند برخلاف اصول خودشان عمل
و تمام NPT كنند و اگر هم عمل بكنند اين بدان معني است كه آژانس تمام
تعهدات بين المللي در اين زمينه را ناديده گرفته است .
اهميت توجه به ديپلماسي
در پرونده هسته اي ايران پيش از آنكه ديپلمات مهم باشد ديپلماسي
مهم است . در نشست اخيري كه رهبر معظم انقلاب با شوراي عالي امنيت
ملي داشتند " ديپلماسي ظريف " را در سياست و جهت گيري خارجي مطرح
كردند , ديپلماسي بايد هوشيارانه , منطقي , تعاملي با رعايت منافع ملي باشد.
آيا ديپلماسي را آنچنان كه بايد , مي شناسيم و از ظرفيتها استفاده مي كنيم يا
خير ديپلماسي چند منظوره است و پديده اي است كه از هر چيزي ميتواند
در درون خود استفاده كند. از خبر استفاده كند , از نفت استفاده كند و ساير
مسائلي كه ميتواند تاثيرگذار باشد. (در شوراي حكام شما ديديد كه سنگاپور
چه تاثيري گذاشت . ما اگر از ديپلماسي خوبي برخوردار بوديم مي توانستيم
اين كشور را با سلاح نفت تحت تاثير قرار دهيم . جمهوري اسلامي ايران
دومين كشور تامين كننده نفت سنگاپور است .)
مساله ديگر نظام تصميم گيري و تصميم سازي است . نظام تصميم سازي
خيلي مهم تر از تصميم گيري است كه ما بايد به آن توجه بكنيم و آن را بر
ساختارهاي علمي خودش مستقر بكنيم .
در مورد ديپلماسي بايد بدانيم كه ما متحد استراتژيك نداريم , يعني كشوري
كه تا ابد بخواهد دست ما را بگيرد نداريم . به عبارتي نمي توان به كشوري
عشق يك طرفه داشت مثل روابط ايران با چين . چين نقش خوبي در نشست
اخير شوراي حكام داشت يعني در مرحله اي كه اعلام شد كه چين آمد و
) شركت كند NAM درخواست كرد به عنوان عضو ناظر بيايد در جلسات (
خيلي پالس قويي بود. به هر حال يك عضو دائم شوراي امنيت و شوراي
حكام است . وقتي موضع چين و كشورهاي عضو جنبش غير متعهد يكي
مي شود خيلي اثر مثبتي به دنبال دارد. در نشست قبلي شوراي حكام ,
نماينده چين گفت : من يك دستورالعمل دارم كه بايد از ايران حمايت كنم اما
وقتي به چين در سال گذشته گفته شد آيا حتما شما در شوراي حكام
قطعنامه عليه ايران را وتو مي كنيد پاسخ دادند : ما هر زماني مقتضاي
مصلحت خودمان تصميم ميگيريم .
نمونه بعدي سوريه است . شما با مناسبات سوريه و ايران آشنا هستيد.
سوريه چه موضع گيري هايي در اتحاديه عرب نسبت به سه جزيره ايراني
داشته است اينكه گفته مي شود ديپلمات مهم نيست اول بايد ديپلماسي را
مدنظر داشت چرا كه ديپلماسي عرصه كنش و واكنش است . رفتار كشورهاي
عربي در شوراي حكام هم قابل مثال است . كشورهايي از ايران حمايت
جانانه كردند اصلا باور كردني نيست مثل عربستان و الجزاير در وضعيت
فعلي و... اينها كشورهايي هستند كه خيلي خوب در پرونده ايران وارد عمل
شدند اما اين مسئله بيش از آنكه به خاطر عشق به ايران و آرمان هاي ايران
باشد به خاطر منافع ملي خودشان است چون مي بينند اگر ايران شكست
بخورد نفر بعدي خود آنها خواهند بود. اينها كشورهايي هستند كه برنامه
اتمي دارند , نسبتا هم برنامه هاي گسترده اي دارند , به عبارتي همه كشورهاي
در حال توسعه , پيروزي ايران را پيروزي خودشان مي دانند اما در اين جبهه
بعضي از آنها عرضه موضعگيري عليه آمريكا را دارند و بعضي ندارند ولي
كمك هاي خيلي زيادي مي كنند.
بنابراين مسئله اساسي اين است كه ديپلماسي بايد براي كشور عوامل پايدار
ايجاد كند. ديپلماسي يعني فن و مديريت منافع آينده كه مسئله بسيار ظريفي
است , همچنان كه رهبر معظم انقلاب فرمودند يك چنين مسئله اي نمي تواند
بدون قدرت پيش بيني شكل بگيرد , ما بايد پيش بيني مي كرديم كه در شوراي
حكام يك عضو ديگري از غير متعهدها ممكن است ساز مخالفت بزند اگر
اين قدرت پيش بيني در ما وجود داشت مي توانستيم از يك كشور بخواهيم
برود و درخواست تعويق جلسه كنند. ديپلماسي بايد قدرت پيش بيني داشته
باشد تا بتواند حوادث و بازيگري ساير كشورها را در آينده پيش بيني كند. بر
اساس آن تحركات ديپلماتيك داشته باشد. نوع كنش در ديپلماسي از جنس
واكنش سريع است . اگر كسي به كشوري ضربه زد خيلي سريع ضربه آن را
مي خورد.
ديپلماسي ظريف يك ديپلماسي حساس است اگر كشوري عليه ما بازيگري
منفي داشت ما خيلي مولفه ها داريم كه مي توانيم كشور مورد نظر را تنبيه
اقتصادي كنيم . ولي ما تا الان از اين مسئله غفلت كرديم و واكنشي عمل
نكرديم .
ديپلماسي يك فن است نه يك سليقه , دنياي ديپلماسي , دنياي
عكس العمل هاست . پس ما بايد به تربيت ديپلمات توجه بيشتري داشته
باشيم . ما به مقوله تربيت سياسي اهميت نمي دهيم , فلان شخص را از
دانشگاه ميآوريم و صاف مي بريم بر مسند رياست مي نشانيم اما دو ساعت
جلسه براي نوع برخورد با خبرنگار نمي گذاريم . كسي كه وارد عرصه قدرت
مي شود بايد نحوه مقابله با خبرنگار را بداند. در زمينه ديپلماسي هم , ما به
تربيت آداب ديپلماتيك نياز داريم .
ديپلماسي ديدن پيوسته رويدادهاست . ما متاسفانه به رويدادها مثل يك
عكس نگاه مي كنيم . ديپلماسي را بايد مثل فيلم ديد يعني يك سلسله از
رويدادها كه به دنبال هم ميآيند و بر اساس همين به كشور قدرت پيش بيني
ميدهند كه فلان كشور در فلان مقطع چه تصميمي ميگيرد.
ديپلماسي يعني استفاده از تمام ظرفيتها , در همين توافقنامه پاريس , اروپا از
تمام ظرفيت هايش عليه ما استفاده كرده است , موضوع نفت و انرژي مسئله
تروريسم , مسائل تجاري , تكنولوژي و هر چيزي كه مي توانسته بكار گرفته
است . حتي گفته اند حقوق بشر هم براي ما مسئله است .
ما در مرحله فعلي درحال گذر از يك كشور ژئو پولتيك در
منطقه به يك كشور ژئو استراتژيك در جهان هستيم , اين
موقعيتي است كه ما اكنون در آن ايستاده ايم . به عبارتي ما از
دوران تثبيت پايه هاي ايدئولوژيك نظام گذر كرديم و به مرحله
اقتدار بين المللي رسيديم
بايد بدانيم كه ايران داراي موقعيت برتر است و بايد از آن
استفاده كرد. اگر ما بتوانيم نقشمان را درست تنظيم كنيم
اروپائيها مجبورند پشت ميز مذاكره برگردند
قوت ديگر ايران است كه كل موازين حقوقي بين الملل در
مسئله عدم گسترش سلاح هاي هسته اي و موجوديت آژانس
توسط پرونده ايران به چالش كشيده شده است , يعني آژانس
نمي تواند خلاف آن چيزي كه مبناي خودش است راي بدهد

|