شكر نعمت ازدواج
اين مرحله از زندگي را كه وارد زندگي مزدوج مي شويد و
تشكيل خانواده مي دهيد , يكي از نعمتهاي بزرگ الهي به
حساب بياوريد و آن را شكر بگذاريد. همه آنچه كه ما داريم از
خداست « ما بنا من نعمه فمن الله » 1 , اما توجه به اين نعمت
خيلي اهميت دارد. خيلي از نعم را انسان توجه ندارد. بعضيها
ازدواج مي كنند همه نوع خوبي هم گيرشان مي آيد , زندگي
شيرين و خوبي را هم مي گذرانند ولي نمي فهمند كه اين چه
نعمت بزرگي است , چه حادثه تعيين كننده و مهمي در زندگي
است . وقتي نفهميدند , شكر آن را هم به جا نمي آورند و از
رحمت الهي كه با شكر متوجه انسان مي شود , محروم
مي مانند. لذا بايد انسان توجه كند به اينكه اين چه نعمت
بزرگي است و شكر اين نعمت چگونه است يك وقت انسان
در شكر , فقط به زبان مي گويد كه خدايا شكر و در دل او هم
خبري نمي شود. اين لقلقه زبان است و ارزشي ندارد... اما يك
وقت هست كه انسان در دلش حقيقتا از خداي متعال ,
سپاسگزار و متشكر است . اين خيلي ارزش دارد. مي فهمد كه
خداي متعال نعمتي به او داده و حقيقتا ابراز تشكر مي كند. اين
همان شكر خوب است . منتهي وقتي ما از خداي متعال متشكر
شديم , يك عملي , يك حركتي , يك موضعگيري هم بر اساس
اين تشكر لازم مي آيد كه انجام دهيم . خيلي خوب , حالا كه
خداي متعال اين نعمت را بر شما داده است , شما بايد چكار
كنيد هيچ توقع زيادي از ما نكرده اند... توقعي كه از ما در
مقابل اين نعمت دارند اين است كه با اين نعمت خوب رفتار
كنيم ... اين رفتار خوب را در اسلام معين كرده اند , كه همان
اخلاق خانواده و حكمت خانواده است . اينكه در درون زندگي
بايد چگونه رفتار كرد كه اين زندگي خوب باشد2.
مال و جمال , يا كمال كدام انگيزه
اگر چنانچه كسي به خاطر مال و جمال ازدواج كند , طبق
روايت ممكن است خداي متعال مال و جمال را به او بدهد و
ممكن هم هست كه ندهد. اما اگر چنانچه براي تقوا و عفاف
قدم بگذارد و ازدواج بكند , خداي متعال به او مال هم خواهد
داد , جمال هم خواهد داد. ممكن است كسي بگويد جمال كه
اعطا كردني نيست ; يك كسي يا جمال دارد يا ندارد! معنايش
اين است كه چون جمال در چشم شما و در دل شما و در نگاه
شماست , اگر انسان كسي را كه خيلي جميل هم نباشد , دوست
داشت او را جميل مي بيند. وقتي كسي را دوست نداشت هر
چقدر هم جميل باشد به نظر او جميل نمي آيد3.
روش اسلام بهتر است
هم در مسيحيت و هم در يهوديت و هم در اديان ديگر , اين
به شكلي ديگر البته هست . اسلام آنها را هم ] ازدواج [ انضباط
معتبر دانسته است . آنها را زن و شوهر دانسته و فرزندان آنها را
حلال زاده دانسته است 4.
نحوه و نوع ازدواج در اسلام , بهتر از ازدواج بقيه اديان و
بقيه ملل است . هم مقدماتش , هم اصلش و هم ادامه و
استمرارش طبق مصلحت انسان گذاشته شده است . البته
ازدواجهاي بقيه اديان هم از نظر ما معتبر و محترم است . يعني ,
همان عقدي كه يك مسيحي در كليسا يا يك يهودي در كنيسه
انجام مي دهد يا در هر قوم و ملتي , هر طوري انجام مي شود از
نظر ما معتبر است و ما آن را براي خودشان باطل نمي دانيم و
ليكن اين روشي كه اسلام معين كرده , بهتر است . براي مرد
حقوقي , براي زن حقوقي , براي زندگي آدابي , براي ازدواج
روش و شيوه اي معين كرده است . اصل هم اين است كه
خانواده بماند و خوشبخت باشد.
پانوشت ها :
1 ـ بحارالانوار ـ ج 49 ص 269
2 ـ خطبه عقد مورخه 1381,3,29
3 ـ خطبه عقد مورخه 1381,10,13
4 ـ خطبه عقد مورخه 1375,5,11
5 ـ خطبه عقد مورخه 1377,1,19

|
اسلام و الگوي مصرف
|

درآمدي بر كم و كيف مصرف در عرصه هاي
گوناگون براساس فقه و اخلاق اسلامي
حجت الاسلام والمسلمين دكتر علي اكبر كلانتري
قسمت هفتم
بررسي حديث « ليس في الطعام سرف »
در روايتي كه برقي با سند معتبر از شهاب بن عبد ربه نقل
مي كند آمده است : « قال ابوعبدالله (ع ) في الطعام سرف 1 امام
صادق (ع ) فرمود : در خوراكي , اسراف نيست . »
و به همين مضمون , از امام علي (ع ) روايت شده است :
« ليس في الماكول و المشروب سرف و ان كثر , 2 در خوردني و
آشاميدني , اسراف نيست اگرچه زياد باشد. »
و بر همين اساس , گاه در متون فقهي , تعبير مي شود به :
« لااسراف في الماكول و المشروب » 3
با توجه به تعبيرات فوق , با اين پرسش مهم مواجهيم كه
چگونه در امور مربوط به خورد و خوراك , اسراف راه ندارد
(خروج موضوعي ) با اين كه در بسياري موارد , شاهد
زياده روي و ريخت و پاش در اين عرصه هستيم يا اسراف راه
دارد ولي حرام نيست (خروج حكمي )
در پاسخ اين پرسش , از سوي برخي صاحب نظران ,
مطالبي گفته شده كه پاره اي از آن ها , ناتمام و قابل خدشه به
نظر مي رسد. از جمله صاحب عوائد مي نويسد :
ان حرمه الاسراف عامه في جميع المصارف و اما ماورد
في بعض الاخبار من انه لااسراف في الطيب و الوضو... او في
الماكول و المشروب , فليس المراد نفي حرمه الاسراف فيها
حتي انه لورش احد فضا بيته و سطوحه و باب داره بماالورد
اويطلي ابواب بيته و جدرانه بالمسك و العنبر و لوكان فقير
اجاز ذلك و لم يكن مسرفاللهبل المراد ان الاكثار في هذه الامور
مطلقا و التجاورز عن الحد في الجمله فيها معفو مع انه ورد ان
عدم الاسراف في الماكل لانها لايضيع بل ياكله الاكلون و لو
سلم فانما يكون من باب الاستثنا4.
حكم حرمت براي اسراف , عام است و شامل همه مصارف
مي شود و اما اين كه در برخي اخبار آمده لااسراف في الطبيب
يا لااسراف في الوضو و يا لااسراف في الماكول و المشروب و
مانند آن , مقصود , نفي حرمت اسراف در اين موارد نيست به
گونه اي كه جايز باشد انسان ـ هر چند فقير باشد ـ به فضاي
خانه خود و پشت بام و درب آن , گلاب بپاشد يا به درب و
ديوار آن مشك و عنبر بمالد.
بلكه مقصود اين است كه زياده روي و تجاوز از حد در اين
گونه امور به طور في الجمله , مورد بخشش است , افزون بر آن
چه روايت شده مبني بر اين كه در خوردني ها اسراف واقع
ضايع ] هر چند هم كه زياد باشد [ نمي شود , زيرا خوراك
نمي شود و كساني هستند كه آن را بخورند , بر فرض هم كه
اسراف صدق كند , مي شود اين گونه موارد را از باب استثنا
جايز دانست .
ولي بايد گفت دليل هاي عامي كه پيش تر در باب حرمت
اسراف و نكوهش تبذير , مورد استناد قرار داديم , قابل
تخصيص نيست , زيرا نمي شود گفت : « خداوند اسراف گران را
دوست ندارد » مگر در امور خوراكي يا اين كه : « تبذير گران
برادران شياطين اند » جز در اين مورد.
ناگفته نماند ما پيرامون عبارت « لااسراف في الطيب » و
عبارت هاي مشابه آن , در جاي خود بحث خواهيم
كرد.
برخي ديگر براي حل مشكل فوق نوشته اند :
حاصل مجموع روايات اين است كه اسراف در خوراك و
نوشيدني , نكوهيده است و چه بسا در بعضي مراتب , به حد
حرمت برسد , ولي اين كه انسان , در تهيه غذا , سخت گير و
مشكل پسند باشد و در خوب به عمل آوردن و لذيذ كردن آن
بكوشد , به گونه اي كه متناسب با زمان و مكان باشد , چنين
كاري اسراف نيست , به خصوص اگر هدف از اين كار , پذيرايي
از مومنين باشد , و روايت « ليس في الطعام سرف » نيز بر همين
معنا , قابل حمل است 5.
اين سخن , في نفسه , خالي از اشكال است و چه بسا بتوان
شواهدي نيز از روايات براي آن پيدا كرد , لي بايد گفت خلاف
ظاهر روايتي است كه اكنون مورد بحث است , افزون بر اين كه
مشكل موجود در عبارت « لااسراف في الطيب » و عبارت هاي
مشابه آن , به قوت خود باقي است .
مي توان براي حل اشكال مزبور , مقصود از روايت ياد شده
را آن دانست كه انسان مي تواند آن چه را به عنوان خوراكي نياز
دارد و قوام جسماني او وابسته به آن است تهيه و مصرف نمايد
و اين كار او ـ هر چند بيش از حد معمول پرهزينه باشد ـ از
مصاديق اسراف نخواهد بود چرا كه اين گونه هزينه ها , به سود
و مصلحت انسان و تضمين كننده حيات جسماني او است .
مي توان از برخي روايات نيز به عنوان شاهد اين معنا بهره
گرفت , از جمله برحسب نقل كليني , يكي از شيعيان , حضور
در راه مكه , تصميم ] گاه [ امام صادق (ع ) رسيد و عرض كرد : ما
به احرام مي گيريم و به همين منظور , چيزي به بدن خود
مي ماليم و چون پودر نظافت و ماده ديگري همراه نداريم , به
بدن خود آرد مي ماليم . ولي از اين كار چنان احساس بدي به
من دست مي دهد كه خدا بهتر مي داند.
حضرت پرسيد : مي ترسي اسراف كرده باشي عرض كرد :
بله , حضرت فرمود : « ليس فيما اصلح البدن اسراف ... انما
الاسراف فيما افسد المال و اضر بالبدن ;6 در هزينه ها و
مصارفي كه به صلاح بدن باشد , اسراف نيست ... اسراف در
اموري است كه مال را از بين ببرد و به بدن زيان
رساند. »
شهيد اول , همين مضمون را با عبارتي مشابه نقل مي كند و
مي گويد :
« روي : لاسرف فيما ينفع البدن . انما السرف فيما اتلف المال و
اضر بالبدن . » 7
بنابراين عدم اسراف در اين باب , آن گاه متصور است كه
آن چه را انسان به عنوان خوراك و طعام تهيه مي كند , تناول
نمايد و مورد استفاده قرار دهد و ازريخت و پاش آن خودداري
ورزد. به ديگر سخن , مقصود از « طعام » در روايت مورد بحث ,
ذات طعام نيست , بلكه منظور , طعامي است كه مورد استفاده
قرار گيرد , چنان كه در روايتي ديگر از امام جعفر صادق (ع )
آمده است : « ثلاثا لا يحاسب عليهن المومن , طعام ياكله و ثوب
يلبسه و زوجه صالحه تعاونه و يحصن بها فرجه 8 شخص
و مورد مواخذه , [ مومن , در مورد سه چيز , محاسبه نمي شود
: خوراكي كه مي خورد , لباسي كه مي پوشد و ] قرار نمي گيرد
همسر درستكاري كه او را ياري مي كند و به واسطه وي , عفت
خود را حفظ مي نمايد. »
ولي مي توان به اين سخن اشكال كرد و گفت , اين معنا ,
اختصاص به خوراك و طعام ندارد , زيرا در هر چيز كه مورد
استفاده قرار گيرد و ازناحيه آن ضرر و زياني متوجه انسان
نشود , اسراف نيست , مگر اين كه گفته شود علت طرح
اختصاصي طعام , طيب و مانند آن در روايات ياد شده ,
سخت گيري برخي از تنگ نظران و زهد مسلكان در اين مورد
بوده است .
به هرحال , ناچاريم براي حل اشكال مزبور , در پي پاسخي
بهتر و متقن تر باشيم . از نظر ما , درنگ و تامل در تعريف و
مفهوم اسراف , به حل اساسي اشكال كمك مي كند , زيرا چنان
كه در جاي خود گفتيم , از مجموع كلمات و توضيحات فقيهان
و ديگر عالمان مسلمان , دو تعريف و تلقي براي اسراف به
دست مي آيد :
1 ـ تجاوز نمودن از حدود و موازين الهي 2 ـ خروج از حد
وسط و اعتدال , و به نظر مي رسد حديث « ليس في الطعام
سرف » و تعبيرات مشابه آن , مبتني بر تلقي نخست باشد , به
اين بيان كه هزينه هاي مصرفي انسان براي تهيه خوراك مورد
نياز و مانند آن , همه در چهارچوب احكام و موازين الهي است
و از قبيل هزينه كردن مال براي خريد شراب و مانند آن نيست ,
و از همين رو مرحوم طبرسي , جمله « ولا تسرفوا » را به
« لاتجاوز و الحلال الي الحرام » تفسير كرده و از مجاهد , اين
سخن را نقل كرده است كه : « لو انفقت مثل احد في طاعه الله
لم تكن مسرفا ولو انفقت در همااو مدافي معصيه الله لكان
اسرافا , 9 اگر از مال خود , به اندازه كوه احد , در راه طاعت الهي
خرج كني , اسراف گر نيستي و چنان چه يك درهم يا يك مد از
مالت را در معصيت خداوند هزينه نمايي , اسراف كرده اي . »
بلكه اساسا , برخي اسراف را به « هزينه كردن مال در غير
طاعت الهي معنا كرده اند . » 10 از اموري كه اين نظر را تاييد
مي كند , استثناناپذير بودن آياتي است كه بر حرمت اسراف
دلالت مي كند كه توضيح آن گذشت , افزون بر آن , مي توان در
تاييد اين سخن , به روايات فراواني اشاره كرد كه پرخوري و
اسراف در خوراك يا خوردن چيزي مازاد بر شان و موقعيت را
مورد نكوهش قرار داده اند.
براي نمونه علي (ع ) مي فرمايد : « للمسرف ثلاث علامات : يا
كل ماليس له و يشتري ماليس له و يلبس ماليس له 11. براي
و در [ اسراف گر , سه نشانه است : مي خورد طعامي را كه براي او
و در حد و [ نيست , مي خرد كالايي را كه براي او ] شان او
و متناسب [ نيست , و مي پوشد لباسي را كه براي او ] اندازه او
نيست . » ] با موقعيت او
و در حديثي از امام صادق (ع ) آمده است : « ان الله يبغض
و با آن [ كثره الاكل ;12 خداوند , پرخوري را مبغوض مي دارد
. » و از پيشخدمت امام رضا(ع ) نقل شده است كه ] دشمن است
روزي دسته اي از غلامان , هنگام خوردن ميوه , بي آن كه آن ها را
به طور كامل بخورند , دور انداختند , امام رضا(ع ) در اعتراض
به آن ها فرمود : « سبحان الله ! ان كنتم استغنيتم فان ناسالم
يستغنوااطعموه من يحتاج اليه , 13 سبحان الله ! اگر شما از اين
ميوه بي نياز هستيد , گروهي از مردم به آن نيازمندند , اين ميوه
را به كساني بدهيد كه به آن محتاجند! »
پاورقي :
1 ـ احمدبن محمدبن خالدبرقي , المحاسن , ج 2 , ص 392
2 ـ مجلسي , بحارالانوار , ج 66 , ص 261
3 » ر . ك : احمد نراقي , عوائد الايام , ص 223 ,
محمدعلي انصاري , الموسوعه الفقهيه المسيره , ج 3 , ص
191
4 ـ احمد نراقي , عوائدالايام , ص 223
5 ـ محمدعلي انصاري , الموسوعه الفقيهه الميسره , ج 3 , ص
192
6 ـ كليني , كافي , ج 4 , ص 53
7 ـ شهيد اول , الذكري , ص 19
8 ـ احمدبن محمدبن خالد برقي , المحاسن , ج 2 , ص 399
9 ـ طبرسي , مجمع البيان , ج 4 , ص 244
10 ـ ر . ك : احمد نراقي , عوائد الايام , ص 219
11 ـ صدوق , من لايحضره الفقيه , ج 3 , ص 167
12 ـ كليني , كافي , ج 6 , ص 269
13 ـ همان , ص 297
امام صادق (ع ) :
در هزينه ها و مصارفي كه به صلاح بدن باشد ,
اسراف نيست , اسراف در اموري است كه مال را از
بين ببرد و به بدن زيان رساند
هزينه هاي مصرف انسان براي تهيه خوراك مورد
نياز و مانند آن , بايد همه در چارچوب احكام و
موازين الهي باشد
حضرت امام جعفر صادق (ع ) :
خداوند , پرخوري را مبغوض مي دارد

| |