روزنامه جمهوري اسلامي 21/07/1384 صفحه سياسي
تحولات هسته اي ظرفيت ها , چالش ها و راهكارها




قسمت دوم
برآورد ما اين هست كه آژانس نمي تواند به هيچوجه اين بند از قطعنامه را كه از ايران ميخواهد به دوران تعليق برگردد عملي كند. قرائن هم براي اين مسئله وجود دارد چرا كه وقتي پرونده ايران در آژانس حالت غيرعادي داشت و ابهامات زيادي پيرامون آن مطرح مي شد (خردادماه 83 ) ايران نامه اي به آژانس نوشت و اعلام كرد كه ميخواهيم 3 تن كيك زرد را تبديل كنيم اين درست موقعي بود كه شوراي حكام در دو قطعنامه آورده بود كه ايران بايد كل فعاليتش را به عنوان يك اقدام اعتمادساز تعليق كند يعني همان زمان با جوي كه وجود داشت و توافق پاريس هم صورت نگرفته بود ما به آژانس اعلام كرديم براساس حقوقي كه داريم ميخواهيم 37 تن مواد را تبديل بكنيم و بازرسان خود را جهت نظارت اعزام كنيد , آژانس جواب داد و همكاري هم كرد چون مجبور بود , راهي جز اين نداشت و ما كارمان را انجام داديم . در آن زمان قطعنامه آژانس گفته بود عملا اين كار را انجام ندهيد و ما اين كار را كرديم , گفتني است كه اين اقدام براساس تدابير رهبر معظم انقلاب بود , بعضي افراد بودند و مي گفتند اين قطعنامه شوراي حكام است مگر مي شود خلاف اين عمل كرد و... ولي رهبر معظم انقلاب فرمودند كه اينها كار خودشان را ميكنند شما هم برويد كار خودتان را بكنيد و ما رفتيم كار خودمان را كرديم و نتيجه گرفتيم انصافا من كه در طول اين 2,5 سال كه در جريان اين پرونده بودم اگر اين نگاه حاذق و تيزبينانه معظم له كه حتي به فرمولهاي هسته اي هم احاطه و تسلط دارند نبود آلان ديگر ما دستمان پر نبود و در حقيقت نميتوانستيم موقعيت برتر را در مذاكرات داشته باشيم .
در مورد اروپا مباحث گسترده اي وجود دارد , اروپا امروز درگير مسائل داخلي مهمي است , دو كشور از سه كشوري كه با ايران در حال مذاكره هستند در حال گذراندن مراحل انتخاباتي خود هستند و قصد دارند از پرونده هسته اي ايران به عنوان يك اهرم در رقابتهاي داخلي خود استفاده كنند. بحث انگلستان هم تمام شده است وبلر در انگلستان پايدار شد. در اينجا بايد يادآور شويم كه شوراي حكام 35 عضو دارد از اين 35 عضو , پنج عضو آن كه از اعضاي دائم شوراي امنيت هم هستند به عنوان اعضاي امين هستند كه عبارتند از انگليس , چين , آمريكا , فرانسه و روسيه و داراي اختيارات ويژه اي هستند. در اين جلسه اضطراري هم فرانسه و انگليس درخواست برگزاري نشست اضطراري را امضا كرده بودند يعني به عنوان دو عضو شوراي حكام , اما آلمان امضا نكرده بود. سي عضو ديگر هم كه انتخاباتشان هر دو سال يك بار براساس تقسيم بندي منطقه اي انجام مي شود , اعضاي مختلفي كه در آژانس هستند , ضرورتا ممكن است عضو نباشند مثل اسرائيل كه عضو آژانس است و در نشست شوراي حكام NPT را امضا نكرده است . در خصوص وضعيت فعلي NPT شركت ميكند اما شوراي حكام تا آخر سال 2005 با اين ترتيب خواهد بود يك سري از كشورهايي مثل آمريكا , استراليا , انگليس و كانادا كه مشترك المنافع هستند. به نظر من كشورهايي مثل هلند , فرانسه و آلمان هم بايد جزو اين گروه ديد. يك سري از كشورها , كشورهاي غيرفعال هستند مثلا ايتاليا در يكي از نشستها از طرف اتحاديه اروپا آمد بيانيه اي داد كه نميشود اين سه كشور براي يك اتحاديه تصميم بگيرند. بلژيك , مجارستان , ژاپن , كره جنوبي , لهستان , اسلواكي , سوئد نيز تقريبا غيرفعال هستند. نقش عمده اي در آژانس ندارند ولي عضو هستند. چند كشور در آژانس بسيار تاثيرگذار و مهم هستند كه قابل مانور و به بازي كشيدن توسط ما هستند كه به دلايل مختلف كمتر از جانب ما مورد توجه واقع شده است , اين كشورها عبارتند از برزيل , چين , هند , مكزيك و روسيه حتي كره جنوبي را هم ميتوانيم به اين مسئله اضافه كنيم . اينها فراكسيوني هستند كه در شوراي حكام بيشتر ميتوانستند مورد توجه ما باشند اما ما همه چيز را با سه كشور اروپايي كه از جهت استراتژيك با آمريكا مشكلي ندارند گره زديم و در حقيقت از پتانسيل هاي موجود غافل شديم . كشورهاي غيرمتعهد هم در وضعيت فعلي 14 كشور هستند كه عبارتند از الجزاير , آرژانتين , اكوادر , غنا , نيجريه , پاكستان , پرو (كه چون حق عضويتش را نپرداخته است حق راي ندارد) , سنگاپور , آفريقاي جنوبي (وزنه خيلي موثري است ) , سريلانكا , تونس , ونزوئلا , يمن و ويتنام , اينها اعضايي هستند كه الان حضور دارند. كوبا از اعضاي قبلي , خيلي موثر بود جز تروئيكاي غيرمتعهدها بود در اجلاس اضطراري اخير شوراي حكام كشورهاي كوبا , مصر , پاناما , سودان و عربستان كه با ما خيلي همراه بودند از دور راي گيري خارج شده بودند.
موقعيت اروپا و ديپلماسي ايران
اروپا در پرونده هسته اي در واقع طرف « حكم » يا « داوري » ما بوده است اين مساله را در پادمان آژانس داريم كه اگر كشوري با آژانس در همكاريهايشان به ابهاماتي رسيدند مي شود آن كشور , كشور ثالثي يا گروهي را به عنوان « حكم » انتخاب كند كه بين آژانس و آن كشور داوري نمايند. توافقات آنها هم حكم قانون دارد به همين جهت بوده است كه در قطعنامه هاي گذشته مثلا در آبان يا شهريور اشاره شده است كه شوراي حكام از توافق اين سه كشور با ايران حمايت مي كنند در متن حقوقي آن آمده است و ايرادي كه ما به آن قطعنامه ميگيريم اين است كه در آن ذكر شده توافق ايران با توافقنامه پاريس , اين غيرحقوقي است چون توافقنامه بهم خورده است و وقتي كه قطعنامه نقض شده است شوراي حكام نمي تواند آن را به عنوان يك ماده حقوقي در قطعنامه خود بياورد.
اگرچه اروپا بعد از جنگ دوم جهاني به حالتي رسيده بود كه با توجه به حضور بلوك شرق در دوران جنگ سرد به عنوان يك تابع براي آمريكا مطرح شود. اما در مقطعي كه فروپاشي شوروي شروع شد و به ويژه بعد از مقطع 20 شهريور , اروپا سعي كرد بعنوان يك رقيب همكار با آمريكا خودش را مطرح كند و آمريكا به عنوان يك رقيب همكار در مناسبات بين المللي از آن استفاده كند. بازيگري اروپا در پرونده ايران در حقيقت متد جديدي براي حل بحرانهاي بين المللي از راه غيرجنگ دربرابر آمريكا بود. در دوران گذشته هم آمريكا تحريمهايي مثل طرح قانون داماتو عليه ما داشت مقاومتهايي نيز در اروپا ديده مي شد , در مقابل آمريكاييها ناراحت بودند و مي گفتند اروپائيها از خلايي كه شما ايجاد كرديد , استفاده ميكنند. به هر حال اروپا , زمينه مناسبي براي بازيگري در عرصه بين المللي و ايفاي نقش دارد. چون ايمني و امنيت در اروپا قابل توجه نخبگان و سياستمداران آن قرار دارد و اروپائيها به شدت از جنگ ميترسند از اين نظر خوي اروپاييها با آمريكاييها متفاوت است .
از سوي ديگر در اتحاديه اروپا هم بحرانهاي زيادي وجود دارد كه ديپلماسي ما ميتوانست از اينها به عنوان يك فرصت استفاده كند , بالاخره هر رويكردي در دنيا بايد تعريفي براي منافع ملي ما داشته باشد يا تهديد است يا فرصت . اگر تهديد است هنر ديپلماسي اين است كه آن را تبديل به فرصت كند و از آن بهره برد و اگر هم فرصت است از آن استفاده كند. بنابراين در پرونده ي هسته اي ايران مي شد به بحرانهايي كه در اتحاديه هاي اروپا موجود است توجه كرد.
اولين مسئله , بحران هويت در اروپا است . در خصوص قانون اتحاديه اروپا , مردم فرانسه , راي منفي دادند در حاليكه بارها شيراك در تلويزيون , مردم را به راي مثبت تشويق كرده بود , هلندي ها هم راي منفي دادند به همين دليل براي پنج سال انتخابات را به تعويق انداختند.
مسئله ديگر بحران تصميمگيري است . حدود ده كشور در اتحاديه اروپا داراي گرايشهاي اتلانتيستي هستند. عمده اينها چون كشورهاي ضعيفي از لحاظ اقتصادي هستند و بعضي از آن ها كشورهاي اروپايي شرق اند وزنه آمريكا را در اتحاديه اروپا قويتر كرده اند اما از سوي ديگر تصميم گيري در اتحاديه اروپا سخت تر شده است و اين موضوعي است كه قابل استفاده بوده است . يعني ما ميتوانيم از اين به بعد هم توجه بيشتري به اين بكنيم كه تصميم گيري كميسيون اروپا و اتحاديه اروپا به اين راحتي نمي تواند صورت بگيرد اگر ما مناسبات خودمان را خوب تعريف كنيم ميتوانيم در راستاي اهداف , نقش داشته باشيم .
بحث بعدي اروپا بحران امنيت است . خيلي از كشورهايي كه وارد اتحاديه اروپا شده اند كشورهايي هستند كه نگاه درونگرا دارند يعني به امنيت اروپا و كار واحد در اين زمينه توجه بيشتري به خرج ميدهند. در اين راستا پرونده ايران قطعا چالش ها را درون اتحاديه اروپا عميق تر كرده است و از سوي ديگر يك چالش هم بين اروپا و آمريكا ايجاد و به وجود آورده است . شاهد مثال اين شكاف , نامه اي است كه اواخر سال 83 , هشت وزير امور خارجه غرب به سران كشور خودشان نوشتند افرادي مثل رابين كوك و البرايت كه نسبت به عميق تر شدن شكاف موجود بين اروپا و آمريكا توسط ايران هشدار دادند و گفتند ايران در حال دور كردن شما از يكديگر بواسطه پرونده هسته اي است . اين هشدار بزرگي بود كه به اروپا داده شد و در پرونده كاملا مشهود است .
مشكل ديگر طرف اروپايي , نزديك بودن انتخابات در آنهاست . 27 شهريور انتخابات آلمان بود لذا اين كشور مجالي براي بازيگري و ايفاي نقش نداشت . رقبا قصد دارند از پرونده هسته اي ايران به عنوان يك ابزار استفاده كنند اينجا ما ميتوانيم وارد بشويم . درنظرسنجي اخير از مردم آلمان . 70 % از مردم آلمان , مخالف هرگونه حمله نظامي به ايران بودند گرچه محبوبيت « گرهارد شرودر » در حال كاهش است , در انتخابات سال 1381 آلمان هم كه پرونده ايران به شكل خيلي پررنگ مطرح نشده بود ولي بحث محور شرارت و بحث حمله به ايران يكي از عوامل پيروزي شرودر (سوسيال دمكرات ) در انتخابات گرديد كه همين ژست عدم موافقت آلمان با حمله نظامي به ايران عامل اصلي آن بود. در انتخابات فعلي , حزبي كه در آن زمان مخالفت با شرودر مي كرد (حزب دمكرات مسيحي كه در حال حاضر نماينده آن خانم مركل است و طرفدار حمله آمريكا به ايران بود) الان , تبديل به مخالف حمله به ايران شده است يعني هر دوجناح قوي سياسي حاضر در آلمان , مخالف حمله به ايران هستند كه البته بايد به اين مسئله كه كدام يك واقعي و كدام غيرواقعي است دقت كرد. بنابراين پرونده هسته اي ايران به موضوع داخلي آلمان تبديل شده است و اين از لحاظ ديپلماسي براي ما قابل استفاده است .
در فرانسه هم اين مسئله وجود دارد در فرانسه نيز چندماه ديگر انتخابات برگزار ميشود در اين انتخابات ژاك شيراك حضور دارد كه رويكردهاي او مشخص است . فرد ديگري به نام زال كوژي حضور دارد. عليرغم اينكه او مزاج آمريكايي دارد. عليه آمريكا موضعگيريهايي مينمايد كه در ادامه به بحث اينكه آيا اين يك جريان هدايت شده از سوي آمريكا است يا نه پرداخته خواهد شد.
آمريكا و پرونده هسته اي ايران
سناريوهايي كه آمريكا دنبال مي كند اولا حمله به ايران را براي خود يك ضرورت ميداند و كدهايي هم در اين زمينه وجود دارد اما واقعا از عواقب حمله به ايران نگران است و اين مسئله آلان در مرحله آناليز است كه اولا عواقب حمله به ايران را شناسايي و ثانيا چگونگي مديريت آن را بررسي مي كند. علاوه بر اينها آمريكا بايد يك سري تمهيداتي در عرصه بين المللي بينديشد تا بتواند حمله را موجه جلوه دهد تا نيروي مخالف خاصي در عرصه بين الملل نداشته باشد.
چندي قبل خبرنگار برجسته اي از آلمان با بنده (نگارنده اين مقاله بعنوان كارشناس هسته اي ) مصاحبه مي كرد و در مورد انتخابات آلمان ميپرسيد من نكته اي به ايشان گفتم بدين معنا كه آمريكا در حال طراحي انقلاب هاي نارنجي در اروپاست او لبخندي زد و گفت : چنين مسئله اي در اروپا رخ نمي دهد , به ايشان گفتم آمريكا در دو انتخابات پيش رو (آلمان و فرانسه ) انقلابهاي نارنجي را در دستور كار قرار داده و قصد دارد مجددا مهار اروپا را در دست بگيرد تا اروپا فقط به عنوان شريك تابع در مسائل بين المللي كار كند اگر خانم مركل در آلمان در سه سال پيش شديدا از حمله به ايران حمايت مي كرد الان همان شخص كه بسيار به صهيونيستها و آمريكا نزديك است مخالف حمله به ايران است و آمريكا مي خواهد به حساب حكومت هاي نقزن پايدار در اروپا برسد تا هركاري كه خواست انجام دهد و كسي هم مخالفت نكند.
نكته ديگري كه آمريكا به عنوان تمهيدات به آن توجه داشت انتصاب جان بولتون , به عنوان سفير آمريكا در سازمان ملل متحد است . روال جاري تعيين سفير آمريكا در سازمان ملل با راي كنگره است اما بوش با استفاده از تعطيلي كنگره واختيارات خاص خود در قانون اساسي بدون راي كنگره در يك مقطع زماني كوتاه و خاص , بولتون را به عنوان سفير آمريكا در سازمان ملل متحد منصوب كرد. به نظر مي رسد كسي جز جان بولتون نميتوانست نظرات تندروهاي طرفدار حمله به ايران را تامين كند.
بنابراين ما اگر بتوانيم يك فراكسيوني از كشورهايي مثل مكزيك , ونزوئلا و ساير كشورهايي كه صادركننده نفت هستند و در عين حال با آمريكا هم درگيري دارند شكل دهيم . به آساني مي توانيم از اهرم نفت استفاده كنيم . رهبر معظم انقلاب فرموده بودند جهان اسلام به نفت به عنوان يك سلاح توجه كند. بنابراين دستگاه ديپلماسي , بايد از قدرت تنبيهي بهره بگيرد و ازاين ابزار استفاده كند.
در اتحاديه اروپا بحران هاي زيادي وجود دارد كه ديپلماسي ما مي توانست از آن بعنوان يك فرصت استفاده كند , بالاخره هر رويكردي در دنيا بايد تعريفي براي منافع ملي ما داشته باشد , يا تهديد است يا فرصت . اگر تهديد است هنر ديپلماسي اين است كه آن را تبديل به فرصت كند و از آن بهره برد و اگر هم فرصت است از آن استفاده كند
خيلي از كشورهايي كه وارد اتحاديه اروپا شده اند كشورهايي هستند كه نگاه درونگرا دارند , يعني به امنيت اروپا و كار واحد در اين زمينه توجه بيشتري به خرج ميدهند. در اين راستا پرونده ايران قطعا چالش ها را درون اتحاديه اروپا عميق تر كرده است و از سوي ديگر يك چالش هم بين اروپا و آمريكا به وجود آورده است