روزنامه جمهوري اسلامي 19/07/1384 صفحه جبهه و جنگ

در سايه غربت
عظمت امام (ره )

نسيم عشق
* همواره دلتنگ آن روزهاي آفتابي هستم
ياد
آزمايش الهي
در سايه غربت
عظمت امام (ره )


به خاطر دارم كه يك روز در اردوگاه تكريت مرا صدا كردند و چشمم را بستند و از اردوگاه بيرون بردند. فكر كردم مي خواهند مرا به بغداد ببرند. با چشمهاي بسته مرا تا حدود سيصدمتري بيرون اردوگاه بردند. آنجا صداي افسر بعثي , « ستوان عبدالرحيم » را شنيدم كه گفت : « چه كسي به شما گفته چشم ابوترابي را ببنديد »
آنها چشمم را باز كردند. عبدالرحيم مرا محترمانه داخل ساختمان برد. هيچ فرد ديگري آنجا نبود. نشستيم و عبدالرحيم گفت : « در اين ساختمان , جز من و تو و خدا , كس ديگري نيست و من تو را مي شناسم كه وابستگي ات به خميني و جمهوري اسلامي زياد است . ما اين را مي دانيم و مساله تازه اي نيست . من مي خواهم كه آنچه را شما از ويژگيهاي اخلاقي او مي داني برايم بگويي و مرتب قسم مي خورد كه « من قصد درست كردن پرونده براي شما ندارم » .
بسم الله را گفتم و آرام آرام صحبت را آغاز نمودم و در مورد حضرت امام مطالبي را بيان كردم . در بين صحبتهايم , چند مرتبه به او گفتم : « فكر نكن من گزافه گويي مي كنم »
ولي او گفت : « من مطمئنم كه شما كمتر از آنچه كه هست مي گويي و عظمت رهبر شما بيش از اينهاست » .
از آن پس , هر چه ما از شجاعت , صلابت , روحيه سازش ـناپذيري با دشمن و عظمت روحي حضرت امام مي گفتيم , او با تكان دادن سر تصديق مي كرد و گاهي هم مي گفت : « من مي دانم كه رهبر شما كمالاتش بيش از اينهاست . »
جلسه ما حدود دو ساعت به درازا كشيد.او پس از سه روز مجددا مرا برد و در ادامه جلسه قبل , اصرار مي كرد كه در مورد حضرت امام صحبت كنم . من نيز در اين مورد برخي از ويژگيهاي حضرت امام را براي او بازگو كردم و او هم همه را تصديق كرد.
بد نيست در اين مورد خاطره اي شيرين هم از يك عزيز اسيري بيان كنم , پيرمرد بزرگواري كه فرزندش در ايران به شهادت رسيد و خودش هم پس از بازگشت به ايران , چشم از دنيا فروبست .
او « نبات علي » نام داشت و نفس تنگي شديدي گرفته بود. به عراقيها مي گفت : « برويد دعا كنيد كه تا امام خميني در قيد حيات هستند اين جنگ خاتمه پيدا كند و گرنه , رزمندگان كه از تجاوزگري شما عقده به دل گرفته اند , در غياب حضرت امام , خاك عراق را با توبره به ايران خواهند برد » .
او با بردن نام امام , در قلب عراقيها دلهره ايجاد مي كرد و آنها چون مي دانستند كه او تنگي نفس دارد , از كتك زدن به وي خودداري مي كردند.
راوي خاطرات : حجت الاسلام و المسلمين سيدعلي اكبر ابوترابي (ره )
تهيه و تنظيم : موسسه فرهنگي پيام آزادگان

نسيم عشق


كاش مي شد عشق را معنا كنيم
تا به دريا خويش را پيدا كنيم
سرو را در قامت فصل بهار
شوق رويش , ديده را بينا كنيم
شبنم خيس ترنم در نگاه
و نسيم سبز را معنا كنيم
عشق را در واژه هايي از حرير
با نگاهي بي ريا ماوي كنيم
پاك گردانيم از دل , كينه را
سينه را تا وسعت سينا كنيم
مي شود آيا تمام خويش را
تا ثرياي هما پيدا كنيم
اسماعيل يكتايي لنگرودي

همواره دلتنگ آن روزهاي آفتابي هستم




گفت وگو با سردار سرتيپ دوم پاسدار كلام الله خلخالي ; معاون هماهنگ كننده بسيج استان تهران
اشاره : جنگ ما جنگ خطرها بود و خاطره ها پديده اي كه پايداري هاي شگرف در كوران پرگداز آن به مدد جواناني مومن و عاشورايي ظهور يافت . و آئينه اي تمام نما از رشادت و بي ادعائي فرزندان امام را در معرض ديد جهانيان نهاد. اينك از آن روزهاي آميخته به باران و باروت سالها فاصله گرفته ايم اما باغ برجاست و درختان ايستاده اند و داس بي رحم تجاوز برافتاده است و مردان حماسه و خطر برخي آسمان گزيدند و برخي در گوشه گوشه اين كشور پهناور گنجينه اي از فراز و فرودهاي عبرت آموز جنگ را به سينه دارند.
از خيل اين مردان نام آشناي جبهه كه جواني خويش را در پشت خاكريزها و سنگرها سپري كرد; سردار خلخالي معاونت هماهنگ كننده منطقه مقاومت بسيج استان تهران است كه به مناسبت هفته دفاع مقدس ما را به ضيافت ناگفته هايي از عاشوراي هشت ساله ملت ايران برد. با هم مرور مي كنيم .
به عنوان اولين سئوال بفرمائيد كه به نظر شما چه انگيزه اي , موجب بسيج و يكپارچگي مردم در دفاع از كيان ميهن اسلامي در طول هشت سال جنگ تحميلي شد
با سلام و دورود به ارواح طيبه شهيدان گرانقدر انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي و امام شهيدان . در پاسخ به اين سئوال بايد گفت كه , نهادينه شدن تفكر عاشورايي در ذهن مردم شريف ايران خصوصا جوانان , سبب پيروزي معجزه آساي انقلاب اسلامي در مبارزه با رژيم ستم شاهي شد كه تنها در سايه ايمان واقعي به خدا و , رهبري پيامبرگونه حضرت امام (ره ) و همت اين ملت و تلاش هاي روحانيت متعهد , حاصل گرديد و زمينه ساز خودباوري در بين آحاد مردم شد. دقيقا در چنين فضايي كه آكنده از وحدت و يكپارچه ملت بود , صدام جنايتكار با چراغ سبز استكبار جهاني مرتكب اشتباهي بزرگ شد و به ميهن اسلامي مان تجاوز نمود كه مردم غيرتمند ايران اسلامي آن چنان مقاومتي از خود بروز دادند و آن گونه درسي به دشمن متجاوز دادند كه ديگر هيچ كشوري جرات تقابل با نظام مقدس جمهوري اسلامي را پيدا نكند. بنابراين وجود يك نوع انگيزه معنوي كه مبتني بر تفكر عاشورايي ـ هيات مناالذله ـ , خودباوري ملت به واسطه سرنگوني رژيم طاغوت و استقرار نظام اسلامي و رهبري حكيمانه حضرت امام (ره ) بود , سبب يكپارچگي , انسجام و وحدت مردم شريف ايران به خصوص جوانان برومند و استقلال طلب , در دفاع از كيان ميهن اسلامي گرديد.
جنابعالي در صحبت هاي خود , به وجود يك انگيزه معنوي در ميان مردم اشاره داشتيد. به نظر شما , آيا اين انگيزه معنوي در بين جوانان امروزي نيز قابل مشاهده است و در صورت بروز تهديد عليه منافع ملي و تماميت ارضي كشور , مي توان به نسل حاضر اميدوار بود
بي شك اين گونه است چرا كه برخي از شاخص ها نشان از بالابودن انگيزه معنوي در بين جوانان دارد كه اين موضوع نيز به پيشينه اين ملت معطوف است كه نشات گرفته از مكتب تعالي بخش اسلام است . در مطالعه تاريخ ايران در سده اخير , وجود سلطه استكبار , ترويج فرهنگ غربي و تفكر دگرانديشي مبتني بر جدايي دين از سياست , پيش از هر چيز نمايان است . اما از آن جايي كه ساختار ذهني اين ملت برمحور دين مداري و ظلم ستيزي استوار گرديده , درفرآيند پيروزي انقلاب نيز شاهد بوديم كه همين جوانان تنها با اتكال به ايمان به خدا , انقلاب را به ثمر نشاندند.
دفاع مقدس اين ملت , فرهنگي را با خود به ارمغان آورده كه نه تنها بنيان اعتقادي جوانان را قوي تر نموده , بلكه بر اراده و عزم آنان در جهت حراست از دستاوردهاي انقلاب اسلامي نيز افزوده است . بر اين اساس اگر منافع ملي و تماميت ارضي اين كشور , مورد تهديد قرارگيرد شايد نسل حاضر مستحكم تر و مقاوم تر از نسل اول انقلاب در صحنه دفاع حضور يابد.
اساسا در نگاه جنابعالي اطلاق « دفاع مقدس » به مقاومت و رشادت اين ملت در طول جنگ تحميلي ناشي از چه عواملي است
اصولا انقلاب اسلامي براي تحقق آرمان هاي خود كه همان احقاق حقوق از دست رفته امت اسلامي است , هيچگاه دست به تهاجم نزده است و فقط به كوتاه كردن دست متجاوزين در عرصه هاي سياسي , اقتصادي , فرهنگي و اجتماعي اقدام نموده است . اما از سوي ديگر , دشمنان اين انقلاب همواره در صدد برنامه ريزي توطئه هاي مختلف براي شكست انقلاب اسلامي بوده اند كه ايجاد غائله در كردستان و خوزستان , تحريك منافقين براي ترور شخصيت ها , فراهم نمودن تمهيدات لازم براي حمله ي نظامي مانند حادثه طبس و يا ترتيب دادن انواع كودتاها همچون كودتاي نوژه در اين راستا قابل ارزيابي است كه آغاز جنگ تحميلي درصدر آن ها قرار داشت و صدام جنايتكار آن را به مرحله اجرا درآورد. در فضاي كنوني كشور نيز شاهد آن هستيم كه حتي در استفاده صلح آميز از فناوري هسته اي كه حق مسلم جمهوري اسلامي به شمار مي رود , دشمنان در يك حالت تهاجم سياسي عليه كشور ما قرار گرفته اند. قواعد بين المللي نيز بر اين اصل اساسي تصريح دارند كه اگر كشوري مورد تجاوز قرار گيرد , دفاع از تماميت ارضي و ثبات كشور , از حقوق اوليه آنان شمرده مي شود و در واقع يك دفاع مشروع محسوب مي گردد. بنابراين جمهوري اسلامي از ابتداي انقلاب تاكنون همواره در حالت دفاعي قرار داشته و هرگز فكر تهاجم به گسترده ي سرزميني كشورهاي همسايه را نداشته است و در طول جنگ تحميلي نيز ثابت نمود كه به امول جنگ پاي بند است و ملاحظات اخلاق را هم در كارزار با دشمن در نظر مي گيرد و در تحقق دفاع مشروع در برابر دشمن مهاجم , توسل به هر اقدامي را جايز نمي داند. جمهوري اسلامي تلاش نمود تا در راستاي دفاع از كيان خود , دشمن را به سمت مرزهاي خويش به عقب رانده و تجاوز او را دفع نمايد. از آن جايي كه كشور ما در مقوله دفاع مشروع از سرزمين خود , هيچگاه به دنبال تصرف خاك دشمن نبوده و از سوي ديگر , تمامي مجاهدت ها و ايثارگري ها براساس اعتقادات ديني و در راه اعتلاي مكتب رهايي بخش اسلام بوده , به حق مي توان اين دفاع جانانه از آب و خاك كشور را « مقدس » ناميد كه طي آن 162 عمليات آفندي عليه دشمن به اجرا درآمد . بايد گفت كه در اين دفاع مقدس هشت ساله جمهوري اسلامي هرگز به دنبال توسعه طلبي و جهانگشايي نبوده و لذا اين دفاع مقدس , به عنوان يك نقطه عطف در جنگهاي دنيا ثبت شده است . جنگ تحميلي عليه جمهوري اسلامي از منحصر به فردترين جنگهايي بود كه دشمن در 1200 كيلومتر طول مرزي و 100 كيلومتر در عمق مرز , به تجاوز دست زده بود .
همانطور كه مي دانيد , اصولا جنگها در ذات خود قهر , خشم و نفرت را به همراه دارند. اما دفاع مقدس ملت ما در برابر افزون طلبي رژيم مخلوع صدام , موجب شكل گيري ارزشها و فرهنگ اصيل و مقدسي شد كه اين دفاع را با ساير جنگها در قرن اخير متمايز ساخت . باتوجه به حضور طولاني مدت جنابعالي در ميادين نبرد و عهده داري مسئوليت در سطوحي از جنگ , اگر ممكن است مصاديقي از اين ارزشها را براي خوانندگان روزنامه بيان فرمائيد.
سوال بسيار عميق و ظريفي را مطرح نموديد. همان طور كه در قسمتهاي قبلي اشاره كردم , ملت ايران هيچگاه جنگ طلب نبوده است , بلكه در مقابل تهاجم دشمن , دفاع مشروع را در دستور كار خود قرار داده است . بي ترديد در اين دفاع , فرهنگي حاكم بوده است كه از ويژگيهاي منحصر به فردي بر خوردار بوده كه مبتني بر مكتب رهايي بخش اسلام و درشان ارتش توحيد و سراسر مملو از اخلاقيات و ايثار بوده است كه در برخورد با دشمن نيز اصول اخلاقي و انساني را رعايت نموده است . ازجمله مصاديق كه مي توان براي ارزشهاي شكل يافته در طول دفاع مقدس در صحنه استراتژيكي برشمرد , همان عدم صدور مجوز براي استفاده از سلاحهاي كشتارجمعي است و به رغم اين كه دشمن دون صفت براي جبران شكستهاي خود بعد از عمليات خيبر , از سلاحهاي شيميايي در جنگ بهره گرفت اما رزمندگان اسلام هيچگاه به اين كار دست نزدند و در بمباران مواضع دشمن نيز , هرگز اماكن غيرنظامي را هدف قرار نداند , هرچند كه رژيم مخلوع صدام , ناجوانمردانه شهرها و اماكن عمومي را آماج حملات خويش قرار داد و مردم زيادي را به خاك و خون كشيد. در صحنه ي تاكتيكي نيز رفتار رزمندگان جبهه توحيد با اسيران و مجروحان جنگي , بسيار انساني و اخلاقي بود , در حالي كه آزادگان سرافراز ما در بدترين وضعيت , دهشتناك ترين شكنجه ها را تحمل نمودند.
در عرصه جبهه داخلي نيز شاهد بروز ايثارگري ها , فداكاري ها و گذشتهايي بوديم كه هرگز تكرار نخواهند شد. در آن جا صداقت هاي ناب به وفور يافت مي شد و از تبعيض هم خبري نبود و عدالت در بالاترين سطح خويش , مورد عمل قرار مي گرفت . در شبهاي عمليات براي قرارگرفتن در صف نيروهاي خط شكن , آن چنان رقابتي بين نيروها صورت مي گرفت كه هرگز با عقل معاش امروزي قبال تفسير نيست , چرا كه آنان با عقل معاد. مي زيستند و مرگ را به سخره گرفته بودند. مشكل امروز جامعه ما نيز دقيقا در گرو فقدان آن مولفه ها در تعاملات بين مردم است , يعني اگر بتوانيم كمي از آن گذشت ها و ايثارگري ها را در بطن جامعه تزريق كنيم و از اميال نفساني خود فاصله بگيريم , مشكلات تا حدود زيادي مرتفع خواهند شد.
در زمينه اخلاق حاكم در ميادين نبرد , خاطره اي را به ذهن دارم كه بازگويي آن خالي از لطف نيست . در عمليات آزادسازي منطقه سومار , بنده توفيق حضور در خط مقدم را داشتم و از آن جايي كه منطقه جغرافيايي عمليات , كوهستاني بود , وضعيت آشفته اي را بوجود آورده بود. بنده كه براي انجام يك ماموريت , نزديك به سه يا چهار كيلومتر از خط مقدم عبور كرده بودم , در حين پيمودن يك سراشيبي , به فردي برخورد كردم كه دستان خود را برروي صورتش گرفته بود. از همان ابتدا فهميدم كه اين فرد , عراقي است اما در حالتي قرار داشت كه فكر كردم , در قيد حيات نيست اما همين كه دست او را از صورتش كنار زدم , چشمهايش را برهم زد و به محض اين كه فهميد , ايراني هستم , فورا چشمهاي خود را بست و بدنش شروع به لرزيدن كرد. بي ترديد در آن لحظه اين مجروح عراقي فكر مي كرد كه بايد تا دقايقي ديگر منتظر تير خلاصي باشد كه من به سمت او شليك خواهم كرد , دقيقا همان رفتاري كه مزدوران عراقي كه در كردستان و ساير مناطق با رزمندگان اسلام , از خود بروز مي دادند , اما بنده , دستي بر سرش كشيدم و با به كار بردن برخي واژه و كلمات عربي به او فهماندم كه آسيبي به او نخواهم رساند. بيشتر كه دقت كردم , متوجه شدم از ناحيه پا و پهلو دچار مجروحيت شده و تيز خورده است . تصميم گرفتم كه او را به پشت جبهه منتقل كنم و به او تفهيم نمودم تا در پشت من قرار گيرد عليرغم اين كه خطر حمله اين فرد به دليل قرارگرفتن در پشت من بسيار زياد بود , اما روحيه اي بر رزمندگان حاكم بود تا با رفتار خود با اسراي عراقي به آنان بفهمانند كه نيروهاي ايراني , با اشخاص حاضر در نبرد , خصومت و دشمني ندارند. بلكه تلاش مي كنند تا هدف غايي رژيم صدام را به انحراف بكشانند و آنان را به بن بست برسانند.
به هرحال نزديك به دويست متر در يك سر بالايي بسيار تند اين فرد عراقي را حمل كردم و در اين رهگذر بارها در اطرافمان خمپاره هايي منفجر مي شد كه مجبور بودم به زمين بخوابم در حالي كه او در پشت من بود. در هر صورت اين مجروح عراقي را به عقب منتقل نمودم منظور از بيان اين خاطره اين بود كه بگويم در جنگ هرگز اخلاق انساني از سوي نيروهاي اسلام مورد خدشه قرار نگرفت و بر اين اساس مي توان گفت كه ما علاوه بر پيروزي در هدف جنگ , در مقوله اخلاق نيز سربلند بيرون آمديم .
حضرت امام (ره ) هماره , جنگ تحميلي را نعمتي بزرگ براي كشور و انقلاب مي دانستند. از ديدگاه شما اين نعمات و بركات درچه مولفه هايي بروز يافته بود
باتوجه به وسعت نگاهي كه حضرت امام (ره ) داشتند و همچنين اعتقاد راسخ ايشان برانجام تكليف الهي , اين گونه مي توان گفت كه حضرت امام (ره ) در راه انجام آن تكليف نه تنها از چيزي واهمه نداشتند بلكه در ديدگاه فلسفي خود بر اين باور بودند كه تمامي كارهايي كه مبتني بر توكل به خداست , هرچند كه با سختي ها و مصائب بسيار همراه باشد , اما در آن بركات زيادي وجود دارد كه البته ما پس از سال ها به اين بيانات ارزشمند پي برديم كه واقعا اين گونه بوده است . يعني ايشان قبل از حصول به نتيجه , آن را در پيش بيني هاي خود بيان كرده بودند , اما براي ما اين موضوع با اتمام جنگ تحميلي و با گذشت سال ها از آن , بتدريج به واقعيت عيني بدل شد به طور خلاصه مي توان گفت كه ايجاد خودباوري درجامعه خصوصا در ميان جوانان , رسيدن به استقلال و خودكفايي , شكوفاشدن استعدادها در تمامي عرصه ها , تحكيم وحدت ملي , شكست قدرت پوشالي و دروغين ابرقدرتها بويژه آمريكا , ايجاد اميد و انگيزه در ملل تحت ستم و ارائه الگوي مبارزه با استكبار و اثبات نقش تعيين كننده جمهوري اسلامي در حفظ امنيت و معادلات سياسي منطقه , از مهمترين بركاتي بود كه دفاع مقدس هشت ساله با خود به همراه داشت .




باتوجه به گذشت بيش از يك دهه از پايان جنگ تحميلي , دلتان براي جبهه هم تنگ مي شود.
همواره دلتنگ آن روزهاي آفتابي جنگ هستم . فضايي كه حتي نفس كشيدن هم براي خدا بود. فكر مي كنم آن حال و هواي معنوي جبهه , تكرارشدني نيست , فضايي كه آكنده از انس و الفت و معنويت بود و به نظرم تمام خوبي ها , در پايان خودش قرار داشت . شب ها كه در سنگر كنار رزمندگان مي نشستيم , حاضر نبودند حتي كلمه اي در پشت سركسي حرف بزنند كه اين ويژگي را در فضاي كنوني جامعه كمتر سراغ داريم و اساسا مقوله امربه معروف و نهي ازمنكر در شكل واقعي خود در آن بروز يافته بود. فضاي عبادت شبانه رزمندگان بسيار ديدني بود كه هرگز از ذهن من پاك نخواهد شد. رزمندگان در آن فضا با پشت پازدن به تمامي تعلقات دنيايي از خداوند طلب شهادت مي كردند. مجموعه اين حال و هوا و فضايي كه اشاره كردم , واقعا نمي توان آن را به تفصيل بيان كرد , چرا كه شايد تقدير اين است كه اين معنويت به اوج رسيده در دل تاريخ و در درون همان جبهه هاي آتش و خون , دست نخورده باقي بماند.
زياد شنيده ايم كه در طول دوران دفاع مقدس , بسياري از رزمندگان كه در آرزوي شهادت بودند , دوست داشتند تا نحوه شهادتشان همچون حضرت امام حسين (ع ) يا حضرت ابالفضل العباس (ع ) باشد , چنانچه خاطره اي در اين زمينه داريد , مشتاق شنيدن آن هستيم .
در مرحله دوم عمليات آزادسازي خرمشهر فرماندهي محور را سردار متوسليان به عهده داشتند و با اين كه زخمي شده بودند , در كنار يك خاكريز كوتاه , خط عملياتي را هدايت مي كردند. ما از سردار متوسليان به قصد حركت در عمق منطقه عملياتي , جدا شديم و در عقب يك تويوتا قرار گرفتيم كه به همراه ما رزمنده اي بود كه من هرگز او را نشناختم . خودرو شروع به حركت كرد و اين رزمنده نيز با سر مستي تمام در آن لحظات سخت كه گلوله هاي كاتيوشا و خمپاره در كنار ما به زمين اصابت مي كرد و فضاي آشفته اي را ايجاد كرده بود , با خيال راحت زمزمه شهادت مي كرد و شعرهاي حماسي مي خواند. پس از گذشت دقايقي , به دژ هفتم خرمشهر رسيديم تا از آن جا به سمت نيروهاي عراقي حركت كنيم هنوز چند صدمتري را طي نكرده بوديم كه نيروهاي عراقي يك كاتيوشاي چهل تايي در نزديكي ما خالي كردند و تمام اطراف ما سياه و تاريك شد. من همين طور كه برگشتم تا به اين رزمنده نگاه كنم و دستش را بگيرم و به كنار باربند تويوتا هدايت كنم تا از آماج تيروتركش , محفوظ بماند , يك دفعه ديدم كه يك تركش سر اين رزمنده را از پيكرش جدا كرد و بطور كامل آن را به بيرون از ماشين پرتاب كرد و با چند تكان , آن پيكر مطهر آرام گرفت . بلافاصله دست به بدنه ماشين زدم تا راننده آن را متوقف كند. پس از پياده شدن از خودرو , پيكر غرقه به خون اين رزمنده را كنار خاكريز گذاشتيم تا نيروهاي امدادي , اين شهيد عزيز را به عقب منتقل نمايند. بنده در آن حين در چند متر آن طرف تر بدنبال سر مبارك آن رزمنده بودم و در كنار جاده آن را يافتم . آن را در آغوش گرفتم و به كنار پيكر مطهرش انتقال دادم . خدا را شاهد مي گيرم تا آخرين لحظاتي كه مادر آن جا بوديم , اين سر جدا شده از پيكر , لبخند مي زد , يعني اين گونه بود كه اساسا اين سر مبارك , احساس جدايي از پيكر نداشت و در تاريخ آمده است كه سر مبارك حضرت امام حسين (ع ) حرف مي زد و تلاوت قرآن مي كرد , فكر مي كنم اين رزمنده والا مقام نيز به آقا امام حسين (ع ) تاسي و اقتدا كرده بود كه سر مباركش با جدايي از پيكر , بر شهادت لبخند مي زد.
وحرف آخر.
همان دعاي معروف خميني كبير(ره ) : « از خدا مي خواهم مرا در كنار شهداي جنگ تحميلي بپذيرد. »
از حوصله شما در پاسخگويي به سوالات , سپاسگزاريم .
بنده نيز از شما و دست اندركاران صفحه جبهه و جنگ به دليل تلاش وافر در جهت ثبت خاطرات جنگ متشكرم .گفتگو از :
محمدرضا عسگري مورودي
دفاع مقدس اين ملت , فرهنگي را با خود به ارمغان آورده كه نه تنها بنيان اعتقادي جوانان را قوي تر نموده , بلكه بر اراده و عزم آنان در جهت حراست از دستاوردهاي انقلاب اسلامي نيز افزوده است
در فضاي كنوني كشور نيز شاهد آن هستيم كه حتي در استفاده صلح آميز از فناوري هسته اي كه حق مسلم جمهوري اسلامي به شمار مي رود , دشمنان در يك حالت تهاجم سياسي عليه كشور ما قرار گرفته اند
مشكل امروز جامعه ما در گرو فقدان آن مولفه ها در تعاملات بين مردم است يعني اگر بتوانيم كمي از آن گذشت ها و ايثارگري ها را در بطن جامعه تزريق كنيم و از اميال نفساني خود فاصله بگيريم , مشكلات تا حدود زيادي مرتفع خواهند شد

ياد
آزمايش الهي


از ابتداي پيدايش تاريخ بشر از تولد آدم (ع ) تا زمان كنوني و بعد از اين زمان به دلايل مختلف مادي و غير مادي , سياسي , اجتماعي , مذهبي و غيره جنگ وجود داشته و خواهد داشت تا مادمي كه قائم آل محمد صاحب الزمان (عج ) به فرمان الهي ظهور كند و به همه جنگ ها و كدورت ها پايان دهد و جهان را پر از صلح و آشتي كند. جنگ ممكن است ميان دو تن يا دو قبيله يا كشوري با كشوري يا حتي جهاني باشد كه در صفحات تاريخ خوانده ايم و يا ديده ايم و شنيده ايم .
همه نزاع ها و جنگ هاي بشري پس از هبوط حضرت آدم (ع ) به زمين با ياري شيطان از نبرد قابيل و هابيل نخستين فرزندان آدم و بعدها از سام وحام و ديگر فرزندان حضرت آدم ريشه يافته و رشد نموده است . جنگ ابراهيم و نمرود , ايوب و شيطان و از آغاز پيدايش دين اسلام كه دين صلح و انسان پروري و كمال گرايي و خداپرستي است اين جنگ ها بيشتر شده است . جنگ پيامبر(ص ) با جاهلان و كفار زرپرست و وحشي صفتان بي تمدن , جنگ علي (ع ) با شيوخ قدرت طلب و مستبد و بي دين عرب و نبرد حسين (ع ) با خاندان ظلم و ستم پيشه يزديان و ساير جنگ هاي جهاني كه آثار منفي و مخرب برخي از اين جنگ ها هنوز باقي است .
اما جنگ ايران و عراق كه به جنگ تحميلي و دفاع مقدس و هدفمند تعبير فرهنگي و ملي و حقيقي يافته است جنگي بود كه با پيروزي انقلاب اسلامي و به ثمر نشستن بذر انديشه هاي پير فرزانه و بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي (در سال 1357 ) كه از سال (42 ـ41 ) در سرزمين وجودي بيدار دلان كاشته شده بود و پس از اين پيروزي و سرنگوني نظام پهلوي دشمنان داخلي از قبيل منافقان فريب خورده و دشمنان خارجي در برابر اين نهال نوپا قد علم كردند و كشور سلطه طلب واستعمارگر بزرگ جهان معاصر; آمريكا , صدام حسين تكريتي كه برده قسم خورده و دست نشانده او بود را به جنگ با كشور ايران واداشت , در اين جنگ تحميلي حضرت امام خميني (ره ) هوشيارانه با ياري مردم و جوانان گرامي به جوابگويي اين تجاوز اهريمنانه پرداختند و جوانان مبارز و حتي پيران غيرتمند با الهام از امام حسين (ع ) كه براي دفاع از دين جدش و روشن كردن اسلام حقيقي و هم چنين ابوالفضل (ع ) علم دار شجاع و باوفاترين برادر كه جان مقدسشان را به معشوق تقديم نمودند , با رفتن به جبهه ها جانانه و عاشقانه از وطن و ناموس و غيرت ديني و فرهنگي خويش دفاع كردند و همچنين بايد بيان كنيم كه دفاع از وطن بعنوان يك هدف مقدس و آرمان ملي و متعالي از اين فرهنگ مقدس و ارزشمند ادبيات پايداري (ادبيات مقاومت ) نشات گرفته است .
اينك در پايان , اين نوشتار را با بيان مختصري از زندگي نامه و وصيت نامه يك شهيد فرهنگي از شهرستان آمل مزين مي كنيم .
يادي از شهيد جعفر سوهانيان
شهيد جعفر سوهانيان در سال (1334 ) در خانواده اي مذهبي و معتقد به اسلام چشم به جهان گشود و در سايه پدري كارگر و زحمت كش و مداح اهل بيت دوران كودكي و تحصيلات متوسطه و ديپلم فني را به اتمام رسانيد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي مدتي در جهاد سازندگي خدمت كرد , هنوز چهار ماه از ازدواجش نگذشته بود كه داوطلبانه جهت ثبت نام در ستاد جنگ هاي نامنظم شهيد چمران به تهران رفت و به گروه رزمندگان پيوست و پس از طي دوران تعليم به اهواز اعزام شد و براي نظام جمهوري اسلامي و آرمان هاي مقدس اسلام به مبارزه پرداخت .
قسمتي از وصيت نامه شهيد بزرگوار جعفر سوهانيان
« ... امروز روزي است كه يك انسان مسلمان بايد دينش را به اسلام ادا كند تا بتواند از اين آزمايش سربلند بيرون آيد. امروز روزي است كه هر كس بايد در مقابل ظلم قد علم كند. قسم به همين آيه (سوره عصر) كه هيچ راهي سعادتمندانه تر از راه الله نخواهد بود.
در خاتمه اميدوارم كه ايزد منان از سر تقصيرات اين حقير بگذرد و دل هاي جوانان ما را به نور اسلام و ايمان منور گرداند و از تمامي جوانان خواستارم كه به دامان اسلام پناه ببرند و چنگ به ريسمان الهي بزنند كه سعادتي جز خدمت به اسلام وجود ندارد. »
اين شهيد بزرگوار در تاريخ (1360,6,10 ) در كرخه بر اثر اصابت تركش خمپاره به درجه ي رفيع شهادت نايل گرديد.
ث زهرا حيدري ـ دبير دبيرستانهاي آمل