خداوند اصرار دارد
از نظر اسلام , تشكيل خانواده يك فريضه است . عملي
است كه مرد و زن بايد آن را به عنوان يك كار الهي و يك
وظيفه انجام بدهند. دگر چه شرعا در زمره واجبات ذكر نشده ,
اما به قدري تحريص و ترغيب شده است كه انسان مي فهمد
خداي متعال بر اين امر اصرار دارد. آن هم نه به عنوان يك
كارگزاري . بلكه به عنوان يك حادثه ماندگار و داراي تاثير در
زندگي و جامعه . لذا اين همه بر پيوند ميان زن و شوهر تحريص
كرده و جدايي را مذمت نموده است . (1 )
خداوند از زن و مرد تنها خوشش نمي آيد
خداي متعال از زن و مرد تنها خوشش نمي آيد , مخصوصا
آنهايي كه جوانند و بار اولشان است . مخصوص جوانها هم
نيست . خداي متعال از زندگي مشترك و مزدوج خوشش
مي آيد . (2 )
آدم تنها , مرد تنها و زن تنها كه همه عمر را به تنهايي
مي گذرانند , از ديد اسلام يك چيز مطلوبي نيست . مثل يك
موجود بيگانه است در مجموعه پيكره انساني . اسلام اين طور
خواسته كه خانواده , سلول حقيقي مجموعه پيكره جامعه باشد
نه فرد تنها . (3 )
سنت پيامبر : ازدواج به موقع
روايت معروفي داريم كه پيامبر(ص ) فرموده اند : نكاح
سنت من است . البته اين سنت آفرينش است , سنت ميان
انسانها و همه اقوام و اديان است . پس چرا فرموده اند سنت
من چه اختصاصي وجود دارد شايد از اين جهت باشد كه
اسلام بر اين امر تاكيد بيشتري ورزيده و اين تاكيد در اديان
الهي ديگر كمتر است . شما ملاحظه مي كنيد اين تاكيدي كه
اسلام بر ازدواج كرده در اين مكاتب اجتماعي و فلسفه هاي
رايج اجتماعي و سياستهاي معمولي دنيا , وجود ندارد. اسلام
اصرار دارد كه پسرها و دخترها در همان سنيني كه براي ازدواج
آماده اند ازدواج نمايند . (4 )
نكاح , علاوه بر يك تقاضاي طبيعي , يك سنت ديني و
اسلامي نيز هست . بنابر اين خيلي آسان است كه كسي از طريق
اين اقدام و عمل كه طبيعت و نياز او و آن را ايجاب مي كند ,
ثواب هم ببرد; چون سنت است و به قصد اداي سنت پيامبر و
اطلاعت امر ايشان به اين كار اقدام نمايد . (5 )
ازدواج يك سنت طبيعي و الهي است . اين را پيامبر
اكرم (ص ) به سنت خودشان تعبير مي كنند. معنايش اين است
كه در اسلام بر روي اين مساله تاكيد ويژه اي شده . چرا به
خاطر اهميت اين مساله , به خاطر تاثير عميق تشكيل خانواده
در تربيت انسان , در رشد فضايل , در ساخت و ساز انسان سالم
از لحاظ عاطفي , رفتاري , روحي و تربيتهاي
بعدي . (6 )
پانوشت ها
1 ـ خطبه عقد مورخه 1377,12,11
2 خطبه عقد مورخه 1375,11,20
3 ـ خطبه عقد مورخه 1375,10,5
4 ـ خطبه عقد مورخه 1379,6,28
5 ـ خطبه عقد مورخه 1376,11,9
6 ـ خطبه عقد مورخه 1379,4,29

|
اسلام و الگوي مصرف
|

درآمدي بر كم و كيف مصرف در عرصه هاي گوناگون براساس فقه و اخلاق
قسمت سوم
حجت الاسلام والمسلمين دكتر علي اكبر كلانتري
ضرورت نگاه ديني به امر مصرف
از نگاه دين باوران , چون خداوند عليم و حكيم , آفريدگار بشر است ,
پس نسبت به ساختار وجودي و مصالح و مفاسد معيشتي و نيازهاي حقيقي
او در ابعاد گوناگون مادي و معنوي علم كامل و اشراف تمام دارد و همه
بايدها و نبايدها و احكامي كه از او به عنوان « شارع » صادر شده است , مبتني
بر اين حقيقت است و به فرموده امام صادق (ع ) « خلق الخلق فعلم ما تقوم به
ابدانهم و ما يصلحهم فاحله لهم و اباحه تفضلامنه عليهم المصلحتهم و
علم ما يضرهم فنها هم عنه و حرمه عليهم 21 خداوند (چون ) خلق را آفريد ,
پس نسبت به آن چه قوام بخش بدن هاي آنان و به مصلحت آنان است , آگاهي
دارد بنابراين , آن ها را براي ايشان حلال و مباح كرد تا بدين وسيله به آنان
تفضل و مصلحتشان را تامين نموده باشد و نسبت به آن چه به زيان آنان
است , دانا است , پس مردمان را از چيزهاي زيانبار بر حذر داشت و آن ها را
برايشان حرام كرد. »
و در بياني رسا از امام رضا(ع ) آمده است كه به شخصي فرمود :
جائني كتابك تذكر ان بعض اهل القبله يزعم ان الله تبارك و تعالي لم يحل
شيئا و لم يحرمه العله اكثر من التعبد لعباده بذلك , قد ضل من قال ذلك
ضلالا بعيدا و خسر خسرانا مبينا , لانه لو كان كذلك , لكان جايزا ان يستعبد
هم بتحليل ماحرم و تحريم ما احل حتي يستعبد هم بترك الصلاه و الصيام و
اعمال البر كلها , اذا العله في التحليل و التحريم التعبد لاغيره , اعلم رحمك
الله ان الله تبارك و تعالي لم يبح اكلا و لاشربا الا ما فيه المنفعه و الصلاح و
لم يحرم الا ما فيه الضرر و التلف و الفساد22.
نامه ات به من رسيد , در آن يادآور شده اي . برخي از مسلمانان , گمان
مي كنند خداي تبارك و تعالي , چيزي را حلال و حرام نكرده است , مگر
براي متعبد شدن بندگانش به آن . هر كس چنين گويد , بي ترديد گمراه شده و
به زياني آشكار افتاده , زيرا اگر چنين ادعايي درست بود روا بود بر خداوند ,
به حلال كردن حرام و حرام كردن حلال (نيز) بندگان را متعبد سازد , حتي به
ترك نماز و روزه و تمامي كارهاي نيك . براي اين كه (به حسب فرض ) علت
در حلال و حرام كردن , چيزي جز تعبد نيست . خدا رحمتت كناد! بدان
خداوند تبارك و تعالي , هيچ خوردن و آشاميدني را مباح نفرمود , مگر براي
سود و مصلحتي كه در آن است , و در آن است , و كاري را حرام نفرمود , مگر
به دليل زيان و تلف و فسادي كه در آن يافت مي شود.
براساس همين واقعيت انكار ناپذير است كه بايد براي عمل كنندگان به
احكام شريعت و كساني كه حلال و حرام شارع مقدس را دستور العمل و
نصب العين خود قرار مي دهند , انتظار سلامت , بهروزي و كاميابي مادي و
معنوي داشت .
يكي از مراجع ديني معاصر ميگويد :
يكي از علماي كهنسال نجف كه حدود صد سال از عمرش مي گذشت
مي فرمود : تا اين ساعت , به طبيب مراجعه نكرده ام . از وي پرسيده شد : چه
طور چنين چيزي امكان دارد , شما در زندگي چه برنامه اي را مراعات
كرده ايد كه تاكنون بيمار نشده ايد فرمود : فقط تابع شرع مقدس بوده ام و در
خوردن غذاها كما و كيفا و جهات ديگر , فقط به دستور شرع عمل كرده ام 23.
تاكيد بر اين كه پيروي از احكام شريعت و عمل نمودن به توصيه هاي
دين حنيف اسلام , سعادت بخش و برطرف كننده مشكلات و معضلات
بشري است , اختصاص به عالمان مسلمان ندارد , شمار فراواني از مصلحان
و متفكران غير مسلمان , به خصوص دانشمندان بي تعصب غربي نيز اين
حقيقت را به صورت هاي گوناگون بيان كرده اند.
در نوشته هاي ارنست رنان آمده است : « اسلام , ديني است فطري , آزاده ,
جدي , معقول , بي تعصب و در يك كلمه , ديني است فراخور همه مردم روي
زمين . » 24
هربرت جورج ولز نويسنده انگليسي نيز مي گويد :
قرآن , كتاب علمي , ديني , اجتماعي , تربيتي , اخلاقي و تاريخي است .
قوانين و مقررات و احكام آن , با اصول قوانين و مقررات دنياي امروز ,
هماهنگي و براي هميشه , شايسته پيروي و قابل عمل مي باشد. هر كس
بخواهد ديني انتخاب كند كه با تمدن بشر پيش برود , بايد دين اسلام را
انتخاب كند و اگر بخواهد معني دين را بفهمد , بايد به قرآن مراجعه
نمايد25.
نيز وي گفته است : من بارها گفته ام تنها ديني كه از سر خلقت آگاه و با راز
آفرينش آشنا و همه جا با تمدن همراه است , اسلام مي باشد26...
و ژان ژاك روسو , متفكر و نويسنده اجتماعي فرانسه در قرن هيجدهم
در سخني پر از احساس مي گويد :
اي محمد! اي آورنده قرآن ! كجايي ! بيا و دست مرا بگير و به باغ و صحرا
و چمن و به هرجايي كه مي خواهي ببر! تو اگر ما را ميان درياي بلا هم ببري
خواهيم آمد , زيرا تو به حيات و زندگي , بس دانا هستي !27
چنان كه اشاره گرديد بايد راز اصلي موفقيت و جوابگو بودن احكام
نوراني اسلام را آن دانست كه از خالق هستي و آفريدگار بشر و يا معصومان
برگزيده او صادر شده و متناسب با فهم و درك بشر ارائه گرديده
است .
پاره اي از توصيه ها و رهنمودهاي پيشوايان دين (ع ) كه د ر آن ها با برخي
از ديدگاه هاي كارشناسان بشري مخالفت شده نيز بر همين مبنا , قابل تحليل
و ارزيابي است .
براي مثال بر طبق روايتي , علي بن ابي علي لهبي مي گويد : امام صادق (ع )
از ما پرسيد : « ما تقول اطبا وكم في عشااليل قلت : انهم ينهونا عنه , قال :
لكني آمركم به .28 پزشكانتان درباره خوردن شام چه مي گويند عرض كردم :
ما را از آن نهي مي كنند. حضرت فرمود : ولي من , شما را به آن امر مي كنم . »
و به گفته عبدالله بن ابراهيم جعفري , آن حضرت پرسيد : دستور پزشكان
شما درباره (مرباي ) بالنگ چيست عرض كردم : دستور مي دهند آن را پيش
از غذا بخوريم . حضرت فرمود : و لي من دستور مي دهم آن را پس از غذا
ميل كنيد29. و براساس روايتي ديگر , حضرت فرمود : « چيزي بدتر از
خوردن بالنگ پيش از غذا و چيزي سودمندتر از خوردن آن پس از غذا
نيست . » 30
از امور ديگري كه مي تواند دليل بر اهميت و ضرورت نگاه ديني به مقوله
مصرف باشد مرتبط بودن مصرف از نگاه اسلام با انفاق و توزيع مجدد ثروت
است . به اين معنا كه يك پديده , در عين اين كه مصرف به حساب مي آيد و
انگيزه مصرفي دارد , از جهت ديگر , انفاق و توزيع مجدد در جامعه محسوب
مي شود. اين ربط و پيوند , از نكات بسيار ظريف احكام مصرف در اسلام
است كه انفاق و توزيع مجدد را به حوزه مصرف كشانيده و توانسته است به
آن پشتوانه مصرف بدهد , براي مثال , انفاق به فقيران و تهيدستان , به عنوان
نوعي مصرف تلقي مي شود و انفاق كننده در اين موارد , همان احساسي را
دارد كه چيزي را شخصا مصرف كند , چون در اين نوع صرف هزينه ها , براي
خود نفعي تصور مي كند و آن ها را با اختيار و انتخاب خود و به عنوان نوعي
عبادت انجام مي دهد , و در سايه اين نوع مصرف ها و توزيع مجددها است
كه از پيدايش پاره اي از مشكلات اقتصادي , بدون دخالت دولت , جلوگيري
به عمل مي آيد , برخلاف ديگر نظام هاي اقتصادي كه در آن ها , توزيع مجدد ,
توسط دولت و به اجبار او و از طريق اموري مانند ماليات و بيمه انجام
مي شود31.
پيشوايان دين و مقوله مصرف
چنان كه اشاره گرديد , هدف اصلي اين پژوهش , بررسي كم و كيف
مصرف در عرصه هاي گوناگون با بهره گيري از آموزه هاي ديني است , ولي
پيش از پرداختن به مصاديق و نمونه هاي عيني آن , با اين پرسش اساسي
مواجهيم كه آيا مي توان همانند اعمال و وظايف تعبدي , در امور مربوط به
مصرف نيز به پيشوايان دين , تاسي و اقتدا نمود و سخن و شيوه آنان را
مبناي كار قرار داد
اين پرسش , از آن جا پيدا مي شود كه اولا كالاهاي مصرفي و كم و كيف
بهره گيري از آن ها , تابع شرايط و اوضاع واحوال زمان ومكان است و
نمي توان در اين باب , معياري ثابت و فراگير ارائه داد و ثانيا چه بسا از
پيشوايان دين , اعمال و رفتاري سرزند كه ناشي ازخصايص و ويژگي هاي
آنان است و انجام آن ها از ديگران , مورد انتظار نباشد.
پاسخ اين پرسش آن است كه اولا از نصوص پرشمار كتاب و سنت و
موضع گيري هاي فراوان پيشوايان دين , مطلوبيت پيروي از آنان در
عرصه هاي گوناگون و محصور نبودن اين مهم به جنبه هاي عبادي استفاده
مي شود و از همين رو قرآن كريم , در مناسبت هاي گوناگون , به معرفي
پيامبران و شناساندن ويژگي هاي شخصيتي آنان مي پردازد و بدين وسيله ,
انسان ها را با الگوهاي برتر رفتاري آشنا مي سازد و در خصوص
پيامبراكرم (ص ) به طور صريح مي فرمايد :
لقد كان لكم في رسول الله اسوه حسنه 32 بدون شك براي شما در
(اقتداكردن و پيروي نمودن از) رسول خدا , سرمشقي نيكو است .
و به گفته قرآن , خداوند از آن حضرت خواسته است بگويد : ان كنتم
تحبون الله فاتبعوني يجببكم الله 33. اگر خداوند را دوست داريد , از (راه و
روشن من ) پيروي كنيد تا خداوند (نيز) شما را دوست داشته باشد (و شما
را به فلاح و سعادت نائل گرداند).
مقتضاي اين گونه نصوص آن است كه اصل را مطلوبيت پيروي از آنان
در همه عرصه ها بدانيم و مواردي كه از خصايص و ويژگي هاي آنان است را
با دليل ثابت كنيم . براي مثال , از ويژگي هاي مشهور امام علي (ع ) در دوران
زمامداريش , زهد فوق العاده و چشم پوشي گسترده از مواهب الهي بوده
است . بديهي است نمي توان چنين رفتاري را براي همه آحاد جامعه توصيه
كرد. چنان كه خود آن حضرت , در نامه اي كه به كارگزار خويش در بصره ,
عثمان بن حنيف , نگاشته فرموده است :
الا و ان امامكم قد اكتفي من دنياه بطمريه و من طعمه بقرصيه , الا و انكم
لا تقدرون علي ذلك و لكن اعينو ني بورع و اجتهاد و عفه و سداد34...
هان ! آگاه باش , پيشواي شما از دنياي خود , به دو كهنه جامه و از
خوراكش به دو قرص نان بسنده كرده است و بي گمان شما بر چنين رفتاري
توانايي نداريد , ولي مرا (در حد توان خود) به ورع و پرهيزگاري و كوشش و
پاكدامني و درستكاري ياري كنيد.
و ثانياگرچه برخي از انواع كالاهاي مصرفي و چگونگي استفاده از آن ها
به تبع زمان و مكان , دستخوش تغيير و دگرگوني مي شود , ولي چنان كه
خواهيم ديد , بسياري از اصول كلي و احكام مربوط به مصرف و كم و كيف
آن , ثابت و قابل توصيه براي همه افراد و جوامع در طول تاريخ
است .
پيشوايان دين , خود به اقتضائات هر زمان توجه داشته و لزوم توجه به
آن را به مردمان عصر خويش گوشزد كرده اند.
برحسب روايتي كه مرحوم كليني به سند خود , از محمدبن علي نقل
مي كند , وي مي گويد : روزي سفيان ثوري در مسجدالحرام به امام صادق (ع )
برخورد كرد , در حالي كه آن حضرت لباس هاي نيكو و گران قيمت بر تن
داشت . سفيان با خود گفت به خدا سوگند نزدش رفته او را مورد توبيخ و
سرزنش قرار مي دهم , به همين منظور به آن حضرت نزديك شده گفت : اي
پسر رسول خدا! نه پيامبر و نه علي و نه هيچ يك از پدرانت چنين لباسي
نمي پوشيد! امام صادق (ع ) در پاسخ او ابراز داشت : رسول خدا(ص ) در زمان
تنگي و سختي به سر مي برد و رفتار او براين اساس بود ولي دنيا , پس از او ,
سختي ها و تنگناهاي خود را فرو نهاد , پس سزاوارترين مردم دنيا نسبت به
(بهره گيري از نعمت هاي ) آن , ابرار و نيكان آن هستند35...
و در همين راستا , پيشوايان دين , در بسياري موارد , لزوم پرهيز از تنگ
نظري ها و تعصبات بي جا در انجام امور را براي پيروان خود خاطر نشان
كرده اند شيخ كليني , به سند خود از حكم بن عتيبه نقل مي كند :
دخلت علي ابي جعفر(ع ) و هو في بيت منجد و عليه قميص رطب و
ملحقه مصبوغه قد اثرالصبغ علي عاتقه فجعلت انظر الي البيت و انظر الي
هيئته فقال : يا حكم ! ما تقول في هذا فقلت : و ما عسيت ان اقول و انا اراه
عليك و اما عندنا فانما يفعله الشاب المرهق ! فقال لي : يا حكم ! من حرم
زينه الله التي اخرج لعباده و الطيبات من الرزق و هذا مما اخرج الله لعباده
فاما هذا البيت الذي تري فهو بيت المراه و انا قريب العهد بالعرس و بيتي
البيت الذي تعرف !36
بر امام باقر(ع ) وارد شدم در حالي كه در خانه اي آراسته و مزين به سر
مي برد و پيراهني تر و تازه و عبايي رنگين بر تن داشت , به گونه اي كه رنگ
عبا بر شانه حضرت اثر گذاشته بود , من (با شگفتي ) به خانه و سر و وضع
امام مي نگريستم كه حضرت فرمود : حكم ! در اين مورد چه مي گويي عرض
كردم : انتظار نداشتم درباره پوششي كه بر تن شما مي بينم , سخني بگويم .
پيش ما , چنين كاري , از كسي سر مي زند كه در عنفوان جواني باشد! امام
فرمود : حكم ! چه كسي زينت خدا كه آن براي بندگانش آفريده و روزي هاي
پاك را حرام نموده ! و اين پوشش , از جمله زينت هايي است كه خداوند ,
براي بندگان خود آفريده , و اما خانه اي كه مي بيني , خانه همسرم است كه به
تازگي با وي عروسي نموده ام . خانه خودم , همان است كه
مي شناسي .
پاورقي :
20 ـ همان , ج 99 , ص 55
21 ـ حر عاملي , وسائل الشيعه , ج 34 , ص 99
22 ـ صدوق , علل الشرايع , ص 592
23 ـ رضا باقي زاده , بهجهت عارفان , ص 186 (با اندكي تلخيص و
تصرف )
24 ـ جواد حديدي , اسلام از نظر ولتر , ص 135
25 ـ ر . ك : نصرالله نيك بين , اسلام از ديدگاه دانشمندان غرب , ص 46
26 ـ همان , ص 99
27 ـ همان , ص 21
28 ـ كليني , كافي , ج 6 , ص 289
29 ـ همان , ص 360
30 ـ عبدالله و حسين ابنا بسطام , طب الائمه (عليهم السلام ) ص 135 ,
حسين نوري , مستدرك الوسائل , ج 16 , ص 407
31 ـ ر . ك : دفتر همكاري حوزه و دانشگاه , مباني اقتصاد اسلامي , ص
287
32 ـ احزاب (33 ) : 20
33 ـ آل عمران (3 ) : 31
34 ـ سيد رضي , نهج البلاغه , ص 416 , نامه 45
35 ـ كليني , كافي , ج 6 , ص 422
36 ـ همان , ص 446
سزاوارترين مردم دنيا نسبت به بهره گيري از نعمت هاي آن ,
ابرار و نيكان هستند و به همين دليل پيشوايان دين در بسياري
از موارد , لزوم پرهيز از تنگ نظري ها و تعصب هاي بي جا در
انجام امور دنيا و بهره برداري از نعمتها را براي پيروان خود
خاطرنشان كرده اند
به آن دليل كه خداوند عليم و حكيم , آفريدگار بشر است ,
نسبت به ساختار وجودي و مصالح و مفاسد معيشتي و نيازهاي
حقيقي او در ابعاد گوناگون مادي و معنوي علم كامل و اشراف
تمام دارد

|
حكمت روزه گرفتن (1 )
|
امام علي عليه السلام : خداوند , بندگان مومن خويش را با نمازها , زكات ها
و تلاش براي روزه گرفتن در روزهاي واجب شده , نگهداري كرده است تا
اعضايشان آرامش يابد و چشمانشان خشوع پيدا كند و جان هايشان رام گردد
و دل هايشان متواضع شود و غرور از آنان زدوده گردد , به سبب حكمت هايي
كه در آنهاست , چون : خاكي شدن چهره هاي عزتمند از روي تواضع , به
زمين چسبيدن اعضاي شريف از روي فروتني , و چسبيدن شكم ها به
پشت ها از روي رام شدن .
امام علي عليه السلام : خداوند , روزه را واجب فرمود , تا آزموني براي
اخلاص آفريدگان باشد.
حضرت فاطمه عليه السلام : روزه براي استوارسازي اخلاص , واجب شده
است .
امام حسين عليه السلام : ـ درباره حكمت روزه داري ـ : تا ثروتمند , رنج
گرسنگي را بچشد; پس بر بينوايان نيكي كند.
امام صادق عليه السلام : ـ درباره حكمت روزه داري ـ : خداوند متعال ,
روزه را واجب ساخته است تا ثروتمند و تهي دست , برابر شوند; چون
(بدون روزه ) ثروتمند , رنج گرسنگي را نمي چشيد تا به فقير ترحم كند; زيرا
ثروتمند هرگاه چيزي را بخواهد , بر آن تواناست . پس خداي متعال خواست
تا ميان بندگانش برابري پديد آورد و ثروتمند هم طعم گرسنگي و رنج را
بچشد تا بر ناتوان , رقت قلب يابد و بر گرسنه ترحم نمايد.
امام رضا عليه السلام : ـ از جمله آنچه در پاسخ سوال هاي محمدبن سنان
نوشته است ـ : روزه داري , براي شناخت رنج گرسنگي و تشنگي است و براي
آن است كه هر روزه داري فروتن , شكسته , پاداش يافته و داراي نيت الهي و
شكيبا باشد و اينها راهنماي او بر سختي هاي قيامت گردند , علاوه بر اين كه
براي روزه دار , حالت فرو شكستن شهوات پديد مي آيد و او را در دنيا پند
مي دهد و راهنمايي بر آخرت است , تا بداند كه فقيران و بينوايان در دنيا و
آخرت , چه سختي هايي مي كشند.

|
| |