خاطره اي از عمليات محرم تقديم به تمامي جانبازان 8 سال
دفاع مقدس
قبل از عمليات محرم , از قرارگاه فرماندهي پيامي دريافت
شد چنانچه در كسب عمليات , بچه هاي تخريب به عللي موفق
به خنثي كردن مينها در ميدان مين و باز شدن معبر نشدند
تعداد 30 نفر داوطلب شدند تا خود را روي مينها بياندازند و
جان خود را تقديم آستان الهي كنند. هنوز سخن تمام نشده ,
تعداد زيادي از جان بركفان عاشق و جانباز , اين بسيجيان و
پاسداران پرشور و نشاط داوطلب شدند تا با بدنهاي قطعه
قطعه شده همچون سرور و سالار شهيدان اباعبدالله الحسين به
پيش خدا بروند.
اما تعداد برادراني كه داوطلب شدند , از يك گردان هم
بيشتر بود.
...اينجا بود كه نام هر يك از برادران خط مي خورد به خود
ملامت مي كردند كه چرا اولين شهيد در اين عمليات من نباشم
و...!
عاشقان اين راه نامش را « گروه جانباز » نامگذاري كردند و
از شهيد ابراهيم نعمتي خواستند كه مسئوليت اين گروه را
بپذيرد. شهيد نعمتي ابتدا اين مسئوليت را نپذيرفت اما با
اصرار فراوان شرطي براي آن گذاشت كه اگر در شب عمليات ,
بچه هاي تخريب نتوانستند مينها را پاكسازي و معبر را باز
كنند , اولين نفري كه خود را به روي مينها در ميدان مين دشمن
مي اندازد « من » باشم و با بدني قطعه قطعه شده و خونين پيش
حسينم بروم !
شهيد ابراهيم نعمتي با اين شرط مسئوليت « گروه جانباز »
را پذيرفت . همگي غسل شهادت كردند و آماده شهادت شدند
و سرود عشق سردادند!
عمليات محرم با رمز « يازهرا(س ) » براي تصرف ارتفاعات
400 (حمرين ) و آزاد سازي پاسگاه زبيدات و شرهاني و
مسدود كردن جاده آسفالته در عقبه هاي دشمن و پدافند در
آنجا در دو مرحله با موفقيت چشمگيري به پيروزي رسيد.
بطوريكه دشمن با ايجاد استحكامات زياد و در پشت ميدان
مين كانالهائي احداث كرده بود كه داخل آن بشكه هائي پر از
بمب هاي پنال و كليد انفجار آن براي سد كردن عبور رزمندگان
ايراني , مستقيما وصل به اتاق فرماندهي بود كه خوشبختانه با
عنايات و الطاف الهي , آنشب باران شديدي باريد كه داخل
كانالها پر از آب شد و همه چيز را بهم زد و دشمن احساس كرد
كه ديگر ايران در اين شبها بخاطر نامساعد بودن هوا حمله
نمي كند.
بركات خداوندي به روي رزمندگان باعث شد كه بچه هاي
تخريب , آنشب توانستند ميدان مين دشمن را به عرض 1 متر
در طول اين ميدان , معبر باز كنند تا رزمندگان بتوانند عبور كنند
و در نيمه هاي شب با فرياد حسين (ع ) , يا زهرا(س ) در پشت
سنگرهاي دشمن و با شليك آرپي جي هفت و انفجارات پي در
پي نارنجك و... صفوف دشمن را بهم زدند و در يك لحظه
شهيد نعمتي را شناختم و ديدم كه در پشت ميدانهاي مين براثر
تيراندازي گلوله هاي دشمن , از ناحيه پا بشدت مجروح شده
بود. به او گفتم كه خودش را به پشت تپه ها و سينه يال بكشاند
و از آتش هاي دشمن در امان بماند تا نيروهاي امدادگر به
نجات او بشتابند. ولي شدت خونريزي بقدري بود كه فردايش
متوجه شدم در همان شب , روح پاكش به ديدار خدا پركشيد و
مظلومانه و غريبانه بشهادت رسيد.
روحش شاد و روانش گرامي باد.
ث جانباز مهدي بساوند ـ بهشهر
عكس فوق قبل از عمليات از شهيد نعمتي در حالي كه در خواب بود
گرفته شد

آن بسيجي شانزده ساله مي گفت :
مادرم گفته تو بايد شهيد شوي
|

پاي صحبت و خاطرات سرهنگ جانباز محمد قرباني از رزمندگان ارتش جنوب
شرق كشور
اشاره : فرماندهي مقتدرانه امام خميني (ره ) در دوران دفاع مقدس همه
نيروهاي رزمنده اعم از ارتشي , سپاهي , بسيج و ساير اقشار را به يك واحد
تبديل كرده بود كه به راستي يك لشكر الهي را تشكيل داده بودند.
بسياري از عزيزان ارتشي كه شجاعانه در دفاع مقدس حضور داشتند و
به فيض جانبازي نائل شدند كماكان گمنام , لباس خدمت بر تن , پرچمدار
دفاع از حريم نظام مقدس جمهوري اسلامي مي باشند. سرهنگ جانباز
محمد قرباني خنامان از خانواده اي كشاورز از خطه اي در رفسنجان در دامان
مادري پرورش يافت كه در دوران بارداري نيز روزه هايش قضا نمي شد و
همواره سفارش او به فرزندش اين بود كه تو سرباز امام هستي , مبادا در
خدمتگزاري كوتاهي كني . با هم خاطراتي از اين برادر ارتشي را مرور
مي كنيم .
در عمليات والفجر 4 كه با هدف آزادسازي قسمت هايي از خاك
كشورمان در بانه و مريوان انجام شد من پشتيبان آتشبار سوم گردان 358 از
توپخانه لشكر 28 بودم . با در نظر گرفتن تمام جوانب اطلاعاتي و امنيتي
آتشبار را در يك رودخانه فصلي كه آن زمان خشك بود , مستقر كرديم . در
عرض رودخانه چندين يگان توپخانه با مهمات كافي آماده عمليات بودند.
ساعت 3 بعدازظهر چند فروند هواپيماي دشمن بصورت طولي و عرضي در
منطقه به پرواز درآمدند و پس از شناسايي از مواضع توپخانه و يگانهاي
پشتيباني كننده , عكس هوايي گرفتند. پس از يك ساعت چند فروند توپولف
و ميگ دشمن در آسمان ظاهر شدند و شروع به ريختن بمبهاي خوشه اي
نمودند. در آن وضعيت يك بمب خوشه اي كافي بود تا چند كيلومتر از
يگانهاي توپخانه و هزاران گلوله پاي كار را به آتشي از جهنم تبديل كند.
سربازي داشتم بنام « جعفر دياني » كه بعدها در عمليات مرصاد شهيد
شد. او صورت بر خاك نهاده بود و اشك مي ريخت و با خدا راز و نياز
مي كرد. من هم در حاليكه اشك از چشمانم سرازير بود و با خدا نجوا
مي كردم به هواپيماها و بمبهاي رها شده در آسمان نگاه مي كردم كه حدودا
500 متر مانده به افتادن بمبها , طوفان عجيبي بپا شد و خاك فضا را پر كرد ,
اين طوفان كه فقط از آن بعنوان امداد غايبي مي توان نام برد مسير بمبها را
منحرف كرد و بمبها به كوههاي مرزي اصابت كرده و منفجر شدند. وقتي
جعفر دياني سر از خاك برداشت صورتش گل آلود بود.
در مرحله سوم عمليات والفجر 4 دشمن منطقه را بمباران شيميايي نمود
و بسياري از نيروهاي سپاهي و بسيجي به شهادت رسيدند. من ماسك و
تجهيزات لازم را داشتيم ولي با اين وجود دچار سوختگي شديد ناشي از
گاز خردل شدم . يك بسيجي 16 ساله از تهران اعزام شده بود كه در بمباران
دشمن هر دو پايش قطع شد خيلي نارحت بود مي گفت با چه رويي به خانه
بازگردم مادرم گفته بايد شهيد شوي !
بعد از انجام عمليات والفجر 4 و آزادسازي ارتفاعات لري و كانيمانگا و
نفوذ به شهر پنجوين بسياري از نيروهاي دمكرات , كومله و رزگاري كه با
نيروهاي دشمن همكاري مي كردند به درك واصل شدند و جمعي از هموطنان
كه در دست آنها اسير بودند نيز آزاد شدند. در اين عمليات مداركي بدست
آمد كه ارتباط گروهكهاي فوق با سازمان سيا و موصاد را نشان مي داد.
در منطقه عملياتي بوديم , امام جمعه ساوه كه يك روحاني نوراني بود
آمد و گفت مقداري ميوه كه كمكهاي مردمي است براي رزمندگان آورده ايم .
نيروها كمك كردند يك بنز 10 تني حاوي انار , پرتقال , سيب , نارنگي و ليمو
شيرين را خالي كردند. در حال خوردن و استراحت بوديم كه هواپيماهاي
دشمن منطقه را بمباران كردند. صداي انفجار مشكوك بود و بويي شبيه سير
گنديده فضا را پر كرد. فرياد زدم شيميايي شيميايي .
بسياري از عزيزاني كه در منطقه بودند از رزمنده , پرستار تا پزشك و
امدادگر گرفته همه مجروح ويا شهيد شدند. مجروحان را به بيمارستان
صحرايي شهيد محمد بروجردي اعزام كردند. من هم ناي حركت نداشتم و
بي حال افتاده بودم مرا به خيال اينكه شهيد شده ام به معراج شهدا بردند و
ميخواستند به عقب منتقل كنند كه متوجه شدند قلبم مي زند. و من بعد از
72 ساعت چشم باز كردم . سوختگي تمام بدن مرا فراگرفته بود . مي خواستند
مرا با هواپيما به تهران منتقل كنند. سماجت كردم و نرفتم . گفتم بايد برگردم
و عمليات را ادامه دهم . وقتي برگشتم سربازهايم مثل بچه هاي يتيم نشسته
بودند. تا مرا ديدند از خوشحالي گريه مي كردند و مي گفتند خدا هيچ خانه اي
را بي پدر و هيچ واحدي را بي فرمانده نكند.
يك روز حاج آقا فتحي كه مسئول جمع آوري كمكهاي مردمي بود از
تهران به غرب كشور آمد. مقداري كمك آورده بود. ديدم يك كدو هم با خود
آورده است . پرسيدم اين چيست
گفت : فلسفه اي دارد. وقتي داشتم مي آمدم در مسير همدان پير زن كمر
خميده 80 ساله اي در كنار جاده ايستاده بود وقتي متوجه شد كه ما كمكهاي
مردمي را به منطقه مي آوريم . گفت : من فقط اين كدو را دارم از شما خواهش
مي كنم آن را به دست رزمندگان اسلام برسانيد.
يكبار ديگر مادر شهيدي چفيه و جانماز فرزندش را براي رزمندگان
فرستاده بود. اين حركتها باعث پشت گرمي و دلگرمي رزمندگان بود كه بايد
توسط اهل فن تجزيه و تحليل شود.
اينگونه بود كه ما معتقد بوديم آن پيرزن روستايي نيز در پيروزي
رزمندگان اسلام نقش داشت .
ارسالي از كرمان ـ روزنامه جمهوري اسلامي ـ همتي
وقتي داشتم مي آمدم در مسير همدان پير زن كمر خميده
80 ساله اي در كنار جاده ايستاده بود , وقتي متوجه شد كه ما
كمك هاي مردمي را به منطقه مي آوريم , گفت : من فقط اين
كدو را دارم , خواهش مي كنم از شما تا آن را به دست
رزمندگان اسلام برسانيد
هم ناي حركت نداشتم و بي حال افتاده بودم . مرا به خيال
اينكه شهيد شده ام به معراج شهدا بردند و مي خواستند به عقب
منتقل كنند كه متوجه شدند قلبم مي زند و من بعد از 72 ساعت
چشم باز كردم

|
نويسندگان جنگ در بخش تحقيق مطلوب كار نكرده اند
|

گفت و گو با مسوول كتابخانه جامع دفاع مقدس
گفت و گو از : ناصر ملايي
اشاره : همه ملت ها به ويژه ملت هايي كه در مقطعي از تاريخ
خود با رويدادهاي بزرگي نظير جنگ روبرو بوده اند , به خوبي
آگاهند اگر تاريخ اين رويدادها را حفظ نكنند ممكن است در
آينده با سوالات و چالشهايي روبرو شوند كه حتي گذشته آنها
را نيز زير سوال ببرد.
ايران اسلامي هم كه در مقطعي از تاريخش , هشت سال
جنگ تحميلي را پشت سر گذاشته است , نيازمند توجه بيش از
پيش به مقوله حفظ و انتقال تاريخ وقايع اين سرزمين است .
كتابخانه بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس كه
قسمتي از تاريخ جنگ تحميلي را در سينه اش نگهداري مي كند
و حتي كتابخانه جامع نيز خوانده مي شود , امروزه تنها با دو
نفر پرسنل در اوج مظلوميت و مهجوريت قرار دارد و اين يعني
مظلوميت بخشي از تاريخ دفاع مقدس .
اين مسئله بهانه اي شد تا گزارشي از كتابخانه مذكور در
قالب يك گفت و گو با خانم ملك زادگان مسئول كتابخانه تهيه
كنيم هر چند در اين گفت و گو گريزي نيز به بحثهاي ديگر زده
شد و آن را از يك گزارش آماري صرف خارج كرد.
ث در ابتدا اگر مايل باشيد از سابقه تشكيل كتابخانه بنياد صحبت كنيم .
اين كتابخانه در زمان جنگ تحميلي در محل ستاد تبليغات
جنگ تشكيل شد و بعد از پايان جنگ به عنوان يك كتابخانه
كوچك مورد استفاده ارتش و سپاه قرار مي گرفت , تا اين كه در
سال 1379 به دستور سردار عليرضا افشار (رئيس سابق بنياد
حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس ) به عنوان كتابخانه
جامع دفاع مقدس و با در اختيار گرفتن 11 هزار جلد كتاب
ستادهاي تبليغات تاسيس شد و با حضور سردار رشيد و افشار
افتتاح گرديد.
ث در مورد فضاي فيزيكي و محتوايي كتابخانه برايمان
بگوييد.
كتابخانه جامع دفاع مقدس حدود 100 متر مربع و 18
هزار جلد كتاب دارد كه تنها دو هزار و 500 عنوان از اين
كتاب ها مربوط به جنگ ايران و عراق است و دو هزار و 500
عنوان كتاب مذكور زمينه هاي تحقيق و پژوهش , خاطرات ,
زندگينامه , ادبيات (رمان و شعر) عقيدتي , نمايشنامه ,
فيلمنامه , امام و رهبري و عكس جنگ را شامل مي شود.
ث از نحوه كارتان توضيح نمي دهيد
در اين جا علاوه بر سرويس دهي به مراجعان , بنياد حفظ
آثار 23 استان را هم تحت پوشش داريم . يعني خريد و ارسال
كتاب به استانها. و تنها با دو نفر نيرو شايد نتوانيم براساس
توقعات مراجعه كنندگان جوابگو باشيم .
ث مراجعان به كتابخانه چگونه از خدمات آن بهره مند مي شوند
هر مراجعه كننده مي تواند چهار عنوان كتاب را به مدت
10 روز استفاده كند كه اين مدت تا 10 روز ديگر هم قابل
تمديد است و حق عضويت هم از امسال دريافت نمي شود.
ث واگر كتاب مورد علاقه مراجعه كننده اي را نداشته
باشيد....
كتابشناسي داريم و از اين طريق مراجعه CD اينجا
كنندگان را به كتابخانه هاي ديگر راهنمايي مي كنيم . چون ما با
كتابخانه هاي ديگري مانند مركز مطالعات سپاه , ادبيات و
CD مقاومت جنگ , سوره وغيره در ارتباط هستيم . در ضمن
تصاوير شامل عكسهايي در رابطه با آزادگان , كمكهاي مردمي و
عمليات هاي جهاد سازندگي هم در اين كتابخانه موجود
است .
ث با دانشجويان هم ارتباط داريد
بله , در حال حاضر 85 عنوان پايان نامه در اين كتابخانه
موجود است .
همچنين 251 عنوان گزارش , 700 عنوان كتاب به زبان
عربي در زمينه دفاع مقدس و 500 عنوان كتاب به زبان هاي
انگليسي و فرانسوي نيز داريم كه آلبوم هاي مربوط به تصاوير
شيميايي شده ها را نيز بايد به اين موارد اضافه كنيم .
ث فهرستنويسي كتاب ها به كجا رسيده است
در حال حاضر نيمي از كتاب ها فهرستنويسي شده تا
مراجعه كنندگان بتوانند به راحتي كتاب مورد علاقه خود را از
طريق فهرست هاي موجود از كتابخانه دريافت كنند.
ث معمولا چه نوع افرادي به اين كتابخانه مراجعه مي كنند
بيشتر مراجعه كنندگان ما محققان , استادان دانشگاه و
دانشجويان هستند. البته از طرف صدا و سيما براي تهيه
برنامه اي مثل مردان بي ادعا و يا از طرف بنياد شهيد براي
زندگينامه هم مراجعه مي كنند.
يعني مراجعه براي مسائل تحقيقي بيشتر از سايرموارد است .
ث نشريات هم داريد
بله , پيام انقلاب ـ فصلنامه سياست دفاعي , خاورميانه ,
نماي راهبردي و بسيج جزو نشريات موجود در كتابخانه
هستند.
ث اشاره كرديد اين كتابخانه تنها با دو نفر اداره مي شود , اين دو نفر
براي پاسخگويي به مراجعان كافي است
نهايت سعي ما جلب رضايت مراجعه كنندگان است .
ث درخواست نيرو نكرده ايد
فعلا ممكن نيست .
ث و جامع بودن كتابخانه ....
از وقتي در اين كتابخانه مشغول كار شده ام سعي كرده ام تا
حدي پاسخگوي كلمه جامع باشم . چون كتابخانه اي جامع
است كه حداقل واحد سمعي و بصري و مرجع داشته باشد. هر
چند از لحاظ برخي كتب و منابع غني هستيم , اما هنوز به درجه
جامعيت نرسيده ايم . چون افرادي بودند كه دست خالي از
كتابخانه رفته اند.
البته اين كتابخانه سعي مي كند از لحاظ منابع تاريخي غني
باشد , مثلا كتاب 9 جلدي جغرافياي دفاع مقدس موارد
تكراري زيادي دارد كه در حال اصلاح است تا سه جلدي شود.
همچنين وضعيت بخش تحقيقي آن طور كه ما مي خواهيم ,
نيست .
ثمشكل از كجاست
به نظر مي رسد نويسندگان اين بخش به صورت مطلوب
كار نكرده اند و بيشتر نويسندگان به طرف شعر و رمان روي
آورده اند. ما تا سال گذشته كتاب هايي به نام عمليات ها
نداشتيم و بيشتر كتاب هايي نوشته مي شود كه كمتر مشكل
داشته باشند و نوشتن كتاب هاي تحقيقي هم سختي هايي دارد.
از ديگر مشكلات كتاب هاي ما در اين زمينه , متفاوت بودن
محتواي برخي كتاب ها با موضوع مشابه است . مثلا رمز يك
عمليات در دو كتاب به دو صورت (متفاوت ) است .
ث در زمينه معرفي كتابخانه يا عبارت ديگر تبليغات چه اقداماتي
انجام شده است
باتوجه به كمبود نيرو و تسهيل در پاسخگويي به مراجعه
كنندگان تبليغات خاصي به غير از هفته دفاع مقدس يا سوم
خرداد انجام نشده است . يا اگر بنياد معرفي مي شود در كنارش
كتابخانه آن هم معرفي مي شود , اينجا زماني بايد تبليغ شود كه
همه عوامل و شرايط مهيا باشد.
ث آماري از مراجعه كنندگان به كتابخانه داريد
مراجعه به كتابخانه بستگي به زمان خاصي دارد. مثلا در
ارديبهشت كتابخانه اي كه در ماه 70 نفر مراجعه كننده دارد , به
يكباره 200 نفر مي شود .
ث از وقتي كه در اختيار ما گذاشتيد ممنونم .
در اينجا ما علاوه بر سرويس دهي به مراجعان ,
بنياد حفظ آثار 23 استان را هم تحت پوشش داريم .
يعني خريد و ارسال كتاب به استانها و تنها با دو نفر
نيرو شايد نتوانيم براساس توقعات مراجعه كنندگان
جوابگو باشيم
بيشتر مراجعه كنندگان ما محققان , استادان
دانشگاه و دانشجويان هستند. البته از طرف صدا و
سيما براي تهيه برنامه اي مثل مردان بي ادعا و يا از
طرف بنياد شهيد براي زندگي نامه هم مراجعه
مي كنند

|
| |