روزنامه جمهوري اسلامي 14/07/1384 صفحه سياسي
نقاط ضعف آمريكا و اروپا در جدال هسته اي با ايران




احمد اميد
نظري بر قطعنامه شوراي حكام آژانس بين المللي هسته اي عليه جمهوري اسلامي ايران با 22 راي موافق (آمريكا , فرانسه , انگليس , آلمان , هند , استراليا , آرژانتين , بلژيك , اكوادر , غنا , مجارستان , كانادا , ايتاليا , ژاپن , كره جنوبي , هلند. پرو , لهستان , پرتغال , سنگاپور , اسلواكي و سوئد) و12 راي ممتنع (روسيه , چين , پاكستان , برزيل , مكزيك , الجزاير . نيجريه , يمن , آفريقاي جنوبي , سريلانكا. تونس و ويتنام ) ويك راي مخالف (ونزوئلا) به تصويب رسيد.
سه كشور اروپايي انگليس , فرانسه و آلمان كه مي خواستند توان خود را در حال چالش هسته اي ايران از طريق ديپلماتيك و نه جنگ به رخ آمريكا بكشند و بر اين اساس دو موافقتنامه سعدآباد و پاريس را امضا كردند تا جمهوري اسلامي در ازا غني سازي اورانيوم وداشتن چرخه سوخت هسته اي , تضمين هاي عيني جهت عدم انحراف به ساخت سلاح هاي هسته اي بدهد و آنها نيز تضمين عيني وامنيتي و اقتصادي بدهند , اما با چرخش آمريكا از مخالفت با مذاكرات با تاييد و همراهي با آنها , سه كشور اروپايي نيز به سمت خواسته آمريكا يعني تعليق دائم غني سازي و حذف چرخه سوخت هسته اي , چرخش پيدا كردند و تضمين هاي عيني را مساوي با تعليق دائم كليه فعاليتهاي صلح آميز هسته اي جمهوري اسلامي مطرح كردند.
علل چنين چرخشي را در مقاله اي جداگانه تحت عنوان « راهبردهاي مقابله با اجماع آمريكا و اروپا » كه در روزنامه جمهوري اسلامي به چاپ رسيد كه مهمترين آن ايجاد وحدت نظر آمريكا و اروپا در جلوگيري از تحقق چشم انداز 20 ساله و تبديل شدن ايران به بزرگترين قدرت منطقه اي است كه هم اكنون در توان بومي جمهوري اسلامي در علوم استراتژيك هسته اي , فضايي , ژنتيك و ارتباطات (ديجيتال ) ظهور يافته است .
سه كشور اروپائي پس از اين چرخش , با اتلاف وقت وبر اثر مواضع قاطع جمهوري اسلامي , پيشنهادي را ارائه نمودند كه ما در همان مقاله تحت عنوان « پيشنهاد استعماري » مطرح نموديم . بنظر نويسنده آنها با تدوين چنين پيشنهاد تحقيرآميزي مي خواستند اين پيام را به ما بدهند كه آنها از همان موضع 100 سال پيش حرف مي زنند و ايران نيز بايد در همان فضا تسليم شدن خود را اعلام نمايد و آنها با اين پيشنهاد در واقع شمشير را از روبستند و اما مسئولين نظام نيز متقابلا با برخوردي تحقيرآميز با سه كشور اروپايي , پيشنهاد رابسيار ضعيف ونامعقول تلقي نمودند و با آغاز كار اصفهان جواب دندانشكني را به آنها دادند . UCF تاسيسات
لذا آمريكا و اروپا در يك موضع انفعالي جلسه اضطراري شوراي حكام را تشكيل دادند و در صدد برآمدند كه پرونده ايران را به شوراي امنيت ارجاع دهند. پيش نويس اول ودوم را تدوين نمودند اما با مخالفت شديد كشورهاي غيرمتعهد و چين وروسيه مواجه شد و ناچار شدند پيش نويس سوم را با اصلاحاتي جزئي به شور بگذارند كه به قطعنامه مصوب شوراي حكام تبديل شد.
اين حركت , منفعلانه در برابر اقدام قاطع وشجاعانه جمهوري اسلامي بود و در واقع ادامه وحدت نظر آمريكا و اروپا و ممانعت از پيشرفت علوم استراتژيك از جمله دانش هسته اي در جمهوري اسلامي ايران مي باشد و از آنجا كه قطعنامه بدون اجماع تصويب شد براي كشورهاي غربي محسوب مي شود .بدليل آن كه دست آمريكا و اروپا از دلايل حقوقي و فني در مورد پرونده هسته اي ايران تهي مي باشد , بر اين اساس سعي كرده اند در اين قطعنامه بر مبناي سه محور زمينه اي ارجاع پرونده به شوراي امنيت را فراهم نمايند.
.1 بند1 از بخش « ن » : آژانس هنوز در موقعيتي نيست كه بتواند نتيجه گيري كند مواد هسته اي با فعاليت اعلام نشده اي در ايران وجود ندارد , بنابراين بسياري از قصورها و تخطي هايي ايران نشان دهنده « عدم پايبندي » در زمينه ماده 12 اساسنامه آژانس است (ماده مربوطه به ارجاع پرونده به شوراي امنيت )
.2 بند2 از بخش « ن » : پنهانكاري هاي ايران , ابهامات وسئوالاتي را پديد آورد كه رسيدگي به آن در حدود اختيارات شوراي امنيت است .
.3 مدير كل آژانس خواستار امتيازاتي فراتر از پادمان و تعهدات رسمي و پروتكل الحاقي براي راست آزمايي فعاليتهاي هسته اي ايران شده است .
محورهاي سه گانه فوق از نظر حقوق بين الملل و اساسنامه آژانس بقدري ضعيف است كه در ارزيابي قطعنامه از نظر عرف ديپلماسي جهاني عنواني جز « بي منطقي » و « زورگويي » بر آن نمي توان نهاد زيرا :
اولا , به اعتراف اين سه كشور در همين قطعنامه و البرادعي در گزارش خود , قصورها و تقصيرها اصلاح شده اند (بند هـ) و مسائل باقي مانده نيز هيچگونه دلالتي بر « عدم پايبندي » جمهوري اسلامي به تعهدات خود در ندارد . NPT
ثانيا , مهمترين ابهامي كه مي توانست راست آزمايي فعاليتهاي هسته اي را بخوبي نشان دهد آلودگي دستگاههاي سانتريفيوژبه اورانيوم با غناي بالا بود كه البرادعي در گزارش خود , نتيجه گسترده بازرسي ها را خارجي بودن منشا آلودگي مطرح نمود وبا اين اعتراف پايبندي جمهوري اسلامي به تعهدات خود اثبات مي شود.
ثالثا , اعتراف مكرر البرادعي مبني بر اينكه دليلي يافت نشده است كه نشان دهد فعاليتهاي هسته اي ايران بسوي فعاليتهاي نظامي انحراف داشته است , دليل ديگري بر پايبندي نظام جمهوري اسلامي است .
رابعا خواست مدير كل آژانس براي اختيارات فراقانوني بهانه جويي مي باشد و چنين خواستي بايد در فرآيند اصلاح اساسنامه آژانس قرارگيرد و نه توسل به شوراي امنيت , قهرا شوراي امنيت نمي تواند مرجع تغيير اساسنامه آژانس و اختياراتي فراتر از تعهدات اعضا به آژانس باشد.
از ماده اساسنامه آژانس براي ارجاع پرونده B بنابراين دو موضوع بند اعضا به شوراي امنيت يعني « انحراف » و « عدم پايبندي » منتفي مي باشد ولذا ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت بدون هيچگونه توجيه حقوقي و فني بوده و بر اين اساس عنوان « بي منطقي » و « زورگويي » زيبنده چنين قطعنامه اي است .
دولت جمهوري اسلامي ايران بر همين اساس قطعنامه غرب را قاطعانه رد نمود و آن را غيرقابل قبول وسياسي خواند وبر سه محور تاكيدنمود :
الف ) آمادگي همكاري با آژانس و حل مساله ايران در چارچوب معاهده وپادمان و هرگونه امتيازات فراتراز آن را مردود شمرد . NPT
ب ) آمادگي براي ادامه مذاكرات با همه كشورها جهت حل مسالمت آميز پرونده هسته اي در جهت احقاق حق مسلم جمهوري اسلامي در استفاده صلح آميز از فن آوري هسته اي .
ج ) در صورتي كه كشورهاي غربي در صدد اصلاح قطعنامه بر نيايند ويا بر انجام آن اصرار ورزند , كليه امتيازات داوطلبانه را لغو و اجراي پروتكل الحاقي را تعليق خواهد كرد.
تظاهرات اعتراض آميز مردم و از جمله تجمع دانشجويان در مقابل سفارت انگليس كه با شعار « الله اكبر » و « مرگ بر آمريكا وانگليس » و با آتش زدن پرچم هاي آمريكا و انگليس توام بود , نمايش عزم ملي براي مقابله با زياده خواهي آمريكا و اروپا مي باشد مجلس شوراي اسلامي نيز با تصويب يك فوريتي طرح الزام دولت به تعليق اجراي پروتكل الحاقي , مخالفت قاطع خود را با قطعنامه اعلام نمود.
نقاط ضعف آمريكا و اروپا
اقدامات آمريكا و اروپا در مقابل حق استفاده صلح آميز از فن آوري هسته اي از چهار ويژگي برخوردار است كه هر يك ازآنها بعنوان يك نقطه ضعف مي تواند براي احقاق حق جمهوري اسلامي يك فرصت كارا وثمربخش باشد. اين ويژگي ها عبارتند از :
.1 ارتجاعي بودن مواضع آمريكا و اروپا
حقيقت اين است كه جمهوري اسلامي ايران با اصرار بر حق خود براي استفاده صلح آميز از فن آوري هسته اي در موضع « سيانيسم » و « دانش گرايي » قرار گرفته است كه از شعارهاي اساسي نظام هاي غربي است اما آمريكا و اروپا باپافشاري به محروم نمودن ايران از اين حق مسلم در موضع جلوگيري از علم ودانش واقع شده اند وچنين اقدامي در ادبيات امروزين جهان بعنوان يك حركت ارتجاعي شناخته مي شود.
2 ـ موضع نقض قوانين بين المللي آمريكا و اروپا
خواست جمهوري اسلامي منطبق با قوانين بين المللي و از جمله اساسنامه مي باشد زيرا مفاد معاهده مزبور اين حق را به همه اعضا مي دهد كه NPT از مواهب صلح آميز هسته اي برخوردار باشند اما قطعنامه اي كه توسط غربي ها به تصويب رسيده ناقض قوانين بين المللي ميباشد و بر اين اساس آنها را در موضع قانون شكني قرار داده است .
3 ـ موضع استبدادي و زورگويانه آمريكا و اروپا
از آنجا كه خواست آمريكا و اروپا فاقد هرگونه پشتوانه حقوقي و فني ميباشد واز طرفي حقانيت ايران در عدم انحراف از تعهدات پادماني و و پادمان اثبات شده و مورد اعتراف آژانس NPT پايبندي به مفاد اساسنامه قرار گرفته است , بنابراين قطعنامه , كشورهاي غربي را در موضع زور گويي و استبداد و استكبار قرار داده است .
4 ـ موضع دروغ پردازانه امريكا و اروپا
ايران اسلامي در طي دو سال و نيم با صداقت تمامي اطلاعات خود را در اختيار آژانس قرار داده و با اجراي داوطلبانه پروتكل الحاقي , به بازرسي هاي گسترده و سرزده , ميدان را براي راستي آزمايي آژانس باز گذاشته است و نتايج اين بازرسي ها در اعتراض مدير كل آژانس به اصلاح موارد , صداقت جمهوري اسلامي را اثبات نموده و حتي مهمترين موردي كه ممكن بود صداقت ايران را مورد سئوال قرار دهد : آلودگي سانتريفيوژها به اورانيوم با غناي بالا بود كه آژانس پس از بازرسي هاي گسترده اعتراف نمود كه اين آلودگي ها منشا خارجي داشته اند. آمريكا و اروپا با طرح اتهام هاي واهي واز جمله عدم پايبندي به تعهدات به جمهوري اسلامي ايران بدون دلايل حقوقي و فني عملا در موضع كذب و دروغ گويي قرار گرفته اند.
مسئولين نظام و فرصتها
رهبر معظم انقلاب در جلسه توديع دبير شوراي امنيت خط مشي دولت جديد را چالش هسته اي جمهوري اسلامي چنين بيان فرمودند :
« در جهان امروز بايد با منطقي قوي , روشن و قانع كننده و با هوشياري كامل و رعايت ظرايف ديپلماسي در عرصه جهاني حضور داشت . »
اتصاف مواضع غرب در چالش هسته اي ايران به اوصاف چهار گانه مذكور يعني : ارتجاع , قانون شكني , زورگويي و دورغگويي , فرصتهاي مناسبي را براي تاثير گذاري بر افكار عمومي جهان بوجود آورده است و بهره گيري از اين فرصتها در صورتي است كه دولت اصول گرا براساس خط مشي مزبور در جهت احقاق حقوق مسلم جمهوري اسلامي گام بردارد.
نكته مهمي كه در اين راستا بايد مورد توجه قرار گيرد , تامل در اين حقيقت است كه استكبار جهاني عليرغم در دست داشتن اختاپوس خبري و اطلاع رساني , مهار افكار عمومي جهان را از دست داده اند زماني مردم دنيا آنچنان شيفته نظام هاي غربي بودند كه مهار فكر و انديشه خود را به سردمداران اين حكومتها سپرده بودند. اما اينك اين قدرتها بر اثر ظلم و ستم و دروغ و تزوير , نفوذ كلام خود را از دست داده اند. گسترش نهضت بيداري و تنفر عمومي از آمريكا و تظاهرات ضد جنگ در كشورهاي غربي و جهاني و... بيانگر اين حقيقت است كه اعتماد افكار عمومي دنيا نسبت به كشورهاي استكباري سلب شده است و بر اين اساس مسئولين نظام جمهوري اسلامي قادر خواهند بود كه با استفاده از مواضع بحق خود كه علمي , قانوني , حق و صادقانه است و با تاكيد بر مواضع ارتجاعي , نقض قوانين بين المللي و نابحق و مزورانه آمريكا و اروپا , با منطق قوي , روشن و قانع كننده افكار عمومي جهان را تحت تاثير قرار دهند و بيانات مقام معظم رهبري كه فرمودند اجماع جهاني , جنگ رواني دشمن است و چنين اجماعي وجود ندارد بر همين حقيقت استوار است كه كشورهاي استكباري در بخش قابل توجهي از مردم جهان , نفوذ كلام خود را از دست داده اند و در نقطه مقابل اين حقيقت نظام جمهوري اسلامي به دليل حمايت از ملت هاي مظلوم جهان و صداقت و حقانيت و منطقي محكم , نفوذ كلام قابل توجهي در مردم جهان بدست آورده است . در آمريكا , اروپا و بسياري از كشورهاي جهان , انقلاب اسلامي داراي طرفداران بي شماري هستند و نخبگان متعهد اين كشورها از مروجان راه امام خميني (ره ) و اصول ارزشمند نظام جمهوري اسلامي هستند و بنظر مي رسد كه يكي از نگراني هاي آمريكا و اروپا در بي تاثير بودن ارجاع پرونده نظام به شوراي امنيت همين حقيقت است .
بنابراين آمريكا امروز به فرموده امام (ره ) مانند « شير پير بي دنداني است كه از ترس نعره مي كشد » و به فرموده رهبر معظم انقلاب « گرگي است كه در تله افتاده و با پنچه كشيدن و جنجال عده اي را مي ترساند » براين اساس مقاومت مردم و شجاعت مسئولين در چارچوب خط مشي رهبري خواهد توانست آمريكا و اروپا را در جدال هسته اي با جمهوري اسلامي ايران دچار شكست نمايد.
حقيقت اين است كه جمهوري اسلامي ايران به اصرار برحق خود براي استفاده صلح آميز از فناوري هسته اي در موضع « سيانيسم » و « دانش گرايي » قرار گرفته است كه از شعارهاي اساسي نظام هاي غربي است اما آمريكا و اروپا با پافشاري به محروم نمودن ايران از اين حق مسلم در موضع جلوگيري از علم و دانش واقع شده اند و چنين اقدامي در ادبيات امروزين جهان بعنوان يك حركت ارتجاعي شناخته مي شود
خواست جمهوري اسلامي ايران منطبق با قوانين بين المللي و از جمله ميباشد زيرا مفاد معاهده مزبور اين حق را به همه اعضا NPT اساسنامه مي دهد كه از مواهب صلح آميز هسته اي برخوردار باشند اما قطعنامه اي كه توسط غربي ها به تصويب رسيده ناقض قوانين بين المللي ميباشد و بر اين اساس آنها را در موضع قانون شكني قرار داده است