
صبح روز 28 ماه سپتامبر سال 2000 هنگاميكه « آريل شارون »
نخست وزير جنايت پيشه رژيم اشغالگر قدس , قدم هاي ناپاك خود را روي
سنگفرش حرم پاك مسجدالاقصي قرار مي داد , هرگز به مخيله اش نمي گنجيد
كه اين قدم هاي نجس برايش نحسي مي آورد و آتشي را در دل فلسطيني ها و
ساير مسلمانان خواهد افروخت كه موجوديت رژيم صهيونيستي را با
موجوديت قدرتمندي بنام « انتفاضه الاقصي » رو در رو خواهد ساخت .
هم اكنون و همزمان با پنجمين سالگرد « انتفاضه الاقصي » جهان شاهد
غروب تدريجي آفتاب رژيمي است كه در مقابل ملتي با دست هاي خالي اما
با ايماني سترگ , به زانو درآمد. همزمان شدن فرار خفت بار ارتش اسرائيل از
غزه و برچيده شدن شهرك هاي يهودي نشين در اين منطقه با سالگرد
« انتفاضه الاقصي » اگرچه از ديد و باور صهيونيست ها پنهان ماند وليكن
نشانگر ناتواني دولت توسعه طلب عبري در مهار انقلاب فلسطين است .
دولتي كه ضمن برخورداري از تجهيزات فوق مدرن نظامي و لجستيكي از
حمايت هاي آشكار و نهان مالي و سياسي ابرقدرت ها و نيز مجامع بين المللي
بهره بسيار گرفت .
« انقلاب براق » , « انقلاب شيخ عزالدين قسام » , « نبرد الكرامه » و
« انتفاضه سنگ » هر يك در جاي خود بخش هايي از تاريخ مبارزات ملت
فلسطين را تشكيل مي دهند اما به اعتراف دوست و دشمن « انتفاضه الاقصي »
نقطه عطفي در تاريخ پرفراز و نشيب چهار دهه اشغال سرزمين
فلسطيني هاست . « انتفاضه الاقصي » طي عمر پنجساله خود در اردوگاه رژيم
صهيونيستي و حاميانش , وحشت , اضطراب و دستپاچگي را حاكم ساخت
اما در ميان فلسطيني ها , اميدواري و قدرت را به جاي ياس و ضعف نشاند. و
هيچ ترديد نبايد نمود كه عقب نشيني يكجانبه و سراسيمه رژيم صهيونيستي
از نوار غزه , اولين ثمره شيرين « انتفاضه الاقصي » است و جز اين هر تعبير
ديگر فاقد پشتوانه عقلي و منطقي است .
در اين زمينه اظهارات يك مقام نظامي رژيم صهيونيستي , بيانگر عمق
وحشت و نگراني آنان از هرگونه عمليات ضدصهيونيستي مقاومت اسلامي
فلسطين است . وي مي گويد : « ... وقوع يك عمليات توسط فلسطيني ها هر
پيامدي كه بدنبال داشته باشد از فشار رواني ناشي از انتظار يك حادثه
ناگوار مي كاهد. ما ديگر توانايي انتظار مرگ را نداريم و در انتظار مرگ بودن
به مراتب دردآورتر از خود مرگ است » .
وي مي افزايد : دستگاه امنيتي ما هم هر چقدر نيرومند و ماهر باشد
نمي تواند از اقدام فلسطيني ها در منفجر ساختن بدن خود و ورود آنها به
مناطق اسرائيلي و انجام عمليات هاي مختلف جلوگيري كند.
اين مقام صهيونيستي در گفتگو با راديو ارتش رژيم صهيونيستي در
حالي كه از ترس و اندوه نزديك بود گريه كند , مي گفت : « از زمان ترور شيخ
احمد ياسين نتوانستم از مرخصي هفتگي خود استفاده كنم . از عيد خبري
نيست . واقعا زندگي در شرايطي اين چنيني غيرممكن است . بايد در پي چاره
و راه حلي سياسي براي اين مساله بود; راه حلي كه ما را از باتلاقي كه در آن
گرفتار آمده ايم , نجات بخشد. متاسفانه بيشتر مسئولان صهيونيست
انسان هايي فاسد هستند و به وضعيت زندگي مردم , فقر , گرسنگي و از همه
بالاتر احساس ترس و نگراني در ميان آنان توجهي ندارند. بنده به شخصه به
خاطر ضعف و وخامت وضعيت اقتصادي , يك سال و نيم است كه حتي يك
شيكل در بانك پس انداز نكرده ام چرا بايد وضع به اين صورت باشد » (1 )
بسياري از تحليل گران سياسي اعتقاد دارند كه رژيم صهيونيستي به
سبب بحراني كه پس از ناكامي و شكست در نابود كردن انتفاضه و مقاومت با
آن مواجه شده در وضعيت بدي گرفتار شده است . اين رژيم اكنون ديگر توان
عبور از اين بحران را كه طرح صهيونيسم را از نظر امنيتي , اقتصادي و
مهاجرت به شكست كشانده و بر اثر آن روحيه نظاميان صهيونيست به
شدت تخريب و تضعيف شده است , ندارد.
به همين سبب مشاهده مي شود كه پيشنهادها و طرحهاي گوناگوني در
تلاش براي خروج از اين بحران از سوي رهبران صهيونيسم ارائه گرديد كه
خروج يكجانبه از نوار غزه تحت عنوان آرايش مجدد از آن جمله است .
اكنون رژيم صهيونيستي و سران آن به دنبال يافتن راهي براي توجيه
عقب نشيني خود در برابر انتفاضه و مقاومت هستند. « آرايش مجدد » همان
اصطلاحي است كه اين رژيم در سالهاي پس از 1982 و اشغال مناطق
مختلف لبنان براي خروج از اين مناطق بكار گرفت و به عقب نشيني
مرحله اي از اين كشور منجر شد و تا نزديكي خط مرزي عقب نشيني كردند و
اين اقدام آنان تا شكست مشهورشان در سال 2000 ميلادي ادامه يافت .
علاوه بر آن وقايع متعددي در رژيم صهيونيستي رخ داده كه اين حقيقت
را آشكار مي سازد. حقيقتي كه نشان مي دهد رژيم صهيونيستي وارد مرحله
عقب نشيني در برابر انتفاضه پس از شكست از مهار آن , شده است . به موارد
ذيل توجه كنيد :
همزمان با اظهارات « آهرون زئيفي » رئيس بخش اطلاعات ارتش
اشغالگر مبني بر آنكه جدايي يا تخليه شهركهاي صهيونيست به صورت
يكجانبه از نظر فلسطينيان « پيروزي تروريسم » (مقاومت ) است « آوي
ديختر » رئيس شاباك نيز نگراني شديد خود را از اين اقدام ابراز كرده و
مي گويد كه اينگونه اقدامات « تروريسم » (مقاومت ) را به ادامه فعاليت
تشويق مي كند. ارتش رژيم صهيونيستي هم كه براي عقب نشيني از غزه تحت
فشار قرار داشت مخالفت خود را با تداوم هرگونه اقدام عقب نشيني يكجانبه
در ساير مناطق اشغالي ابراز داشته و نگران آن است كه فلسطيني ها اين اقدام
را نوعي فرار بدانند كه مشابه آن در جنوب لبنان مشاهده شد . (2 )
رژيم صهيونيستي طبق معمول پس از هرگونه عقب نشيني تلاش مي كند
اينگونه وانمود كند كه شكستي متحمل نشده است تا اقدامات بعدي اش
بزرگ جلوه نكند. در همين راستا , اشغالگران صهيونيست پس از كامل شدن
مراحل خروج از غزه , موجي از دستگيري مبارزان فلسطيني در كرانه
باختري را براه انداخت و حملات هوايي و توپخانه اي خود را در غزه بويژه
مواضع حماس افزايش دادند مشابه آنچه از هر مرحله از عقب نشيني از لبنان
رخ داد.
اين بازداشت ها و كشتارها بدان معنا نيست كه شارون همچنان از موضع
قدرت به جنايات خود ادامه مي دهد , بلكه تلاشي است براي منحرف كردن
توجه افكار عمومي از بحران داخلي رژيم صهيونيستي و نيز محدود ساختن
پيامدهاي عقب نشيني اشغالگران پس از ناكامي در مهار انتفاضه و نابودي
مقاومت فلسطينيان . همچنين , اينها بدان معنا نيست كه شارون براي
بهره برداري از اين عقب نشيني هيچ تلاشي نمي كند. او با هر نام يا عنواني
تلاش خواهد كرد كه از آن به عنوان عملي ساختن وعده اي كه در روز اول
انتخاب خود از آن درباره عقب نشيني از نوار غزه و حفظ شهركهاي
صهيونيست نشين در كرانه باختري سخن گفته بود , بهره برداري كند . (3 )
اما يقينا فرق بسياري وجود دارد ميان اين كه او از به تسليم واداشتن
ملت فلسطين در برابر اين طرح شكست خورده با آنكه او خود به سبب
مقاومت فلسطين به چنين عقب نشيني تن داده است , در اين صورت ,
حقيقتي كه خود را بر همه تحميل خواهد كرد اين است كه مقاومت حتما
تقويت مي شود , زيرا اين مقاومت بود كه دشمن را به عقب نشيني بدون قيد و
شرط وادار كرد و در مقابل آن هيچ امتيازي نداد.
آثار انتفاضه بر اقتصاد اسرائيل
از ديگر آثار ويران كننده « انتفاضه الاقصي » بر رژيم صهيونيستي ,
مشكلات اقتصادي و خساراتي است كه از ناحيه انتفاضه به اقتصاد اين
رژيم وارد شده است .
براساس گزارش ساليانه بانك مركزي دولت صهيونيستي (4 ) ميزان
خسارت هايي كه در جريان « انتفاضه الاقصي » به اقتصاد رژيم صهيونيستي
وارد آمده است به 7 تا 8,5 ميليارد دلار رسيد كه اين ميزان هشت درصد كل
توليد ناخالص ملي اين كشور را شامل مي شود.
در اين گزارش آمده است : از دلايل اصلي اين ركود در اين دوره زماني
مي توان به آغاز انتفاضه اشاره كرد. ضمنا نكته ديگري كه در اين گزارش حائز
اهميت است آن كه ارقام اعلام شده از سوي بانك مركزي , هزينه هاي نظامي
و امنيتي اين رژيم را كه ميلياردها دلار برآورد شده است دربرنمي گيرد.
در گوشه ديگري از اين گزارش آمده است : ميزان زيان ها و خسارت هاي
اقتصادي رژيم صهيونيستي در دوران انتفاضه ميان 6,2 درصد تا 8 درصد
توليد ناخالص ملي يعني از 6,8 تا 9 ميليارد دلار در نوسان بوده است و
بخش كشاورزي و عمران از قسمت هايي بودند كه بيشترين خسارت ها را در
اين ميان متحمل شدند كه ميزان اين زيان ها در نخستين سال انتفاضه به 2,7
ميليارد دلار رسيد. گفتني است كه با افزايش دامنه درگيري ها به قسمت هاي
ديگري از اقتصاد صهيونيستي از جمله بخش سرمايه گذاري خسارت هايي
وارد آمد. تشديد درگيري ها به نوبه خود , اختصاص هر چه بيشتر درآمد به
سازمان هاي تامين امنيت را مي طلبد و باعث افزايش هزينه هاي عمومي
دولت مي شود.
براساس ارقام اين گزارش , ميزان خسارت هاي اقتصاد رژيم
صهيونيستي در سال 2002 از 3,1 تا 3,8 درصد توليد ناخالص ملي را به
خود اختصاص داد , البته در اين ارقام زيان هايي كه از راهگذار عدم پيشرفت
بخش اقتصاد در دوران انتفاضه وارد آمده لحاظ نشده است .
اطلاعات اين گزارش هم چنين نشان مي دهد كه ضعف اقتصادي
فلسطين بر اقتصاد رژيم صهيونيستي نيز تاثيري منفي گذارده است چرا كه
كاهش روابط بازرگاني ميان اين دو , زيان هايي براي اقتصاد دولت عبري به
دنبال داشته است . ضمن اين كه مشتري هاي خارجي به خاطر مسائل امنيتي
از خريد كالاهاي اسرائيلي خودداري مي كنند و سرمايه گذاران خارجي نيز از
حضور در فلسطين اشغالي و سرمايه گذاري در اين منطقه هراس دارند.
درباره هزينه هاي سنگين انتفاضه الاقصي بر اقتصاد رژيم صهيونيستي
روزنامه « الوطن » چاپ قطر مي نويسد : آيا سخن گفتن در رابطه بابحران
اقتصادي اسرائيل يك نوع غلو است يا يك نوع خوش بيني .بسياري از
كساني كه رژيم صهيونيستي را به عنوان اسطوره اقتصادي مي دانند و
معتقدند كه اين رژيم بدون هيچ بحران اقتصادي اين توانايي را دارد كه براي
مدت مديدي جنگ را ادامه دهد , از چنين اصطلاحاتي استفاده مي كنند.در
حالي كه مساله به شكلي كه آنان تصور مي كنند نيست . رژيم صهيونيستي
امروز با بحران هاي اقتصادي دست و پنجه نرم مي كند و سخن گفتن از
اسطوره اقتصادي بيشتر شبيه همان افسانه اي است كه در مورد ارتش اين
رژيم وجود داشت , يعني اينكه ارتش اين رژيم شكست ناپذير است .
با شروع انتفاضه در 28 سپتامبر 2000 غالب تحليلگران تاثير
عمليات هاي شهادت طلبانه بر اقتصاد رژيم صهيونيستي را به شوخي گرفته
بودند و تمسخر مي كردند , حتي هنگامي كه آمار و ارقام مربوط به اين مساله
انتشار يافت در ديد اين افراد به عنوان آمار و ارقامي غير واقعي به نظر
مي رسيد. بايد گفت برخي حاضر به پذيرش اين مساله نيستند كه انتفاضه
اين توانايي را دارد كه اقتصاد رژيم صهيونيستي را تهديد كند و به تبع آن
اين رژيم را با يك بحران حقيقي روبرو سازد
با گذشت پنج سال از عمر انتفاضه امروز ما شاهد تحولاتي هستيم كه
خود بيانگر وجود يك بحران شديد اقتصادي در فلسطين اشغالي است و
نشانگر آغاز ضعف و ركودي است كه اقتصاد رژيم صهيونيستي با ادامه
انتفاضه با آن مواجه مي باشد. اين تحولات را مي توان در دو مساله خلاصه
كرد :
نخست : بنا بر تحقيقات جديد دو تن از اساتيد دانشگاه تل آويو و
كارشناس مسائل اقتصادي , بحران امنيتي ناشي از تداوم انتفاضه باعث شده
است كه اقتصاد رژيم صهيونيستي ده سال به عقب باز گردد و تقريبا ميزان
تورم در اين دوره به تورم شديد سال 1967 اسرائيل نزديك شود . نتيجه
پژوهش هاي اين دو استاد دانشگاه گوياي آن است كه ميانگين قدرت خريد
ساكنان يهودي فلسطين اشغالي در مقايسه با شهروندان آمريكايي به ميزان
43 در صد كاهش يافته است يعني دقيقا مشابه وضعيتي كه در سال 1967 در
فلسطين اشغالي حاكم بود. در قسمت ديگر اين پژوهش ها آمده است كه
سطح نسبي رفاه اجتماعي نيز در اين سال به كمتر از نصف اين ميزان در
آمريكا رسيده است .
روزنامه صهيونيستي « هاآرتص » در برداشتش از اين پژوهش مي نويسد :
اقتصاد رژيم صهيونيستي هرگز پويايي خود را به دست نخواهد آورد
ونخواهد توانست كه رشد سريع خود را باز يابد. حال اگر هم همسو با رشد
جهاني و تكنولوژي جهاني بتواند پيشرفت و رشدي موقتي براي خود به
ثبت برساند , اما نجات از اين بحران مرهون پايان يافتن انتفاضه
است .
دوم : خطر ديگري كه رژيم صهيونيستي را تهديد مي كند آن است كه اين
بحران اقتصادي مي رود تا تبديل به يك بحران مالي شود كه نمودهاي آن را
مي توان در موارد ذيل مشاهده كرد :
كاهش قدرت خريد
كاهش سطح رفاه اجتماعي
افزايش شكاف طبقاتي ميان ثروتمندان و افراد كم بضاعت
كمبود شديد بودجه
افزايش رو به رشد مشكلات طبقات كم بضاعت جامعه
20 % از ساكنان يهودي فلسطين اشغالي به شرط يافتن كار آماده مهاجرت
از اين منطقه هستند.
بي گمان اين گونه تحولات در اقتصاد رژيم صهيونيستي به فضل
انتفاضه و عمليات هاي شهادت طلبانه صورت پذيرفته است و اگر اين
عمليات ها تاكنون ادامه نمي يافت ما امروز شاهد اين تحولات نبوديم .
اين دو پژوهشگر در ادامه پژوهش خود ضمن تاكيد بر اين مساله
مي گويند كه رابطه مستقيمي ميان انتفاضه و اين ركود اقتصادي وجود دارد و
هرچه بر ميزان عمليات هاي مقاومت در داخل فلسطين اشغالي افزوده شود ,
روند پويايي اقتصادي جامعه صهيونيستي نيز با مشكلات بيشتري مواجه
خواهد شد.
در نهايت بايد گفت انتفاضه مردم فلسطين توانسته است كه :
1 ـ هزينه هاي اشغالگري رژيم صهيونيستي را بالا ببرد و اقتصاد اين رژيم را
با بحراني جدي مواجه سازد كه هر ساله با ادامه انتفاضه توانايي حكومت
تل آويو براي مهار اين بحران كم تر مي شود. البته تداوم انتفاضه راهكار و
استراتژي تمامي گروه هاي مقاومت براي مبارزه بااشغالگران مي باشد كه بر
اساس آن نبايد وارد نبرد مستقيم با دشمن شد بلكه با جنگ هاي فرسايشي
دشمن را از پا درآورد.
2 ـ با تشديد بحران اقتصادي در رژيم صهيونيستي و به دنبال آن افزايش
اختلافات داخلي و رقابت رهبران صهيونيست چه در داخل و چه در خارج
براي يافتن راه حلي به منظور پايان بخشيدن به اين درگيري ها خود به بحراني
سياسي خواهد انجاميد.
گفتني است كه اين همه به آن معنا نيست كه انتفاضه تنها با ايجاد بحران
شديد اقتصادي در رژيم صهيونيستي به اهدافش مي رسد. بلكه منظور اين
است كه دست يابي به اهداف جامع وكلي به جز با ادامه انتفاضه و خنثي
كردن توطئه ها و شكست سياست هاي دشمن براي سركوب قيام مردمي
فلسطينيان و خروج از بحران امكان پذير نيست . در هر حال نبايد به دشمن
هيچ گونه فرصتي براي خروج از بحران از طريق بازي هاي سياسي به
خصوص پس از ناكارآمدي شيوه هاي نظامي داده شود.
جنايات اسرائيل از زبان آمار
از آغاز انتفاضه الاقصي تا دهم شهريور سال جاري 4124 فلسطيني در
نتيجه جنايت هاي اشغالگران صهيونيستي به شهادت رسيده و 45398 نيز
زخمي شدند كه بايد به اين تعداد نيز 8435 نفر از مجروحاني را كه در محل
حادثه به صورت سرپايي درمان شده اند افزود.
در گزارشي كه مركز اطلاعات ملي فلسطين تهيه كرده , سهم اقشار
مختلف فلسطين از تعداد شهدا به صورت زير است :
1 ـ كودكان و نوجوانان فلسطيني 756 نفر
2 ـ زنان فلسطيني 267 نفر
3 ـ نيروهاي امنيتي فلسطين 344 نفر
4 ـ دانش آموزان و آموزگاران فلسطيني 842 نفر
5 ـ كادرهاي پزشكي فلسطين 36 نفر
6 ـ روزنامه نگاران و گزارشگران 9 نفر
7 ـ جامعه ورزشي فلسطين 220 نفر
شمار افراديكه در جريان بمباران مناطق مختلف فلسطيني توسط
صهيونيست ها به شهادت رسيده اند , 732 نفر و شمار افرادي كه هدف
جنايت هاي جوخه هاي ترور رژيم اشغالگر قدس قرار گرفته اند , 343 نفر
اعلام شده است .
ضمنا در اين دوره پنج ساله 136 بيمار فلسطيني كه مبتلا به بيماري هاي
قلبي و كليوي ويا سرطان بوده اند در نتيجه بسته شدن گذرگاه ها توسط
نظاميان صهيونيست وعدم انتقال به موقع آنها به مراكز درماني . شربت
شهادت را نوشيدند كه در آن ميان نام شماري زن . كودك و سالمند فلسطيني
نيز ديده مي شود. شهرك نشينان صهيونيست نيز در اقدام جنايتكارانه خود
عليه فلسطيني ها 59 تن از آنان را به شهادت رساندند .
در بخشي ديگر از اين گزارش شمار زخمي هاي فلسطيني 45398 اعلام
شده است كه به اين تعداد بايد 8435 نفري را كه در محل درمان شده اند ,
نيز اضافه كرد . ضمنا 4800 تن از زخمي ها را دانش آموزان و دانشجويان
دختر وپسر فلسطيني و كارمندان تشكيل مي دهند.
بر اساس اين گزارش . در حال حاضر 8500 فلسطيني در زندان هاي
رژيم اشغالگر قدس به سر مي برند كه 590 تن ازاين اسرا پيش از انتفاضه
بازداشت و زنداني شده اند. شمار دانشجويان و دانش آموزان اسير فلسطيني
به 1389 نفر مي رسد . شمار كودكان و نوجوانان فلسطيني در بند زندان هاي
اشغالگران نيز 360 نفر اعلام شده است . 205 از اسراي فلسطيني را
آموزگاران و كاركنان وزارت اموزش و پرورش و يا وزارت آموزش عالي
تشكيل مي دهند . شمار زنان اسير فلسطيني 110 نفر است . گفتني است كه
1000 اسير فلسطيني نيز از بيماري هاي مزمن رنج مي برند .
گزارش سازمان اطلاعات ملي فلسطين نشان مي دهد كه در جريان
انتفاضه به 71470 باب منزل خسارت هاي كلي وجزئي وارد آمده است كه
در اين ميان 7628 باب منزل به صورت كلي تخريب شده است كه شمار
4785 باب از اين منازل در نوار غزه قرار داشته اند . ضمنا به 63842 واحد
مسكوني فلسطيني خسارت هاي جزئي وارد آمده است كه 23622 واحد آن
در نوار غزه قرار دارد. شمار ساختمان هاي عمومي و تاسيسات امنيتي كه
خسارت هاي كلي وجزئي به آنها وارد آمده است . 645 ساختمان گزارش
شده است .
بخش كشاورزي نيز در اين ميان از دايره اقدامات ويرانگرانه دشمن
صهيونيستي خارج نمانده است كه از آن جمله مي توان به تخريب مساحت
6867 دونم زمين كشاورزي فلسطيني ها , قطع 1355290 اصله درخت ,
تخريب 770 انبار محصولات كشاورزي , ويران كردن 756 مركز پرورش دام
و طيور . تخريب 1327 مخازن آب , تخريب 609593 متر از حصارهاي
زمين هاي كشاورزي . از بين بردن 929984 متر از خطوط اصلي انتقال آب
اشاره كرد. گفتني است كه در نتيجه اين اقدامات ويرانگرانه دشمن
صهيونيستي 16195 كشاورز فلسطيني متضرر شده اند .
اشغالگران صهيونيست همچنين به منظور اجراي طرح ساخت ديوار
حائل از تاريخ 2003,3,29 تاكنون مساحت 239789 دونم از زمين هاي
فلسطيني ها را مصادره كرده اند. بر اساس گزارش وزارت اقتصاد فلسطين , در
نتيجه اقدامات صهيونيست ها 417 كارگاه صنعتي خسارت هاي فراواني را
متحمل شدند.
منابع :
1 ـ مركز اطلاع رساني فلسطين 83,1,26
2 ـ روزنامه الوطن 84,7,10
3 ـ همان
4 ـ مركز اطلاع رساني فلسطين
از آغاز انتفاضه الاقصي تا دهم شهريور سال جاري 4124
فلسطيني در نتيجه جنايت هاي اشغالگران صهيونيستي به
شهادت رسيده و 45398 نيز زخمي شدند كه بايد به اين تعداد
نيز 8435 نفر از مجروحاني را كه در محل حادثه به صورت
سرپايي درمان شده اند
در حال حاضر 8500 فلسطيني در زندان هاي رژيم اشغالگر
قدس به سر مي برند كه 590 تن ازاين اسرا پيش از انتفاضه
بازداشت و زنداني شده اند
همزمان با پنجمين سالگرد « انتفاضه الاقصي » جهان شاهد
غروب تدريجي آفتاب رژيمي است كه در مقابل ملتي با
دست هاي خالي اما با ايماني سترگ , به زانو درآمد
هيچ ترديد نبايد نمود كه عقب نشيني يكجانبه و سراسيمه
رژيم صهيونيستي از نوار غزه , اولين ثمره شيرين « انتفاضه
الاقصي » است و جز اين هر تعبير ديگر فاقد پشتوانه عقلي و
منطقي است
براساس گزارش ساليانه بانك مركزي دولت صهيونيستي
ميزان خسارت هايي كه در جريان « انتفاضه الاقصي » به اقتصاد
رژيم صهيونيستي وارد آمده است به 7 تا 8,5 ميليارد دلار
رسيد كه اين ميزان هشت درصد كل توليد ناخالص ملي اين
كشور را شامل مي شود

|