اكنون كه در آغازين روزهاي سال تحصيلي جديد هستيم , بايستي
متوليان دين و اعتقادات دانش آموزان , حساب و كتاب كنند كه در تحكيم و
يا بالابردن اعتقادات و ايمان فرزندان اين مرز وبوم در يكسال گذشته چه
نقشي را ايفا كردند , و هم پاي با « آموزش » , چقدر در « تربيت و پرورش »
جوانان و نوجوانان توفيق داشتند.
براي اثبات اين مدعا بايستي در تجمعات ديني و اعتقادي آموزشگاهها
كه بعضا در مناسبات مذهبي طول سال تجلي مي كند , سركي كشيد و چرتكه
به دست گرفت و كميت و كيفيت اين مظاهر عبوديت را سنجيد , اين ارزيابي
به طور عموم مي باشد ولي توجه نويسنده به طور خاص در مورد جمعيت
قابل توجهي از دانش آموزان جوان جامعه است كه در آموزشگاهها بعد از
سالها درس و بحث , در ساعاتي از شبانه روز در اختيار متوليان اين مراكز
بوده و شخصيت آنان شكل گرفته است اگرچه تاثير مستقيم خانواده و
جامعه قابل انكار نيست و در جائي ديگر بايستي از آن دو موضوع بحث
شود.
اما هم اكنون بحث در مورد عزيزان دانش آموزي است كه نه لاابالي گري
قبل انقلاب را به ارث دارند و نه ثمره شجره خبيثه آنند , بلكه در دوراني
متولد شدند كه اوج معنويت اوائل انقلاب و 8 سال دفاع مقدس بوده است .
اگر بخواهيم تفاوت فاحشي را براي انقلاب اسلامي ايران در مقايسه با
ديگر انقلابات دنيا متذكر شويم , بايستي از حضور اقشار مختلف مردم بويژه
جوانان و نوجوانان جامعه و استواري اين حضور برپايه معنويت و دين ياد
كرد , كه اين انقلاب را از ساير انقلابات متمايز كرده است . حال سخن آن
است كه اين انقلاب فرهنگي و ديني كه ثمره خون هزاران شهيد و زحمات
طاقت فرساي نيروهاي دل سوز انقلاب است , در كوچه پس كوچه هاي
جامعه , مخصوصا در آموزشگاههاي تعليم و تربيت ما چه رنگي دارد چه
كسي بايد نسبت به كم اطلاعي و بعضا بي اطلاعي اعتقادي و ديني جوانان و
نوجوانان جامعه ـ كه امانت در دست ما هستند ـ پاسخگو باشد , در حالي كه
دانستن اين مسائل اعتقادي و ديني , براي يك مسلمان مكلف , طبق فتواي
اجماع مراجع تقليد واجب است .
آيا عيب نيست كه ابتدائي ترين و ضروري ترين مسائل حلال و حرام دين
ما در ميان عزيزان ما (دانش آموزان ) , مظلوم و نا آشنا باشد طوري كه آشنائي
بانام و مشخصات خصوصي و اجتماعي بازيكنان فوتبال يك تيم خارجي ,
در ميان جوانان و نوجوانان ما بيشتر از خصوصيات اخلاقي و معنوي
دانشمندان ديني , اصحاب ائمه (ع ) و بعضا خود ائمه معصومين (ع ) باشد.
اين خرده گرفتن ها بايد به چه كساني برگردد به متوليان فعاليتهاي
فرهنگي جامعه , معلمان و فرهنگيان , خانواده ها و يا علما ديني و اين ثقل
وميزان وظيفه و تكليف را بايد با چه معياري سنجيد با انجام
دستورالعمل هاي غيركارشناسانه اداري , و يا انجام فعاليتهاي فرهنگي
كارشناسانه بدون پشتوانه مالي و يا شايد افراط و تفريط در مصرف
اعتبارات فرهنگي به طور سليقه اي
نكند خداي ناكرده با اجراي دستورالعمل هاي خارج از ضابطه و بعضا
قرائتهاي سليقه اي از دين به اعتقادات و ايمان جوانان و نوجوانان , رنگ
سياسي كاري داده , به اين نسل پاك و ناآلوده تزريق كنيم . نويسنده خود
قريب 8 سال است به طور جسته گريخته با آموزشگاههاي شهرستانهاي
مختلف استان ايلام در طول سالهاي تحصيلي در قالب برگزاري فعاليتهاي
ديني و فرهنگي و اقامه جماعت بطور مستقيم مفتخر مي باشد و با نگرشي
آگاهانه و تخصصي به اين موضوع نگاه مي كند و مستقيما اين مسائل را لمس
كرده و به اين حقيقت رسيده كه مدهاي مختلف لباس و تيپ زدن ها , از
احكام شرعيه نماز و ضروريات دين , براي عده قابل توجهي از جوانان و
نوجوانان ما ملموس تر و آشناتر است .
نويسنده به اين حقيقت رسيده , كه بعضا مربيان دروس آموزشگاهها ,
شبهه افكني در دين , و قرائت هاي شخصي و سليقه اي از دين دارند و باب
مسامحه و مساهله در دين را پيش مي كشند.
نويسنده به عينه به اين حقيقت رسيده كه مناسبات مذهبي و ديني در
ذهن عده اي از دانش آموختگان پاك و مظلوم كه ثمره القائات مسموم قاريان
سليقه اي دين است , به منزله اعمالي ارتجاعي و بي اساس تصوير گرفته
است .
البته ناگفته نمايند در اين ميان عده اي از معلمان دلسوز و دانش آموزان
هوشيار هستند كه به مصداق آيه مباركه « كم من فئته قليله غلبت فئته كثيره »
توانسته اند مخلصانه و فداكارانه وقت بگذارند و با خون جگر خوردنها در
خنثي نمودن بسياري از اين سم پاشي ها نقش قابل توجهي ايفا
كنند.
حالا با تمام اين تفاصيل در ميان اين نهال هاي نورس , نظرسنجي شود
كه باغبانان آموزشگاهها (دبيران مربوطه ) , به چه ميزان در وظائف محوله
ديني اعتقادي خود توفيق داشتند و چه رنگي را براي تمثيل و به تصوير
كشيدن دين و خدا براي آنان ترسيم كردند و در حال حاضر در
آموزشگاههاي ما رنگ دين و خدا چيست و در جامعه امروز كه به بركت
انقلاب اسلامي زمينه رشد ديني و اعتقادي فراهم است به چه ميزان
توانستيم تلاش كرده و نسبت به آينده سازان جامعه ادا تكليف
كنيم .
متوليان امر پرورش و تربيت نسل جوان و نوجوانان خصوصا قشر
فرهنگي بدانند كه اهميت پرورش و تربيت از آموزش بيشتر است , چرا كه
عالم فاسق خطرش از عابد جاهل بيشتر است . آن ضررش عموميت دارد.
« اذا فسدالعالم فسدالعالم » ولي اين نهايتا به خود ضرر رساند و در گمراهي
مي افتد.
لذا بيائيم دست در دست هم دهيم تا از اين فرصت نظام جمهوري
اسلامي و دولت فعلي كه شعارش پرداختن به امور فرهنگي و معنويت است ,
به نحو احسن استفاده كرده در راستاي ساخت جامعه اي سالم كوشا باشيم .
بيائيم رنگ دين و خدا را در مدارس و آموزشگاهها پررنگ تر كنيم و
براي دين و معنويت رنگي ترسيم كنيم كه از منظر ساحت مقدس نبوي (ص )
و حكومت علوي (ع ) مورد تاييد باشد.
به اميد روزي كه جامعه ما سرتاسر , رنگ خدا را بگيرد.
آبدانان ـ اسماعيل رمضاني

|
سه نكته اساسي در مديريت خدمتگزار
|
مسلما اعتلا وپيشرفت همه جانبه كشور , حامل همكاري , هماهنگي و
همگرايي ملت و مسئولين و مديران نظام خواهد بود. ملت ايران نيز چون
ملل ديگر در پي زندگي سعادتمندانه خود , در تلاش و تكاپو و پويائيست و
پيروزي انقلاب اسلامي و دفاع از دست آوردهاي آن با هشت سال دوران
دفاع مقدس و هزاران شهيد ودست و پنجه نرم كردن با همه موانع و
مشكلاتي كه استكبار جهاني تدارك ديده و مي بيند , بخشي از هزينه هاي اين
راه مقدس و متعالي خواهد بود.
در تعامل بين ملت و دولت در تاريخ بشر , گرفتاريهاي عمده ي ملتها در
دنيا , ناشي از مديران و دستهاي گرداننده ي جامعه است . دولتها , عمدتا
جنگ طلب و آشوبگر هستند , آنها مشكل آفريني كرده و ملتها را به فساد و
فلاكت مي كشانند. كه از جمله آنها مي توان از آمريكا و اسرائيل نام برد و در
تاريخ نيز جنگهاي جهاني اول و دوم را دولتها بنا نهادند.
هدف مديريت در جمهوري اسلامي , خدمتگزاريست , همانكه امام به
آن افتخار مي كرد و مي فرمود : « به من خدمتگزار بگوييد بهتر است تا رهبر
بگوييد. » اين ماموريت خطير خدمتگزاري به جهت حساسيتي كه دارد , در
معرض آسيبها و آفات فراواني خواهد بود كه براي مصونيت و سلامت خود
به ابزارهاي مهم خاص خود نيازمند است . رهبر معظم انقلاب در جهت
آسيب شناسي مديريت خدمتگزار و نيز تبيين تعامل بين ملت و دولت به سه
راهبرد مهم كليدي تاييد دارند. « هر نظام و كشوري كه مردمش بيدار باشند ,
با ايمان باشند , در صحنه بوده و آماده باشند و بخواهند از حق خودشان
دفاع كنند , هيچ قدرتي نمي تواند بر آنها و كشورشان تسلط پيدا كند. نه
قدرت اتم , نه قدرت موشك , نه تجهيزات نظامي و نه غير آن . بنابراين نقش
مردم بسيار مهم است . نقش مسئولان هم خيلي مهم است . مسئولان كشور
بايد بتوانند نه فقط پابپاي مردم حركت كنند , بلكه جلوتر از آنها گام
بردارند. »
شرط بكارگيري توان و پتانسيل مردم در جهت ارتقا كشور , منوط به
خصوصيات مسئولين نظام است . سه خصوصيت در مسئولان كشور لازم
است كه اگر اين سه خصوصيت در آن ها وجود داشت , آن گاه اين نيروي
عظيم ملي مي تواند جلوي هر گونه خباثت و دشمني دشمنان را بگيرد.
اين سه خصوصيت عبارتند از : تقوا , شجاعت ,
خودآگاهي .
« مسئولان كشور , فرق نمي كند , در همه قوا , چه يك مدير دولتي و چه
يك قاضي دادگستري , چه يك نماينده مجلس , چه عضو شوراي نگهبان ,
چه عضو مجلس خبرگان , چه مسئولان نيروهاي مسلح , بايد اين سه
خصوصيت را داشته باشند تا كشور آسيب ناپذير باشد. »
رهبري در ترسيم امور , نقش محوري را به تقواي مديران مي دهد : « اگر
تقوا نباشد , همه ي كارها خراب است . وقتي تقوا بود , هر تصميمي كه انسان
مي گيرد و هر حرفي كه مي زند , براي مصلحت مردم و رضاي خداست . در
اين صورت صراط مستقيم پيموده خواهدشد. وقتي تقوا نباشد , انسان از
روي عصبانيت و كينه ورزي و طمع حرف مي زند يا اقدام مي كند يا دستور
مي دهد يا حكم مي كند. »
ايشان در خصوص شجاعت مي فرمايد : « اگر تقوا بود , اما شجاعت
نبود , باز كافي نيست . چه بسا آدمهاي با تقوا كه به خاطر نداشتن شجاعت
لازم , در آن وقتي كه بايد اقدامي بكنند , نمي كنند و حرفي بزنند , نمي زنند.
وقتي امام بزرگوار اين حركت عظيم را به وجود آورد , يك عامل عمده آن ,
شجاعت امام بود. والا خيلي ها بودند كه تقوا داشتند و مردمان مومن و با
خدا بودند , اما شجاعت لازم را نداشتند. اگر شجاعت نباشد. انسان مرعوب
مي شود و دشمن از همين نقطه ي ضعف استفاده مي كند »
و نهايتا , « صفت سوم , خود آگاهي است . « مسئولان بايد آگاه باشند و
بفهمند پيرامون آنها چه مي گذرد. والا اگر مسئولان و مديران كشور ,
نمايندگان مردم , موثرين در دستگاه قضايي و ديگر جاها , آدمهاي خوبي
باشند. با تقوا باشند و شجاعت هم داشته باشند , اما ندانند امروز صف
بندي دنيا كجاست و دشمن كجا نشسته است و از كجا دارد حمله مي كند ,
ضربه خواهند خورد. جوانهايي كه در دوران جنگ تحميلي در جبهه بودند ,
خوب مي فهمند من چه مي گويم . »
بدين ترتيب , تقوا , شجاعت و خودآگاهي مسئولان , مبنا و محور
مديريت خدمتگزار خواهد بود كه در غير اينصورت اهداف خدمتگزاري
محقق نشده و سرابي بيش نخواهد بود.
مهدي شيرين پور

|
براي گوش هاي شنوا
|

اينجانب پزشكي هستم كه در شهر كرج مطب دارم و در اين
نامه , چكيده مختصري از اوضاع نابسامان درماني و بهداشتي
كشور را ارائه خواهم داد. شايد هنوز در گوشه اي , گوش شنوايي
باقي مانده باشد و فكري به حال اين نظام درماني پريشان و درمانده
و آشفته بنمايد.
مرتبا از جانب سازمانهاي بيمه دولتي (خدمات درماني , تامين
اجتماعي و ارتش ) دستورالعمل هايي به صورت بخشنامه هاي
رسمي به مطب هاي خصوصي و بخش غيردولتي مي رسد كه
گوشه هايي از آنها را برايتان مي نويسم :
و اسكن را MRI 1 ـ حق نوشتن دستور سنجش تراكم استخوان و
نداريد.
2 ـ حق تجويز آزمايش چك آپ كامل را نداريد .
3 ـ حق نوشتن دارو يا آزمايش در دو روز نزديك به هم را
نداريد.
4 ـ بايد تشخيص بيماري را بالاي برگه تجويزي
بنويسيد(همانطوركه مي دانيد افشا راز بيمار نه فقط خلاف شرع ,
بلكه خلاق قانون اساسي كشور نيز هست ).
5 ـ حق تجويز بيش از 3 قلم دارو را نداريد , در غير اينصورت
نسخه كنترل مي شود.
6 ـ حق تجويز آنتي بيوتيكهاي موثر و قدرتمند وهمچنين داروهاي
جديد را نداريد.
اين بخشنامه هاي رسمي وتحميلي نه فقط توهين به شعور
پزشكان اين مرز و بوم است , بلكه توهين به ارزش انسانهاي اين
مملكت نيز هست , مردمي كه حق استفاده از ابتدايي ترين خدمات
درماني را رفته رفته و بي سر و صدا از دست مي دهند. وقتي به
سازمانهاي بيمه اعتراض مي كنيم , اين جوابها را مي شنويم :
اول آنكه پول و بودجه نداريم .
دوم آنكه پزشكان عمومي چيزي نمي فهمند و حق تجويزي
نيزندارند.
در پاسخ بايد گفت در مورد اول , همين سازمانها كه از كمبود
بودجه مي نالند , در روز پزشك هرسال (اول شهريور) به تمامي
پزشكان استخدامي خودشان در سراسر ايران سكه طلا جايزه
مي دهند.افرادي كه تنها بر اساس استفاده از بند(پ ) استخدام
شده اند و حقوق ماهيانه 7 رقم به بالا دريافت مي كنند . و در مورد
دوم بايد گفت كه من و امثال من پزشك عمومي باقي مانديم چون :
سهميه نداريم , پول براي خريد سوالات رزيدنتي نداريم , پارتي در
وزارتخانه نداريم .
البته هدف اصلي تمام اين بيمه ها , بستن مطب پزشكان و بيكار
كردن پزشكاني است كه به ناچار در بخش خصوصي اشتغال دارند.
بارها و بارها در اعتراض به اين دستورات كاملا غيرقانوني
طومارهايي را به سازمان نظام پزشكي فرستاده ايم اما تمام
بي فايده .اين سازمان كه قدرت اجرايي موثري هم ندارد , به سكوي
پرتاب نور چشمان و از ما بهتران به اروپاو آمريكاتبديل شده
است .
به هر حال ظاهرا گوش شنوايي نيست . در دولت هاي قبلي كه تنها
شاهد رواج بي بند و باري , فساد , ارتشا و سفرهاي فراوان هيئتهاي
مختلف ايراني به اروپا و آمريكا ومذاكرات با بانوان بي حجاب
بوديم تا ببينيم در سبز آقاي احمدي نژاد , به كدام گلستان باز
مي شود.
دكتر مريم امجدي

| | |