روزنامه جمهوري اسلامي 11/07/1384 صفحه عقيدتي

* انسان , اخلاق , تزكيه
جدال
تمناي مرگ
انسان , اخلاق , تزكيه




حضرت امام خميني
قسمت دوم
اصلاح عالم , در پرتو تربيت انسان
انبيا هم كه آمده اند از طرف خداي تبارك و تعالي , براي همين تربيت بشر و براي انسان سازي است . تمام كتب انبيا خصوصا كتاب مقدس قرآن كريم كوشش دارند به اينكه اين انسان را تربيت كنند براي اينكه با تربيت انسان , عالم اصلاح مي شود.آنقدر كه انسان غير تربيت شده مضر است به جوامع , هيچ شيطاني و هيچ حيواني و هيچ موجودي آنقدر مضر نيست و آنقدر كه انسان تربيت شده مفيد است براي جوامع , هيچ ملائك اي و هيچ موجودي آنقدر مفيد نيست .
اساس عالم بر تربيت انسان است , انسان عصاره همه موجودات است و فشرده تمام عالم است و انبيا آمده اند براي اينكه اين عصاره بالقوه را بالفعل كنند و انسان يك موجودي الهي بشود كه اين موجود الهي تمام صفات حق تعالي در اوست و جلوه گاه نور مقدس حق تعالي است .
ايمان , عامل بازدارنده از گناه
ايمان عبارت از اين است كه آن مسائلي را كه شما با عقلتان ادراك كرده ايد آن مسائل را قلبتان هم به آن آگاه بشود , باورش بيايد , اين محتاج به يك مجاده اي است تا شما به قلب (قلبا) بفهميد , بفهميد كه همه عالم محضر خداست , محضر خداست , ما الان در محضر خدا نشسته ايم . اگر قلب ما اين معنا را ادراك بكند , ما الان در محضر خدا هستيم , همين مجلس محضر خداست . اگر قلب انسان بيابد اين مطلب را , از معصيت كنار مي رود تمام معصيت ها براي اين است كه انسان نيافته اين مسائل را , برهان هم برآن دارد , برهان عقلي هم قائم است به اينكه خداي تبارك و تعالي همه جا حاضر است .
هم برهان است و هم همه انبيا گفته اند : « وهو معكم اينما كنتم » قرآن است , آن با شماست , هر جا هستيد با شماست , ما آن را از قرآن شنيده ايم , به برهان هم ثابت هست لكن به قلب ما نرسيده است ... تا اگر بخواهيم يك غيبت بكنيم , يك تهمت بزنيم , يك كار زشت بكنيم ببينيم محضر خداست , در محضر خدا كه , محضر احترام دارد. انسان در محضر يك بزرگي كه در نظر خودش بزرگ است , احترام مي كند از آن محضر. اگر يك نفر وقتي كه در نظرتان بزرگ است پيش شما باشد , در محضر او كار خلاف نميكنيد چه رسد به اينكه در محضر او به او خلاف بكنيد , آدم كار خلاف مطلقا نمي كند در محضر يك كسي كه ادراك كرده است كه اين بزرگ است , محترم است , چه رسد به اين كه در محضر آن محترم به خود آن محترم خلاف احترام بكند , محضر , محضر خداي تبارك و تعالي است عالم محضر است , تمام عالم محضر است , معصيت مخالفت با خود اوست , با آن كسي است كه در محضرش هستيم .
تزكيه نفس
همه اختلافاتي كه در بشر هست براي اين است كه تزكيه نشده است . غايت بعثت اين است كه تزكيه كند مردم را تا به واسطه تزكيه , هم تعلم حكمت كند و هم تعلم قرآن و كتاب و اگر چنانچه تزكيه بشوند طغيان پيش نمي آيد. كسي كه تزكيه كرد خود را هيچ گاه خودش را مستغني نمي داند « ان الانسان اليطغي ان راه استغني » وقتي كه خودش را مي بيند و براي خودش مقام قائل است و براي خودش عظمت قائل است اين خودبيني اسباب طغيان است . اختلافاتي كه بين همه بشر هست , اختلافاتي كه سر دنيا بين همه بشر هست اين اختلافات ريشه اش اين طغياني است كه در نفس هاست و اين گرفتاريي است كه انسان دارد و گرفتاري به خود دارد و به هواهاي نفسانيه . اگر انسان تزكيه بشود و نفس انسان تربيت بشود اين اختلافات برداشته مي شود.
ريشه جنگها , عدم تزكيه است
همه اين گرفتاري هائي كه براي بشر است از اين نقطه شروع مي شود همه اين گرفتاري ها از انانيت انسان است , تمام جنگ هاي عالم از اين انانيت انسان پيدا ميشود. مومن ها با هم جنگ ندارند. اگر جنگي باشد بين دو نفر , بايد بدانند كه مومن نيستند. مومن ها با هم جنگ ندارند.
وقتي كه ايمان نباشد و همه توجه انسان به خودش باشد , و هر چيز را براي خودش بخواهد هياهو از اينجا به پا مي شود. من براي خودم اين مسند را مي خواهم و شما هم براي خودتان مي خواهيد تعارض مي شود , من براي خودم اين فرش را مي خواهم و شما براي خودتان مي خواهيد , من براي خودم اين رياست توهمي را مي خواهم شما هم براي خودت مي خواهي , وقتي من براي خودم بخواهم شما هم براي خودتان , جمع هم ندارد , و دعوا مي شود , آن اين مملكت را براي خودش مي خواهد يكي ديگر هم براي خودش مي خواهد جنگ مي شود. اين جنگ ها بين انانيت هاست . جنگ هاي عالم همه اش جنگ هاي انانيت است . انسان با انانيتش جنگ مي كند و جنگ ها بين انانيت هاست , اين انانيت در اوليا نيست , جنگ هم در اوليا نيست , اگر همه اوليا در يك جائي جمع بشوند , هيچ وقت با هم جنگ نمي كنند , اصلا مخالفت با هم پيدا نمي كنند , براي اينكه همه براي خدااست , ديگر « خودي » نيست تا اينكه اين بكشد آن طرف و آن بكشد اين طرف و تزاحم و دعوا بشود. همه براي يك مبدااست , براي يك جهت است .
جهاد اكبر , مقدم بر همه جهادها
اساسا اسلام براي سازندگي آمده است و نظر اسلام به ساختن انسان است . جهاد براي سازندگي , « سازندگي انسان خودش را » , مقدم بر همه جهادهاست . اين است كه رسول اكرم « جهاد اكبر » فرموده اند. جهادي بس بزرگ است و مشكل و همه فضيلت ها دنبال آن جهاد است .
جهاد اكبر , جهادي است كه انسان با نفس طاغوتي خودش انجام مي دهد. شما جوان ها از حالا بايد شروع كنيد به اين جهاد , نگذاريد كه قواي جواني از دستتان برود. هر چه قواي جواني از دست برود ريشه هاي اخلاق فاسد در انسان زيادتر ميشود و جهاد مشكلتر. جوان زود مي تواند در اين جهاد پيروز بشود. پير به اين زودي نمي تواند. نگذاريد اصلاح حال خودتان را از زمان جواني به زمان پيري بيفتد. يكي از كيدهائي كه نفس انساني به انسان مي كند و شيطان به انسان پيشنهاد مي كند اين است كه بگذار براي آخر عمر خودت را اصلاح كن , حالا از جواني استفاده كن و بعد آخر عمر توبه كن . اين يك طرح شيطنت آميز است كه نفس انسان به تعليم شيطان بزرگ مي كند. انسان تا قواي جوانيش هست و تا روح الطيف جواني هست و تا ريشه هاي فساد در او كم است مي تواند اصلاح كند خودش را. لكن اگر چنانچه ريشه هاي فساد در انسان ريشه اش قوي شد , ملكه انسان شد فسادها آنوقت است كه امكان ندارد. شما جوان ها كه الان مهيا هستيد براي جهاد در راه ساختن , اين يك جهاد است لكن جهاد اكبر : جهاد در راه سازندگي خودتان است كه براي مملكت خودتان بعدها مفيد واقع بشويد. خدمتگزار باشيد. از همين سنين شما بايد شروع بشود به ساختن افرادي كه بعدها يك مملكت , يك كشور را ممكن است نجات بدهد. اگر چنانچه شما ساختيد خودتان را و فضائل انساني را در خودتان ريشه دار كرديد. آنوقت در همه مراحل پيروز هستيد , مملكتتان را مي توانيد نجات بدهيد. اينها كه مملكت ما را به تباهي كشيدند براي اين بود كه ساختمان خودشان فاسد بود , خودشان يك اخلاق فاسد داشتند. يك عقايد فاسد داشتند , يك اعمال فاسد. اگر چنانچه خودشان را ساخته بودند , به ملت خيانت نمي كردند. به اسلام خيانت نمي كردند.
تقوا , مقدمه سلوك الي الله
بدان اي عزيز كه چنان چه از براي اين بدن , صحت و مرضي است و علاج و معالجي , براي نفس انسان و روح آدميزاد نيز صحت و مرض و سقم و سلامتي و علاج و معالجي است . صحت و سلامت آن عبارت است از اعتدال در طريق انسانيت , و مرض و سقم آن , اعوجاج از طريق و انحراف از جاده انسانيت است . و اهميت امراض نفسانيه , هزاران درجه بيش تر از امراض جسمانيه است . زيرا كه غايت اين امراض , منتهي مي نمايد انسان را به حلول موت , و همين كه مرگ آمد و توجه نفس از بدن سلب شد , تمام امراض جسمانيه و خلل هاي ماديه از او مرتفع شود , و هيچ يك از آلام و اسقام بدنيه , براي او باقي نماند. وليكن اگر خداي نخواسته داراي امراض روحيه و اسقام نفسيه باشد , اول سلب توجه نفس از بدن و حصول توجه به ملكوت خويش , اول پيدايش امراض و اسقام آن است . مثل توجه به دنيا و تعلق به آن مثل مخدراتي است كه انسان را از خود بيخود نموده . و سلب علاقه روح از دنياي بدن , باعث به خود آمدن آن است , و همين كه بخود آمد , آلام و اسقام و امراضي كه در باطن ذات داشت , همه به او هجوم كند , و تمام آن ها كه تا آن وقت مختفي بوده و مثل آتشي بوده كه در زير خاكستر پنهان بوده هويدا گردد. و آن امراض و آلام يا از او زايل نشود و ملازم او باشد يا اگر زايل شدني باشد , پس از هزاران سال در تحت فشارها و زحمت ها و آتش ها و داغ ها مرتفع شود. « آخر الدوا الكي » قال تعالي : « يوم يحمي عليها في نار جهنم فنكوب بها جباههم و جنوبهم و ظهورهم . »
و منزله انبيا ـ عليهم السلام ـ منزله طبا مشفق است كه با كمال شفقت و علاقه مندي به صحت مرضي , نسخه هاي گوناگون به مناسبت حال آن ها براي آن ها آوردند و آن ها را هدايت فرمودند به طريق هدايت . « ما طبيبانيم شاگردان حق » . و منزله اعمال روحيه و قلبيه و اعمال ظاهريه و بدنيه , منزله دواي امراض است , چنانچه منزله تقوي در هر مرتبه از مراتب آن , منزله پرهيز از چيزهاي مضر است براي مرض . تا پرهيز در كار نباشد , ممكن نيست كه مرضي , مبدل به سلامت شود و نسخه طبيب موثر افتد.
آنقدر كه انسان غيرتربيت شده مضر است به جوامع , هيچ شيطاني و هيچ حيواني و هيچ موجودي آنقدر مضر نيست , و آنقدر كه انسان تربيت شده مفيد است براي جوامع , هيچ ملائكه اي و هيچ موجودي آنقدر مفيد نيست
همه عالم محضر خداست ... اگر قلب اين معنا را ادراك بكند ما در محضر خدا هستيم ... اگر قلب انسان بيابد اين مطلب را , از معصيت كنار مي رود , تمام معصيت ها براي اين است كه انسان نيافته اين مسائل را
يكي از كيدهايي كه نفس انساني به انسان مي كند و شيطان به انسان پيشنهاد مي كند اين است كه بگذار براي آخر عمر خودت را اصلاح كن , حالا از جواني استفاده كن و بعد آخر عمر توبه كن ! اين يك طرح شيطنت آميز است كه نفس انسان به تعليم شيطان بزرگ مي كند

جدال


قال علي عليه السلام : اياكم والجدال فانه يورث الشك .
حضرت علي عليه السلام فرمودند : بپرهيزيد از جدال و ستيزه جويي , زيرا كشمكش و جدال , شك و ترديد را به دنبال دارد.
حضرت امام رضا عليه السلام به حضرت عبدالعظيم فرمودند : ابلغ عني اوليائي السلام و قل لهم : ان لا تجعلوا للشيطان علي انفسهم سبيلا , و مرهم بالصدق في الحديث و ادا الامانه , و مرهم بالسكوت و ترك الجدال فيما لا يعنيهم ....
امام رضا عليه السلام فرمودند : به دوستان من سلام مرا برسان , و به ايشان بگو , توجه داشته باشيد كه راهي براي شيطان در وجودتان باز نكنيد , تا او بر شما مسلط شود و تحت ولايت شيطان قرار گيريد. و ديگر اينكه ايشان را امر كن به راستگوئي در گفتار و رعايت امانت را بكنند و هر چه مي توانند سكوت كنند و از بحث و جدال در چيزهايي كه به ايشان مربوط نمي شود خودداري نمايند.
قال علي عليه السلام : الجدل في الدين يفسداليقين .
حضرت علي عليه السلام فرمودند : بحث هاي جدلي و ستيزه جويي در مسائل ديني , يقين انسان را فاسد مي نمايد.
قال رسول الله صلي الله عليه و آله : نحن المجادلون في دين الله .
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند : ما همگي در راه دين خدا مجادله مي كنيم (لكن مجادله اي نيكو و پسنديده , همان گونه كه خداي متعال امر فرموده است « وجادلهم باللتي هي احسن » اي پيامبر با ايشان مجادله اي نيكو و پسنديده داشته باش ).

تمناي مرگ


روزي موسي بن جعفر(ع ) از مردي شنيد كه تمناي مرگ و مردن را از خداوند ميكند. امام (ع ) باو فرمود :
« هل بينك و بين الله قرابه يحاميك لها »
(آيا بين تو و بين خداوند متعال رابطه و خويشاوندي است كه تو را حمايت ميكند )
عرض كرد : نه هيچگونه نزديكي و رابطه اي با خداوند ندارم ! سپس امام (ع ) فرمود :
« فهل لك حسنات قد متها تزيد علي سيئاتك »
(آيا اعمال نيكي را كه بيشتر از كارهاي زشت تو باشد جلوتر از خود براي زندگي آن چنان فرستاده اي )
آن مرد در پاسخ امام (ع ) همان جواب نخست را داد كه هيچ ذخيره اي در آن دنيا ندارم !
امام كاظم (ع ) وقتي پاسخ آن شخص را شنيد و متوجه گرديد كه او هيچگونه رابطه و پيوندي با خداوند عالميان برقرار ننموده و زاد و توشه اي هم براي جهان پس ازمرگ پيش بيني نكرده است فرمود :
« فانت اذا تتمني هلاك الابد »
(پس در اينصورت درخواست مرگ بمنرله اينست كه هلاكت ابدي را درخواست ميكني .) (به نقل از داستان هاي زندگي , از حضرت امام موسي كاظم عليه السلام )