روزنامه جمهوري اسلامي 11/07/1384 صفحه سياسي

* آمريكا و قانونگذاري جهاني
روياي تاسيس دولت فلسطيني در غزه
آمريكا و قانونگذاري جهاني




نظام حاكم بر ايالات متحده در سده اخير كوشيده است با بهره گيري از نفوذ همه جانبه خود در ميدان جهاني شاخص سلطه خود در عرصه بين الملل را بالاتر برده و خطاب سياسي خاص به خود را بر دول مختلف جهان به ويژه نوع غير مردمي آن تحميل نمايد.
برپايه همين سياست نوين است كه نمايندگان كنگره آمريكا اقدام به تنظيم طرحهايي نموده اند كه بر اساس آن برخي دولتها مجبور شدند تغييراتي در ساختار نظامهاي سياسي , اقتصادي , اجتماعي و حتي آموزشي خود انجام دهند و البته اين دگرگوني ها در صورتي عاري از نقص بشمار مي آمدند كه با خواسته ملت هاي آنان همخواني كامل داشته باشند.
واضح است كه وظيفه اجراي مصوبات مجلس را دولت برعهده دارد به همين جهت سران كاخ سفيد كه خود را قانون مدار مي دانند تصميمات اتخاذ شده توسط پارلمان را داراي مشروعيت مي شمردند از آنرو كه پارلمان ها توسط مردم انتخاب شده و تصميمات آنها خواست و اراده ملت است . به همين سادگي دخالت در امور ملت ها آغاز مي شود و ژست هاي پدر سالارانه و قيموميت طلبانه ايالات متحده در ادامه روند تنش زائي و بحران سازي در نقاط حساس عالم به پيش مي رود و نظم و استقرار جهاني را تا آستانه انفجار مي رساند , اين در حالي است كه جامعه جهاني پذيرش چنين امري را همتراز با از دست رفتن استقلال و آزادي خود مي بيند.
دولت آمريكا سالهاست كه خود را در باتلاق يك پارادوكس رفتاري گرفتار ساخته و نتوانسته است ذائقه و سليقه خود را در كلام ملل آزاده دنيا مطبوع نشان دهد. مساله تصميم گيري سازمانها و مجالس عمده آمريكا براي جامعه بين الملل داراي چند ايراد اساسي است و خود به تنهايي عدم خود را به اثبات مي رساند. در واقع اين نوع تصميم گيري براي دولت هاي مستقل جهان را كه مي توان فاشيسم نوناميد , در چارچوب سياست كلي آمريكا يعني استعمار نو قابل توضيح بوده و توسط سياست بازان راديكال آن كه عمدتا از جمهوري خواهان مي باشند در ابعاد گسترده اي تبليغ مي شود. اين ديدگاه با مصرف اندكي ادبيات مردم سالارانه توسط طبقه روشنفكر ـ سياستمدار راست گرا در قالب متدهاي عامه پسند آزادي طلبي , بهبود خواهي , حقوق بشر و نظاير آن تئوريزه مي شود.
اشكالات وارده به اين موضوع را مي توان به شكل زير عنوان كرد :
1 ـ با نگاهي بر تقلب ها و جريانات پشت پرده انتخابات آمريكا به ويژه در سالهاي اخير , قبول اين مساله كه پارلمان هاي آمريكا زاده اراده ملي و گزينش آزاد و حقيقي مردمان اين سامان بوده و دستان شعبده باز لابي هاي تندرو يهودي بر حسب منافع خود دست به چينش مهره هاي آن نمي زند , تا اندازه زيادي غير مقبول بوده و با حقايق موجود سازگاري ندارد.
2 ـ مجلسيان آمريكا خود را نماينده تمام اقشار جامعه جهاني مي دانند و با تصميم گيري و قانون سازي براي آنها ضمن اهانت به راي و فكر غير آمريكايي , نوعي رفتار ديكتاتور مآبانه دمكراتيك را كه با ديسيپلين آرماني سياست جهاني در وضعيتي تعارضي قرار گرفته است را به جهانيان معرفي مي نمايند. در واقع اگر بخواهيم نگاهي خوشبينانه به وضعيت انتخاباتي آمريكا داشته باشيم , تركيب مجالس آنرا نتيجه پيكار سياسي , يا اجماع و تضارب احزاب و گروه هاي بومي اش قلمداد مي كنيم كه از طرف مردم براي قانونگذاري امور مختص به آمريكا برگزيده ميشوند. از اينروست كه صاحبنظران متعهد سياسي بر اين باورند كه نمايندگان آمريكايي نمي توانند براي ساير كشورهاي جهان تصميم گيري كنند زيرا منتخب جامعه جهاني نيستند و تنها برگزيدگان جامعه آمريكاييند و هيچ ملت آزاده اي حق تشريع و قانونگذاري خود را به آنها تفويض نكرده است . چه اين عمل آنها از نظر حقوقي و قانوني داراي اشكال بوده و قوانين معتبر بين المللي , نمايندگان پارلماني هر كشور را تنها در قضاياي مربوط به آن كشور داراي صلاحيت تشريع مي دانند.
جالب اينجاست كه گروههاي قدرتمند آمريكا ضمن همكاري با يكديگر براي رسيدن به هدف مشترك خود كه عبارت از فرهنگ زدائي , تجديد نوع غربي , بي محتوا خواندن تمام فرهنگهاي غير آمريكايي و نهادينه كردن آليناسيون (1 ) و اسميلاسيون (2 ) در كالبد فرهنگ تمدنهاي غني و مستقل جهاني است , براي دستيابي به نتيجه اي بهتر دست به تقسيم وظايف زده اند كه در اين بين مي توان لابيهاي متنفذ غالبا صهيونيست را تصميم ساز , پارلمان ها را تصميم گير , كاخ سفيد را تصميم پرداز و مهمتر از همه ملل آزاده جهان را در وضعيتي تقابلي يا همان تصميم برانداز در نظر گرفت .
3 ـ قانون نويسان آمريكايي هيچ محدوديت زماني و مكاني را فرا روي خود احساس نميكنند. آنها حتي بي حرمتي را از حد گذرانده و پيشنهاد كردند 11 آيه از قرآن كريم را كه به زعمشان در شان و تقديس تروريسم نازل شده است , از برنامه ي درسي مدارس كشورهاي اسلامي حذف شود. اين نمونه اي بارز از قانونگذاري جهاني آمريكاست كه خود را حتي داراي صلاحيت و شايستگي رفورم شريعت آسماني مي داند و اعتماد به قوانين زميني را از اعتماد به تعاليم آسمان رواتر مي شمارد.
بيشترين قانون سازي آمريكا به سه كشور ايران , كره شمالي و سوريه مربوط مي شود. سه كشوري كه خصيصه بيداري ملي و ميهن دوستي نزد توده هاي آن عامل اصلي رو در رو قرار گرفتن دولتهايشان با ابرقدرتها شده و مردمانشان حتي با وجود ضعف ها , محدوديت ها , تفرقه انگيزي هاي داخلي و فشارهاي خارجي موضعي واحد در برابر گردن كلفتي زورمداران اتخاذ كرده اند.
علي ساعدي
دولت آمريكا سالهاست كه خود را در باتلاق يك پارادوكس رفتاري گرفتار ساخته و نتوانسته است ذائقه و سليقه خود را در كلام ملل آزاده دنيا مطبوع نشان دهد
مجلسيان آمريكا خود را نماينده تمام اقشار جامعه جهاني مي دانند و با تصميم گيري و قانون سازي براي آنها ضمن اهانت به راي و فكر غير آمريكايي , نوعي رفتار ديكتاتور مآبانه دمكراتيك را به جهانيان معرفي مي نمايند
قانون نويسان آمريكايي هيچ محدوديت زماني و مكاني را فرا روي خود احساس نميكنند. آنها حتي بي حرمتي را از حد گذرانده و پيشنهاد كردند 11 آيه از قرآن كريم را كه به زعمشان در شان و تقديس تروريسم نازل شده است , از برنامه ي درسي مدارس كشورهاي اسلامي حذف شود

روياي تاسيس دولت فلسطيني در غزه


در همين چارچوب برخي منابع خبري از تلاشهاي پنهاني آمريكا و رژيم صهيونيستي با حمايت برخي كشورهاي منطقه براي اعلام تشكيل « دولت موقت فلسطين » در نوار غزه خبرداده اند. بر اساس اين اخبار , دولت آمريكا در نظر دارد با تشكيل چنين دولتي در نوار غزه و با تاخير در بررسي آينده وضعيت كرانه باختري و قضايايي چون شهركها , آوارگان و قدس اشغالي از آن به عنوان مرحله آزموني براي فلسطينيان بهره برداري سياسي نمايد.
به گفته رسانه هاي فلسطيني « جرج بوش » رييس جمهوري آمريكا هم اينك تماسهاي گسترده اي را با دولتهاي اروپايي و عربي با هدف اعلام تشكيل دولت موقت فلسطيني در نوار غزه آغاز كرده و منابع مالي لازم را براي چنين دولتي در نظر گرفته است .
همزمان با انتشار اين اخبار , به نظر مي رسد تلاشها براي فراهم كردن تمهيداتي به منظور اقناع افكار عمومي فلسطين نيز در حال اجرا است .
يكي از مراكز مطالعاتي فلسطين در كرانه باختري با انتشار يك نظرسنجي اعلام كرد كه 73 درصد فلسطينيان ساكن در نوار غزه و كرانه باختري تشكيل دولت موقت فلسطيني در نوار غزه به عنوان مقدمه ايي براي تشكيل دولتي فراگير شامل كرانه باختري در آينده را تاييد مي كنند. و به نظر مي رسد حكومت « آريل شارون » نخست وزير رژيم صهيونيستي و دولت بوش براي تشكيل چنين دولتي به توافق رسيده اند.
با اين وجود آنچه در پروژه بوش براي تاسيس دولت فلسطيني در غزه قابل تامل است اين كه واشنگتن سعي دارد روند طرح « نقشه راه » را كه شارون با اجراي طرح خروج يكجانبه از غزه مسير آن را منحرف كرده بود به روال عادي خود برگرداند.
بر اساس طرح كميته چهارجانبه صلح موسوم به « نقشه راه » تشكيل دولت موقت فلسطيني بايد در مرحله سوم اين طرح و تا پايان سال 2005 ميلادي اعلام شود. در اين طرح اعلام نشده بود كه اين دولت موقت كجاي مناطق فلسطيني نشين مي بايست تشكيل شود. اين در حالي است كه شارون براي خروج از تعهداتش در قبال غزه اعلام كرده بود كه طرح « نقشه راه » را به رسميت نمي شناسد.
اما اين پرسش مطرح است كه واشنگتن و تل آويو براي متقاعد ساختن فلسطينيان , دولتهاي اروپايي و عربي از چه ابزاري استفاده خواهند كرد
به عقيده ناظران بين المللي , وعده اعطاي يك كرسي دائم در سازمان ملل به فلسطينيان به همراه وعده كمك هاي اقتصادي و مالي به ساكنان فلسطيني همچنين سرمايه گذاريهاي گسترده در غزه با هدف شكوفايي اقتصاد اين منطقه از جمله ابزاري است كه آمريكا و رژيم صهيونيستي خواهند كوشيد از طريق آن به اقناع افكار عمومي جهان بپردازند.
بديهي است پذيرش اعلام دولت موقت فلسطيني در نوار غزه توسط فلسطينيان به مثابه بلعيدن كرانه باختري توسط رژيم صهيونيستي و جدايي كامل اين منطقه از نوار غزه است . و از اين منظر شايد افزايش روند برنامه هاي هدفمند شارون براي وصل شهرك صهيونيستي « معاله ادميم » به قدس اشغالي و همچنين ايجاد ديوار حايل به منظور جلوگيري از ارتباط بين قدس و باقي مناطق اشغالي كرانه باختري بي دليل نباشد.
همچنين شايد تاكيد « سيلوان شالوم » وزير خارجه رژيم صهيونيستي مبني بر مخالفت شديد تل آويو با مشاركت حماس در انتخابات آينده مجلس قانونگذاري فلسطين بي ارتباط با طرحهاي آينده اين رژيم در خصوص تشكيل دولت موقت فلسطيني در نوار غزه نباشد. زيرا حضور حماس در مجلس قانونگذاري فلسطين به معناي حضور پررنگ اين جنبش در كرانه باختري خواهد بود.
شارون با اين هدف , طرح عقب نشيني از غزه را به اجرا گذاشت تا فلسطينيان را در برابر آزموني قرار دهد كه نتيجه آن را (شكست ) پيشاپيش مي دانست تا از اين طريق به جهانيان اعلام نمايد كه فلسطينيان مستحق دولت مستقل فلسطيني نيستند. او همچنين در نظر دارد با ايجاد يك كمربند امنيتي , شمال نوار غزه را از جنوب آن جدا كرده و گذرگاهها , دريا و فضاي اين منطقه را به كنترل خود در آورد. علاوه بر آن آنچه كه اين رژيم از طريق اعلام دولت مستقل فلسطيني در نوار غزه به دنبال اوست , رهايي هميشگي از دست گروههاي مقاومت فلسطيني است .
نبايد از اين نكته غافل شد كه هم اكنون فلسطينيان در مرحله بسيار دشوارو در عين حال حساسي به سر مي برند. چرا كه از يكطرف پروژه « عبور از صلح سرد » با محتواي گرم تر شدن روابط كشورهاي عربي و اسلامي با رژيم صهيونيستي به طرز ماهرانه يي در حال اجراست . و برخي كشورهاي عربي با انجام ديدارهاي جداگانه با مقامهاي صهيونيستي سعي دارند قبح ارتباط با اين رژيم را از بين ببرند. همزمان در داخل فلسطين نيز , به كمك كشورهاي منطقه پروژه تشكيل دولت موقت فلسطيني در نوار غزه در ازاي چشم پوشي از باقي مناطق اشغالي فلسطين در حال اجراست .
اما بايد يادآور شد كه تشكيلات خودگردان فلسطين نيز مرتكب خطاي استراتژيك ملي خواهد شد چنانچه طرح آمريكايي تشكيل دولت موقت فلسطيني در نوار غزه را بپذيرد. تشكيل چنين دولتي به معناي ايجاد اختلاف ميان فلسطيني ها و وقوع جنگ داخلي در فلسطين خواهد بود , جنگي كه به رژيم صهيونيستي اين بهانه را خواهد داد تا بر اساس آن فلسطينيان را شايسته دولتي مستقل ندانسته و اشغال مجدد غزه را راه حل مناسب قلمداد نمايد.
به گفته رسانه هاي فلسطيني « جرج بوش » رييس جمهوري آمريكا هم اينك تماسهاي گسترده ايي را با دولتهاي اروپايي و عربي با هدف اعلام تشكيل دولت موقت فلسطيني در نوار غزه آغاز كرده و منابع مالي لازم را براي چنين دولتي در نظر گرفته است
آنچه در پروژه بوش براي تاسيس دولت فلسطيني در غزه قابل تامل است اينكه واشنگتن سعي دارد روند طرح « نقشه راه » را كه شارون با اجراي طرح خروج يكجانبه از غزه مسير آن را منحرف كرده بود به روال عادي خود برگرداند