عمل صالح
قال رسول الله صلي الله عليه و آله : من اقال مسلما , اقاله الله عثرته .
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند : هر كس معامله اي كه با كسي
كرده , او را فسخ كند و اگر خريدار يا فروشنده پشيمان شده اند طرف مقابل از
او بپذيرد كه معامله را به هم بزند , خداوند از خطاها و لغزش هاي او به خاطر
اين گذشتي كه نسبت به برادر مسلمانش از خود نشان داده است مي گذرد و
او را مي بخشد.
قال رسول الله صلي الله عليه و آله : اذا وزنتم فارحجوا.
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند : هنگامي كه متاعي را وزن
مي كنيد , آن را مقداري سنگين تر بكشيد و تحويل خريدار بدهيد.
قال رسول الله صلي الله عليه و آله : التاجر الامين الصدوق المسلم مع
الشهدا يوم القيامه .
رسول گرامي صلي الله عليه و آله فرمودند : آن تاجري كه امين , راستگو ,
و مسلمان است , روز قيامت همراه شهدا خواهد بود.
قال الصادق عليه السلام : ثلاثه يدخلهم الله الجنه بغير حساب : امام عادل و
تاجر صدوق , و شيخ افني عمره في طاعه الله .
امام صادق عليه السلام فرمودند : سه گروه و دسته هستند كه خداوند آنها
را بدون حساب داخل بهشت مي كند 1 ـ امام عادل 2 ـ تاجر راستگو 3 ـ
پيرمردي كه عمرش را در راه اطاعت خداوند سپري كرده باشد.
قال علي عليه السلام : لا تجاره كالعمل الصالح , و لا ربح كالثواب .
حضرت علي عليه السلام فرمودند : هيچ تجارتي همچون عمل صالح
نيست , و هيچ سود و بهره اي همچون ثواب الهي نيست .
قال علي عليه السلام : اربح الناس من اشتري بالدنيا الاخره .
حضرت علي عليه السلام فرمودند : بهترين سود و بهره را آن انساني
مي برد , كه به وسيله دنيا آخرتش را بخرد و آباد كند.
خشنودي خدا
قال رسول الله صلي الله عليه و آله : يا اباذر! يقول الله جل ثنائه : و عزتي
و جلالي , لا يوثر عبدي هواي علي هواه الا جعلت غناه في نفسه , و همومه في
آخرته , و ضمنت السماوات والارض رزقه , و كففت عليه ضيعته , و كنت له
من ورا تجاره كل تاجر.
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند : اي ابي ذر , خداوندي كه حمد
و ثناي او بزرگ است فرمود : به عزت و جلالم سوگند هيچ بنده اي خواست و
خشنودي مرا بر خواسته خود مقدم نداشت , مگر اينكه درباره او اين چند
كار را انجام خواهم داد : 1 ـ بي نيازش كنم در نفسش 2 ـ هدف و توجه او را به
آخرتش معطوف گردانم 3 ـ آسمان ها و زمين ضمانت روزي او كنند 4 ـ امور
كسب و حرفه اش را عهده دار شوم 5 ـ مافوق هر تاجري , خودم براي او تاجر
هستم .
تهمت
قال علي عليه السلام : اياك و مواطن التهمه والمجلس المظنون به السو
فان قرين السو يغر جليسه .
حضرت علي عليه السلام فرمودند : بپرهيز از اينكه در مجلس بدكاران و
جاهائي كه مورد تهمت واقع مي شوي وارد شوي , زيرا همنشين بد , انسان را
به بدي و هلاكت گرفتار مي نمايد.
قال رسول الله صلي الله عليه و آله : اولي الناس بالتهمه من جالس اهل
التهمه .
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند : كسي كه در مجالس بدكاران
وارد شود خود را در معرض تهمت زدن قرار داده و اگر مورد تهمت ديگران
واقع شد , نبايد آنها را سرزنش كند.

|
ميدان آزادي و اراده انسان
|

متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري
بديهي است كه انسان در عين آزادي براي ساختن
اندامهاي رواني خويش و تبديل محيط طبيعي به صورت
مطلوب خود و ساختن آينده خويش آنچنانكه خود مي خواهد ,
محدوديتهاي فراواني دارد و آزادي اش آزادي نسبي است ,
يعني آزادي در داخل يك دايره محدود است , در داخل همين
دايره محدود است كه (هم ) مي تواند آينده سعادت بخش براي
خود انتخاب كند و هم آينده شقاوت آلود.
محدوديتهاي انسان از چند ناحيه است :
1 ـ وراثت
انسان با طبيعت انساني به دنيا مي آيد. از آن جهت كه پدر
و مادرش انسان بوده اند او هم قهرا و جبرا مانند يك فرد انسان
به دنيا ميآيد. و از طرف ديگر , پدر و مادرش يك سلسله صفات
موروثي خود را در فرزندشان به يادگار مي گذارند كه اينها نيز
قهرا و جبرا همراه اين افراد هست , مانند رنگ پوست , رنگ
چشم خصوصيتهاي جسمي كه احيانا از چند پشت به ارث
مي رسد. انسان هيچيك از اينها را براي خود « انتخاب » نكرده
است بلكه جبرا وراثت اينها را به او داده است .
2 ـ محيط طبيعي و جغرافيايي
محيط طبيعي و جغرافيايي انسان و منطقه اي كه در آن
منطقه رشد و نما ميكند , خواه ناخواه يك سلسله آثار قهري بر
روي اندام و روحيه انسان مي گذارد. منطقه هاي سردسير و
منطقه هاي گرمسير و منطقه هاي معتدله هر كدام نوعي روحيه و
اخلاق را ايجاب مي كند , همچنين منطقه كوهستاني يا منطقه
صحرايي و غيره .
3 ـ محيط اجتماعي
محيط اجتماعي انسان عامل مهمي است در تكوين
خصوصيات روحي و اخلاقي انسان . زبان انسان , آداب عرفي
و اجتماعي , دين و مذهب , غالبا همان چيزي است كه محيط
اجتماعي بر انسان تحميل مي كند.
4 ـ تاريخ و عوامل زماني
انسان از نظر محيط اجتماعي تنها تحت تاثير زمان حال
نيست , زمان گذشته و وقايع و حوادثي كه در گذشته رخ داده
است نيز در ساختن او تاثير بسزايي دارد. به طور كلي ميان
گذشته و آينده هر موجودي رابطه قطعي و مسلم بر قرار است .
گذشته و آينده مانند دو نقطه جدا از يكديگر نيستند , بلكه
مانند دو قطعه از يك جريان مداوم اند. گذشته نطفه و هسته
آينده است .
طغيان انسان عليه محدوديتها
انسان در عين اينكه نمي تواند رابطه اش را با وراثت ,
محيط طبيعي , محيط اجتماعي و تاريخ و زمان بكلي قطع كند ,
مي تواند تا حدود زيادي عليه اين محدوديتها طغيان نموده ,
خود را از قيد حكومت اين عوامل آزاد سازد. انسان به حكم
نيروي عقل و علم از يك طرف , و نيروي اراده و ايمان از طرف
ديگر تغييراتي در اين عوامل ايجاد ميكند و آنها را با
خواستهاي خويش منطبق مي سازد و خود مالك سرنوشت
خويش مي گردد.
انسان و قضا و قدر الهي
معمولا خيال مي كنند عامل اساسي محدوديت انسان قضا
و قدر الهي است , ولي ما برعكس , از قضا و قدر الهي به عنوان
عاملي براي محدود كردن آزادي انسان نام نبرديم . چرا آيا
قضا و قدر الهي وجود ندارد و يا قضا و قدر عامل محدود
كردن نيست قضاو قدر الهي امري قطعي و مسلم است ولي
عامل محدود كردن انسان نيست . قضاي الهي عبارت است از
حكم قطعي الهي درباره جريانات و حوادث , و قدر الهي
عبارت است از اندازه گيري پديده ها و حوادث . از نظر علوم
الهي مسلم است كه قضاي الهي به هيچ حادثه اي مستقيما و
بلاواسطه تعلق نمي گيرد , بلكه هر حادثه را تنها و تنها از راه
علل و اسباب خودش ايجاب مي كند. قضاي الهي ايجاب
مي كند كه نظام جهان نظام اسباب و مسببات باشد. انسان هر
اندازه آزادي از ناحيه عقل و اراده دارد و هر اندازه محدوديت
كه از ناحيه عوامل موروثي و محيطي و تاريخي دارد , به حكم
قضاي الهي و نظام قطعي سببي و مسببي جهان
است . (1 )
بنابراين خود قضاي الهي يك عامل براي محدوديت
انسان به شمار نمي رود.
محدوديتي كه به حكم قضاي الهي نصيب انسان شده
است همان محدوديت ناشي از شرايط موروثي و شرايط
محيطي و شرايط تاريخي است نه محدوديت ديگر , همچنانكه
آزادي اي هم كه نصيب انسان شده به حكم قضاي الهي است
ولي به اين صورت كه قضاي الهي ايجاب كرده انسان موجودي
صاحب عقل و اراده باشد و در دايره محدود شرايط طبيعي و
اجتماعي بتواند خود را به مقياس وسيعي از قيد تسليم به آن
شرايط آزاد سازد و سرنوشت و آينده خويش را در دست
گيرد.
پاورقي :
1 ـ براي اطلاع بيشتر در اين باره رجوع شود به كتاب انسان و
سرنوشت از همين نويسنده
انسان از نظر محيط اجتماعي تنها تحت تاثير
زمان « حال » نيست , زمان « گذشته » و حوادثي كه در
گذشته رخ داده است نيز در ساختن او تاثير به
سزايي دارد. گذشته و آينده مانند دو نقطه جدا از
يكديگر نيستند , بلكه مانند دو قطعه از يك جريان
مداومند. گذشته , نطفه و هسته آينده است
آزادي انسان , آزادي نسبي است . يعني آزادي
در داخل يك دايره محدود است , درداخل همين
دايره محدود است كه هم مي تواند آينده سعادت
بخش براي خود انتخاب كند و هم آينده
شقاوت آلود

|
هاشمي نژاد , حماسه اي پرشور
|

ث به مناسبت سالروز شهادت شهيد هاشمي نژاد
ساعت هشت صبح هفتم مهرماه در حالي كه هاشمي نژاد از كلاس درسي كه
براي گروهي داير كرده بود , خارج مي شد , توسط منافقي به شهادت رسيد و پيكر
پاكش در اثر نارنجك پاره پاره شد.
اين واقعه حزن انگيز , پايان عمر كسي بود كه تمام زندگي او حماسه اي پرشور
بود و به فرموده امام خميني وجودش شمشير بران اسلام در عصر ظلمت و نكبت
رژيم پهلوي محسوب مي شد.
شهيد هاشمي نژاد در سال 1311 در خانواده اي متوسط و مستضعف متولد شد .
به دليل علاقه خاص مذهبي ايشان را در سن 14 سالگي به مرحوم آيت الله
كوهستاني جهت تحصيل علم سپردند. شهيد تا دوره سطح را خدمت ايشان
مي گذرانند و از محضر پرفيض ايشان بهره مي جويند. پس از آن بنابر توصيه
آيت الله كوهستاني بود. در شهر قم ايشان از درسهاي مرحوم آيت الله بروجردي و
حضرت امام (ره ) بهره هاي زيادي بردند و جز شاگردان بزرگ و ممتاز حضرت امام
بودند . بعد از طي دوران تحصيلي و آغاز مبارزات امام در سال 41 و 42 ايشان به
مشهد هجرت كردند. شهيد هاشمي نژاد مشهد را به عنوان پايگاه عظيم انقلاب
درآورد و از ابتداي نهضت بصورت گسترده و جدي و تمام وقت وارد مبارزات شد.
او با خصوصيات ويژه خود به خصوص شجاعت و مهارت در سخنراني نقش عظيمي
را در تاريخ مبارزات ايفا كرد. سخنان ايشان در مسجد فيل كاپيتولاسيون را به نقد
كشاند و آن را افشا كرد. و اين افشاگري باعث خشم رژيم طاغوت شد و عوامل
رژيم به مسجد حمله كرده و عده اي را در آنجا به شهادت رساندند. يادآوري اين
نكته ضروريست كه حادثه مسجد فيل شايد بعد از 15 خرداد در آن شرايط زماني از
حوادث مهم و منحصر به فرد تاريخ انقلاب است . بدنبال سخنرانيها بازداشت و
زندان ايشان ادامه داشت اما او از پاي ننشست و در ادامه مبارزات خود كانون بحث
و انتقاد را تاسيس كرد و كانون نيز محفل جوانان و دانشجويان و پايگاهي بزرگ
براي پاسخ سئوالات مذهبي و سياسي آنان گرديد. در نهايت مزدوران رژيم كانون
را هم تعطيل كردند. در ادامه مبارزات ايشان توجه خاصي به نوشتن كتب مذهبي و
عقيدتي داشتند و آثار زيادي در اين زمينه از خود بجا گذارده اند اولين كتاب بسيار
نفيس و ارزنده كه در سن سي سالگي از ايشان منتشر شد مناظره دكتر و پير نام
داشت كه شهرت ويژه خود را دارد و بسياري از مردم با اين كتاب آشنا هستند و اين
كتاب در همان دوران غوغاي عجيبي بپا كرد. در كتاب مذكور به مسايل اسلامي
جوانان پاسخ گفته شده و بسيار جالب است .
همان موقع به خاطر توجه جوانان و علاقه آنها اين كتاب بارها منتشر شد و
مورد استقبال قرار گرفت ولي با توجه به جو خفقان توقيف گرديد و تا سرنگوني
رژيم ممنوع الانتشار بود و بطور مخفي توزيع مي شد. كتاب درسي كه حسين (ع ) به
انسانها آموخت , مسائل عصر ما , اصول پنجگانه اعتقادي , رهبران راستين , راه سوم
بين كمونيزم و سرمايه داري , مقام شهيد , مشكلات مذهبي , قرآن و كتابهاي ديگر
آسماني , غروب آفتاب در اندلس و ... از آثار قلمي آن شهيد بشمار مي روند. به هر
حال ايشان در كنار , مبارزات و هدايت تفكرات اسلامي نوشتن را فراموش نكردند
شايد راجع به مبارزات ايشان لازم نيست صحبت شود چرا كه مردم ايران با
شخصيت ايشان آشنايند و سخنان پرشور ايشانرا بارها شنيده اند. خطوط انحرافي
را به خوبي مي شناخت و نقش فراواني در افشاي جريانهاي منحرف التقاطي و
منافقي و تفكرات ارتجاعي و ليبراليزم داشت .
شهيد هاشمي نژاد بعد از آنكه در سالهاي 49 يا 48 پس از سخنراني مسجد
سيد اصفهان ممنوع المنبر شد به تشكل و راهنمائي دانشجويان پرداخت و كلاسهاي
زيادي در دانشگاهها برگزار كردند در سال 52 و 53 بود كه در منزل در دهه فاطميه
منبر رفتند و در سخنرانيهاي خود مبارزات ائمه معصومين (ع ) را مطرح كرده و
حكومت وقت را افشا نمودند . پس از يك هفته سخنراني رژيم ايشان را بمدت 2
سال زنداني كرد. در زندان نيز منافقين را شناخت و با آنها به بحث پرداخت و آنها
در نهايت حاضر به بحث نشدند. بعد از پيروزي و به بار نشستن انقلاب ايشان
بطور جدي به نسل جوان توجه كرد و عليرغم توصيههاي مقامات و شخصيتها , هيچ
كار اجرائي را نپذيرفت . دلشان مي خواست در اختيار فرهنگ كشور باشند. ايشان از
آغاز ورود به شهر مقدس مشهد علاوه بر مسايل فرهنگي و مبارزاتي در حوزه نيز
به بحث و درس ادامه دادند و شاگردان فاضلي را تحويل جامعه دادند. درس ايشان
از درسهاي وزين و سطح بالاي مشهد بود و ايشان از اركان مهم و بزرگ حوزه
بودند. بسياري از مشكلات حوزه توسط ايشان حل مي شد و هيچگاه از درس و
بحث غافل نبودند حتي بعد از انقلاب در شرايطي كه مملكت ناآرام بود درس را
تعطيل نكرد و تمام برنامهها را ادامه داد.
علاقه زيادي به برگزاري درس و پرداختن به مباحث علمي داشت . فردي شجاع
و نترس در مقابل حوادث و مسايل روز بود نه زندان و نه شكنجه و نه هيچ چيز
ديگر نمي توانست مانع ايشان باشد مسايل امنيتي هيچ تغييري در وضع زندگي
ايشان نداد. حتي يك كلاس يا يك برنامه ايشان به اين دليل تعطيل نگرديد.
شهيد هاشمي نژاد مشهد را به عنوان پايگاه عظيم انقلاب
درآورد و از ابتداي نهضت بصورت گسترده و جدي وتمام وقت
وارد مبارزات شد
شهيد هاشمي نژاد توجه خاصي به نوشتن كتب مذهبي
وعقيدتي داشتند و آثار زيادي در اين زمينه از خود بجا
گذارده اند. اولين كتاب بسيار نفيس و ارزنده كه در سن سي
سالگي از ايشان منتشر شد مناطره دكتر وپيرنام داشت كه
شهرت ويژه خود را دارد

|
| |