روزنامه جمهوري اسلامي 04/07/1384 صفحه جبهه و جنگ

* چه كسي اين دختر را مي شناسد
* هشت مرحله در هشت سال دفاع
چه كسي اين دختر را مي شناسد




بمناسبت چهارم مهرماه , سالروز شهادت نوجوان شهيده سهام خيام
« هان اي شهيدان ! در جوار حق تعالي آسوده خاطر باشيد كه ملت شما پيروزي شما را از دست نخواهد داد. »
امام خميني رضوان الله تعالي عليه
چه زيباست به سان گل در هواي پاك آزادي شكفتن , وه ! چه با شكوه و عظيم است , پرده تاريك ظلم را با تيغ آفتاب اراده ايمان دريدن . چه بزرگ و پرجلال است , با سلاح شهادت , زنجيرهاي اسارت را گسستن واز بند طاغوتهاي زمانه رستن , چه عاشقانه و لطيف است اسماعيل وار , شادمانه به قربانگاه رفتن و عارفانه در عشق به الله فنا شدن و سرانجام چون گل سرخ عروج ملكوتي داشتن .
چرا كه اينگونه شهيدان در صحراهاي كربلا , زينب وار رسالت خويش را ايفا مي كنند , و اينك نوبت به كربلاي ايران , هويزه مي رسد.
سلام بر هويزه و فضاي عطرآگينش , سلام و صلوات بر تربت پاكش كه محل و سجدگاه مخلصين است و سلام بر مسجد جامع اش كه اسطوره ي ايمان و مامن عاشقان الله است و سلام و درود بر دانش آموخته ي مكتب صبر زينب (س ) شهيده « سهام خيام » نوجوان , خداوندا چه ياران عزيزي بار سفر بسته و از جمع دوستان به موطن اصلي عشاق كوچ كرده اند , تلخي دنيا را به شيريني ديدارش در آميخته و چه سخت است دنيا را تحمل كردن بعد از عروج خونين اين عزيزان .
خداوندا , تويي كه شيريني شهادت را مي داني و در اين ميان , بندگان لايق خود را برمي گزيني و شهادت را نصيب آنها مي گرداني .
شهيده سهام خيام متولد 47,11,5 دريكي از محله هاي هويزه در خانواده اي مذهبي ديده به جان گشود. او از همان اوان كودكي دختري با هوش و زرنگ بود و آثار و انديشه و فراست در سيماي معصومش حكايت از روح بلند او داشت . گشاده رويي و خوش خلقي , رعايت ادب و احترام از خصوصيات بارز اين شهيده بزرگوار بود كه دوازده بهار بيش از عمرش نگذشته بود و با سن و سال كمي كه داشت نسبت به مسائل داخل و خارج كشور احساس مسئوليت مي كرد. بسيار كنجكاو بود و اين احساس مسئولين تمام وجودش را فراگرفته و مملو از عشق و ايثار به وطنش بود. او عاشق شهادت بود و به آن رسيد. تحصيلات خود را در مدرسه ابتدايي حضرت زينب (س ) به پايان رسانيد. كلاس اول راهنمايي ثبت نام كرده بود , اما بدليل آغاز جنگ تحميلي و اشغال شهر هويزه نتوانست ادامه تحصل دهد و به مدرسه نرفت , او دانش آموزي درس خوان بود. همه از او راضي بودند و در كارهاي خانه به مادر كمك مي كرد. او نماز مي خواند و شب ها براي مادر و خانواده اش زندگي ائمه (ع ) و پيامبر اكرم صلي الله عليه و اله و سلم را مي گفت تا اينكه :
يك روز قبل از شهادت
يك روز قبل از شهادت , سهام در خارج از منزل بود , عراقيها وارد شهر شده و او شاهد اين تجاوز بود. نظاميان و اشغالگران بعثي در شهر مشغول به يغما بردن وسايل يكي از ادارات بودند كه او از اين حركت مزدوران خشمگين شد و با كلماتي كه بر زبان مي راند به بعثيون حمله ور شده لب به اعتراض مي گشايد كه بدليل كم سن و سالي اين بار به او توجه نمي كنند و نسبت به او و كارش بي توجهي نشان مي دهند.
مادر از ظاهر او متوجه ناراحتي سهام شده و جوياي علت آن مي شود , در پاسخ مي گويد : عراقيها دارند وسايل اداره را به يغما مي برند. مگر مي شود از اين همه تجاوز , بي خيال گذشت , آنها گويي دارند خانه ما را به يغما مي برند و من آرام ندارم .
روز شهادت
صبح روز چهارم مهرماه 1359 , شهر هويزه شلوغ بود و حال و هواي ديگري داشت . همه مردم براي دفاع از وطن خودشان بپاخاسته بودند , انگار همه مي دانستند او كه تنها 12 بهار از آمدنش در اين دنيا نگذشته بود ديگر امروز صبر خويش را مي شكند و در اوج آن روز , چون مادر وضعيت شهر را ناامن ديد براي امنيت فرزندان خود , آنها را به پناهگاه مي برد و مي خواهد پنهان كند.در قلب هاي همه آشوب و ترس بود و آرام نشسته بودند. تنها كسي كه آرامش در وجودش معنايي نداشت سهام 12 ساله بود .
در آن لحظه سهام رو به مادر خود مي گويد : اگر تمام درها را ببنديد من آرام نمي گيرم و بايد بيرون بروم و از شهر خود در مقابل بعثيان دفاع كنم مگر فقط مردها مي توانند از ميهن دفاع كنند من هم مي توانم , پس بايد دفاع كنم . دور از چشم مادر به اين فكر كه تنها با تغيير هويت مي توانم به هدف خود برسم , پس از استحكام و تعويض لباس و مرتب كردن خود كه گويي مي داند لحظات آخر را سپري مي نمايد و مي خواهد به ميهماني باشكوهي برود. ديگر كسي او را نمي شناخت , پس از آن بهترين راه و بهانه را كه قطع شدن آب لوله كشي شهر بود انتخاب كرد و ظرفها را جمع آوري كرده و براي

شستن آنها به طرف رودخانه حركت مي كند.
در طول مسير مادر با او برخورد مي كند , و به سهام مي گويد كه برگردد و با اين حرفها كه تو بچه هستي و توانايي مقابله نداري و... مي خواهد او را از اين كار منصرف كند ولي سهام انگار كه در دنياي ديگري بود و چيزي را جز هدف در مقابل چشمان خويش نمي ديد. در اين حالت , ظرفها را به زمين مي گذارد و 2 انگشت دست خود را به نشانه پيروزي بالا مي آورد و نداي پيروزي , شهادت , پيروزي و اين كلمات را بر زبان خويش تكرار مي كند. سپس از مقابل ديدگان مادر دور مي شود. وقتي به دشمن رسيد تنها كاري كه مي توانست انجام دهد شعار برضد نظاميان غاصب بود كه در مقابل او قرار داشتند. مرتب اظهار تنفر مي نمود و از اسلام و شهر و حق مردم و كشورش دفاع مي نمود.
شعار مي داد و با اين كار سهمي از دفاع را به دوش خود نهاده بود. دشمنان تصور مي كردند كه او كودكي بيش نيست و نمي تواند كاري از پيش ببرد به او كمتر توجه مي نمودند , تا اينكه اين بار دامن خود را پر از سنگ ريزه مي نمايد و شروع به پرتاب سنگ به سوي اشغالگران عراقي تا بن دندان مسلح مي نمايد. اين عمل را تا به حد بر افروختن خشم آن مزدوران ادامه مي دهد و به قول شاهدان اين صحنه ي تحسين برانگيز , در مقابل چشمان بهت زده ي اهالي , يكي از افراد نظامي ارتش بعث كه به ستوه آمده بود به سربازان خود مي گويد وي را هدف قرار دهند كه با اصابت تير دشمن به سر مباركش , دعوت حق را اين چنين زيبا لبيك گفت و برگ زريني شد در تاريخ دوران دفاع مقدس .
تهيه و تنظيم ـ مريم احمد زاده
سهام خيام : اگر تمام درها را ببنديد من آرام نمي گيرم و بايد بيرون بروم و از شهر خود در مقابل بعثيان دفاع كنم . مگر فقط مردها مي توانند از ميهن دفاع كنند من هم مي توانم . پس بايد دفاع كنم
يكي از نظاميان ارتش بعث كه به ستوه آمده بود به سربازان خود گفت وي را هدف قراردهد كه با اصابت تير دشمن به سر مباركش . سهام 12 ساله دعوت حق را لبيك گفت و برگ زريني شد در تاريخ دوران دفاع مقدس

هشت مرحله در هشت سال دفاع




نگاهي اجمالي به 8 سال دفاع مقدس
اشاره : 31 شهريور 1359 (22 سپتامبر 1980 ) آتش جنگي در منطقه خاورميانه توسط حاكمان بغداد آغاز گرديد كه 8 سال بعد در تاريخ 29 مرداد 1367 (20 آگوست 1988 ) با برقراري آتش بس پايان يافت . اين نبرد كه يكي از طولاني ترين جنگهاي معاصر بوده است اثرات منطقه اي و فرامنطقه اي بسياري را بجا گذاشت كه پيامدهاي مهم آن حمله عراق به كويت و اشغال آن كشور و وقوع جنگ خليج فارس مي باشد. و بعد از گذشت بيش از 13 سال از پايان نبرد هنوز آتش التهاب و بحران جهت تداوم جنگ آمريكا با عراق , آرامش را از منطقه سلب نموده است . اين گزارش سعي دارد در كلماتي بسيار مجمل و فشرده حوادث مهم و سير مراحل سالهاي جنگ را بيان نمايد.
مرحله اول : مقدمات تجاوز
كشور عراق بدنبال پيروزي انقلاب اسلامي و مشتركات اعتقادي مردم دو كشور و پيوندهاي عميق بين آنها احساس خطر نموده و براساس فرضيات كاملا غلط خود اقدام به دخالت سياسي و نظامي در شهرهاي مرزي با ايران نمود كه گزارشات واصله حاكي از صدها تجاوز مرزي , اقدامات خرابكارانه و تحريك مردم براساس تعصبات قومي گري مي باشد.
مرحله دوم : شروع تجاوز دشمن و متوقف كردن آن
تجاوز كشور عراق با 12 لشگر و 10 تيپ مستقل در قالب سه سپاه , شامل 230000 نفر , 3530 دستگاه تانك و نفربر , 300 هواپيما , 900 قبضه توپ صحرايي و 80 فروند بالگرد در سه جبهه جنوب , غرب و شمالغرب با حمله هوائي به 19 شهر ايران آغاز گرديد و علي رغم عدم آمادگي كامل نيروهاي مسلح ايران كه به دلايل متعدد بعد از انقلاب تضعيف شده بود , اين تجاوز سراسري بدون دستيابي به اهداف قاطع توسط يگانهاي ارتش و نيروهاي مردمي متوقف گرديد و با شهادت و تدابير ارتش جمهوري اسلامي ايران دشمن در مواضع نامناسبي مشغول پدافند گرديد. لذا اولين مرحله جنگ به نفع جمهوري اسلامي ايران با بدست آوردن پيروزي نظامي و سياسي پايان يافت .
مرحله سوم : بيرون راندن دشمن
از اواسط زمستان سال 1359 ارتش جمهوري اسلامي ايران همراه يگانهاي نو پا و تازه تاسيس مردمي در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي حملات محدود خود را جهت شناسائي دشمن و ايجاد روحيه آفندي آغاز نمود.
مهمترين عملياتهاي انجام شده در اين مرحله عمليات نصر در منطقه هويزه است كه علي رغم نابرابري نيروها , در روزهاي اول موفقيتهاي چشمگيري بدست آمد ولي با توجه به تمركز فوق العاده قواي دشمن , زمين تصرفي تثبيت نگرديد , عمليات ضربت ذوالفقار در منطقه غرب همزمان با عمليات نصر انجام شد كه به آزادسازي ارتفاعات مهمي در ميمك منجر گرديد و اين عمليات سرآغاز پيروزي هاي قواي مسلح اسلام محسوب مي شود. در ادامه نيز عملياتهاي بازي دراز , رجائي و باهنر , شكست محاصره سوسنگرد و..... با موفقيت انجام شد.
مرحله چهارم : آزادسازي سرزمينهاي اشغال شده
روند آزادسازي سرزمينهاي اشغال شده در منطقه جنوب با عمليات ثامن الائمه در محور آبادان آغاز گرديد كه با موفقيت به انجام رسيد , منطقه بستان هدف استراتژيك ديگري بود كه در اواخر پائيز سال 60 با عمليات طريق القدس آزاد شد و زمينه براي انجام عمليات فتح المبين در منطقه عمومي شوش و كرخه فراهم گرديد و در اوايل سال 61 بزرگترين ضربه به ارتش عراق وارد شد و عراق را وادار نمود تا براي خروج و فرار از سرزمينهاي اشغال شده تصميمات جدي بگيرد كه اجراي اين تصميمات همزمان شد با آخرين عمليات بزرگ بيرون راندن دشمن در منطقه جنوب بنام بيت المقدس كه منجر به آزادسازي خرمشهر گرديد.
در مناطق غرب و شمالغرب نيز عملياتهاي مهمي از ديماه سال 60 با نام محمد رسول الله شروع شد كه با عملياتهاي مسلم بن عقيل در منطقه سومار , والفجر 3 در منطقه مهران و كربلاي 6 در منطقه نفت شهر ادامه يافت . روند بيرون راندن دشمن در اين مناطق تا سال 1365 طول كشيد .
مرحله پنجم : نفوذ و ورود به خاك دشمن
سرانجام استراتژي اتخاذ شده جهت تنبيه متجاوز علي رغم فشار شديد بين المللي و مخالفتهاي موضعي در داخل كشور به اجرا درآمد و عمليات رمضان در تاريخ 61,4,22 در منطقه شرق بصره با هدف اشغال يا محاصره بصره آغاز گرديد. افزايش توان رزمي عراق براي حفظ خاك خود و فشار شديد بر نيروهايش جهت استقامت در مقابل حمله كشور ايران و مسلح نمودن زمين به شكل خارق العاده از دلايلي بود كه اولين عمليات نفوذ به خاك عراق با موفقيت كامل همراه نباشد. چهار ماه بعد در تاريخ 61,8,20 در منطقه زبيدات عمليات محرم صورت پذيرفت كه علي رغم دست يابي به اهداف بسيار مهم نتوانست نتيجه تعيين كننده اي را بدنبال داشته باشد.
در اين راستا بويژه در منطقه جنوب سلسله عملياتهاي والفجر مقدماتي , والفجر 1 , خيبر و بدر انجام شد كه در مجموع توانست توانائي هاي فوق العاده نيروهاي ايران را به نمايش بگذارد ولي به اهداف قاطعي جهت تنبيه متجاوز و باز كردن راهي براي تسليم عراق در مقابل خواسته هاي ايران منجر نگرديد.
مرحله ششم : حملات موضعي عراق
نفوذ به خاك عراق و تصرف قسمتهاي قابل توجهي از مناطق غربي آن كشور منجر به اتخاذ تصميمي شد كه به آن دفاع متحرك نام نهادند.
از تاريخ 64,12,25 تا 65,2,26 بيش از 15 عمليات توسط عراق صورت گرفت كه به جزو موارد نادري كه منجر به سقوط مواضع نيروهاي جمهوري اسلامي ايران گرديد غالبا با موفقيت همراه نبوده است .
مرحله هفتم : سالهاي پاياني جنگ
به دليل اينكه تدابير ايران براي پايان يافتن جنگ متكي بر تنبيه متجاوز از طريق مجامع بين المللي و طرق مسالمت آميز بدون پاسخ ماند طراحان نظامي را بطرف تداوم عملياتهاي منطقه جنوب و غرب متمايل كرد و عملياتهاي كربلاي 4 , كربلاي 5 , كربلاي 8 , قادر , والفجر 9 , والفجر 10 , والفجر 8 صورت گرفت كه عمدتا يا در خطوط درگيري متوقف شده و يا مواضع تصرفي با مقابله شديد دشمن مانند بمباران شيميائي حلبچه مواجه گرديده و به موفقيت كامل نرسيد.
در اين مرحله هر چند قواي اسلام , توان رزمي عراق را مورد هدف قرار داده و به ماشين جنگي اين كشور آسيب جدي وارد نمودند ولي با حمايت و پشتيباني همه جانبه قواي استكباري از عراق نه تنها توان رزمي كشور متجاوز تقليل و كاهش نيافت بلكه بطرز شگفت انگيزي قدرت ارتش عراق نسبت به آغاز جنگ چند برابر گرديد.
مرحله هشتم : چگونگي پايان جنگ
نقطه عطف جنگ صدور قطع نامه 598 در سال 1366 بود كه از طرف عراق بدون قيد و شرط پذيرفته شده و از طرف ايران پذيرش قطع نامه مشروط به تغيير موادي از آن گرديده بود. با توجه به عدم موافقت سازمان ملل با درخواستهاي ايران , قطع نامه فوق در حالت بلاتكليفي قرار گرفت . در طول اين مدت عراق با افزايش توان نظامي و شناسايي نقاط ضعف خودي از آغاز سال 1367 اقدام به بازپس گيري مناطق خود نمود كه با حمله به فاو و تصرف آن نيروهاي عراق افزايش روحيه يافته و بدون دادن فرصت به ايران اقدام به بازپس گيري شلمچه و جزاير مجنون نموده و سپس قصد نفوذ سراسري مجدد به خاك ايران و تصرف اهواز را داشتند كه با حضور همه جانبه مردم و نيروهاي مسلح شكست سنگيني در تير ماه 1367 به عراق وارد گرديد و احساس شرايط بحراني موجب شد تا با اعلان موافقت ايران با قطع نامه 598 زمينه براي پايان جنگ و اجراي آتش بس فراهم گردد.
ثسرهنگ مجتبي جعفري
ارسالي از : روابط عمومي نيروي زميني ارتش
منابع :
1 ـ سيري در جنگ ايران و عراق , محمد دروديان
2 ـ اطلس نبردهاي ماندگار ـ مجتبي جعفري
3 ـ نيروي زميني ارتش در هشت سال دفاع مقدس , اشكانفر و هاديان
سرانجام استراتژي اتخاذ شده جهت تنبيه متجاوز علي رغم فشار شديد بين المللي و مخالفت هاي موضعي در داخل كشور به اجرا درآمد و عمليات رمضان در تاريخ 61,4,22 در منطقه شرق بصره با هدف اشغال يا محاصره بصره آغاز گرديد
نقطه عطف جنگ صدور قطع نامه 598 در سال 1366 بود كه از طرف عراق بدون قيد و شرط پذيرفته شده و از طرف ايران پذيرش قطع نامه مشروط به تغيير موادي از آن گرديده بود