فهمي هويدي
عقب نشيني از غزه يك پيروزي « مسموم » است كه نه توان آن را رد كرد
و نه نتايج آن را پذيرفت .
اين اقدام را مي توان نسبتا يك گام رو به جلو ناميد , اما مهم ترين
نگراني من آن است كه همزمان با اين گام به جلو , ده ها گام به عقب برداشته
شود و « اسراييل » از كابوس غزه رهايي يابد تا كرانه باختري را ببلعد و آرمان
فلسطينيان را نابود كند.
من نسبت به افتادن در اين دام و تسليم شدن در برابر ابعاد اين پيروزي
كه در بهترين حالت اولين گام در مسير بازپس گيري حقوق غصب شده
فلسطينيان است , هشدار مي دهم . « اسراييل » قصد دارد كه اين اولين گام ,
آخرين گام باشد و به اين ترتيب زمينه براي بستن پرونده قضيه فلسطين و باز
شدن راه براي عادي سازي روابط با جهان عرب و اسلام فراهم آيد , بر كسي
پوشيده نيست كه اقدامات عملي براي اين هدف پليد صهيونيست ها با
ملاقات وزراي خارجه پاكستان و اسرائيل آغاز شده است .
« سلوان شالوم » وزير امور خارجه اسراييل از رخ دادن تحولي عظيم در
روابط كشورهاي عربي و « اسراييل » در همين سال جاري ميلادي سخن گفته
است و « كونداليزا رايس » وزير امور خارجه آمريكا نيز در تاريخ دوم مرداد
در تل آويو اعلام كرد كه دولت آمريكا تصميم گرفته است با عقب نشيني
اسراييل از نوار غزه , نقشي فعال تر در از سرگيري روابط قطع شده ميان
عرب ها و اسراييل ايفا كند. رايس افزود كه واشنگتن پيشنهاد كرده است كه
براي اين منظور كنفرانسي بين المللي برگزار شود و چندين كشور عربي كه
روابط پنهاني با اسراييل برقرار كرده اند در اين كنفرانس شركت كنند و پس
از آن هم كشورهايي وجود خواهند داشت كه به عادي سازي روابط خود با
اسراييل تمايل نشان دهند.
غزه , طعمه مسموم اسرائيل
آنچه مايه نگراني است اينكه اين فشارها در حالي اعمال مي شود كه هيچ
مقابله اي با آن صورت نمي گيرد و از آن بيم مي رود كه كشورهاي عرب در
كمين بيفتند و طعمه مسموم را بخورند و كار به آنجا ختم شود كه آنان تسليم
شده و در حذف آرمان فلسطين سهيم گردند و اين كار نيز از راه پذيرش
بررسي موضوع عقب نشيني از غزه در دستور كار نشست هاي كشورهاي عربي
رخ دهد و همزمان تبليغات گسترده اي آغاز گردد و در آن عقب نشيني از نوار
غزه يك اقدام « تاريخي » تلقي گردد كه مستحق تجليل و تقدير
است .
عوامل زير فراهم كننده فضايي است كه من به تصوير كشيده ام :
اول ـ معادله قدرت , نا متوازن و با فاصله بسيار زياد و با كمك هاي
فراوان آمريكا به سود « اسراييل » كه به سبب همين عدم توازن در معادله
قدرت , طرف قوي تر در تحميل خواسته ها و ديكته هاي خود به ديگران
تواناتر است .
دوم ـ تاثيرگذاري عمومي عرب بسيار كم است . اين امر موجب مي شود
كه كشورهاي موثر در تصميم گيري ها تمايل شديدي به جلب خشنودي
آمريكا و اجابت خواسته هايش از خود نشان دهند. و از اين پس است كه
برخي از اين كشورها براي نزديكي به « اسراييل » ترديدي به خود راه نمي
دهند و حتي با ميانجيگري شخصي شارون به اين كار مبادرت مي ورزند !به
اين گمان كه چنين كاري راه جلب خشنودي واشنگتن را فراهم مي كند.
عقب نشيني بدون تفاهم
در حدود چند هفته پيش و در تاريخ هشتم مردادماه روزنامه
صهيونيستي « هاآرتص » مقاله اي منتشر كرد كه در جاي خود جالب توجه
است . نويسنده اين مقاله « ميرون بنفنستي » از انديشمندان و مورخان
برجسته صهيونيست است . اين صهيونيست در مقاله خود آورده است كه
شارون و همراهانش با اعلام طرح عقب نشيني از غزه بدون توافق يا تفاهم با
تشكيلات خودگردان عملا آخرين بقاياي مرحله كه بر به رسميت شناختن
فلسطينيان به عنوان يك شريك قانوني استوار بود و به عنوان ملتي كه حق
دارد سرنوشت خود را به دست خود تعيين كند , نيز نابود كردند.
اين نويسنده صهيونيست اقدام يكجانبه شارون را به مثابه حركت چرخ
به عقب توصيف كرد و نوشت كه مقامات « اسراييل » مي كوشند كه حق تعيين
سرنوشت را از فلسطينيان بگيرند و نگذارند فلسطينيان آينده خود را
خودشان بسازند به اين ادعا كه آنان ملتي داراي پيشينه فرهنگي و سياسي و
قانوني نيستند , بلكه گروهي « تروريست » هستند كه نبايد در هيچ مذاكره اي با
آنان طرف معامله شد. « ميرون بنفنستي » در مقاله خود از اينكه برخي
طرف هاي عربي مخالف اند , براي حمايت از شارون در جهت اجراي اين
طرح (كه در آن هرگونه تلاش براي گفت و گوي طبيعي ميان دو طرف منازعه
مردود شناخته شده است ) اشتياق زيادي از خود نشان مي دهند , ابراز
شگفتي كرده است .
همين اظهار نظر و گواهي , ما را از آوردن دلايل ديگر در آشكار ساختن
انگيزه هاي سران رژيم صهيونيستي از اجراي طرح عقب نشيني از غزه آن هم
بدون توافق و تفاهم با فلسطينيان , و اينكه اين اقدام چقدر از حسن نيت (كه
برخي گمان مي كنند) بي نياز مي كند.
اما بايد يك بعد ديگر هم به اين نكته بيفزاييم و بر آن تاكيد كنيم كه هيچ
توافقي با « اسراييل » امضا نشده است , اين رژيم هيچ پيشنهادي مطرح نكرده
است , مگر آنكه هدف از آن متوقف كردن طرف فلسطيني و عرب و
بازگذاشتن دست « اسراييل » براي توسعه سلطه و تثبيت اشغال اراضي
غصب شده و قرار دادن طرف هاي مقابل در برابر عمل انجام شده و نابودي
آرزوي فلسطينيان , بوده است .
چرا فقط غزه براي عقب نشيني انتخاب شده است
در پاسخ به اين پرسش لازم است كه به اين نكته اشاره شود كه همه
تحليلگران در دولت عبري اشتراك نظر دارند كه هدف اساسي از اجراي اين
طرح و توصيف آن به « جدايي ارتباط » , مديريت بحران بوده است آنان تاكيد
كرده اند كه شارون يقين پيدا كرده بود كه نمي تواند به ادامه شهرك سازي
همزمان در كرانه باختري , نوار غزه و بلندي هاي جولان ادامه دهد و اين هم
دو علت مهم داشت : اول , شعله ور شدن انتفاضه الاقصي كه هزينه بسياري
براي شارون در بر داشت و دوم , عدم آمادگي شارون براي پرداخت بهاي
سازش با طرف فلسطيني . به همين سبب تصميم گرفت كه به اقدام جدايي
ارتباط آن هم از نوع يكجانبه اش دست بزند و غزه براي اجراي اين طرح
بهترين گزينه بود , زيرا :
اولا : از جمعيت زيادي كه در اين منطقه سكونت دارد (بيش از يك
ميليون و سيصد هزار نفر در آن ساكن هستند) رهايي يابد تا به اين ترتيب
يكي از نگراني مهم و عمده صهيونيست ها مربوط به توازن جمعيتي اسراييل
بر طرف شود , زيرا پس از خروج از غزه , تقابل شمار افراد (يهودي در مقابل
عرب ها) به سود دو جمعيت عبري پايان مي يابد و شارون نيز بارها اين نكته
را به صراحت يادآور شده است .
ثانيا : نوار غزه هيچ فايده راهبردي براي رژيم صهيونيستي در بر نداشت .
اين منطقه نه از نظر جايگاه و نه از نظر مساحت (وسعت نوار غزه 365
كيلومتر مربع و تنها 5 درصد وسعت اراضي است كه در سال 1967 به
اشغال اسراييل درآمده است ) و نه از نظر ايديولوژيك (كه توسعه
شهرك سازي را در نوار غزه از نظر ديني براي يهوديان توجيه كند) فايده اي
براي دولت عبري نداشت .
اسراييل با عقب نشيني از منطقه غزه اين گونه در مجامع جهاني و افكار
عمومي وانمود كرده است كه درصدد اجراي قطعنامه 242 شوراي امنيت
(آن هم نسخه انگليسي اين قطعنامه ) است . اخباري هم منتشر شده است كه
كميته هاي ويژه اي در اسراييل تشكيل شده است كه ماموريت آنها تحقيق و
جمع آوري اسناد حقوقي در اين راستا است تا به هنگام آغاز تبليغات در اين
باره در مجامع جهاني ارايه دهند.
تداوم اشغالگري غزه به شيوه جديد
آيا با عقب نشيني مورد ادعاي صهيونيست ها , اشغال نوار غزه عملا
پايان مي يابد و آيا خروج « اسراييلي ها » از اين منطقه در چارچوب طرح
« جدايي يكطرفه » از منظر قوانين بين المللي يك عقب نشيني حقيقي به شمار
مي آيد
در گزارشي كه گروهي از حقوقدانان فلسطيني ساكن داخل اين سرزمين
و آگاه به انگيزه ها و روش فكري « اسراييلي ها » تهيه كرده اند , آمده است كه
اين عقب نشيني چندان خوشايند و مثبت نيست , زيرا اشغالگران پس از
اجراي اين طرح , همچنان به اشغال اين منطقه البته با شيوه هاي ديگري ادامه
خواهند داد.
دلايل اين امر هم به شرح زير است : اسراييل همچنان سيطره خود را بر
آسمان نوار غزه حفظ خواهد كرد و همزمان به دولت فلسطين اجازه نخواهد
داد تا بدون اجازه رژيم صهيونيستي از آسمان منطقه نوار غزه استفاده كند.
به رغم آنكه « اسراييل » ظاهرا با بازسازي و بازگشايي فرودگاه بين المللي غزه
موافقت نمي كند , اما با اين وصف , صريحا تاكيد كرده است كه براي
بازگشايي اين فرودگاه محدوديت هاي زيادي ايجاد خواهد كرد.
« اسراييل » همچنان تمام سواحل نوار غزه را نيز زير سلطه خود خواهد
داشت و به محاصره آن ادامه مي دهد و به اين ترتيب دولت فلسطين از
آب هاي آزاد برخوردار نخواهد بود و نمي تواند بندري تاسيس كند كه تا
فعاليت آزاد در آن جريان داشته باشد و به رغم آنكه رژيم صهيونيستي
تاكنون با آغاز به كار بندر غزه موافقت نكرده است , اما همچنان تاكيد دارد كه
نظرش درباره بندر غزه هم به مانند موضوع « فرودگاه » است .
رژيم صهيونيستي تا اين لحظه با تخليه نوار مرزي در جنوب باريكه غزه و
مرز با مصر موافقت نكرده است و به رغم آنكه اين منطقه در آينده زير نظر
مصر قرار خواهد گرفت , اما اسراييل تاكيد دارد كه براي رفت و آمدها از اين
مرز با محدوديت صورت خواهد گرفت .
مهم تر از همه اين مسايل , موضوعي است كه روزنامه صهيونيستي
« هاآرتص » در تاريخ 2005,7,5 به آن اشاره كرد . روزنامه ياد شده در اين
باره نوشته است كه بر خلاف توجيهاتي كه درباره علت تعويق انتخابات
مجلس قانونگذاري فلسطيني مطرح و در آن گفته شده است كه اين اقدام به
هدف تدوين قانون جديد انتخابات صورت گرفته , اما يك منبع , بلندپايه در
دفتر شارون تاكيد كرده است كه اسراييل » و دولت آمريكا از رهبري
تشكيلات خودگردان تعهد گرفته اند كه با تعويق زمان برگزاري انتخابات مانع
مشاركت حماس در آن شوند.
موضوعي كه هيات دولت اسرائيل چهارشنبه هفته گذشته آن را رسما
اعلام كرد و جنبش حماس را از شركت در انتخابات آينده مجلس فلسطين
منع كرد.
واشنگتن در نظر دارد پس از عقب نشيني اسرائيل
از نوار غزه با برگزاري يك كنفرانس بين المللي و
كشاندن كشورهاي عربي به آن , طرح عادي سازي
رابطه با اسرائيل را به اجرا بگذارد.
با عقب نشيني از غزه , اسرائيل قصد دارد اين اولين
گام , آخرين گام باشد و به اين ترتيب زمينه براي بستن
پرونده فلسطين و باز شدن راه براي علني سازي
روابط با برخي كشورهاي اسلامي و عربي فراهم
آيد.
آنچه مايه نگراني است اينكه فشار آمريكا موثر
واقع شود و كشورهاي عربي در دام اسرائيل بيفتند و
طعمه مسموم را بخورند و كار به آنجا ختم شود كه
تسليم شده و در حذف آرمان فلسطين سهيم گردند.

|