روزنامه جمهوري اسلامي 03/07/1384 صفحه عقيدتي

* انتظار و آمادگي منتظر
دعاي مستجاب
گرفتاري مومن
انتظار و آمادگي منتظر




به انتظار زيستن و منتظرانه دين داشتن , وظيفه اي است كه شريعت اسلام , از مومنان خواسته است . چشم داشتن به ظهور منجي و حاكميت دوازدهمين امام , از سلسله امامان معصوم (ع ) , باور به تداوم امامت و عينيت رهبري ديني , در نهايت تاريخ زندگي است , نهايتي دور , ولي در پيش , بسا امروز , فردا يا فرادي ديگر.
عالمان دين , برپايه احاديث معصومين (ع ) انتظار فرج را شاخص بزرگ انسان ديندار در عصر غيبت دانسته اند و همواره دينداران را به داشتن و دانستن اين مهم , فراخوانده اند :
پيامبر اسلام (ص ) مي فرمايد :
« افضل اعمال امتي انتظار الفرج من الله عزوجل . » 1
انتظار فرج داشتن برترين عمل امت من است .
امام صادق (ع ) مي فرمايد :
الااخبر كم بما لايقبل الله عزوجل من العباد عملا الا به فقلت بلي , فقال :
« شهاده ان لااله الاالله و ان محمدا عبده و رسوله ... والانتظار للقائم (ع )2.
خبر دهم شما را به چيزي كه خداوند عمل بندگان را جز با آن نمي پذيرد
گفتم آري .
امام فرمود : باور به خداي يكتا و بندگي و پيامبر محمد... و چشم داشتن به ظهور قائم (ع ).
مفهوم انتظار : انتظار , باوري است بارور به عمل , كه در زندگي انسان منتظر , در قالب كرداري خاص , تجسم مي يابد. دست روي دست گذاردن و بي هيچ كنشي منتظرانه , خود را منتظر دانستن , تفسيري وارونه و منافقانه از انتظار است . انتظار , اعتقادي است در گرو عمل , عمل كردن به آنچه كه فرهنگ انتظار ايجاب مي كند.
انتظار , چشم داشتن به حاكميتي است كه در آن , ناپاكان , ظالمان , متظاهران بي اعتقاد و معتقدان بي كردار , به شمشير عدالت و ديانت سپرده مي شوند. دين , از بدعتها و كجيها و نفاقها و نارواييهاي بشري پيراسته مي گردد.
نادرستيها و ناراستيها كنار مي رود , كاخهاي به ظلم افراشته تاريخ , سقوط مي كنند , زنجيرهاي جهل و اسارت گسسته مي شوند , نابخرديها و ناحقيها , پايان مي يابند , دنياي ناراستان به فرجام مي رسد.
شخص منتظر , خودساخته اي است آماده پيوستن و درآمدن در صف نهضت و قيامي كه نهمين سلاله حسين (ع ) , آن را رهبري مي كند و همه سنگرهاي ظلم و ستم و پليدي و نفاق و ناپاكي و بدعت را فرو مي ريزد و حق و حق پرستي و درستي و راستي و عدالت را جايگزين آن مي كند.
انتظار مكتب آمادگي : آمادگي هميشگي , جوهر اصلي انتظار است و وظيفه قطعي منتظران , انتظار قيام و ظهور مهدي (ع ) را داشتن , آمادگي پيشين مي خواهد , ازجمله : پيراسته و پاك زيستن , صداقت در عقيده و عمل داشتن , دارابودن توان روحي براي جهاد و مبارزه در ركاب امام مهدي (ع ).
آنان كه انتظار را به عنوان عقيده و باوري ديني در ذهن مي پرورند , و بازتاب عملي آن را در برپايي مجالس دعا و جشن مي جويند , ولي با الفباي مبارزه و جهاد و باطل ستيزي ناآشنايند , در طول زندگي خود , كوچكترين صحنه برخورد با دشمنان دين تجربه نكرده اند و حتي از تصور آن نيز , برخود مي لرزند , چگونه مي خواهند به صف مجاهدان در قيام توفنده و جهاني مهدي (ع ) درآيند و با بزرگ ترين و بيشترين دشمنان روياروي شوند آيا اينان , تاريخي مكرر از پيروان موسي نخواهند بود كه گاه نبرد گفتند :
« فاذهب انت و ربك فقاتلا انا هيهنا قاعدون . » 3
پس تو و پروردگارت برويد و بجنگيد كه ما در اين جا نشسته ايم .
پيوستن به جمع ياران مهدي (ع ) , از منتظراني ساخته است كه روح جهاد و ستيز با باطل را , به روزگار غيبت , تجربه كرده باشند. بسا اين گروه , بر اين پندارند كه قيام و انقلاب مهدي (ع ) , به نيروي غيب و اعجاز است . مس وجودشان , به يك نظر طلاي ناب مي شود شجاع , دلير و شهادت خواه ! در حقيقت , اينان چشم دوخته اند تا امام (ع ) ظهور كند , اوضاع مادي و معنوي را به يك نگاه به سامان آورد و آن گاه اينان , به زندگي آرام و ايمن دست يابند.
ابو بصير از امام صادق (ع ) مي پرسد :
« جعلت فداك متي الفرج فقال : يا ابابصير و انت ممن يريد الدنيا من عرف هذاالامر فقد فرج عنه لانتظاره . » 4
فدايت شوم , فرج كي خواهد بود
امام فرمود : اي ابوبصير تو هم از كساني هستي كه دنيا را طلب مي كنند! آن كس كه قيام امام را بشناسد براي او , به جهت انتظارش فرج شده است .
چون امام (ع ) , متوجه است كه ابوبصير , باتوجه به زندگي غمبار شيعيان , از فرج مي پرسد , به گونه اي پاسخ او را مي دهد كه بفهمد , فرج به معناي چشم داشتن به رهايي از سختيها و رسيدن به كاميابيهاي زندگي نيست , بلكه فرج , در گرو شناخت حق و شناختن رهبر و امام حق و منتظر ياري رساندن به اوست .
راوي مي گويد : به امام صادق (ع ) عرض كردم :
مردم مي گويند : مهدي كه قيام كند , كارها خودبخود درست مي شود , و به اندازه يك حجامت خون نمي ريزد.
امام (ع ) فرمود :
« كلا , والذي نفسه بيده , لو استقامت لاحد عفوا , لاستقامت لرسول الله (ص ) حين ادميت رباعيته , و شج في وجهه , كلا والذي نفسه بيده , حتي نمسخ نحن و انتم العرق و العلق . » 5
هرگز چنين نيست . به خداي جان آفرين سوگند , اگر قرار بود كار براي كسي خود به خود درست شود , براي پيامبر0 (ص ) درست مي شد , هنگامي كه دندانش شكست و صورتش شكافت . هرگز چنين نيست كه كار , خودبه خود درست شود , به خداي جان آفرين سوگند , كار درست نخواهد شد تا اين كه ما و شما درعرق و خون غرق شويم .
بنابراين , از زاويه خواهشها و آرزوها و خواسته هاي بشري خويش , قيام امام (ع ) را نگريستن و منتظر او بودن , به هيچ روي با تعاليم اسلامي سازگاري ندارد. در احاديث , كسي منتظر و ياور مهدي (ع ) دانسته شده كه در زندگي منتظرانه خود , دوره آمادگي را گذرانده و به مرتبه ايثار جان و مال در راه خدا رسيده باشد. براي شركت در استقرار عدل بزرگ و نجات بشر مظلوم و انسانيت محروم , گامهاي خود را به ايمان و ايثار استوار سازد و آن گاه براي ياري كردن نهضتي كه مي خواهد ريشه ظلم را در جهان بكند و عدل و قسط را به جاي آن بنشاند , بي صبرانه منتظر جهاد باشد.
امام صادق (ع ) مي فرمايد :
« ليعدن احد كم لخروج القائم ولو سهما , فان الله اذا علم ذلك من نيته رجوت لان ينسي في عمره حتي يدر كه ويكون من اعوانه و انصاره . » 6
بايد هر يك از شما براي خروج قائم اسلحه آماده كند. چون وقتي خداوند ببيند كسي به نيت ياري مهدي اسلحه تهيه كرده , اميد مي رود خداوند , عمر او را دراز كند , تا ظهور را درك كند و از ياران مهدي باشد.
آماده بودن و سلاح تهيه كردن , بيش از هر چيز , نيرو و روح سلحشور و ستيز لازم دارد. منتظر مسلح , وقتي مي تواند در صف جهادگران قيام , قرار گيرد , دست به سلاح ببرد و در ركاب امام حق , نقش بيافريند كه در صحنه نبرد , پيروزي يا شهادت در نظر او يكسان باشد. در صحنه شعله و خون , عاشقانه خود را براي امام و آرمانهاي او بخواهد , نه امام را براي آرزوهاي خويش و اين , ميسر نمي شود مگر آن كه همواره روح حماسه و اقدام و سلحشوري و مقاومت و شهادت و ايثار را در خود بپروراند و هر آن آمادگي خود را براي چنين امري بيازمايد.
علي (ع ) مي فرمايد :
« المنتظر لامرنا كالمتشحط بدمه في سبيل الله . » 7
منتظر امر ما , بسان كسي است كه در راه خدا به خون خود , غلتيده باشد.
اين سخن , انسان منتظر را فردي مهيا براي جهاد و شهادت معرفي مي كند و به او , اين باور را مي دهد كه سلوك منتظرانه , مسئوليتي است بسان جهاد , سخت و چه بسا همراه بذل جان , از اين روي , منتظر بايد خود را فديه اي ببيند در راه اعتلاي دين , بي هراس از شهادت و پذيراي هرگونه فداكاري و ايثار.
امام صادق (ع ) مي فرمايد :
« من مات منكم و هو منتظر لهذا الامر كمن هومع القائم في فسطاطه , قال : ثم مكث هنيئه ثم قال : لابل كمن قارع معه بسيفه , ثم قال , لا والله الاكمن استشهد مع رسول الله » 8.
هر كس به انتظار بزيد و بميرد , چون كسي است كه قائم را ياوري كرده است .
پس از لحظه اي درنگ , فرمود :
نه , بلكه بسان كسي است كه با آن حضرت شمشير زند.
و سپس فرمود :
نه , به خدا , به حتم , همچون كسي است كه در ركاب رسول خدا(ص ) شهيد شده باشد.
بهاي كدام زندگي , چون بهاي ياوري و شمشيرزدن در خدمت حضرت را مي تواند داشته باشد چگونه زيستني است كه فرجامش بسان شهادت است
بي شك , زيستني كه در نتيجه و اثر , با شهادت و جهاد يكسان باشد , زيستني كه آگاه بخشد , شور و اشتياق ديني بيافريند , ارزشها را بگسترد و در جهت تحقق هدفهاي مكتب باشد9.
پاورقي :
1 ـ « بحارالانوار » , ج .128,52
2 ـ « الغيبه » , نعماني , 200
3 ـ سوره « مائده » . آيه .24
4 ـ « اصول كافي » , كليني , ج 371,1 , دارالتعارف , بيروت .
5 ـ « بحارالانوار » , ج .358,52
6 ـ « همان مدرك » ج .366
7 ـ « همان مدرك » , .123
8 ـ « مكيال المكارم » , موسوي اصفهاني , ترجمه : سيدمهدي حايري , ج 210,2 , دفتر تحقيقات و انتشارات بدر .
9 ـ چشم به راه مهدي (عج ) , انتشارات دفتر تبليغات اسلامي قم
انتظار , باوري است بارور به عمل , كه در زندگي انسان منتظر در قالب كرداري خاص تجسم مي يابد. دست روي دست گذاردن و بي هيچ كنشي منتظرانه , خود را منتظر دانستن , تفسيري وارونه و منافقانه از انتظار است . انتظار , اعتقادي است در گرو عمل , عمل كردن به آنچه كه فرهنگ انتظار ايجاب مي كند
شخص منتظر , خود ساخته اي است آماده پيوستن و درآمدن در صف نهضت و قيامي كه نهمين سلاله حسين (ع ) آن را رهبري مي كند و همه سنگرهاي ظلم و ستم و پليدي و نفاق و ناپاكي و بدعت را فرو مي ريزد و حق و حق پرستي و درستي و راستي و عدالت را جايگزين آن مي كند
پيوستن به جمع ياران مهدي از منتظراني ساخته است كه روح جهاد و ستيز با باطل را , به روزگار غيبت , تجربه كرده باشند

دعاي مستجاب


هنگامي كه رسول خدا(ص ) از مكه به مدينه مهاجرت كرد , ساكنان آن شهر از خشكسالي و بي آبي در رنج بودند.
روز جمعه اي بود كه مردم مدينه نزد پيامبر خدا(ع ) گرد آمدند و گفتند :
« اي فرستاده خدا! (مدتي است كه ) باران بر كشتزارهاي ما نباريده و درختان ما در اثر خشكي وتشنگي به زردي نشسته اند و برگهاي آنها پي در پي فرو مي ريزند(و از نشاط و طراوت افتاده اند. چه خوب بود دعايي در حق ما مي كرديد) » .رسول خدا (ص ) دستهاي مبارك خود را به سوي آسمان گشود چندانكه سفيدي زير بغل او نمايان شد در آن هنگام آسمان صاف بود و هيچ ابري در آن ديده نمي شد اما هنوز دعاي آن حضرت به پايان نرسيده و از جاي خود حركت نكرده بود كه آثار اجابت دعا ظاهر گشت (و ابرهاي پربار , برفراز آسمان شهر پديدار گرديد) و چنان باران گرفت كه حتي جوانان تنومند و مغرور را هم , در بازگشت به سوي منازل خود به زحمت انداخت . بارش باران , آن هم يك هفته متوالي سيلي مهيب به دنبال آورد(كه سبب ويراني و خسارت گشت ).روز جمعه بعد باز مردم مدينه نزد رسول خدا(ص ) آمدند و گفتند : « اي فرستاده خدا! بسياري از خانه ها در محاصره سيل قرارگرفته , و ديوار بخشي از آنها فرو ريخته است . چهارپايان ما از حركت باز ايستاده اند( و امكان رفت و آمد از ما سلب گشته است ...)رسول خدا تبسمي كرد و فرمود : « همين است توان و ظرفيت فرزند آدم , او چه زود رنجش پيدا مي كند! » آنگاه دست به نيايش برداشت و گفت : « پروردگارا! باران پيرامون ما ببارد نه بر سر و كاشانه ما » .خدايا! قطرات بارانت را بر عمق ريشه گياهان و مراتع هدايت و جاري گردان » .يك بار ديگر , مردم به بركت دعاي پيامبر(ص ) شاهد كرامت و بزرگواري آن حضرت گشتند و همگان ديدند كه چگونه بارش باران به اطراف و نواحي شهر مدينه محصور گشت و حتي يك قطره هم از آن همه باران به داخل شهر راه نيافت . (برگرفته از كتاب خاطرات امير مومنان (ع ) , انتشارات دفتر تبليغات اسلامي قم )

گرفتاري مومن


قال الصادق (ع ) : ما من قبض و لا بسط الا و لله فيه المن و الابتلا .
امام صادق (ع ) فرمودند : آنچه را كه خداوند عطا مي كند و براي انسان گسترش و وسعت مي دهد و يا از انسان مي گيرد و براي انسان محدوديت و سختي بوجود مي آورد در همه آنها يك بخشش و منتي است از جانب خداوند , و يا يك آزمايش و امتحاني براي بندگان است .
قال علي (عليه السلام ) : في تقلب الاحوال علم جواهر الرجال و الايام توضح لك السرائر الكامنه .
حضرت علي (عليه السلام ) فرمودند : با گردش روزگار و در تحولات , مردان بزرگ و صالح شناخته ميشوند و گردش ايام , باطن اشخاص را آشكار نموده و صالح و درستكار , از بدكار تشخيص داده مي شود.
قال علي (عليه السلام ) : ان البلا اسرع الي المومن التقي من المطر الي قرار الارض
حضرت علي (عليه السلام ) فرمودند : همانا گرفتاري و مشكلات و يا آزمايش و امتحانات الهي براي شخص مومن , از بارش باران بر زمين , سريع تر فرود مي آيد.
قال رسول الله صلي الله عليه واله : المومن بين خمس شدائد : مومن يحسده و منافق يبغضه , و كافر يقاتله , و نفس تنازعه , و شيطان يضله .
رسول خداصلي الله عليه واله فرمودند : مومن بين پنج امر مشكل گرفتار است . 1 ـ مومني كه به او حسد ورزد 2 ـ منافقي كه بااو دشمني كند , 3 ـ كافري كه با او بجنگد , تا او را از پاي در آورد . 4 ـ نفس سركش خودش كه با او در نزاع وكشمكش است . 5 شيطاني كه مي خواهد او راگمراه نمايد .