روزنامه جمهوري اسلامي 03/07/1384 صفحه سياسي

* اروپا و حق فناوري هسته اي ما
* اتكال به خداوند و انجام تكليف رمز پيروزي درچالش هسته اي
اروپا و حق فناوري هسته اي ما




شكنندگي موضع كشورهاي مخالف برنامه هسته اي ايران در گفت وگوهاي جاري در آژانس بين المللي انرژي هسته اي , روز جمعه در اغلب روزنامه هاي چاپ لندن بازتاب يافت .
« اروپا اكنون تحت فشار قرار دارد كه با ارايه دوباره قطعنامه قديمي خواستار ارجاع بي وقفه پرونده ايران به شوراي امنيت شود » . اين مطلب بخشي از گزارش روزنامه « فايننشال تايمز » درباره چالش برنامه هسته اي ايران در آژانس بين المللي انرژي هسته اي است .
روزنامه انگليسي نوشت : برخي سياستمداران اعلام كردند در صورت خودداري ايران از همكاري بيشتر با بازرسان آژانس انرژي اتمي براي دستيابي به مراكز هسته اي اين كشور , اروپا خواستار ارجاع بي وقفه پرونده ايران به شوراي امنيت خواهد شد.
« درپي شكست اتحاديه اروپا در جلب حمايت روسيه از ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل كشورهاي اروپايي تلاش كردند سياست موجود خود در برابر ايران را همچنان حفظ كنند. اما مخالفت روسيه با آخرين طرح ارايه شده توسط اتحاديه اروپا مي تواند توافق بين المللي درباره پرونده هسته اي ايران را دچار مخاطره كند » .
فايننشال تايمز نوشت , اتحاديه اروپا در چند روز گذشته تلاش كرد تا حتي بدون وجود توافق بين المللي در مورد نحوه برخورد با پرونده هسته اي ايران , قطعنامه پيشنهادي خود را مطرح كند , برخي مسوولان هندي هرگونه تلاشي در اين زمينه را موجب به خطر افتادن نظام جلوگيري از گسترش تسليحات هسته اي مي دانند.
« انگليس , فرانسه و آلمان سعي كردند با ارايه قطعنامه جديدي كه زمان و نحوه ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت در آن غير مشخص بود حمايت روسيه را به دست آورند. روسيه مخالفت تاكيد بر عدم برآورده شدن خواسته هاي آژانس انرژي اتمي توسط ايران و همچنين با افزودن جمله اي مبني بر اينكه پرونده هسته اي ايران اكنون در صلاحيت رسيدگي توسط شوراي امنيت قرار دارد , مخالف است » .
روزنامه انگليسي نوشت : ايران « محمد البرادعي » دبيركل آژانس انرژي اتمي را به اين كشور دعوت اما از ارايه تعهدات بيشتر خودداري كرد.
بر اساس اين گزارش , « گريگ شولت » نماينده آمريكا در آژانس انرژي اتمي گفت , اكنون مدت زيادي است كه ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت به تعويق افتاده و ما از تلاشهاي اروپا براي جلب حداكثر حمايت بين المللي براي ارجاع ايران به شوراي امنيت حمايت مي كنيم .
« با اين حال تعداد زيادي از اعضاي آژانس انرژي اتمي با ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت مخالفت كردند.
روسيه با ابراز مخالفت با اين طرح از ايران خواست برنامه غني سازي اورانيوم خود را متوقف كند. آفريقاي جنوبي و چين نيز هشدارهاي مشابهي را مطرح كردند » .
به نوشته فايننشال تايمز , آمريكا و اروپا هم اكنون با دراختيار داشتن حمايت كشورهايي نظير استراليا ژاپن , كانادا , كره جنوبي , آرژانتين , سنگاپور , اكوادور و غنا از حدود 19 تا 21 راي لازم براي ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت برخوردارند. « اما درصورتي كه اكثر كشورهاي مخالف از ارايه راي ممتنع خودداري كنند ممكن است اين تلاش اروپا و آمريكا درگيري شديدي را در آژانس ايجاد كرده و موجب ضعف اتحاد بين المللي در برخورد با پرونده ايران شود » .
به نوشته روزنامه انگليسي , آژانس انرژي اتمي درپي آغاز دوباره عمليات تبديل اورانيوم كيك زرد به گاز هگزافلورايد توسط ايران درماه گذشته خواستار پايان دادن به اين عمليات شد.
« ايران مي گويد : برنامه هسته اي اين كشور تنها براي استفاده در موارد صلح آميز است اما آمريكا و اتحاديه اروپا ادعا مي كنند ايران قصد دارد تسليحات هسته اي توليد كند. با اين حال روسيه و تا حدي نيز چين مخالف ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت هستند و اعتقاد دارند اين حركت مي تواند وضع را بحراني تر كند » .
فايننشال تايمز ادامه داد : ايران نيز مدتي پيش تهديد كرد در صورت ارجاع پرونده هسته اي اش به شوراي امنيت عمليات غني سازي اورانيوم را آغاز كرده و همكاري خود را با آژانس انرژي اتمي كاهش خواهد داد.
روزنامه انگليسي به نقل از « محمد مهدي آخوندزاده » نماينده ايران در آژانس انرژي اتمي نوشت , آغاز دوباره مذاكرات با نيت خوب و بدون استفاده از تهديد تنها راه موجود براي جلوگيري از درگيري است .
آنچه در بالا آمد تحليل روزنامه انگليسي از شكنندگي موضع كشورهاي مخالف برنامه هاي هسته اي ايران بود , اما شنيدن نظرات دانشمندان انگليسي در اين زمينه نيز خالي از لطف نيست .
مدير يك مركز پژوهشهاي هسته اي در انگليس اعلام كرد كه ايران همانند بقيه امضاكنندگان پيمان « ان .پي .تي » حق دستيابي به فناوري غني سازي اورانيوم را دارد.
پروفسور « جان اسلوبودا » مدير « گروه پژوهش آكسفورد » در يادداشتي كه روز جمعه در روزنامه گاردين چاپ لندن منتشر كرد نوشت : چه دوست داشته باشيم و يا بدمان بيايد اين حقي است كه قانون در اختيار ايران گذاشته است .
وي در واكنش به ناكامي سه كشور انگليس , فرانسه و آلمان در ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت نوشت : تلاشهاي ديپلماتيك اروپاييان در گفت و گوهايشان با ايران به اين دليل ناكام ماند كه پيشنهادهاي تشويقي آنها به تهران ناچيز و مبهم و در مقابل درخواستهايشان غير قابل پذيرش بود.
اين فعال مدني در پاسخ به يكي از گزارشهاي روزنامه گاردين كه چند روز پيش منتشر شده بود نوشت : « بر خلاف آنچه شما نوشتيد هيچ مدركي دال بر اين كه ايران سالهاي طولاني تلاشهاي پنهاني براي ساخت بمب هسته اي داشته است در دست نيست و بدون چنين مدركي تلاشهاي سه كشور اروپايي اقدامي تبعيض آميز به حساب مي آيد » .
وي اضافه كرد : « چسبيدن به سياستهاي آمريكا مبني بر اين كه ايران بايد براي هميشه فعاليت غني سازي اورانيوم را رها سازد و در غير اين صورت تهديد به ارجاع به شوراي امنيت شود , مسيري بن بست است » .
اسلوبودا افزود : نه چين و نه روسيه از تحريمهاي بي معنا حمايت نخواهند كرد.
پروفسور انگليسي ادامه داد : بعد چه رئيس جمهور « بوش » هنوز اظهار مي كند كه همچنان امكان گزينش راه حلهاي مختلف مطرح است كه حمله نظامي يكي از آنهاست و « بلر » بطور كامل نگفته است كه بريتانيا از چنين تهاجمي پشتيباني نخواهد كرد.
به نوشته اين استاد دانشگاه , تنها راه صلح آميز خروج از اين بن بست ايجاد يك استراتژي فراگير جديد در اتحاديه اروپا براساس پذيرش واقعگرايانه حق غني سازي اورانيوم (توسط ايران ) است .
پروفسور انگليسي : چه دوست داشته باشيم و يا بدمان بيايد اين حقي است كه قانون در اختيار ايران گذاشته است ... تنها راه صلح آميز خروج از اين بن بست ايجاد يك استراتژي فراگير جديد در اتحاديه اروپا براساس پذيرش واقعگرايانه حق غني سازي اورانيوم (توسط ايران ) است
مدير گروه پژوهش آكسفورد : چسبيدن به سياستهاي آمريكا مبني بر اين كه ايران بايد براي هميشه فعاليت غني سازي اورانيوم را رها سازد و در غير اين صورت تهديد به ارجاع به شوراي امنيت شود , مسيري بن بست است

اتكال به خداوند و انجام تكليف رمز پيروزي درچالش هسته اي




برخي روشنفكران مرعوب ودگرانديش .عقلانيت و تفكر ايدئولوژيك را به چالش كشيده و با تقليد از عقلانيت ابزاري و سود محور در انديشه سكولاريسم غربي و بر مبناي محاسباتي غير معقول خواستار تسليم ايران در برابر خواسته هاي نامشروع آمريكا و اروپا در تعليق دائمي غني سازي اورانيوم وچرخه سوخت هسته اي شده اند.
اين دسته از روشنفكران مآبان , تفكر و عقلانيت ارزشي وايدئولوژيك رامستلزم مطالب ذيل دانسته اند :
1 ـ ناديده گرفتن موازنه هزينه و فايده در نظام بين الملل
2 ـ ايجاد بحرانهاي سياسي واقتصادي براي كشور
3 ـ انزواي سياسي نظام و طرد از جامعه بين الملل
4 ـ ساده وكليشه اي برخورد كردن با معادلات پيچيده جهاني
5 ـ حركت برمبناي موجهاي بين المللي ايجاد شده توسط انقلاب ونظام
6 ـ ديپلماسي غيرقابل انعطاف وخلق دشمن فرضي
صاحبان اين نگرش به صراحت به نظام اسلامي رهنمود مي دهند كه با كنار گذاشتن تفكر ايدئولوژيك در روابط بين الملل بايد از سالهايي كه آمريكا را شيطان بزرگ مي ناميدند , فاصله گرفته و مانند آلمان , ژاپن و ويتنام خصومت باآمريكا را كنار نهاده و با واشنگتن روابط دوستانه برقرار نمايند . (1 )
بر اساس مطالب مزبور , مقاومت نظام جمهوري اسلامي جهت حفظ فن آوري هسته اي در برابر آمريكا واروپا را موجب بحران وهزينه هاي هنگفت براي ملت و بدون فايده قابل توجه تلقي نمود و حتي خاستگاه طرح انرژي هسته اي ايران درسال 1352 توسط آمريكا را طرحي استعماري دانسته و انرژي حاصل ازنفت وگاز را داراي صرفه بيشتر براي تامين انرژي كافي مي دانند(2 )
حضرت امام خميني (قدس سره الشريف ) رهبر كبير انقلاب اسلامي , در عصر معاصر احياگر راهبردي است كه بر اساس آن رژيم شاهنشاهي تحت حمايت ابرقدرتها را سرنگون و تحولات شگرفي را در روابط بين الملل بوجود آورد و آن راهبرد « خدا محوري » در مبارزات بود. امام راحل (ره ) معتقد بودند كه « قيام لله است كه موسي كليم الله را با يك عصا بر فرعونيان چيره كرد و تمام تخت آنان را بر باد داد و نيز او را به ميقات محبوب رساند و به مقام صعق و صحو كشاند. قيام براي خداست كه خاتم النبيين صلي الله عليه را يك تنه بر عادات و عقايد جاهلين غلبه داد و بتها را از خانه خدا بر انداخت و بجاي آن توحيد و تقوا را گذاشت و نيز آن ذات مقدس را به مقام قاب قوسين او ادني رساند » (3 )
يكي از نمودهاي عيني اين اصل , « تكليف گرايي » و « اتكال به قدرت الهي » در مبارزات معظم له است .
امام يك حرف منطقي و اصولي در برابر فشارها و حوادث شكننده داشتند و مي فرمودند :
« در اين دنيايي كه همه قدرتها عليه ما هستند , ما بايد انجام وظايف را در نظر داشته باشيم » (4 )
« ما بهر حال چون بايد اوامرالهي را اطاعت كنيم , پيروز هستيم حالا چه ظاهرا شكستي خورده باشيم , كشته اي داده باشيم و چه نداده باشيم به هر حال ما پيروزيم » (5 )
حامد الگار نويسنده آمريكايي در چهار سخنراني خود درباره شخصيت امام (ره ) مي گويد : رمز اصلي موفقيت ايشان در رهبري انقلاب اسلامي , « تكليف گرايي او بود » او بعد از تشخيص تكليف تا پاي جان براي انجام آن ايستادگي مي كرد. شيوه و روش امام راحل (قدس سره الشريف ) چنين بود كه بر اساس فكر و بصيرت روشن , با آينده نگري و با بهره گيري از خرد جمعي وتجزيه و تحليل وقايع سياسي واجتماعي تكليف وتصميم خود را تعيين و سپس بدون هيچ ملاحظه اي و محاسبه معمول سياستمداران و با توكل واتكال به قدرت لايزال الهي قاطعيت براي انجام آن مجاهده مي كردند و معتقد بودند كه « ما مامور به تكليف هستيم ومامور به نتيجه نيستيم »
بدون ترديد امام خميني (ره ) تمامي تكليف وتصميمات خود را هدفمند دنبال مي كردند اما نتيجه را افاضه حق تعالي مي دانستند و مشيت و اراده و امدادهاي غيبي و عنايت الهي را در حصول نتايج اصل مي دانستند و اتكال به قدرت لايزال خداوند را پشتوانه اصلي خود در مبارزات مي دانستند.

حضرت امام (ره ) در وصيت نامه سياسي الهي خود مي فرمايد :

« ما مي دانيم اين انقلاب بزرگ كه دست جهان خواران و ستمگران را از ايران بزرگ كوتاه كرد , با تاييدات غيبي الهي پيروز گرديد.اگر نبود دست تواناي خداوند امكان نداشت يك جمعيت سي و شش ميليوني با آن تبليغات ضد اسلامي و ضد روحاني , خصوص در اين صد سال اخير و با آن تفرقه افكنيهاي بي حساب قلمداران و زبان مزدان در مطبوعات و سخنرانيها و مجالس و محافل ضد اسلامي و ضدملي بصورت مليت , و آن همه شعرها و بذله گوييها و آن همه مراكز عياشي و فحشا و قمار و مسكرات و مواد مخدره ... ممكن نبود اين ملت با اين وضعيت يكپارچه قيام كنند. »
يكي از عناصر مهم در اصل « تكليف گرايي » در رهبريت و مديريت امام راحل (ره ) , عقلانيت ايدئولوژيك بود كه بر مبناي اصول و ارزشهاي اسلامي و انساني و مصالح اجتماعي و علم و تجربه به تفكر در باره مواضع اساسي در حوزه مسائل داخلي و روابط بين الملل مي پرداختند. رهبريت نظام اسلامي در طي چهار دهه (از سال 1342 تا 1384 ) مظهر چنين عقلانيتي است كه از دين و شريعت اسلامي ريشه و مايه گرفته است . نهضت بيداري عظيم ملت ايران را بوجود آورد و رژيم منحوس شاه را كه مورد حمايت قدرتمندان جهان بود , سرنگون ساخت و دهه بحراني اول انقلاب را بنحو موثر و كارآمد مديريت نمود و رهبر معظم انقلاب نيز باهمين روش دو دهه سوم و چهارم را رهبري نموده وانقلاب رااز گردنه هاي صعب العبوري به سلامت عبور دادند.
اينك ايران اسلامي در شرف تحقق چشم انداز 20 ساله قرار دارد تا به بزرگترين قدرت منطقه تبديل شود. بنابر اين تجربه تفكر و عقلانيت ايدئولوژيك در چهاردهه رهبريت و مديريت در نظام جمهوري اسلامي گواه صادقي است بر اينكه چنين تفكري با اتخاذ مواضعي معتدل و بدون افراط و تقريط و متناسب با پيچيدگي هاي معادلات جهاني و با دشمن شناسي عميق , انقلاب را در بحراني ترين شرايطي كه استكبار جهاني براي براندازي نظام جمهوري اسلامي بوجود آورده است , راهبري نموده و ايران اسلامي بعنوان كشوري تعيين كننده در روابط بين المللي ايفاي نقش مي كند و چه كسي است كه نداند محبوبيت امام خميني (ره ) و انقلاب در ميان مردم جهان و نخبگان متعهد كشورهاي مختلف از نمودهاي عيني صدور انقلاب است و نه تنها ما دچار انزواي سياسي نشده ايم بلكه اين آمريكاست كه منفورترين نظام در دنيا مي باشد و طرح دشمن فرضي و توهم دشمني در موردآمريكا ما را به ياد شاه سلطان حسين نالايق مي اندازد كه تا آخرين لحظه اي كه دشمن به در كاخ او رسيده بود , با خوش خيالي و توهم دوستي نسبت به دشمن مي گفت : همين جاما را بس .
بي گمان امروز فن آوري هسته اي ايران مهم ترين و سرنوشت سازترين موضوع سياست خارجي در روابط بين الملل محسوب مي شود كه به نمادي براي استقلال ملي و سمبل مبارزه ومقاومت انقلاب اسلامي در برابر استكبار جهاني تبديل شده است و بعلاوه قرن آينده را مي توان قرن پايان منابع فسيلي (نفت و گاز) و قرن انرژي هسته اي دانست و قهرا اين منبع عظيم از مولفه هاي تعيين كننده قدرت واقتدار خواهد بود و استقلال و آزادي كشورهايي كه به آن دست نيافته اند باچالش جدي مواجه خواهد شد.
بنابر اين حفظ فناوري هسته اي بومي و مستقل كه دست آورد عظيم مردم سلحشور وفهيم جمهوري اسلامي مي باشد , يك تكليف بزرگ ديني وانقلابي وملي است و از طرف رهبر معظم انقلاب بعنوان خط قرمزنظام مطرح شده است و اين تكليف مبتني بر تجزيه و تحليل دقيق در چارچوب عقلانيت و تفكر ايدئولوژيك است و اجماع ملي بر آن تحقق يافته است .
ترديدي نيست كه عبور انقلاب از اين گردنه صعب العبور مانند تمامي برهه هايي كه تاكنون پشت سر گذاشته شده است بايد مبتني بر اصل راهبردي « تكليف گرايي » باشد كه امام خميني (قدس سره الشريف ) احياگر آن بود و رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي بر اساس آن مشي نموده است و در اين مسير اولا از تهديدهاي استكبار جهاني نبايد هراسي به دل راه داد و لازم است بدانيم كه حفظ ارزشها هزينه دارد و ثانيا توكل و اتكال به قدرت لايزال الهي كه بالاترين قدرتهاست همانگونه كه مبناي خط امام (ره ) بوده است .تكيه گاه اصلي ماشد و توجه داشته باشيم كه خداوند به كساني كه با ايمان و تقوا در برابر دشمنان مقاومت نمايند وعده نصرت پيروزي داده است .ثالثا ايران به حدي از قدرت و توان ملي وبين المللي دست يافته است كه قطعا قادر است هر بحراني را مديريت نموده و از سربگذراند ودر پايان جمله زيباي امام راحل (قدس سره شريف ) را يادآور مي شويم كه در جلسه اي فرمودند « من معتقد هستم كه اين انقلاب را از ابتدا تاكنون دست قدرت الهي كه فوق تمام ايدي است بدينجا آورده است و همان يدالله , اين انقلاب عظيم را حفظ مي فرمايد » . (6 )
احمد اميد
پاورقي :
1 ـ روزنامه شرق ,20 تير , 1384
2 ـ اينترنت
3 ـ شاخص هاي علوي در شخصيت امام خميني (ره ) ص 96 از نويسنده
4 ـ همان منبع ص 75
5 ـ همان منبع ص 76
6 ـ همان منبع ص 73
عبور انقلاب از اين گردنه صعب العبور مانند تمام برهه هايي كه تاكنون پشت سر گذاشته شده است بايد مبتني بر اصل راهبردي « تكليف گرايي » باشدكه امام راحل احياگر آن بوده و امروزه رهبر معظم انقلاب بر اساس آن مشي نموده است