بسم الله الرحمن الرحيم
نخستين روزهاي مهرماه هر سال , آغاز بهار تعليم و تربيت در كشور
است . اين روزها بطور همزمان , يادآور سالروز شروع جنگ تحميلي 8 ساله
عليه ايران نيز هست . از آن روزهاي پرحادثه اكنون 25 سال گذشته است .
قرار بود صدام با تهاجم وحشيانه اش , ايران را ظرف 3 روز به اشغال كامل
درآورد و پرچم افتخار اسلام را در اين سرزمين , براي هميشه به زير بكشد.
او از جانب آمريكا ماموريت داشت كه انقلاب اسلامي را و نظام مقدس
جمهوري اسلامي را از ميان بردارد و بزرگترين خوش خدمتي ها را نسبت
آمريكا و صهيونيست ها بعمل آورد.
البته صدام در راه خدمت به اربابانش سنگ تمام گذاشت اما هرچه
بيشتر در اين زمينه تلاش كرد , كمتر نتيجه گرفت . صدام حتي با توسل به
سلاحهاي مرگبار شيميائي هم نتوانست كاري از پيش ببرد و با بهره گيري از
امكاناتي كه شرق و غرب در مقياس وسيعي در اختيارش قرار داده بودند , به
هر جنايتي متوسل شد اما باز هم نتوانست اهداف ماموريتش را تامين كند.
اين از عبرتهاي بزرگ تاريخ است كه هرگاه دشمنان انسانيت براي ضربه
زدن به « جبهه حق » سعي كرده اند و ابزارهائي را به كار گرفته اند تا پيروان
جبهه حق را از ميان بردارند يا آنها را تضعيف كنند يا لطمه هاي
جبران ناپذيري را بر آنها وارد سازند , خداوند به جبهه حق ياري رسانده و
همان ابزارها را عامل عزت , اقتدار , سربلندي و اثبات حقانيت و مظلوميت
مومنين قرار داده است . اين يك سنت الهي است كه درخصوص پيروان
انقلاب اسلامي و ياران امام خميني (ره ) هم عينا تكرار شده است .
افتخار بزرگ آحاد ملت سلحشور ايران اينست كه با تحمل سختي هاي
فراوان در جبهه و پشت جبهه , به تكليف بزرگ خود به درستي عمل كردند و
با استقامت مثال زدني خود , نام ايران و اين ملت بزرگ و رزمندگان
سلحشورش را با عزت و سربلندي , جاودانه ساختند. براي آنكه به عظمت
كار بزرگي كه اين ملت انجام داده و به عمق فاجعه اي كه قرار بود رخ دهد ,
بهتر پي ببريم , لازمست اين نكته حياتي را در ذهن خود يكبار ديگر مرور
كنيم كه 8 سال دفاع مقدسي كه اين ملت انجام داد , فقط مقابله با تجاوز
صدام و مزدورانش نبود بلكه به تعبير صريح امام خميني (ره ) « تمام كفر در
برابر تمام اسلام ايستاده بود » .
تصادفي نبود كه تمامي كشورهاي عضو بلوك غرب در اين هنگامه به
همراهي تمامي كشورهاي عضو بلوك شرق شتافته بودند تا عليرغم وجود
آنهمه تضاد و تعارض عيني و عملي با يكديگر براي تامين يك هدف واحد
كه همانا براندازي نظام مقدس جمهوري اسلامي بود , وارد عمل شوند و
تمامي استعدادها و ظرفيتها و توان عملياتي خود را براي نابودي اسلام
انقلابي , بكار بگيرند.
خدا نخواست كه دشمنان اسلام و دشمنان انسانيت عليرغم آنهمه
سرمايه گذاري و تلاش خود , در راه تحقق آن اهداف شوم خود توفيقي
بدست آورند. فراموش نكنيم كه « گاسپارواينبرگر » وزير دفاع كينه توز آمريكا
با حضور در آبهاي خليج فارس , هدايت عمليات ضدايراني را شخصا
برعهده گرفت و تصريح كرد كه « بايد ريشه ملت ايران سوزانده شود » البته
آمريكا و مزدورانش در اين زمينه از همراهي كامل اتحاد شوروي و تمامي
كشورهاي بلوك شرق كمونيستي هم برخوردار بودند , ولي حتي اين ائتلاف
بزرگ دشمنان انسانيت هم نتوانست اراده دلاورمردان ايراني در جبهه و
پشت جبهه را درهم بشكند.
سئوال امروز ما اينست كه اگر قرار باشد كه عصاره تحولات جهاني در
25 سال گذشته در رابطه با نهضت جهاني اسلام را در يك جمله خلاصه
كنيم , آن جمله چه نكته اي را بيان مي كند طبعا سئوال مهمي است كه يافتن
پاسخ مناسبي براي آن احتياج به جمع بندي جامع و كاملي از تحولات ربع
قرن اخير دارد. اما بنظر مي رسد كه مناسبترين جمله در اين مقوله اينست :
« هيچكس از دشمني و سرمايه گذاري عليه انقلاب اسلامي ايران سود نكرد » .
خوبست براي درك ابعاد عظيم اين پديده , يكبار ديگر سير تحولات 25
سال اخير در اين مقوله را مرور كنيم و ببينيم امروزه طراحان , مجريان و
حاميان جنگ تحميلي عليه ايران , در چه شرايطي به سر مي برند
1 ـ صدام با تحميل جنگ 8 ساله عليه ايران حدود نيم ميليون نفر از
مردم عراق را در راه جاه طلبي هاي جنون آميز خود به كشتن داد و شايد در
همين حدود نيز معلول و مجروح برروي دست آنها ماند. آسيب هاي مالي ,
تاسيساتي و تجهيزاتي عراق را نيز بايستي بر اين مجموعه افزود. شبكه
تبليغات جهاني و بويژه در دنياي عرب چنين ادعا مي كرد كه صدام با آن
جناياتش « فخر عرب » شده است و بايستي او را « سردار قادسيه » ناميد ولي
در طول 2 جنگ بعدي عراق در راه اشغال كويت و باز پس گيري آن , صدام
اين بار « زهر » خود را به حاميان ديروزش ريخت و با سوزاندن چاههاي نفت
كويت و ويران كردن زيرساختهاي اقتصاد كلان كويت , جز ويرانه اي در
پشت سر ماشين جنگي خود باقي نگذاشت .
براي مردم عراق چيزي جز فقر و بدبختي براثر شرارتهاي صدام و
حاميانش باقي نماند و نكته عبرت آموز اينكه امروزه در عراق پس از ربع قرن
از آن حادثه , ديگر كسي آن شرارتهاي صدام و حاميانش را نشانه افتخار
نمي داند كه براي حفظ خاطرات آن روزها , اهميتي قائل باشد. اما در عوض ,
ياد و خاطره اي كه از دوران 8 ساله دفاع مقدس براي ملت ايران باقي مانده
است , سرچشمه پايان ناپذيري از « غرور ملي » است كه درحال و آينده ,
سرمنشا عزت و افتخار هميشگي ملت خواهد بود. حتي كسانيكه هيچ
سنخيتي با انقلاب و نظام جمهوري اسلامي هم ندارند , از اينكه ملت و نظام
توانستند پوزه دشمنان متجاوز را به خاك بمالند , احساس غرور مي كنند و به
آن افتخار مي كنند. فراموش نكنيم كه در طول جنگ تحميلي تمامي
كشورهاي مرتجع عرب به حمايت از « جلاد بغداد » پرداخته بودند و دهها
ميليارد دلار از درآمدهاي نفتي خود را در اختيار ماشين جنگي صدام
گذاشته بودند ولي صدام بعدا با بهره گيري از همين امكانات نظامي عليه آنها
وارد عمل شد و به حاميانش هم رحم نكرد.
شاهزاده « سعودالفيصل » وزير خارجه عربستان در روزهاي پس از
تهاجم صدام به كويت و عربستان , در يك مصاحبه اعلام كرد : « ما اين
سلاحها را به صدام داديم كه بكمك آنها عليه ايران بجنگد ولي امروزه همين
سلاحها را در پشت مرزهاي ما قرار داده و امنيت ما را تهديد مي كند » . اين
اعتراف تكاندهنده اي است كه بخوبي نشان مي دهد كه اعراب از
سرمايه گذاري عليه ايران زيان ديده اند.
با اينهمه , جنگ صدام عليه ايران آنچنان ضعف و ناتواني و افلاس
جبهه ارتجاع عرب را آشكار ساخت و باعث تضعيف روزافزون اعراب در
برابر اسرائيل شد كه امروزه در ماجراي فلسطين , آثار و تبعات منفي آن
بخوبي ظاهر شده است و زمينه هاي تحقق آرزوي آزادي قدس شريف و
سرزمين فلسطين را دستكم براي 3 دهه به تعويق انداخت .
2 ـ ممكن است كساني تصور كنند كه ضرر و زيان ناشي از دشمني با
ايران و همراهي با صدام فقط نصيب ارتجاع عرب شده است . ولي شواهد و
قرائن موجود نشان مي دهد كه حتي بلوك شرق كمونيستي هم از آن
سرمايه گذاري بدفرجام , سودي نبرد و از صفحه روزگار بطور كامل محو شد.
اتحاد شوروي براي چندين دهه , رهبريت دنياي كمونيستي و مركزيت
« پيمان نظامي ورشو » را برعهده داشت . مسكو در جنگ تحميلي صدام عليه
ايران , بيشترين امكانات نظامي و تجهيزات فوق مدرن خود را در اختيار
صدام قرار داد ولي در پايان اين جنگ , آنچنان از هم فرو پاشيد كه ديگر هيچ
اميدي به احياي مجدد اتحاد شوروي نمي رود. « پيمان نظامي ورشو » نيز
منحل شد و كشورهاي اروپاي شرقي از زير سيطره مسكو آزاد
شدند.
موضوع ظريف تر به سرنوشت يوگسلاوي مرتبط مي شود كه در طول
جنگ تحميلي , بيشترين خوش خدمتي ها را به صدام در جبهه و پشت جبهه
ارائه مي داد و تعمير ـ نگهداري تجهيزات سنگين ماشين جنگي عراق را در
اختيار داشت . امروزه از يوگسلاوي بجز مجموعه اي از هم پاشيده متشكل از
7 كشور جديد , جز بدنامي باقي نمانده است و از كمونيسم نيز فقط در
موزه ها و تاريخ بايستي سراغ گرفت .
3 ـ تا اينجاي قضيه سرنوشت مجريان و برخي حاميان شرقي و
منطقه اي جنگ تحميلي را مرور كرديم ولي سئوال اينست كه آيا طراحان
اصلي و حاميان غربي صدام سرنوشت بهتري داشته اند
ناگفته پيداست كه امروزه آمريكا , انگليس و ساير مزدوران آمريكا در
باتلاق عراق به شدت گرفتار شده اند و دست و پا مي زنند.
اگر آمريكا سعي داشت كه باحمايت از صدام , حرف اول و آخر را در
منطقه بزند , بعدها تلاش كرد كه با اظهار دشمني با صدام و حتي پيشدستي
براي سرنگوني آن , منطقه را در كام خود فرو برد ولي اين لقمه اي گلوگيري
بوده و آمريكا در منجلابي كه خودش در عراق به وجود آورده , همچنان درگير
است و راه نجاتي براي آن متصور نيست . اين روزها مقامات واشنگتن ادعا
مي كنند كه حاضر به ترك عراق نيستند ولي واقعيت اينست كه آنها در ميدان
عمل قادر نيستند به بحراني كه خودشان به وجود آورده اند , خاتمه دهند و
شرافتمندانه از عراق خارج شوند.
امروزه ساير حاميان غربي صدام نيز با تلخكامي احساس مي كنند كه
حتي قادر به نقد كردن سرمايه گذاريهايشان در عراق هم نيستند. در طول دو
سال اخير مرتبا در اجلاسهاي بين المللي از حاميان ديروز صدام خواسته
شده است كه سرمايه گذاريها در عراق را فراموش كنند و انتظار بازگشت آنرا
نداشته باشند.
آيا اين حقايق عيني و ملموس براي اثبات نقش اين سنت الهي در مقوله
ناكام شدن دشمنان در تحميل جنگ عليه انقلاب اسلامي كفايت نمي كند
دشمنان اسلام براي درهم شكستن اراده ملت ايران وارد عمل شدند و اين
جنگ را تحميل كردند تا بلكه با فتح 3 روزه تهران , اوضاع ايران را به كام
آمريكا و ساير دشمنان انسانيت رقم بزنند ولي در ميدان عمل , اين پيروان
نهضت جهاني اسلام هستند كه امروزه پس از گذشت يك ربع قرن , احساس
پيروزي مي كنند و اوضاع منطقه در جهت تثبيت ارزشهاي انقلاب اسلامي
به پيش مي رود. حتي اشتباهات آمريكا و مزدوران محلي آن هم از يكطرف به
بي اعتباري دشمنان انسانيت و از طرف ديگر به اثبات حقانيت پيروان
نهضت جهاني اسلام منجر شده است . و همه به چشم خود ديدند كه نه تنها
هيچكس از دشمني با ملت ايران و از كينه توزي عليه انقلاب اسلامي سودي
نبرد , بلكه حتي ايران از تمامي نتايج آن سرمايه گذاريهاي دشمنان اسلام
بهره مند شد.
شاهزاده « سعود الفيصل » وزير خارجه عربستان اخيرا طي يك
سخنراني در آمريكا به اين نكته هم اعتراف كرده و با خشم و عصبانيت اين
سئوال را مطرح مي سازد كه چرا تمامي طرحهاي دنياي استكبار عليه ايران
در طول اين دوره 25 ساله بنفع ايران تمام شده است پاسخ اينست كه اين
يك سنت بزرگ الهي است كه هيچ گريزي از آن نيست .

|