تلنگري برخود در شناخت فرهنگ غني و پر رمز و راز
امروز 31 شهريور ماه سالروز آغاز جنگ تحميلي و آغاز
هفته دفاع مقدس است و طي يك هفته شاهد ويژه برنامه هاي
متعددي در صدا و سيما و نيز مطالب و صفحات مختلفي در
مطبوعات در اين خصوص خواهيم بود. اما آيا براستي
پرداختن به فرهنگ دفاع مقدس بايد معطوف به اين يك هفته
باشد و در ديگر ايام سال محدود به اشاراتي گذرا گردد آيا
فرهنگ دفاع مقدس كه از پرتو آن مي توانيم بسياري از
مشكلات فعلي جامعه را در ابعاد فرهنگي , اجتماعي , اقتصادي
و سياسي حل كنيم , نبايد همواره در تمامي امور و در تمامي
فصول جاري باشد.
اگر چند سالي است كه شاهد معضلات مختلفي از جمله
اشرافيت دولتي هستيم بايد بدانيم كه اگر فرهنگ دفاع مقدس و
فرهنگ جبهه و جنگ در اين سالها كمرنگ و يا به فراموشي
سپرده نشده بود و دولتمردان ما در تمامي سطوح همچون
فرماندهان رشيد و شهيد دوران جنگ , راه ساده زيستي و
تواضع را مي پيمودند , اكنون دچار معضلي به نام اشرافيت
دولتي نمي شديم . اگر مسئولين و مديران كشور زندگي شهيد
مهدي باكري را در دوراني كه شهردار اروميه بود و نيز هنگامي
كه در جبهه هاي جنگ , فرماندهي لشكر را به عهده داشت ,
نصب العين خود قرار مي دادند , امروز شاهد ايجاد فاصله بين
بعضي از مديران كشور با مردم نبوديم .
اگر در اين سالها فرهنگ دفاع مقدس را به درستي در
جامعه رواج مي داديم و حماسه جوانان برومند اين خطه
اسلامي را به زيبايي و روشني منعكس مي كرديم , امروز با
جواناني روبرو نبوديم كه دچار روزمرگي شده اند
اگر امروز با مديراني مواجه هستيم كه از سپردن امور به
جوانان پرهيز دارند , بخاطر اين است كه آن سالهاي پر حماسه
جنگ را از ياد برده اند و گرنه آن كسي كه با آنها سالها آشنايي
داشته باشد مي داند كه در طي هشت سال دفاع مقدس , اين
جوانان بودند كه تحت رهبري حضرت امام (ره ) در رده هاي
مختلف جنگ , از فرماندهي لشگر گرفته تا نيروي پياده به دفاع
از كيان اسلامي پرداختند و تمام تئوري هاي فرماندهان پا به
سن گذاشته آمريكايي , اسرائيلي و عراقي را كه در بزرگترين
دانشكده هاي نظامي دوره ديده بودند , به هم ريخته و با تدبير و
كياست خود جهانيان را مات و مبهوت خويش
ساختند.
آري , فرهنگ دفاع مقدس , فرهنگي است كه ريشه در اسلام
ناب محمدي (ص ) دارد و از طريق اين فرهنگ مي توان بسياري
از معضلات كنوني را ريشه كن ساخت . به شرطي كه اين فرهنگ
همواره نه فقط يك هفته در طول سال , مورد توجه قرار گيرد و
در تمامي برنامه ريزي هاي فرهنگي , اجتماعي , اقتصادي , هنري
و غيره لحاظ گرديده و از آن بهره گرفته شود.
باور كنيم كه فرهنگ دفاع مقدس , فرهنگي داراي تاريخ
مصرف و محدود به زماني خاص نيست و اين فرهنگ كه
مساوي با حق پرستي , مبارزه با اهريمنان , خود باوري , محبت
و مهرورزي , عدالت محوري و اتحاد و برادري است , فرهنگي
مقدس و براي تمامي دوران است .
اهواز ـ محمد ديندار
آيا براستي پرداختن به فرهنگ دفاع مقدس بايد معطوف
به يك هفته باشد و در ديگر ايام سال محدود به اشاراتي گذرا
گردد آيا فرهنگ دفاع مقدس كه از پرتو آن ميتوانيم
بسياري از مشكلات فعلي جامعه را در ابعاد فرهنگي ,
اجتماعي , اقتصادي و سياسي حل كنيم , نبايد همواره در
تمامي فصول جاري و ساري باشد.
اگر مسئولين و مديران كشور زندگي شهيد مهدي باكري را
در دوراني كه شهردار اروميه بود و نيز هنگامي كه در
جبهه هاي جنگ فرماندهي لشكر را به عهده داشت , نصب
العين خود قرار مي دادند , امروز شاهد ايجاد فاصله بين
بعضي از مديران كشور , با مردم نبوديم .

|
دفاع مقدس , اراده ملي , امداد الهي
|
نگاهي به مقوله دفاع و قداستش در جنگ تحميلي عراق
عليه ايران
مقوله دفاع يكي از مهمترين اموري است كه اذهان
زمامداران ومسئولين تمام ملل را از بدو تاسيس جوامع بشري
به خود معطوف داشته و مادامي كه متجاوزي وجود داشته و
انديشه هجوم به سرزميني ديگر و دست اندازي و چپاول
مواهب خدادادي كه در اختيار جوامع ديگر است , مدافعيني
هم بوده اند كه مبارزه با مطامع مهاجمين و دفاع از كيان و
تماميت ميهن و ملت را در راس امور خود قرار داده اند و در
اين مسير نيز هر ملت , قهرمان و قهرماناني دارد كه به عنوان
افتخار ملي و استطوره در تاريخ خود ثبت و به جهانيان معرفي
كرده و به آنها مي بالد.
كشور ايران نيز با موقعيت منحصر به فرد جغرافيايي خود و
با بهره مندي از مواهب وگنجينه هاي بي نظيري كه خاك ايران را
به نگيني تابناك در خاور گيتي بدل ساخته , در هر دوره از
تاريخ , گذشته از دوران ساسانيان و هخامنشيان و يا افشاريان
و ساير حكام خود كامه اي كه خود يد طولايي در جهان گشايي
داشته و در اين رهگذر به عنوان ابرقدرتهاي زمان خود شناخته
شده اند , مطمع انديشه و مورد حسادت ابرقدرتهايي بوده
كهسعي در كسب منافعي در منطقه داشته و اولين هم خود را بر
دستيابي و تعدي به آب و خاك اين ديار دانسته تا يا از سويي
به آبهاي آزاد جهان راه يابند و از سويي ديگر شاهراهي براي
تعدي به ملل و يا سرزمين هاي ديگر يابند و يا اينكه علاوه بر به
استثمار كشيدن ملت مسلمان ايران تحت لواي استعمار نهايت
سواستفاده را از امتيازات بي نظير اين ديار داشته باشند و در
اين مسير نيز با توجه به بي كفايتي هاي برخي زمامداران كه خود
در چپاول ملت و ميهن گوي سبقت را از بيگانگان ربوده بودند
قطعاتي ناب از اين ديار در مرور گردش روزگار تاريخي مشقت
بار و تاثر برانگيز از دامن ميهن جدا شد كه با توجه به وسعت و
شرايط اقليمي و اجتماعي اينك خود بدل به كشورهايي بزرگ
شده و در همسايگي ايران و در سايه ستبر ميهن در كرانه هاي
جنوب و شمال كشور و يا سرحدات خاوري و باختري ميهن
آسوده اند.
اين سير چپاول گري استعمارگران در برهه هاي مختلف از
تاريخ و شكست هاي پي در پي دولت هاي فاسد وقت همواره
حسرت پيروزي و دفاع پيروزمند را در دل هم ميهنان عزيز باقي
گذاشته بود. اما خود ملت بهتر از همه واقف بودند كه
زمامداران بزدلي كه هر روز قسمتي از اين سرزمين ناب را به
حراج مي گذاشتند و تقديم دشمن مي كردند برخواسته از بطن
جامعه نبودند و خود مهمترين عامل ناكامي هاي ايران بودند.
اما ظهور پديده اي نو با نام انقلاب اسلامي ايران در
دهه هاي پاياني قرن بيستم و فرمانبري مردم از ولايت فقيه و
حكومت اسلامي تمامي تصورات و معادلات دشمنان را در
مورد ملت ايران بر هم زد و پشتوانه مردمي ميهن را به نمايش
گذارده و تلفيقي از يك حكومت مذهبي موفق را كه با تمسك
قرآن و ولايت پيروزمندانه , دشمن را از كرده خويش نادم كرده
و او را با وجود تمامي حمايت هاي ديپلماتيك و كمك هاي
تسليحاتي ابرقدرتهاي شرق و غرب با اقتداري با شكوه به
مرزهاي بين المللي بازگرداند.
رژيم بعثي عراق كه با سردمداري صدام حسين به عنوان
حاكمي منفور , انديشه حمله به كشورهاي همسايه از جمله
ايران و كويت را با استفاده از حمايت ها و امكانات اهدايي
ابرقدرتها در سر مي پروراند.
در 31 شهريور ماه سال 1359 تهاجمي همه جانبه عليه
جمهوري نوپاي اسلامي ايران را از مرزهاي غربي آغاز نمود و
اينگونه بود كه جنگي خونين و هشت ساله بين دو ملت كه
داراي مشتركات فرهنگي بسيار هستند , آغازيدن گرفت .
پس از برافروختن آتش جنگ بين دو كشور همسايه و
تهاجم گسترده نيروهاي عراقي به ايران و اشغال مناطق وسيعي
در جنوب و غرب كشور , كه در پاره اي از نقاط مانند
خوزستان , داراي ارزشهاي استراتژيكي فراواني بودند , سران
رژيم حاكم بر عراق فاتحانه به طرح دعاوي بي اساس پرداخته
و حتي چشمداشت ارضي خود را در مناطق اشغال شده بويژه
خوزستان با عنوان « اراضي غصب شده اعراب » مطرح
مي نمودند. در چنين وضعيتي , كاملا مسلم بود كه ايران براي
احقاق حق خود بايد نيروهاي متجاوز را با اعمال قدرت
نظامي از سرزمينهاي اشغالي اخراج نمايد و گرنه با چنين
دشمني كه با طرح دوباره اختلافات فيصله يافته , چشم طمع به
حق حاكميت مشروع و قانوني ايران بر سرزمين خود دوخته
بود و در شرايط دست به گريباني سياستمداران متعهد كشور با
انبوهي از مشكلات داخلي وخارجي , فرصت را مغتنم دانسته و
توسل به زور و جنگ را وسيله اي براي كسب امتياز و باج گيري
قرار داده بود , طبيعي است كه تا در جايگاه برتري قدرت
نظامي قرار داشت از اين موضع قدرت جز براي تحميل
خواسته ها و نظرات خود بر ما استفاده نمي كرد.
با در نظر گرفتن چنين واقعيتهاي ملموسي بود كه نبردهاي
تاريخي وشكوهمندي چون ثامن الائمه , طريق القدس ,
فتح المبين و در نهايت و در اوج افتخارات , بيت المقدس بابي
ديگر از تئوري هاي مبارزه و جنگ را در قاموس جنگ هاي قرن
معاصر گشود. نيروهاي مقتدر و توانمند زميني , هوايي و
دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران كه اينك با پشت
سرگذاشتن انقلاب شكوهمند اسلامي و اخراج مستشاران
غربي و فرماندهان دست نشانده و فاسد , بدل به ارتش جوان و
حزب اللهي شده بود و خود در مسير انقلاب و حفظ
دستاوردهاي خون شهدا و نيل به آرمانهاي بنيانگذار كبير
انقلاب همت ها و رشادت ها آفريده بودند و فرماندهاني جوان
ولايق همچون صياد شيرازي , نامجو , آبشناسان , فكوري و...
در كنار نيروهاي جان بر كف و مخلص مردمي و برادران مجاهد
سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كه آرام آرام مسير تبديل شدن
به يك نيروي منسجم نظامي را طي مي كرد , تركيبي آرماني با
انديشه هاي ولايي خلق كرده بود كه پشت هر اهريمن رابه
آساني خرد مي كرد و اينگونه بود كه بر خلاف تصور صدام و
حاميانش يك روز پس از آغاز جنگ تحميلي با پرواز 140
فروند هواپيما سيه روزي را براي دشمن به ارمغان آوردند و با
افزايش انسجام و به مرور زمان در طول مرزهاي گسترده ايران
و عراق , متجاوز را زمينگير و راه شكست « سردار قادسيه »
پيموده شد و تلاش ها و حماسه آفريني هاي اين ظفرمندان در
دومين سال از آغاز جنگ به زيباترين نحو نمود يافت وآزادي
خرمشهر و نابودي نيروي دريايي رژيم دست نشانده بعثي به
عنوان حماسه هاي جاويد رزمندگان در طول دفاع مقدس كه
غرور ملت و خرسندي امام راحل (ره ) را به ارمغان آورده بود
در جريده تاريخ ثبت گرديد و بدين ترتيب روي ديگر جنگ
تحميلي و اين بار به نفع ارتش اسلام آشكار شد و صداميان
گيج و مبهوت از ضربات سهمگين ارتش ولايي و آرماني ايران ,
فرياد مددخواهي از اربابانشان را به گوش افلاك رساندند. اما
اين عجز و لابه ها حاصلي در بر نداشت و خشم شيعيان
علي (عليه السلام ) و امدادهاي غيبي بارگاه لطف الهي ابرهه
مست زمان را چنان مدفون در سجيل آتش كرد و ياري هاي
سردمداران استكبار جهاني را به اين طاغي معروف قرن
بي تاثير كرد كه موجب حيرت جهانيان شد.
تنبيه متجاوز و حفظ حقوق متعارف بين المللي به عنوان
حق مسلم مردم ايران هدف بعدي تلاشگران عرصه دفاع بود كه
با تدابير داهيانه مقام عظماي ولايت و جان نثاري پيروان
مخلصش در ارتش و سپاه كه اينك به عنوان دو بازوي توانمند
انقلاب چهره اي با صلابت از ايران ترسيم كرده بودند ميسر
گرديد و سرانجام با امضاي قرارداد 598 , بازگشت پيروزمندانه
آزادگان به ميهن وشناسايي عراق به عنوان متجاوز در مجامع
بين المللي با پيروزي و حفظ تماميت ارضي ايران اسلامي پايان
يافت .
با در نظر گرفتن چنين واقعيتهاي ملموسي
بود كه نبردهاي تاريخي و شكوهمندي چون
ثامن الائمه ـ طريق القدس : فتح المبين و در نهايت و
در اوج افتخارات , بيت المقدس بابي ديگر از
تئوري هاي مبارزه و جنگ را در قاموس جنگ هاي
قرن معاصر گشود.
تنبيه متجاوز و حفظ حقوق متعارف بين المللي
بعنوان حق مسلم مردم ايران هدف بعدي
تلاش گران عرصه دفاع بودكه با تدابير حضرت
امام (ره ) و جان نثاري پيروان مخلصش در ارتش و
سپاه كه اينك به عنوان دوبازوي توانمند انقلاب
چهره اي با صلابت از ايران ترسيم كرده بودند , ميسر
گرديد.

|
ياد باد
|
ياد باد آن عرصه پيكار و رزم
ياد آن عزم و نبرد با دون خصم
ياد عشق و جان نثاريها بخير
ياد آن عزم آفرينان ذكر خير
مي دويدند در پي آ ن نابكار
تا برانند دشمنان را آن كنار
حرف عشق بود , حرف ايثار و گذشت
با همين عنوان زجانش مي گذشت
ذكر ما داد علي بود , رهبري عالي مقام
شك نكرديم گوش داديم آن پيام
جان خود را در ره او داده ايم
دست وپا و سر به جانان داده ايم
ما تحمل كرده ايم آن درد و رنج
دور كرديم فتنه را با درد و رنج
زخم آن ايام ديگر بي خاطر است
آنكه زخم دارد كنون بي حاصل است
ديگر آن ايام ندارد بوي عشق
هر كه دارد در سرش سوداي عشق
عشق و ايثار , ديگر , معنا شده
معني اش پول و منال و من شده
بين جماعتهاي جبهه واه شده
هر كه از آنان ز هم سودا شده
آن يكي افتاد كنار افسرده حال
ديگري كرده سكوت رفته به فال
يا كه دنيا را گرفته در كمند
فكر و ذكرش زود گيرد يك سمند
آن يكي آهنگ سرفه مي زند
سرفه اي از ناي و از جان مي زند
سالها با درد و رنج آميخته است
درد ورنجش با خدايش گفته است
من ندانم عشق اين دوران چه هاست
در زمين و در هوا يادر كجاست
اي خدا حيراني ام را ديده اي
درد رايج را كنون بشنيده اي
من دگر افتاده ام دستم بگير
يا كه من بي طاقتم جانم بگير
گرگان ـ پاسدار جانبار « صفر علي رايج »
روستاي كفشگيري

| | |