روزنامه جمهوري اسلامي 27/06/1384 صفحه عقيدتي

* خورشيد عالمتاب
ارزش انتظار و خصال منتظران ظهور
* چشمه نور
خورشيد عالمتاب




حضرت مهدي (ع ) در شب جمعه , نيمه ماه شعبان سال 255 ـ يا 256 هجري قمري پاي بدين گيتي نهاد . بدينگونه اصل ولادت مهدي و به اين جهان آمدن او جز مسلمات تاريخ است و بجز ائمه طاهرين و عالمان و مورخان و محدثان شيعه , بسياري از مورخان و محدثان اهل سنت نيز بدين امر تصريح كرده اند و آن را يك واقعيت دانسته اند.
پس از دو قرن و اندي , كه از هجرت پيامبر (ص ) گذشت و امامت به امام دهم و يازدهم رسيد. اندك اندك , در ميان حكومتگران در مركز خلافت , نگراني عميق جان گرفت .اين نگراني مربوط به اخبار و احاديث بسياري بود كه در آنها آمده بود از امام حسن عسگري فرزندي تولد خواهد يافت , كه بر هم زننده اساس حكومتهاست اين پيشگويي هم در كتابهاي پيشينيان آمده بود , و به وسيله آگاهان از آن كتابها , در ميان مسلمين نقل مي شد , و هم در احاديث و اخبار اسلامي , بويژه احاديث نبوي .
به هنگام تولد امام مهدي (ع ) در شهر سامرا , حدود 35 سال از ساختن آن شهر (كه در كنار ويرانه هاي شهر قديم بنا شده بود) مي گذشت .و با اينكه به عنوان پايتخت دوم براي خلافت بغداد ساخته شده بود , از همان آغاز مقر خليفه عباسي شد معتصم عباسي , هشتمين خليفه بني عباس , كه خلافت او , از سال 218 آغاز شد , به ساختن اين شهر فرمان داد و سپس خود بدانجا انتقال يافت , و بدينگونه سامرا مركز خلافت شد.
امام دهم . 20 سال در اين شهر تحت نظر و زنداني بود . و سپس امام يازدهم در آنجا تحت نظر ـ و زنداني ـ به سر مي برد.
به هنگامي كه ولادت مهدي نزديك شد و خطر او در نظر جباران قوت گرفت , در صدد برآمدند تا از پديد آمدن اين نوزاد جلوگيري كنند , و اگر پديد آمد و بدين جهان پاي نهاد او را از ميان بردارند. بدين علت بود كه چگونگي احوال مهدي , دوران حمل , و سپس تولد او , همه و همه , از مردم نهان مي شد , و جز چند تن محدود , از نزديكان , يا شاگردان , اصحاب خاص امام عسگري , كسي او را نمي ديد. آنان نيز مهدي را گاه به گاه مي ديدند و نه پيوسته و به صورت عادي . نوشته اند :
راز مخفي داشتن ولادت مهدي اين بود : خلفاي عباسي , از طريق رواياتي كه از پيامبر(ص ) و ائمه طاهرين (ع ) نقل شده بود , دانستند كه دوازدهمين امام , همان مهدي است , كه زمين را پر از عدل و داد مي كند و دژهاي فساد و گمراهي را در هم مي كوبد , و دولت جباران را سرنگون مي سازد.و طاغوتيان را به قتل مي رساند و خود امير مشرق و مغرب جهان مي شود , چون اين امر را دانستند در صدد برآمدند تا اين نوزاد را خاموش كنند و اين امام را به قتل برسانند. از اين رو جاسوسان و مراقباني چند گماشتند , و حتي قابله هايي را مامور كردند تا داخله خانه امام عسگري را زير نظر بگيرند. ليكن خداوند , در هر حال نور هدايت را پاينده خواهد داشت . اين بود كه خدا به اراده خويش دوران بارداري مادر او را پنهان داشت . مورخان گفته اند : معتمد عباسي , قابلگان را امر داده بود تا وقت و بيوقت , سرزده , وارد خانه سادات شوند.بويژه خانه امام حسن عسگري (ع ) و در درون خانه بگردند و تفتيش كنند , و از حال همسر او با خبر گردند و گزارش دهند. اما آنان از هيچ چيز آگاه نگشتند. خداوند درباره مهدي همان كار را كرد كه درباره موسي كرد. چنانكه دشمنان مهدي نيز , همان روش فرعوني و سياست فرعوني را دنبال كردند.
بارخدايا , اينك ما منتظران آهنگ خاوران مي كنيم و به سوي چشمه خورشيد مي شتابيم ... دل را از پرتو تولاي آن مهر درخشان مي افروزيم , و دست طلب به سوي آفاق هستيها دراز مي كنيم , و آن جان جانها را مي طلبيم .
از مفازه هاي تاريك مي هراسيم . و از واديهاي ظلمت مي گريزيم و دل به طلب نور مي سپاريم .
و بدينگونه مي رويم تا گامي در راه خورشيد شناسان خورشيد طلب بنهيم , و تا خاك راه خورشيد طلبان خورشيدشناس را توتياي چشم كنيم .
روايت است كه مهدي (ع ) چونان جد خويش محمد(ص ) كه در ظلمات جاهليت قيام كرد , در دل فسادها و تباهيها وظلمتهاي آخرالزمان قيام مي كند و اين پيشواي محمدي , و دادگستر علوي , و شورشگر فاطمي و انقلابي حسيني , مربي جعفري و امام موسوي و حجت عسگري , با عصاي موسي و انگشتري سليمان پديدار ميگردد , او به روز عاشورا خروج مي كند , در حالي كه پرچم پيامبر را در دست , و 313 تن ياران خاص او ـ به شمار ياران پيامبر در جنگ بدر ـ گرداگرد او جاي دارند , آنان كه حاكمان زمانند و وارثان زمين .
همچنين مومنان نيرومند , و جوانان سلحشور شيعه , در خدمت اويند.و زمان چنان از شادي سرشار گردد , كه مردگان نيز , در عالم ارواح به شادماني مي پردازند و از خرمي به وجد مي آيند. بدينسان او ـ با اسم خدا ـ در آيد , و همه سوي جهان را از عدل و داد , و فروغ و برهان , نجات و ايمان ـ سرشار سازد.
اي فروغ هدايت بتاب !
و اي خورشيد جهانها , بر آي !
اي روشنگر هستي , بيفروز!
و اي راز بزرگ تجلي , چهره بنماي !
بيا و مشتاقان مهجور را در ياب , و شيفتگان بي تاب را آرامش بخش ! ما كوله بار دل تاريك بر دوش نهاده , در اين هامون بيكران راه مي سپاريم , وتو را و نشان سرمنزل تو را مي جوييم .
بارخدايا! توفيق همه را , براي ايجاد يك زندگي سعادتمند اخلاقي , و يك محيط نوراني انساني درخواست مي كنيم , و از از درگاه تو مي خواهيم كه خروج قائم آل محمد(ص ) را نزديك گرداني و او را از نهان جهان در آوري و دوران غيبت او را به پايان بري , تا بر كهن ترين معبد توحيد تكيه زند , و بانك دلرباي خويش را به گوش توده هاي ستمديده و سرگردان بشري برساند و به رسم ستم و ستمگري پايان دهد و بناي عدل و داد و دانايي و شايستگي را پي نهد.
طاهره صاحب الزماني
منابع مورد استفاده : خورشيد مغرب محمد رضا حكيمي , گلستان سوره ها محمدحسين جعفري , درسهايي از قرآن محسن قرائتي
اي فروغ هدايت بتاب
اي خورشيد جانها , برآي
اي روشنگر هستي , بيفروز
اي راز بزرگ تجلي , چهره بنماي

ارزش انتظار و خصال منتظران ظهور


پيامبر اكرم « ص » :
الامام الرضا(ع ) , عن آبائه « ع » قال : قال رسول الله « ص » : افضل اعمال امتي انتظار فرج الله عز و جل . (1 )
امام رضا(ع ) از پدران خود روايت مي كند كه پيامبر « ص » فرمود : بهترين اعمال امت من انتظار فرج خدايي است .
امام سجاد « ع » :
.... ان اهل زمان غيبته القائلين بامامته , والمنتظرين لظهوره , افضل من اهل كل زمان , لان الله ـ تعالي ذكره ـ اعطاهم من العقول والافهام والمعرفه ماصارت به الغيبه عندهم بمنزله المشاهده , و جعلهم في ذلك الزمان بمنزله المجاهدين بين يدي رسول الله « ص » بالسيف . اولئك المخلصون حقا , و شيعتنا صدقا , والدعاه الي الله سرا و جهرا . (2 )
بي ترديد , مردم زمان غيبت مهدي , كه امامت او را باور دارند و منتظر ظهور اويند , از مردمان ديگر زمانها برترند و افضل . چون خداي متعال , به آنان , عقل و درك و قدرت شناختي داده است كه غيبت برايشان چون ظهور است . خداوند آنان را , در آن زمان , همپايه مجاهدان شمشيرزن زمان پيامبر « ص » قرار داده است . و اينانند اخلاص گزاران واقعي , و شيعيان راستين ما , و دعوت كنندگان مردم به خدا (و به دين خدا) , در نهان و آشكار.
امام صادق « ع » :
من مات منكم , و هو منتظر لهذا الامر , كمن هو مع القائم في فسطاطه , قال : ثم مكث هنيئه , ثم قال : بل كمن قارع معه بسيفه . ثم قال : لاوالله , الا كمن استشهد مع رسول الله . (3 )
كساني كه در حالت انتظار دولت قائم از جهان در گذرند , مانند كسانيند كه در خدمت قائم باشند.
امام پس از اين سخن مكثي كرد , سپس گفت : بلكه مانند كسانيند كه در ركاب مهدي شمشير زده باشند.
سپس گفت : نه به خدا سوگند , اينان مانند آن كسانند كه در خدمت پيامبر به شهادت رسيده باشند.
امام صادق « ع » :
المنتظر لامرنا , كالمتشحط بدمه في سبيل الله . (4 )
آن كس كه منتظر امر ما (تشكيل حكومت قرآني به وسيله ما) باشد مانند كسي است كه در راه خدا , در خون خود غوطه ور گردد.
لازم است انديشمندان و آگاهان نيك بينديشند , كه چرا پيامبر اكرم « ص » و امامان معصوم « ع » تا اين اندازه بر ارزش انتظار تاكيد كرده اند , و انتظار را برترين عبادت دانسته اند , و انسان منتظر را همپايه مجاهدان راه خدا و همسان شهيدان در ركاب پيامبر « ص » شمرده اند , براي اينكه حفظ اعتقاد ديني و ايمان به خدا و مداومت بر عمل صالح , و پايداري امتها در روزگار فشار حوادث , همگي به انتظار بستگي دارد. ـ با توجه به عمق معناي انتظار ـ از اينرو , « انتظار » با عنصر « صبر » نيز قرين گشته است , در سخن امام صادق « ع » :
من دين الائمه الورع ... و انتظار الفرج بالصبر . (5 )
از دين امامان است پرهيزگاري ... و انتظاري فرج با صبر و شكيبايي
پس روشن است كه انسان بايد در برابر فشار حوادث ـ از هر نوع و هر سوي ـ پايدار پايدار باشد , و در برابر هجوم ياسها و رنگ باختگيها مردانه بايستد و در رويارويي با همه مشكلات , شكيبايي و استواري نشان دهد , و معنويت و ايمان خويش را نگاه دارد , و از انجام دادن اعمال صالح بازنايستد تا منتظر راستين تحقق ارزشهاي والا به شمار آيد.
نسل آگاه و بيدار ما بايد بداند كه در راه اجراي عدالت , و برقراري حق , و برپايي و تشكيل امت خدايي و دولت قرآني و حاكميت مستضعفان , شكيبايي و صبر بسيار لازم است , و در اين راه براي تحقق اين آرمان , هرگونه شتابزدگي (6 ) و بي صبري , و تزلزل و نگراني و نااستواري , زيانهاي جبران ناپذيري بر پيكر فرد و جامعه وارد خواهد ساخت .
انديشمندان ما , بايد درست بينديشند كه هيچ اجتماع و دوراني را نمي توان مثال و نمونه و تصويري ـ گرچه كم رنگ ـ از دوران حاكميت عدل و حق امام مهدي « ع » دانست . و اصولا هيچ جرياني در دوران پيش از ظهور نمي تواند ترسيمگر آن دوران عدالت بنياد الهي و قسط اسلامي باشد. تنها و تنها نمونه و مثال و الگوي آن دوران , حكومت پيامبر « ص » و حكومت پنج ساله امام علي (ع ) است ; با همه تفاوت و محدوديتي كه در قلمرو آن دو دوره با روزگاران ظهور و حكومت حضرت مهدي « ع » وجود دارد.
از اينرو , با توجه به اصالت و راستي و درستي ايدئولوژي اسلامي و برنامه هاي سراسر حق و حقيقت آن , و تحقق كامل آن به دست با كفايت امام موعود « ع » , جايي براي ياس و سرخوردگي از دين و آينده دين نيست .
همواره در تاريخ گذشته تشيع , فراز و نشيبهايي بوده است , از دوران تقيه و پنهانكاري و حركتهاي زيرزميني تا دوران شكوفاييهاي نسبي و طلوع و ظهورهاي متفاوت و محدود. نوسان حوادث در درازاي تاريخ اين مكتب و مذهب , كم نظيرترين حوادث بوده است . تشيع تنگناها و دشواريهاي فراواني را پشت سر گذاشته است , و گهگاه اوجگراييهايي داشته و جامعه هايي تشكيل داده است . البته براي برخي اين گمان نيز پديد آمده است كه فلان دوره از تاريخ تشيع همان دوران طلايي و آرماني است , غافل از اينكه جامعه آرماني تشيع موضوعي است وراي اين حوادث و پيش آمدها و اجتماعات . بدين جهت است كه هيچ طرح و ادعا و عملكردي خود را جامعه آرماني تشيع علوي و عدل مهدوي نمي داند و نمي تواند بداند.
اكنون در اين دوره هاي گوناگون و مختلف و در برابر اين همه نوسان و فراز و نشيب گرايي , و صعود و سقوطها , و رويارويي با موانعي عظيم , اگر بنا بود كساني از اميد به آينده دل بركنند و عنصر حياتي « انتظار » و اميد را از كف بدهند , فاجعه اي عظيم به وقوع مي پيوست , و اين مذهب تاكنون باقي نمي ماند. (عصر زندگي , محمد حكيمي , دفتر تبليغات اسلامي قم )
پاورقي :
1 ـ « بحار » .122,5
2 ـ « منتخب الاثر » .244,
3 ـ « كمال الدين » .326,
5 ـ « بحار » .122,5
6 ـ از امام صادق « ع » روايت شده است . « هللك المستعجلون : شتاب كنندگان (در امر ظهور و تشكيل دولت قرآني ) هلاك گرديدند » « بحار » .104,52
حضرت امام سجاد(ع ) :
بي ترديد , مردم زمان غيبت مهدي , كه امامت او را باور دارند و منتظر ظهور اويند , از مردمان ديگر زمانها برترند و افضل . چون خداي متعال به آنان عقل و درك و قدرت شناختي داده است كه « غيبت » براي آنها چون « ظهور » است .

چشمه نور




روي ترا ز چشمه نور آفريده اند
لعل تو از شراب طهور آفريده اند
خورشيد هم بروشني طلعت تو نيست
آئينه ترا ز بلور آفريده اند
پنهان مكن جمال خود از عاشقان خويش
خورشيد را براي ظهور آفريده اند
منعم مكن ز مهر خود اي مه كه ذره را
مفتون مهر و عاشق نور آفريده اند
خيل ملك ز خاك در آسمان تو
مشتي گرفته , پيكر حور آفريده اند
عيسي وظيفه خوار لب روحبخش تست
كز يك دم تو نفخه صور آفريده اند
تنها نه در يك نگاه تو محشر نهفته است
در قامت تو نيز نشور آفريده اند
از پرتو جمال تو در كوه و بر و بحر
سيناي عشق ونخله طور آفريده اند
آلوده ايم وبيم بدل ره نميدهيم
از بس ترا رحيم و غفور آفريده اند
سرمايه سرور دل ما زدرد تست
درد ترا براي سرور آفريده اند
عمري اسير هجر تو بود و فغان نكرد
بنگر دل مرا چه صبور آفريده اند
از نام دلرباي تو همت گرفته اند
تا برج آخرين شهور آفريده اند
عشاق را بكوي وصال تو ره نبود
اين راه دور را بمرور آفريده اند
(پروانه ) را در آتش هجران خود مسوز
كو را براي درك حضور آفريده اند
محمدعلي مجاهدي (پروانه )