قسمت اول
اشاره :
نقد 131 صفحه اي ايران به گزارش البرادعي منتشر شد . اين گزارش
كه روند دوسال گذشته را نيز به نقد كشيده به اقدامات فراقانوني
البرادعي در خارج از رويه و اختيارات دبيركل آژانس بين المللي اتمي
اعتراض كرده است .
گزارش روند سياستها و پرونده هسته اي ايران و بررسي گزارش
) خصوصا روند دو سال گذشته روز دوشنبه در 131 infcirc البرادعي (
صفحه به آژانس بين المللي انرژي اتمي ارائه شد.
در اين گزارش آمده است : با نگاهي مختصر به ابعاد حقوقي و فني ,
به سادگي مي توان به اين نتيجه گيري رسيد كه جامعه بين المللي تا اندازه
زيادي با جانب داري , و اطلاعات اغراق آميز و سياسي شده در ارتباط با
برنامه ها و فعاليتهاي هسته اي ايران به راه خطا رفته
است .
موضوعات هسته اي ايران كه بايستي به شيوه اي كاملا فني در
چارچوب آژانس بين المللي انرژي اتمي مورد بررسي قرار گيرد , سياسي
شده است . اين امر به منظور منحرف ساختن توجه جامعه بين المللي از
نگرانيهاي امنيتي فوري و جدي ناشي از نقض ماده 6 معاهده عدم
اشاعه سلاحهاي هسته اي , وجود تعداد انبوهي از كلاهكهاي هسته اي ,
تحولات اخير در ساخت انواع جديد تسليحات هسته اي بوسيله دو
دولت هسته اي و مورد ديگر اما نه آخرين آنها يعني تهديد بالقوه اتمي
در منطقه استراتژيك NPT اسرائيل , كه تنها كشور غيرعضو در
خاورميانه مي باشد , صورت مي گيرد.
ضمن قدرداني از كار بسيار سازنده آژانس , و تلاشهاي بي دريغ
آقاي دكتر البرادعي دبيركل آژانس در حل موضوعات , با اين حال ايران
نگرانيهايي جدي درباره سو تفاهم ها , آشفتگي ها , سو برداشتها و
دست كم گرفتن پيشرفت بسيار زيادي كه تاكنون بوسيله تعدادي از
اعضاي شوراي حكام براي حذف موضوعات صرفا فني از چارچوب
آژانس صورت گرفته است , دارد. آنها تلاش مي كنند اقتدار آژانس را با
درخواست دستورالعمل ها از ساير نهادهاي بين المللي كاهش دهند. اين
امر بدون شك در تعارض با اساسنامه آژانس است كه آژانس بين المللي
انرژي اتمي را يك نهاد مستقل مرتبط در زمينه انرژي اتمي در نظر
مي گيرد و اقتدار آن نيز در اساسنامه آژانس قرار دارد. هر تلاشي در اين
راستا چندجانبه گرايي را به مخاطره مي افكند.
اين سند كه با هدف رفع ابهامات احتمالي در خصوص فعاليتهاي
هسته اي ايران تنظيم شده است , از نكات و موارد مطرح شده در اسناد
گوناگون آژانس بين المللي انرژي اتمي , گزارشهاي بازرسي و بويژه
گزارشهاي دبيركل به شوراي حكام بهره گرفته است كه فهرست آنها به
گزارش پيوست شده است .
بخش اول ـ مروري كوتاه بر برنامه ها و سياست هسته اي ايران در
گذشته , حال و آينده :
فعاليتهاي هسته اي ايران با تاسيس مركز اتمي دانشگاه تهران و
احداث راكتور تحقيقاتي پنج مگاواتي با سوخت 93 % غني شده بوسيله
كه از سال 1968 در آمريكا فعاليت AMF يك شركت آمريكايي با عنوان
خود را شروع نموده بود , آغاز گرديد. لازم به ذكر است كه دو راكتور
تحقيقاتي مشابه تقريبا همزمان از سوي آمريكايي ها در پاكستان و تركيه
ساخته شد.
در سال 1974 تاسيس گرديد . AEOI سازمان انرژي اتمي ايران
موظف به كاربر روي چرخه سوخت و تكميل نمودن آن شامل AEOI
توليد بيست و سه هزار مگاوات برق با استفاده از نيروگاههاي برق
مركز اتمي به همراه راكتور تحقيقاتي 5 مگاواتي AEOI هسته اي گرديد .
NRC آنرا در اختيار گرفت . اين مركز از آن پس مركز تحقيقات هسته اي
نام گرفت . ايران يك قرارداد چرخه سوخت هسته اي ده ساله قابل
تمديد با آمريكا در سال 1974 , آلمان 1976 و فرانسه 1977 منعقد
نمود. كشورهاي غربي در ارائه چرخه سوخت هسته اي از جمله غني
سازي به ايران با يكديگر رقابت مي كردند.
بايد يادآوري شود كه در سال 1975 , ده درصد سهام تاسيسات
را كه در « تريكاستين » فرانسه در Eurodif غني سازي اورانيوم يوروديف
حال ساخت بود و بخشي از فناوري غني سازي توسعه يافته به وسيله
« يورديف » محسوب مي شد خريداري نمود و براي خريد يك سهم از
اورانيوم غني سازي در تاسيسات جديد توافق بعمل آمد. شاه همچنين
يك ميليارد دلار به عنوان كمك مالي به شركت مذكور داد اما ايران حتي
يك گرم اورانيوم از كارخانه مذكور را كه به شدت براي توليد
راديوايزوتوپهاي راكتور خود و عمدتا براي استفاده هاي پزشكي نياز
داشت دريافت نكرد.
مسئله توجيه انتخاب انرژي هسته اي به عنوان يك گزينه براي ايران
كه گاز طبيعي و منابع نفتي داشت در آن زمان اصلا مطرح نشد. با در نظر
گرفتن اين واقعيت ها كه نسبت به 30 سال قبل جمعيت ايران دو برابر
شده است , قيمت نفت بشدت افزايش يافته است , كاربردهاي گسترده
محصولات نفتي كه در صنايع پتروشيمي توليد شده اند و سرانجام
در خصوص توجيه فني و مالي انرژي هسته اي در IAEA گزارشهاي
) , WASP كمك به عرضه انرژي ملي (طراحي توسعه نظام برق بوسيله (
هيچ ترديدي وجود ندارد كه يك استاندارد دو گانه با مقاصد صرفا
سياسي بر جمهوري اسلامي ايران تحميل شده است .
آينده برنامه هسته اي :
مجلس ايران توليد 20 هزار مگاوات از انرژي هسته اي تا سال
2020 را تصويب كرده است . برنامه آينده مبتني بر موارد و آمار زير
است :
بوده p . a .73 ,8 در دو دهه گذشته متوسط افزايش در تقاضاي برق
است و در دو دهه گذشته بالغ بر 91 درصد از توليد برق با استفاده از
سوخت فسيلي بوده است .
مزاياي فرآوري سوخت فسيلي بجاي سوخت آن در نيروگاه هاي برق
(پتروشيمي و غيره ) .
افزايش احتمالي بيشتر در قيمت سوخت فسيلي در دهه هاي آينده .
امتياز انرژي هسته اي با توجه به تاثيرات زيست محيطي (آلودگي ,
تاثيرات گلخانه اي ).
با در نظر گرفتن تجربه تلخ گذشته مبني بر فقدان تضمينهاي حقوقي
الزام آور براي عرضه و سرمايه گذاري انبوه در خصوص چرخه سوخت
هسته اي بومي و دست آورد 25 سال گذشته كه با تحريم همراه بوده
ايران مجبور است فعاليتهاي خود در زمينه چرخه سوخت هسته اي
تحت نظارت پادمانهاي جامع آژانس را ادامه دهد.
سياست عدم اشاعه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران
در سال 1974 در ايران اجرايي شد . متعاقب آن قرارداد NPT پيمان
) INFCIRC ,351 ) براساس مدل قرارداد ( INFCIRC ,412 پادمان جامع (
منعقد شد. رهبر كبير و بنيانگزار انقلاب اسلامي بعد از پيروزي انقلاب
اسلامي در موارد متعددي در صحبتهاي عمومي خود سلاحهاي
هسته اي را محكوم كردند. اگر ايران قصدكار روي سلاح هسته اي را
خارج مي شد . زمان قابل توجيه براي NPT داشت , بايد آن موقع از
دقيقا بعد از پيروزي انقلاب بود , زيرا يك مرور انتقادي NPT خروج از
نسبت به همه توافقنامه هاي چندجانبه و دوجانبه كه توسط رژيم پيشين
صورت گرفته بود در حال انجام بود و اين موضوع براي جامعه بين الملل
منطقي و قابل هضم بود.
و NPT ايران تصميم گرفت كه عضويت و پايبندي خود را به
قرارداد پادمان و اساسنامه آژانس حفظ نمايد . در طول 26 سال گذشته ,
انقلاب اسلامي ايران از هيچ تلاشي براي همكاري با آژانس تا جايي كه
است فروگذار نكرده است . ايران NPT مربوط به تعهدات اين كشور طبق
تنها كشوري است كه بصورت داوطلبانه در اواخر دهه 80 بازرسان
آژانس به رياست معاون مديركل آنزمان آژانس را دعوت كرد تا از
تاسيسات ايران به انتخاب خود بازرسي بعمل آورند. هرچند الزامي
براي اعلام اين تاسيسات طبق قرارداد پادمان جامع وجود نداشت .
علاوه بر آن , ايران در حال اجراي پروتكل الحاقي از دسامبر 2003
است و اين اجرا بگونه اي است كه گويا پروتكل الحاقي در ايران
تصويب شده است .
تاثيرات تحولات بين المللي روي سياستهاي هسته اي ايران :
تحولات بين المللي مخصوصا آنهايي كه ذيلا مطرح مي شوند ,
تاثيرات جدي روي سياست هسته اي ايران , برنامه ريزي ها و فعاليتهاي
مربوطه ايران داشت :
مجمع عمومي در سال 1980 قطعنامه اي را تصويب كرد تا يك
كنفرانس بين المللي در مورد ارتقاي همكاري بين المللي در زمينه هاي
) برگزار نمايد . كنفرانس دستورالعمل UNPICPUNE صلح آميز هسته اي (
داده شد تا محدوديتهاي موجود را مشخص و پيشنهاداتي را براي
ارتقاي همكاريهاي بين المللي در اين زمينه ارائه نمايد. شايان توجه
است كه اين كنفرانس سازمان ملل آنقدر براي كشورهاي درحال توسعه
مهم بود كه يك كنفرانس مقدماتي در سال 1983 از سوي كشورهاي در
در هاوانا در اين مورد برگزار شد . NAM حال توسعه و جنبش عدم تعهد
بعد از تقريبا يك دهه زمينه سازي و مذاكره , نهايتا كنفرانس در سال
1987 در ژنو برگزار شد , اما در نتيجه ايجاد موانع از سوي برخي
كشورهاي صنعتي مخصوصاح كشورهاي هسته اي غربي , اين كنفرانس
نتوانست به هيچ نتيجه گيري خاصي برسد.
همين واقعه در آژانس نيز اتفاق افتاد , جائيكه كميته تضمين عرضه كه
انتظار مي رفت با ايجاد اصول شناخته شده بين المللي و اسناد الزام آور
حقوقي عرضه هسته اي پايدار را تضمين نمايد , در سال 1987 بعد از 8
سال مذاكره با شكست مواجه شد.
) آژانس كه يك وظيفه اساسنامه اي TC فعاليتهاي همكاريهاي فني (
مهم آژانس است و ارتباط مستقيم به كشورهاي در حال توسعه دارد ,
توسط كمكهاي داوطلبانه تامين اعتبار مي شود. در حاليكه بودجه
فعاليتهاي پادمان از طريق بودجه عادي آژانس تهيه شود. در طول سه
دهه گذشته , كشورهاي در حال توسعه خواهان بهبود وضعيت و ايجاد
يك مكانيزم مطمئن و قابل پيش بيني براي بودجه همكاريهاي فني
آژانس شده اند. اين انتظار مشروع بخاطر مخالفت برخي كشورهاي
توسعه يافته از جمله برخي كشورهاي هسته اي تاكنون برآورده شده
است . هدف اصلي آنها اين است كه آژانس تنها يك سگ نگهبان باشد و
وظايف ارتقايي آن به تدريج محو گردد. در برخي موارد با لحاظ
ملاحظات سياسي كشورهاي تامين كننده اعتبار تهديد كرده اند كه
كمكهاي داوطلبانه خود را كاهش دهند يا ارائه نكنند.
آمريكا طبق قراردادي كه پيش از سال 1979 با ايران منعقد كرده بود
بايد سوخت راكتور تحقيقاتي 5 مگاواتي تهران كه تحت نظارت
پادمانهاي آژانس قرار داشت و كار آن توليد راديوايزوتوپها با كاربرد
پزشكي , كشاورزي و صنعتي بود را تامين مي كرد. اين كشور نه تنها
سوخت را ارائه نكرد بلكه دو ميليون دلار پول دريافت شده براي آن را
نيز پس نداد. ايران پروژه هايي را با آژانس براي توليد راديوايزوتوپها با
استفاده از اين راكتور داشت . هيچ يك از سازمانهاي بين المللي از جمله
كاري براي بهبود وضعيت و مجبور كردن آمريكا براي عمل به IAEA
تعهدات قراردادي و حقوقي خود كه سبب توقف فعاليتهاي هسته اي
صلح آميز بود نكردند. با توجه به تحولات فوق الذكر كه اين ادعا را
اثبات مي كند كه محور فعاليتهاي ارتقايي اساسنامه آژانس همچنين
اجرا نشده است , همچنين تحريمهاي مداوم برخي NPT مقررات ماده 4
كشورها , جمهوري اسلامي ايران هيچ انتخابي جز اتكا به منابع و
قدرت انساني خود براي اعمال حقوق ذاتي خود براي استفاده از انرژي
هسته اي براي مقاصد صلح آميز نداشت .
بخش دوم ـ نگاهي كوتاه به تحولات قبل و بعد از اختلاف سياسي هسته اي
ايران :
دكتر البرادعي , مديركل آژانس اولين ديدار خود از ايران را در سال
2000 به عمل آورد كه در آن ديدار به طور كامل درباره هدف سازمان
انرژي اتمي ايران در اتخاذ فعاليتهاي مشخص در زمينه فناوري چرخه
سوخت هسته اي و ساخت تاسيسات مربوط به آن همچون تاسيسات
) به وي اطلاعات لازم داده شد . اگرچه ايران در UCF تبديل اورانيوم (
آن زمان هنوز به ترتيبات فرعي اصلاح شده نپيوسته بود با اين وجود با
) مربوط به تاسيسات DIQ كمال ميل پرسشنامه اطلاعات طراحي (
تبديل اورانيوم در اصفهان و ديگر فعاليتهاي مربوط به چرخه سوخت
) DIQ هسته اي را ارائه داد . آژانس پرسشنامه اطلاعات طراحي (
) را در سال 2000 دريافت نمود كه UCF تاسيسات تبديل اورانيوم (
حدود چهارسال پيش از زماني بود كه ايران براساس موافقتنامه جامع
) متعهد شد كه به آژانس گزارش دهد . از اينرو INFCIRC ,412 پادمانها (
يا پنهانكاري UCF ايده پرده برداري از فعاليتهاي اعلام نشده همچون
كاملا بي پايه و غلط است .
مديركل بار ديگر در سال 2003 به ايران دعوت شد او از كارخانه
) در نطنز در 21 فوريه PFEP آزمايشي غني سازي سانتريفيوژ اورانيوم (
2003 ديدن كرد . او در ديدار با رئيس جمهور ايران اين دستاورد عظيم
را تبريك گفت . او به ايران پيشنهاد داد تا با موافقتنامه فرعي تعديل شده
همراهي و پروتكل الحاقي را امضا كند. رئيس جمهور پاسخ مثبت در
قبال موافقتنامه فرعي داد و از كارشناسان آژانس دعوت نمود تا ابعاد
مختلف فني , حقوقي و امنيتي پروتكل الحاقي را براي هموار نمودن
مسير روند تصميم گيري بررسي نمايند.
مديركل هيچ ترديدي نداشت كه ايجاد تاسيسات غني سازي
اورانيوم در تعارض با تعهدات پادمانها نيست و ايران بر اساس
موافقتنامه پادمانها متعهد نبود كه پرسشنامه هاي اطلاعات طراحي
) تاسيسات غني سازي نطنز را قبل از آن ديدار ارائه دهد . ايران DIQ (
) را تنها 180 روز قبل DIQ بايستي پرسشنامه هاي اطلاعات طراحي ( (
از خوراك دهي مواد هسته اي به تاسيسات ارائه مي داد.
در نشست مارس 2003 شوراي حكام , بعد از ديدار مديركل از
ايران , نماينده يونان در بيانيه اش از سوي اتحاديه اروپا , اهميت پذيرش
اصلاح موافقتنامه فرعي موافقتنامه پادمانها از سوي مقامات ايران را
خاطرنشان نمود , كه ايران را متعهد مي كند كه اطلاعات اوليه طرح
مربوط به تاسيسات را (كه تا قبل از آن الزام قانوني براي آن نداشت )
ارائه نمايد. در همان نشست نماينده انگليس گفت كه « از آنجايي كه
اصلاحيه موافقتنامه فرعي ايران , در پي ديدار مديركل از اين كشور مورد
پذيرش قرار گرفت , اگر آنها پيشتر اصلاح شده بودند , ايران ملزم به
اطلاع رساني اوليه تاسيسات غني سازي مي شد » . در واقع آژانس بسيار
زودتر از آن زماني كه براساس موافقتنامه جامع خود , ايران ملزم به
گزارشدهي بود , كاملا مطلع شد. چرا كه كارخانه آزمايشي غني سازي
هنوز به طور كامل در آن زمان عملياتي نشده بود و حتي PFEP سوخت
هنوز نيز بعد از دو سال عملياتي نشده است .
ايران بعد از ديدار مديركل به بازرسان آژانس اجازه داد تا نمونه
) PFEP گيريهاي محيطي از كارخانه آزمايش غني سازي سانتريفيوژ (
بعمل آورند. نتايج ارزيابي ها گواه بر وجود ذرات اورانيوم با غناي پايين
و اورانيوم با غناي بالا بود. اين نتايج باعث ابهاماتي شد , چرا كه
) داراي ظرفيت انجام PFEP كارخانه آزمايشي غني سازي سانتريفيوژ (
چنين غني سازي نبود. از اين رو ايران تصميم گرفت اطلاعات بسيار
محرمانه مربوط به معاملات اجزاي سانتريفيوژ با واسطه گران خارجي
را در اختيار آژانس قرار دهد , واسطه گراني كه مسئول تحويل اقلام
دست دوم و آلوده به جاي اقلام نو بودند. ايران اعلام نمود كه منبع اين
اورانيوم با غناي بالا و اورانيوم با غناي پايين از خارج از ايران مي باشد.
نتايج اطلاعات تجزيه و تحليل اين نمونه ها كه نيازمند زمان بيشتر
براي بررسيهاي فني زمانبر بود تبديل به موضوع مطرح در محافل
ديپلماتيك در مقر آژانس و شوراي حكام شد. چنين اطلاعات حساس
محرمانه اي بلافاصله در رسانه ها منتشر مي شد.
از اين رو يك مساله كاملا فني در مراحل اوليه تجزيه و تحليل آن به
عنوان خوراك تبليغاتي براي مقابله سياسي با يك كشور خاص مورد
استفاده قرار گرفت كه تلاش براي ايجاد اختلاف در جهت توجيه خارج
كردن مساله از چارچوب آژانس , يگانه سازمان بين المللي مربوطه بود.
به عبارت ديگر , آن مصمم بود كه سياست يك جانبه خود را با وجود
اينكه در ديگر مقاطع به طور جهاني محكوم شده بود , تحميل نمايد.
نمونه هايي كه در پي مي آيد ثابت خواهد كرد كه بزرگنمايي و اتهامات پي
در پي همچون 18 سال پنهانكاري فعاليتهاي هسته اي از قبيل تبديل
اورانيوم كاملا بي پايه است .
1 ـ با توجه به پادمانهاي جامع , كنسانتره اورانيوم معروف به « كيك
زرد » موضوع هيچگونه رويه هاي پادمان نيست به غير از اعلام واردات و
موافقتنامه پادمانها آمده است . b و a ) 43 ( صادرات كه در پاراگراف
ايران 530 تن از اين مواد را وارد كرده و به آژانس اطلاع داده است .
اگرچه چنين موادي از قبل پادمان شده اند , اما اين مواد كاملا توسط
آژانس در 1998 حسابرسي شده اند . پرسشنامه اطلاعات طراحي
) در سال 2000 به آژانس ارائه UCF ) تاسيسات تبديل اورانيوم ( DIQ (
شده اند كه قبل از زماني است كه ملزم به آن شد . ايران طي 26 سال
گذشته تنها 58 كيلوگرم از اين مواد را در چند پژوهش در حد
آزمايشگاهي , بعضي در پايان نامه هاي دانشجويي , استفاده كرده است .
در چند مورد نتايج اين تحقيقات به چاپ رسيده اند , در كنفرانسهاي
بين المللي ارائه شده اند و حتي در فرمهاي درخواست بورس آژانس
منعكس شده اند. عليرغم شفافيت كامل و مقدار بسيار كم اورانيوم
طبيعي كه در تحقيق و توسعه مورد استفاده قرار گرفته است محافل
سياسي سروصداهاي زيادي درباره آن به راه انداخته اند.
پس از تقريبا دو سال تنش سياسي , آژانس اعلام كرد كه فعاليتهاي
تبديل اورانيوم به طريق عادي اجراي پادمانها دنبال خواهد شد . (بند 6
) GOV و 43 از 67 ,2005 ,
2 ـ كل مقدار پلوتونيوم جداسازي شده در فعاليتهاي تحقيقاتي از
سوي آژانس حدود 200 ميليگرم تخمين زده شده , در حالي كه بايد
خاطر نشان ساخت كه چندين تن پلوتونيوم مستمرا در حال توليد و
جداسازي توسط كشورهاي داراي سلاحهاي هسته اي و همچنين
مي باشد . همانطور كه NPT كشورهاي فاقد سلاحهاي هسته اي عضو
توسط مديركل گزارش شده , پروژه تحقيقاتي پلوتونيوم در سال 1993
خاتمه يافت . تجهيزات برچيده شده به بازرسان آژانس ارائه شده بود.
لازم به يادآوري است كه فقدان تمايز فني روشن ميان توليد , جداسازي
و تخليص پلوتونيوم در يكي از گزارشهاي قبلي به شوراي حكام سو
تفاهمات زيادي براي محافل غيرفني و سياسي ايجاد كرد (رجوع به
ضميمه 3 ) .
همكاري پايدار و فعالانه ايران با آژانس و جامعه بين المللي :
الف ) ايران همكاري نزديكي با آژانس داشته است حتي فراتر از تكاليف
حقوقي اش (از جمله اعطاي دسترسي حتي به سايتهاي نظامي , تسهيل
مصاحبه با چندين نفر , اجراي پروتكل الحاقي بنحوي كه گويي تصويب
شده است , ارائه اطلاعات غيرمرتبط با پادمانها , تعليق داوطلبانه , ...)
ب ) ايران ديپلماسي چندجانبه با اعضاي آژانس اعضاي جنبش عدم
تعهد و اتحاديه اروپا , چين , روسيه و ديگر كشورهاي عضو شوراي
حكام را افزايش داد.
پ ) ايران دو سال اخير بطور فعالانه و به شيوه اي فوق العاده طي و
بهمراه بازرسهاي تقريبا مستمر كه به 1300 ساعت نفر روز بالغ مي گردد
با آژانس همكاري داشته است كه در تاريخ آژانس بي سابقه است .
ت ) در يك اقدام تاريخي و بي سابقه , ايران تصميم به تعليق داوطلبانه و
موقت فعاليتهاي غني سازي و بازفرآوري خود گرفت تا به آژانس
فرصت دهد كه فعاليتهاي فني خود را از جمله نمونه گيري و تجزيه و
تحليل نمونه هاي آلوده در نطنز را انجام دهد.
ث ) مديركل در گزارش خود به شوراي حكام تاييد كرد كه از دسامبر
2003 , ايران بنحوي بموقع دسترسي آژانس را به مواد , تاسيسات
همچنين مكانهايي در كشور , طبق توافقنامه پادمان ها و پروتكل الحاقي
تسهيل نموده است و به آژانس اجازه داده است نمونه گيريهاي محيطي
خواسته شده توسط آژانس را بعمل آورد.
ج ) مديركل به شورا اطلاع داد كه « از اكتبر 2003 , همكاري ايران بنحو
قابل فهمي بهبود يافته است » .
اقدامات عمده ذيل توسط ايران مبناي اين ارزيابي هستند : ـ
امضاي پروتكل الحاقي در مورخ 18 دسامبر 2003 ;
اجراي موقتي و داوطلبانه پروتكل الحاقي در مورخ 18 دسامبر
2003 , پيش از تصويب , گويي كه ايران آنرا تصويب كرده است ;
دسترسي كامل و نامحدود به تمامي مواد و تاسيسات هسته اي بويژه
اصفهان ; UCF تاسيسات غني سازي نطنز و
دسترسي تكميلي (بيش از 20 بار) طبق پروتكل الحاقي , در بسياري
موارد با اطلاع دو ساعت قبل از بازرسي يا كمتر;
ارائه اطلاعات مفصل در رابطه با واردات مواد و قطعات هسته اي
مرتبط با سانتريفيوژ و فعاليتهاي غني سازي ليزر;
ارائه اطلاعات مفصل و كامل در خصوص تاريخچه , فعاليتها ,
تحقيقات , گزارشهاي پيشرفت كار در خصوص فعاليتهاي غني سازي ,
تبديل اورانيوم , جداسازي پلوتونيوم , معدن كاوي و توليد , راكتور
تحقيقاتي , توليد آب سنگين ;
ارائه دسترسي به سايتهاي نظامي بدنبال اتهامات توسط يك كشور
خاص و گروههاي تروريستي اپوزيسيون كه از سوي آن كشور خاص
حمايت مي شود. بازرسي ثابت كرد كه اتهامات بي پايه و اساس هستند;
در اكتبر 2003 , به آژانس اجازه داده شد تا از مجموعه نظامي صنعتي
) اعلام MKO , NRCI كلاهدوز بازديد كند كه از سوي گروه تروريستي (
شده بود كه به فعاليتهاي غني سازي مرتبط است . بدنبال اين بازرسي ,
) گزارش نمود : نتايج GOV ,5002 ,76 آژانس در بند 49 گزارش مديركل (
هيچ نشانه اي از فعاليتهايي كه استفاده از مواد هسته اي را در برداشته
باشد را نشان نمي دهد;
در ژوئن 2004 , به آژانس بازديد از مجموعه نظامي لويزان ـ شيان
اعطا شد , جايي كه آژانس از آن نمونه گيري محيطي بعمل آورد.
) گزارش نمود : GOV ,4002 ,38 همانطور كه مدير كل در بند 102 (
« ...نمونه هاي خاكي و گياهي گرفته شده از سايت لويزان شيان تجزيه و
تحليل شده است و هيچ شواهدي از مواد هسته اي را نشان نمي دهد. »
در ژانويه 2005 , دسترسي آزاد به سايت نظامي پارچين اعطا شد .
نمونه هاي محيطي گرفته شد. مديركل سپس گزارش داد كه نتايج هيچ
نشان هاي از حضور مواد هسته اي نشان نداد و بازرسان آژانس هيچ
تجهيزات يا مواد مرتبط دو منظوره را مشاهده نكردند;
فراتر از تكاليف و رويه هاي عادي , نسبت به انتقال قطعاتي از
) و نمونه هاي از مواد براي ... , laser collector , pu discs تجهيزات (
تجزيه و تحليل (تخريبي و غيرتخريبي ) به لابراتوارهاي آژانس اجازه
); Swipes داده شد , در كنار نمونه هاي محيطي (
ارائه اطلاعات در مورد كارخانه توليد آب سنگين , پيش از اجراي
موقتي پروتكل الحاقي , در حالي كه ايران در آن موقع طبق توافقنامه
) موظف به چنين كاري نبود; INFCIRC ,351 جامع پادمان (
ارائه بيش از 1000 صفحه اظهارنامه هاي اوليه پروتكل الحاقي در
مورخ 21 مه 2004 و متعاقبا بطور معمول اين اظهارنامه ها را به روز
نمود كه توسط آژانس راستي آزمايي شده است .
عملكرد آژانس از زماني كه مناقشات شروع شد :
عملكرد آژانس را مي توان بر مبناي كار ويژه ها و تصميمات شوراي
حكام و دبيرخانه بطور خلاصه و به قرار زير ارزيابي شود :
1 ـ تحت فشارهاي سياسي از سوي كشورهاي غربي , شوراي حكام در
موارد بسياري سياسي شد تا حدي كه مسائل فني فدا شدند و قطعنامه ها
بودند . مقايسه ميان NPT عمدتا فراتر از نص و روح اساسنامه آژانس و
مورد ايران و موارد ديگر كه توسط شوراي حكام طي اين دوره بررسي
شدند , اظهار ايران مبني بر اينكه مورد تبعيض واقع شده و اينكه اين
نهاد فني بين المللي تا حد زيادي سياسي شده است را حمايت مي كند.
مواضع و انتقادات تاريخي كشورهاي عدم تعهد طي جلسات شوراي
حكام و نيز چهل و هشتمين نشست كنفرانس عمومي نشانه اي روشن از
وضعيت موجود ناموجه است (ضميمه 2 ) .
2 ـ عبارت « پنهانكاري » كه اولين بار توسط آمريكا و سپس توسط
دبيرخانه در گزارشهايش استفاده شد. كاملا نادرست و گمراه كننده
مي باشند.
عدم گزارش فعاليتهايي نظير ايجاد تاسيسات اتمي كه ايران موظف
بود به موجب موافقتنامه جامع پادمانهاي خود , آژانس را از طريق
پرسشنامه اطلاعات مربوط به طراحي , فقط 180 روز قبل از تغذيه مواد
هسته اي معين از آن مطلع مي ساخت , به معني پنهانكاري نيست . بايد
يادآوري كرد هنگامي كه بعضي از فعاليتها و طراحي و ساخت تاسيسات
آغاز شد , پروتكل الحاقي حتي وجود نداشت . حتي اگر ساخت نيروگاه
هسته اي بوشهر تقريبا 25 سال پيش شروع شد , اما ايران فقط مكلف
بود كه وجود اين نيروگاه و مشخصات آن را تنها 180 روز قبل از
دريافت سوخت توسط راكتور , گزارش كند. همين امر در مورد ساير
تاسيسات نظير كارخانه غني سازي در نطنز و كارخانه تبديل اورانيوم
مصداق دارد كه چهارسال قبل از آنكه ايران موظف باشد , آژانس از آن
مطلع گرديد. لازم به توجه است كه گزارشهاي اجراي پادمانهاي آژانس
شامل تعداد زيادي قصور توسط ساير كشورهاي عضو مي باشد كه
برجسته نشده است . نكته آخر اينكه آژانس قانونا نه در موقعيت و نه
قادر به قضاوت در مورد نيات كشورهاي عضو مي باشد و بدين ترتيب
استفاده از عبارت پنهانكاري خارج از موضوع است . دبيرخانه مكلف
است كه اظهارنامه هاي كشورهاي عضو را از طرق فني راستي آزمايي
كند.
3 ـ اگرچه دبيرخانه قصد داشت و تلاش كرد تا بيطرفانه و در چارچوب
مقررات پادمانها و پروتكل الحاقي رفتار كند اما در مواردي فراتر از اين
مقررات عمل كرد و از ايران تقاضا كرد تا اطلاعاتي ارائه نمايد و يا
دسترسي به اماكني را فراهم سازد كه ايران به موجب مقررات پادمانها يا
پروتكل الحاقي موظف به آن نبود اما با توجه به درخواست شوراي
حكام براي همكاري و شفافيت , آن را اجابت كرد.
4 ـ در پاره اي موارد كه ايران به دليل تنگناهاي زماني , لجستيك يا
نگرانيهاي امنيت ملي قادر به اجابت درخواستهاي فوق العاده دبيرخانه
نبود , دبيرخانه موضوع را به گونه اي به شوراي حكام منعكس كرد كه
گويي ايران به تعهدات قانوني خود عمل نكرده است . چند عضو شوراي
حكام را بايد بخاطر گشودن فصل جديدي از فعاليتهاي بي سابقه براي
دبيرخانه نظير فعاليتهاي اطلاعاتي غيرفني كه فراتر از اساسنامه باشد ,
مقصر دانست .
5 ـ در بسياري از موارد , قبل از تكميل نمونه گيري , آناليز و تحقيقات
فني , نتيجه گيريهايي بعمل آمد و به شوراي حكام گزارش گرديد. به رغم
درخواستهاي مكرر ايران در اجتناب از نتيجه گيري عجولانه پيش از
اتمام تحقيقات فني , چندين قطعنامه عليه ايران براساس اطلاعات
ناقص بويژه در زمينه آلودگيها صادر شد. تاييد اظهارات مكرر ايران در
خصوص منشا خارجي آلودگي اورانيوم (پاراگرافهاي 12 و 45 از
) اين مدعا را ثابت مي كند . ايران GOV ,5002 ,76 گزارش مديركل (
ناخرسندي خود را از نارسائيهايي موجود در اسناد شماره
و نيز بيانيه نشستهاي شوراي حكام INFCIRC ,036 , INFCIRC ,826
(ضميمه 4 ) نشان داد .
6 ـ از آنجا كه واژه هاي « شفافيت » , « همكاري كامل » و « كامل بودن
اطلاعات » تا اندازه اي كه به دامنه و حدود مربوط شود تعريف نشده
اند , گاهي اوقات به منظور متقاعد كردن هر يك از بازرسان مباحثات
طولاني صورت مي گيرد , در حالي كه در اكثر موارد كه واژه ها بخوبي در
موافقت نامه پادمانها و پروتكل الحاقي تعريف شده اند , بازرسيها آرام
و بطور موثر انجام شود.
7 ـ در واقع حاميان قطعنامه ها كه از واژه هاي جديد استفاده مي كنند
بايد مقصر قلمداد شوند نه دبيرخانه . هرچند بسياري از كشورهاي عضو
صبر و همكاري ايران را در اين زمينه ستوده اند اما نگراني جدي خود را
نيز از اين موضوع ابراز داشته اند كه چنين صبري ممكن است به ايجاد
سابقه در واژگان مربوط به تعهدات قانوني بويژه در پادمانهاي آژانس
تبديل گردد.
8 ـ بايد توجه داشت كه در يك مناسبت , هنگامي كه ثابت شد دبيرخانه
در ارزيابي و نتيجه گيري خود از اظهارات ايران در مورد پروژه اي
دچار اشتباه شده و آن را متناقض و متغير خوانده بود , مديركل علنا
خطاي بازرسان را پذيرفت . بايد از مديركل بخاطر رهيافت صادقانه اي
كه در اين خصوص داشته , تقدير كرد.
ادامه دارد
با نگاهي مختصر به ابعاد حقوقي و فني , به سادگي مي توان به اين
نتيجه گيري رسيد كه جامعه بين المللي تا اندازه زيادي با جانبداري و
اطلاعات اغراق آميز و سياسي شده در ارتباط با برنامه ها و فعاليتهاي
هسته اي ايران به راه خطا رفته است
عبارت « پنهانكاري » درباره فعاليتهاي هسته اي ايران براي اولين بار
توسط آمريكا به كار برده شد و سپس توسط دبيرخانه آژانس در
گزارشها بكار افتاد
دبيرخانه آژانس در بسياري از موارد , فراتر از مقررات عمل كرد و از
ايران تقاضاي اطلاعاتي را كرد كه ايران به موجب پروتكل الحاقي اصلا
موظف به ارائه آن نبود

|
چرا بر جنايات آمريكا در عراق , سرپوش گذاشته مي شود
|
اين روزها خبرهاي نگران كننده اي از عراق مي رسد كه اشغالگران به جنايت
عليه مردم مظلوم عراق پرداخته اند و به رنج و سختي آنها دامن
مي زنند.
آمريكا از وقتي كه به عراق حمله كرده است , از يكطرف نفت عراق را غارت
مي كند و از طرف ديگر بجز قتل عام مردم اين كشور , كار ديگري انجام نداده
است . اگر كمك رساني و خدمات انساني همسايگان عراق نبود , رنج و سختي
مردم اين كشور بسيار بيشتر از امروز بود. در ميان همسايگان عراق , ايران بيشتر از
ديگران براي مردم مظلوم آن كشور دلسوزي مي كند و با فرستادن غذا , پوشاك و
وسائل زندگي , به ياري آنها پرداخته است .
اين مشكل بزرگي است كه آمريكا فكر مي كند به راحتي عراق را تصرف كرده
و به راحتي مي تواند ثروت و نفت عراق را هم غارت كند و بجاي آن , بمب و
موشك بر سر آنها بريزد. مردم عراق براي دور كردن خطرها و پايان دادن به
اشغال سرزمينشان توسط آمريكا , تلاشهاي فراواني كرده اند ولي آمريكا نشان
داده است كه براي انجام برنامه هايش به هيچ چيز ديگري فكر نمي كند و فقط سعي
دارد با زجر دادن مردم عراق , آنها را خسته كند و از سر راه , بردارد.
متاسفانه اوضاع نابسامان عراق باعث شده كه حتي از امكانات عظيم عراق ,
به خوبي استفاده نشود. مي دانيم كه قبور مطهر بسياري از امامان و بزرگان در
عراق است و سفرهاي زيارتي مي تواند زمينه هاي فراواني براي اشتغال زائي در
اين كشور ايجاد كند و به فقر وبدبختي بخش قابل توجهي از مردم عراق پايان
دهد.
بنظر مي رسد كه ايران وساير همسايگان عراق بايستي به كمك هاي انساني و
خدمات خود به مردم مظلوم عراق ادامه دهند تا آنها بتوانند از شر اشغالگران
خلاص شوند.
موضوع مهم اينست كه آمريكا دشمن مشترك همه مسلمانان است و ما نبايد
از دشمن خود غافل شويم و به كمك به همسايگان مظلومي بشتابيم كه در زير
چكمه هاي اشغالگران , دست و پا مي زنند. ما بايد با اين كمك هاي انساندوستانه ,
آنها را ياري كنيم تا مشكلاتشان را برطرف كنند و بر دشمن پيروز شوند در واقع ,
پيروزي مردم عراق , پيروزي بزرگي براي همه مسلمانان است و همه از آن بهره
مي برند.
سيدمسعود حسيني
13 ساله از تهران

| |