روزنامه جمهوري اسلامي 21/06/1384 صفحه هنر و ادبيات
براي اثبات حقانيت تشيع بايد ديگر اديان و مذهب را بشناسيم




بررسي فعاليت هاي مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب در نشست با رئيس و دو تن از مسئولين و پژوهشگران اين مركز
بخش نخست
گفت وگو از : حسين زكريائي عزيزي
اشاره :
مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب كه براساس مصوبه ي وزارت علوم , تحقيقات و فن آوري جمهوري اسلامي ايران در سال 1383 تحت نام موسسه آموزشي و پژوهشي اديان و مذاهب رسميت يافت , در سال 1373 به همت جمعي از حوزويان و به رياست حجت الاسلام والمسلمين سيد ابوالحسن نواب پايه گذاري شد. تاسيس مركز دين پژوهي در درون حوزه علميه قم بسياري را كه دغدغه دين , دينداري , معنويت و در يك كلمه دين پژوهي به معناي يك دانش خاص را داشتند , به خود جلب كرد و پس از گذشت حدود ده سال مركز اديان , اينك ساختارهاي لازم براي انجام تحقيقات بنيادين در زمينه ي اديان را در خود ايجاد كرده است و ضمن نقد و بررسي عملكرد خود , اهداف بلند مدت و كوتاه مدت را با كمك بازوان فكري و اداري و سازماني اش پي مي گيرد.
و اما حجت الاسلام والمسلمين سيد ابوالحسن نواب متولد شهرضا و از فارغ التحصيلان مدرسه حقاني است كه در سالهاي 1365 و 1366 درسهاي تخصصي موسسه در راه حق را گذرانده و هم زمان از اساتيد دروس خارج فقه و اصول حوزه علميه قم آيات عظام شيخ مرتضي حائري يزدي , شبيري زنجاني , مظاهري اصفهاني و شيخ جواد تبريزي بهره برده است . تدريس ادبيات عرب فقه , اصول فقه و علوم قرآني در مدرسه شهيدين (حقاني سابق ) و جامعه الزهرا(س ) از جمله كارهاي آموزشي وي در دوران اقامت در قم و حوزه علميه است . در دوران جنگ تحميلي عراق عليه ايران در مسئوليت مختلف در جبهه حضور داشته است . و پس از حضور در تهران در دانشگاه هاي مختلف و مدرسه مروي به تدريس اشتغال داشته و همچنين در دانشگاه مذاهب اسلامي وابسته به تقريب بين المذاهب تدريس مي كند. وي عضو هيئت مديره و مدير مركز خدمات حوزه علميه قم و عضو شوراي عالي مجمع جهاني اهل بيت و عضو هيات امناي سازمان تبليغات اسلامي با حكم رهبر معظم انقلاب نيز مي باشد. نواب تلاش مي كند تا با ساخت بناي دانشگاه اديان و مذاهب در شهرك پرديسان قم اين موسسه را به جايگاه شايسته ي يك مركز علمي ـ پژوهشي مستقل و با ساختار و سازمان مناسب برساند. با توجه به مسافرت هاي مكرر در مسئوليت هاي بين المللي به سراسر جهان و توجه جدي به مسايل فرهنگي يكي از كارشناسان جدي در مسايل فرهنگي بين المللي است .
صفحه « فكر و فرهنگ » جهت آشنايي بيشتر با فعاليت ها و ميزان پيشرفت كار دين پژوهي در اين مركز گفت و گو و نشستي تخصصي با ايشان و دو تن از مسئولين و پژوهشگران مركز , آقايان حجج اسلام حميد رضا شريعتمداري و طالبي برگزار نمود كه ماحصل آن در پي مي آيد اميد است در نظر شما خوبان مقبول افتد.
ث در ابتداي گفت و گو علاقمنديم كه از چگونگي تاسيس , تشكيل و پايه گذاري مركز مطالعات اديان و مذاهب براي ما صحبت بفرمائيد.
حجت الاسلام نواب : بسم الله الرحمن الرحيم ـ به دنبال سفرهاي متعددي كه بر مبناي مسئوليتمان به كشورهاي مختلف جهان داشتيم , متوجه شديم كه ما (تشيع ) در دنيا ناشناخته مانديم و دنيا را در بحث مسائل فرهنگي و ديني نمي شناسيم و اين مطلب شكاف جدي بين ما و ساير اديان و مذاهب ايجاد كرده است , بطوريكه به جرات مي توان گفت كه ما در خانواده اسلام هم غريب هستيم , يعني بين همين يك ميليارد و پانصد ميليون مسلمان هم ناشناخته ايم . در اين مبحث خاطرات زيادي دارم ولي دو مورد از آنها را كه برايم بسيار چشمگير بود برايتان روايت مي كنم يكي , سفري با عده اي از مسئولين دفتر مقام معظم رهبري رفته بوديم اتيوپي همان حبشه سابق , آن زمان يعني بعد از فروپاشي ماركسيست , اتيوپي دست چپي ها بود و نيمي از كشور كه مسلمان بودند مجال شكوفايي , رشد و آزادي ديني پيدا كرده بودند. در آنجا يك امام جماعتي در مسجد النور آديس آبابا نماز مي خواند كه حدود چند در هزار جوان پشت سرايشان نماز مي خواندند كه براي من اين نماز بعد از نماز مسجد الحرام ديدني بود. همين امام جماعت كه انسان زجر كشيده و مهذبي هم بود به من گفت : شما كه شيعه هستيد كتابي , فقهي , تفسيري داريد يا نه فقط يك مذهب خشك و خالي هستيد كه دوستان همراه با شنيدن اين جمله ناراحت شدند. من به آنها گفتم : چرا ناراحت مي شويد مگر شما چقدر نسبت به اينها آشنايي داريد كه آنها از شما آشنايي داشته باشند , در حقيقت مثل هم هستيم .
و يا در ايام جنگ بوسني كتاب عقايد الاماميه مرحوم مظفر را داديم ترجمه و براي ما چاپ كنند كه در دايره مشيخت و روحاني شان در مقدمه كتاب نوشتند كه شيعه يك مذهب دست ساخته عبدالله بن سبا است . ولي ما بخاطر فداكاري ايرانيان در جنگ بوسني قصد داريم كتاب آنانرا چاپ كنيم . البته ما از چاپ مقدمه كتاب جلوگيري كرديم ولي مي خواهم عرض كنم با ما در دنيا اينگونه رفتار مي شد. البته من به آنها حق مي دهم كه اينگونه فكر كنند.
اصلا همين عمان خودمان . من از شما سئوال مي كنم , همين عمان كه كشور همسايه ماست و فاصله زيادي نيز با آنها نداريم , به نظر شما چه ديني دارند
ث اگر اشتباه نكنم شيعه هستند
حجت الاسلام نواب : خير! اينها اباضي هستند چند نفر در ايران اين مطلب را مي دانند و چند نفر اباضيه را مي شناسند الان اگر اين سوال را در مجامع فكري خودمان هم مطرح كنيم , اصلا كسي نيست جواب بدهد و يا اگر در مجال مباحث ديني برويم مي بينيم كه مستشرقين چقدر در شناخت اسلام و جزئيات آن پيشرفت كردند تا آنجا كه معجم مفهرس حديث نبوي كه هفت جلد است را خارجي ها براي ما نوشتند و تحقيقات عجيب و غريبي كه در دايره معارف هاي شان مي بينيم . يا شيعه شناسانشان , چنان اطلاعات ظريفي از زمان حيات شيخ مفيد و شيخ صدوق و قرن سوم و چهارم دارند كه ما خودمان نداريم . يعني با اين تحقيقات غني وارد شدند و ما پژوهش درست و حسابي در اين زمينه نداريم . اگر ما بعد از انقلاب در زمينه علوم غير انساني مانند پزشكي و مهندسي پيشرفت هاي خوبي داشتيم در زمينه علوم انساني عقب گرد وحشتناكي داشتيم . مثلا اروپائي ها دايره المعارف اديان را بيش از صد سال پيش نوشتند ولي ما يك دايره المعارف اديان در ايران نداريم . يعني ما در زمينه اديان و مذاهب جز عقب مانده ترين كشورها هستيم .
و اين رفت و آمدهاي تعارفي و ديپلماسي مانند رفتن به واتيكان و كشورهاي ديگر , شناخت عميق نيست . ما هيچ شناختي از همديگر نداريم . بنابراين اين , موضوع سبب گرديد تا ما اين مراكز را نه براي كار تشريفاتي و تبليغاتي بلكه براي يك كار علمي و تحقيقاتي و بنيادي شروع كنيم .
ث يعني مي فرمائيد آن زمان هم ديگر فرقه هاي اسلامي از ما در زمينه شناخت مذهب خودشان و مذهب هاي ديگر قويتر بودند و قويتر عمل مي كردند.
حجت الاسلام نواب : ببينيد آنها (مذاهب ديگر) اصلا هيچ ادعايي ندارند چون اهل سنت با اين مسئله خيلي بسته برخورد مي كند ولي در كار خودشان خيلي تحقيق كردند. مثلا وهابي ها در كار دين پژوهي خودشان شايد صدها رساله دانشگاهي تدوين كردند و در حقيقت مي توان گفت : فرق اسلامي دقيقا درون گرا شدند و به فرقه شدن روي آوردند , همان خطري كه متاسفانه در تشيع هم دارد ما را تهديد مي كند. يعني ما صدها كتاب در مورد جزئيات مسائل اخلاقي دين تدوين مي كنيم ولي در زمينه دين پژوهي عام كمتر كار مي كنيم .
ث شما اشاره كرديد دين به معناي عام , شما دين به معناي عام و در مقابلش دين به معناي خاص را از چه حيثي تقسيم بندي مي كنيد
حجت الاسلام نواب : به نظر من پرداخت به ضرورت دين عام و جزئيات خاص است . بينيد مباحث مربوط به اصل , ضرورت دين , توحيد , نبوت , معاد نحوه تبيين و نحوه برداشت از متون ديني , نحوه اعتبار و حجيت متون ديني و مباحثي نظير پلوراليزم مباحثي است كه در ميدان دين پژوهي جاي زيادي دارد و مطلبي است كه خيلي هم امروزه ضرورت دارد و در دوره هايي كه امروزه براي دانشجويان گذاشته مي شود تلاش مي كنند مسائل بنيادي را به بچه ها آموزش دهند. در مقابل شما فرض كنيد همين گرايشهايي كه جوانهاي ما به هيئت هاي مذهبي پيدا مي كنند كدام يك از اين هيئت ها در مورد ضرورت دين بحث مي كنند و ضرورتهاي دين را به بچه هاي مردم مي گويند كجا اين مباحث را مطرح مي كنند شما جايي سراغ داريد شما الان يك محفل از محافل قبل از انقلاب كه شهيد مطهري و ديگر بزرگان دين در تهران داشند و مباحث ديگري كه در كتابهايشان مطرح شد مثل عدل الهي و سخنراني هايي كه در انجمن مهندسين داشتند را با محافل امروزه مقايسه كنيد. الان كدام مراسم از مراسم مولودي اهل بيت (ع ) يا شهادت اين عزيزان را سراغ داريد كه در مورد اصل و ضرورت دين صحبت كنند. يعني الان انحطاطي كه در مسير آغاز شده خيلي خطرناك است كه در نهايت به يك فرقه گرايي شديدي منجر مي شود كه آن بنيان وحدتي كه حضرت امام (ره ) آغاز كرده بود منهدم مي شود. يعني الان هم دارند تلاش مي كنند كه منهدم نمايند خيلي هم تشكيلاتي عمل مي كنند و من فكر مي كنم تفكر انجمن حجتيه دارد انتقام خودش را از امام مي گيرد. يعني جمع شده اند زير پوشش افرادي كه ناآشنا هستند و يك كارهايي انجام مي دهند كه نتيجه اش تفرق امت اسلامي است .
يا شما در آنجايي كه سوال فرموديد ديگران چه كار مي كنند بايد عرض كنم اصلا ما خودمان را با ديگران مقايسه نمي كنيم . چون ما يك پشتوانه قوي بنام عقل داريم . شماالان هيچ فيلسوف جهان اسلام را نمي شناسيد كه شيعه نباشد. يا اقلا ديگران مدعي نباشند كه اينها شيعه هستند.
به عبارتي هر كس حرف عقلايي مي زند شيعه هست . خب , اين مكتب نمي تواند خودش را با مذاهبي كه به شدت بسته عمل مي كنند; مذاهبي كه ديگران را كافر , مشرك مي دانند و هيچ بهايي براي ديگران قائل نيستند , مقايسه كند.
شما ببينيد آنقدر مناظره از ائمه (ع ) با پيروان ساير اديان نقل شده كه حد و اندازه ندارد. آيا اين مناظرات از ائمه مذاهب ديگر هم نقل شده است مانند بحث هايي كه امام صادق (ع ) , امام رضا(ع ) داشته اند. يعني اين ديدگاه و وسعت نظر از ابتدا متعلق به تشيع بود و متعلق به الان نيست .
ولي در دين پژوهي ما نسبت به ساير اديان عقب ماندگي ما غير قابل حساب است , اينگونه بگويم در خانواده اسلام تشيع عقب ماندگي زيادي ندارد ولي در مقايسه با پيروان ساير اديان عقب ماندگي ما قابل مقايسه نيست و آن مقدار كتابي كه آنها توليد كردند قابل بيان نيست .
ث خب با اين حساب مي توانيم از اينجا به ضرورت هاي تاسيس اين مركز پي ببريم ...
حجت الاسلام شريعتمداري : بله ! ما معتقديم براي اينكه قوت و توانمندي دين خودمان و در مرحله بعد مذهب خودمان را به اثبات برسانيم , بهترين راهي را كه مي توانيم پي بگيريم اين است كه آئينها , مذاهب و اديان ديگر را آنچنانكه هستند بشناسيم و بشناسانيم و در مقايسه ميان دين خودمان و دين هاي ديگر و مذهب خودمان و مذاهب ديگر , آنقدر ايمان و اعتقاد و اعتماد به نفس داريم كه معتقديم اگر مزاياي دين و مذهب ما آشكار شود ديگر نيازي نيست لزوما به روش هاي تبليغي سنتي متوسل شويم براي اينكه حقانيت خودمان را نشان خواهيم داد غير از اينكه آشنا شدن با اديان ديگر ما را در بسياري از عقايد و باورهاي خودمان هم راسختر مي كند.
چرا كه وقتي مي بينيم دين و آييني را پيدا نمي كنيم كه مفهومي از سنخ مفهوم خدا و امر متعالي و امور قدسي در آن نباشد. اين سبب قوت قلب نسبت به باورهايمان مي شود. و در اين راستا اگر نقطه ضعف هايي هم در تفكرات و نوع برداشت هاي ما از دين وجود داشته باشد , اين نقطه ضعف ها در مقايسه با آنچه در اديان و مذهب ديگر هست آشكارتر مي شود و از همه اين ها مهمتر اينكه فضاهاي تفاهم و همدلي در بين اديان و مذاهب مختلف ايجاد مي گردد و نكته ديگر اينكه در خصوص كساني كه در حوزه انديشه اسلامي كار مي كنند و براي ماطلبه ها و روحانيون نيز مهم به نظر مي آيد اين است كه دين اسلام خودش را در ادامه مويد و مصدق اديان و پيامبران گذشته معرفي كرده بااين حساب ما چگونه مي توانيم بدون آشنايي با اديان گذشته هم بخش هاي زيادي از متون خودمان را بفهميم و هم اينكه چطور مي توانيم اين مصدق و مويد بودن و اين هم خانواده بودن را درك نمائيم .
مرحوم شهيد بهشتي يك سخنراني داشتند در بين طلاب سابق مدرسه حقاني كه فرمودند : بسيار مي شود كه شما به تفسير مراجعه مي كنيد و مي بينيد 20 صفحه مطلب در مورد تورات و اديان گذشته نوشتند . اگر اينها يك مقدار آشنايي نزديك و عميقي نسبت به اين منابع و متون داشتند , اين 20 صفحه را سياه نمي كردند و بيراهه نمي رفتند .
ايشان در ادامه فرمودند : ما حتي موظفيم كه با اديان و مذاهب بائده , اينهايي كه الان اصلا وجود ندارند آشنا شويم , چون اگر ما ندانيم فتحي مذهب ها چه كساني بودند و چه افكاري داشتند , بسياري از رواياتي كه ناظر به اينها هست را نمي توانيم درك كنيم .
ث پس در حقيقت شما با تاسيس و راه اندازي اين مركز قصد داشته و داريد با شناخت كامل اديان و مذاهب بتوانيد در شناساندن تشيع تلاش و كوشش نماييد !
حجت الاسلام شريعتمداري : بله ! البته نه به روش هاي سنتي بلكه به روش هاي جديد. مثلا به جاي اينكه بگوئيم ما خوبيم , ما اين نقاط قوت را داريم و از اين طريق افراد را به آئين و مذهب خودمان , جذب كنيم , از اين روش استفاده نمي كنيم بلكه آنچه را هستيم مي گوئيم و آنچه ديگر اديان و مذاهب هستند را نيز مي گوئيم و قضاوت و داوري را به ذهن هاي انسانهاي امروز كه بسيار روشنتر و شكوفاتر از گذشته هستند مي سپاريم .
ث حاج آقاي نواب در صحبت هايشان به عنصر عقل در تشيع اشاره كردند خوب است در اين زمينه هم در نظر شما دوستان را هم بدانيم .
حجت الاسلام طالبي : من فكر مي كنم در فضاي جهان شرق و غرب , تشيع با اين ويژگي خاص خردورزي و عقلانيت كه داراست , بيشترين حرف را براي گفتن در جهان امروز غرب داشته باشد. در غرب چرا بخاطر اينكه غربي ها از يك زماني رفتند سراغ عقلانيت . خب , در اين ميان چه مكتبي در جهان اسلام مي تواند به عقلانيت و خردورزي بيشترين بها را بدهد و بر آن پايه پيش برود. به نظر مي رسد تشيع . كه اگر آن گونه كه واقعا اين مباني در تشيع علوي حفظ شده , به جهان غرب و شرق ارائه شود چه بسا مورد پذيرش بيشتر واقع گردد حتي اگر بخواهيم نگاه تبليغي هم نداشته باشيم . چون مركز اديان رسالتش نگاه تبليغي نيست , نگاه تحقيقي , علمي , پژوهشي براساس معيارهاي پژوهش آئين ها و دين هاي مختلف است و مي خواهد به آن بپردازد.
ث در حقيقت رسالت و وظيفه تعريف شده مركز توليد فكر و انديشه و شناخت دقيق ديگران است .
حجت الاسلام نواب : بله ! البته رسالت اصلي شناخت ديگران , حتي براي آنهايي كه به كار تفسير , كلام و فلسفه مي پردازند و بايد با بسياري از متون و اديان ديگر آشنا باشند و شايد منابعي كه تاكنون مركز اديان در اين زمينه در اختيار گذاشته كه در جاي ديگر در باره آن بحث خواهد شد , فكر مي كنم بيشترين منابع باشد.
من يك نكته عرض كنم و آن اينكه براي تعامل دنياي امروز آن چيزي كه دنياي غرب و غربي ها بيش از همه به آن توجه دارند اين است كه سراغ مذاهب و مكاتبي مي روند كه به راحتي بتوانند با فرهنگ خودشان به يك بحث علمي و فكري خاص بپردازند مانند مباحث عدالت صلح حقيقت زيبايي شناسي و تشيع در اين زمينه قويترين مكتب است . بعنوان يك نهاد شيعي با توجه به معيارها و مباني خاص فكري خودمان به سراغ بقيه اديان مي رويم تا آنها را بشناسانيم . لذا از اين ظرفيت موجود در مذهب خودمان به بهترين نحو بايد استفاده كنيم و مركز اديان در جامعه تشيع در اساسي ترين نقطه تشيع , يعني كنار حوزه علميه قم شكل مي گيرد تا بگويد ما براساس مباني خودمان به راحتي مي توانيم اديان ديگر را بشناسيم و با آنها تعامل داشته باشيم و از تعارفات و تشريفات معمول سياسي , فرهنگي و اجتماعي هم بدوريم .
ث حاج آقاي نواب , شما يك موضوعي را تحت عنوان فرقه شدن مذاهب مطرح كرديد و گفتيد اين خطر وجود دارد كه شيعه نيز به سمت فرقه فرقه شدن پيش برود , اگر مي شود به اين موضوع بيشتر اشاره بفرمائيد.
حجت الاسلام نواب : ببينيد , فرقه شدن تشيع ودرون گراشدن مثل فرقه هاي صوفيه و غيره , با شعارهاي اعلام شده رسمي اصلا سازگاري ندارد , يعني كسي نمي تواند بگويد ما ام القراي جهان اسلام هستيم و از آن طرف به تمام ارزشهاي ديگران اهانت كند و اين اتفاقي است كه در حال حاضر در ايران دارد روي مي دهد. مثل بعضي از فرق صوفيه كه اصلا بقيه انسانها را قبول ندارند يا غير رهبرشان هيچ پيشوايي را نمي پسندند و او را تا حد خدائي بالا مي برند و ادعاهاي غلوآميزي نسبت به رهبران خودشان دارند و هيچ ابايي هم نسبت به تفسير ديگران نسبت به خودشان ندارند. مثلا بعد از سرنگوني صدام در كردستان يك فرقه اي ايجاد شد بنام « يزيديه » كه شيشه مي خوردند و يا سيخ در بدنشان فرو مي كردند و خارجي ها هم از اين صحنه ها فيلم برداري مي كردند و آنها هم با ولع زياد اين حركات را تكرار مي نمودند غافل از اينكه اينها مي خواهند اين فيلم ها را ببرند در اروپا نمايش دهند و بگويند اينها چقدر وحشي هستند.
ث در اين راستا فكر كنم بهترين مثالي كه بتوانيم در مورد خودمان بزنيم همين قضيه قمه زني است كه سالها قبل توسط رهبر معظم انقلاب منع شد.
حجه الاسلام نواب : بله ! اگر رهبر معظم انقلاب جلوي قمه زني را گرفتند براي اين بود كه وجهه شيعه در جهان پايمال نشود و ايشان تفكرشان اين است كه ولايت را عقلاني در جهان عرضه كنيم و از اين شيوه هاي غير معقول جلوگيري نمائيم تا آوازه تشيع در جهان بپيچد و حقانيت آن ثابت گردد.
به هر حال ما احساس مي كنيم كه يك ظرفيتي در پيام تشيع و اميرالمومنين (ع ) وجود دارد كه مستمع آن مي تواند شش ميليارد و نيم نفر از مردم جهان باشند ولي گروهي هم معتقدند كه نه , اصلا شيعه خيلي بسته است و اكثر مردم در اين مذهب به جهنم مي روند و يك طايفه بسيار كمي از آن مي مانند و رستگار مي شوند.
و براي اينكه ما به هدف خودمان برسيم و حقانيت مان را اثبات كنيم بايد ديگر اديان و مذاهب را بشناسيم و ديگران را تحمل كنيم تا بتوانيم به اين مهم بپردازيم . چون اگر غير از اين باشد چطور مي توانيم جلوي مستشرقي كه تمام ظرايف زمان شيخ مفيد و شيخ طوسي و تطورات و تحولات مذهب , را مي داند حرف بزنيم , بلكه در مقابلش احساس خود كم بيني مي كنيم ولي در مقابل اگر يك بودايي احساس كندكه با يك شيعه اي طرف است كه تمام زواياي دينش را مي داند و پيام هاي مثبت دينش را جدا كرده است خيلي زود مباحث را مي پذيرد و با اين شناخت است كه مي توانيم بگوئيم مكتب ما را بشناسيد و تعامل داشته باشيد.
ث شما در مركز در بحث پژوهش چقدر موفق بوديد و چه مقدار به اهداف از پيش تعيين شده خود رسيديد و الان در زمينه پژوهشي در خروجي كار در چه مرحله اي هستيد و چه كارهاي بنيادي و ريشه اي انجام داديد
حجت الاسلام نواب عرض شود در باره ما دو تحليل وجود دارد , از نگاه خودمان و از نگاه ديگران . از نگاه ديگران ما يكي از موفقترين مراكز پژوهشي قم ارزيابي مي شويم ولي وقتي خودمان را با مراكز ديگر مقايسه مي كنيم مي بينيم هنوز در اول راهيم .
ث چه خروجي تاكنون داشتيد
حجت الاسلام نواب : تاكنون حدود پنجاه اثرمان منتشر شده است . در شش سال گذشته حدود 26 شماره از فصل نامه هفت آسمان چاپ و منتشر گرديده است و حدود سه برابر از همين مقالاتي كه در فصل نامه منتشر گرديده براي ما ارسال شد كه مهمترين آنها را انتخاب كرديم . بزرگترين كتابخانه تخصصي اديان را داريم و صد و سي نفر عضو هيئت علمي تربيت كرده ايم .
خلاصه بايد عرض كنم از نگاه مردم ما خيلي موفق هستيم و خيلي كار كرديم . اما از نگاه خودمان چون در اين زمينه تشنگي , عطش و كمبود بسيار زيادي احساس مي كنيم , فكر مي كنيم خيلي راه طي نشده داريم و ما به اين راه نگاه مي كنيم . مثلا يكي از چيزهايي كه ده سال پيش در ما انگيزه ايجاد كرد , اين بود كه ما يك دايره المعارف اديان به زبان فارسي نداريم . و در مقابل تصور اينكه دايره المعارف اديان را ترجمه كنيم هم نداريم . كه در اين صورت براي اين كار يك بودجه ميلياردي مي خواهد كه ما نه بودجه آن را داريم ونه امكانات آن را چرا كه ما بعد از اين همه فعاليت تازه توانستيم يك اصطلاح نامه و يا دايره المعارف يك جلدي با , هفتصد صفحه راجع به اديان و مذاهب منشتر كنيم .
با اين حساب وقتي خودمان را با مراكز دين پژوهي جهان مقايسه مي كنيم خيلي خودمان را عقب مي بينيم . ولي وقتي با آنچه كه ديگران كم كاري مي كنند مقايسه مي كنيم , كارمان را نسبتا خوب مي بينيم .
من فكر مي كنم تفكر انجمن حجتيه دارد انتقام خودش را از امام مي گيرد. يعني عده اي جمع شده اند زير پوشش افرادي كه ناآشنا هستند و يك كارهايي انجام مي دهند كه نتيجه اش تفرق امت اسلامي است
مرحوم شهيد بهشتي يك سخنراني داشتند در بين طلاب سابق مدرسه حقاني كه فرمودند : بسيار مي شود كه شما به تفسير مراجعه مي كنيد و مي بينيد 20 صفحه مطلب در مورد تورات و اديان گذشته نوشتند , اگر اين ها يك مقدار آشنايي نزديك و عميقي نسبت به اديان گذشته نوشتند. اگر اين ها يك مقدار آشنايي نزديك و عميقي نسبت به اين منابع و متون داشتند , اين 20 صفحه را سياه نمي كردند و به بيراهه نمي رفتند
ما احساس مي كنيم يك ظرفيتي در پيام تشيع و اميرالمومنين (ع ) وجود دارد كه مستمع آن مي تواند شش ميليارد و نيم نفر از مردم جهان باشند ولي گروهي هم معتقدند كه نه , اصلا شيعه خيلي بسته است و اكثر مردم در اين مذهب به جهنم مي روند و يك طايفه بسيار كمي از آن مي مانند درستكار مي شوند
فرقه شدن تشيع و درون گرا شدن , مثل فرقه هاي صوفيه و غيره , با شعارهاي اعلام شده رسمي اصلا سازگاري ندارد , يعني كسي نمي تواند بگويد ما ام القراي جهان اسلام هستيم و از آن طرف به تمام ارزشهاي ديگران اهانت كند