روزنامه جمهوري اسلامي 21/06/1384 صفحه سياسي

* ردپاي انگليسي ها در انفجارهاي لندن
* خدمت به صهيونيست ها , اشتباه بزرگ « اسلام آباد »
ردپاي انگليسي ها در انفجارهاي لندن




هر چه از زمان وقوع انفجارهاي ماه گذشته در لندن مي گذرد دو عنصر و ويژگي خود را بيشتر مي نماياند , « انگليسي بودن انفجارها » و « سياست فرافكني رياكارانه » از سوي دولتمردان انگليس كه سعي دارد تا انفجارها را به آن سوي مرزها و علي الخصوص القاعده مرتبط نموده و در نتيجه بحران را از انگليس به كل قاره اروپا منتقل نمايد.
مقامات انگليسي در راستاي پيگيري اين سياست , با ايراد اتهام عليه گروهها , اشخاص و در آينده احتمالا برخي كشورها , فضاي بسيار مبهم و گنگي را بوجود آورده اند كه در آن هدف گم كردن رد پاهاي موجود در انفجارات لندن بيشتر از هر چيز ديگري خود نمائي مي كند. در واقع سياست مقامات انگليسي , مبهم گوئي مكرر آنان و نحوه انعكاس بيروني موضوع طي مدت پس از وقوع انفجارها بيانگر اين واقعيت است كه براي آنها بيش از كشف حقيقت (چرا كه خود كرده را نياز به تحقيق و بررسي نيست ) نوع بهره برداري از انفجارها در جهت اعمال سياستهاي مورد نظرمهم بوده است .
انگليسي ها ابتدا با انتشار عكسهائي , عاملين انفجارها را اتباع مسلمان تبعه انگليس طرفدار القاعده معرفي كردند. اما سپس با رد فرضيه دخالت القاعده در انفجارهاي لندن , از اعلام وابستگي افراد فوق به اشخاص , گروهها و دستجات متعدد در انگليس خودداري نموده و بجاي آن آدرس هاي غلط ارائه نمودند. اكنون سوالي كه مطرح است اينكه عاملين اصلي انفجارهاي لندن چه كسي و كساني بوده اند كه انگليسي ها با رد فرضيه دخالت القاعده در آن سعي در مخفي نمودن آنها داشته اند بررسي برخي احتمالات در اين زمينه ضروري است :
الف : القاعده
انگليسي ها بلافاصله پس از وقوع انفجارهاي لندن انجام آنرا به القاعده منتسب نمودند. سرعت عمل انگليسي ها در متهم نمودن القاعده مي تواند دليل قانع كننده اي بر اطلاع آنها از عامل و يا عاملين اصلي انفجارها كه قطعا از وابستگان به القاعده نبوده اند , تلقي گردد. بنابراين فرض , با رد صريح دخالت القاعده در انفجارهاي لندن كه شواهد و بررسي هاي بعمل آمده نيز بر عدم دخالت القاعده تصريح دارد , اقدام انگليس مي تواند معرف برداشت هاي زير باشد :
خودي بودن عامل و يا عاملين انفجارها
عملياتي جلوه دادن فعاليتهاي القاعده در اروپا كه با تبليغ احتمال اقدام مشابه در ساير كشورهاي اروپائي , هدف همراه نمودن دول اروپائي با سياستهاي جاري انگليس را تعقيب مي نمود.
منحرف نمودن اذهان از اوضاع و تحولات داخلي انگليس كه با مرگ مشكوك « ديويد كلي » , « رابين كوك » و شكست گفتگوهاي صلح ايرلند شمالي وارد فضاي جديدي شده است .
ب : ارتش جمهوريخواه ايرلند شمالي
شكست مذاكرات صلح بين انگليس و جمهوري خواهان ايرلند شمالي كه با متهم شدن جمهوري خواهان به سرقت از نورترن بانك به اوج خود رسيد , حسن انتقامجوئي را در ارتش آزاديبخش ايرلند شمالي مجددا برانگيخته است . اختلافات بين طرفين به نقطه اي رسيده است كه « چارلز كالارك » وزير كشور انگليس فرداي روز حادثه در گفتگو با « بي .بي .سي » دست داشتن تندروهاي ايرلند شمالي در انفجارها را محتمل دانسته است .
عليرغم اين اگر چه هنوز شواهد كافي بر احتمال دست داشتن ارتش جمهوريخواه ايرلند در انفجارهاي لندن بدست نيامده اما مبارزه آزاديخواهان ايرلندي وارد فاز جديدي شده است كه امكان تشديد فعاليتهاي آنها عليه انگليس را بيش از پيش محتمل مي نماياند.
ج : نيروهاي امنيتي و نظامي انگليس
بنظر مي رسد رد پاي عوامل انفجارهاي لندن را بايد در ميان نيروهاي امنيتي و نظامي انگليس جستجو نمود. ادامه حضور نظاميان انگليسي در عراق , كشته شدن تعداد قابل توجهي از نظاميان انگليسي در آن كشور , استمرار يافتن جنگ و درگيري در عراق كه به فرسوده شدن نيروهاي آمريكائي و انگليسي منجر شده و مهمتر از همه بروز برخي قتلهاي مشكوك چون قتل « ديويد كلي » به ايجاد نارضايتي , احساس خطر و تقويت حس انتقام جوئي در ميان نيروهاي نظامي انگليس انجاميده است , در نهايت يك فضاي امنيتي , نظامي جديدي را در داخل خاك آن كشور فراهم آورده كه در نتيجه آن وقوع هر حادثه ناخوشايندي محتمل مي گردد.
قبل از انگليس , آمريكا شاهد بروز چنين فضاي گنگ و مبهم و امنيتي بوده است كه نتيجه آن درگيري ميان نظاميان آن كشور , گشودن آتش به روي خودي , عزيمت به جبهه مقابل و شاه بيت آن انفجار در « اوكلاهاماسيتي » بوده است . در چنين جوي است كه اعتماد به خودي بتدريج كاهش يافته و از هر رويدادي بعنوان يك رويداد مشكوك نام برده مي شود.
همانطور كه مرگ « رابين كوك » كاملا غير طبيعي جلوه نمود انفجارهاي لندن نيز چيزي جز بازتاب دلسردي , ياس و خشم اتباع انگليسي از سياستهاي تجاوزكارانه داخلي و خارجي دولت بلر بيش نبوده است .
نتيجه اينكه مقامات انگليسي با فرافكني موضوع و دادن آدرس هاي غلط سعي دارند به بحراني كه در آن گرفتار آمده اند , غلبه نمايند.
انفجار در اوكلاهاماسيتي , انفجارهاي لندن و برخي ديگر از اقدامات تروريستي از سوي مترودين نظامي , آسيب ديدگان از جنگهاي تجاوز طلبانه , ناراضيان از فضاهاي امنيتي و... صورت گرفته است اكنون تعريف جديدي از موضوع تروريسم , مقاومت , تمرد و نافرماني از سيستم را در غرب به وجود مي آورد كه لازم است انديشمندان كشورمان لغت مناسبي براي اين پديده جديد پيدا نموده و به تبيين و تعريف آن بپردازند.
دولت انگليس بهتر است بجاي فرافكني موضوع , ايراد اتهامات بي اساس به مسلمانان آن كشور , بردن لايحه ضد تروريسم به مجلس انگليس كه بند بند آن بيانگر برنامه هاي آتي دولت آن كشور در تضييع حقوق مسلمانان انگليسي است و از بين بردن مدارك و شواهد دخالت عوامل خود در انفجارهاي لندن همانگونه كه در مورد تبعه كشته شده برزيلي رخ داد , سياست خارجي ـ نظامي خود را مورد نقد و بررسي قرار دهد و به علل و عواملي بيانديشد كه آسيب پذيري اجتماعي و امنيتي آن كشور را منجر شده است .
پس از گذشت نزديك به دو ماه از انفجارات لندن , اكنون سه گزينه ارتش جمهوريخواه ايرلند شمالي , ائتلاف نظاميان و سياستمداران مخالف حضور نظامي انگليس در عراق و نيز ناراضيان سازمان جاسوسي انگليس بعنوان عاملين انفجارها مطرح هستند
طراحان انگليسي از مرتبط ساختن انفجارهاي لندن به القاعده و سپس گروههاي اسلامي چند هدف عمده را دنبال مي كردند كه در اين ميان انتقال بحران از انگليس به كل قاره اروپا و نيز همراه نمودن دول اروپايي با سياست هاي جاري انگليس در عراق و همكاري با آمريكائيها پر رنگتر جلوه مي كند
مرگ مشكوك و مرموز « ديويد كلي » دانشمند تسليحات هسته اي انگليس و « رابين كوك » وزير خارجه سابق و منتقد جدي سياست هاي جنگ طلبانه « توني بلر » در عراق و افغانستان , فضاي سنگين و غير قابل اعتمادي را عليه دولت نزد افكار عمومي انگليس ايجاد نمود و انفجارهاي لندن براي منحرف ساختن اذهان از اوضاع و تحولات داخلي , براي دولتمردان انگليسي رويدادي مثبت محسوب مي گردد

خدمت به صهيونيست ها , اشتباه بزرگ « اسلام آباد »




ديدار وزير خارجه پاكستان با وزير خارجه رژيم صهيونيستي , همچنان با خشم و انزجار ملتهاي مسلمان و بويژه مردم پاكستان مواجه است .
« خورشيد محمود قصوري » وزير خارجه پاكستان با اين ديدار كه در برابر دوربينها صورت گرفت , اميدوار بود بتواند بعنوان يك « مبتكر سياسي » معرفي شود ولي مردم پاكستان او را « خائن » خطاب كردند , كه البته اين واژه به واقعيت نيز نزديكتر است . وزير خارجه پاكستان در اظهارات اخير خود كه پس از اين ديدار صورت گرفته , از اقدام شرم آور خود دفاع كرده و در توجيه آن ادعا كرده است اين ديدار در جهت كمك به مردم فلسطين صورت گرفته و طرف پاكستاني سعي كرده است كه از اين فرصت , براي تامين منافع ملت فلسطين بهره برداري كند. كاملا روشن است كه اين اظهارات براي توجيه اقدام نابخشودني وزير خارجه پاكستان صورت مي گيرد و هدف آنست كه با اين عبارات و توجيهات , بر اصل موضوع برقراري ارتباط علني پاكستان و رژيم اشغالگر صهيونيستي , سرپوش گذاشته شود.
اين در حاليست كه رهبران ديني پاكستان با دعوت عام از مردم اين كشور براي ابراز خشم و انزجار نسبت به اين ديدار تصريح كرده اند. به ژنرال مشرف اجازه نمي دهند كه براي اسلام و مسلمين , خفت و خواري ببار آورد. احزاب مخالف و رهبران ديني معتقدند كه اين نخستين گام براي عادي سازي روابط و به رسميت شناختن رژيم صهيونيستي محسوب مي شود و اگر با اعتراض و مخالفت جدي و موثري مواجه نگردد , دولت پاكستان براي برداشتن گامهاي بعدي وسوسه خواهد شد. فعالان سياسي و سازمان دهندگان تظاهرات ضد صهيونيستي از دولت پاكستان خواسته اند در اقدام خود براي برقراري ارتباط با صهيونيست ها تجديد نظر كند و يا آنكه ساقط خواهد شد.
آنچه در اين ميان اهميت دارد , نقش آمريكا در پشت پرده اين سناريوي زمانبندي شده است .
روزنامه صهيونيستي « يديوت آهارنوث » با افشاي نقش مستقيم واشنگتن در اين زمينه تصريح مي كند كه رييس بخش روابط بين الملل كنگره آمريكا دو ماه قبل در جريان ديدار با ژنرال مشرف در اسلام آباد , موضوع مناسبات با رژيم صهيونيستي را نيز مورد بررسي قرار داد و مشرف در همان ديدار گفته بود كه از واكنش اعتراض آميز مخالفان تماس با اسرائيل , واهمه اي ندارد.
با اينهمه , دولت پاكستان براي مهار آثار و تبعات ديدار وزراي خارجه اسرائيل و پاكستان خاطر نشان كرده است كه اين ديدار به منزله به رسميت شناختن اسرائيل نيست و اسلام آباد برنامه اي براي اين كار ندارد. « شوكت عزيز » در اين مقوله ضمن ابراز حمايت از اقدام شرم آور وزير خارجه اش ادعا كرد كه سياست پاكستان در قبال اسرائيل تغيير نكرده و صرفا براي كمك به حل مسئله فلسطين ! ديداري صورت گرفته است و اين ديدار به منزله برقراري روابط فيمابين نيست .
مسئله اينست كه آنچه در هتل « چهار فصل » اسلامبول رخ داد , در واقع نخستين ديدار مقامات پاكستان با رژيم صهيونيستي نبوده است بلكه پيش از اين هم براي سالها , طرفين با يكديگر بصورت محرمانه ديدار و مذاكره داشته اند و فقط از اين فرصت براي علني ساختن مناسبات خود , سواستفاده كرده اند.
رژيم اشغالگر صهيونيستي براي بهره گيري از فضاي سياسي ـ تبليغاتي بوجود آمده پس از عقب نشيني از غزه , سعي دارند مناسبات خود با برخي از كشورهاي عربي و اسلامي را علني سازد. و نبايد از نظر دور داشت كه علني ساختن مناسبات با رژيم صهيونيستي نشانگر آنست كه اين قبيل دولتها بااشغالگران صهيونيست , مشكلي ندارند و اگر تاكنون براي علني ساختن مناسبات خود اقدام نكرده اند , صرفا بخاطر نگراني از واكنش ملتها بوده است .
به عبارت بهتر , صهيونيست ها در طول سالهاي اخير با سو استفاده از هر فرصتي , به برقراري تماس و مذاكره با برخي كشورهاي عربي و اسلامي پرداخته اند و در اين مدت كاملا آگاه بوده اند كه از بابت اين مسئله با رژيم هاي مرعوب مشكلي نخواهند داشت و صرفا بخاطر نگراني از عواقب افشاي اين مناسبات است كه همچنان به ديدارهاي محرمانه مي پردازند. در واقع دولت پاكستان هم در انتظار فرصتي براي آشكار سازي مناسبات خود با صهيونيست هاي اشغالگر بوده است كه اين اقدام نيز به خودي خود , خدمت بزرگي به اسرائيل محسوب مي شود.
فراموش نكنيم كه در سالهاي اخير , بارها درباره مذاكرات محرمانه ميان مقامات پاكستان و رژيم صهيونيستي مطالبي منتشر شده و عموما بطور يكطرفه مورد تكذيب اسلام آباد قرار گرفته است . لكن در مقطع كنوني مشخص گرديده است كه تمامي آن مطالب صحت داشته و تكذيب هاي كليشه اي , صرفا به منزله اقدامي براي سرپوش گذاشتن بر مناسبات اسلام آباد با صهيونيست ها صورت مي گرفته است .
طبعا سئوال مهمي كه دراين زمينه مطرح است اينست كه اسلام آباد از ارتباط و همكاري با اشغالگران صهيونيست , چه اهداف و منافعي را دنبال مي كند پاكستان بعنوان يك كشور مهم در دنياي اسلام داراي جايگاه و موقعيتي ممتاز است و قاعدتا برقراري ارتباط پاكستان با صهيونيست ها را بايستي به منزله خنجر زدن به ملت فلسطين و دنياي اسلام ارزيابي كرد.
اهميت اين خيانت بزرگ زماني بيشتر احساس مي شود كه دريابيم رژيم صهيونيستي پس از فرار نيروهايش از « نوارغزه » دچار يك بحران عظيم شده و دولت « آريل شارون » در موقعيت شكننده و پرالتهابي قرار دارد. از دولت پاكستان انتظا رنمي رفت در چنين شرايط پيچيده اي براي كمك به اشغالگران صهيونيست وارد عمل شود و خدمت به اسرائيل را سرلوحه سياستش قرار دهد.
با در نظر گرفتن دامنه مخالفت ها و اعتراضات مردمي در پاكستان و گسترش ابعاد آن , انتظار مي رود كه اسلام آباد در اين تصميم و اقدام غيرمنتظره اش تجديد نظر كند و با تصحيح اشتباهش , در مسيري حركت كند كه موجبات خشنودي ملتهاي مسلمان را فراهم سازد. اما آيا اسلام آباد سعي خواهد كرد كه در محاسبات و مناسبات خود منافع ملي و مصالح دنياي اسلام را مد نظر قرار دهد و همفكري و همكاري با اشغالگران صهيونيست را كنار بگذارد اين سئوالي است كه براي يافتن پاسخ آن بايستي تامل كرد.
پاكستان به عنوان يك كشور بزرگ و مهم در دنياي اسلام داراي جايگاه و موقعيتي ممتاز است و قاعدتا برقراري ارتباط با صهيونيست ها رابايستي به منزله خنجر زدن به ملت فلسطين و ايجاد گسست در اتحاد كنوني جهان اسلام در مقابل صهيونيسم بين الملل , ارزيابي كرد
اقدام اسلام آباد در گسيل وزير خارجه اش براي ملاقات با همتاي اسرائيلي اش به اسلامبول را بايستي خدمتي به شخص « آريل شارون » نخست وزير رژيم صهيونيستي به حساب آورد كه بعد از فرار از غزه در موقعيت شكننده و متزلزلي قرار گرفت
آنچه در هتل « چهار فصل » اسلامبول رخ داد در واقع نخستين حركت پاكستان در علني ساختن ارتباط ديپلماتيك با رژيم صهيونيستي بوده چرا كه طي دو دهه گذشته طرفين بارها با يكديگر بصورت محرمانه ديدار و مذاكره داشته اند
انتظار مي رود اسلام آباد با تصحيح اشتباه خود در مسيري حركت كند كه در محاسبات و مناسبات خود منافع ملي و مصالح دنياي اسلام را مدنظر قرار دهد و همفكري و ارتباط با اشغالگران صهيونيست را كنار بگذارد