
نگاهي به مقاله « مايك ويتني » خبرنگار آمريكايي درباره برنامه هسته اي ايران
مايك ويتني خبرنگار مستقل آمريكايي در مقاله اي درباره برنامه
هسته اي ايران نوشت : برنامه هسته اي ايران نظامي نيست .
مايك ويتني در پايگاه اينترنتي اينفورميشين كليرينگ هاوس نوشت :
تاكنون هيچ كس مدركي معتبر درباره ماهيت نظامي برنامه هسته اي ايران
ارائه نكرده است .
اين پايگاه , يك پايگاه خبري است كه سياستهاي ضد جنگ و مغاير
سياستهاي كاخ سفيد دارد و معمولا خبرهايي را كه از شبكه هاي تلويزيوني
آمريكا پخش نمي شود , منتشر مي كند.
ويتني در ادامه نوشت : با اين حال دولت بوش همواره اتهامات به ايران
وارد مي كند و از تهديد دست بر نمي دارد.
به علاوه رسانه هاي طرفدار دولت آمريكا همواره مي كوشند در
خبرهايشان وانمود كنند ايران برنامه تسليحاتي خود را از آژانس بين المللي
انرژي اتمي پنهان مي كند.
به نوشته ويتني در حقيقت رسانه هاي آمريكايي همواره ادعاهاي
سازمانهاي تروريستي نظير مجاهدين خلق را منعكس مي كنند تا اين شبهه را
ايجاد كنند كه ايران برنامه مخفي هسته اي دارد.
نبايد فراموش كرد : اين گروه در فهرست سازمانهاي تروريستي از نظر
وزارت خارجه آمريكا قرار دارد.
ثابت شده است كه اين اتهامات بي اساس هستند و بايد چنين ادعاهايي
را به نوعي ابزار جنگ تبليغاتي واشنگتن در نظر گرفت .
محمد البرادعي مديركل آژانس نيز پيشتر اعلام كرده بود ايران برنامه
هسته اي نظامي ندارد.
سازمان بين المللي انرژي اتمي از دو سال پيش به دقت و به طور مستمر
از همه سايتهايي كه مشكوك تشخيص داده شده بودند بازرسي مي كند و هر
بار يك نتيجه بيشتر به دست نيامده است هيچ چيز قابل توجهي در اين
سايتها وجود ندارد.
ويتني ادامه داد : اگر نتوانيم به نتايج تحقيقات دقيق كارشناسان هسته اي
اعتماد كنيم پس بايد آژانس بين المللي انرژي اتمي را تعطيل و پيمان منع
تكثير هسته اي را منسوخ كرد.
البته آمريكا و اسرائيل كه اصلا در نظر ندارند تسليم قوانين و پيمانهاي
بين المللي شوند و مي خواهند با ايران به رويارويي مسلحانه بپردازند از
سازمانهايي نظير آژانس بين المللي انرژي اتمي رضايت ندارند و حذف اين
گونه نهادها را مي پسندند.
به نظر مي رسد آمريكا و اسرائيل به دنبال بهانه براي جنگ با ايران
مي گردند.
سخنگوي وزارت خارجه ايران در 15 مرداد رسما پيشنهادهاي اعضاي
اتحاديه اروپا را در خصوص ممنوعيت فعاليتهاي مربوط به غني سازي
اورانيوم در ايران رد كرد و گفت : اين پيشنهادها پذيرفتني نيست .
آمريكا به خارجي ها اجازه نمي دهد از سايتهاي تسليحات اتمي اش
بازديد كنند اين درحالي است كه تنها كشوري كه از بمب اتم استفاده كرده
است آمريكاست و هم اينك در حال توليد نسل جديد بمب اتمي موسوم به
« كرك بانكر » است كه مي تواند زرادخانه هاي زيرزميني را منهدم
كند.
آمريكا همچنين تنها كشور در جهان است كه اين حق را براي خود در
نظر گرفته است كه درصورتي كه تشخيص دهد امنيت ملي اش در خطر است
در استفاده از بمب اتمي پيش قدم شود.
تنها نقش « ان پي تي » ترساندن كشورهاي ديگري كه هنوز بمب اتم
ندارند و وادار كردن آنها به تسليم شدن در برابر مقرراتي است كه
قدرتمندترين كشورها تهيه كرده اند.
اين پيمان براي تضمين جاودانگي ساختار بين المللي كنوني طراحي
شده است نه براي تضمين صلح .
در هر صورت ايران پيمان را نقض نكرده و برنامه غني سازي اورانيوم
نيز مغاير پيمان نيست , ايران حتي سانتريفوژ كافي براي اجراي چنين طرحي
ندارد.
بازگشايي مجتمع اصفهان ثابت مي كند ايران مي خواهد فعاليتهاي
تبديل اورانيوم را براي توليد سوخت لازم براي نيروگاههاي هسته اي از سر
گيرد.
بر اساس مفاد پيمان چنين فعاليتهايي قانوني است .
ايرانيان مدتي پذيرفتند براي افزايش اعتمادسازي به طور موقت از اين
حق خود بگذرند و به اتحاديه اروپا ثابت كنند در يافتن راه حلي رضايت
بخش براي همه جدي هستند اما امروزه اتحاديه اروپا تسليم فشارهاي
دولت بوش شده است و مي كوشد از بخش مربوط به مسئوليتهاي خود طبق
موافقتنامه پاريس طفره رود و حتي عبارات موافقتنامه را تغيير دهد.
در اين موافقتنامه آمده است , سه كشور اروپايي مي پذيرند كه تعليق
فعاليتهاي مربوط به فراوري و غني سازي اورانيوم اقدامي داوطلبانه و با
هدف جلب اعتماد و نه اجباري قانوني است .
اعضاي اتحاديه اروپا يعني انگليس , فرانسه وآلمان در تلاشي زيركانه
فقط به اين علت از موضع خود عقب نشيني كرده اند تا بتوانند براي خوشايند
واشنگتن و تل آويو به آنها خوش خدمتي كنند.
به علاوه هنگام بازگشايي كارخانه اصفهان بازرسان آژانس به دقت بر
فعاليت ها نظارت دارند و همه فعاليتهاي حساس را كنترل مي
كنند.
ايران نشان داد كه نمي خواهد اجازه دهد واشنگتن نقش مستبد را ايفا
كند.
دولت بوش اتحاديه اروپا را مامور كرده است نظم خود را به شيوه اي
دوگانه اعمال كند و حتي به تهديد نظامي نيز روي آورده است اما دوگانگي
سياست آمريكا در قبال ايران و اسرائيل مشخص مي شود.

چرا ايران بايد از غني سازي اورانيوم انصراف دهد در حالي كه در پيمان
قيد شده است اين حقش است . آيا اسرائيل يا پاكستان نيز با چنين چيزي
براي خود موافق خواهند بود البته كه نه .
اسرائيل و پاكستان با ناديده گرفتن پيمان مقابل چشمان جامعه
بين المللي به زرادخانه هسته اي دست يافته اند.
توجه جهاني فقط متوجه ايران است و اين ايران است كه به علت
رعايت پيمان مجازات شده است . اينها نشانگر آن است كه آمريكا در صحنه
بين المللي همه كاره است .
مخالفت ايران به اتحاديه اروپا اجازه داد جلسه اضطراري آژانس را
تشكيل دهد و سپس درباره ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت تصميم
گرفته شود. با اين حال چه پرونده ايران به شوراي امنيت ارجاع داده شود
چه نشود بوش , شارون و رسانه هاي غربي آن قدر جار و جنجال به پا
خواهند كرد كه جهانيان به مجرم بودن ايران اطمينان پيدا كنند و به اين
ترتيب زمينه براي حمله اي پيشگيرانه مساعد خواهد شد.
جنگ طلبان اجازه نخواهند داد حقايق فاش شود و بي گناهي ايران به
اثبات برسد.
مايك ويتني در ادامه اين مقاله نوشته است ايران به طرز ماهرانه اي به
حملات رسانه ها و اتهامات دولت بوش واكنش نشان داد .
ايران از خود احتياط و نظم نشان داد و ثابت كرد براي مشكلات جدي
به دنبال راه حلهاي منطقي مي گردد.
ايران با اينحال قاطعانه از حق خود در چارچوب ان پي تي دفاع كرد.
اين رفتار نشان مي دهد در صورتي كه آمريكا تصميم به حمله يك جانبه
به ايران بگيرد , ممكن است رفتاري بسيار مصمم داشته باشد.
بايد انتظار داشت ايران قدرتمندانه واكنش نشان دهد و تهديدهاي
هسته اي را ناديده بگيرد. حق با ايران خواهد بود .
فقط كافي است به اوضاع عراق نگاهي بيندازيم تا متوجه شويم هنگامي
كه كشوري از خود دفاع نكند چه بلايي به سرش مي ايد.
در اين حمله البته بايد حمله اسرائيل و حمله نيروهاي آمريكايي حاضر
در عراق را نيز گنجاند.
بديهي است دولت ايران نيز احتمال جنگ را در نظر گرفته و براي
رويارويي با آن استراتژي بسيار مستحكمي تدارك ديده است .
از جمله راهبردهاي ايران مي توان به بي ثبات كردن بازار نفت و حمله به
منافع آمريكا درجهان اشاره كرد.
ويتني به صورت بدبينانه اي در مقاله خود مي افزايد : طبيعي است كه
هنگامي كه كشوري با دشمني مواجه مي شود كه مي خواهد حكومت آن را
براندازد هرچه در توان دارد به كار گيرد تا در جنگ پيروز
شود.
سازمانهاي اطلاعاتي ايران به طور حتم پيش بيني كرده اند عملياتي
مخفي در صورت حمله يكجانبه به سايتهايشان ترتيب دهند.
وي در ادامه ادعا مي كند : همچنين ممكن است ايران فعالانه از گروههاي
تروريستي بين المللي حمايت كند و به استخدام مهاجم عليه منافع آمريكا در
جهان بپردازد.
در هر صورت حمله به ايران به معناي اعلام جنگ كلي خواهد بود.
اگر ايران به حملات تلافي جويانه عليه اسرائيل و آمريكا بپردازد ,
تل اويو و واشنگتن راهبردي از پيش طراحي شده را در پيش خواهند گرفت
كه هدف آن نابود كردن همه زرادخانه هاي بيولوژيكي , شيميايي و متعارف
ايران خواهد بود.
درحقيقت هدف نهايي استراتژي آمريكا همين است نه ادعاي حذف
سايتهاي سلاحهاي هسته اي تخيلي .
آمريكا و اسرائيل مي خواهند رژيم ايران را با هدف دسترسي بدون
رقيب به منابع حياتي منطقه حذف كنند و هر گونه مانع را در اين منطقه در
آينده برچينند.
با اين حال دركوتاه مدت اين نقشه مشكلات قابل توجهي
دارد.
امروزه منابع نفتي جهان براي تحمل اغتشاش در بازارها كافي نيست و
اكثر كارشناسان از احتمال كمبود نفت در سه ماهه پاياني امسال ابراز نگراني
كرده اند. اگر به ايران اعلام جنگ شود شاهد بحران جدي نفتي و اقتصادي
فاجعه آميزي خواهيم بود.
همچنين ديك چني به تازگي از استارت كام فرماندهي راهبردي آمريكا
خواسته است نقشه اي براي نجات در صورت جنگ هسته اي تاكتيكي با
ايران طراحي كند.
هدف از آن ايجاد اين احساس است كه آمريكا اماده رويارويي با هر
احتمالي است و مي خواهد ايران را پيش از واكنشي متقاعد كند. اين امر
تغييري در اصل قضيه نمي دهد. اگر به ايران حمله شود ايرانيان بدون ترديد
واكنش نشان خواهند داد. اين خبرنگار با بدبيني كامل درباره آينده در پايان
نتيجه گيري مي كند.
هنگامي كه بمبهاي آمريكا به پناهگاههاي ايران اصابت كند , جنگ
جهاني سوم آغاز خواهد شد.
چرا ايران بايد از غني سازي اورانيوم انصراف دهد در حالي
كه در پيمان قيد شده است اين حقش است , آيا اسرائيل يا
پاكستان نيز با چنين چيزي براي خود موافق خواهند بود البته
كه نه ... توجه جهاني فقط متوجه ايران است و اين ايران است
كه به علت رعايت پيمان مجازات شده است
اگر نتوانيم به نتايج تحقيقات دقيق كارشناسان هسته اي
اعتماد كنيم پس بايد آژانس بين المللي انرژي اتمي را تعطيل و
پيمان منع تكثير هسته اي را منسوخ كرد
اعضاي اتحاديه اروپا يعني انگليس , فرانسه و آلمان در
تلاش زيركانه فقط به اين علت از موضع خود عقب نشيني
كرده اند تا بتوانند براي خوشايند واشنگتن و تل آويو به آنها
خوش خدمتي كنند
رسانه هاي آمريكائي همواره ادعاي سازمان هاي
تروريستي نظير مجاهدين خلق را منعكس مي كنند تااين شبهه
را ايجاد كنند كه ايران برنامه مخفي هسته اي دارد. نبايد
فراموش كرد اين گروه در فهرست سازمانهاي تروريستي از
نظر وزارت خارجه آمريكا قرار دارد

|
صدام ; گريز از اعدام
|

محاكمه نمايشي صدام اين روزها وارد مرحله جديدي شده است و
تحليل هاي فراواني درباره روند محاكمه و نوع صدور حكم براي ديكتاتور
سابق بغداد وجود دارد.
آنچه در اين ميان واقعيت دارد , زمان كافي براي پرداختن به طرح
چگونگي اجراي اين محاكمه از بدو آن تا اين مرحله از اجراي مجازات
حكم صدام است كه با در نظرگرفتن تمام جوانب قضيه , و با اظهارات
مختلف مسئولين عراقي در مورد سرنوشت صدام جوانب پنهان اين محاكمه
امروز در حال آشكارشدن است .
ارزيابي دولتمردان عراقي در خصوص مجازات صدام و اظهارنظرهاي
آنان در مورد اجرا و يا عدم اجراي حكم اعدام براي ديكتاتور سابق عراق ,
واقعيت هاي پنهاني را مطرح كرده است كه تناقض هاي موجود در اظهارات
آنان نجات يافتن صدام از مجازات اعدام را به واقعيت نزديك تر مي نمايد.
تاكيد رئيس جمهور و نخست وزير عراق بر لزوم صدور حكم اعدام براي
صدام و اعتراف صدام به جنايات خود ضدمردم كشورش به ويژه اينكه
بخاطر ارتكاب اين جنايات مستحق مجازات اعدام است ـ كه اين خود
مشكوك بودن قضيه را تقويت مي كند ـ دومين مرحله از طرح محاكمه صدام
به شمار مي رود كه افكار عمومي در عراق را نسبت به مواضع دولتمردان
خود آشنا و اينكه مواضع قطعي آنان پافشاري بر حكم اعدام است , مسئولين
سياسي خود را در اين زمينه با خود همسو مي بينند و اين موجب مي شود تا
آنها با ديد خوشبينانه تري به دادگاه صدام نگاه كنند.
اما نكته ظريف در اظهارات طالباني رئيس جمهور عراقي در مورد حكم
اعدام صدام در اينجاست كه ضمن اينكه صدام را سزاوار اعدام مي داند اما
چندين بار اظهار داشته است كه حكم صادره از دادگاه مبني بر اعدام او را
تائيد و امضا نخواهد كرد.
دوگانگي نگاه مسئولين عراقي در قضيه صدور حكم و مجازات صدام
ابعاد پنهاني را در پرونده محاكمه صدام آشكار ساخته كه اراده اشغالگران
در دخالت در تمام جوانب اين قضيه مطرح مي كند.
اظهارات صدام مبني بر سزاواري وي به مجازات اعدام درخصوص
جنايتي كه در حق شيعيان شهر دجيل عراق مرتكب شده است و اينكه به
بهانه تسريع در مجازات او ممكن است دادگاه حكم اعدام او را صادر و براي
تائيد اجراي اين حكم هرچه زودتر به امضاي رئيس جمهور برساند , شائبه
اجراي طرح ديكته شده چگونگي اجراي محاكمه و صدور حكم توسط
دادگاه از سوي آمريكايي ها را تقويت مي كند.
پرواضح است كه آمريكايي ها با اين روش محاكمه يعني نپرداختن به
جزئيات بيشتر جرائم صدام موافقند اما در عين حال ظواهر امر نشان از اين
دارد كه براي تسريع در صدور حكم اعدام , اين دادگاه تحت فشار مستقيم
قرار دارد.
صدور حكم اعدام گرچه موجب شادي ملي در عراق خواهد شد و اين
خود همان هدف از پيش تعيين شده اشغالگران براي اين محاكمه به شمار
مي رود اما در عين حال موجب به هم ريختن اوضاع امنيتي در آنجا خواهد
شد و موجي از ناآرامي به دست وفاداران صدام به راه خواهد افتاد.
اين ناآرامي در ظاهر دولتمردان عراق را با شرايط جديد روبرو خواهد
كرد و ممكن است اجراي اين حكم لغو گردد , كمااينكه رئيس جمهور عراق
پيشتر به اين موضوع اشاره كرده است و گفته است : حكم اعدام صدام را
هرگز امضا نخواهم كرد و براي امضانكردن آن حتي حاضرم از سمت خود
كناره گيري كنم .
چيزي كه دراين نمايش از پيش تعيين شده قرباني مي شود , عدالت در
پرداختن به تمامي جرائم ديكتاتور سابق بغداد است كه جنگ تحميلي عليه
ايران و حمايت غربي ها به ويژه آمريكا به عراق دو نمونه از آن موارد است .
آمريكايي ها كه هرگز نمي خواهند پس از دو سال و شش ماه اشغال عراق
رسواتر از گذشته ديده شوند تا اينجا تمام سعي خود را كرده اند تا آنچه
دلخواه آنهاست , از اين محاكمه بيرون آيد نه چيز ديگر. طولاني شدن مرحله
دستگيري صدام و كوتاه بودن محاكمه او يك واقعيتي را نشان مي دهد و آن
اين است كه آمريكايي ها در زمان كافي نقشه دقيقي درخصوص چگونگي
محاكمه او و با درنظرگرفتن همه جوانب قضيه طراحي كردند و آنچه امروز ما
مي بينيم اجراي مو به موي محاكمه اي است كه به سبك آمريكايي ها انجام
مي شود.
بعيد نيست با اين گونه نقشه هاي حساب شده , دولتمردان عراق براي
رسيدن به راه حلي براي اجرايي نكردن حكم اعدام صدام مصلحت انديشي
را به ميان كشيده و وي را به كشوري دور از منطقه تبعيد كنند تا از اين طريق
هم قدرت را براي خود حفظ كرده باشند هم از شر صدام با خوشخدمتي آنها
به آمريكا خلاص شده باشند. اما به راستي چه كسي اين حكم دوم را صادر
خواهد كرد دادگاه تجديدنظر دولت عراق و يا آمريكا
سيد محمود جوادي

|
|