بسم الله الرحمن الرحيم
ارزيابي دقيق گزارش منتسب به محمد البرادعي مدير كل آژانس
بين المللي انرژي اتمي و مقايسه مفاد آن با واقعيت هاي عيني و ملموس ,
نكات زجر دهنده و تاسف باري را درباره انفعال اين نهاد بين المللي در برابر
دخالتهاي مستمر قدرتهاي استكباري , در ذهن ها تداعي مي كند.
در طول دوره اخير مذاكرات هسته اي كه تقريبا 2 سال و نيم به طول
انجاميده است , مسائل و مشكلات فراواني حل و فصل شده و جمهوري
اسلامي ايران با حسن نيت كامل در جهت رفع سوتفاهمات اقدام كرده است
اما آنچه در متن اين گزارش منعكس است , از موضع طلبكارانه , شديدا
خصمانه و با اهداف سياسي خاص , به گونه اي تنظيم گرديده است كه
مشخصا تمامي پيشرفت ها را كمرنگ جلوه دهد , تمامي تعهدات و
پيشرفت هاي حاصله از جانب جمهوري اسلامي ايران را اجباري و « به زور »
معرفي كند و زمينه ها براي همكاري آينده را , به فرصتي براي زير سئوال بردن
عملكرد ايران مبدل سازد.
اگرچه ارزيابي گزارش مبسوط منتسب به البرادعي , بايستي در چندين
شماره منعكس گردد اما بنظر مي رسد كه مهمترين محورهاي آن را مي توان
بطور اجمالي ارزيابي نمود.
1 ـ اگرچه اين گزارش بطور رسمي نبام البرادعي منتشر شده و ظاهرا
بايستي منعكس كننده مواضع رسمي مدير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي
باشد لكن مطلقا از اين ديدگاه تنظيم نشده , علاوه بر مسائل فني و حقوقي ,
در برگيرنده محورهاي سياسي نيز هست و به همين دليل حتي از معيارهاي
منطبق بر استانداردهاي عملياتي نيز فراتر رفته و با طرح درخواستهاي
غيرقابل قبول , انتظاراتي فراتر از پيمانهاي بين المللي را مطرح ساخته است .
عصاره اين گزارش , خواسته هائي فراتر از ان . پي . تي , حتي فراتر از
پروتكل الحاقي را در پيش روي ايران گذاشته است .
ممكن است اين سئوال مطرح شود كه اگر اين گزارش توسط البرادعي
تهيه نشده , پس عناصر پشت پرده , چه كساني هستند براي درك شرايط و
يافتن پاسخ اين سئوال , كاملا لازم است اين واقعيت را به خاطر بياوريم كه
قبل از انتشار اين گزارش , پيشنهاد 3 كشور اروپائي به ايران منتشر شد و
ديديم كه در آن زمينه يك روز قبل از ارائه پيشنهاد نهائي طرفهاي اروپائي
به ايران , جلسه اي در واشنگتن تشكيل شد و پيشنهاد 3 كشور اروپائي پس از
دستكاريهاي انجام شده توسط واشنگتن , نهايتا بعنوان متن پيشنهادي آنها
منتشر گرديد. مفهوم اين واقعيت اينست كه در واقع , متن نهائي پيشنهاد
طرفهاي اروپائي در آن مقطع زماني هم چيزي بجز متن ديدگاهها و
پيشنهادات آمريكا نبوده است . نكته جالب قضيه آنكه « كانداليزا رايس »
وزيرخارجه آمريكا چند روز بعد به وجود چنين فرايندي در تدوين پيشنهاد
است اروپا اعتراف كرد و در واقع تاييد كرد كه آنچه منعكس گرديده , چيزي
جز فهرست مطالبات آمريكا نيست .
البته بدون آن اعتراف صريح « رايس » هم كاملا مشخص بود كه
پيشنهادات اروپا , در واقع فهرست دستكاري شده توسط آمريكا محسوب
مي شود ولي اعتراف رايس , پرده از روي برخي مسائل پشت پرده هم
برداشت .
اكنون با انتشار گزارش منتسب به البرادعي , بهتر مي توان قضاوت كرد كه
آنچه منتشر شده , متناسب با ديدگاههاي خصمانه آمريكا عليه ايران
« دستكاري شده » و مشخصا با انگيزه هاي طلبكارانه اي كه حتي از قوانين و
معاهدات بين المللي هم فراتر است , مطالبي را فهرست نموده كه طبعا
غيرقابل قبول است .
2 ـ يك نكته اساسي در اين گزارش , تكرار خواسته مورخ 11 اگوست
) است كه تصريح مي كند : GOV 2005 آژانس طي قطعنامه ( 64 ,2005
« از ايران فورا مي خواهد به پايداري مجدد تعليق ها در تمام مراحل
مربوط به غني سازي شامل توليد , تغذيه و تست هر فرآورده اورانيومي به
عنوان اقدامي داوطلبانه , غيرالزام آور و اعتمادساز اقدام كند و به دبير كل
اجازه دهد تا پلمپ هائي را كه برداشته شده اند , مجددا برقرار
سازد. »
مسئله اينست كه رفتار داوطلبانه و غيرالزام آور ايران كه حتي امروز هم
با همين ويژگيهايش مورد اعتراف آژانس و شوراي حكام قرار دارد , هرگز
حقي را براي آژانس و ساير طرفها ايجاد نمي كند كه با اتخاذ يك رفتار
طلبكارانه , ايران را ملزم به تداوم رفتار داوطلبانه اي كنند كه حتي تحقق آن
هم حاوي هيچ نكته مثبتي بنفع جمهوري اسلامي ايران نبود و فقظ شدت و
دامنه طلبكاري و گستاخي طرف مقابل را افزايش داد و آنرا به مرحله تهديد
و اولتيماتوم رسانيد.
نكته حياتي در اين زمينه اينست كه هم آژانس و هم طرفهاي اروپائي ,
تحت فشار آشكار آمريكا و اسرائيل در همين مقوله مواضعي را بطور رسمي
اعلام كرده اند كه بمراتب سختگيرانه تر از آن چيزي است كه ايران بطور
داوطلبانه پذيرفته است !
شايد لازم باشد براي نتيجه گيري مطلوبتر , تكليف هر نكته اي را
درصورت امكان , در همين جا يكسره كنيم . در اين زمينه بايد گفت كه اصل
موضوع پذيرش تعليق داوطلبانه , نه فقط در مورد واحد يوسي اف اصفهان
بلكه حتي در ساير موارد نيز كلا منتنفي است و منطقا دليلي بر تداوم آن
وجود ندارد. چون هيچ نفعي بجز طلبكار كردن سه كشور اروپائي و آمريكا و
گستاخي بيشتر آنها بهمراه نخواهد داشت .
3 ـ بررسي دقيق متن گزارش منتسب به البرادعي , نكته مهم ديگري را
هم در بر مي گيرد و آن اينكه در تدوين اين گزارش , يك شگرد موذيانه براي
كمرنگ كردن پيشرفت ها و بزرگنمائي مسائل مختومه حتي به تكرار مكرارت
و پرداختن به موضوعات مربوط به 18 سال قبل پرداخته شده و با فهرست
كردن آنها و تفضيل جزئيات آن سعي شده است مسائل مهم روز
تحت الشعاع قرار گيرد. براي نمونه , در بخش تحت عنوان « يافته ها از تاريخ
نوامبر 2004 » قاعدتا بايستي شامل مواردي شود كه در طول 10 ماه گذشته
مطرح شده و موضوعيت داشته است اما يكبار ديگر چندين صفحه مطالب
مربوط به سالهاي 1990 تاكنون فهرست شده است . هيچ توجيهي براي اين
جوسازي رذيلانه عليه ايران وجود ندارد مگر اينكه بپذيريم تنظيم كنندگان
متن با خصومتي كه عليه ايران داشته اند , سعي كرده اند با نبش قبر , از مطالب
گذشته براي زمينه سازي در جهت تامين اهداف آينده , سواستفاده كنند.
هدف اصلي اين بوده است كه بر ناكامي مشترك آمريكا و اروپا در راه
وارد كردن اتهام تغليظ اورانيوم در حد مورد نياز مصارف نظامي عليه ايران
را سرپوش بگذارند و نتايج تحقيقات و آزمايشات مربوطه را كه پس از
بررسيهاي دقيق , متنوع و متعددي صورت گرفته بود , در لابلاي فهرست
طولاني از ضعف ها و تصورها و تقصيراتي كه اكنون مطلقا موضوعيت ندارد ,
« گم كنند » و كاملا كمرنگ , بي اثر و بي نتيجه معرفي نمايند.
خوبست براي لحظه اي تصور كنيم كه اگر نتايج اين بررسيها , به زبان
ايران بود , در آن صورت آيا باز هم در لابلاي هزاران سطر مطالب تكراري ,
محو مي شد يا آنكه درصدد مطالب , بزرگنمائي و تكرار مي گرديد
اين بدترين نوع برخورد گزينشي در انعكاس مطالب است كه متاسفانه
البرادعي با ضعف وسستي و ناتواني خود , آنرا بنام خود منعكس كرده و در
واقع , بازگو كننده مواضع خصمانه آمريكا , اسرائيل و اروپا عليه ايران است
كه شرمساري آن بنام البرادعي ثبت خواهد شد.
4 ـ نكته مهم ديگر , وجود تلاش خصمانه اي است كه براي طرح
كوچكترين مطالب در فهرست ضعف ها در همه جا ديده مي شود. از جمله در
پاراگراف 7 در ذيل موارد « ضعف در همكاري بمنظور تسهيل اجراي پادمانها
در بازرسيهاي وسيع » , حتي به گودبرداري و جابجائي خاك اطراف واحد
يوسي اف اصفهان اشاره كرده كه چرا در موقع تصميم به گودبرداري از
آژانس اجازه نگرفته اند با تاخير زماني , در پايان گودبرداري , موضوع را به
آژانس منعكس كرده اند
كاملا آشكار است كه اين قبيل موارد , صرفا بخاطر طولاني كردن
فهرست ضعف ها و با « انگيزه هاي بهانه جويانه » صورت گرفته است و كاملا
بعيد بنظر مي رسد كه در مورد هيچ كشور ديگري به اين بهانه هاي مضحك
متوسل شده باشند!
پشت پرده تدوين گزارش و پيگيري اهداف ضد ايراني , عليرغم در
اختيار داشتن اطلاعات قطعي در مورد عدم وجود فعاليتهاي نظامي هسته اي
در ايران , صرفا با اهداف خصمانه درصدد القاي شبهه در اين مقوله هستند و
با پيش فرض وجود فعاليتهاي نظامي هسته اي وارد اين بازي رسوا شده اند و
درحاليكه هيچ دليلي براي اثبات ادعاي خود نشده اند و
نمي شوند.
آمريكا و صهيونيست ها براي سرپوش گذاشتن بر ناكاميهاي سياسي ـ
تبليغاتي خود , بطور همزمان , چند راهكار شناخته شده را در پيش گرفته اند.
الف ـ طرح ادعاهاي جديد , در آستانه تشكيل هر اجلاس كه با اين شيوه
تا حدودي به القاي ذهنيت هاي منفي عليه ايران و ايجاد ترددي در مورد
صداقت ايران بپردازند.
ب ـ ناكامي خود در اثبات ادعاهاي مربوطه را با تاخير منعكس كنند و
حتي درصورت انعكاس هم آنرا در قالب جملات مبهم بيان نمايند و نهايتا
تحقيقات بيشتر در اين زمينه را عليرغم اثبات حقانيت ايران , خواستار
شوند تا همه چيز در پرده اي از ابهام قرار گيرد.
ج ـ براي قرينه سازي در جهت ايجاد فضاي منفي در تبليغات رسانه اي ,
فهرستي طولاني از موارد مختومه و اتهاماتي كه تاكنون وارد كرده اند و
بطلان آنها به اثبات رسيده , با رعايت همان خط مشي تبليغاتي خصمانه ,
بگونه اي منعكس كنند كه ايران را كشوري غيرقابل اعتماد معرفي نمايند كه
بايستي هر لحظه تحت نظارت و بازرسي و كنترل مستمر قرار داشته باشد.
براي درك اين مهم , لازم است تمامي گزارش اخير البرادعي با همين
ديدگاه « كشف رمز » شود تا بدانيم گزارش واقعي مورد نياز مي توانست فقط
در 3 تا 4 صفحه بطور كامل به انعكاس نتايج بررسيهاي مورد انتظار بپردازد
و چيز مهمي را هم از قلم نيندازد.
از ديدگاه تبليغاتي , حتي اصرار به طولاني كردن متن گزارش نيز با انگيزه
جوسازي عليه ايران صورت گرفته كه با هضم كردن مسائل اصلي در لابلاي
مطالب كم ارزش و بي ارزش گذشته كه همگي مختومه شده اند , ايران
همچنان در مظان اتهام تلقي شود.
5 ـ موضوع مهمتري در اين مقوله در باب وارد كردن اتهامات جديد
عليه ايران وجود دارد و آن سواستفاده از فرصت ها براي بهره برداري
علميات جاسوسي از پوشش بررسيهاي هسته اي است كه مشخصا در مورد
لويزان و پارچين صورت گرفت و عليرغم تصريح به عدم وجود هيچگونه
نشانه اي در جهت اثبات ادعاهاي مربوطه , هنوز هم بر تداوم بررسيها ,
نمونه برداريها و حضور بازرسان آژانس در اين مناطق , اصرار مي شود.
متاسفانه در تدوين متن گزارش , هيچگونه صداقتي را از طرف آژانس
بين المللي انرژي هسته اي شاهد نبوده ايم . از جمله در هيچ جاي گزارش
طولاني منتسب به البرادعي ذكر نشده است كه حجم عظيم بازرسيها از
تاسيسات هسته اي ايران بيش از چند هزار نفر روز است و به تنهائي , بيش از
بازرسي از تمامي كشورهاي عضو آژانس محسوب مي شود و مطلقا در طول
تاريخ آژانس , سابقه نداشته است . عدم تصريح به اين نكته مهم و واضح ,
جائي براي اثبات حسن نيت آژانس باقي نمي گذارد.

|