بسم الله الرحمن الرحيم
را كه كافر { يهود } اوست آن خدايي كه نخستين بار كساني از اهل كتاب
بودند , از خانه هايشان بيرون راند و شما نمي پنداشتيد كه بيرون روند. آنها نيز
مي پنداشتند حصارهاشان را توان آن هست كه در برابر خدا نگهدارشان باشد.
خدا از سويي كه گمانش را نمي كردند بر آنها تاخت آورد و در دلشان وحشت
افكند , چنان كه خانه هاي خود را به دست خود و به دست مومنان خراب
مي كردند. پس اي اهل بصيرت عبرت بگيريد.
سوره حشر آيه 2 , ترجمه عبدالمحمد آيتي
پيروان رسول خاتم (ص ) و شيعيان آل علي (ع ) در حالي به استقبال
« ايام البيض » و سالروز ميلاد « فرزند كعبه » مي روند كه بيرق هاي بلند ظفر بر
بلنداي قبله اول به اهتزاز درآمده است . فرزندان دلير و رشيد فلسطين , پس از
دهها سال مقاومت و ايثار , سرانجام به پشتوانه سلاح سرخ شهادت روياي
فرزندان يهودا را براي ايجاد امپراتوري صهيونيسم به كابوسي تلخ مبدل كردند.
فرار و خروج خفت بار اشغالگران صهيوني از باريكه غزه و تخليه شهركهاي
يهودي نشين نتساريم , نيسانيت , نيف دگاليم , گاني طال , كفرداروم و... يادآور
خاطره سقوط قلعه هاي سنگي و دژهاي آهنين بني النضير در زمان پيامبر بزرگ
اسلام است . آزادسازي نوارغزه , اگرچه در امتداد پيروزي فرزندان مقاومت
اسلامي در جنوب لبنان و شكست مفتضحانه اشغالگران در آن خطه اسلامي
است اما براي فلسطينيان مقدمه و سرآغازي در مسير آزادي سراسر خاك آن
سرزمين و بازگشت آوارگان فلسطيني از اقصي نقاط جهان به خانه و وطنشان
است .
اين پيروزي از آن رو غرورآفرين و مايه افتخار مسلمين عالم است كه در
عصر تهاجم وحشيانه آمريكا , صهيونيسم و اقمار غربي آنها به سرزمينهاي
زرخيز اسلامي و اشغال بعضي مناطق استراتژيك جهان اسلام و كشتار سفاكانه
مردم مظلوم عراق , افغانستان , فلسطين , لبنان و... , آن هم با پشتوانه و عقبه ي
موشكهاي قاره پيماي بالستيك و بمب اتم , به يمن مقاومت و پايداري كودكان و
جوانان و زنان مظلوم خان يونس , رفح , غزه جباليا و ديربلح , آن هم با سلاح
ايمان و سنگ , كاخ روياهاي صهيونيان ترك برمي دارد و سران سازمان جهاني
صهيونيسم ناگزير , طعم تلخ شكست را پذيرا مي شوند. اين نه فقط درس عبرتي
است براي پيروان راه « كنگره بال سوئيس » و مريدان تئودور هرتصل , موشه
مونته فيوري , روچيلد , موشه هرش و ژابوتينسكي , بلكه آموزه اي است براي
ادامه دهندگان طريق خاندان شريف حسين , در ممالك عربي و اسلامي كه تا دير
نشده صف خود را از دشمنان و مهاجمان به امت اسلامي جدا كرده و به آغوش
فرزندان مسلمان جهان اسلام بازگردند. آن ها و سران تشكيلات خودگردان
فلسطين و همه كهنه كاران عرصه سياست در جهان اسلام و عرب بدانند كه اين
پيروزي نه حاصل زد وبندها و مذاكرات سياسي بلكه نتيجه دهها سال ايستادگي
و مقاومت در برابر « مشت آهنين » مهاجمان و اشغالگران است ; چنان كه امام , آن
« آفتاب جماراني » سالها پيش از اين فرمود :
« حماسه مردم فلسطين يك پديده تصادفي نيست . آيا دنيا تصور مي كند كه
اين حماسه را چه كساني سروده اند و هم اكنون مردم فلسطين به چه آرماني تكيه
كرده اند كه بي محابا و با دست خالي در برابر حملات وحشيانه صهيونيست ها
مقاومت مي كنند آيا تنها آواي وطن گرايي است كه از وجود آنان دنيايي از
صلابت آفريده است آيا از درخت سياست بازان خودفروخته است كه بر دامن
شكي نيست كه اين { ... } فلسطينيان ميوه استقامت و زيتون نور و اميد مي ريزد
آواي الله اكبر است . اين همان فرياد ملت ماست كه در ايران شاه را و در
آري فلسطين راه گم كرده خود را { ... } بيت المقدس غاصبين را به نوميدي كشاند.
از راه برائت ما يافت و ديديم كه در اين مبارزه چه طور حصارهاي آهنين
فروريخت و چگونه خون بر شمشير و ايمان بر كفر و فرياد بر گلوله پيروز شد و
چه طور خواب بني اسرائيل در تصرف از نيل تا فرات آشفته گشت و دوباره كوكب
دريه فلسطين از شجره مباركه لاشرقيه و لاغربيه ما برافروخت . »
براين اساس جاي آن دارد , اين جماعت در مقابل اقتدار و عظمت و صلابت
اراده و عزم فرزندان مسلمان ممالك اسلامي سر تعظيم فرود آورده و بيش از اين
مرعوب قدرت پوشالي و زودگذر دشمنان امت اسلام نباشند.
جمعيت حاميان آزادي قدس با تبريك اين پيروزي بزرگ به همه مسلمانان ,
به ويژه رهبر معظم انقلاب و بالاخص مردم فلسطين , اميد آن دارد كه گروهها ,
سازمانها و تشكل هاي گوناگون فلسطيني با هوشياري كامل و اتخاذ تدابير مناسب
در كمال اتحاد , برادري و صميميت در ميان خود , اين دستاورد عظيم را سرلوحه
و مقدمه جهاد و مقاومت در راه آزادي كامل سرزمين فلسطين قرار دهند.
ان شاالله
جمعيت حاميان آزادي قدس شريف
26 مرداد 84
17 اوت 2005
11 رجب 1426

|
عقب نشيني اسرائيل از غزه
تغيير در تاكتيك يا استراتژي
|

سرانجام كابينه اسرائيل در 24 مرداد 1384 با 16 راي
موافق و 4 راي مخالف طرح « آريل شارون » نخست وزير رژيم
صهيونيستي را در مورد عقب نشيني يك جانبه از نواره غزه و
شمال كرانه باختري و خروج 15000 نفر از ساكنان شهركهاي
صهيونيست نشين و سپردن امنيت غزه به 7500 تن از
نيروهاي پليس فلسطين و تضمين امنيتي از ابومازن براي خلع
سلاح گروه هاي جهادي حماس , جهاد اسلامي و گردانهاي
شهداي الاقصي به تصويب رسيد.
نوار غزه 365 كيلومتر مربع وسعت دارد و تنها 5 درصد
اراضي است كه اسرائيل در سال 1967 به اشغال درآورده است
(كه شامل قدس شرقي , صحراي سينا , كرانه غربي و بلنديهاي
جولان مي شود) نوار غزه و شمال كرانه باختري رود اردن روي
هم رفته 6279 كيلومتر مربع مساحت دارد و كمتر از 2 درصد
كل سرزمينهاي اشغالي است .
اجراي اين طرح از روز 25 مرداد 1384 آغاز شد و در
مدت يك هفته به اتمام رسيد. اگر چه خروج اسرائيل از غزه
موجي از سرور و خوشحالي را براي ملت فلسطين و گروههاي
جهادي بهمراه داشت اما از طرفي هم موجي از اعتراض را در
ميان صهيونيستهاي افراطي بوجود آورد. مسئله مهم و
راهبردي در تحليل اين طرح پاسخ به اين سوال است كه آيا اين
طرح يك عقب نشيني تاكتيكي است و يا عقب نشيني از
استراتژي اسرائيل موسوم به « از نيل تا فرات » است
ترديدي وجود ندارد كه دو انتفاضه قهرمانانه فلسطينيان
در كرانه باختري رود اردن و نوار غزه در سال 1987 تا 1993
و از سال 2000 تا به حال ضربات سختي را بر پيكره
صهيونيسم وارد نموده است بطوريكه رژيم صهيونيستي
عمليات استشهادي مبارزين فلسطيني را نابود كننده ترين
سلاحي توصيف كرد كه آنها عليه اسرائيل بكار مي گيرند و با
هيچ وسيله اي امكان رويارويي با آن وجود دارند(1 ) بنابراين
طرح شارون را بايد يك عقب نشيني براي رهايي از ضربات
خرد كننده انتفاضه و مهار آن بحساب آورد اما باتوجه به
محتواي طرح و تعابيري كه مقامات صهيونيستي در مورد آن
مطرح كرده اند , اسرائيل در پشت ماجراي عقب نشيني اهدافي
را دنبال ميكند كه توجه به آنها بسيار مهم است , اما اين نكته را
نبايد از نظر دور داشت كه طرح شارون داراي هويتي منفعلانه
است و عقب نشيني در برابر تهاجم مبارزان فلسطيني است و
ميتوان آن را با عقب نشيني پنج سال پيش اسرائيل در جنوب
لبنان مقايسه نمود و بحق بايد آن را يك پيروزي بحساب آورد.
لذا حماس در بيانيه سياسي خود عقب نشيني اسرائيل از نوار
غزه را بخشي از اهداف مقاومت مسلحانه گروههاي مبارز
فلسطيني قلمداد نمود.
« اسماعيل هنيه » و « خالد مشعل » از رهبران حماس اعلام
كردند : مقاومت مسلحانه متوقف نمي شود و حماس هرگز
سلاحش را تا باز پس گيري تمام حقوق و آزادي همه
سرزمين هاي فلسطيني بر زمين نخواهد گذاشت . همچنين سيد
حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان , خروج اسرائيل از غزه را
بعنوان يك پيروزي كيفي به مردم فلسطين تبريك گفت و آن را
آغاز كار دانست نه پايان كار.
« سامي ابوزهري » سخنگوي جنبش مقاومت اسلامي
فلسطين در جمع نمازگزاران فلسطيني كه در مسجد بزرگ شهر
غزه نماز شكر بجاي آوردند , گفت : مقاومتي كه پنج سال پيش
نظاميان رژيم صهيونيستي را از جنوب لبنان راند امروز
اشغالگران را از نوار غزه بيرون مي كند و مقدمه اي براي رهايي
قدس شريف و كرانه باختري رود اردن و همه فلسطين است .
ديدگاه ديگر نسبت به طرح شارون اين است كه اين
خروج , يك عقب نشيني از استراتژي « از نيل تا فرات » است و
دليل آن اينست كه شاخه اعتقادي صهيونيسم آن را خيانت به
آرمان يهود تلقي نموده است .
به نظر نويسنده عقب نشيني از نوار غزه از دستاوردهاي
مهم انتفاضه است و باتوجه به اينكه نوار غزه جزيي از مناطقي
است كه اسرائيل در سال 1967 جهت تحقق استراتژي
صهيونيسم و آرمان يهود اشغال نموده است , بنابراين آزادي
غزه را مي توان ضربه اي بر پيكره استراتژي صهيونيسم مبني بر
« از نيل تا فرات » محسوب نمود اما اين بدين معني نيست كه
مقامات صهيونيستي از استراتژي خود كوتاه آمده اند بلكه
براي آنها يك عقب نشيني تاكتيكي محسوب مي شود. توجه به
محتواي طرح و مواضع و سخنان مسئولين رژيم اشغالگر
قدس و حاميان آنها بيانگر اين حقيقت است كه آنها طرح را
بعنوان يك تاكتيك در برنامه هاي خود تدارك ديده اند و لذا اين
طرح را بخشي از روند صلح بادولت خودگردان فلسطين قلمداد
كرده اند . وزير دفاع اسرائيل « شائول موفاز » اين طرح را
دردناك اما اقدامي ضروري دانست و آن را براي آينده كشور
دمكراتيك اسرائيل لازم شمرد. روزنامه صهيونيستي
« هاآرتص » در مقاله اي , يك جانبه بودن طرح توسط شارون و
عدم هماهنگي يا تفاهم با تشكيلات خود گردان را داراي پيام
دانسته و آن را عملا نابودي آخرين بقاياي مرحله « اسلو »
دانست كه در آن حق فلسطينيان بعنوان شريك قانوني اسرائيل
و داراي حق تعيين سرنوشت به رسميت شناخته شده است .
و « سولانا » مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا نيز
اهميت طرح يك جانبه نوار غزه را گامي به سوي اجراي طرح
صلح موسوم به « نقشه راه » به عنوان آخرين طرح بين المللي
براي حل و فصل مناقشات اسرائيل و فلسطين به حساب آورده
است .
ث اهداف اسرائيل از طرح
باتوجه به بندهاي طرح عقب نشيني از نوار غزه وشمال
كرانه باختري رود اردن كه در ابتداي مطلب به اهم آن اشاره
شد و نيز سخنان و مواضع اسرائيل و حاميان او مي توان
اهداف ذيل را در اين عقب نشيني تاكتيكي برشمرد :
1 ـ ترميم چهره به شدت مخدوش شده صهيونيسم در
جهان كه در طي سالها ظلم و جنايت نسبت به فلسطينيان
تحقق يافته است و نشان دادن چهره اي صلح طلب از خود.
2 ـ خروج اسرائيل از انزواي سياسي با ايجاد زمينه اي كه
سران مرتجع منطقه بتوانند با تمسك به آن توجيهي براي
ملتهاي خود در به رسميت شناختن علني اسرائيل داشته باشند
و به عادي ساختن روابط خود با آن بپردازند و بر اين اساس
است كه « سلوان شالوم » وزير خارجه اسرائيل از رخ دادن
تحولي عظيم در روابط كشورهاي عربي و اسرائيل سخن گفته
است و « رايس » وزير امور خارجه در تاريخ 22 جولاي در تل
آويو اعلام كرد كه دولت امريكا تصميم گرفته است پس از عقب
نشيني اسرائيل از نوار غزه نقشي فعال تر در از سرگيري روابط
قطع شده ميان عرب ها و اسرائيل ايفا كند و او پيشنهاد يك
همايش بين المللي با شركت اعراب و اسرائيل را مطرح نمود.
3 ـ باتوجه به اينكه دولت خود گردان و منطقه تحت
سيطره او بعنوان يك كشور به رسميت شناخته نشده و عواملي
كه موجب استقلال اقتصادي و امنيتي او باشد در طرح ديده
نشده و تمامي منابع حياتي و آبهاي آزاد و گذرگاه ها و تمامي
محيط اطراف در دست صهيونيستها مي باشد , بنابراين به تعبير
يكي از نويسندگان عرب , نوار غزه و شمال كرانه باختري به
مثابه يك زندان براي مردم فلسطين خواهد بود و نقش دولت
خود گردان , ايجاد امنيت اسرائيل و مهار انتفاضه خواهد بود و
خصوصا اگر توجه كنيم كه نوار غزه يك منطقه راهبردي براي
اسرائيل به شمار نمي آيد , اهداف رژيم صهيونيستي از اين
طرح بيشتر برملا مي گردد و در آينده آنگاه كه اين رژيم به
اهداف خود دست پيدا كند به راحتي مجددا اين مناطق را
اشغال خواهد كرد.
4 ـ سپردن نوار غزه به فلسطينيان به عنوان زمينه اي براي به
اختلاف كشاندن آنها و شعله ور نمودن جنگ داخلي در ميان
گروه ها ومردم فلسطين است زيرا دو زمينه مهم براي ايجاد
اختلافات وجود دارد : يكي خلع سلاح گروههاي جهادي
(حماس , جهاد اسلامي و گردانهاي شهداي الاقصي ) است كه
تشكيلات خود گردان در اين طرح موظف به انجام آن شده
است و ديگر اختلافي است كه ميان حماس و جهاد اسلامي از
يك سو و جنبش فتح وجود دارد و آن در نوع نگاه و رويكرد به
مساله آزادسازي فلسطين و عقب نشيني نيروهاي اسرائيلي از
مناطق اشغالي مانند نوار غزه و كرانه باختري است و جنبش
فتح به همين حداقل اكتفا مي كند اما حماس و جهاد اسلامي
خواستار آزادي تمامي خاك فلسطين است .
ث وظايف گروههاي مبارز فلسطيني
اكنون فرصتي فراهم شده است تا فلسطينيان پايه هاي
تاسيس يك دولت حقيقي را با در اختيار داشتن حق حاكميت
بنا نهند تا مقدمات تشكيل يك دولت بزرگتر با آزادي
بخش هاي ديگر سرزمين اشغال شده فراهم گردد. اين در
شرايطي است كه عقب نشيني بايد هم جانبه باشد يعني
گذرگاهها , درياها و تمامي محيط اطراف نوار غزه و شمال كرانه
باختري را شامل شود. بنابراين چنين دولتي نه به توافق با
اسرائيل مقيد و متعهد خواهد بود نه مسئوليت حفظ امنيت
اسرائيل را بعهده خواهد داشت . مشروط بر آنكه وحدت
گروههاي فلسطيني حفظ شود و تشكيلات خودگردان با اين
نگرش بايد حاكميت را بدست بگيرد. در غير اينصورت
اسرائيل به اهدافي كه برشمرديم دست خواهد يافت و
تشكيلات خود گردان در نوار غزه به خادم امنيت اسرائيل
تبديل شده و به تعبير حماس , غزه وشمال كرانه باختري به
زنداني براي شهروندان فلسطيني تبديل خواهد
شد.
گروه هاي فلسطيني بايد عقب نشيني از نوار غزه را آغاز
آزادسازي همه سرزمينهاي فلسطيني تلقي نموده و از درگيري
با يكديگر خودداري كنند ونوك تيز حمله خود را متوجه
اسرائيل نمايند و اختلاف نظرها نبايد به نفع اسرائيل تمام
شود. زيرا اسرائيل مي خواهد با اين گام به عقب , پرونده
فلسطين را مختومه اعلام نمايد.
احمد اميد
نبايد ترديد نمود كه طرح شارون
براي خروج از غزه يك عقب نشيني
براي رهايي از ضربات خرد كننده
انتفاضه تلقي مي گردد اما باتوجه به
محتواي طرح و تعابيري كه مسئولين
رژيم صهيونيستي در مورد آن مطرح
نموده اند , اسرائيل در پشت ماجراي
عقب نشيني اهدافي را دنبال مي كند كه
توجه به آنها بسيار مهم است
در تحليل خروج يك جانبه رژيم
صهيونيستي از نوار غزه , پاسخ به اين
سوال روشن كننده اهداف پنهان
اسرائيل است كه آيا اين اقدام يك
عقب نشيني تاكتيكي است و يا عقب
نشيني از استراتژي اسرائيل موسوم به
« از نيل تا فرات » است
توجه به محتواي طرح و اعلام مواضع
مقامات اسرائيلي بيانگر اين حقيقت
است كه آنها طرح را بعنوان يك تاكتيك
در برنامه هاي خود تدارك ديده اند و
به همين دليل اين طرح را بعنوان
بخشي از روند صلح با دولت
خودگردان فلسطين قلمداد كرده اند
خروج اسرائيل از غزه و سپردن
امنيت آن به حكومت خودگردان به
عنوان زمينه اي براي ايجاد اختلاف ميان
حكومت خودگردان و گروه هاي جهادي
فلسطين از يك طرف و رودررو قرار
دادن مردم با مبارزان فلسطيني از
طرف ديگر , قطعا يكي از اهداف پنهان
صهيونيستها است

| |