روزنامه جمهوري اسلامي 16/06/1384 صفحه سرمقاله
شعله هاي آتش نژادپرستي در فرانسه


بسم الله الرحمن الرحيم
وقوع 3 فقره آتش سوزي مشكوك در پاريس در روزهاي اخير , نقطه شروع يك جنبش ضدنژادپرستي در فرانسه شده است .
اين 3 فقره آتش سوزي اگر چه ظاهرا ارتباطي با يكديگر ندارند , اما وجود نقاط مشترك فراواني , ماهيت مشكوك آنها را برملا مي كند.
1 ـ هر 3 آتش سوزي در محل اسكان مهاجران آفريقائي تبار فرانسوي رخ داده است .
2 ـ هيچ توجيه قابل قبولي براي شروع و تداوم آتش سوزي وجود ندارد
3 ـ در هر 3 حادثه , قربانيان آتش سوزي , مهاجران آفريقائي تبار بوده اند .
4 ـ تعداد قربانيان بقدري زياد است كه نمي توان آنرا به يك حادثه طبيعي و فاقد برنامه ريزي قبلي نسبت داد.
مسئله از آنجا آغاز شد كه ده روز قبل يك ساختمان چند طبقه محل اسكان مهاجران آفريقائي تبار فرانسوي طعمه حريق گرديد و طي آن دهها نفر از مهاجران , كشته يا زخمي شدند. به فاصله كمتر از يك هفته , آتش سوزي كاملا مشابهي در پاريس رخ داد كه اين حادثه نيز دهها كشته يا مجروح بهمراه داشت . تازه ترين حادثه در اوائل اين هفته در يك برج 18 طبقه در حومه پاريس رخ داد و طي آن 12 تن از جمله 2 كودك خردسال بر اثر شدت سوختگي جان باختند و 15 تن ديگر مجروح شدند .
حتي منابع پليس هم , احتمال عمدي بودن آتش سوزيها را بسيار قوي مي دانند ولي مسئله اينست كه با وجود شواهد و قرائن موجود , عمدي بودن اين حوادث , جزو نخستين مطالبي است كه با قطعيت اظهار مي شود و در واقع كمتر كسي درباره وجود اهداف نژادپرستانه در پشت اين آتش سوزي ها ترديدي به خود راه مي دهد.
توجه به نكاتي كه در اين زمينه وجود دارند مي تواند به درك عمق فاجعه اي كه در فرانسه رخ داده و درحال تكرار است , كمك كند.
1 ـ دولت فرانسه در سالهاي اخير سياستهاي سخت گيرانه اي را عليه مهاجرين خارجي در پيش گرفته و مشخصا با تشديد مقررات مهاجرتي , سعي نموده است كه از يكطرف روند مهاجرت به اين كشور را مهار و بلكه حتي مسدود كند و از طرف ديگر به هرطريق ممكن , حتي براي خروج مهاجريني كه سالها در فرانسه اقامت داشته اند , نيز وارد عمل شود. اگر چه سياست ايجاد محدوديت هاي بيشتري عليه مهاجرين از اهداف و برنامه هاي اتحاديه اروپا نيز هست و اتحاديه اروپا بعنوان يك سياست مدون و درازمدت درصدد جلوگيري از مهاجرت اتباع ساير كشورها بويژه اتباع كشورهاي اسلامي برآمده است , لكن تصميمات و اقدامات پاريس در اين زمينه حتي از مقررات سخت گيرانه اتحاديه اروپا نيز فراتر رفته و دولت فرانسه مشخصا سعي دارد بيشترين فشارهاي ممكن را عليه مهاجرين آسيائي و عمدتا آفريقائي به كار گيرد.
2 ـ شدت و دامنه سياست هاي اعمال شده عليه مهاجرين به قدري خشونت آميز است كه مخاطبين اين سياستها , آنرا يك « خط مشي نژاد پرستانه » و شديدا ضد انساني ارزيابي مي كنند و معتقدند كه در فرانسه جزو « شهروندان درجه دو » محسوب مي گردد و در فرصت ها و مناسبتهاي مختلف , تحت فشار مضاعفي قرار گرفته اند.
اگر چه ممكن است دولت فرانسه در مقام دفاع از عملكرد خود چنين وانمود كند كه در انجام اقدامات نژادپرستانه عليه مهاجرين آفريقائي . نقش مستقيمي نداشته و حتي درصدد بررسي علل بروز اين رفتارهاي ضداجتماعي برآمده است , ولي مسئله اينست كه پاريس در قبال حوادث مشابه , رفتارهاي مشابهي از خود بروز نداده و مشخصا با « برخورد دوگانه » , يك « رفتار گزينشي » را با حوادث داشته است .
براي مثال , بمحض آنكه يك كنيسه يهوديان در فرانسه در معرض سنگ پراني قرار گرفت وفقط چند شيشه از ساختمان كنيسه يهوديان شكسته شد , دولت فرانسه بيانيه رسمي صادر كرد و اين حادثه را محكوم نمود و ژاك شيراك رئيس جمهور فرانسه , هيئتي را مامور بررسي و تحقيق پيرامون علل و عوامل موثر در « يهودي ستيزي » در اين كشور كرد.
اما در قبال حوادث اخير پاريس كه 3 ساختمان محل اسكان مهاجرين آفريقائي تبار به آتش كشيده شد و دهها كشته و زخمي در هر حادثه برجا گذاشت , هنوز دولت فرانسه و رئيس جمهور اين كشور واكنش رسمي و اقدام قابل ذكري كه متناسب با ابعاد فاجعه باشد , از خود بروز نداده و درباره همه چيز بخاطر انتظار براي مشخص شدن نتايج تحقيقات لازم , سكوت كرده اند.
3 ـ همين رفتار گزينشي و همين برخورد دوگانه كه دولت فرانسه و مقامات رسمي اين كشور از خود بروز داده اند , از چشم ناظران و مردمي كه با نگراني همه چيز را زير نظر گرفته اند , كاملا محسوس و ملموس بوده و اعتراضات گسترده اي را به وجود آورده است .
در طول روزهاي گذشته , چندين مورد راهپيمائي هاي خودجوش در پاريس به راه افتاده كه در جدي ترين مورد آن , دهها هزار فرانسوي كه اكثرا آنها از رنگين پوستان و مهاجرين آفريقائي تبار فرانسه بوده اند , مراتب خشم و اعتراض خود نسبت به روند حوادث ضدانساني عليه رنگين پوستان را اعلام داشته اند. بيانيه ها , پلاكاردها و محتواي پيام اين اعتراضات ضددولتي , مشخصا بر اين محور استوار است :
رنگين پوستان از سياستهاي تبعيض نژادي در فرانسه رنج مي برند.
دولت و مراكز رسمي با مهاجرين آفريقائي تبار , رفتار دوگانه اي دارند.
محرومان و افراد فاقد مسكن مناسب كه عمدتا همان طيف مهاجرين آفريقائي تبار را تشكيل مي دهند , در درياي فقر و محروميت به حال خود رها شده اند و هيچ كمك ملموس و محسوسي كه هدف آن پايان دادن يا حتي كاهش به اين محروميت ها باشد , به چشم نمي خورد.
4 ـ نكته مهم ديگري كه مورد غفلت قرار گرفته است , فقدان تجهيزات ايمني لازم براي جلوگيري از اطفا حريق و حوادث ناخواسته در ساختمانهاي محل اسكان مهاجرين آفريقائي تبار فرانسوي است كه فقدان همين امر باعث افزايش تعداد قربانيان آتش سوزيهاي اخير شده است . اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه در طول يك دوره ده روزه , سه مورد آتش سوزي رخ داده كه هر 3 مورد نيز دهها قرباني به همراه داشته است . اين بدان معني است كه پليس و سازمان هاي ايمني و آتش نشاني فرانسه حتي پس از وقوع حوادث اول و دوم نيز كوچكترين اقدام پيشگيرانه اي كه مانع از وقوع فجايع بعدي شود , از خود بروز نداده اند.
عمق فاجعه زماني بيشتر قابل درك است كه بدانيم مسئولان و ماموران ايمني و آتش نشاني حتي در مرحله ارائه خدمات مورد نياز پس از وقوع حادثه نيز تعلل كرده و با تاخير فراوان در محل آتش سوزيها حاضر شده اند و اقدامات آنها متناسب با ابعاد حادثه نبوده است .
5 ـ شايد يك مقايسه ساده ميان آنچه در پاريس رخ داده و آنچه در مناطق طوفان زده در آمريكا در جريانست , قدري مسئله را بهتر قابل لمس كند و آن اينكه هم در آتش سوزيهاي پاريس و هم در جريان طوفان اخير آمريكا , رنگين پوستان و محرومان , قربانيان اصلي حوادث بوده اند و در جريان طوفان اخير آمريكا نيز شاهد تعلل نيروهاي امدادرساني براي نجات آسيب ديدگان هستيم .
اين نكته حتي در جريان انتقال گزارشات رسانه اي نيز عينا انعكاس داشته است و اين سئوال بطور جدي مطرح شده است كه اگر « طوفان كاترينا » در مناطق مرفه و سفيدپوست نشين آمريكا رخ داده بود , آيا واكنش دولت بوش و نيروهاي امدادي تا اين اندازه كند و محدود مي بود يا آنكه هزاران هلي كوپتر حتي براي نجات سگ هاي سفيدپوستان وارد صحنه مي شدند
طبعا اين سئوال را درباره فرانسه نيز مي توان مطرح كرد و پرسيد كه اگر 3 ساختمان و برج محل اسكان سفيدپوستان فرانسوي در آتش سوخته بود , آيا در آنصورت نيز هر حادثه دهها قرباني برجاي مي گذاشت و آيا دولت و رئيس جمهور فرانسه باز هم با سكوت خود , شاهد ساكت چنان صحنه هائي بودند
شعله هاي آتش نژادپرستي در فرانسه زبانه مي كشد , ولي دولتمردان پاريس تصور مي كنند كه كسي اين شعله ها را نمي بيند و رمز آنرا نمي داند. اين , مركز همان فرانسه است كه خود را مهد تمدن و آزادي مي داند!