روزنامه جمهوري اسلامي 14/06/1384 صفحه مقالات

* كن يو اسپيك انگليش
تاملي در تشكيل جلسات هيات دولت در استانها
كن يو اسپيك انگليش



چندي پيش دريكي از روزنامه ها چشم به مقاله اي افتاد. با نام » كن يواسپيك انگليش » در ابتدا به خاطر نكته اي كه مدتها مرا رنج مي داد با خود گفتم بحمدالله آنچه لازم بوده در اين مقاله مطرح شده است , بخصوص كه در پاورقي صفحه , عكسهاي خاصي جلوه مي كرد. اما وقتي كه وارد بر مطلب شدم , ديدم مثل هميشه نگراني از ماديات و اينكه ما لازم است زبان را بياموزيم والا ولابديم بر فراگرفتن زبان انگليسي و... به همين دليل بر آن شدم تا نكاتي پيرامون كتابهاي آموزشي زبان انگليسي كه متاسفانه در شكل ها و متدهاي مختلف و تصويرهاي گوناگون در تمامي كتابفروشي ها در همه شهرها وجود دارد و حتي در اوج جنگ تحميلي كه كشور ما نسبت به خيلي از موارد مورد نياز در تحريم بسر مي برد تمامي كتابفروشي ها مملو از كتابها و نوارهاي متعدد زبان انگليسي بود , چه آنهائيكه مستقيما وارد مي شد و چه آنها كه توسط افراد و موسسات به صورت افست وارد بازار مي شد.
اما بعد از مقدمه
فراگيري هر زبان و تربيت بر آن , انسان را صاحب شخصيتي از همان زبان مي سازد. زبان شناسان مي گويند : اگر كسي زباني را فرابگيرد , در كسب امتيازات , بدست آوردن امكانات لازم , شناخت ارزشهاي ساير ملل , حدود ارزشهاي ديني ملل ديگر و بطور كلي شناخت دنيا و ارتباط آن به مهارت دست مي يابد , البته در صورتي كه فراگيري زبان در حد كن ايو اسپيك انگليش » يا « آي كن اسپيك » نباشد بلكه تسلط كامل , كه البته با توجه به اينكه چندين سال متوالي مستقيم و غير مستقيم با اساتيد , كتابها , دوره هاي مختلف زبان سر و كار داشته ام , مي دانم بخش زيادي از اين مجموعه هاي مدعي زبان آموزي , موفقيت كاملي نداشته اند و شايد بتوان گفت معدودي از آنها فقط دنبال كسب و كار هستند تا زبان آموزي .
اما غرض اينكه اين مراكز زبان آموزي چقدر كارآيي دارند , خود مي دانند و ارتباط با ما هم ندارند چون همه مسئول دارند كه در شروع و ادامه كار بر آنها نظارت مي كند و حتما دقت لازم را هم دارند.
اما مهم اين است كه :
1 ـ اولا چقدر آموزش زبان در كشور ما مهم است
2 ـ نحوه فراگيري چه گونه بايد باشد
3 ـ توجه ما و غالب خانواده ها نسبت به آن چگونه است
4 ـ آثار افراط ها در توجه به آن كدامست
5 ـ چه بايد كرد تا به همه نكات لازم رسيد
اما مقدار لازم توجه به زبان آموزي :
البته اين روشن است كه زبان انگليسي زبان بين المللي است و بايد در دنياي امروز بدان پرداخت بخصوص اينكه :
كتابهاي فراوان علمي به اين زبان هستند.
كاتالوگها و وسايل و امكانات با زبان انگليسي است .
3 ـ رايانه و ارتباط با آن از طريق اين زبان مقدور است .
4 ـ و دهها مورد دليل ديگر كه ما را ناچار به توجه ويژه مي نمايد اما مهم نكته دوم است .
چگونگي و نحوه فراگيري
سئوال : آيا بايد محو و واله و حيران زبان انگليسي شد و به تعبير خود فروخته ها بايد از ناخن تا مغز سر غربي و انگليسي بشويم ! به حدي كه از آثار مخرب آن در جامعه ي خود غافل بمانيم ! آيا به خاطر آموختن زبان بيگانه بايد از خود و جامعه و ملت خود بيگانه شويم آيا بايد ارزش كتابهايمان , لباسهايمان , ادارات مان در مزين شدن به الفاظ انگليسي باشد در كجاي دنيا سراغ داريد ملتي با ادعاي استقلال فكري و عقيدتي , اين همه كالاهايش با مدل غربي و زبان غربي عرضه مي شوند ! و اصلا معرف كيفيت آن , مارك انگليسي داشتن بر سوپرماركت ها , لباس فروشيها , كتابها و... باشد
در پاسخ بايد گفت : بايد زبان را آموخت ولي بدون شرط
الف : با زدودن فرهنگ غلط استعماري آن
ب : ساير زبانهاي مهم بخصوص زبان دينمان را تحت الشعاع آن قرار ندهيم .
اولين شرط در فراگرفتن زبان انگليس , زدودن فرهنگ غلط و استعماري آن است . گرچه زبان شناسان مي گويند « فراگيري هر زبان با فرهنگ آن ملت ميسر است »
اين جاي انكار نيست . يك زبان با حروف , كلمات , اصطلاحات در فرهنگ ملي شناخته شده است و بايد از همان طريق آموخت اما كدام فرهنگ فرهنگ اصيل ملت يا فرهنگ ابتذال آن كه دستاورد توطئه خناسان و دنياپرستان و شيطان صفتان دنيايي است دعوت به پارتي ها , مهمانيها , دعوت به شام و...
Vine , party , girl friend آيا كلماتي از قبيل و...
متاسفانه كتابهاي موجود (نوارهاي ويدئويي , كاست , وي سي دي هاي موجود در بازار) اساسش را موضوعات فوق نكات فوق بچشم Dialog Reading تشكيل مي دهد . در هر مي خورد. كسي كه يك دوره زبان بياموزد تمام غلط كاري هاي شهواني غرب را آموزش مي بيند چون جهت تسلط بر زبان مجبور است بارها تكرار نمايد.
چون درس يكبار است ولي روي تمرين دهها بار تكرار لازم است .
ما در كنار زبان هاي زنده روز دنيا , زبانهاي ارزشمند و با محتواي ديگري نيز داريم كه بايد با آنها زندگي كنيم مثل زبان عربي و زبان فارسي كه زبان دين مان و فرهنگ ديني ما مي باشد.
زبان فارسي هم زبان دين ما و ملت ما و فرهنگ كشور ما و باقي مانده آثار پيشينيان ما مي باشد كه بايد در حفظ , احيا و ماندگاري آن بكوشيم و در تمامي امور زندگيمان آن را پويا و اجرايي نماييم . كتاب آسماني ما , روايات , احاديث , واژه ها و مفاهيم ديني ما به زبان عربي است و نيز بخش مهمي از دنياي امروز متكلم به همين زبان هستند.
ما ناچاريم براي قدرت ديني , علمي و پويايي مكتب مان از آن استفاده كنيم و نگذاريم اهريمنان , زبان استعماري خودشان را جايگزين ارزشهاي ما نمايند.
اما زبان فارسي , زماني تمامي هند , بخشي از چين , آسياي ميانه و ايران پهناور به زبان فارسي صحبت مي كردند و امروز محدود به ايران و بخشي از افغانستان و بعد هم بوسيله خود , محدود در كتابها شده است . مگر شاهنامه فردوسي , بوستان و گلستان سعدي و ديوان حافظ , ادبيات و فرهنگ فارسي را به نمايش نگذاشته اند , پس چرا در مدارس و دانشگاههاي ما جاي خود را به زباني بيگانه و بي ريشه داده اند. يك ليسانس زبان انگليسي حشمتش از دكتراي ادبيات فارسي و عربي بيشتر است , چرا! دومين شرط آموزش زبان , از بين بردن اين تبليغات زبان بيگانه است .
توجه خانواده ها
امروز آموزش زبان انگليسي آنچنان مطرح شده كه خيلي از افراد , بچه هايشان را قبل از دبستان به مراكز آموزش زبان مي برند. از سالها قبل كتابهاي آموزشي , نوارهاي آموزشي , نوارهاي ويديوئي و امروز سماوي هاي متنوع و متعدد آموزشي مخصوص كودكان , مغازه ها و مراكز آموزش را مزين كرده است . پدران و مادران به وجد و سرور مي آيند زماني كه كودكشان در ولي آيا مي دانند Thahkyou , Iam stedent كودكي بتواند بگويد كه در كودكي به جاي اينكه به اين ترتيب شوند , با كلماتي از تربيت Party - vine - Dancng - seaside - American قبيل خواهند شد.
مگر نه اين است كه علي بن ابيطالب فرمودند :
« العلم في الصغر كالنقش في الحجر
آثا افراط در توجه به زبان بيگانه
همانطور كه قبلا هم متذكر شديم , فراگرفتن زبان , ارزشي دوباره و شخصيت دومي به افراد ميدهد ولي بايد دقت كرد كه هر چيز از حد كه گذشت , آثار زيانباري بهمراه خواهد داشت .
آثار و پيامدهاي افراط
1 ـ وانهادگي در مقابل زرق و برق ديگران .
2 ـ فراموشي ارزشهاي ديني و ملي .
3 ـ ايجاد زمينه خودباختگي فرهنگي .
4 ـ سوق به طرف مباحثي چون : شكم , لباس , ظاهر , هوي و هوس و دنيا پرستي .
5 ـ فراموش نمودن سرمايه هاي مهم و ارزشي هر كشور اعم از زبان ملي و ديني يا ساير سرمايه ها.
6 ـ ترويج اباحي گري .
7 ـ تثبيت فرهنگ بيگانه در ذهن افراد و بي ارزش شدن سنت هاي ديني و ملي .
و دهها آثار ديگر كه مي تواند از لابلاي مطالب و تعابير كتابها بدست آيد.
و اما راهكارها
آنچه كه از ظاهر استعمار بر انگليس بر مي آيد , كشوري حداقل با چهارصد سال سابقه توطئه و دسيسه در كشورهاي اسلامي و ايجاد صدها حزب , گروه و « ايسم » براي نابودي اديان الهي , بر مي آيد كه اين نوع كتابها با اين وسعت و متد را با نوارهاي ويدئويي , كاست و سي دي تهيه و تكثير كند و اگر نخبگان علمي و مسئولين دلسوز جامعه به خود نجنبند , معلوم نيست سرنوشت زبان و مذهب مان به كجا خواهد انجاميد. لذا پيشنهاد ميشود :
1 ـ مسئولين كتابهاي درسي در طرح كتاب هاي درسي انگليسي , عربي و فارسي طبق نياز با دقت و برنامه ريزي عمل نمايند.
2 ـ جايگاه واقعي زبان عربي و فارسي در مدارس ابتدايي تا دانشگاه معلوم شود و براي تثبيت آن تمهيدات لازم انديشيده شود.
3 ـ خانواده ها در تعليم و تربيت فرزندان خود به اهميت زبان فارسي و عربي توسط نخبگان علمي كشور واقف گردند.
4 ـ مراكز مربوطه مثل ارشاد اسلامي نسبت به ورود كتابهاي اين چنيني با نوارهاي مربوط اقدام لازم را انجام دهند.
5 ـ مراكز كانونهاي زبان تحت اشراف زبان دانهاي نخبه كشور هدايت و رهبري شوند.
6 ـ در دبيرستانها , دانشگاهها و ... به زبان عربي , فارسي و ادبيات ارزشمند آن توجه بيشتري بنمايند.
خليل صنعتگر

تاملي در تشكيل جلسات هيات دولت در استانها


در خبرها آمده بود كه هيات دولت آقاي دكتر احمدي نژاد قرار است جلسات رسمي خود را هر ماه يك بار در يك استان كشور برگزار كند. قبل از هر سخني بايد اذعان داشت اين طرح از نظر اينكه از رويكرد مردمي و خدمتگزاري اعضاي دولت و رئيس جمهور سرچشمه مي گيرد , جاي تقدير دارد و شايد در شروع كار دولت جديد از اين جهت كه فرصتي فراهم مي شود كه وزرا و عالي ترين مقامهاي دستگاههاي اجرايي , آشنايي بيشتر , مستقيم و ملموسي تر با مسائل و مشكلات مناطق و استانهاي مختلف پيدا كنند , بسيار مفيد باشد اما اينكه امكان و ضرورت تداوم آن تا چه حدي است , جاي تامل دارد.
اگر مهمترين وظيفه ي بالاترين مقام اجرايي هر دستگاه را در هر حوزه اي , موارد زير بدانيم :
1 ـ تلاش جهت ايجاد ساختار سازماني مناسب كه گردش كارها و اطلاعات از طريق سلسله مراتب سازماني از پايين به بالا و بلعكس به سهولت و سلامت جريان داشته باشد.
2 ـ ايجاد سيستم يك پارچه نظارتي و بازرسي با استفاده از افراد شجاع , امين و كاملا مورد اعتماد و در حد ضرورت متخصص
3 ـ انتخاب مديران لايق كه از صفاتي چون تعهد , تخصص كافي در حوزه مسئوليت , ديدگاههاي وسيع , آينده نگر و سيستمي و شجاعت برخوردار باشند و انتصاب آنان با در نظر گرفتن ميزان تجربيات و مقبوليت آنها در رده هاي مختلف سازماني در دستگاه مربوطه صورت گيرد.
4 ـ فراهم آوردن تمهيداتي كه كارها و تصميمات بر حسب اهميت و ضرورت در مراتب مختلف اداري و سازماني با استفاده از اصل تفويض اختيار انجام پذيرد.
در اين صورت حضور يك جا و نظارت و پي گيري مستقيم امور همه استانها توسط وزرا و ساير اعضاي هيات دولت ضرورت پيدا نمي كند. اما اگر يك دستگاه اجرايي يا وزارتخانه از سازمان مناسب , نظارت كافي و مديران لايق و اختيارات لازم در همه سطوح مخصوصا در استانها برخوردار نباشد , اين حضور جمعي براي حل مشكلات نه تنها كافي نخواهد بود بلكه احتمالا امكان پذير هم نمي باشد.
همچنين عدم حضور جمعي وزرا در مركز , خود زيانهاي پيدا و پنهان ديگري نيز به كشور تحميل مي كند كه علاوه بر خسارت و زيانهايي چون خطرات طبيعي و امنيتي , تحميل هزينه هاي جنبي (مثل موضوع ساده و ضروري حضور خبرنگاران زبده در محل برگزاري جلسات هيات دولت و حواشي آن ) و هدر رفتن وقت عالي ترين مقامهاي اجرايي كشور (كه اگر نگوييم ثانيه ها , بايد روي دقيقه هاي آن محاسبه كرد) مي باشد. به عنوان يك مثال ساده درنظر آوريد وزير بازرگاني بايد ميزبان همكار خارجي خود باشد اما جلسه هيات دولت در استان سيستان و بلوچستان يا در مركز استان همجوار و نزديك سمنان برگزار مي شود. اگر در تهران بود , در نيمروز انجام هردو امكان پذير بود. ضمن اينكه حضور بعضي از وزرا و اعضاي هيئت دولت مثل وزير امورخارجه در بعضي ازاستانها نه مشكلي از مردم آن منطقه و نه مشكلي از آن وزارتخانه حل مي كند.
البته نبايد از نظر دور داشت كه حضور دوره اي هريك از وزيران و برحسب ضرورت در استانها و يا حضور شخصي بيشتر در ميان اقشار مختلف مردم امري بسيار مفيد و پسنديده است و از وزراي دولت ارزشمدار و مردمي نيز همين انتظار وجود دارد. بنابراين پيشنهاد مي شود بجاي حضور هيات دولت در استانها , وزرا و ساير مسئولين عاليرتبه بطور منظم در استانها حضور پيدا كنند.
ثاحمد فاضلي نژاد