روزنامه جمهوري اسلامي 09/06/1384 صفحه كتاب و كتابخواني
مقاومت فلسطين از ديدگاه ديني




ناي وني
كتاب « ناي وني » كه حاوي برخي سخنرانيها , مقالات و بيانيه هاي امام موسي صدر است توسط علي حجتي كرماني ترجمه شده است . كتاب مذكور را موسسه فرهنگي تحقيقاتي امام موسي صدر در 404 صفحه چاپ و منتشر كرده است . در فهرست اين كتاب عناوين زير ديده مي شود : ذوق و ابتكار در دعوت , سلامت و كرامت انسان , اسلام و فرهنگ قرن بيستم , اسلام و مشكل اختلاف طبقاتي , دين و علم , تشيع و دغدغه هاي انسان معاصر , زهرا(س ) فصلي از كتاب رسالت , ضرورت تجديد نظر در شيوه هاي تبليغ , غايب حاضر , شيعيان در لبنان , فساد خطرناك ترين دشمن , ضرورت موضع گيري تاريخي , مقاومت فلسطين از ديدگاه دين , اصالت ميهن پرستي , قلمرو اضطراب و...
در بخشي از مقدمه كتاب آمده است :
مجموعه اي كه پيش رو داريد شامل برخي از سخنرانيها , مقالات , مصاحبه ها و بيانيه هايي است كه از زمان استقرار امام موسي صدر در لبنان تا نخستين سال تاسيس مجلس اعلاي شيعيان ارائه يا صادر شده است . فصل اول اين مجموعه به اصول عقايد , جهان بيني , ارزشها و اخلاق و تاريخ اسلامي اختصاص يافته است . مخاطبان موضوعات اين فصل گاهي شيعيان در مساجد , گاهي مسيحيان در كليسا , زماني مسلمانان و غير ايشان در محافل علمي و دانشگاهي لبنان يا ديگر كشورهاي عربي و اروپايي بوده اند. تنوع يا اختلاف فرهنگي مخاطبان و حتي تفاوت سني و اقليمي و ديني آنان هيچ گاه عامل گسيختگي وحدت و يكپارچگي انديشه امام موسي صدر در بيان آموزه هاي اسلام نشده است , و در كلام ايشان هيچ گونه تنازلي از اصول معرفتي و مباني دين يافت نمي شود. به تعبير ديگر , اسلامي كه در مسجد يا محافل ديني شيعيان ارائه ميشود با آنچه در دانشگاه هاي اروپا يا كليساهاي لبنان مطرح مي گردد يگاني و مطابقت كامل دارد. اختلاف مكانها و مناسبتها فقط موجب بسط يا تلخيص آگاهانه و هدفمند جنبه ها و يا تاكيد بر مفهوم يا ارزش ياد ديدگاه ويژه اي از مكتب اسلام يا مذهب شيعه شده است . از اين نظر , اين مجموعه , در مقايسه با آثار ساير متفكران و علماي اسلامي , بي نظير است . اين مجموعه و ساير آثار امام صدر , كه تاكنون انتشار يافته و در آينده نزديك منتشر مي گردد , بر روي هم , مي تواند يك مجموعه يا فرهنگي از اسلام شناسي تلقي گردد.
اگر يكي از دو تفاوت اصلي مذهب شيعه يا اهل سنت ولايت است , چگونه مي توان جامعه اي را بر اساس ولايت امامان معصوم و آموزه هاي ايشان برپا ساخت , اداره كرد , و سامان بخشيد و توسعه دادـ به ويژه پس از فقدان نبي اكرم و در غيبت آخرين امام و ولي اعظم و در هنگامه سختي روزگار و گرفتاري مردمان
بخش دوم اين كتاب گزارشي است از چنين تجربه اي , البته نه درباره ورود اسلام به سرزمين و تشكيل امت آن براي نخستين بار , بلكه براي احياي هويت , حركت و شخصيت شيعيان در لبنان , اين بخش , روش كار امام را كه از صور در لبنان شروع شده و سپس به تمام مناطق شيعه نشين لبنان گسترش يافته , تشريح مي كند. خصوصيت مهم اين روش براي تغيير و تحول جامعه شيعيان آن است كه , به رغم تنوع طوايف مذهبي در لبنان , اين توسعه اجتماعي , اسلامي شيعي , به موازات همبستگي با ساير مذاهب و همكاري با ديگر اديان و اتحاد با همه شهروندان لبنان , و نيز همدردي با همسايگان و بسيج نيروهاي ملي و منطقهاي براي مبارزه با دشمن مشترك , اسرائيل غاصب , همراه است . آشنايي كامل با چگونگي ايجاد يك تحول اسلامي و شناخت روش امام و تجربه شيعيان لبنان نيازمند مراجعه به ساير آثار منتشر شده از ايشان و اطلاع از اقدامات و موسسات و تشكيلات شكل گرفته پس از تاسيس مجلس اعلاي شيعيان نيز هست . مطالب اين بخش , حداقل , آنچه را در صور انجام گرفته يا از آن شروع شده , نمايان مي سازد و براي كاوشگري كه تحولات و توسعه اجتماعي را بر اساس فرهنگ اسلامي جستجو مي كند راهكارها و شيوه هاي ارزشمندي ارائه مي دهد.
يك اقليت اسلامي چگونه مي تواند با غير مسلمانان همزيستي و روابط اجتماعي برقرار كند و با ايشان و بهره مندي از ظرفيتها و تجربه هايشان به تعقيب اهداف مشترك و كسب منافع ملي بپردازد , و در عين حال نه تنها اصالت خود را حفظ كند بلكه در ميان آنان اعتبار و حرمت و تشخص يابد. بخش دوم اين مجموعه روايتگر و روشنگر روش رهبري و نحوه تعامل رهبر شيعيان با ساير طوايف و رفتار ايشان به مثابه يك شهروند لبناني است . در اين پيوند , از يك سو روشنگريها , مشاركتها , ارتباطات و مجموعه برنامه هايي را كه براي رشد جامعه لبناني و انتخاب اهداف مشترك و آرمانهاي واحد صورت گرفته مي بينيم و از سوي ديگر با تشكيلات و تاسيساتي كه براي ارتقا همه جانبه شيعيان و با توافق و تاييد ساير شهروندان لبناني ايجاد شده است آشنا مي شويم . اين قسمت نيز , مانند بخش نخست , براي نشان دادن و ترسيم كليت نحوه تعايش و تعامل شيعيان با ديگران براي دستيابي به اهداف مشترك و نيل به وحدت و يكپارچگي كافي نيست و بايد با ساير آثار مشابه منتشر شده از امام صدر همراه و مطالعه گردد.
قسمت آخر (فصل سوم ) اين مجموعه به معرفي دشمن مشترك و تمهيدات جمعي , ملي و فرامليي مي پردازد كه براي مبارزه با اسرائيل و حمايت از ملت مظلوم فلسطين صورت گرفته است . اين اقدامات , پس از تاسيس مجلس اعلاي شيعيان و آغاز حملات اسرائيل به جنوب لبنان شدت بيشتري و ماهيت جديدي به خود گرفت و به سبب اعتماد قاطبه ملت لبنان به امام , نقش و موقعيت خاصي براي رهبري ايشان در راه مبارزه با تجاوزگران و اشغالگران و دفاع از شيعيان جنوب لبنان , در راه مبارزه با تجاوزگران و اشغالگران و دفاع از شيعيان جنوب لبنان , كه در معرض حملات دائمي اسرائيل قرار گرفته بودند , فراهم آورد...

سخنراني امام موسي صدر كه تحت عنوان : در اين جا بخشي از « مقاومت فلسطين از ديدگاه دين » درج شده است , از نظر مي گذرانيم .
برادران ارجمند , اجازه دهيد از شما , به علت تحمل دشواريها بسيار براي حضور در مراسم امشب , آن هم در اين ايام توفان خيز , نه سپاسگزاري كنم و نه پوزش بطلبم , زيرا مكنونات قلبي و احساسات شما , كه از بدو ورود به اين مجلس در چهره هايتان موج مي زند , خود بهترين نشانه از آمادگي همه جانبه شما براي ياري رساندن به اين جهاد مقدس است , كاري كه خود مخلصانه و بدون هيچ گونه چشم داشتي به پاداش و سپاسگزاري از جانب كسي بدان كمر بسته ايد. تصور نميكنم نياز باشد در اينجا بر « غير قانوني » بودن اسرائيل در شكل گيري و اقدامات آن تاكيد كنم . درباره اسرائيل صدها كنگره بين المللي تشكيل و بيانيه هاي فراواني صادر شده است , همچون آرا ديوان لاهه , پروتكل ژنو , قطعنامه هاي شوراي امنيت , تاكيدات مجمع عمومي سازمان ملل , قطعنامه هاي كميته حقوق بشر , كنگره حقوق بشر و بسياري موارد ديگر كه ذكر آنها نيازمند كتابي حجيم است . همچنين گمان نميكنم در اينجا لازم باشد بر « مشروعيت » مقاومت فلسطين , در داخل اراضي اشغالي و بيرون از آن , تاكيد كنم .
پس از صدور قطعنامه شوراي امنيت , جهان عملا به مشروعيت و قانوني بودن مبارزه مردم فلسطين اعتراف كرد و صحه گذاشت . بنابراين , قوانين بين المللي نيز بايد در حمايت از فلسطينيان به كار گرفته شود. مثلا بايد با اسيران آنها همچون اسيران جنگي رفتار شود. البته امشب اين بحثها همه از دايره گفتار ما بيرون است . سخن امشب من درباره دين و موضع گيري آن است . دين , هر انساني را , صرف نظر از مذهب يا انديشه يا اعتقادش , محترم مي شمارد. اما. اگر انساني در نتيجه اعتقادات زيان آور تبديل به جرثومه اي شود كه در زمين فساد و تباهي كند و جوامع را به انواع بيماريها مبتلا سازد , در اين صورت , دين ارج و حرمتي براي اين موجود قائل نيست , همان طور كه فرد انساني نيز خود عضوي از بدنش را كه به بيماري مسري و بدخيمي دچار شده , از بدن خود جدا ميكند.
ما از انسان بيزار نيستيم , ولي مي گوييم از همان هنگامي كه نخستين دولت اسرائيل شكل گرفت , يعني پيش از ميلاد حضرت مسيح (ع ) يهوديان نژاد پرستي و افكار نژاد پرستانه اي مطرح مي كردند , افكاري كه به آنها توهم برتري بر بشر را مي بخشد. آنان براي خود امتيازاتي قائل بودند , خدايي را به خود اختصاص داده بودند كه با خداي ديگر مردمان و نيز با خداي يكتا تفاوت داشت . يهوديان تا جايي پيش رفتند كه بر تمايز و شكاف ميان خود و مردم بسيار عمق بخشيدند. بشريت را تجزيه كردند و خود را بالاتر از آنان جاي دادند , حتي در باب خدا و معبود شان .
گفتني است كه يهوديان نخستين كساني نبودند كه به خداي يگانه ابراهيم (ع ) گرويدند , بلكه پيش از آنكه فينيقي ها و كنعاني ها به خداي يگانه ايمان آورده , او را « ايل » نام نهاده بودند , اما يهوديان خداي ديگري را به خود اختصاص داده بودند و او را « يهوه » خواندند. بعد از آن , تا زمان ما , آرا , اختلاقيات و رفتار خود را از ديگر مردم جدا كردند. راز محاربه يهود با پيامبراني كه پس از اين بدعت گذاري در رسالت الهي و تحريف كلمه , براي هدايت مردم از سوي خداوند مبعوث مي شدند , در همين مطلب نهفته بود. پيامبران هم درباره خطر يهود به مردم هشدار مي دادند. حضرت مسيح (ع ) مي فرمود : « قدس را به سگها و خوكها وامگذاريد. » منظور آن حضرت از كلمه « قدس » تنها شهر « بيت المقدس » نبود , بلكه همه معاني قدس بود , همان حضرت , هنگامي كه بازرگانان و صنعت گران و فروشندگان را از هيكل بيرون مي راند , به آنان مي فرمود : « اين خانه پدر من , جايگاه عبادت است كه شما آن را تبديل به لانه دزدان كرديد. »
اكنون من مي پرسم : اگر مسيح (ع ) امروز هم در ميان ما زندگي مي كرد , آيا ممكن نبود همين سخن را تكرار كند
او مي فرمود : اين خانه پدر من , جايگاه عبادت است كه شما آن را به لانه اي براي توطئه و دسيسه و پايگاهي براي استعمار و مكاني براي فساد و نافرماني خدا و امثال آن تبديل كرده ايد. بنابراين , انگيزه اي كه مسيح را به جنگ با يهود وامي داشت , اين نبود كه او همچون يكي از ابناي انسان با انساني ديگر دشمني داشته باشد , بلكه آن حضرت از بشري بيزاري مي جست كه بر اثر عقايد مغشوش و خطرناك خود به جرثومه فساد تبديل شده بود. همچنين به همين سبب است كه پيامبر اسلام (ص ) در سوره جمعه دوبار به ما بيدارباش مي دهد : كه اي مسلمانان , اين يهوديان همان ستمگرانند. قرآن كريم در دو آيه از سوره جمعه مسلمانان را از يهود برحذر مي دارد. خداوند در آن سوره مي فرمايد :
مثل الذين حملوا التور يه ثم لم يحملوها كمثل الخمار يحمل اسفارا بئس مثل القوم الذين كذبوا بايات الله و الله لا يهدي القوم الظالمين قل يا ايهاالذين هادوا ان زعمتم انكم اوليا لله من دون الناس فتمنو الموت ان كنتم صادقين , ولا يتمنونه ابدا بما قدمت ايديهم و الله عليم بالظالمين .
(62 : 5 ـ7 ) . (مثل كساني كه تورات به آنها داده شده و بدان عمل نمي كنند مثل آن خر است كه كتابهايي را حمل مي كند. بد مثلي است مثل مردمي كه آيات خدا را دروغ مي شمرده اند. و خدا ستمكاران را هدايت نميكند. بگو اي قوم يهود , هرگاه مي پنداريد كه شما دوستان خدا هستيد , نه مردم ديگر , پس تمناي مرگ كنيد اگر راست مي گوييد و آنان , به سبب اعمال كه پيش از اين مرتكب شده اند , هرگز تمناي مرگ نخواهند كرد. و خدا به ستمكاران داناست .)


بدين ترتيب , علتي كه سبب مي شد تا پيامبران با يهود بجنگند براي ما روشن مي شود. پيكار ما نيز با آنان همچون جنگ با يك انسان يا جنگ با گروهي مومن نيست . بلكه با آنها مي جنگيم زيرا كه ايشان به مصداق آيه قرآن , دستورات كتاب مقدس خود را عمل نمي كنند. بنابراين , جنگ ما با آنها جنگ با يك مجموعه از انسانها نيست , بلكه اين جنگ در واقع نبرد با فساد , انحراف , ستم و انديشه تبعيض نژادي است .
پيامبران به ما هشدار داده بودند كه يهود را از جزيره العرب بيرون برانيد , ولي ما , زماني كه آنان هنوز پايگاهي براي خود نساخته بودند , اين هشدارشان را نشنيديم . اما اكنون كه اين خطر مجسم روياروي ما قرار گرفته , چه بايد بكنيم
اين مطالب نشانگر موضوع دين در اين باره بود , كه به طور خلاصه عنوان شد. اما آيه قرآن تاكيد مي كند كه ضربت عليهم الذله و المسكنه (مقرر شد بر آنها خواري و بيچارگي ) (2 : 61 ) . اين آيه ساختار انشائي و امري دارد واز نوع جملات اخباري و حكايت به حساب نميآيد. اين آيه امري واجب و مسئوليت آور بر دوش مي گذارد و اگر اين مسئولين را به انجام نرسانيم , در آينده بر ما مهر ذلت و بيچارگي خواهد خورد , مشروعيت مبارزه مردم فلسطين از ديدگاه ديني اصلا نياز به بحث ندارد. چرا اين مبارزه از نظر ديني مشروعيت نداشته باشد , در حالي كه افراد اين مبارزه همان كساني هستند كه راه انسانيت را هموار مي سازند و در صدد صيانت از اخلاق و ارزشها برآمده اند اينان همان كساني هستند كه اراده مسيح (ع ) و محمد(ص ) را به اجرا در ميآورند. اينان تحقق بخش اراده الهي اند كه در مفهوم آيه ضربت عليهم الذله و المسكنه بيان شده است . آري , اينان كساني هستند كه اراده آسماني را لباس تحقق مي پوشانند. دست خدا و دست مسيح (ع ) و دست محمد(ص ) و دست ارزشهاي والا از آستين اينان بيرون آمده و در قالب اسلحه و بذل خون و جهاد براي اجراي اين احكام آسماني بسيج شده است .
امروز هنگام حمايت است , نه فردا , اگر ما امروز به اين نهضت و اين حركت بزرگ و اين جهاد مقدس ياري رسانيم , چندين برابر كمكي كه در آينده به آن كنيم ارزش خواهد داشت . همان طور كه خود در گذشته ديديد , در همان هنگامي كه بحران فلسطين تازه آغاز شده بود , چون ما از دفاع از اتخاذ يك موضع درست شانه خالي كرديم , امروز به مصيبتها و دشواريهاي بي شماري دچار شده ايم . شمار قربانياني كه ما امروزه در راه مبارزه با اسرائيل تقديم مي كنيم , دهها برابر بيشتر از آن چيزي است كه مي توانست در آغاز اشغال سرزمين ما فدا شوند. اگر ما از صد سال پيش , مطابق دستورات ديني عمل مي كرديم , امكانات فراوان و ثروت هنگفتي ذخيره كرده بوديم . اگر چه در گذشته از تمام اينها غافل شديم , ولي امروز نبايد عقب بنشينيم . بايد هر چيزي كه به دست ميآوريم و در هر چيزي كه تلاش مي كنيم و درباره هر چه كه مي انديشيم , همه در راه خدمت به اين مساله مقدس باشد.
برادران عزيز , در اين راه , تنها كافي نيست كه ما كف بزنيم و زبان به تحسين بگشاييم و تنها بذل عاطفه كنيم , بلكه بر ماست كه در اين راه تا آنجا كه در توان داريم از هيچ گونه ياري و مساعدت و تاييد , به تمام معني كلمه , دريغ نورزيم . اينگونه است كه مي توانيم تكليف خود را ادا كنيم .
بنده , پيش از فرا رسيدن ماه مبارك رمضان , در عراق و در شهر نجف اشرف بودم . در آنجا مراسمي به مناسبت يادبود سيدالشهدا(ع ) برپا شده بود.اين مراسم بسيار باشكوه است و هر ساله زير نظر مرجع بزرگ شيعيان , آيت الله سيد محسن حكيم , برگزار مي شود. ديدم عده اي از جوانان فلسطيني هم در اين مراسم شركت كرده بودند و سخنراني هم كردند.
همچنين , در همان جا , گروهي از عراقيها را نيز مشاهده كردم كه كمكهاي مردمي براي فلسطينيان جمع آوري مي كردند. خيابانهاي نجف اشرف و به ويژه خانه هاي اطراف مرقد حضرت علي (ع ) از شعارهايي كه فلسطينيان نوشته بودند پوشيده شده بود. حضرت آيت الله حكيم نيز عده اي از فلسطينيها را به حضور پذيرفت و براي پيروزي و كاميابي آنان دعا كرد.
از اين رو , ما ميتوانيم موضعي ديني و درست اتخاذ كنيم كه به حمايت از اين نهضت در گوشه گوشه جهان منجر شود. اين فريضه ديني و انساني ما است . ما در اين مجلس مبارك , كه به مناسبت حمايت از آرمان فلسطين در ماه مبارك رمضان , ماه روزه و برتري , ماه صبر و آمادگي , ماه ليلقه القدر و رقم خوردن سرنوشت , ماه فتح مكه و جنگ بدر كبري و ماه پيروزيها برپا شده , حضور يافته ايم . ما در پايان اين ماه مبارك در اين مراسم خجسته شركت جسته ايم و اميدواريم به چيزي دست يابيم كه خداوند را خشنود كند و از عميق ترين و محكم ترين دستاوردهاي اين ماه مبارك باشد. چنان كه در آغاز نهضت اسلام هم همين گونه بود. ما ميگوييم در همين ماه پيامبر گرامي اسلام (ص ) به مكه قدم نهاد و به پيروزي نهايي دست يافت . آن حضرت در ماه رمضان وارد مكه شد و اين سوره مباركه بر او نازل گشت :
بسم الله الرحمن الرحيم , اذا جا نصرالله و الفتح و رايت االناس يدخلون في دين الله افواجا , فسبح بحمد ربك و استغفره انه كان توابا(110 , 1 ـ3 ) .
(به نام خداي بخشاينده مهربان , چون ياري خدا و پيروزي فراز آيد , و مردم را ببيني كه فوج فوج به دين خدا در مي آيند , پس به ستايش پرورگارت تسبيح گوي و از او آمرزش بخواه كه او توبه پذير است .)
ما نيز آرزو داريم كه چنين سوره اي در چنين ماهي تلاوت كنيم , آن هم در وقتي كه مقاومت فلسطين و كمك كنندگان به او و يارانش به قدس , حرم دوم , پاي مي نهند , همچنان كه پيامبر ما , حضرت محمد(ص ) در حرم نخست وارد شد. ما , در انتظار فرارسيدن ياري خداوند , چشم به دست اين جوانان دوخته ايم , جوانان مومني كه اراده الهي را تحقق مي بخشند.
اما شما , اي جوانان عزيز فلسطيني , اي كساني كه پنجره آرزوها را به روي قلبهاي ما گشوديد , اي دستان خداوند در ميان مردم و اي دريچه هاي اراده و خواست او , بر بركات خداوند سير كنيد. اميدها به شماست . چرا كه جهاد شما نشات گرفته از سه پايه است .
پايه نخست ايمان است . ايمان به خداوند آفريننده هستي . خدا همه جا هست . خدايي يكتا , خدايي كه از آن شماست در زندگي و مرگ . و مرگ براي شما زندگي جديد است . علي بن ابي طالب (ع ) , نخستين فدايي اسلام , هنگامي كه پسرش محمد حنفيه را در جنگ نصيحت مي كند , از اين اصل يعني ايمان به خدا چنين تعبير مي كند : « پسرم , اگر كوهها از جا بجنبند , تو پا برجا باش . » سپس در ادامه گفتارش مي فرمايد : « جمجمه ات را به خدا وام ده . » و شما نيز جمجمه ها , آرزوها و احساسات خود را به خداوند وام دهيد و بدانيد پيروزي براي شما از جانب خداوند محقق است .
پايه دوم اين است كه شما بايد , با آگاهي كامل و دقت و سنجيدگي , اقدامات و خط مشي خود را برنامه ريزي و طراحي كنيد. حركت علمي و درست مبتني بر آگاهي , قرين پيروزي است . ما اطلاعاتمان از شما كمتر است , اما مي دانيم كه شما بر چارچوبهاي علمي و درست در روش و جهاد و جنگ و تبليغاتتان تكيه داريد.
پايه سوم , شما بايد در حركت خود از ستيزه گريهاي جنبي بپرهيزيد. اين كار به شما امكان مي دهد تا از توانهاي مطلوب اعراب و مسلمانان و مسيحيان و نيز هر انسان آزاده , در هر كجاي جهان كه باشد , استفاده كنيد. براين اساس , موضع شما ما را به ياد موضع جنبش آزادي بخش الجزاير مي اندازد كه توانسته بود از تمام نيروهاي انساني در جهان , حتي نويسندگان و مولفان فرانسوي و بسياري از كشورهاي ديگر , به خوبي بهره برداري كند. ما پيروزي شما را آرزومنديم و از خداوند موفقيت شما را مسالت داريم .
ولي ما , در اين كشور عزيز , با آنكه افتخار ميكنيم كه لبنان تكليف خود را ادا كرده و پس از اين هم در ميان جامعه عرب و رهبري عربي نيز به تكليف خود عمل خواهد نمود , باز از فرصت استفاده ميكنيم و در مجلس امشب , كه برخي از آقايان نماينده هم حضور دارند , در خواست مي كنيم كه مسئولان كشور آمادگيهاي لازم را براي جامعه لبنان فراهم سازند. اين كشور را از جو كنوني خارج كنند و آن را از عواملي كه به سوي ضعف و سستي و فساد و بي تفاوتي و مسئوليت ناپذيري مي برد دور نگه دارند. با آنكه ما قانون تقويت ارتش لبنان را تاييد مي كنيم , اما باز خواستاريم كه از همين رهگذر به قانون خدمت سربازي اجباري به عنوان مقدمه اي براي آماده ساختن جوانان لبنان براي پايداري و مقاومت ورود در قلمرو احساس مسئوليت وجديت و بيرون آمدن از بطالت و بي مسئوليتي توجه شود. همچنين اميدواريم كشور ما به اندازه توش و توان خود به اين حركت كمك كند و باز هم اميدواريم در اين مجلس و امثال آن بتوانيم با همه توان خود به اين حركت ياري رسانيم .
برادران عزيز , آنچه گفته شد تعابير مختصري بود از آنچه در قلب من و شركت كنندگان نهفته بود. شما اي جوانان فلسطين , مطمئن باشيد كه در قلب هر مومن و هر مسلمان و هر مسيحي و هر كسي كه به خداوند و به انسانيت ايمان دارد , از كوچك و بزرگ و زن و مرد , جايگاهي والا به شما اختصاص داده شده است . پس شما هم , با اتكا به بركات الهي , حركت كنيد. خداوند شما را تاييد كند و موفق بدارد. والسلام عليكم
امام موسي صدر : اعتقادات فاسد و زيان آور صهيونيسم , آن ها را به جرثومه اي از فساد و تباهي تبديل كرده است . يهود از همان ابتدا نژاد پرستي را مطرح كرد و براي خود امتيازاتي بيشتر از هر بشر ديگر قائل شد , به طوري كه حتي آن ها به اصطلاح , خدايشان را نيز از خداي ساير مردم جدا كردند
امام موسي صدر : حضرت مسيح نيز درباره خطر يهود به مردم هشدار مي داد و مي فرمود : « قدس را به سگ ها و خوك ها وامگذاريد » اگر مسيح امروز هم بود , آيا ممكن بود چيزي غير از اين بگويد
امام موسي صدر : جنگ با صهيونيسم , يعني جنگ با فساد , انحراف و انديشه تبعيض نژادي . امروز , هنگامه حمايت از فلسطين و مبارزه با صهيونيسم است