
سي و شش سال پيش (21 اوت 1969 ) در چارچوب
سياست محو آثار اسلامي شهر بيت المقدس و هويت بخشي
يهودي به اين شهر توسط جنبش جهاني صهيونيسم , يك
صهيونيست استراليايي تبار به نام « رنيس روهان » اقدام به
آتش زدن مسجدالاقصي كرد. از آن زمان تا كنون هر ساله و با
حمايت رژيم صهيونيستي افراطيون صهيونيست كه در واقع
ابزار سران صهيونيسم جهت اجراي اهداف ديرينه شان
محسوب مي شوند , با تجمع در اطراف اين مسجد تهديد به
تخريب آن مي كنند.
نظر به شرايط ويژه در فلسطين خصوصا اجراي طرح
خروج اشغالگران از غزه و احتمال تمركز اين رژيم بر
بيت المقدس با هدف يهودي كردن آن و همزمان با سالروز
اقدام نژادپرستانه افراطيون صهيونيست در آتش زدن
مسجدالاقصي , بخش فارسي خبرگزاري قدس مصاحبه اي را با
خانم دكتر زهرا مصطفوي , رييس جمعيت دفاع از ملت
فلسطين و فرزند بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران , حضرت
امام خميني (ره ) ترتيب داده است كه مشروح آن را در
پي مي خوانيد :
ث همزمان با سالروزبه آتش كشيدن مسجدالاقصي (30 مرداد)
توسط افراطيون صهيونيست , به عقيده جنابعالي صهيونيستها
درتهديدات خودعليه اين مكان مقدس تاچه اندازه جدي
هستند
ميل دارم براي پاسخ به اين پرسش شماكمي به گذشته
برگردم . ببينيد ازهمان روزهاي اول اشغال فلسطين دربحبوحه
جنگ اول جهاني توسط نيروهاي بريتانيا , سياست غير
اسلامي ساختن چهره سرزمين فلسطين دردستوركار
اشغالگران قرارگرفت . سياستي كه بسيارپيشترتوسط
استعمارگران طراحي شده بود فكر مي كنم حدود سال 1842
ميلادي بودكه فردي به نام « ادوارد روبينسون » كه استاد
دانشگاه در رشته الهيات بود به همراه شاگردش « ايلي اسميت »
به بهانه تعيين نقاطي كه در تورات از آنها نام برده شده به
فلسطين سفركرد. يعني چيزي حدود يكصد سال پيش از
تشكيل رژيم صهيونيستي . خب اين نشان مي دهد كه صاحبان
قدرت و پول براي اشغال و تغيير چهره اسلامي فلسطين از
خيلي سال ها پيش برنامه ريزي كرده بودند.
در پي تحقق اين خواسته بود كه پس از اشغال سرزمين
فلسطين در جنگ جهاني اول و پس ازآن كه اشغالگران
انگليسي , قيوميت سرزمين فلسطين را براي خود رسميت
بخشيدند (البته در سند قيوميت از بريتانيا خواسته شده كه
مساعي خويش را براي تشكيل وطن يهودي درفلسطين به كار
گيرد) اكثريت قريب به اتفاق مسئولين دولت قيم و نيروهاي
انگليسي را از ميان يهوديان انتخاب كردند و اين چيزي است
كه اسناد منتشره وزارت خارجه انگليس بر آن صحه مي گذارد.
حتي رييس دولت قيم را فردي يهودي به نام « سرهربرت
ساموئل » قرار دادند.
دقيقا ازهمان زمان يهودي ساختن چهره فلسطين شروع
شدآن هم با حذف نشانه هاي تمدن اسلامي و جعل نشانه هاي
يهودي به جاي آنها. هرچند اوايل كار , آثار داراي حساسيت
اندك را آن هم درفواصل زماني طولاني هدف قرارمي دادندولي
هرقدركه پيش رفتند سرعت و نوع انتخاب آنها هم تغيير كرد.
پس از تاسيس رژيم صهيونيستي كه من آن را واگذاري آشكار
اشغال فلسطين به صهيونيست ها مي دانم , اين كار شتاب
بيشتري گرفت . اشغالگران صهيونيست براي تحقق اين
خواسته , هر اقدامي را از تحريف تاريخ و كتب ديني گرفته تا
دست زدن به خشونت بارترين جنايت ها را براي خود جايز
دانستند , اما بعضي از آثار و نشانه هاي اسلامي در فلسطين
وجود دارد كه برجستگي و اهميت آنها چندان است كه به
سادگي و با ترفندهاي پيش گرفته شده در مورد آثار ديگر ,
نمي توان آنها را حذف كرد. مسجدالاقصي از جمله اين آثارو
مهمترين آنهااست . با قدمتي به درازاي تاريخ اسلام كه از همان
آغاز رسالت نبي اكرم (ص ) مورد توجه مسلمانان قرار داشته و
براي آنان بسيار مهم و مقدس به شمار مي رود. بنابراين حذف
اين نشانه به سادگي نمي تواند رخ دهد.
اكنون بيت المقدس حدود 57 سال است كه توسط
صهيونيست هااشغال شده است . هر چند بخش شرقي آن در
سال 1967 به اشغال صهيونيست ها درآمد . اين رژيم با آن كه
نيروي نظامي خشن وبي رحمي را تربيت كرده است ومجموعه
قدرت هاي استعماري نيز از آنها حمايت مي كنند. اما مستقيما
و آشكارا براي تخريب مسجدالاقصي اقدامي نكرده است چرا
كه به خوبي مي داند كه اين كار مساوي با نابودي اسراييل است .
اما در تمام اين مدت بارها به طور غيرمستقيم حمله به
مسجدالاقصي را انجام داده است . هر بار هم آن را به افراد
تندروي مذهبي يهود منتسب مي سازد , تا مسئوليت مستقيم
اين كار را از خود دور سازد در حالي كه مسلمانان هرگونه
آسيب به قدس شريف را متوجه اين رژيم مي دانند. شكي
نيست كه صهيونيست ها در تهديدات خود بسيار جدي هستند
و مترصد كوچكترين فرصت اند تا مسجدالاقصي را تخريب
سازند و مسلمانان و جامعه جهاني بايد اين خطر را جدي
بگيرند. اگر چه آنها مي دانندمسلمانها جدي تر از آن هستند كه
اين فرصت را به آنها بدهند.
ث به عنوان يك راهكارجدي (با توجه به اين كه اكثركشورهاي
جهان اسلام وعربي تنها به محكوم كردن اين گونه تهديدات
بسنده مي كنند) جنابعالي چه راهي رابراي مقابله با تهديدات
افراطيون صهيونيست عليه اين مكان مقدس اسلامي پيشنهاد
مي كنيد
همانطوركه گفتم تخريب مسجدالاقصي به عنوان بزرگترين و
مهمترين نشانه اسلامي درفلسطين , جز سياست اشغالگران
صهيونيست بوده است . از مدت ها قبل به بهانه يافتن
نشانه هايي از معبدي موهوم به نام هيكل سليمان و به اميد
ريزش مسجد در زير صحن شريف و مسجدالاقصي
حفاري هايي را انجام داده اند , در اين كار رژيم صهيونيستي
مستقيما شركت داشته است اما به علت اعتراضات گسترده
مسلمانان , اين كار مدتي متوقف شد.بنابراين تخريب
مسجدالاقصي را خواست تنها صهيونيست هاي افراطي عنوان
كردن اشتباه است و فروغلطيدن در دام صهيونيست ها است .
براي مقابله با اين تهديدات بايستي حركتي همه جانبه و فراگير
انجام داد اول اين كه قدس و مسجدالاقصي يكي از بزرگترين
ميراث تمدن بشري است , حفظ آن وظيفه همه مردم جهان
است ولي مسئوليت امت اسلام در اين قضيه بيشتروحساس تر
است . اشغالگران و مراكز اطلاع رساني گسترده صهيونيستي
مي كوشند توجه جهانيان را به چيزهاي ديگر معطوف ساخته تا
مساله تخريب مسجدالاقصي چندان مهم جلوه نكند.
مسلمانان جهان به ويژه آنان كه در كشورهاي غيراسلامي
زندگي مي كنند بايد در معرفي مسجدالاقصي به عنوان ميراث
تمدن بشري و قداست و اهميت آن تلاش گسترده اي انجام
دهند و توده ها و روشنفكران غيراسلامي را به دفاع از
مسجدالاقصي ترغيب سازند و حساسيت بالاي جهانيان را
نسبت به اين موضوع نشان دهند , دوم اين كه از آنجا كه فعلا
تنها مدافعان واقعي مسجدالاقصي , مسلمانان فلسطيني هستند
كه با دست خالي به مقابله با تجاوزات صهيونيستي
مي پردازند , بايد كشورهاي اسلامي كمك شان كنند تا در
فلسطين و به ويژه در بيت المقدس و اطراف آن همچنان زندگي
كنند , زيرا اين رژيم تلاش مي كندتا بافت جمعيتي بيت المقدس
را يهودي كند و مسلمانان را از آنجا خارج سازد تا مدافعان
مسجدكاهش يابد , بايد به آنان كمكهاي ويژه كرد تا درآنجا
بمانند و مقاومت را ادامه دهند و اقداماتي از اين قبيل است كه
مي تواند اين تهديدات را كم رنگ و موجب صيانت از
مسجدالاقصي گردد و به ويژه شدت بخشي به مقاومت و
گسترش انتفاضه كه بركات زيادي را در پي داشته است .
ث رژيم صهيونيستي پس از37 سال اشغال نوارغزه درنهايت
25 مرداد ماه جاري اين منطقه راتخليه كرد , به عقيده شما
رسانه هاي گروهي اين اقدام را بايد يك پيروزي معرفي كننديا
بيشتر به عواقب پس ازخروج آن به ويژه دركرانه باختري
بپردازند
اصولا اشغالگري صهيونيست ها , اشغال توام با اسكان است .
شما وقتي تاريخ اين رژيم راورق بزنيد مشاهده مي كنيد , هرگاه
سرزميني را اشغال كرده فورا شروع به ساختن شهرك هاي
يهودي نشين در آنجا كرده تا از اين طريق و درگذر زمان آن را
براي هميشه اشغال كند. حتي اين كاررا دربلندي هاي جولان كه
متعلق به سوريه است و درجنگ 1967 اشغال كرده است ,
انجام داده است . بنابراين ترديدي ندارم كه اين خروج توام با
برچيدن شهرك ها و خارج كردن يهودي هاي ساكن اين
شهرك ها , پيروزي بزرگي براي ملت فلسطين است كه حاصل
ايستادگي و مقاومت شجاعانه ملت فلسطين مي باشد شما
ملاحظه كنيد صهيونيست ها زمين هاي اين منطقه را كه
حاصلخيزترين منطقه غزه است به سم آغشته اند تا فلسطينيان
نتوانند از آن محصولي برداشت كرده و اگر هم محصولي
برداشت كنند , آن محصول بيماري زا باشد , اين خود نشان از
عدم بازگشت اسكاني آنان است . هر چند انجام عمليات نظامي
عليه غزه به بهانه هاي مختلف , بعيد نيست اما همانطور كه گفتم
اين پيروزي بزرگي است كه بايد ازسوي همه مسلمانان , بزرگ
داشته شود. خب اين پيروزي بزرگ و اهميت وعظمت اين
پيروزي ايجاب نمي كند كه از ديگر وقايع فلسطين غفلت شود.
مساله اشغال كرانه باختري و كل سرزمين فلسطين همچنان
باقي است وملت فلسطين رژيم صهيونيستي همچنان را
متجاوز مي دانند وتا رفع اشغالگري از كل فلسطين بايد نسبت
به آن حساس بود , آن گونه كه از شواهد بر مي آيد صهيونيست ها
در پي آنند كه همزمان و به ويژه پس از خروج از غزه در كرانه
باختري حركت هاي خشونت آميزي را انجام دهند. آن هم با
هدف اوليه سرپوش نهادن بر مساله فرار اين رژيم از غزه تا
چهره شكست خورده خود را تا حدودي ترميم سازد. البته اين
يكي از اهداف صهيونيست ها درتشديد جو خشونت و تجاوز و
جنايت دركرانه باختري است .
يكي از پيام هاي اين اعمال جنايت كارانه شارون در كرانه
باختري براي فلسطينيان اين است كه اين رژيم درمساله كرانه
باختري مانندغزه فكر نمي كند و فلسطينيان هم نبايد اينگونه
فكر كنند. اما تمام اميد صهيونيست ها آن است كه پس از
خروج ازغزه اختلاف و درگيري ميان فلسطينيان به ويژه ميان
حكومت خودگردان و حماس شدت گيرد تا فلسطينيان نتوانند
امكانات و پتانسيل موجود درغزه رابه كرانه باختري منتقل
سازند و مقاومت را در آنجا تقويت كنند كاري كه علي رغم
اختلافات جزيي با هوشياري فلسطينيان تاكنون اتفاق نيفتاده و
اين پيروزي مي تواند فرصت بزرگي براي وحدت رويه درميان
فلسطينيان به شمار رفته وموجب تقويت مقاومت دركل
فلسطين شود.
ث به نظرشما باتوجه به تحولات پس ازخروج از غزه , انتفاضه
چه سرنوشتي پيداخواهد كرد

اميد شارون و صهيونيست ها آن است كه اين پيروزي عامل
تقويت مقاومت نگردد بلكه با مديريتي كه تاكنون كرده و
خواهندكرد تلاش مي كنندكه فلسطينيان را رو در روي هم قرار
دهند كه اگر در اين كار موفق شوند , خاموشي انتفاضه حتمي
است . صهيونيست ها به بهانه خروج از غزه فضايي از تهديدات
جديد را ترسيم ساخته و مقاومت نيز براي آنكه خروج هر چه
سريعتر انجام شود , سياست آرام سازي رادر پيش گرفته و
مي كوشد فضا را آرام نگه دارد. ولي صهيونيست ها با انجام
عمليات متعدد و به ويژه ترور عليه گروههاي جهادي مي كوشد
آنان را به واكنش وا دارد و از ديگر سو حكومت خودگردان را
تحت فشار قرار داده كه هرگونه حركت ضد صهيونيستي
فلسطينيان را مانع شود و اميدوار است كه موفق شود آنان را به
جنگ عليه يكديگر وا دارد. ادبيات اخير شارون مبني بر اين كه
اين خروج ناشي از فشار انتفاضه بوده است با همين هدف
انجام گرفته است . مي دانيم كه شارون خروج از غزه را يكجانبه
اعلام كرد و آن را حاصل مذاكرات با حكومت خودگردان و يا
در قالب طرح موسوم به نقشه راه نمي دانست بلكه براي نشان
دادن چهره اي صلح طلب ازخود و كاستن از هزينه هاي امنيتي
براي تامين امنيت صهيونيست هاي شهرك نشين منطقه به اين
خروج دست زده است . در آن طرف هم غرب و به ويژه آمريكا
همچنين حكومت خودگردان تلاش مي كنند (هريك با اهداف
خاص خود) اين خروج را در چارچوب مذاكرات و طرح نقشه
راه و حاصل آن جلوه دهند. حتي محمود عباس به بهانه
نظارت بر خروج صهيونيست ها از غزه مقر حكومت خودگردان
را ازيك ماه پيش به غزه منتقل كرد و مي كوشد اين فرار را
پيروزي خود جلوه دهد. اما دقيقا در چنين فضايي است كه
شارون اعلام مي كند اين خروج ناشي از فشار انتفاضه است .
شارون جداي ازاهداف متعددي كه از بيان اين سخن دارديكي
از اهداف مهم او رو در رو قراردادن حماس وخودگردان است .
به نظرم هوش , درايت , آينده نگري وتجربه بيش ازيك قرن
مقاومت به ويژه تجربه انتفاصه الاقصي , در ميان فلسطينيان
هم اين تلاش ها را به شكست خواهد كشانيد وهمانطور كه گفتم
اين پيروزي مي تواند عامل وحدت جامعه فلسطيني و تقويت
مقاومت و ادامه انتفاضه باشد , هر چند در ادامه راه انتفاضه ,
فراز و فرودي طبيعي را هم بايد منتظر باشيم .
ث آمريكا و رژيم صهيونيستي برنامه هاي هدفمند و بلندمدتي
را با هدف خروج اين رژيم ازبن بست سياسي و اقتصادي
مختلف دارند , وظيفه كشورهاي اسلامي درقبال اين برنامه ها
چيست
انتفاضه فلسطين توانست از سال 2000 بر حوزه هاي
سياسي , اجتماعي , اقتصادي و حتي نظامي رژيم صهيونيستي
تاثيري به شدت كاهنده داشته باشد. افزايش بودجه نظامي اين
رژيم , افزايش خودكشي ها و تمرد و فرار در ميان نظاميان ,
كاهش ورود گردشگران و كاهش سرمايه گذاري هاي خارجي ,
همچنين فرار سرمايه از فلسطين به همراه فرار يهوديان ازآن و
كاهش ورود مهاجران يهودي به فلسطين و نيز چالش هاي
اجتماعي وفرهنگي در ميان صهيونيست ها از جمله بركات
انتفاضه براي ملت فلسطين بوده است كه حقيقتا اين رژيم را
در تنگناهاي شديدي قرار داده است .
در سطح بين المللي نيز نگاه مردم نسبت به اسرائيل بسيار
منفي شده و برعكس نسبت به فلسطينيان بسيار مثبت گشته
است تا جايي كه تنديس شهيده عمليات استشهادي عليه
اشغالگران در اروپا تا حد قدسيه اي تكريم مي شود كه واكنش
شديد اين رژيم را در پي دارد.
انتفاضه با فراگيرشدنش موجوديت اين رژيم را حقيقتا به
خطرانداخته است . از آنجا كه اصل جعل اسراييل در منطقه با
هدف ايجاد ناامني دايمي براي جاري شدن سرمايه ها و ثروت
منطقه به غرب است , بقاي آن براي اقتصاد غرب حياتي است .
از اين روي غرب و در راس آن آمريكا و انگليس مي كوشند اين
رژيم را از فرو افتادن در گرداب نجات بخشند.
حمله نظامي غرب به منطقه به بهانه جنگ با تروريسم
(تروريسمي كه ساخته و پرداخته خود غرب و صهيونيست ها
است ) و اشغال دوكشور افغانستان و عراق ارايه برنامه دراز
مدت در قالب طرح خاورميانه بزرگ كه حقيقتا توزيع ناامني
بيشتر درمنطقه به گونه اي كه ملل منطقه نگاهشان به خارج
بسته شود با هدف تثبيت موقعيت رژيم صهيونيستي و خروج
از تنگناهاي موجود است .
مردم مسلمان منطقه بايدبا هوشياري تحولات منطقه و
جهان را پي گيري كنند و از پذيرش طرح و برنامه هاي
استكباري استعمارگران , خودداري كنند هرچند اين برنامه ها
در الفاظ زيبا ارايه شده و مي شود ولي حقيقت آن است كه
هدف صهيونيست ها و حاميانش غير از آن است كه در لفظ
طرح ها و برنامه ها آمده است .
تنها راه رهايي از اين توطئه ها همانگونه كه حضرت امام
خميني (ره ) فرمودند; « وحدت كلمه مسلمين » است و
حساسيت نشان دادن نسبت به مقدسات و باورهاي اسلامي و
منافع امت اسلام است . درواقع با توجه به عمل كرد برخي دول
منطقه كه همسو با صهيونيست ها وغرب حركت مي كنند و بر
اختلافات سطحي و ظاهري تاكيد ميورزند , اميد بستن به
دولت ها عاقلانه نيست و تنها مردم هستند كه با اتكال به
خداوند و توانمنديهاي خود مي توانند موثر باشند.
شواهد و قراين تاريخي نشان مي دهد كه
يكصد سال پيش از تشكيل رژيم صهيونيستي ,
صاحبان قدرت و ثروت براي اشغال فلسطين و
تغيير چهره اسلامي بيت المقدس برنامه ريزي
كرده بودند
خانم دكتر زهرا مصطفوي رئيس جمعيت
دفاع از ملت فلسطين : طرح يهودي سازي
چهره فلسطين از زمان قيموميت انگليس بر اين
سرزمين آغاز شد وطي 50 سال گذشته دولتهاي
اسرائيل با تحريف تاريخ و كتب ديني و نيز
حذف نشانه هاي تمدن اسلامي و جعل
نشانه هاي يهود , برنامه يهودي سازي را پيش
برده اند
صهيونيست ها در تهديدات خود براي
تخريب مسجدالاقصي جدي هستند و مترصد
كوچكترين فرصت اند بنابر اين جامعه جهاني و
جهان اسلام بايستي اين خطر را جدي بگيرند
جامعه جهاني به اندازه جهان اسلام براي
حراست و حفظ مسجدالاقصي مسئوليت دارد
چرا كه اين بناي تاريخي ميراث چند هزار ساله
تمدن بشري است
اكنون تمام اميد رژيم صهيونيستي آنست كه
پس از خروج از غزه , اختلاف و درگيري ميان
فلسطيني ها بويژه حكومت خودگردان و
حماس شدت گيرد تا مقاومت فلسطين نتواند
امكانات و پتانسيل هاي خود را به كرانه باختري
منتقل سازد
حضور نظامي غرب در كشورهاي منطقه به
بهانه جنگ با تروريسم وارائه برنامه درازمدت
در قالب طرح خاورميانه بزرگ با هدف تثبيت
موقعيت رژيم صهيونيستي و خارج ساختن
اسرائيل از تنگناهاي موجود است

|