محمد زاهد غياثي
آخرين قسمت
درمان اسراف كاري
از آن چه گفته شد , مي توان اسراف كاري را نوعي بيماري
خطرناك دانست كه براي علاج آن بايد چاره اي انديشيد. براي
درمان اين بلاي خانمان سوز مي توان از روش هاي زير ياري
جست :
1 ـ تفكر وتعقل
نيروي فكر و انديشه بهترين موهبتي است كه خداوند
متعال براي شناخت خوبي ها از بدي ها به انسان داده است . چرا
كه امام علي (ع ) مي فرمايد : « انديشيدن آينه اي است كه زيبايي
و يا زشتي كار انسان را به او نشان مي دهد » (39 ) بنابراين با بهره
جستن از اين قدرت خداداد مي توان به راحتي دريافت كه
اسراف علاوه بر تضييع اموال شخصي و زيان رساني به بدن ,
سبب هدر رفتن نعمت هاي خداوندي و آسيب رساندن به
اقتصاد جامعه ي اسلامي نيز مي شود. لذا انسان عاقلي كه از
قوه ي عاقله اش بهره مي گيرد , هيچ گاه مرتكب اسراف
نمي شود , چرا كه بنا بر فرمايش امام علي (ع ) , « انسان جاهل
هميشه يا افراط گر است و يا تفريط كننده » (40 )
2 ـ زهد و پارسايي
آن كه از قوه ي عاقله اش سود مي جويد , بدون شك آخرت
پايدار و هميشگي را بر دنياي فاني و زودگذر ترجيح مي دهد و
براي دست يابي به سعادت اخروي « تواضع را بر خودخواهي ,
كوشش را بر رفاه طلبي , گرسنگي را بر سيري , عاقبت نيك
اخروي را بر دل بستگي به دنيا , ذكر خدا را بر غفلت توجه به
آخرت را بر توجه به دنيا » (41 ) رجحان مي دهد و انساني كه
داراي اين صفات باشد , نزد امام صادق (ع ) انساني زاهد و
پارسا » قلمداد مي شود. در روايت است كه خداوند متعال به
پيامبر اكرم (ص ) فرمود : « در دنيا زاهد باش و به آخرت دل
ببند » . آن حضرت (ع ) عرض كرد : « چگونه » فرمود : « در دنيا
اندكي از غذا و نوشيدني و لباس را به طور سبك (و براي رفع
نياز) برگير » (42 )
انساني كه زاهد و پارسا باشد و دل بسته ي آخرت , از هر
گونه مال حرام پرهيز مي كند و دسترنج حلال خود را با اسراف
هدر نمي دهد.
3 ـ تقدير و ميانه روي
يك زندگي استوار و خداپسندانه در پرتو تقدير ,
اندازه گيري و ميانه روي به دست مي آيد (43 ) , زيرا آن چه از
روايات رسيده , مويد اين است كه تقدير , اندازه گيري
وميانه روي سبب فزوني مال , كمال و محبوبيت نزد خداوند
است , اما اسراف و زياده روي موجب نابودي مال و ثروت و
دشمني خداوند مي شود(44 ) . امام باقر (ع ) در اين رابطه
فرموده اند : « همه ي ابعاد كمال در سه خصلت فراهم مي شود :
« شناخت و بصيرت در دين , صبر در برابر دشواري هاي زندگي ,
و اندازه گيري در مداخل و مخارج » (45 ) .
4 ـ قناعت , كفاف و عزت نفس
قناعت در زندگي بردوگونه است :
قناعت و رضايت به آن چه كه خداوند براي انسان مقدور
نموده .
صرفه جويي , سنجش و اندازه گيري در مداخل و مخارج
زندگي .
اما حرص و طمع كه در نقطه ي مقابل قناعت قرار دارد ,
انسان را به سوي افزون طلبي و تكاثر سوق مي دهد كه در اين
مسير به طور يقين , اسراف و تبذير و حتي اجتماع آن دو وجود
خواهد داشت . بنابراين با قناعت مي توان راه را بر ورود حرص
و طمع و در نتيجه اسراف در زندگي بست .
خصلت « كفاف » نيز كه به معناي « قانع شدن به زندگي و
امكانات متوسط است » , از خصايل شايسته و پسنديده اي
است كه مي تواند در راه درمان بيماري اسراف كاري موثر
باشد. رسول خدا(ص ) كه سرور و فخر كائنات است علاوه بر
اين كه خود داراي خصلت كفاف در زندگي است , براي
دوستان خود نيز از خداوند مي خواهد كه روزي اشان را به
اندازه ي كفاف عنايت فرمايد . (46 )
انساني كه داراي روحيه ي قناعت و كفاف باشد , از
تشريفات زائد , تجملات زندگي و به طور كلي هر امري كه به
اسراف و اسراف كاري منتهي شود , مي پرهيزد و در نتيجه عزت
نفس مي يابد و با اين ويژگي مي تواند بر رذيله ي اسراف در
زندگي خود راه بر بندد :
چو حافظ در قناعت كوش و از دنياي دون بگذر
كه يك جو منت دونان به صدمن زر نمي ارزد
5 ـ راضي بودن به رضا و تقديرالهي
رضايت داشتن به آن چه از رزق و روزي كه خداوند براي
انسان مقدر فرموده , مانع از ورود حرص و طمع به زندگي
انسان و بالاخره باعث قناعت پيشگي و گوارايي زندگي خواهد
شد. امام علي (ع ) در اين رابطه فرموده اند : « ارض
تسترح » (47 ) , به « خشنودي خدا راضي باش تا با نشاط و
راحتي زندگي كني » . و نيز فرموده اند : « همانا گواراترين زندگي
را كسي دارد كه به آن چه خداوند براي او تقدير كرده , راضي و
خشنود باشد » (48 )
6 ـ فرهنگ صحيح مصرف
براي جلوگيري از اسراف در جامعه , نخست وزير شهيد ,
دكتر محمدجوادباهنر(ره ) , در زمان حيات مبارك خويش
نسخه اي پيچيدند كه براي هر زمان و هر مكان راه گشاست .
ايشان فرموده اند : « بايد در راستاي انقلاب فرهنگي , جبهه اي
در ساختن فرهنگ صحيح مصرف به نام « انقلاب در برابر
اسراف و تبذير » گشود و همه ي مردم را در اين جبهه شركت
داد » . براي اين امر لازم است در اولين حركت انقلابي
« حداقل هاي اسراف » را كه به نقل امام صادق (ع ) , « بخشش
لباسي كه براي حفظ آبرو مورد نياز باشد , دور ريختن ته
مانده ي آب ظرف و خوردن خرما و به دورافكندن هسته ي
آن » (49 ) مي باشد , به مردم آموخت .
دولتمردان , اسراف و انضباط اقتصادي
مسئولان و كارگزاران حكومتي به خاطر در دست داشتن
ثروت هاي عمومي و بيت المال مسلمين مي بايست بيش از
ديگران مراقب باشند تا اموال جامعه ي اسلامي به واسطه ي
اسراف و تبذير به هدر نرود , بلكه با تصميمات و كاركرد صحيح
و درست , در حفظ و توزيع عادلانه ي اموال عمومي كوشش
نمايند. قرآن كريم در ذكر خصوصيات بارز حضرت يوسف (ع )
در زمان رسيدن آن حضرت به منصب حكومتي , از ايشان با
تعبير « حفيظ عليم » (50 ) ياد مي كند . يعني آن حضرت (ع )
علاوه بر اين كه حافظ و امانت دار درست كاري براي اموال
مردم بود , نسبت به كار خود آگاهي ودانش داشت و فردي
كاردان و لايق به شمار مي رفت . متاسفانه امروزه مشاهده
مي شود در برخي دواير دولتي كارهايي انجام مي گيرد كه
خيانت در امانت و مصداق بارز اسراف , تبذير , ريخت و پاش
و اتلاف اموال مسلمين است , مانند جشن ها و مراسم هايي كه
به مناسبت هاي مختلف انجام و در آن ها مخارج بي
حدوحساب منظور مي شود , خريد اشيا و لوازم لوكس و
زينتي با مبالغ گزاف و غيره . در حالي كه « اسراف و ريخت و
پاش مالي , جز نبايدهاي انقلاب اسلامي است كه متاسفانه
بعضي آن را رعايت نمي كنند. اسراف , يك لجن زار و ريخت و
پاش مالي , يك وسوسه ي شيطاني است . مردم و مسئولين ,
انضباط اقتصادي و مالي را جدي بگيرند. انضباط اقتصادي و
مالي به مفهوم مقابله با ريخت و پاش مالي و زياده روي و
اسراف در مصرف است » (51 )
امام علي (ع ) براي آن كه كوچك ترين اسراف در امر
حكومتي را حذف نمايند , در نامه اي خطاب به كارگزاران خود
در شهرهاي مختلف مي نويسند : « سرقلم ها را نازك تر كنيد , و
بين سطرها را به هم نزديك تر نماييد , از استخدام واژه هاي
زائد بپرهيزيد و معاني را هدف قرار دهيد. از پرچانگي و
مخارج اضافي دوري نماييد , زيرا نبايد به ثروت مسلمانان
آسيب برسد » (52 )
اقتار; باز هم نه !
سخت گيري در معاش زندگي , در عين گشادگي رزق نيز كه
از آن به « اقتار » تعبير شده است از جمله امور مذموم و
ناپسندي است كه با نهي شديد اسلام مواجه شده است .
خداوند متعال در بيان صفات نيك بندگان خود مي فرمايد :
« والذين لم يسرفوا لم يقتروا و كان بين ذلك
قواما » (53 )
خوردني ها , آشاميدني ها , پوشيدني ها , ثروت , املاك ,
زينت ها و ساير نعمت هاي حلال و طيبي كه خداوند متعال
آفريده , براي استفاده ي بجا و صحيح از آن هاست و به كارگيري
آن ها نه تنها امر مذمومي نيست , بلكه مورد تشويق و تاييد
خداوند نيز هست . اما استفاده ي نادرست و در راه باطل و هدر
دادن آن هاست كه مورد نهي و نكوهش پروردگار قرار گرفته ,
بنابراين خست , بخل ورزيدن و سخت گيري در آن چه كه
خداوند براي انسان قرار داده , خود امري است ناپسند و
مذموم . چرا كه امام علي (ع ) مي فرمايد : « كن سمحا و لاتكن
مبذرا و كن مقدرا و لاتكن مقترا » , (54 ) « بخشنده باش اما
زياده روي نكن , حساب گر باش اما سخت گير مباش . »
در روايت است كه « عبادبن كثير » از مقدس مآبان عصر
امام صادق (ع ) , روزي آن حضرت را ديد كه لباس نسبتا زيبايي
پوشيده . پس به آن حضرت (ع ) گفت : شما از خاندان رسالت
هستيد و پدرتان علي (ع ) لباس ساده مي پوشيد , چرا چنين
لباس زيبايي پوشيده ايد امام صادق (ع ) به او فرمود : « واي بر
تو , « قل من حرم زينه الله التي اخرج لعباده والطيبات من
الرزق (55 ) » (56 ) » .
پاورقي :
39 ـ غررالحكم
40 ـ نهج البلاغه , حكمت 7
41 ـ بحارالانوار , 315,70
42 ـ همان , 22,77
43 ـ غررالحكم
44 ـ ميزان الحكمه 137,8
45 ـ منتهي الامال , 70,2
46 ـ اصول كافي , 104,2
47 ـ ميزان الحكمه , 147,4
48 ـ غررالحكم
49 ـ فروع كافي , 56,4
50 ـ يوسف , 55
51 ـ مقام معظم رهبري , روزنامه جمهوري اسلامي ,
73,11,3
52 ـ بحارالانوار , 105,41
53 ـ فرقان , 67
54 ـ نهج البلاغه حكمت 33
55 ـ اعراف , 32
56 ـ وسايل الشيعه , 3 , حديث 4 ارباب 7
منابع و ماخذ :
1 ـ قرآن كريم
2 ـ نهج البلاغه ـ ترجمه ي مرحوم دشتي
3 ـ غررالحكم
4 ـ بحارالانوار
5 ـ اصول و فروع كافي
6 ـ وسايل الشيعه
7 ـ ميزان الحكمه
8 ـ قصارالجمل
9 ـ مستدرك الوسايل
10 ـ بلاي خانمان سوز محمدي اشتهاردي
حضرت علي (ع ) :
بخشنده باش , اما اسراف و زياده روي مكن .
حساب گر باش , اما سخت گير نباش
خست و بخل ورزيدن و سخت گيري در آنچه كه
خداوند براي انسان قرار داده , امري است ناپسند و
مذموم
اسراف , علاوه بر تضييع اموال شخصي و
زيان رساني به بدن , سبب هدر رفتن نعمت هاي
خداوندي و آسيب رساندن به اقتصاد جامعه
اسلامي نيز مي شود
حضرت علي (ع ) :
استان جاهل هميشه يا افراط كننده است , يا تفريط
كننده

|
عدالت علي (ع )
|
روزي علي (ع ) گردن بندي در گردن دخترش زينب مشاهده كرد ,
فهميد كه گردنبند مال خود او نيست .
پرسيد : اين را از كجا آورده اي
دختر جواب داد : آن را از بيت المال « عاريه مضمونه » گرفته ام , يعني
عاريه كردم و ضمانت دادم كه آن را پس بدهم .
علي (ع ) فورا مسئول بيت المال را حاضر كرد و فرمود : تو چه حقي
داشتي اين را به دختر من بدهي
عرض كرد : يا اميرالمومنين ! اين را به عنوان عاريه از من گرفته كه
برگرداند.
حضرت فرمود : بخدا قسم اگر غير از اين بود , دست دخترم را
مي بريدم .
اين حساسيتهايي است كه ائمه و پيشوايان ما , كه اسلام مجسم و
معلمان راستين اسلام اصيل بوده اند , در زمينه عدالت اجتماعي از خود
نشان داده اند.
انقلاب اسلامي ما نيز اگر مي خواهد با موفقيت به راه خود ادامه
دهد , راهي بجز اعمال چنين شيوه ها و بسط روشهاي عدالت جويانه و
عدالت خواهانه ندارد.
(به نقل از حكايت ها و هدايت ها در آثار استاد شهيد مرتضي مطهري )

|
پرتوي از كلام معصومين
|
ظلم
العامل بالظلم والمعين عليه والراضي به شركا
ثلاثه .
ستمكار و كمك كننده برستم و راضي بستم هر سه با هم
شريكند.
اميرالمومنين علي (ع )
اياك و ظلم من لا يجد عليك ناصرا الاالله
عزوجل .
مبادا بر كسي كه جز خداوند عزوجل در برابر تو ياوري
ندارد , ستم كني .
اميرالمومنين علي (ع )
عافيت
يا ايهاالناس سلواالله اليقين , وارغبو اليه في العافيه , فان
اجل النعم العافيه , و خير مادام في القلب والمغبون من غبن
دينه , والمغبوط من حسن يقينه .
اي مردم از خداوند , استدعاي يقين كنيد و روي بعافيت
آريد , زيرا والاترين نعمت , عافيت است . و خوبترين چيزيكه
پايدار در دل است يقين است . مغبون آنكس است كه بردينش
زيان است و غبطه بر آنكس بايد برد كه يقين خوب
دارد.
اميرالمومنين علي (ع )
العافيه نعمه حفيفه اذا وجدت نسيت و اذا عدمت ذكرت .
عافيت نعمت سبكي است كه چون در دست است فراموش
شود , و چون از دست برود , بياد آيد.
امام جعفر صادق (ع )

| | |