روزنامه جمهوري اسلامي 03/06/1384 صفحه مقالات

مهدي منتظر(عج ) از ديدگاه اهل سنت
برگزاري دوره آموزشي آشنايي با معارف مهدويت در يزد
شميم حضور تو
جمعه اي گذشت و باز هم نيامدي
مهدي منتظر(عج ) از ديدگاه اهل سنت


استاد عبدالمحسن العباد
استاد اهل سنت در كشورهاي عربي
قسمت اول
اشاره :
كتاب « عقيده اهل السنه والاثر في المهدي المنتظر » كه تقرير درس استاد شيخ عبدالمحسن العباد از علماي اهل تسنن و صاحب كرسي در دانشگاههاي كشورهاي عربي است , اخيرا به فارسي ترجمه و تحت عنوان مهدي منتظر از ديدگاه اهل سنت منتشر شده است .
نويسنده محقق و فاضل , در اين جزوه , مباحث تحقيقي ارزشمندي را در ضمن 10 عنوان مطرح كرده كه پيرامون حضرت مهدي عليه السلام و جايگاه اسلامي اين عقيده اسلامي است . وي مطالبي از جوامع روايي اهل سنت و اسامي صحابي پيامبرگرامي اسلام (ص ) كه روايات و احاديثي درباره حضرت مهدي از آن بزرگوار نقل كرده اند و همچنين نام علمايي كه قائل به تواتر اخبار در مورد امام مهدي هستند را آورده است .
اين جزوه توسط آقاي حسن طاهري پورهمداني به فارسي برگردانده شده و به همت انتشارات شبر منتشر گرديده است . اينك نظر خوانندگان گرامي را به اين نوشته جلب مي نمائيم .
سپاس و ثنا خداوندي را سزا است كه ما را به دين مبين اسلام هدايت نمود كه اگر هدايت و رهنمود او نبود , ما موفق به حركت در طريق و راه اسلام نمي شديم .
و نيز حمد و سپاس مي گوييم خداوند سبحان را بر نعمت هاي فراوانش ومسئلت داريم از ذات اقدسش كه ما را بيش از پيش از فضل و كرمش بهره مند سازد.
پناه به حضرت حق سبحانه و تعالي مي بريم از شرور نفس اماره خود و از اعمال زشت و گناهانمان .
حقا آن كه را كه خداي متعال هدايت نمايد هيچ كس نمي تواند او را گمراه كند و آن كه را كه حق تعالي به واسطه گناهان و كردار پليدش از هدايت خود محروم نموده به ضلالت اندازد , هادي و راهنمايي نخواهد داشت .
و گواهي مي دهم بر وحدانيت و يگانگي حضرت حق جل جلاله و اينكه ذات اقدسش بي شريك است و بي همتا , و گواهي مي دهم كه رسول گراميش حضرت محمدمصطفي (ص ) را براي هدايت بشر و تثبيت دين حق فرستاد تا دين مبين اسلام را در تمامي ابعادش ظاهر و آشكار نمايد.
به همين جهت رسول گراميش را مخاطب قرار داده فرمود : « همانا تو مردم را به راه راست هدايت مي كني . »
و گواهي مي دهم كه محمد(ص ) بنده او و فرستاده او و خليل و منتخب او از بين مخلوقات است كه براي هدايت و ارشاد همه مردم مبعوث گرديده است .
در حالي كه مردم را به نعمت الهي و رحمت و مغفرتش بشارت داده و به عذاب و قهر و غضبش تهديد نموده , از آن برحذر مي داشت و مردم را به اذن خداوند متعال به سوي او دعوت مي فرمود و در آن حال وجود مبارك آن حضرت نسبت به جامعه تاريك بشري به منزله چراغي پرنور بود كه آنها را از ضلالت به هدايت مي رسانيد و خداي سبحان توسط وجود مبارك آن بزرگوار اخبار و دستوراتش را به نحو كامل به بندگانش اعلام فرمود , پس احكام و دستوراتش عين عدل , و اخبار و پيام هايش عين صدق است , از روي هواي نفس حرف نمي زد بلكه هر مطلبي را بيان فرموده مطابق وحي و الهام پروردگار است .
خبر داد رسول گرامي امت خود را از ملل و اقوام گذشته به اخباري كه حتما يك مسلمان مومن بايد آنها را يقين داشته تصديق نمايد كه آن وقايع و حوادث مطابق بيان آن حضرت به طور قطع و يقين واقع گشته است .
همچنان كه خبر داد از امور و وقايع آينده كه آن نيز به حكم ايمان و اعتقاد بر هر مسلمان لازم است تصديق آن امور و يقين به اينكه آن حوادث برابر نقلي كه از حضرتش رسيده واقع خواهد شد.
و نيز آن بزرگوار هر چيزي كه امت را به خداي متعال نزديك مي كند بيان كرده و مردم را به آن امور ترغيب فرموده و از هر شري كه باعث شقاوت شود امت خود را برحذر داشته پس صلوات و سلام تام و كامل حضرت حق سبحانه و تعالي بر او و بر آل و اصحابش باد , آن اصحابي كه خداوند منان به صحبت پيامبر گرامي خويش بر آنها شرافت بخشيد و آنها را به جهت توفيق رويت جمال منورش در دنيا مكرم داشت و نعمت خود را بر انصار آن سرور به اتمام رسانيد زيرا كه آنها را حاملان سنت حضرتش قرار داد.
و درود و رحمتش بر كساني باد كه از اصحاب آن حضرت پيروي نمودند و راه آنها را ادامه دادند سلام و درودي كه تا روز قيامت ادامه داشته باشد . (1 )
اما بعد
از جمله امور و حوادثي كه در آينده به وقوع پيوسته و در آخرالزمان به هنگام نزول حضرت عيسي عليه السلام از آسمان به سوي زمين تحقق پيدا مي كند خروج مردي از اهل بيت نبوت از اولاد حسن بن علي بن ابي طالب (2 ) (رضي الله عنه ) است كه اسم ايشان مطابق اسم جد بزرگوارش حضرت رسول اكرم (ص ) است « دنباله اين عبارت كه در واقع جواب لما باشد در متن عربي گويا از قلم افتاده است . ولذا شروع كرده به طرح عناوين دهگانه اي كه در اين جزوه مورد بحث قرار گرفته البته قبلا هم اشاره كرديم در تفصيل مطلب متاسفانه همه مطالب و عناوين نيامده در هر حال اجمال آن عناوين به اين ترتيب است (مترجم ) » .
الف ـ ذكر اسامي آن عده ازاصحاب پيامبر گرامي اسلام (ص ) كه مستقيما از شخص آن حضرت احاديث مهدي را نقل نموده اند.
ب ـ ذكر اسامي علما و پيشواياني كه احاديث و آثار وارده در شان حضرت مهدي را استخراج و در كتب خود وارد نموده اند.
ج ـ ذكر اسامي علمايي كه در مورد حضرت مهدي كتاب مستقلي نوشته اند.
د ـ ذكر نام آن دسته از علمايي كه حكايت و ادعا نموده اند كه احاديث وارده درخصوص حضرت مهدي در حد تواتر است و نقل كلامشان در اين رابطه .
هـ ـ بيان احاديثي كه در صحيحين وارد شده و مربوط به حضرت مهدي مي شود.
و ـ بيان بخشي از احاديثي كه در شان حضرت مهدي در غير صحيحين از كتب علما وارد شده با بررسي اسانيد بعضي از آنها.
ز ـ ذكر نام بعضي علمايي كه احتجاج به احاديث مهدي كرده اند با اعتقاد به موجب آن و بيان كلامشان در اين خصوص .
ح ـ ذكر نام بعضي از افرادي كه از آنها حكايت مي شود انكار احاديث مهدي يا ترديد در آن احاديث و رد كلام آنها به اختصار.
ط ـ ذكر بعضي مواردي كه ممكن است كسي تصور كند آنها با احاديث وارده در مورد مهدي تعارض دارد و بيان جواب آنها.
ي ـ اختتام كلام .
اما مطلب اول يعني اسامي آن عده از صحابي كه احاديث مهدي را از رسول اكرم روايت كرده اند تا آنجا كه من اطلاع پيدا كرده ام بيست و شش نفرند به اين ترتيب :
1 ـ عثمان بن عفان
2 ـ علي بن ابي طالب
3 ـ طلحه بن عبيد
4 ـ عبدالرحمن بن عوف
5 ـ حسين بن علي
6 ـ ام سلمه
7 ـ ام حبيبه
8 ـ عبدالله بن عباس
9 ـ عبدالله بن مسعود
10 ـ عبدالله بن عمر
11 ـ عبدالله بن عمرو
12 ـ ابوسعيد خدري
13 ـ جابربن عبدالله
14 ـ ابوهريره
15 ـ انس بن مالك
16 ـ عماربن ياسر
17 ـ عوف بن مالك
18 ـ ثوبان مولي رسول الله
19 ـ قره بن اياس
20 ـ علي الهلالي
21 ـ حذيفه بن يمان
22 ـ عبدالله بن حارث بن حمزه
23 ـ عوف بن مالك
24 ـ عمران بن حصين
25 ـ ابوالطفيل
26 ـ جابرالصدفي
و چون احاديث و روايات كثير و مستفيض از حضرت رسول اكرم (ص ) كه مورد قبول و اعتقاد امت اسلامي است دلالت بر ظهور حضرت مهدي دارد موضوع بحث و تحقيقم را در اين خصوص قرار دادم زيرا :
اولا : احاديث وارده در مورد مهدي در صحيحين به صورت تفصيل نيامده بلكه به نحو اجمال بيان گرديده ولي در غير صحيحين رواياتي نقل شده كه مفسر و مبين آن احاديث مجمل در صحيحين مي باشد. بنابراين ممكن است كسي تصور كند اين وضع (عدم تفصيل آن در صحيحين ) از شان موضوع و روايات وارده در مورد مهدي كاسته و ارزش آن را پايين آورده است .
ولي اين خطا و اشتباهي واضح بيش نيست زيرا كه روايات صحيح و حسن كه در غيرصحيحين آمده بدون هيچ شكي مورد قبول و اعتماد اهل حديث است .
ثانيا : اينكه بعضي از نويسندگان در زمان معاصر ناآگاهانه اقدام به طعن احاديثي نموده كه در مورد مهدي وارد شده و اين اقدام نه تنها از روي علم و آگاهي نبوده بلكه به علت جهل و ناداني طاعن و يا تقليد او از فردي است كه به احاديث نبوي اعتنايي ندارد.
از جمله اين افراد كه اطلاع پيدا كرده ام شخصي است به نام عبدالرحمن محمد عثمان كه تعليقه و حاشيه اي بر كتاب تحفه الاحوذي زده و اخيرا در مصر به چاپ رسيده كه در جز ششم در باب ما جا في الخلفا در حاشيه خود مي گويد :
خيلي از علما نظرشان بر اين است كه احاديثي كه در مورد مهدي وارد شده مشكوك است و صحت نقل آن از حضرت رسول ثابت نيست بلكه همه آنها از موضوعات و جعليات شيعه است و نيز در جلد ششم در باب ماجا في تقارب الزمن و قصرالامل در حالي كه قصدش پايين آوردن شان و منزلت مهدي است , مي گويد : خيلي از علماي مورد وثوق و حافظ حديث معتقدند احاديثي كه در خصوص مهدي وارد شده از جعليات فرقه باطنيه و شيعه و امثالهم است و نسبت اين قبيل روايات به نبي اكرم درست نيست .
بلكه بعضي بيش از اين تجري پيدا كرده و پا فراتر نهاده مانند محيي الدين عبدالحميد كه در تعليقه خود بر كتاب الحاوي للفتاوي كه تاليف سيوطي است مي گويد : در آخرين جز از كتاب العرف الوردي في اخبار المهدي ص 166 بعضي از باحثين معتقدند هر حديثي كه در مورد مهدي يا دجال نقل شده از اسرائيليات است .
و از همه اينها خطرناك تر و شكننده تر تعليق و حاشيه ابوريه رئيس بعثه الازهر در لبنان است كه در سال گذشته بر كتاب النهايه ابن كثير نوشته و نتيجه و خلاصه كلامش آن است كه همه احاديثي كه در مورد مهدي , عيسي بن مريم , و دجال وارد شده رمز و كنايه از نصرت حق بر باطل است (به اين معني كه مهدي و عيسي بن مريم و دجال واقعيت ندارد بلكه اين قبيل تعابير كنايه از پيروزي حق بر باطل است ).
پس براي رد اين خيالات واهي و بي اساس و به جهت اينكه بر هر فرد مسلمان كه بايد به اصلاح نفس خود بپردازد لازم و ضروري است اخبار و بيان پيامبر خود را تصديق نموده و نسبت به آن هيچ گونه شك و ترديدي به خود راه ندهد ـ چنانكه قبلا اشاره كرديم ـ لازم دانستم در مورد حضرت مهدي بحث و تحقيق داشته باشم كه عنوان اين تحقيق و بحث را قرار داده ام : « عقيده اهل السنه والاثر في المهدي المنتظر » .
پاورقي :
1 ـ با توجه و نظري اجمالي به احاديث و بيانات منقول از ناحيه شريفه حضرت ختمي مرتبت (ص ) مي توان دريافت كه اين صلوات و سلام و نيز پيروي از اصحاب آن وجود مقدس شامل آن دسته از اصحاب خواهد شد كه بدون كمترين ترديد و كوچكترين لغزشي در طريق و سبيل نجات بودند و تخطي از منويات آن پيامبر به حق و آل گرامش كه خود فرمود : « اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي » ننمودند والا آن هم صحبتي و هم نشيني با رسول گرامي اسلام كه موجب هدايت نگردد , كوچكترين شرافتي به همراه نخواهد داشت . بلكه پستي و دنائت است كه هم نشيني و هم صحبتي با چنان شخصيتي بزرگوار كوچكترين تاثيري در ترقي و تعالي شخص نداشته باشد.
2 ـ معلوم نيست نويسنده سهوا در اينجا حسن را به جاي حسين نوشته (زيرا بنا به نقلي يكي از امتيازات آن حضرت در مقابل ايثار و شهادت مظلومانه اش در كربلا آن است كه حضرت مهدي (ع ) از صلب او است ) يا منظور امام حسن عسكري (ع ) است .

برگزاري دوره آموزشي آشنايي با معارف مهدويت در يزد


دوره مقدماتي آموزش معارف مهدويت روز سه شنبه در يزد آغاز شد.
110 نفر از طلاب و دانشجويان استان يزد در اين دوره 10 روزه با مباحثي مانند فلسفه غيبت و انتظار , ضرورت ترويج بحث مهدويت و وظيفه شيعه در عصر غيبت آشنا مي شوند.
اين دوره آموزشي با هدف آشنايي مخاطبان با معارف مهدويت و نيز افكار انحرافي فرقه هاي ضاله برپا شده است .
شركت كنندگان در اين دوره پس از موفقيت در آزمون , گواهينامه پايان دوره دريافت مي كنند.

شميم حضور تو


تو را مي توان در هر نسيم حس كرد. چهره نوراني ات , آذرخشي است كه درخشندگي را بر رخساره زمين حك مي كند. وقتي تو باشي , خورشيد به روياهايم پا مي گذارد.
اي امام زمان (عج )! نامت را بر قلب زمين نقش مي كنم . مي خواهم تو را در سينه ام ترسيم كنم . زير سايه هاي درختان كاج , تكيه به ديوار , به ياد تو مي نويسم . من ياد گرفته ام نقشت را در گلستان ها و بوستان ها بجويم .
دامانم از شميم حضور تو لبريز است . با تو بر ابرها سوار خواهم شد. تو كه باشي , فاصله ها از ميان مي رود.
اي مهدي ! بامن باش تا من هميشه رايحه اي براي بوييدن داشته باشم . با تو شب , بوي خستگي نمي دهد. سال هاست شبهاي مهتابي ام را با نگاه « اميد » به صبح پيوند مي زنم و شانه هاي خسته ام را به « انتظار » فرج تكيه مي دهم تا توبيايي و سعادت با عشق بودن را برايم به ارمغان بياوري .
بيژن غفاري ساروي

جمعه اي گذشت و باز هم نيامدي


صبح اين جمعه هم ترنم نام مهدي موعود(عج ) در گوش انتظار زمزمه شد , اما منتظر نيامد.
مهدي جان اين جمعه هم عاشقان منتظر با اشك چشم سر راه تو نشستند با دعاي فرج نام تو را تكرار كردند و تو نيامدي .
باز هم جمعه اي در سوگ لمس قدمهاي تو دلگير شد و درغروبي غمگين ماتم گرفت و تو نيامدي .
گلهاي نرگس بارها در مسير تو شكفتند و زينت بخش عاشقانه هاي ظهورت شدند و تو نيامدي .
در شهر پرهياهوي بي كسي , چشم ها به در دوخته شد و باز هم نيامدي .
شايد سپرده اي به آسمان كه رازت فاش نشود , اما زمين به انتظار مانده است و تو نيامدي .
در حسرت نگاه تو , مانديم همچنان , لحظه شمار نام تو مانديم و نيامدي .