روزنامه جمهوري اسلامي 01/06/1384 صفحه سرمقاله
در حاشيه سفر رئيس جمهور به عسلويه


بسم الله الرحمن الرحيم
دكتر احمدي نژاد , رئيس جمهور , روز 5 شنبه گذشته در سفر به منطقه ويژه اقتصادي پارس واقع در عسلويه , از پالايشگاه و تاسيسات صنعتي منطقه بازديد كرد و در مدت حضور خود با كاركنان سخت كوش و متعهد صنايع نفت , گاز و پتروشيمي ديدار داشت . رئيس جمهور در خلال اين ديدار تلاش كرد با پيچيدگيها و ظرافت هاي صنايع نفت , گاز و پتروشيمي از نزديك آشنا شود و اعلام داشت : سياستهاي دولت , رونق بخشيدن بيشتر به طرحهاي صنعتي نفت , گاز و پتروشيمي است كه در اين ميان , مردم كشور بويژه استان بوشهر بهره بيشتري خواهند برد.
آقاي احمدي نژاد اين سفر را يك سفر غيررسمي خواند كه بمنظور آشنائي نزديك با مجموعه توانمنديهاي اين منطقه و آگاهي از طرحهائي است كه دردست اجرا قرار دارد. وي صنعت نفت را پايه و پشتيبان ديگر صنايع و اقتصاد كشور خواند و يادآور شد كه در سالهاي گذشته كارهاي بزرگي در منطقه پارس جنوبي انجام شده و بحمدالله امروزه ما سرمايه بسيار بزرگ و ارزشمندي را در اختيار داريم .
در گزارش وزير نفت و مدير عامل پتروشيمي به رئيس جمهور اعلام شد از محل 5 طرح بهره برداري شده در منطقه پارس جنوبي سالانه 5,8 ميليارد دلار درآمد عايد كشور مي شود و 60 درصد تاسيسات احداث شده در منطقه به دست متخصصين توانمند ايراني ساخته شده است . بعلاوه در طول 8 سال اخير 17 ميليارد دلار در صنايع پتروشيمي سرمايه گذاري شده كه 7,5 ميليارد دلار آن را منطقه پارس جنوبي به خود اختصاص داده است .
همين گزارش مي افزايد براساس طرح چشم انداز 10 ساله قرار است 25 ميليارد دلار ديگر در اين بخش سرمايه گذاري شود و سالانه با توليد 75 ميليون تن محصولات پتروشيمي و صدور آن 20 ميليارد دلار درآمد ارزي عايد كشور شود.
اهميت اين ارقام , زماني بهتر قابل درك است كه بدانيم ايران در طول سالهاي اخير همچنان در معرض تحريم آمريكا قرار داشته و كارشناسان دلسوز و متعهد صنايع نفت , گاز و پتروشيمي در آن واحد سرگرم تلاش براي خنثي كردن توطئه هاي پيچيده اي بوده اند كه مانع سرمايه گذاري ديگران در قلمرو صنايع نفت , گاز و پتروشيمي ايران مي شده و درعين حال , براي جلب سرمايه و كاهش ريسك كشور بمنظور ارتقا سطح دانش فني و بهره وري در قلمرو صنايع نفت , گاز و پتروشيمي , موانع عملي متعددي در پيش رو بوده و هست .
نبايد از نظر دور داشت كه ميدان گازي پارس جنوبي , بزرگترين ميدان گازي جهان محسوب مي شود كه بعلت نحوه استقرار آن , با كشور قطر مشترك است .
اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه درصورت عدم بهره برداري ايران از اين ثروت خدادادي , كشور قطر بصورت يكجانبه از آن بنفع خود بهره برداري خواهد كرد. در طول دو دهه اخير , قطر از اين « فرصت طلائي » همواره به سود خود بطور يكطرفه استفاده كرده است و هشياري مجموعه مديران و صنعتگران و مراكز تصميم گيرنده در كشور , اين فرصت را بوجود آورده است كه ايران با شتاب بخشيدن به سرمايه گذاريها و عمليات اجرائي , تا سرحدا امكان تلاش كند تا عقب ماندگي ها در بهره برداري از اين صروت خدادادي را تا حدودي جبران كند.
در واقع سرمايه گذاري در صنايع نفت , گاز و پتروشيمي در هرجاي كشور كه صورت گيرد , از اهميت و اولويت خاصي برخوردار است و بايستي بعنوان يك اقدام بنيادي از آن استقبال كرد لكن با در نظر گرفتن موقعيت استراتژيك مخازن پارس جنوبي و شرايط استثنائي آن , سرمايه گذاري و بهره برداري از اين ثروتهاي خدادادي , از « اهميت مضاعف » برخوردار است .
دست اندركاران دلسوز و پرتلاش صنايع نفت , گاز و پتروشيمي در طول دوران پرشكوه انقلاب اسلامي , مراتب عشق و تعهد خود را در هر فرصتي , بدون آنكه درصدد خودنمائي باشند , خاضعانه و خالصانه بنمايش گذاشته اند. اعتصاب يكپارچه اي كه كاركنان متعهد صنعت نفت در طول دوران انقلاب داشتند , كه رژيم ستم شاهي را شكست و بسترهاي لازم براي پيروزي پرشكوه انقلاب اسلامي را فراهم ساخت .
در طول دوران جنگ تحميلي , سربازان و سرداران گمنام انقلاب در صنعت نفت با دلاوريها و رشادتهاي خود توانستند افتخارات بزرگي را در جبهه صنعتي كشور بنام خود در صفحات تاريخ معاصر به ثبت برسانند و سوخت لازم براي تامين نيازهاي جبهه و پشت جبهه را عليرغم حملات سنگين و مستمر دشمن به پالايشگاهها , خطوط لوله , ايستگاههاي پمپاژ نفت و فرآورده , مخازن نفت و بويژه ترمينال صادراتي خارك , فراهم سازند.
اين افتخار بزرگ و صنعتگران دلسوز و فداكار در قلمرو نفت در طول دوران جنگ تحميلي , بارها مورد ستايش و تكريم و تجليل امام راحل (ره ) قرار گرفت و آن عزيز دوران , بارها از آنها به نام « دلاورمردان صحنه پيكار حق عليه باطل » قدرداني كرد.
انكار نمي توان كرد كه رشادتها و دلاوريهاي صنعتگران نفت كمتر در آن حدي كه لازمه تبيين آن بوده , از سوي دست اندركاران امور به اطلاع مردم رسيده است . وزيران نفت همواره با اين استدلال كه ممكن است اين اظهارات احتمالي آنها به حساب « خودستائي » و « سواستفاده تبليغاتي » گذاشته شود , حتي از انعكاس صحيح , دقيق , بموقع و متناسب با ابعاد عظمتي كه اين كارهاي عظيم ايجاب مي كرده , خودداري كرده اند. اين نقص بزرگ در اطلاع رساني , هم در دوران آقاي زنگنه و هم در دوران آقاي آقازاده كاملا محسوس و ملموس بود.
در دوران پس از پايان جنگ تحميلي , پالايشگاه آبادان در طول كمتر از 6 ماه بازسازي شد و به بركت رشادت دليرمردان صنعت نفت , توليد فرآورده در آبادان آغاز شد و حال آنكه اين حركت عظيم و حماسي نيازمند تجليل و تكريم بيشتري بود.
در دوران پس از آن , پتروشيمي بندر امام خميني (ره ) درحاليكه شريك ژاپني , آنرا « مشتي آهن پاره » لقب داده بود , به همت صنعتگران نفت و گاز و پتروشيمي و با ماموريت يافتن عزيزاني كه انصافا مجاهده كردند و آن مخروبه را آباد كردند , سر برآورد و امروزه از افتخارات نظام محسوب مي شود.
براي لحظه اي تصور كنيم كه اگر پالايشگاه آبادان و پتروشيمي بندر امام در حكومت منحوس و منفور صدام , در عراق به بهره برداري رسيده بود , آنها چه مي كردند.
بلافاصله جشن ملي به راه مي انداختند. همه از پايين به بالا در سلسله مراتب حكومتي , تبريك مي گفتند و از بالا به پائين در همين سلسله مراتب حكومتي , مدال لياقت و شجاعت و كارداني مي دادند. البته شايد وزيران گذشته و كنوني , بخاطر « خفض جناح » و شكسته نفسي , چيزي نگفتند ولي بنظر مي رسد كه اين مسئله راهكار بهتري داشت .
ايكاش وزيران نفت ما با همان شكسته نفسي به ميدان مي آمدند و با خضوع كامل ميگفتند من كاري نكرده ام ولي شهادت مي دهم كه همه صنعتگران دلسوز و پرتلاش صنعت نفت و گاز و پتروشيمي , مجاهده كردند و از جان مايه گذاشتند.
خوبست با بيان خاطرات دوران جنگ تحميلي , يادي هم از شهدا و جانبازان مظلوم صنعت نفت داشته باشيم .
نويسنده اين سطور , بمباران چند پالايشگاه كشور را حضورا به چشم ديده و ابعاد دلسوزي و رشادت صنعتگران متعهد نفت را كاملا لمس كرده است كه چگونه براي نجات پالايشگاه و براي مهار آتش عظيمي كه هر لحظه با لهيب خود پالايشگاه و مخازن نفت و فرآورده را به كام خود مي كشيد , وارد عمل شدند. در لحظاتي كه هركس براي نجات خود به پناهگاهي مي رفت , عزيزان صنعت نفت براي نجات پالايشگاه به استقبال آتش مي رفتند تا خاكريزي ايجاد كنند و مانع پيشروي آتش در زير تاسيسات پالايشگاه شوند.
يكبار در پالايشگاه اصفهان , بمباران دشمن دقيقا پس از ظهر روز 5 شنبه رخ داد ولي ما شاهد بوديم كه كاركنان فداكار پالايشگاه عليرغم آنكه شيفت آنها به پايان رسيده بود و به خانه هايشان رفته بودند , با فداكاري و با استفاده از هر وسيله ممكن و حتي توسط وانت بار , كاميون و... به پالايشگاه برگشتند و به استقبال مهار آتش رفتند. برخي از آنها گوئي كه فرزندشان در آتش مي سوزد , مي گريستند و شجاعانه وارد صحنه مي شدند. افسوس كه برخي از آنها براثر آتش و آب داغ , « پختند » و دچار سوختگي هاي شديد منجر به نقص عضو شدند و حتي به شهادت رسيدند ولي هرگز نگذاشتند كه فرايند توليد سوخت مورد نياز جبهه و پشت جبهه دچار مشكل شود. بگذريم . آن دلاورمردان و آن مديران دلير و لايق , هنوز هم در درياي صنعت نفت و گاز و پتروشيمي حضور دارند و امواج سركش پيروزيهاي صحنه توليد و توسعه صنعتي را همين عزيزان هدايت مي كنند. گيريم كه خطائي در جائي از اين صنعت عظيم رخ دهد , قطعا بايستي به آن خطا رسيدگي كرد و خطاكاران را شناسائي و محاكمه و مجازات نمود ولي هرگز به مصلحت نيست كه بخاطر وجود يك خطاي احتمالي , جمع كل صنعت عظيم نفت و گاز و پتروشيمي را كه انصافا سند افتخار نظام مقدس جمهوري اسلامي است , به زير سئوال ببريم . ايكاش همگان به وظايف و مسئوليت هاي خود آشنا شويم و به پيچيدگيها و ظرافت هاي كار , پي ببريم و دريابيم كه بخاطر خطاي احتمالي كسي , جمع عناصر مخلص و كارآمد و بي تكلف را كه انصافا جزو افتخارات نظام هستند , نبايد رنجانيد و آنها را دلگير و دلسرد كرد.
چه كسي , چگونه و در چه زماني براي دلگرم ساختن چنين عناصري كه سرمايه هاي نظام و انقلاب و كشورند , تلاش خواهد كرد شايد رئيس جمهور براي يافتن پاسخ اين سئوال بود كه با سفر غيرمنتظره به عسلويه , شتاب كرد.