روزنامه جمهوري اسلامي 30/05/1384 صفحه جبهه و جنگ

عطر شهيد
* معرفي كتاب خاكستر و چلچله
* جنگ و زندگي چندضلعي
عطر شهيد


در آسايشگاه ما مجروحي بود كه از كتف جراحت داشت . اگر هر روز هم او را پانسمان مي كردند , باز از بوي تعفن آن جراحت , كسي نمي توانست به 3 ـ4 متري او نزديك شود.
يك روز صبح , زودتر از همه براي نماز بيدار شده بود. وقتي ديگران نيز بيدار مي شوند , متوجه مي شوند كه بويي معطر در فضاي آسايشگاه پيچيده است . همه تعجب مي كنند وبعد متوجه مي شوند كه آن بوي خوش از طرف همان مجروحي است كه در حال سجده است . به او نزديك مي شوند و فكر مي كنند كه در سجده خوابش برده است , اما وقتي تكانش مي دهند نقش زمين مي شود.
آن آزاده شهيد شده بود و آن بوي عطر , عطر شهادت او بود كه تمام فضاي آسايشگاه را پر كرده بود. بچه ها , نگهبان آسايشگاه را در جريان مي گذارند و او باور نمي كند كه بچه ها از عطر استفاده نكرده باشند , يا به او نزده باشند. همه را براي پيدا كردن عطر تفتيش كردند و چون چيزي پيدا نكردند , دست به كابل و باتوم بردند و بچه ها را زدند.
ث برادر آزاده علي قرباني ـ يزد

معرفي كتاب خاكستر و چلچله




« خاكستر و چلچه » عنوان كتابي است كه توسط نشر شاهد , انتشارات بنياد شهيد و امور ايثارگران چاپ و منتشر شده است .
« سيدمحمدرضا رضوي » مولف اين كتاب 21 خاطره از شهداي استان همدان را به صورت داستانهايي كوتاه قلمي نموده و گردآوري كرده است .
خاكستر و چلچله در 114 صفحه قطع رقعي و در شمارگان 1500 نسخه منتشر به بازار نشر دفاع مقدس عرضه گرديده است .

جنگ و زندگي چندضلعي




درنگي در تبارشناسي ادبيات دفاع مقدس در حوزه مطبوعات و يادي از يك پيشگام
ث علي معصومي (وزوايي )
اهل مطبوعات , به ويژه آن هايي كه در حوزه ادبيات دفاع مقدس نيز به قلم زدن عشق مي ورزند , نه تنها حق دارند بلكه مثل فعالان ساير حوزه ها , وظيفه دارند از پيشگامان حوزه خود (حوزه ادبيات دفاع مقدس در عرصه مطبوعات سخن بگويند.) از آن هايي كه برزمين بكر حوزه ادبيات دفاع مقدس , بذرها پاشيدند و با پديدآوردن جوانه ها و ريشه ها , اولين خشت ها را در تبار نامه اين حوزه معين كردند; از آن هايي كه بر روندها , نگرش ها و جهت گيري ها در دفاع مقدس , از طريق مطبوعات و از طريق قلم زدن در مطبوعات و سياستگذاري در مطبوعات , تاثير نهادند. به ويژه اگر اين پيشگامان , به كاروان نوراني و آسماني شهدا پيوسته و حق بزرگي برگردن ما نهاده باشند , بر ما لازم است از حق آن ها پاسداري كنيم و از نقش ها و ديدگاه ها و تفكرات آن ها بگوييم تا نسل حاضر نيز با آنان و نقش و نظر آنان مانوس شود.
از نخستين كساني كه در حوزه مطبوعاتي ادبيات دفاع مقدس , گام برداشت و دست بالا زد تا در چيدن اولين خشت هاي اين بناي عظيم سهم داشته باشد , شهيد « حسن اجاره دار » بود. در اين جا , ابتدا به اختصار او را معرفي مي كنيم و سپس به برخي فعاليت ها و ديدگاه هاي او درباره دفاع مقدس , اشاره مي نماييم .
شهيد حسن اجاره دار در سال 1329 در يك خانواده مذهبي و قمي ساكن تهران متولد شد. او تحصيلات دوره متوسطه را همراه با كار سپري كرد. در همين دوره بود كه با دوستان و همدستانش گروهي تشكيل داد و مبارزه با رژيم پهلوي را از درون دبيرستان آغاز كرد. بعد از آنكه در سال 1353 وارد دانشگاه شد , ضمن تحصيل در رشته اقتصاد دانشگاه شهيد بهشتي (دانشگاه ملي آن زمان ) , حوزه مبارزاتي اش را بسيار گسترده تر كرد. شهيد اجاره دار ضمن تلاش پيگير براي ساماندهي مبارزات دانشجويي , در ابعاد فرهنگي , اعتقادي , سياسي , نظامي و چريكي نيز مبارزات پنهان و آشكاري را هم به صورت فردي و هم در قالب گروه هاي مبارزاتي آن زمان , پيگيري نمود. فعاليت مبارزاتي شهيد اجاره دار به حدي وسيع و گسترده بود كه هنوز دو سال از زمان ورودش به دانشگاه نگذشته بود كه توسط ساواك دستگير شد. دستگيري وي درحالي صورت گرفت كه تبحر وي در پنهان نگه داشتن فعاليت هاي مبارزاتي و همچنين مهارت او در گريز پنهان و آشكار از دست ماموران ساواك , نزد دوستان و گروه هاي مبارزاتي آن زمان مشهور بود. در آن زمان شهيد اجاره دار با زيركي ويژه , توانست ساواك شاه را نسبت به فعاليت هاي مبارزاتي خود گمراه كند و آن ها را مجبور نمايد او را بعد از مدتي بازجويي ها و شكنجه هاي مكرر , آزاد نمايند.
شهيد اجاره دار بعد از آزادي از زندان , نه تنها آرام نگرفت , بلكه در سطحي وسيع تر و گسترده تر از قبل و با تجربه اي بالاتر , به مبارزه پرداخت . در اين زمان با مبارزات روحانيان نيز پيوند بيشتري برقرار كرد و با بزرگاني مثل شهيد مظلوم آيت الله بهشتي , شهيد آيت الله مفتح , آيت الله هاشمي رفسنجاني و... پيوستگي صميمانه اي برقرار كرد. اين پيوستگي كه همراه با تلاش بي وقفه براي پياده كردن اهداف و افكار اين بزرگان بود , به تدريج در سال هاي پيش و بعد از انقلاب چنان رشد يافت كه تعابيري مثل « دستي براي محقق كردن اهداف و اجراي فرامين و برنامه هاي مبارزاتي و انقلابي آيت الله بهشتي » و « فرزندي براي آيت الله هاشمي رفسنجاني » درباره شهيد اجاره دار به اذهان راه پيدا كرد. بعد از آنكه شهيد اجاره دار در كانون اصيل مبارزات اسلامي قرار گرفت , سعي فراوان كرد تا ديگر گروه هاي مبارزاتي را كه از قبل با آن ها ارتباط داشت , به اين كانون كه رهبري آن با روحانيون اصيل و در راس آن امام خميني (ره ) بود , نزديك كند تا از يك سو وحدت مبارزاتي به عمل آيد و از سوي ديگر , بابرخي كژنگري ها و زواياي انحرافي كه در صورت عدم درمان , هر روز فاصله اش از كانون اصيل مبارزات , دورتر مي شد , مقابله نمايد.
هنگامي كه در سال 1356 و 1357 , مبارزات اسلامي عموميت يافت و تظاهرات مردمي به تدريج گسترش پيدا كرد , شهيد اجاره دار در سامان دادن به مبارزات و تظاهرات عمومي , با حرارت بيشتري تلاش كرد و در بسياري از تظاهرات و راهپيمايي هاي عمومي كه به فرمان رهبري و با برنامه ريزي روحانيت بود , سهم قابل توجهي در ساماندهي برعهده گرفت . همچنان كه در كميته استقبال از امام خميني (ره ) نيز نقش مهمي نصيب خود كرد و سرانجام پس از هفته ها و روزها تلاش شبانه روزي براي بهتر برگزارشدن مراسم استقبال و حفاظت از جان پاك امام خميني , به تعبير خودش به بزرگ ترين آرزويش كه بوسيدن دست امام بود , دست يافت .
شهيد اجاره دار پس از پيروزي انقلاب اسلامي , تقريبا به طور شبانه روز در خدمت انقلاب قرار گرفت و در بعد فرهنگي , سياسي , امنيتي , انتظامي و نظامي به پاسداري از انقلاب به پاخاست . در همين حال , بنابر تكليف و توصيه استاد و مرادش آيت الله بهشتي , به عضويت شوراي مركزي حزب جمهوري اسلامي درآمد و در قسمت ها و شاخه هاي مختلف حزب مثل بخش تشكيلات , بخش هماهنگي كارخانجات , بخش هماهنگي استان ها , بخش دانش آموزي و... به بالنده شدن اين تشكيلات نوين و گسترده اسلامي كمك فراوان كرد. سرانجام , سردبيري و مديريت مجله عروه الوثقي (مجله جوانان و دانش آموزان حزب جمهوري اسلامي ) را نيز برعهده گرفت و تلاش مضاعفي را پذيرا شد . وي در هفتم تير 1360 , درحالي كه بار سنگيني از مسئوليت هاي پرزحمت را به عهده داشت , همراه استاد و مرادش شهيد مظلوم آيت الله بهشتي , به شهادت رسيد(1 )
بخش دوم مقاله را با اين خاطره آغاز مي كنم كه شامگاه يكي از روزهاي مهر 1359 , در حالي كه هنوز بيش از يك هفته از آغاز جنگ تحميلي نگذشته بود , در حال خروج از دفتر مجله عروه الوثقي بودم كه شهيد اجاره دار گفت : داري ميري
بعد از آنكه پاسخ « آري » دادم , او كه چند دقيقه اي از زمان آمدنش به دفتر مجله نمي گذشت , گفت : من هم امروز كاري دارم و بايد زودتر بروم , اگر نيم ساعت صبر كني , با هم مي رويم .
من كه خسته بودم و وسيله اي هم براي رفتن نداشتم , از پيشنهادش استقبال كردم . علاوه بر اين , همراه بودن با او , برايم غنيمتي بود , زيرا به قدري پرتحرك و پرمشغله و گرم كارهاي متعدد در داخل و بيرون حزب بود كه هيچ گاه فرصتي به دست نمي آمد تا ساعتي و نيم ساعتي همراهش باشيم . با اين كه سردبير و مديرمجله بود , ولي حضورش در مجله با مسئوليتش تناسب نداشت . هر روز , در ساعت هايي از روز به دفتر مجله مي آمد و كارها را روبه راه مي كرد و مي رفت . او مثل كسي بود كه دستگاهي و يا چراغي را روشن و روبه راه مي كند و بعد مي رود به كار ديگري مي پردازد و در مواقع لزوم برمي گردد تا ببيند دستگاه به خوبي كار مي كند يا نه , چراغ به خوبي روشن است يا نه . بالاخره , نيم ساعت موعود به سر رسيد و من ترك موتورسيكلت حسن نشستم و با هم حركت كرديم . در بين راه , صحبت از جنگ عراق عليه ايران به ميان آمد. او كه مي خواست ذهن مرا نسبت به جنگ روشن كند , چنين گفت : زندگي اضلاع متعدد دارد و نمي شود كسي را يافت كه زندگي اش تك ضلعي باشد. شايد زندگي خيلي از افراد به شكلي قوام بگيرد كه يك ضلع زندگي , بزرگ و پررنگ و اضلاع ديگر بسيار كوچك و كم رنگ شود , ولي به هر حال , زندگي اضلاع متعدد دارد. مسلمان دانا و مسئول كسي است كه به هر يك اضلاع زندگي اش به مقداري كه لازم است , اهميت بدهد. البته بعضي مواقع پيش مي آيد كه در حال عادي , زندگي ما از بعضي اضلاع , تهي است و ضرورتي هم به آن ضلع وجود ندارد , ولي زماني هم فرامي رسد كه آن اضلاعي كه زماني لازم نبود. نه تنها لازم مي شود , بلكه بايد يكي از مهم ترين اضلاع زندگي شود. جنگ نيز اكنون همين وضعيت را دارد و ضلعي بر اضلاع زندگي ما اضافه شده است . گرچه اين ضلع بر ما تحميل شده است , ولي مهمان ما نيست و بايد همه ما ياد بگيريم كه نه تنها آن را در كنار ساير اضلاع زندگي قرار بدهيم بلكه به آن اهميت بدهيم و آن را بزرگ تر و پررنگ تر كنيم تا از آزمون جديد , پيروز بيرون بيائيم , اگر مردم ما بخواهند اين واقعيت را نپذيرند و از آن فرار كنند , قطعا نمي توانيم پيروز شويم . بايد جنگ مردمي شود و مردم آن را به عنوان يكي از ابعاد زندگي خود بپذيرند و در كنار ابعاد ديگر زندگي , مثل تحصيل , ازدواج , كار , سفر و... براي جنگ نيز جايي باز كنند و در همه سطوح جنگ شركت نمايند تا با توكل برخدا , همگي پيروز شويم ...
بعد از اين بود كه او همين موضوع را به زبان مخاطبان مجله قلمي كرد و در مطلبي كه براي سرمقاله مجله تهيه كرده بود , چنين نوشت : هم اكنون كه يكي از قله هاي فرهنگ شهادت پيش روي ما قرار دارد , بايد هرچه بيشتر به سمت مردمي شدن جنگ تحميلي عراق عليه ايران , قدم برداريم . مردمي شدن جنگ اصلا مخالفت با تجهيزات نمي باشد و به صرف عاشق شهادت بودن و مردمي شدن جنگ , روانيست نيروهايمان را تلف كنيم . براي مردمي شدن جنگ , برنامه هاي بلندمدت و كوتاه مدت زيرقابل توجه است : الف ـ در برنامه هاي بلندمدت , در جهت ايجاد مردم رزمي و اهل جنگ , بايد آموزش نظامي در مدارس , كارخانجات , دانشگاه ها , ادارات , بانك ها , مساجد و... را به طور رسمي آغاز كنيم و در همين حال , به تقويت روحيه ايثار و فداكاري بپردازيم . بايد اخلاق و اسلحه , سرلوحه درس براي عموم شود. بايد در كلاس هاي بالاي دبيرستان ها و در دانشگاه ها , چگونگي استفاده از سلاح هاي سنگين و نيمه سنگين آموزش داده شود.
ب ـ در برنامه هاي كوتاه مدت نيز بايد تقويت جسماني و آموزش هاي اوليه رزمي و تمرين ها و عمليات ساده رزمي در برنامه مدارس , مساجد , ادارات , كارخانجات , دانشگاهها قرار بگيرد , به طوري كه در همه جا , از ايستگاه هاي اتوبوس تا حياط دانشگاه ها و كارخانجات , جلوه هايي از آمادگي رزمي و آمادگي براي ايثار و فداكاري , ديده شود . (2 )
تفكر راهبردي و بنياني شهيد اجاره دار در باره جنگ كه مبتني بر مردمي شدن دفاع مقدس بود , در عمل و رفتار و مديريت او بر دوستان , خويشان و همكارانش نيز جلوه تمام داشت . به همين دليل بود كه بعد از فراغت از مشكلاتي كه پيش رو داشت , به اين اعتقاد خود كه بچه هاي مجله نيز بايد پايي در مجله و پايي در جبهه ها داشته باشند و جنگ را ضلعي از اضلاع زندگي خود بدانند , جامه عمل پوشاند و بعد از چندين برنامه ريزي كه به دليل مشكلاتي بر هم خورد , سرانجام درحالي كه هنوز شش ماه نخست جنگ به پايان نرسيده بود , زمينه سفر دستجمعي و گروهي و عمومي بچه هاي مجله به جبهه ها را فراهم كرد تا آن ها عملا با مسائل و حوادث جنگ درگير شوند و ديدگاه پايي در اتاق مجله و پايي در جبهه تحقق يابد. در آستانه همين سفر بود كه به طور غيرمستقيم از بچه هاي مجله خواست وصيت نامه خود را تنظيم كنند. از تاريخ آخرين وصيت نامه شهيد اجاره دار (1359,11,20 ) چنين برمي آيد كه خود او نيز در همين ايام و در آستانه همين سفر , آخرين وصيت نامه اش را تدوين كرده است .
فعاليت شهيد اجاره دار در زمينه مردمي كردن دفاع مقدس , در عرصه نگارش و فعاليت رسمي او در حوزه سياسي و اجتماعي محدود نمي شد و او با هر فردي از دوستان , آشنايان و خويشان كه تماس برقرار مي كرد , سعي مي نمود انگيزه هاي قابل فهم و موثري را براي طرف مقابل , تعريف و برجسته كند و او را متقاعد نمايد تا خود را در برابر جنگ مسئول بداند. در واقع شهيد اجاره دار براي هر كس مطابق فهم و سطح انگيزه هاي او , دغدغه و احساس مسئوليت ايجاد مي كرد. به خاطر دارم كه وي موفق شد كساني را به جبهه ها وصل كند و يا ترغيب به كمك مالي به جبهه ها نمايد كه حتي وقوع انقلاب نيز نتوانسته بود تغييري در رفتار و گرايش هاي آن ها ايجاد نمايد. او با همين شيوه ها , بسياري را اهل جبهه و جنگ كرد و بسياري را نيز مشتاق نمود تا با ميل خود براي كمك به جبهه ها , كيسه بگشايند.
ناگفته نماند كه تفكر و راهبرد مردمي كردن جنگ , چيزي بود كه اساسا از تجربه بزرگ پيروزي انقلاب اسلامي به دست آمده بود و اين تجربه بزرگ نيز براساس انديشه سياسي و انقلابي امام خميني (ره ) شكل گرفت . امام خميني (ره ) برخلاف ديدگاه بسياري كه به روش هايي غير از مردمي كردن مبارزه با رژيم پهلوي فكر مي كردند , معتقد بودند پيروزي بر رژيم شاه و به ثمررساندن انقلاب , راهي غير از اين ندارد كه مبارزات , عمومي و مردمي شود. امام به همين روش عمل كرد و انقلاب را به پيروزي رساند. با شروع جنگ تحميلي نيز امام خميني (ره ) همين راهبرد را در نظر گرفت و در يكي از نخستين پيامهايي كه به مناسبت آغاز جنگ تحميلي فرستاد , چنين فرمود : امروز , روزي است كه تمام مردم بايد از شهرهاي خود دفاع كنند و به شهرهاي جنگزده كمك نمايند. امروز , روزي است كه بر تمام ملت واجب است با سربازان و پاسداران اسلام و ايران همكاري لازم و نزديك داشته باشند. امروز , روزي است كه بايد عشاير عزيز و غيور ما از مرزهاي كشورشان دفاع نمايند. امروز روزي است كه ملت ما بايد دست دردست سپاه و ارتش نجيب و دلير گذاشته و به دشمنان بفهمانند كه بر فرض محال اگر وارد شهري شدند , تازه با مردي مسلح و جنگجو مواجه خواهند شد كه از وجب به وجب شهرشان دفاع مي نمايند . (3 )
بزرگان انقلاب نيز همين راهبرد را در همان ابتداي جنگ در نظر گرفتند. به عنوان مثال , شهيد مظلوم آيت الله بهشتي از عموم مردم خواست با ورود به عرصه جنگ , تجربه جديد و پيروزمندانه اي را در تاريخ به ثبت برسانند . (4 ) آيت الله هاشمي رفسنجاني هم اعلام كرد : استراتژي كلي ما اين است كه جنگ را از حركات كلي نظام كلاسيك به طرف حركات مردمي ببريم . (5 )
همان طور كه اشاره شد , شهيد حسن اجاره دار نيز به عنوان يك انقلابي و مبارز جوان , پرشور و باتجربه , همين راهبرد را در عرصه مطبوعات و در عرصه عمومي جامعه تبيين وتبليغ مي كرد و در گسترش اين استراتژي , شب و روز نمي شناخت . استراتژي پيروزمندي كه افتخار تاريخي براي كشور و انقلاب اسلامي آفريد و اگر در همه مشكلات غامض و فراگير كه در كشور رخ مي نمايد , همين راهبرد مورد توجه قرار گيرد , قطعا قرين پيروزي خواهد شد.
شهيد اجاره دار در همان حال كه در تبيين و تبليغ راهبرد مردمي شدن دفاع مقدس , تلاش مي كرد , از همان روزهاي نخست جنگ , در پايه گذاري ادبيات دفاع مقدس اهتمام ورزيد. به همين دليل , سعي نمود در آن شماره مجله عروه الوثقي كه اولين شماره بعد از آغاز جنگ بود , هم اشعار و مطالبي درج نمايد(6 ) و هم اين كه گزارشي از مناطق جنگي و شهرهاي جنگزده را زينت بخش صفحات مجله نمايد. گزارشي با عنوان « از خوزستان با اشك , با لبخند(7 ) » كه مي توان آن را نخستين و يا از نخستين گزارش هاي مطبوعاتي در زمينه دفاع مقدس حساب كرد. در همين روزها بود كه هم خودش سفرهاي فوري , برق آسا , 24 ساعته , 48 ساعته به مناطق جنگي داشت و هم اين كه ديگران را براي تهيه گزارش از عرصه عمليات مي فرستاد و حاصل اين سفرها را كه گزارش هاي اوليه از مناطق جنگي بودند , در مجله درج مي كرد. گزارش هايي مثل « دزفول , اسطوره دلاوري (8 ) » و ...
اين گزارش ها درحالي در يك مجله دو هفته نامه چاپ مي شد كه حتي روزنامه هاي خط مقدم انقلاب نيز فرصت نكرده بودند چنين گزارش هايي را تهيه و درج نمايند.
به هرحال , آنچه گفته شد , هم ياد يكي از پيشگامان ادبيات دفاع مقدس در حوزه مطبوعات است , هم اشاره اي به چگونگي شكل گيري حوزه مطبوعاتي ادبيات دفاع مقدس در يكي از نشريات , هم تاملي در چگونگي مردمي شدن جنگ و....
ث مآخذ :
1 ـ روزنامه جمهوري اسلامي , 21 مرداد 1360 , ص 7 ; روزنامه جمهوري اسلامي , 7 تير 1362 , ص 5 ; روزنامه جمهوري اسلامي (ويژه نامه ) , 5 تير 1362 , ص 5 ; مجله عروه الوثقي , شماره 77 , سوم تير 1361 , ص 48 و 49 ; مجله عروق الوثقي , شماره 78 , 17 تير 1361 , ص 38 و 39 ; مجله زن روز , شماره 1172 , 4 تير 1367 , ص 56 و ... ; فرهنگ رجال و مشاهير تاريخ معاصر ايران , مدخل اجاره دار , و مآخذ متعدد ديگر.
2 ـ مجله عروه الوثقي , شماره 36 , آبان 1359 , ص 3 (سرمقاله )
3 ـ صحيفه امام , جلد 13 , ص 243 و 244 (پيام امام خميني در روز 5 مهر 1359 )
4 ـ روزنامه جمهوري اسلامي , 10 مهر 1359 , ص 12 (سخنان شهيد بهشتي در مصاحبه با خبرنگاران داخلي و خارجي )
5 ـ روزنامه جمهوري اسلامي , 8 مهر 1359 , ص 1 و 12
6 ـ مجله عروه الوثقي , شماره 34 , 17 مهر 1359 , ص 3 , 8 , 9 , 22 , 23 , 39 , 40 و ...
7 ـ همان , ص 8 و 9 و 40
8 ـ مجله عروه الوثقي , شماره 36 , 15 آبان 1359 , ص 4 و 5 و 6 و 7



از نخستين كساني كه در حوزه مطبوعاتي ادبيات دفاع مقدس , گام برداشت و دست بالا زد تا در چيدن اولين خشت هاي اين بناي عظيم سهم داشته باشد , شهيد « حسن اجاره دار » بود. او در عرصه مطبوعات , راهبرد مردمي شدن جنگ را تبيين و تبليغ كرد و در تهيه نخستين گزارش هاي مطبوعاتي از مناطق جنگي , اهتمام ورزيد
از همان روزهاي نخست جنگ , امام خميني بر راهبرد مردمي شدن جنگ تاكيد فرمود. همگام با امام , شهيد مظلوم آيت الله بهشتي از عموم مردم خواست با ورود به عرصه نبرد , تجربه جديد و پيروزمندانه اي در تاريخ به ثبت برسانند. آيت الله هاشمي رفسنجاني هم اعلام كرد : استراتژي كلي ما اين است كه جنگ را از حركات كلي نظامي كلاسيك به طرف حركات مردمي ببريم .