هفته جاري به لحاظ مناسبت ها و رويدادهاي متعدد از
اهميت ويژه اي برخوردار بود.
ولادت چشمه جوشان جود و معرفت , حضرت امام جواد
عليه السلام از مناسبتهاي ارزشمند اين هفته به شمار مي رود.
ايشان كه در سنين جواني به امامت رسيدند , با گستره بي انتهاي
علوم الهي عليرغم جو اختناق آميز آن دوران , به اصلاح افكار
جامعه و تربيت ياراني همت گماشتند كه هر يك از آنها منشا
خدمات زيادي بودند.
از مناسبت هاي مهم ديگر هفته , ميلاد شمس ولايت و كعبه
هدايت , مولاي متقيان حضرت علي بن ابيطالب عليه السلام است
كه روزهاي پاياني هفته را جلا بخشيد و جانهاي مشتاق ولايت
را به شور و شوقي وصف ناپذير واداشت . 13 رجب زادروز
ميلاد پرفروغ مولود كعبه و الگوي انسانيت حضرت علي
عليه السلام است كه بشريت در تاريخ حيات خود چنين
شخصيتي را پس از وجود پرعظمت پيامبر گرامي اسلامي به
خود نديده است . او در همه ابعاد , از تولد تا شهادت و دوران
حيات , شخصيتي بي همتا بود و به حق او را نمونه عالي انسانيت
ناميده اند. او الگوي عرشيان و فرشيان و اسوه تاريخ و بهترين
مرجع بهره گيري انسانيت است و چه نيكوست كه اين روزها در
جامعه ما كه سخن از عدالت و بهره وري از عدالت مي رود و
مجموعه جديد اجرايي كشور براي قبول مسئوليت آماده
مي شود , از اين چراغ پرفروغ الهي در ايمان و پاكي و تقوا درس
گرفته و سيره مولاي متقيان در رسيدگي به محرومين را مقتداي
عمل خويش قرار دهند.
اين هفته همچنين مصادف با هفدهمين سالگرد بازگشت
پيروزمندانه آزادگان عزيز و سرافراز به ميهن اسلامي بود ,
روزهاي خاطره انگيزي كه يادآور سالهاي پرحادثه دوران دفاع
مقدس و دلاوريهاي فرزندان ملت در عرصه جهاد و شهادت
است . حضور اين يادگاران دوران دفاع مقدس در جاي جاي
جامعه ما بي شك موهبتي است كه همه بايد آنرا مغتنم شمرده و
بر مقاومت و ايستادگي جوانان خويش ببالد و جانفشاني و
آزادي خواهي آنان را در صحنه هاي مختلف بويژه در مقابله با
فشارهاي مجامع جهاني و قدرتهاي سلطه گر به رخ جهانيان
بكشد.
قطعا استمرار چنين مجاهدت و مقاومتي است كه مي تواند
روياي سلطه گران و سردمداران كاخ سفيد را براي سلطه مجدد بر
اين سرزمين , به كابوسي تلخ مبدل ساخته و صبر و غيرت
حيرت انگيز بهترين فرزندان كشور را مجددا بر تارك انقلاب به
نمايش درآورد.
در هفته جاري معرفي اعضاي كابينه آقاي احمدي نژاد به
مجلس , بازتاب گسترده اي در محافل مختلف داشت . رئيس
جمهور پس از مدتها بررسي و رايزني , سرانجام 21 نفر را كه
بجز چند نفر آنها , بقيه از چهره هاي گمنام در عرصه مديريتي و
اجرايي نظام هستند , براي كسب راي اعتماد به مجلس معرفي
كرد. هر چند در معرفي اين افراد بر شاخصه اصولگرا بودن اين
افراد تاكيد شده ولي اصولگرا بودن مديران كشور در عين حال كه
شرط لازم تلقي مي شود قطعا كافي نيست .
قطعا وزرا بايد از كارآمدي , تعهد , تخصص و تجربه لازم
برخوردار باشند تا دولت و مجموعه اجرايي كشور بتواند با
قدرت و صلابت به مديريت امور بپردازد.
همانطور كه معرفي وزرا , حق قانوني رئيس جمهور
محسوب مي شود , بررسي كامل و دقيق در مورد آنها طبق قانون
اساسي , حق ملت است كه بايد از طريق نمايندگان مجلس اعمال
شود و نمايندگان ملت نيز بايد بدون توجه به علائق گروهي و
جناحي , به افرادي شايسته و كارآمد راي دهند تا بتوانند در
تشكيل دولتي لايق , امين , خدمتگزار , عدالت خواه و مردم دار كه
پاسخگوي نيازهاي زمان , مطالبات بحق مردم و اعتلاي نظام
اسلامي باشد موثر واقع شوند.
حركتهاي اخير دانشجويي در حمايت از فناوري هسته اي از
رويدادهاي هفته جاري بود. در اين هفته دانشجويان با برگزاري
تجمع هاي اعتراض آميز در مقابل سفارتخانه هاي انگليس و
فرانسه از عملكرد اين دو كشور اروپايي در ناديده گرفتن حقوق
مسلم ملت ايران در توسعه و فناوري علوم و زير پا گذاشتن
« ان .پي .تي » ابراز انزجار كردند. همچنين تشكيل حلقه هاي
انساني در مقابل تاسيسات آب سنگين اراك , « يو.سي .اف »
اصفهان و تاسيسات غني سازي نطنز از جمله اين اقدامات بود.
همانگونه كه دانشجويان در حركت غيرتمدارانه و استقلال طلبانه
خود بيان كردند , واقعيت اينست كه ما با هيچ ملتي سر جنگ و
ناسازگاري نداريم , اما به هيچ وجه هم حاضر نيستيم از حقوق
طبيعي خود صرفنظر كنيم و دنيا بايد به اين حق تن دهد كه ما به
دنبال استفاده از انرژي هسته اي هستيم و به هيچ قيمتي از آن
كوتاه نخواهيم آمد. اين موقعيت شناسي دانشجويان كه بنظر
مي رسد سرآغاز يك حركت ملي باشد اين پيام را براي غربي هاي
زياده طلب به همراه دارد كه ملت ايران قوانين ناعادلانه را تحمل
نخواهد كرد زيرا غربي ها با عملكرد خود ثابت كرده اند ديگر
مجالي براي مدارا و گفت و گو باقي نمانده و دستگاه ديپلماسي
بايد كار پرونده هسته اي را يكسره كند.
در اين هفته رژيم صهيونيستي عمليات « خروج از غزه » و
برچيدن شهركهاي يهودي نشين در اين منطقه را آغاز
كرد.
منابع خبري و سياسي اسرائيل تلاش كردند تا با برخورداري
از حمايت آمريكا و اروپا , از اين تصميم شارون به عنوان
مظهري از حسن نيت وي براي به حركت درآوردن چرخه
مذاكرات موسوم به « صلح خاورميانه » ياد كنند. در حالي كه
حقائق , عكس اين تحليل را به اثبات رسانده است . واقعيت اين
است كه هزينه نگاهداري 8 هزار يهودي موجود در 21 شهرك
صهيونيست نشين غزه كه تنها 6 درصد جمعيت يك ميليون و
300 هزار نفري فلسطينيان اين منطقه را تشكيل مي دهند براي
رژيم تل آويو بسيار پرهزينه بوده و ضربات اساسي انتفاضه
الاقصي بر پيكره اقتصاد اسرائيل طي 5 سال اخير اين هزينه ها را
به مرز غير قابل تحمل رسانده است . تعداد 16 هزار نظامي
اسرائيلي در نوار غزه مسئول حفاظت از 21 شهرك يهودي نشين
بوده اند . به عبارت ديگر در ازا هر يك يهودي 2 سرباز , مراقبت
از جان وي را بر عهده داشته است شهركهاي يهودي نشين نوار
غزه بالغ بر 54 كيلومترمربع از مساحت 360 كيلومتر مربعي اين
منطقه يعني چيزي حدود يك هفتم وسعت آن را در اختيار
دارند.
در كرانه باختري نيز 400 هزار يهودي در كنار 3,5 ميليون
مسلمان فلسطيني زندگي مي كنند. به عبارت ديگر تعداد
يهودياني كه در دو منطقه كرانه باختري رود اردن و نوار غزه
زندگي مي كنند تنها 8 درصد جمعيت آن را تشكيل مي دهند . غزه
و كرانه باختري رود اردن از جمله سرزمينهائي هستند كه پس از
جنگ 6 روزه سال 1346 صهيونيستها عليه كشورهاي عربي به
اشغال نظامي آنان درآمد. از اين رو سازمان ملل نيز از اين دو
بخش به عنوان « اراضي اشغالي » ياد كرد و طي قطعنامه هاي
متعددي خواستار خروج اسرائيل از اين دو منطقه شده
است .
اين عدم شناسائي سياسي , از مهمترين عوامل شكست
صهيونيستها در پيشبرد طرحهاي موسوم به صلح و جلب
رضايت افكار عمومي منطقه طي 38 سال گذشته بوده است .
حتي نشستهاي مستقيم ميان رهبران اسرائيل و اعراب در 14
سالي كه از پايان جنگ اول خليج فارس موسوم به « جنگ نفت »
مي گذرد نيز نتوانسته است سايه سنگين اين اشغالگري را از سر
فلسطين برداشته و كشورهاي عربي را به يافتن فرمولي براي نيل
به صلح راضي سازد. از اين رو رهبران اسرائيل در سالهاي اخير
به يافتن راهكاري براي فائق آمدن بر اين مشكل متمايل شده اند.
پيمان اسلو كه در سال 1372 ميان ساف و رژيم صهيونيستي به
امضا رسيد , و براساس آن تاسيس دولت خودگردان عرفات در
دو منطقه كرانه باختري و غزه مورد موافقت طرفين قرار گرفت ,
نقطه شروع اجرائي اين رويكرد بود. اما اين طرح با ترور اسحاق
رابين در سال 1374 متوقف شد و حزب افراطي ليكود سياست
سختگيرانه اي در برابر فلسطيني ها در پيش گرفت .
نتانياهو كه در انتخابات سال 75 بقدرت رسيد , پيمان اسلو
را به حالت تعليق درآورد و باراك كه در سال 78 به نخست
وزيري رسيد نيز برخلاف وعده هاي فريبنده اش كاري براي
احيا روند سازش از پيش نبرد. اين امتناع و بي اعتنائي توسط
شارون نيز كه به قصاب فلسطينيان شهرت دارد , پيگيري شد. اما
انجام دهها عمليات شهادت طلبانه و وارد آمدن خسارات
سنگين جاني و مالي به صهيونيستها , در سالهاي حكومت
شارون وي را به انجام دو عمل موازي واداشت . يكي حذف
خونين و پي در پي رهبران انتفاضه از جمله شيخ احمد ياسين ,
عبدالعزيز رنتيسي و... و ديگري اجراي طرح جداسازي
فلسطيني ها و يهوديان در دو بخش كرانه باختري رود اردن و نوار
غزه . آغاز پروژه احداث ديوار حائل از شمال تا جنوب كرانه
باختري و تصميم به برچيدن 21 شهرك صهيونيست نشين در
نوار غزه اجزا اين طرح است . آنچه كه سال گذشته در كابينه
اسرائيل و در فضائي از بحران سياسي به تصويب رسيد , عبارت
است از برچيدن تدريجي 21 شهرك صهيونيست نشين در نوار
غزه و انتقال شهرك نشينان به اراضي حاصلخيزتري در كرانه
باختري و به جائي كه طبق پيمان اسلو به فلسطينيان تعلق داشته
اما ديوار مورد نظر شارون قرار است از پشت اين اراضي بگذرد.
به عبارت ديگر شارون غزه را با اراضي كمتر اما حاصلخيزترو
سوق الجيشي تر در كرانه باختري معاوضه خواهد كرد و امنيت
اراضي جديد را با ديوار خود تضمين خواهد نمود.
خروج صهيونيستها از غزه با هر توجيهي كه صورت گيرد
يك شكست جديد براي اشغالگران اسرائيلي پس از فرار آنان از
جنوب لبنان در خرداد 1379 به شمار مي رود . به همين دليل بود
كه شارون در اظهار نظر رسمي خود در بيان علت خروج از غزه
به مقاومت اسلامي مردم اشاره كرد و گفت « مقاومت فلسطيني ها
روياهاي اسرائيل را بر باد داده است . » و به همين دليل بود كه
خروج صهيونيستها از غزه با موجي از شادي ملت فلسطين در
سراسر اين سرزمين اشغال شده توام گرديد.
رويداد ديگري كه در اين هفته در فلسطين اشغالي شاهد آن
بوديم , خنثي شدن دور تازه عزم صهيونيستها براي حمله به
مسجد الاقصي و تخريب اين مكان مقدس بود. اين توطئه قرار
بود روز دوشنبه هفته جاري توسط صهيونيستها به اجرا درآيد
كه با حضور گسترده ملت فلسطين عقيم ماند. در دو تاريخ تعيين
شده قبلي يعني روزهاي 20 فروردين و 19 ارديبهشت نيز توطئه
آنان براي تخريب مسجد الاقصي در نتيجه حضور هوشيارانه
ملت فلسطين در اين مكان مقدس خنثي شد. روز دوشنبه هفته
جاري روزي بود كه خاخامهاي صهيونيست از آن به عنوان
سالروز تخريب معبد سليمان و تاسيس مسجدالاقصي بر
ويرانه هاي آن ياد كرد. شهرك نشينان متعصب صهيونيست به
اين دليل و همچنين در اعتراض به طرح بيرون رانده شدن
خويش از غزه , تصميم گرفتند توطئه اي را كه در دو تاريخ قبلي
نتوانستند عليه مسجدالاقصي عملي سازند آن را در روز دوشنبه
هفته جاري به اجرا درآورند اما اين نقشه اين بار نيز با حضور
هميشه در صحنه ملت سربلند فلسطين خنثي شد. هر چند
ماجراجوئي و فتنه انگيزي آنها كه همواره از حمايت آشكار و
نهان آمريكا برخوردار است , پديده اي است كه هيچگاه متوقف
نخواهد شد.
در هفته اي كه پشت سر مي گذاريم پيش نويس قانون اساسي
عراق پس از ماهها رايزني و تبادل نظر و اعمال نفوذ خارجي ,
سرانجام به مجمع ملي اين كشور ارائه شد. قرار است اين قانون
پس از تصويب نمايندگان مجلس عراق , در اواخر مهر ماه سال
جاري به معرض همه پرسي مردم گذارده شود و انتخابات مجلس
قانونگذاري , براساس آن برگزار شود. قانون اساسي عراق داراي
يك مقدمه و 5 فصل متمايز است كه تحت عنوان اصول اساسي ,
حقوق و آزاديهاي عمومي , موسسات و سازمانهاي دولت
فدرال , موسسات دولتهاي منطقه اي و دادگاه فدرال قانون
اساسي تفكيك شده است . اين پيش نويس روز دوشنبه هفته
جاري در شرائطي به مجلس نمايندگان عراق ارائه شد كه بر سر
آن اختلافات اساسي وجود دارد. موضوع فدرالي بودن عراق ,
موضوع زبان كردي و موضوع بودن يا نبودن واژه اسلام بر نام
رسمي عراق , بيشترين حجم اختلافات را در ميان هيات تدوين
كننده پيش نويس قانون اساسي عراق به خود اختصاص داده
بود. اين اختلافات كه در مجمع ملي عراق نيز سايه افكنده بود ,
سبب تعويق رسيدگي به اين قانون براي مدت يك هفته گرديد.
علاوه بر اين دخالتهاي مستقيم يا غير مستقيم دولتهاي اشغالگر
براي تغيير در متن قانون , معضل ديگري بوده كه آزادي عمل را از
هيات مزبور سلب كرده بود. علما و مراجع عراق انتظار داشتند
كه قانون اساسي عراق ماهيتا قانوني اسلامي و برخاسته از
ارزشهاي ديني باشد ولي وجود سياسيون ليبرال در هيات
تدوين كننده قانون , حاكميت تفكر لائيكي بر اركان مديريتي
جامعه عراق و از همه مهمتر حضور تاثيرگذار و جهت دهنده
نظاميان اشغالگر بيگانه در اين كشور , مانع از آن شد كه موازين
اسلامي بر قانون اساسي عراق حاكم باشد. اين پديده كار را به
جائي رساند كه حتي نسبت به كلمه اسلام در نام رسمي عراق نيز
حساسيت نشان داده شد. اين اختلافات و آن دخالتهاي
بيگانگان در كنار موج ناامني , ترور و آدم ربائي كه همچنان در
شهرهاي عراق جريان دارد , هرگونه چشم انداز تحقق آرزوهاي
معنوي و اعتقادي مردم اين كشور را تيره كرده است .

|