در آستانه روز 13 رجب , روز ميلاد خجسته حضرت
علي (ع ) توجه به موارد زير مفيد فايده است :
1 ـ به قول بعضي از مفسران بزرگوار هر كجا در قرآن ,
خطاب خداوند به « مومنين » است , در راس آنها شخص
شخيص حضرت علي (ع ) مي باشد كه علي ما نقل حضرت امام
صادق (ع ) فرمودند « حضرت علي (ع ) را اميرالمومنين گفتند
چون امير ما اهل بيت هستند . » 2 ـ حدود سيصد آيه از قرآن با
تاويل و تفسير و كنايه به ايشان دلالت دارد . 3 ـ چند آيه به
صورت خاص در شان حضرت علي (ع ) نازل شده است , از
جمله آيه 207 سوره بقره « و من يشري نفسه ابتقا مرضات
الله و الله روف بالعباد »
يعني بعضي مردانند و مراد حضرت علي (ع ) كه از جان
خود در راه رضاي خدا درگذرند مانند شبي كه حضرت
علي (ع ) بجاي پيغمبر اسلام (ص ) در بستر ايشان خوابيدند و
خداوند دوستدار چنين بندگاني است .
قسمتي از آيه 33 سوره احزاب « انما يريدالله ليذهب
عنكم الرجس اهل البيت و يطهر كم تطهيرا » خداوند. يعني
چنين اراده فرمودند كه رجس و آلايش را از شما خانواده نبوت
ببرد و از هر عيب پاك ومنزه گرداند (ذيل آيه موافق اخبار شيعه
و اهل سنت پيرامون شخص پيغمبر و علي (ع ) و فاطمه و حسن
و حسين عليهم السلام است و اگر راجع به زنان پيغمبر(ص )
بود و به سياق جمل صدر آيه , ضمير مونت ذكر مي شد.
و حضرت علي از اهل بيت رسول خدا(ص ) محسوب
مي شوند.
آيه 61 سوره آل عمران « فمن حاجك فيه من بعد ما جاك
من العلم فقل تعالوا ندع ابنانا و ابناكم و نسانا و نسائكم و
انفسنا و انفسكم ثم نبتهل »
پس هر كس با تو در مقام مجادله برآيد (مسيحان نجران )
درباره حقانيت دين شما بگو بيائيد ما و شما بخوانيم فرزندان
و زنان و نفوس خود را تا با هم به مباهله برخيزيم (يعني در حق
يكديگر نفرين كنيم تا هر كس باطل است نابود شود) در اينجا
حضرت علي (ع ) نفس رسول خدا محسوب مي شود كه
مسيحيان ترسيدند چون مي دانستند چون خانواده رسول خدا
هستند بنابراين بر حق هستند.
آيه 55 سوره مائده « انما وليكم الله و رسوله والذين آمنوا
الذين يقيمون الصلوه و يوتون الزكوه و هم راكعون »
ولي امر و ياور شما تنها خدا و رسول خدا و آن مومناني
هستند كه نماز به پا داشتند و به فقيران در حال ركوع زكات
مي دهند. به اتفاق مفسران عامه و خاصه , مقصود از اين آيه
حضرت علي (ع ) است كه فقيري را در حالت ركوع انگشتري
عطا كردند . يا آيه 67 سوره مائده كه درباره واقعه مهم
عيدسعيد غدير خم نازل شده است « يا ايهاالرسول بلغ ما انزل
اليك من ربك و ان تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك
من الناس ان الله لا يهدي القوم الكافرين » اي پيامبر آنچه از
خدا بر تو نازل شد , به خلق برسان كه اگر نرساني تبليغ رسالت
و ادا وظيفه نكردي و خدا تو را از شر و آزار مردمان محفوظ
خواهد داشت . بيم مكن و دل قوي دار كه خداوند گروه كافران
را به هيچ راه موفقيتي راهنمائي نخواهد كرد.
« قل لا اسئلكم عليه اجرا الا الموده في القربي » قسمتي از
آيه 23 شوري كه خدا مي فرمايد اي رسول ما به امت بگو من از
شما اجر رسالت جز اين نخواهم كه مودت و محبت مرا در حق
خويشاوندان منظور داريد. دوستدار آل محمد باشيد كه اين
اجر هم به نفع امت و براي هدايت يافتن آنهاست .
عبدالحميد آقارحيمي

|
ميلاد گل و بهار جان آمد
|
ميلاد گل و بهار جان آمد
برخيز كه عيد مي كشان آمد
خاموش مباش زيرا اين خرقه
بر جان جهان دوباره جان آمد
برگير به دست , پرچم عشاق
فرمانده ملك لامكان آمد
گلزار ز عيش لاله باران شد
سلطان زمين و آسمان آمد(1 )
تحقيق درباره زندگي و ابعاد شخصيت آن حضرت درهر
دوره , ضروري است . به دليل آنكه با تماشاي چهره آن امام ,
انسانيت و كمال و زيبائي ها در نهايت عظمت جلوه گر مي شود.
گرچه ديدن چهره ملكوتي و واقعي حضرت علي (ع ) و پي بردن
به ابعاد وجودي مولودي چنين سترگ , به راستي , براي خاكيان
دشوار است و دانشمندان , عارفان , فيلسوفان , آنچه از آن جلوه
تام حق دريافت كرده اند. در حجاب وجود خود و در آئينه
محدود خويش است و توصيف او به آنگونه كه بود , غيرممكن
است و هر كس به قدر توان و معرفت خود تلاشي نموده است و
« مادح خورشيد » و « مداخ خود است » .
او عنقاي بي مانندي بود كه عقل بزرگان بشري حيران
اوست .
عنقا شكار كس نشود دام بازگير
كانجا هميشه باد به دست است دام را
آن خورشيد را , پيامبر اعظم , محمدمصطفي (ص ) چنين
توصيف فرموده است كه : « اگر كسي بخواهد بنگرد به صورت آدم
در علمش , به نوح در تقوايش , به ابراهيم در علمش , به موسي در
هيبتش و به عيسي (ع ) , در عبادتش به صورت علي بن ابيطالب
بنگرد » . اما تنها , اشعه اي از خورشيد شخصيت اميرالمومنين در
درون « ابن ابي الحديد » ها , « شبلي شميل » ها و « ميخائيل نعيمه » ها
و ... تابيده و گفته اند :
حضرت علي (ع ) از نگاه بعضي از دانشمندان
ابن ابي الحديد كه يكي از مطلع ترين علماي تسنن در كلام ,
فلسفه و تاريخ اسلام است مي نويسد : « امتيازات انساني علي (ع )
از لحاظ عظمت و جلال وشهرت در آن حد اعلاست كه شرح
كردن و بحث و تفضيل دادن آنها ناروا و بيهوده است ... من چه
بگويم در حق مردي كه دشمنانش نتوانستند عظمت ها و فضايل
او را منكر شوند. همه آنان به برتري شخصيت او اعتراف نمودند.
من چه بگويم درباره مردي كه همه فضيلت ها به او منتهي مي شود
و هر مكتب و هر گروهي خود را به او منسوب مي سازند. آري او
رئيس همه فضيلت ها است . من چه بگويم درباره مردي كه همه
مذاهب غيراسلامي كه در جوامع اسلامي زندگي مي كنند , به او
محبت مي ورزند و حتي فلاسفه اي كه از ملت اسلامي نيستند , او
را تكريم مي نمايند.
« شبلي شميل » از پيشتازان مكتب ماديگري مي نويسد :
« پيشوا علي بن ابيطالب (ع ) , بزرگ بزرگان و يگانه نسخه اي است
كه نه شرق و نه غرب , نه در گذشته و نه امروز , صورتي مطابق
اين نسخه نديده است » .
« ميخائيل نعيمه » نويسنده و متفكر مسيحي مي نويسد : « هيچ
مورخي و نويسنده اي هر اندازه هم كه از نبوغ و رادمردي ممتاز
برخوردار بوده باشد , نمي تواند قيافه كاملي از انسان بزرگي مانند
پيشوا علي (ع ) را در مجموعه اي كه حتي هزار صفحه باشد
ترسيم نمايد و دوراني پر از رويدادهاي بزرگ مانند دوران او را
توضيح بدهد. تفكرات و انديشه هاي آن ابرمرد عرب و گفتار و
كردار ميان او و پروردگارش را نه گوشي شنيده و نه چشمي ديده
است . تفكرات و ايده ها و گفتار و كردار او خيلي بيش از آن بوده
كه با دست و زبان و قلم وي بروز كرده و در تاريخ ثبت شده
است » . (2 )
پس سخن گفتن درباره حضرت علي (ع ) برخلاف آنچه
دروهله اول به ذهن مي آيد , سخن درباره يك شخصيت بزرگ
نيست , بلكه درباره يك معجزه اي است به نام و به صورت انسان
كه در تاريخ متجلي شده است .
وجود آن حضرت كه انساني با كرامت , پاكدامن , متحمل ,
مقاوم , بي پروا , باصلابت و ... است , وجود آن بزرگوار را
« ابوالمعاجز » و بي مانند ساخته است و سخنانش كه نهج البلاغه
باشد نيز جاويد است .
امام خميني (ره ) درباره حضرت علي (ع ) مي فرمايند : « اين
موجود , اعجازي است كه نمي شود در اطراف او آنكه هست
صحبت كرد. هر كسي به اندازه فهم خودش و به اندازه نظري كه
دارد در اين باب صحبت كرده است و حضرت غير از اين معاني
است . يعني ما نمي توانيم برسيم به آنجايي كه بتوانيم ايشان را
آنجور كه هستند , طرح كنيم . آن صفات متضاده كه در اشخاص
نمي شود باشد , در ايشان هست . از همين جهت است كه اين
صفات متضاده كه هست هر كسي يك طرفش را گرفته است و
خيال مي كند كه ايشان اوست . كسي كه عارف مسلك است و در
راس عرفاي عالم واقع شده است , اين آدم در حكومت دخالت
دارد , در صورتي كه عرفاي معروف اصلا كناره گيري مي كردند.
كسي كه در جنگها آنطور فعاليت داشته است , مع ذلك در زهد و
تقوا و كناره گيري از خلق آن طور بوده است , چون ابعاد مختلف
درش بوده است , هر كس يك بعدي از او را گرفته است و خيال
كرده است كه بعد واقعي اين است و تاكنون آن طوري كه ايشان
دارند , آن بعد معنوي كه ايشان دارند براي كسي كشف نشده
است , مگر براي اشخاصي كه همطراز او هستند.
ما بايد پيرو يك چنين انسان كاملي باشيم كه در همه ابعاد ,
متفكرين براي ايشان تواضع مي كنند. در هر بعدي اگر كسي
بخواهد مثل بزند , به ايشان مثل مي زند , در بعد زهد و علم , در
بعد رحمت به مستضعفين و مستمندان , در بعد جنگ و شجاعت
و خلاصه در همه ابعاد به ايشان مثل زده مي شود.
ما بايد تابع يك همچو فردي باشيم لكن به آن اندازه اي كه
مي توانيم بايد از ايشان تبعيت كنيم , از تعهدي كه به اسلام
داشت و از اينكه همه چيزش را براي اسلام داد » (3 )
وقتي امام علي (ع ) با اين صفات وصف شد شايد بعضي
بگويند كنند امام يك مافوق انسان است و اين مقامات معنوي را
خداوند به هنگام تولد در او قرار داده و تلاش و مجاهده آن
حضرت براي تعالي و قرب به خداوند نقشي نداشته است و همه
كمالات آن بزرگوار , خدادادي است و ما هرگز نمي توانيم مثل
امام حركت كنيم . به همين دليل هرگز نبايد زندگي مان را با آن
حضرت مقايسه كنيم .بايد توجه كرد كه امام يك انسان مافوق
است , نه يك مافوق انسان . يك مافوق انسان , براي انسان
نمي تواند اسوه حسنه و نمونه باشد. اگر فرشته باشد ما
نمي توانيم از فرشته تقليد كنيم و گذشته از اين , انسان به تصريح
قرآن از همه فرشتگان مقرب خدا هم برتراست زيرا كه انسان با
انتخاب ولياقت و با رنج و شايستگي خود را به اين مرحله ارتقا
پيدا كرده است , بنابراين ما هم كه از جنس امام هستيم يعني
بشريم و انسان مادون هستيم , مي توانيم خود را به آن انسان
مافوق نزديك كنيم . (4 )
بنيانگذار جمهوري اسلامي به اين نكته لطيف و مهم در يك
عبارت كوتاه اشاره مي كنند و مي فرمايد : « مقامات معنوي قابل
نصب نيست , يك چيزي نيست كه با نصب آن مقام پيدا بشود » .
البته مبادا گمان كنيم مي توانيم كاملا مثل امام علي (ع ) شويم و
تمام مراتب و درجات كمالي كه حضرت طي كرده مي توانيم
بپيمائيم . هرگز , او يك رب النوع است , يك مقام دست نيافتني
است ولي الگوست . يعني سعي كنيم به سمت اين الگو برويم . » (5 )
رهبر معظم انقلاب از قول علامه طباطبائي نقل فرموده اند :
« امام كه به ما مي گويد به طرف من بيائيد , مثل آن كسي است كه
در قله ي كوهي ايستاده و به مردي كه در دامنه هستند , مي گويد به
اين طرف بيائيد. اين معنايش آن نيست كه هر يك از اين راهروان
و كوهنوردان مي توانند به آن قله برسند , نه . مي گويد راه اين
طرف است , بايد اين طرف بيائيد , كسي پائين نرود , كسي طرف
سقوط نرود , يعني اگر مي خواهد درست حركت كنيد , راه حركت
اين طرفي است كه من ايستاده ام » . (6 )
شهيد مطهري دراين رابطه فرمودند : « ما بايد شيعه انسان
كامل باشيم , شيعه يعني كسي كه مشايعت كند علي را , يعني با
لفظ و حرف , انسان شيعه نمي شود , با حب و علاقه فقط , آدم
شيعه نمي شود , بلكه با مشايعت . مشايعت يعني همراهي , وقتي
يك كسي مي رود , شما او را مشايعت مي كنيد و همراه و پشت سر
او مي رويد , اين را مي گويند مشايعت و شيعه علي يعني مشايعت
كننده عملي علي (ع ) » (7 )
در قاموس قرآن آمده است : « مشايعت به معناي متابعت
است , شيعه علي , كساني هستند كه در كار آن حضرت از وي
متابعت نموده و امامت آن حضرت را پذيرفته اند » . (8 )
آن استاد شهيد در كتاب سيره نبوي در اين رابطه مي نويسد :
« شخصيت حضرت علي (ع ) براي ما يك منبع شناخت و حركت
به سوي تعالي است . نبايد بگوئيم , او كه علي بود , ما را به علي
قياس مي كني آنها كه « ز آب و خاك دگر و شهر و ديار دگرند »
و كار آنها هيچ ربطي به ما ندارد. كار پاكان را قياس از خود مگير.
چنين برداشتي ضررش براي جامعه بشر هزاران بار بيشتر از
وبا است , اگر چنين باشد كه « اميرالمومنين » كه اميرالمومنين
است به ما چه ربطي دارد , نتيجه اش اين است كه اگر يك عمر
براي ما تاريخ عظمت و بزرگي آن حضرت را بگويند , براي ما
درس نيست . مثل اينكه بگويند فرشتگان در عالم بالا چنين
كردند. عمل فرشتگان چه ربطي به ما دارد. و هرگز او را الگو قرار
نمي دهيم . حضرت علي (ع ) انسان كامل بود , انسان كامل , يعني
مشخصات بشريت را دارند. با كمال مافوق , يعني مانند يك بشر
گرسنه مي شوند , غذا مي خورند , تشنه مي شوند , آب مي خورند ,
احتياج به خواب دارند , غريزه جنسي دارند و به همين دليل
راهنما وامام هستند و اگر غير اين بود امام و پيشوا نبودند . » (9 )
پس در هر حدي كه ما شخصيت جامع علي (ع ) را بشناسيم ,
انسان كامل را شناخته ايم . انسان كامل , انساني است كه قهرمان
همه ارزشهاي انساني در همه ميدانهاي انساني است . خاطره
جالبي از شهيد دكتر چمران در اين رابطه يادآور مي شويم . روزي
خانم دكتر چمران از همسرش شكايت مي كند كه تو چرا اينقدر
زاهدانه زندگي مي كني و بر خود سخت مي گيري . تو كه حضرت
علي (ع ) نيستي . كسي نمي تواند او باشد فقط حضرت امير آن
طور زندگي كرد و تمام شد.
شهيد بزرگوار مي گويد : « نه » درست نيست ! با اين حرف
داريد راه تكامل در اسلام را مي بنديد , راه باز است و پيامبر
مي گويد : « هرجا كه من پا زدم , امتم مي تواند , هر كسي به اندازه
سعه اش » (10 )
در پايان بايد گفت :
صحبت از ميلاد يك نوزاد نيست
حرفي از نوزاد و از ميلاد نيست
صحبت از مه پيكري طناز نيست
حرفي از يك نوگل ممتاز نيست
صحبت از آئينه اي ايزد نماست
از علي تنها نه , صحبت از خداست
خواست تا خود رانظر سازد خدا
آفريد آئينه اي چون مرتضي
شد علي آئينه روي خدا
عشق را چشم خدا , گوش خدا
حال بايد از علي و عدل گفت
از علي , راز عدالت را شنفت
حال بشنو روز ميلاد عليست
بر عدالت , گاه فرياد عليست
روزها گر بر عدالت بگذري
بي شك آري رهرو آن رهبري
اينچنين هر روز ميلاد عليست
بانگ تو اينگونه فرياد عليست
چشن مي گيريم اگر ميلاد را
رهرويم آيا ره آن راد را
محمود رضا ترابي پور
منابع :
1 ـ ديوان امام خميني , ناشر موسسه نشر آثار امام خميني , ص
.96
2 ـ ترجمه و تفسير نهج البلاغه , ناشر حيدري , استاد محمدتقي
جعفري , ص .171
2 ـ امامت و انسان كامل از ديدگاه امام خميني (ره ) , ص
.307
4 ـ امت و امامت , دكتر علي شريعتي , ص 98 , .97
5 ـ صحيفه نور , ج 20 ص , .28
6 ـ سخنراني رهبر معظم انقلاب در تاريخ .70,1,26
7 ـ انسان كامل , نشر صدرا , شهيد مطهري ص .7
8 ـ قاموس قرآن , جلد چهارم , سيدعلي اكبر قريشي , ص
.95
9 ـ سيره نبوي , نشر صدرا , شهيد مطهري , ص .32
10 ـ زندگي نامه شهيد چمران به روايت همسرش , حبيبه
جعفريان , نشر روايت فتح , ص .52

| |