روزنامه جمهوري اسلامي 23/05/1384 صفحه مقالات

روح عدالت
مبارزه با فساد در حكومت علوي (ع )
انتشار كتاب بررسي « ابعاد شخصيتي حضرت علي (ع ) در تركيه
روح عدالت


اي طنين آبشار , اي نبض سبزچشمه سار
آسماني چهره ات را آفتاب آيينه دار
كوي تويعني بهشت و روي تو يعني بهار
عطر تو عطر هميشه روي گلها ماندگار
نام تو جاري ست در آيينه هاي بيقرار
لافتي الا علي لاسيف الاذوالفقار

اي خدا از چهره ي ماه تو پيداتر علي
اي زهركس بعدپيغمبر توبالاتر علي
قامت عدل از تو گرديده ست رعناتر علي
پيش هر دريا تو داري روح درياتر علي
از گلوي عشق پيچيده ست در هر رهگذر
لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار

اي گل هستي كه با گلها تكلم مي كني
از خدا دل مي بري وقتي تبسم مي كني
با نسيم آسمان حق را تجسم مي كني
بوي احمد مي دهي , قرآن ترنم مي كني
شد زحسنت در تجلي جلوه ي پروردگار
لافتي الاعلي لاسيف الاذوالفقار

« هل اتي » تفسيري از روح عدالت خواه توست
« مومنون » , روشن ترين آيينه ي درگاه توست
شب چراغ آسمان عشق روي ماه توست
هاله ي ماه از بلنداي نسيم آه توست
صبح دارد از فروغ ماه رويت اعتبار
لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار

اي شجاعت در تحير از حديث خيبرت
اي فتوت نهرجاري از دو دست اطهرت
اي كرامت در تبلور از زلال ساغرت
اي حقيقت جرعه نوش چشمه هاي باورت
جاري پيمانه ها نور تو را آيينه دار
لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار

اي بلاغت , جرعه نوش سرخ جامت يا علي
عطرقرآن مي چكد از هر كلامت يا علي
مي درخشد روبروي عرش نامت يا علي
سبزمي گردد زمين در زيرگامت يا علي
آسمان از خيزش عطر تو گردد مشكبار
لافتي الاعلي لاسيف الا ذوالفقار
محمود تاري

مبارزه با فساد در حكومت علوي (ع )


قسمت چهارم
حجت الاسلام والمسلمين دري نجفي آبادي
مبارزه با تبعيض و بي عدالتي
اساس و هدف متعالي حكومت اميرالمومنين (ع ) را برقراري قسط و عدالت در جامعه تشكيل مي داد. آن حضرت عدالت را به عنوان هدف بزرگ الهي , انساني و اسلامي خود مي دانست و در راه تحقق آن از هر نوع كوششي دريغ نمي داشت . تاريخ بشريت سراغ ندارد رهبري كه اين همه نسبت به تحقق و اجراي عدالت پافشاري و سخت گيري نموده باشد. حضرت براي برقراري آن رنجهاي فراوان برد و جنگهاي قدرت طلبانه و خودسرانه اي بر وي تحميل شد و سرانجام نيز در همين مسير به شهادت رسيد.
سخنان حكيمانه آن بزرگوار , در زمينه عدل و قسط , كتابي گويا و مكتبي نوراني براي همه عدالتخواهان و آزاديخواهان عالم تا قيامت است .از آن ميان اينهاست كه بازگو مي شود :
« العدل افضل سجيه » (30 )
عدالت برترين خصلت است .
« العدل حياه الاحكام » (31 )
عدالت موجب حيات احكام الهي است .
« يوم العدل علي الظالم اشد من يوم الجور علي المظلوم » (32 )
روز عدالت بر ستمگر سخت تر است از روز ستم بر مظلوم .
« كونا للظالم خصما و للمظلوم عونا » (33 )
دشمن ظالم باشيد و ياور مظلوم .
« بئس الزاد الي المعاد العدوان علي العباد » (34 )
بد زاد و توشه اي براي قيامت تجاوز و دشمني نسبت به حقوق بندگان خداست .
« العدل فضيله السلطان » (35 )
عدالت فضيلت زمامدار است .
« العدل فوز و كرامه » (36 )
عدالت پيروزي و كرامت است .
« العدل قوام الرعيه » (37 )
عدالت مايه قوام جامعه است .
« العدل اقوي اساس » (38 )
عدالت قويترين پايه و اساس است .
« العدل راس الايمان و جماع الاحسان و اعلي مراتب الايمان » (39 )
عدالت سر ايمان و جامع احسان و نيكي و بالاترين مراتب ايمان است .
« اتامروني ان اطلب النصر بالجور فيمن وليت عليه ... » (40 )
آيا شما من را امر مي كنيد كه در قلمرو زمامداري خود با ستمكاري پيروز شوم . سوگند به خدا هرگز چنين كاري نمي كنم , مادامي كه شب و روز پشت سر هم آيند و مي روند و مادامي كه ستاره اي به دنبال ستاره اي حركت مي كند. اگر مال از آن من بود همه مردم را در تقسيم آن مساوي گرفتم چه رسد به اينكه مال قطعا مال خداست . آري اعطاي مال در غير موردش و نابجا تبذير و اسراف است و صاحبش را در دنيا بالا مي برد و در آخرت زمين مي زند و در نزد مردم او را عزيز مي كند و در نزد خداوند پست و خوارش مي سازد.
« و ايم الله لا نصفن المظلوم من ظالم و لاقودن الظالم بخزامته حتي اورده منهل الحق و ان كان كارها » (41 )
سوگند به خدا , داد مظلوم را از ظالمش مي ستانم و افسار ستمكارش را مي گيرم و او را تا چشمه سار حق مي كشانم اگر چه او نخواهد.
« و اياك والاستئثار بما الناس فيه اسوه » (42 )
وبپرهيز از آنكه چيزي را به خود مخصوص گرداني در حالي كه همه مردم در آن يكسان و سهيم و شريك باشند.
« و آس بينهم في اللحظه و النظره ... » (43 )
و در ميان آنان در همه حال به مساوات رفتار كن و با يك چشم بنگر تا بزرگان در تو طمع ستم بر ناتوانان نبندند و ناتوانان از عدالتت مايوس نشوند.
همان طور كه اشاره شد سخن در اين زمينه فراوان است و نمي توان علي (ع )را بدون عدالت و عدالت را بدون علي (ع )شناخت و يا معرفي كرد. گرچه علي (ع ) جامع همه كمالات است ليكن برجستگي عدل در مكتب آن حضرت و نياز به عدالت در جامعه بشريت و در عصر آن بزرگوار و همه عصرها به اين موضوع جلوه خاصي داده است .
با توجه به اهميت و حساسيت اين موضوع , سيره و شيوه ها و سياستهاي آن بزرگوار را در راه تحقق عدالت و مبارزه با بي عدالتي , تبعيض , پرخوري , ظلم , تجاوز , خودسري , خيانت , رشوه , زورگويي و دهها عمل خلاف ديگر , پي مي گيريم و راههاي روشن آن حضرت را در راه تحقق و اجراي عدالت باز مي نماييم .
1 ـ مبارزه با جنون قدرت
امام (ع ) خطاب به مالك اشتر مي نويسد :
« فانظر الي عظم ملك الله فوقك و قدرته منك علي ما لاتقدر عليه » (44 )
نگاه كن به عظمت ملك خداوند بر بالاي تو و قدرت خداوند بر آنچه تو بر آن قدرت نداري . »
2 ـ تصفيه و پالايش جامعه از عناصر فاسد و فرصت طلب
« و الذي بعثه بالحق لتبلبلن بلبله ولتغربلن غربله » (45 )
به خداوندي كه پيامبر را به رسالت و حق مبعوث نمود , همه شما در بوته آزمايش در خواهيد آمد و آزمايش خواهيد شد , آزمايش شدني .
« و الله لا اكون كالضبع تنام علي طول اللدم » (46 )
به خدا قسم من مانند كفتار نخواهم ماند كه با طول هشدارها بخوابد... »
3 ـ مبارزه با تكبر و تفرعن
« ايها الناس , شقوا امواج الفتن بسفن النجاه و عرجوا عن طريق المنافره و ضعوا تيجان المفاخره » (47 )
اي مردم , امواج طوفاني فتنه و فساد را با كشتيهاي نجات بشكافيد و از راه عداوت و نفرت نسبت به يكديگر برگرديد و تاجهاي افتخار و مباهات را زمين بگذاريد.
« فلا تكلموني بما تكلم به الجبابره ... » (48 )
آن چنان كه با جباران و متكبران سخن گوييد با من سخن نگوييد و در برابر من همچون در برابر اقوياي پرخاشگر به تحفظ و خويشتن داري نپردازيد و با قيافه هاي ساختگي و تصنعي با من معاشرت نكنيد و تصور نكنيد سخن حقي كه به من گفته شود بر من سنگين خواهد آمد و يا من تقاضا دارم تا من را بزرگ انگاريد. »
4 ـ مبارزه با تملق و چاپلوسي
« الثنا باكثر من الاستحقاق ملق و التقصير عن الاستحقاق عي او حسد » (49 )
ستودن , بيش از حد استحقاق , چاپلوسي است و كم گذاشتن از حد استحقاق , ناتواني يا حسادت است .
« بعده ممن تباعد عنه زهد و نزاهه و ذنوه ممن دنا منه لين ورحمه . ليس تباعده بكبر و عظمه و لا دنوه بمكر و خديعه » (50 )
دوري انسان باتقوا از هر كس كه از وي فاصله مي گيرد ناشي از زهد و پاكيزگي است و نزديكي او نشانه نرمي و رحمت است . دوري او از روي تكبر و عظمت و نزديكي او از روي مكر و خدعه نيست .
5 ـ مبارزه با اغنيا و مترفين
« و اما الاغنيا من مترفه الامم فتعصبوا لاثار مواقع النعم » (51 )
اغنيا و ثروتمندان از امتهاي خودكامه به واسطه نعمتهايي كه خداوند نصيب ايشان كرده بود تعصب ورزيدند و بر مال و ثروت خود نازيدند.
6 ـ مبارزه با تباني و ساخت و پاخت
« و لا تخالطوني بالمصانعه » (52 )
با من با ساخت و پاخت و تباني , معاشرت نكنيد.
7 ـ قاطعيت در حسابرسي بيت المال
« اما بعد , فقد بلغني عنك امر ان كنت فعلته فقداسخطت ربك و عصيت امامك و اخزيت امانتك » (53 )
خبري از تو به من رسيده , اگر آن را انجام داده باشي پروردگارت را به غضب آورده اي و امامت را عصيان كرده اي و در امانت خيانت كرده اي . به من خبر رسيده كه محصولات زمين را برداشته اي و آنچه زير پا داشته اي گرفته اي و آنچه در دستت بوده خورده اي . سريعا حسابت را بفرست و بدان كه حساب خدا سخت تر است .
8 ـ نفي تبعيض حتي نسبت به نزديكترين افراد
داستان عقيل و فرزندانش (54 )
نامه به ابن عباس (55 )
نامه به زياد بن ابيه جانشين عبدالله بن عباس . (56 )
9 ـ هشدار در مورد خيانت در بيت المال و مبارزه با آن
« و ان عملك ليس لك بطعمه ... » (57 )
قطعا عمل تو طعمه اي براي تو نيست بلكه آن عمل امانتي است در گردن تو و تو زيردست كسي هستي كه بالاتر از توست .
« و ان اعظم الخيانه خيانه الامه و افظع الغش غش الايمه » (58 )
همانا از بزرگترين خيانتها خيانت به امت است و از ذلت بارترين و رسواترين غشها , فريبكاري پيشوايان است .
مبارزه با مفاسد اخلاقي و اجتماعي
يكي از عوامل اصلي و موثر در بازدارندگي از فساد و هر گونه آلودگي و انحرافي , رشد و احيا و تقويت باورهاي اخلاقي و معنوي و تاكيد بر كرامت انسانهاست . ارزشهاي ايماني و اعتقادي و اخلاقي , خود , بزرگترين سرمايه براي صيانت جامعه و جلوگيري از انحراف و تحريف و فساد است و بهترين راه مبارزه با ريشه هاي فتنه و فساد به حساب مي آيد.
اگر بخواهيم جامعه اي سالم و محيطي پاك و پاكيزه و به دور از آلودگيها و انحرافات داشته باشيم , بهترين و ارزان ترين كار , خودسازي و سلامت دروني انسانها و مسئوليت پذيري فرد فرد افراد يك ملت و يك امت است , لذا بهترين سرمايه گذاري براي هر دولت و هر ملتي , سرمايه گذاري روي مسايل فرهنگي , معنوي , اخلاقي , تربيتي و احياي وجدان بيدار و زنده انسانها و تقويت وجدان كاري و انضباط اجتماعي و نظم پذيري و مسووليت شناسي و مسئوليت پذيري و تقوا و پاكي و معنويت و اخلاق و كرامت و شرافت و مبارزه با رذايل اخلاقي و امتيازطلبي و پارتي بازي و فرصت طلبي و زراندوزي و تمايلات شهواني و مال پرستي و جاه پرستي است و چنانچه فرد فرد خانواده و ملت , بتوانند بر ضعفهاي اخلاقي و بيماريهاي رواني و ناهنجاريهاي اجتماعي و تربيتي و فرهنگي پيروز گردند , خود , بزرگترين پيروزي و بهروزي و موفقيت را به دست آورده اند و براي بسياري از قوانين و مقررات , ضمانت اجراي دروني تحصيل كرده اند و نيازي به نيروي پليس و دستگاههاي عريض و طويل دولتي و قضايي و نظارتي و بازرسي و بوروكراسي اداري و هزينه هاي سنگين و كمرشكن زندان و بهداشت و درمان و اعتياد و مانند آن نخواهند بود.
در فرهنگ انبيا(ع ) مساله ارزشهاي الهي , يك اصل عميق ريشه دار و بنيادين است و تمامي هم و غم انبيا(ع )را , پاسداري از ارزشها و هدايت افكار و انديشه ها و ايجاد فضاهاي نو و معنوي تشكيل مي دهد تا بشريت را از ظلمات به سوي نور رهنمون شود و از گرداب جهالتها و خرافات برهاند و ديو جهل و غرور را از پاي در آورد و چراغ اميد و اخلاق و حكمت را روشن سازد و فضا را براي اصلاح عميق و ريشه دار امور هموار سازد و جامعه را به سمت نور هدايت كند. اين درس را , به وفور , در نهج البلاغه شريف مي توان ديد و از عمق بيانات دلپذير علي (ع ) مي توان شنيد , باشد تا تشنگان وادي معرفت به خود آيند و ره توشه اي از انوار ولايت آن حضرت توشه راه سازند. ان شاالله .
پي نوشت ها :
30 ـ غرر الحكم و درر الكلم .
31 ـ همان .
32 ـ نهج البلاغه , حكمت .241
33 ـ همان , نامه .47
34 ـ همان , حكمت .221
35 ـ غررالحكم و دررالكلم .
36 ـ همان .
37 ـ همان .
38 ـ همان .
39 ـ همان .
40 ـ نهج البلاغه , خطبه .126
41 ـ همان , خطبه .136
42 ـ همان , نامه .53
43 ـ همان , نامه .27
44 ـ همان , نامه .53
45 ـ همان , خطبه .16
46 ـ همان , خطبه .6
47 ـ همان , خطبه .5
48 ـ همان , خطبه .216
49 ـ همان , حكمت .347
50 ـ همان , خطبه .193
51 ـ همان , خطبه .192
52 ـ همان , خطبه .216
53 ـ همان , نامه 40 .
54 ـ همان , خطبه .215
55 ـ همان , نامه .41
56 ـ همان , نامه .20
57 ـ همان , نامه .5
58 ـ همان , نامه .26

انتشار كتاب بررسي « ابعاد شخصيتي حضرت علي (ع ) در تركيه


كتابي درخصوص شخصيت والاي حضرت علي (ع ) , تفكرات و نگرشي سياسي و ديني ايشان براي آشنايي شيفتگان آن حضرت در تركيه به چاپ رسيد.
به گزارش رايزني فرهنگي ايران در تركيه , نويسنده اين كتاب « سليم آريك » مي گويد : متاسفانه حضرت علي (ع ) بنابه تنگ نظري هاي برخي اشخاص و استثمارگران انديشه , آنچنان كه شايسته شخصيت علمي و ديني ايشان بوده در جامعه تركيه شناخته نشده است .
گفتني است : اين كتاب كه از سوي انتشارات « بورسا مفتالوغو » به چاپ رسيده است , منبعي براي آشنايي با ابعاد زندگاني پربركت اميرالمومنين (ع ) است .