روزنامه جمهوري اسلامي 23/05/1384 صفحه سرمقاله
اروپاي بي تعهد و حمايت از تروريست هاي منافق


بسم الله الرحمن الرحيم
طرح پيشنهادي اهانت آميز 3 كشور اروپائي به جمهوري اسلامي ايران , از ابعاد مختلف قابل ارزيابي است و قطعا بايستي در فرصت مناسبي در معرض نقد و بررسي موشكافانه قرار گيرد , اما در اين ميان نكاتي وجود دارند كه در متن توافقنامه پاريس بوده اند و در اين طرح , صراحتا نقض شده اند و حتي اين بار بنظر مي رسد تعمدا حذف شده اند. از جمله اين موارد , تاكيد اروپا بر ماهيت تروريستي منافقين است كه قبلا جزو مسائل مورد تاكيد اروپا بوده و در متن توافقنامه پاريس نيز گنجانده شده ولي اين اواخر , آنها ترجيح داده اند كه سياستي ديگر را در پيش بگيرند و ماهيت تروريستي منافقين را تدريجا به فراموشي بسپارند كه انصافا عملكرد شرم آوري براي اروپا محسوب مي شود و صراحتا بمنزله نقض توافقنامه پاريس است .
نبايد از نظر دور داشت كه پيشنهاد 3 كشور اروپائي روز جمعه 14 مرداد ماه جاري تحويل وزارت امورخارجه شد و اين درحالي بود كه نمايندگان ارشد 3 كشور اروپائي , آخرين رايزنيها و جمع بنديهاي خود را در واشنگتن و با حضور نمايندگان ارشد آمريكائي برگزار كرده بودند. شواهد و قرائن موجود نشان مي دهد كه متن پيشنهادات ارسالي براي تهران , در واقع توسط مقامات آمريكائي تدوين شده و 3 كشور اروپائي در ميدان عمل فقط « نقش نامه رسان » را بازي كرده اند و انصافا دچار خسارت فراواني از اين بابت شده اند. چرا كه حيثيت جهاني خود را بخاطر خوشايند آمريكا هزينه كرده اند. البته انگليس در اين زمينه , چيز زيادي را از دست نداده و نخواهد داد. « توني بلر » حتي در ميان مردم انگليس و رسانه هاي اين كشور بعنوان « سگ دست آموز بوش » تلقي مي شود و دولت لندن را به « زائده شرم آور ديپلماسي آمريكا » تبديل كرده است . اما فرانسه و آلمان در اين ميان , حيثيت خود راحراج كرده اند و آنرا بسيار ارزان , فروخته اند.
با اينهمه , در زمينه همراهي با تروريست هاي منافق , فرانسه و آلمان هم پرونده سياهي دارند و بي اعتباري خود را با سرمايه گذاري بدفرجام برروي منافقين جنايتكار , به اثبات رسانده اند.
آلمانها در اين مدت , به منافقين فرصت داده اند تا با دست بازتري به فعاليتهاي دلخواه خود بپردازند و حتي از حمايت امنيتي دولت آلمان هم برخوردار شوند. در واقع دولت برلين , سراسر آلمان را « جولانگاه تروريست هاي منافق » ساخته و حتي بعضا از آنها بعنوان « خبرچين » و منبع اطلاعاتي نيز بهره مي گيرد.
فرانسه كه سالها پناهگاه اصلي تروريست هاي منافق بود , در طول چند سال براي فراهم ساختن زمينه هاي بهبود مناسباتش با جمهوري اسلامي ايران به ايجاد محدوديت عليه منافقين پرداخت و حتي برخي سران اصلي منافقين و عوامل شناخته شده اي كه جنايات عمده اي را مرتكب شده بودند , از فرانسه اخراج كرد. لكن در ماههاي اخير مجددا « فرانسه , جولانگاه تروريستها » شده است و آنها با بهره گيري از امكانات گسترده اي كه تعمدا در اختيار آنها قرار مي گيرد , سرگرم تقويت موقعيت اين گروهك تروريستي در فرانسه هستند.
رسواترين رفتار حكومتي در حمايت آشكار از تروريست هاي منافق را انگلسيي هاي شرور بنمايش گذاشته اند. چند تن از لردها با دعوت از منافقين براي برپائي يك مراسم حمايت آميز در مجلس اعيان انگليس دعوت بعمل آوردند و در اين فرصت با صريح ترين جملات ممكن به تجليل از جنايتكاراني پرداختند كه دست آنها به خون مردم و مسئولين ايراني آغشته است و نزد دادگاههاي صالحه ايران , پرونده « جنايت و كشتار دارند و حتي برخي عناصر هم گروه خود را هم شكنجه كرده اند و به قتل رسانيده اند.
شايد اگر بخواهيم تلاش كنيم تا بخاطر اين سرمايه گذاريهاي بدفرجام فرانسه , آلمان و انگليس , آنها را طبقه بندي كنيم و به آنها « نمره » بدهيم , دچار اشتباه بزرگي شده باشيم . چرا كه اصل حمايت از تروريسم , به هر اندازه و به هر صورت ممكن كه واقع شده باشد , مردود و مستحق اعتراض و شماتت است .
در واقع اصل حمايت دولتهاي فرانسه , آلمان و انگليس از منافقين , تحت هر عنواني كه صورت گيرد و به هر بهانه اي كه توجيه شود , يك رفتار ضدانساني و غيراخلاقي است و بايستي آنها را « همدست جنايتكاران » لقب داد. اين نكته در مقطع زماني حاضر , از آن جهت اهميت مضاعفي پيدا كرده است كه انگليس در ماه گذشته در معرض چند حادثه مشكوك قرار گرفت و بخاطر حوادثي كه هنوز هم سرنخ هاي آن روشن نيست , انگليس از همه دنيا انتظار همراهي و همفكري در راه مقابله با « تروريست هاي ناشناخته » را داشت . بايد از دولتمردان گستاخ انگليس پرسيد كه اگر آنها انتظار همراهي ديگران در راه مقابله با « تروريست هاي ناشناخته » را دارند , چرا خودشان از تروريست هاي نام و نشان دار و شناخته شده , حمايت مي كنند و حتي خواهان به حكومت رسيدن اين تروريست هاي خون آشام در ساير كشورها هستند
بايد پرسيد كه آيا انگليس در اين زمينه مدعي است كه اظهارات لردهاي كودن انگليسي در حمايت از تروريسم لجام گسيخته منافقين , يك اقدام قانوني و موجه است قطعا هيچ عنصر عاقل , منطقي و مسئول را پيدا نخواهيم كرد كه « حمايت از تروريسم » را يك اقدام قانوني و موجه بداند و از اين حركات شرورانه جانبداري كند. اما لردهاي انگليسي مرتكب اين اقدام ضدانساني شدند و لكه ننگ بزرگي را بر پيشاني خود و انگليس زدند.
البته فرانسه نيز با تكرار همين رفتار ضدانساني نشان داد كه دست كمي از انگليسي هاي شرور ندارد و با تشكيل مجلسي در اعلام حمايت از تروريسم لجام گسيخته منافقين در اين كشور , ابعاد شيطنت فرانسوي در اين مقوله را گسترش داد. اين حمايت همزمان فرانسه , آلمان و انگليس از منافقين , دقيقا بمنزله « نقض توافقنامه پاريس » تلقي مي شود و ثابت مي كند كه طرفهاي اروپائي , ناقض توافقنامه پاريس بوده اند.
در اين مقوله بنظر مي رسد كه نوعي « تقسيم كار » بين طرفهاي فرانسوي , انگليسي و آلماني صورت گرفته و هر يك به تناسب ميزان شرارت و دشمني خود سعي كرده به سرمايه گذاري بدفرجام برروي تروريست هاي منافق بپردازد كه مطلقا قابل تحمل نيست .
نكته ظريف در اين ميان آنكه سخنرانان فرانسوي و انگليسي از تروريست هاي جنايتكار بعنوان پرچمداران مبارزه براي استقرار دمكراسي و حقوق بشر در ايران ياد كرده اند. البته آندسته از مخاطبين چنين پيامي كه از ماهيت تروريستي منافقين آگاهند , كاملا واقفند كه فرانسه و انگليس و حتي آلمان سعي دارند از اين تروريست هاي شرور براي تامين اهداف غيرانساني خود سواستفاده كنند ولي حمايت از تروريسم در شرايطي كه اروپا سعي دارد به دروغ خود را پرچمدار مبارزه با تروريسم معرفي كند , يك تناقض آشكار ميان گفتار و عمل اروپا محسوب مي شود و ثمري بجز رسوائي براي آنها بهمراه نخواهد داشت .