
قرار است رژيم صهيونيستي در هفته آينده عمليات
عقب نشيني از باريكه غزه و واگذاري آن به فلسطينيان را آغاز
كند.
منابع خبري و سياسي اسرائيل تلاش كرده اند تا با
برخورداري از حمايت آمريكا و اروپا , از اين تصميم شارون به
عنوان مظهري از حسن نيت وي براي به حركت درآوردن
چرخه مذاكرات موسوم به « صلح خاورميانه » يادكنند. درحالي
كه حقائق , عكس اين تحليل را به اثبات رسانده
است .
واقعيت اين است كه هزينه نگاهداري 8 هزار يهودي
موجود در 21 شهرك صهيونيست نشين غزه كه تنها 6 درصد
جمعيت يك ميليون و 300 هزار نفري فلسطينيان اين منطقه را
تشكيل مي دهند براي رژيم تل آويو بسيار پرهزينه بوده و
ضربات اساسي انتفاضه بر پيكره اقتصاد اسرائيل طي 5 سال
اخير اين هزينه ها را به مرز غيرقابل تحمل رسانده است .
نزديك به 16 هزار نظامي اسرائيلي در نوار غزه مسئول حفاظت
از 21 شهرك يهودي نشين هستند . به عبارت ديگر در ازا هر
يك يهودي 2 سرباز , مراقبت از جان وي را برعهده دارند .
شهركهاي يهودي نشين نوار غزه بالغ بر 54 كيلومترمربع از
مساحت 360 كيلومتر مربعي اين منطقه يعني چيزي حدود يك
هفتم وسعت آن را در اختيار دارند.
در كرانه باختري نيز 400 هزار يهودي در كنار 3,5 ميليون
مسلمان فلسطيني زندگي مي كنند. به عبارت ديگر تعداد
يهودياني كه در دو منطقه كرانه باختري رود اردن و نوار غزه
زندگي مي كنند تنها 8 درصد جمعيت آن را تشكيل مي دهند .
غزه و كرانه باختري رود اردن ازجمله سرزمينهائي هستند
كه پس از جنگ 6 روزه سال 1346 صهيونيستها عليه
كشورهاي عربي به اشغال نظامي آنان درآمد. از اين رو سازمان
ملل نيز از اين دو بخش به عنوان « اراضي اشغالي » ياد كرد و
طي قطعنامه هاي متعددي خواستار خروج اسرائيل از اين دو
منطقه شده است .
اين عدم شناسائي سياسي , از مهمترين عوامل شكست
صهيونيستها در پيشبرد طرحهاي موسوم به صلح و جلب
رضايت افكار عمومي منطقه طي 38 سال گذشته بوده است .
حتي نشستهاي مستقيم ميان رهبران اسرائيل و اعراب در 14
سالي كه از پايان جنگ اول خليج فارس موسوم به « جنگ نفت »
مي گذرد نيز نتوانسته است سايه سنگين اين اشغالگري را از سر
فلسطين برداشته و كشورهاي عربي را به يافتن فرمولي براي نيل
به صلح راضي سازد. از اين رو رهبران اسرائيلي در سالهاي
اخير به يافتن راهكاري براي فائق آمدن بر اين مشكل متمايل
شده اند . پيمان اسلو كه در سال 1372 ميان ساف و رژيم
صهيونيستي به امضا رسيد , و براساس آن تاسيس دولت
خودگردان عرفات در دو منطقه كرانه باختري و غزه مورد
موافقت طرفين قرار گرفت , نقطه شروع اجراي اين رويكرد بود.
اما اين طرح با ترور اسحاق رابين در سال 1374 متوقف شد و
حزب افراطي ليكود سياست سختگيرانه اي در برابر فلسطيني ها
درپيش گرفت .

نتانياهو كه در انتخابات سال 75 بقدرت رسيد , پيمان
اسلو را به حالت تعليق در آورد و باراك كه در سال 78 به
نخست وزيري رسيد نيز برخلاف وعده هاي فريبنده اش كاري
براي احيا روند سازش از پيش نبرد. اين امتناع و بي اعتنائي
توسط شارون نيز كه به قصاب فلسطينيان شهرت دارد ,
پيگيري شد. اما انجام دهها عمليات شهادت طلبانه و واردآمدن
خسارات سنگين جاني و مالي به صهيونيستها , در سالهاي
حكومت شارون وي را به انجام دو عمل موازي واداشت . يكي
حذف خونين و پي در پي رهبران انتفاضه ازجمله شيخ احمد
ياسين , عبدالعزيز رنتيسي و... و ديگري اجراي طرح
جداسازي فلسطيني ها و يهوديان در دو بخش كرانه باختري
رود اردن و نوار غزه . پروژه احداث ديوار حائل از شمال تا
جنوب كرانه باختري و تصميم به برچيدن 21 شهرك
صهيونيست نشين در نوار غزه اجزا اين طرح است . آنچه كه
سال گذشته در كابينه اسرائيل و در فضائي از بحران سياسي به
تصويب رسيد . عبارت است از برچيدن تدريجي 21 شهرك
صهيونيست نشين در نوار غزه و انتقال شهرك نشينان به اراضي
حاصلخيزتري در كرانه باختري و در جائي كه طبق پيمان اسلو
به فلسطينيان تعلق داشته اما ديوار مورد نظر شارون قرار است
از پشت اين اراضي بگذرد. به عبارت ديگر شارون غزه را با
اراضي كمتر اما حاصلخيزتر و سوق الجيشي تر در كرانه
باختري معاوضه خواهد كرد و امنيت اراضي جديد را با ديوار
خود تامين خواهد نمود.
طرح شارون براي برچيدن شهرك هاي يهودي نشين از نوار
غزه سال گذشته با 67 راي موافق و 45 راي مخالف و 7 راي
ممتنع به تصويب مجلس نمايندگان اسرائيل رسيد. اين طرح
در موجي از مخالفت خاخامها و شخصيتهاي متعصب و
افراطي صهيونيست به تصويب رسيد. در آستانه تصويب و
پس از تصويب طرح براي اولين بار از احتمال ترور شارون
همانند ترور 10 سال پيش رابين , عاقد پيمان صلح با « ساف »
سخن به ميان آمد. با اين حال شارون ترجيح داد اين تهديدات
را تحمل كند ولي در عوض با اجراي طرح خود از يكسو از
فشارهاي اقتصادي و امنيتي اسرائيل بكاهد و از جانب ديگر
براي تبليغات عوامفريبانه خويش در مورد « صلح طلبي » سوژه
جديد بيابد.
نكته اي كه در زمينه طرح « خروج از غزه » حائز اهميت
است , اينكه تصويب اين طرح در پارلمان رژيم صهيونيستي
تقريبا همزمان شده بود با طرح احداث ديوار حائل , ديوار
جداكننده اي كه بخشهاي مختلف فلسطين را به زور به
متصرفات رژيم صهيونيستي ضميمه مي كند. اين ديوار
نژادپرستانه , همچنان به عنوان يكي از عوامل تنش و بحران در
داخل فلسطيني , ادامه دارد. « ديوار حائل » كه كار ساختماني آن
از يك سال پيش آغاز شده , علي الظاهر طرحي است كه اتباع
اسرائيلي را از اتباع فلسطيني در سرزمين فلسطين جدا
مي سازد . طول اين ديوار نهايتا 680 كيلومتر است , ارتفاع آن 9
متر و احداث هر كيلومتر آن بيش از دو ميليون دلار هزينه
دربردارد. جنس ديوار بتون فشرده و در تمام طول قسمت
فوقاني آن توده عظيم و طويلي از سيمهاي خاردار در هم تنيده
قرار مي گيرد.
احداث اين ديوار از تراوشات ذهني حزب كارگر اسرائيل
بود. اما حاكميت اين حزب دوام نداشت و حزب ليكود به
رهبري آريل شارون اين طرح را پس از بررسي هاي كارشناسانه
به اجرا درآورد . موضوع احداث اين ديوار در نشست روز 14
خرداد سال گذشته در بندر عقبه كه با حضور جورج بوش رئيس
جمهور آمريكا , ابومازن رئيس حكومت خودگردان و آريل
شارون نخست وزير اسرائيل ترتيب يافت , مورد بحث و
تبادل نظر قرار گرفت و عليرغم مخالفت ابومازن و تعهداتي كه
وي براي سركوب گروههاي فلسطيني داده بود با موافقت
شارون و بوش روبرو گرديد و وارد مراحل اجرائي خود شد.
گرچه صهيونيستها مدعي هستند كه اين ديوار , جداكننده
قلمرو اسرائيلي و فلسطيني در اراضي اشغالي است و امنيت
جمعيت هر دو بخش را تضمين مي كند و اگرچه نام آن را « ديوار
بازدارنده » نهاده اند و اميد دارند كه اين ديوار , سدي در برابر
فلسطينيان در انجام انتفاضه و اقدامات انتقامجويانه آنان عليه
اسرائيلي ها گردد , ولي بررسي حقائق مربوط به اين ديوار بطلان
دو نظريه را به اثبات مي رساند.
برخلاف مصوبات پيمان 1372 اسلو كه كرانه باختري رود
اردن و نوار غزه را در مساحتي معادل 19 درصد خاك
فلسطيني , جز قلمرو تشكيلات خودگردان منظور كرده و با
وجود كه اين پيمان هرگز به طور كامل به اجرا در نيامده و
فلسطينيان در چيزي حدود 10 درصد سرزمين خود بطور
مسلوب الاختيار اسكان دارند ولي ديوار مزبور از عمق همين
بخشهاي فلسطيني مي گذرد و قسمتهاي مهمي از آن را از ساير
بخشها جدا مي سازد. به عبارت ديگر قطعات بزرگي از مساحت
محدود واگذار شده به فلسطينيان را در مسير احداث , به بخش
صهيونيست نشين منضم مي سازد. به اين ترتيب صهيونيستها
در جهت خلاف پيمان اسلو , هر روز سرزمين فلسطينيان را
بيش از روز قبل با تعيين مسير ديوار به تصرف خود
درمي آورند. از سوي ديگر احداث شهركهاي جديد
صهيونيست نشين در قسمتهاي فلسطيني تصرف شده , جز
برنامه هاي رژيم صهيونيستي است . به اين ترتيب دولت
غاصب اسرائيل نه تنها اقدامي در جهت برچيدن شهركهاي
صهيونيست نشين در مناطق واگذارشده به فلسطينيان نكرده
بلكه به بهانه احداث ديوار از يكسو شهركها را تحت مراقبت
خود درآورده و از سوي ديگر مساحت بيشتري از سرزمين
فلسطينيان را براي احداث شهركهاي جديد به اشغال خود
درمي آورد. احداث اين ديوار هزاران كشاورز فلسطيني را از
اراضي و زمينهايشان محروم مي سازد , باغها , چاهها ,
چراگاهها و امكانات زيست محيطي آنان را كه مجموعا بنيه
اقتصادي ملت فلسطين را تشكيل مي دهد , از آنان مي گيرد. با
احداث اين ديوار زمين از زارع گرفته مي شود و فلسطيني هاي
بيشتري خانه و كاشانه خود را از دست مي دهند , جامعه
فلسطيني از منابع انساني خود محروم مي شود و آنچه كه به
عنوان قلمرو فلسطيني باقي مي ماند , بخشهائي تجزيه شده ,
تكه تكه شده و عاري از استعدادهاي طبيعي و انساني موثر
خواهد گرديد . مسير ديوار حائل , نهايتا 60 درصد كرانه
باختري رود اردن را به ساير بخشهاي اشغالي فلسطين ضميمه
مي سازد و اتصال زميني 40 درصد باقيمانده را نيز از بين
مي برد. به اين ترتيب كشور مورد نظر فلسطينيان را كه روياي
استقلال آن را در سر دارند به كانتونهائي بريده و بي ارتباط از
يكديگر مبدل مي سازد. به همين دليل ناظران سياسي معتقدند
كه صهيونيستها در احداث « ديوار باز دارنده » طرحهاي
شيطاني خود را دنبال مي كنند. هدف آنان از احداث اين ديوار
منصرف كردن فلسطيني ها از دنبال نمودن طرح كشور مستقل
فلسطيني است . هدف آنان اين است كه با احداث ديوار مذكور
قلمرو شهركهاي صهيونيست نشين را توسعه داده , آن را به
قلب بخشهاي فلسطيني نشين در كرانه باختري رود اردن
گسترش دهند. هدف اين است كه عرصه زندگي بر فلسطينيان
تنگ تر شده , منفعل گردند.
بنابراين بخش اول ادعاي صهيونيستها كه مي گويند ديوار
مذكور حائلي بين قلمرو زندگي فلسطيني ها و اسرائيلي هاست .
به اين دليل مردود است كه ديوار يادشده , حتي قلمرو زندگي
فلسطيني ها را نيز به قلمرو زندگي اسرائيلي ها ضميمه مي سازد.
بخش ديگر ادعاي آنان اين است كه ديوار مذكور يك حائل
بازدارنده است كه امنيت هر دو بخش جوامع فلسطيني و
اسرائيلي را تضمين مي كند.

گمان نمي رود كسي در اسرئيل باور داشته باشد كه احداث
اين گونه ديوارها مي تواند مانع عمليات نظامي و انتفامجويانه
ملتي گردد كه سرزمينش توسط بيگانگان به اشغال درآ ده است .
زيرا از يكسو صهيونيستها اراضي قبل از جنگ 6 روزه (1967
ميلادي ـ 1346 خورشيدي ) و ازجمله اراضي سال 1948
ميلادي (1327 خورشيدي ) را « اراضي اشغالي » نمي نامند و
آنها را جز لاينفك خاك اسرائيل مي شمارند. در حالي كه در
همين اراضي ميليونها فلسطيني زندگي مي كنند كه از رژيم
اشغالگر صهيونيستي متنفرند و از سوي ديگر سلاحهاي
موشكي كه از عمق خاك لبنان شهرك هاي صهيونيست نشين
صفحات شمالي فلسطين اشغالي را هدف قرار مي دهد , در
اختيار گروههاي اسلامي فلسطين ازجمله حماس , جهاد
اسلامي , گردانهاي الاقصي و ديگر سازمانهاي اسلامي اين
سرزمين نيز وجود دارد. اين گونه سلاحها , ديوار را مانع خود
نمي دانند و استفاده از « ديوار » براي بازداشتن يك ملت از
احقاق حقوقش يك محاسبه ناشيانه و كودكانه است .
هزينه نگاهداري 8 هزار يهودي موجود در 21 شهرك
صهيونيست نشين غزه كه تنها 6 درصد جمعيت يك
ميليون و 300 هزار نفري فلسطينيان اين منطقه را
تشكيل مي دهند براي رژيم تل آويو بسيار پرهزينه بوده
و ضربات اساسي انتفاضه بر پيكره اقتصاد اسرائيل طي 5
سال اخير اين هزينه ها را به مرز غيرقابل تحمل رسانده
است
نزديك به 16 هزار نظامي اسرائيلي در نوار غزه
مسئول حفاظت از 21 شهرك يهودي نشين هستند . به
عبارت ديگر در ازا هر يك يهودي 2 سرباز , مراقبت از
جان وي را برعهده دارند. شهركهاي يهودي نشين نوار
غزه بالغ بر 54 كيلومترمربع از مساحت 360 كيلومتر
مربعي اين منطقه يعني چيزي حدود يك هفتم وسعت
آن را در اختيار دارند
استفاده از « ديوار » براي بازداشتن يك ملت از احقاق
حقوقش يك محاسبه ناشيانه و كودكانه است
زيرنويس عكس :
« ديوار حائل » مناطق سوق الجيشي فلسطين را ضميمه اراضي
اشغالي صهيونيستها مي سازد
نماي يك شهرك صهيونيست نشين در غزه
انتقال يك واحد مسكوني از غزه

|