
حضرت امام خميني
يكي از بزرگترين جهات معنوي خدمت به خلق الله است , خدمت به
انسانهاي محروم است . اين است كه براي انسان جاودان مي ماند و در
عالم ديگر به درد انسان مي خورد. اموالي كه انسان بگذارد و برود به درد
انسان نمي خورد. اموالي كه پيش بفرستد به درد انسان مي خورد.
خدمت به همه ملت بويژه طبقات محروم و ضعيف كه در حقيقت
سنگيني بارانقلاب از زمان ستمشاهي تا زمان پيروزي و تاامروز به عهده
آنان است و همه مرهون آنان هستيم كار ارزشمندي است كه بعد معنوي
آن را جز خداوند تبارك و تعالي كسي نمي تواند به سنجش درآورد.
اين نصرت خداست , اين نصرتي است كه تخلف ندارد , از
نصرت هايي كه خدا مي كند , ما او را نصرت مي كنيم , ما بنده ضعيف ,
نصرت بندگان خدا را براي او مي كنيم و او را به واسطه عنايات زيادش
اين را نصرت خودش حساب كرده است با اين كه غني از همه عالم
است . نصرت ضعفا را , نصرت مظلومين را نصرت خودش حساب كرده
است و گفته است : « ان تنصروالله ينصركم (1 ) » و الا نصرت خدا يعني
چه ما كي هستيم كه نصرت خدا را بكنيم عالم كي هست همه
موجودات عالم هيچ اند. نصرتي كه ما بكنيم از دين خدا , نصرتي كه
بكنيم از بندگان خدا , خدا به عنايت خودش اين را نصرت خودش
حساب كرده , فرموده اند : « ان تنصرواالله » ما مي دانيم كه خدا محتاج به
نصرت ما نيست , لكن نصرت بندگان خدا را مي كنيم , نصرت دين خدا
را مي كنيم و خدا به عنايت خودش قبول كرده است كه اين نصرت من
است .
اينها بندگان خدا هستند , خدمت به بندگان خدا خدمت به خداست و
خدمت به بندگان خدا امروز اين است كه همه مجتمعا درصدد اين
باشند كه با كلمه واحده از اسلام ومسلمين وخصوصا از مستضعفان
جهان وملت شريف ايران پشتيباني كنند.
بايد ما جديت كنيم كه اين معنا را درست بكنيم , دنبال اين باشيم كه
اگر چنانچه متصدي امر دولتيم , دولتي باشيم كه براي خدا كار بكنيم و
براي خدا كار كردن , اين است كه ببينيم خداچي فرموده است , چي گفته
است ما بايد بكنيم .فرموده است كه به مستمندان بايد برسيد , به ضعفا
بايد برسيد , به مردم فقير بايد برسيد , براي همه بايد تهيه كنيد. وقتي كه
بنا شدما براي اين جهت خدمت كرديم , اين نصرت خداست . نصرت
خدا , نصرت بندگان خداست , نصرت دين خداست . وقتي ما نصرت
كرديم بندگان خدا را براي خدا , براي اين كه اينها « عيال الله » هستند(2 )
ما اگر چنانچه در جبهه ها هم پيروز نشويم , اين جا پيروز , و اگر اين طور
نشد , شكست خورديم از همين حالا , در اوج پيروزي در شكست
هستيم .... و در حضيض شكست , پيروز هستيم .
امروز به مستضعفان ومستمندان و زاغه نشينان كه ولينعمت ما هستند
خدمت كنيد. پيش خداي تبارك و تعالي كمترخدمتي است كه به اندازه
خدمت به زاغه نشينان فايده داشته باشد.
شمايي كه خدمت به مستضعفين مي كنيد و شمايي كه خدمت به
جنگزدگان مي كنيد و اميد است ان شاالله و هست اينطور كه انگيزه هاي
شماانگيزه هاي اسلامي ـ انساني باشد , شما بدانيد كه در يك طاعت
بزرگ هستيد وهميشه به طاعت حق تعالي قيام كرديد و ثواب شما ,
ثواب عبادتهاي پنجاه شصت ساله ديگران است ... شما بدانيد كه
رسيدگي به امور مستضعفان و رسيدگي به امور جنگزدگان كه اينها
بندگان خدا هستند وخداوند به آنها عنايت دارد , از عبادات بزرگ
است .
وظيفه ما وهمه دست اندركاران است كه به اين مردم خدمت كنيم و در
غم و شادي و مشكلات آنان شريك باشيم كه گمان نمي كنم عبادتي
بالاتر از خدمت به محرومين وجود داشته باشد.
وقتي انسان براي خلق خدا خدمت بكند و براي اينكه اين خلق در
طول تاريخ ستم ديدند , عقب نگه داشته شدند , نگذاشتند رشد معنوي
بكنند , رشد مادي بكنند , وقتي بااين ايده شما خدمت بكنيد , شما در
خدمت اسلام هستيد و شما مجاهد هستيد در پشت جبهه ها. همانطوري
كه مجاهدين ما در جبهه ها مجاهدت مي كنند و عبادت خدا را در آنجا
مي كنند شما هم در پشت جبهه ها هستيد و عبادت خداي تبارك و تعالي
را با همين كارهايتان انجام مي دهيد.
اميدوارم كه شما هرچه بيشتر موفق بشويد به اينكه براي اين مردم
مستمند كار بكنيد و اجر آن رااز خداي تبارك و تعالي بخواهيد .
به همه مسئولان كشورمان تذكر مي دهم كه در تقدم ملاكها , هيچ
ارزش و ملاكي مهمتر از تقوا و جهاد در راه خدانيست و همين تقدم
ارزشي و الهي بايد معيار انتخاب وامتياز دادن به افراد و استفاده از
امكانات وتصدي مسئوليتها و اداره كشور و بالاخره جايگزين همه
سنتها و امتيازات غلط مادي و نفساني بشود , چه در زمان جنگ و چه
در حالت صلح , چه امروز وچه فردا , كه خدا اين امتياز را به آنان عنايت
فرموده است و صرف امتياز لفظي وعرفي كفايت نمي كند , كه بايد هم در
متن قوانين و مقررات و هم درمتن عمل و عقيده و روش ومنش جامعه
پياده شود و مصلحت زجركشيده ها و جبهه رفته ها و شهيد و اسير و
مفقود و مجروح داده ها و دريك كلام , مصلحت پابرهنه ها و گودنشينها و
مستضعفين بر مصلحت قاعدين در منازل ومناسك و متمكنين و مرفهين
گريزان از جبهه و جهاد و تقوا و نظام اسلامي مقدم باشد و نسل به نسل
و سينه به سينه شرافت و اعتبار پيشتازان اين نهضت مقدس و جنگ فقر
وغنا محفوظ بماند و بايد سعي شود از راه رسيده ها و دين به
دنيافروشان , چهره كفرزدايي و فقر ستيزي روشن انقلاب ما را
خدشه دار نكنند و لكه ننگ دفاع از مرفهين بي خبر از خدا را بر دامن
مسئولين نچسبانند.
وصيت اينجانب به رهبر و شوراي رهبري در اين عصر كه عصرتهاجم
ابرقدرتها و وابستگان به آنان در داخل وخارج از كشور به جمهوري
اسلامي و در حقيقت به اسلام است در پوشش جمهوري اسلامي ودر
عصرهاي آينده آن است كه خود را واقف در خدمت به اسلام
وجمهوري اسلامي و محرومان ومستضعفان بنمايند و گمان ننمايند كه
رهبري في نفسه براي آنان تحفه اي است و مقام والايي , بلكه وظيفه
سنگين و خطرناكي است كه لغزش در آن اگر خداي نخواسته باهواي
نفس باشد ننگ ابدي در اين دنيا و آتش غضب خداي قهار در جهان
ديگر در پي دارد.
مي دانيم كه اكثريت اين قشر و رزمندگان عزيز اسلام از طبقات
محروم و كم درآمد بودند و مرفهين كمتر دل براي انقلاب سوختند , ولي
وظيفه ماست كه در حد توان ومقدورات قدرشناس زحمات آنان باشيم
ومن ميل ندارم كه اين قدرشناسي فقط در حد تعريف و تمجيد ظاهري
خلاصه شود بلكه بايد در همه نوع امتيازات اجتماعي و اقتصادي و
فرهنگي به آنان بها داده شود.
من از خداي تبارك و تعالي سلامت و سعادت همه ملت را و همه
ملتها را و خصوصا مستضعفين را خواستارم و از همه كساني كه اين
ملت با زحمت خودش آنها را به مقامي رسانده است مي خواهم كه تمام
توان خودشان را براي خدمت اين مستضعفين و خدمت اين
بيغوله نشينهاي بيچاره و خدمت به اين زاغه نشينان صرف كنند.
وان شاالله بعداز استقرار حكومت كه الان ديگر تمام شد همه جهات ,
عذري براي هيچيك از شماها نيست براي اينكه سابقا كارشكني مي شدو
حالا شما همه تفاهم داريد و كارشكني هيچ يك براي ديگري نمي كند
همه همفكر وهمصدا قيام كنيدو براي اين مستضعفين و براي اين ملت كه
به همه ما و به همه شما منت دارد و حق دارد , براي آنها خدمت كنيد.
مهم اين است كه ... واقعا احساس بكنند اين خدمتگزارها كه
خدمتگزارند , احساس اين معنا را بكنند كه اين توده ها بندگان محروم
خدا هستند و بندگاني هستند كه قبل از انقلاب آنقدر محروميت داشتند
و در انقلاب آنقدر خدمت كرده اند و بعد از انقلاب هم تا قيام به امر
درست نشده است باز جز محرومين بوده اند و شما مي خواهيد به اينها
خدمت كنيد و خدمتگزار آنها هستيد. مبادا يك وقتي در ضمن اينكه
شما خدمت را مي كنيد , يك درشتي اي باشد كه خدمت شما را
درخودش محو كند.
در هر صورت آني كه براي شما مهم است خدمت كردن به همه
طبقات خصوصا مستضعفها , خصوصا محروميني كه در طول تاريخ
محروم بوده اند اين بيچاره ها. بايد خدمت كنيد و خدمت تان را بگوييد
به آنها و وقتي گفته مي شود , عمل دنبالش باشد.
اينها محكوم بودند در طول تاريخ , اينها زحمت ديدند , اينها در
انقلاب خدمت كردند , اينها امروز جوانهايشان رامي دهند , آن طبقه
مرفه اگر هم باشدكمي از آنها داخل اين امور هستند , خيلي نيستند. بنابر
اين ما بايد اين طبقه از مردم را براي خاطر خدا و براي حفظ حيثيت
جمهوري اسلامي حفظ بكنيم . در همه قشرها در همه كارها با آنها
خوشرفتاري كنيد , يك وقت خداي نخواسته يكي را كار دارد بيايد در
آنجا , فراش راهش ندهد يا مدتي معطل بشود يا توي اتاق نگذارند
بيايد , اينها اينطور نباشد. اينها كارهايي بود كه بر خلاف رضاي خدا بود
و سابق مي كردند , شما بايد عكسش باشد.
خود را از مردم پابرهنه و مستضعف وبي پناهي كه تمامي عزت ما
رهين منت و خدمت آنان است ـ و شهيدان وجانبازان و اسرا و
مفقودين نيز از همين قشرندـ دور نسازيد.
فكر اين ملت , فكر اين زاغه نشين ها , فكر اين مردمي كه همه چيزشان
را دادند و شما را به مسند نشاندند , فكر آنها را بكنيد , شب وقتي خلوت
مي كنيد فكربكنيد كه من امروز كه كار كردم براي خودم يا براي مردم ,
امروز كه صحبت مي كنم براي خودم صبحت مي كنم يا براي مصالح
كشور.
اگرحالا هم شما كارهايي بكنيد كه توجه مردم را از مصالح و توجه
خودتان را از مصالح به چيز ديگر متوجه بشود , عوض اينكه فكر حل
مشكل كردستان را بكنيد بنشينيد و باهم دعوا بكنيد , عوض اينكه براي
اين پابرهنه ها , براي اين ضعفا , براي اينهايي كه زحمت كشيدند و شما
را به اينجا رساندند و حالا هم توقع از شما خيلي ندارند براي اينكه يك
آب و ناني , يك آبي , يك ناني , يك برقي , آن چيزهاي اوليه را به اينها
برسانيد , از اين غفلت كنيد و برويد سراغ جنگ ـ نمي دانم ـ اعتصاب و
بساط , خوب , اين همان است كه آنوقت امريكا مي كرد , حالا شما
مي كنيد , آنوقت آن طاغوت مي كرد , حالا شما مي كنيد. شما هم
طاغوتيد , آنها هم طاغوتند , فرقي نمي كند , يكي شيطان است , يكي
شيطان كوچكتر.
وجدان اقتضاي اين را مي كند كه در همه جا كارها به نفع مملكت و به
نفع اسلام و به نفع اين جمعيتها و خصوصا اين مستمندان كه در همه
كشور هستند بايد همه دست به هم بدهيد و اينطور نباشدكه مثلا آقاي
رئيس جمهور كنار بنشيند و محول كند به دولت , و نيستند اينطور , من
مي دانم همه اينطور نيستند.
همه مان يعني با هم , همه مان روي هم رفته دست به هم بدهيم كه يك
وضع متوسطي براي اينها حاصل بشود كه نه بي انصافي باشد نسبت به
برادرهاي همنوع شما , اينها را برادر خودتان حساب كنيد , كارگرها ,
كارگردانهارا نوكر حساب نكنيد , برادر حساب كنيد , فرزند حساب
بكنيد. حوايجشان را ببينيد چه , براي اولادتان حوايجي اگر داشته باشد
هرچه بتوانيد برمي آوريد , اينها آنقدرها نمي خواهند , آنقدري كه يك
زندگي متوسطي , همچو نباشد كه هر چه را دست بگذارد , نداشته باشد ,
اين اسباب اين مي شود كه خداي نخواسته يك وقت غير آنطوري كه ما
فكر مي كنيم بشود.
ما بايد براي اين طبقه كارگر و كارمند كه طبقه ضعيف هستند , طبقه اي
هستند كه شماها اينها را پايين مي دانيد و اينها از همه شما بالاتر و بلند
مقام تر هستند , بايد دولتها براي اينها كار بكنند.
براي ملت كار بكنيم , تمام هممان را صرف كنيم كه اين بيچاره هايي كه
توي اين زاغه ها باز هم نشسته اند اينها را از اينجا بيرون بياوريم , جايي
برايشان درست بكنيم , آب و برق اين مملكت را درست بكنيم و الان
شما مي دانيد كه در بعضي از جاها هيچ ندارند , هيچ . بعضي از جاهايي كه
ديروز يكي از آقايان كه آمده بوداز طرف بختياري آنجاها , مي گفت مردم
همه اخلاص دارند اما هيچ ندارند. بعضي جاها هيچ ندارند , براي اين
هيچ ندارها يك فكري بكنيد , هي ننشينيد دعوا بكنيد , هي هم دنبال اين
نرويد كه همانطوري كه در طاغوت مي كرد شهرها را خيلي مزين كنيد
وشهرها را خيلي بزرگ بكنيد و همه هم دولت و همه بودجه مملكت
خرج شهرهابشود وخرج شمال شهر بشود كه بازهمان طاغوتيها ازآن
استفاده بكنند. براي اين پايين شهريها , براي اين بيچاره ها , اسلام است ,
حكومت اسلام است , براي اينها فكربكنيد , هم تان را صرف اين بكنيد ,
نه صرف اينكه دعوا كنيد.
همه مديران و كارگزاران و رهبران و روحانيون نظام وحكومت عدل
موظف اند كه با فقرا ومستمندان و پابرهنه ها بيشتر حشر و نشر وجلسه و
مراوده ومعارفه و رفاقت داشته باشند تا متمكنين و مرفهين , و در كنار
مستمندان و پابرهنه ها بودن و خود را در عرض آنان دانستن و قرار
دادن , افتخار بزرگي است كه نصيب اوليا شده و عملا به شبهات
والقائات خاتمه مي دهد , كه بحمدالله در جمهوري اسلامي ايران ,
اساس اين تفكر و بينش درحال پياده شدن است .
(اسلام ناب محمدي دركلام و پيام امام خميني , موسسه تنظيم و نشر
آثارامام خميني )
پاورقي :
1 ـ محمد7,
2 ـ در روايت آمده است « الخلق كلهم عيال الله ... » عوالي اللئالي , ج 1 ,
ص .101
يكي از بزرگترين جهات معنوي , خدمت به خلق الله
است , خدمت به انسان هاي محروم است . اين است كه براي
انسان « جاودان » مي ماند و در عالم ديگر به درد انسان
مي خورد
وظيفه ما و همه دست اندركاران است كه به اين مردم
« خدمت » كنيم و در غم و شادي و مشكلات آنان « شريك »
باشيم كه گمان نمي كنم عبادتي بالاتر از خدمت به محرومين
وجود داشته باشد
دست به هم بدهيم كه يك وضع متوسطي براي اينها
حاصل بشود كه نه بي انصافي باشد نسبت به برادرهاي
همنوع شما. اينها را « برادر » خودتان حساب كنيد. كارگرها
را « نوكر » حساب نكنيد!
در كنار مستمندان و پابرهنه ها بودن و خود را در عرض
آنان دانستن و قرار دادن , افتخار بزرگي است كه نصيب
اوليا شده است

|
سرو سبز هدايت
|
سوم رجب سالروز شهادت امام علي النقي عليه السلام است . امام
علي النقي عليه السلام , سرو سبز هدايت در عصر خويش بود.
وجود مبارك امام علي النقي عليه السلام چراغ هدايت امت براي
حركت در راه اسلام اصيل بود. در آن زمان , افراد و دسته هايي بودند كه
برداشت هاي نادرستي از اسلام ارايه مي دادند. حتي در ميان شيعيان
افرادي پيدا شده بودند كه دراعتقادات خويش راه افراط مي پيمودند.
امام هادي عليه السلام در فضايي كه آكنده از برداشت ها و
نگرش هاي مختلف و نادرست از معارف ديني بود , معارف و مباحثي را
بيان مي فرمود كه عين حقيقت دين محمدي (ص ) بود. بدين ترتيب امام
, كلام شيعه را به عنوان كلامي ناب از گزند افكار و برداشت هاي ناروا
حفظ كرد.
در آن زمان تصورات خلافي درباره خدا , قرآن و ديگر مسايل
اسلامي گريبانگير جامعه شده بود. امام در باره ي اين مسايل كه مربوط
به جبر و اختيار , كيفيت وجود ذات احديت , چگونگي خلق قرآن و
موارد ديگر بود , معارف و مباحثي بيان كردند كه از افتخارات كلام شيعه
است .
امام علي النقي عليه السلام باكساني كه با برداشت ناصحيح , معارف
زلال دين را آلوده مي كردند , با صراحت برخورد مي كرد. در آن زمان
گروهي بودند كه خود را صوفي مي ناميدند.اين گروه اعمالي مرتكب
مي شدند كه با روح تعاليم ناب ديني همخواني نداشت و كارهايشان
متعارف نبود.
امام براي اين كه مردم فريب اين گروه را نخورند , در يكي از
سخنانشان فرمودند : به اين فريبكاران توجهي نكنيد , آنان جانشين
شيطان ها و نابودكننده ي اساس دين هستند. براي رسيدن به راحتي , زهد
ورزيده اند و براي دربند كشيدن مردمان , تهجد مي ورزند...
امام با اين كلام مي خواستند مردم را آگاه و هوشيار كنند تا فريب
كساني را كه دين را وسيله اي براي فريب مردم و رسيدن به خواست هاي
دنيايي قرارداده بودند , نخورند.
امام همان طور كه با اين گونه اشخاص ميانه اي نداشتند , با افرادي
هم كه از دين برداشت هاي افراطي مي كردند , مخالف بودند. مخالفت
امام با اين گونه افرادتا آنجابود كه برخي از شيعيان افراطي ومنحرف را
طرد فرمودند.
امام هادي عليه السلام همه ي اين كارها را بدان جهت انجام
مي دادند كه دين اسلام پيام محمدي (ص ) ناب و زلال بماند.
امام علي النقي عليه السلام از هر نظر يگانه ي زمان خويش بود. آن
بزرگوار در ميان عالمان , بزرگان و پرهيزكاران عصر خويش همچون
خورشيد در ميان ستارگان مي درخشيد. اين برجستگي فوق العاده ي امام
دو عكس العمل متفاوت در پي داشت . عكس العمل نخست از سوي مردم
و مسلمانان و عكس العمل دوم از سوي حكام جور بود , زماني كه
بزرگواري و برجستگي هاي بي نظير امام براي مردم آشكار شد , پيرامون
شمع وجودش حلقه زدند. به تدريج گرايش خاص و عام به امام
علي النقي عليه السلام به حدي افزايش يافت كه عكس العمل دشمنان و
حسادت خليفه ي عباسي را برانگيخت . همين امر سبب شد تا خليفه ي
عباسي آن بزرگوار را از مدينه به مركز خلافت بياورد و تحت نظر بگيرد.
علاقه ي مردم به امام علي النقي عليه السلام به اندازه اي بود كه وقتي
مامورين خليفه براي بردن امام به مدينه رفتند , مردم به طور بي سابقه اي
به شيون و زاري پرداختند. ناله وزاري مردم مدينه چنان گسترش يافت
كه مامورين خليفه در انجام ماموريت خويش با مشكل مواجه شدند و
درصدد برآمدند مردم را به نحوي آرام كنند. مامورين زماني توانستند
مردم مدينه را آرام كنند كه سوگند يادكردند بر امام زياني وارد نخواهند
كرد و هيچ خطري جان امام را تهديد نمي كند.
گرايش فوق العاده مردم به امام و درخش آن بزرگوار در ميان بزرگان
زمان خويش ناشي از صفات و رفتار خداگونه و معصومانه ي حضرت
بود. صفات و رفتار امام علي النقي عليه السلام به گونه اي بودكه دشمن
نيز در برابر اين صفات والا و رفتار خداگونه خاضع مي شدو به
بزرگواري امام اعتراف مي كرد.
امام مظهر علم , حلم , سخاوت , كرامت و تقوا بود و همه ي صفات
يك انسان كامل در وجود مباركش تجلي يافته بود.
در باره ي عظمت و مهابت امام نقل است زماني كه متوكل عباسي
تصميم به كشتن امام گرفت به چهار نفر از غلامان خود شمشيري داد تا
به محض آن كه امام را به كاخ آوردند. غلامان بر امام شمشير بكشند.
وقتي امام وارد شد , مهابت خداگونه ي آن بزرگوار اراده و اختيار را از
متوكل و غلامانش سلب كرد. درنتيجه , متوكل بي اختيار از تخت خويش
پايين امد و به استقبال امام رفت و غلامان شمشيركش او نيز بر دست و
پاي امام افتادند و تعظيم واحترام را به نهايت رساندند. وقتي امام
سراي متوكل را ترك كرد , متوكل به غلامانش گفت : چرا نسبت به امام
هادي (ع ) چنان احترامي كرديد غلامان در پاسخ گفتند وقتي امام
راديديم از مهابت او بي اختيار شديم !
در باره ي بخشش و بزرگواري امام نقل است كه بايكي از
سرسخت ترين دشمنان خويش كه پيوسته عليه امام توطئه مي كرد , چنان
رفتار كريمانه اي نشان داد كه آن شخص با تمام كينه اي كه نسبت به امام
داشت برپاي حضرت افتاد و زاري ها كرد تا امام جسارت هاي گذشته ي
او را ناديده بگيرد. امام نيز او را بخشيد.
به هرحال , علم امام عالمان را مجذوب مي كرد , كرامت و مهابتش
دشمنان را به خضوع و تسليم مي كشاند و تقوا و رفتارهاي خداگونه اش
شيفتگي مردم به اهل بيت را مضاعف مي كرد.
شهادت امام علي النقي عليه السلام را به همه ي پيروانش تسليت
مي گوييم .

|
|