لندن ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي : طراحان جنگ افزارها در آمريكا
سرگرم تكميل بمب سنگرشكن تازه اي هستند كه مي تواند در درون حبابي از
هوا تا اعماق زمين نفوذ كند و استحكاماتي را كه در اين اعماق ساخته
شده اند , نابود سازد.
بمبهاي سنگر شكن متعارف تا حد زيادي شبيه بمب هاي معمولي
هستند كه صرفا با اتكا به وزن زيادشان راه را براي عبور در دل خاك يا بتن يا
سنگ و صخره باز مي كنند.
اين بمب ها مخروطي شكل هستند و در آنها مخزن انفجاري در درون
يك محفظه مقاوم قرار گرفته است .
همه دماغه و بدنه اين حفاظ بيروني با خاك يا سنگي كه قرار است
شكافته شود , در تماس است .
اما بمبهاي جديد سنگر شكن طراحي متفاوتي دارند.
نوك اين بمبها پهن است و زائده اي دندانه دار در انتهاي آن قرار دارد كه
شكلش نظير دو مربع كوچك به هم چسبيده و مربع سومي روي آنها كار
گذارده شده است .
در هنگام برخورد بمب با مانع تنها بخشي از اين زائده با خاك و سنگ و
سيمان در تماس خواهد بود. بدنه محافظ مخزن انفجاري به مراتب نازك تر
از بدنه بمبهاي قديمي است و برخلاف آنها مخروطي شكل نيست بلكه به
شكل يك استوانه است .
در مقابل حجم مواد منفجره اي كه درون مخزن انفجاري اين بمبها قرار
دارد بسيار بيشتر است .
اما شايد اصلي ترين تفاوت اين بمبها با بمبهاي قبلي در آن باشد كه در
هنگام سقوط به سمت زمين حبابي از هوا در اطراف بمب به وجود مي آيد كه
مانع از برخورد بدنه محافظ با خاك و سنگي مي شود كه بمب در حال
شكافتن آن است .
به نوشته هفته نامه نيو ساينتيست اين بمب جديد به سفارش پنتاگون
(وزارت دفاع آمريكا) و به وسيله شركت لاكهيد در دست تكميل است .
پنتاگون از شركت سازنده خواسته است كه ماده منفجره بمب را به
گونه اي طراحي كند كه خاصيت اشتعال و سوزانندگي داشته باشد تا بتواند
مخازن شيميايي و بيولوژيك زير زمين را بسوزاند و از بين ببرد.
ايده بمب هايي كه در درون حبابي از هوا حركت مي كنند از اژدرهاي
دريايي گرفته شده كه به منظور كاستن از ميزان مقاومت در حين حركت در
درون آب , هاله اي از گاز موسوم به ابر ـ حفره در اطراف خود ايجاد مي كنند.
روسها از دهه 1370 فن آوري ساخت اين نوع اژدرها را در اختيار
داشته اند و با استفاده از آن اژدري موسوم به شكوال ساخته اند كه مي تواند با
سرعت 360 كيلومتر در ساعت در درون آب حركت كند .
براي ايجاد ابر ـ حفره كه اطراف جسم را پر مي كند اما با آن در تماس
نيست , لازم است شي با سرعت زيادي حركت كند. در آب اين سرعت بايد
دست كم به 180 كيلومتر در ساعت باشد اما همين اصل در مورد حركت در
هر نوع سيال ديگر از جمله هوا نيز صادق است و تنها سرعت حركت در هر
سيال براي ايجاد ابر ـ حفره با چگالي آن نسبت مستقيم دارد.
نوك جسمي كه در درون سيال حركت مي كند بايد پهن باشد تا با سرعتي
كه به سيال برخورد مي كند آن را چنان دچار شكافتگي كند كه ذرات سيال با
زاويه اي مناسب بدون برخورد با بدنه جسم از اطراف آن پراكنده شوند و راه
را براي آن باز كنند.
در اين حال در اطراف جسم ماده اي گازي شكل بوجود مي آيد كه درجه
اصطكاك آن بسيار كمتر از سيال اصلي است .
در مورد بمب سنگر شكن نوك مربع شكل تنها بخشي از بمب است كه با
مانع بيروني سروكار دارد و در همه مدت حركت بمب را در درون حبابي از
جنس هوا (تا زمان حركت در هوا) يا سنگ و خاك (در حين حركت در درون
زمين ) قرار مي دهد.
شركت لاكهيد اميدوار است با استفاده از اين خاصيت بتواند بمبي
توليد كند تا هفت متر در درون سيمان و بتن و 30 متر در درون خاك نفوذ
كند.
بمب جديد كه براي آن نام بلو ـ 113 انتخاب شده نيازمند يك بدنه
محافظ قدرتمند است اما به علت وجود حباب در برگيرنده بمب نيازي
نيست كه اين بدنه به ضخامت بدنه بمبهاي سنگر شكن معمولي باشد.
با اين حال برخي از كارشناسان نسبت به بازده بمب جديد ترديد دارند.
به گفته رابرت نلسون از انجمن دانشمندان مسوول , احتمال اينكه بازده
اين بمب جديد تا دو برابر افزايش يابد وجود دارد اما تا ده برابر نه .
شركت لاكهيد در نظر دارد تا قبل از پايان سال جاري چهار نمونه اوليه
اين بمب را در معرض ديد كارشناسان قرار دهد.

|
اهداف پشت پرده شارون در اجراي طرح « خروج از
غزه »
|

در ماههاي گذشته به ويژه پس از اعلام رسمي شدن تصميم رژيم
صهيونيستي براي تخليه 21 شهرك صهيونيستي در نوار غزه وچهار شهرك
غيرقانوني در كرانه باختري , جهان شاهد باراني از اطلاعات واخبار
ضدونقيض و همچنين رويدادهاي رنگارنگ در نقاط مختلف بود. امري كه
وظيفه رسانه هاي گروهي جهان اسلام به ويژه كشورمان را براي تبيين اهداف
پشت پرده اين تحولات دوچندان مي كند.
اطلاع رساني از روند ظاهري خروج اشغالگران از نوار غزه براي اعلام
دستاوردهاي مقاومت مردمي فلسطين امري بديهي است . اما غفلت رسانه ها
از تشريح اهداف واقعي و پشت پرده صهيونيستها از اجراي طرح خروج از
غزه و سرگرم شدن در اخبار ظاهري و توجه به رويدادهاي ساختگي غرب
پيرامون حوزه خبرسازي چون فلسطين گناهي نابخشودني
است .
اشغالگران در تصميم خود براي خروج از غزه به دلايل امنيتي و سياسي
قاطع بوده و در اين راه حتي پيش بيني مي كنند كه مجري طرح يعني آريل
شارون , نخست وزير اين رژيم ممكن است به سرنوشتي همچون اسحاق
رابين , نخست وزير مقتول (وقت ) دچار شود.
از آنسو فلسطينيان نيز خروج اشغالگران را نخستين پيروزي خود در راه
آزادسازي سرزمين غصب شده شان تعبير مي كنند (كه به حق نيز چنين
است ) و از هم اكنون خود را براي جشن و پايكوبي به مناسبت دومين
پيروزي بزرگ مقاومت پس از پيروزي رزمندگان حزب الله لبنان در خروج
اشغالگران (سپتامبر 2000 ) آماده مي كنند .
بديهي است كه وظيفه رسانه هاي گروهي جهان اسلام عموما و كشورمان
به ويژه انعكاس پيروزي مقاومت در برابر اشغالگران صهيونيست است . با
وجود اين آيا بايد ساده لوح بود و گفت كه رژيم صهيونيستي و آمريكا به اين
امر بسنده مي كنند اگر چنين باشد پس ما نيز پذيرفته ايم كه شارون مرد
صلح بوده و اصولا ايده اي صلح جويانه دارد.
تحليلگران ضمن هشدار به نوع اطلاع رساني در خصوص اقدام آتي
صهيونيستها براي تخليه شهركها , معتقدند انتشار صرف خبر خروج آنان از
غزه نبايد محور اخبار و اطلاع رساني باشد. زيرا خروج آنان به دلايلي اعم از
عدم انتقال مسئوليت امنيتي غزه به فلسطينيان , بقاي آنان در گذرگاههاي
حياتي غزه , فرودگاه و بندر مهم اين منطقه , كاملا ظاهري است و تاكتيكي
براي برنامه هاي اتمي اين رژيم خواهد بود.
به عبارت ديگر , موضوع عقب نشيني رژيم صهيونيستي از غزه در واقع ,
نوعي جابجائي نيرو با هدف كسب بهره برداريهاي تبليغي در صحنه بين الملل
و سپس با توجه به مشغول كردن گروههاي فلسطيني به اين امر , تكميل
ساخت ديوار حايل خواهد بود.
شائول موفاز وزير جنگ رژيم صهيونيستي اخيرا اعلام كرد كه تخليه
شهركهاي نوارغزه با بحث امنيت اين منطقه دو مقوله جدا از هم بوده و
رژيم صهيونيستي وظيفه خود مي داند كه امنيت اين منطقه را در كنترل خود
داشته باشد.
با توجه به اظهارات موفاز آيا اين پرسش نبايد مطرح شود كه رژيم
صهيونيستي چه نوع خروجي از غزه را قصد دارد انجام دهد... تخليه چند
شهرك با خروج (زمين ـ فضا و امنيت ) كامل از آن را در صورت يافتن
جواب مورد نظر خود , آيا اين پرسش در ميان افكار عمومي مطرح نمي شود
كه اين رژيم در ازاي اين اقدام خود چه مطالبه يي دارد
توصيه تحليلگران به جامعه رسانه اي جهان اسلام , تمركز و سپس تبيين
برنامه هاي رژيم صهيونيستي پس از « خروج از نوار غزه » است .
به عقيده اين تحليلگران , خروج رژيم اشغالگر قدس از غزه با توجه به
آرمان معروف آنان (اسرائيل بزرگ و سرزمين موعد از نيل تا فرات ) امري
ظاهري با هدف مشغول كردن گروههاي فلسطيني به موضوعات داخل غزه و
سپس بلعيدن كرانه باختري بويژه قدس و تخريب مسجدالاقصي از طريق
توسعه شهركهاي صهيونيستي و به ويژه ساخت ديوار حايل
است .
مهمترين بخش مربوط به پرونده خروج اشغالگران از غزه به مباحث
پس از اجراي اين طرح برمي گردد جايي كه آمريكا و رژيم صهيونيستي
بنادارند از اين اقدام بهره برداريهاي تبليغاتي , سياسي و سپس اقتصادي
كنند. آنجا كه در حوزه سياسي تشكيل دولت مستقل (بخوانيد نيم بند)
فلسطيني را تا پايان سال 2005 وعده داده اند و در حوزه اقتصادي قصد
دارند رژيم صهيونيستي را براي فرار از بن بست اقتصادي ناشي از ادامه
انتفاضه فلسطينيان , محور منطقه ازاد تجاري (در چارچوب طرح ايجاد
منطقه آزاد تجاري و خاورميانه بزرگتر) قرار دهند.
با وجود اين آنچه هم اينك براي وسايل ارتباط جمعي داخلي و جهان
اسلام به عنوان يك وظيفه ضروري مي نمابد به ويژه تبيين رفتار رژيم
صهيونيستي و آمريكا پس از مرحله خروج اين رژيم از منطقه غزه و تشريح
برنامه هاي آن براي كرانه باختري خصوصا بيت المقدس , مسجدالاقصي و
ديوار حايل همزمان با بازتاب پيروزي مقاومت و پايداري ملت فلسطين در
برابر رژيم اشغالگر قدس است .
و قطعا رسانه هاي ياد شده بايد اين موضوع را در دستور كار خود قرار
دهند كه براي از بين بردن مسجدالاقصي كه جز طرحهاي استراتژيك رژيم
صهيونيستي محسوب مي شود آيا اين رژيم صرفا به خروج از غزه بسنده
مي كند يا نيازمند اجراي طرحهاي ديگري در سطح منطقه است و در اين
صورت واكنش گروههاي جهادي داخلي فلسطين و نيز جامعه جهاني چه
خواهد بود
خبرگزاري قدس

|
جهاني سازي فرهنگ
و فرهنگ جهاني سازي
|

) ازجمله Globalization ) و يا جهاني شدن ( Globalism جهان گرايي (
مسائل مهمي است كه در سالهاي اخير موضوع بحث محافل گوناگون
بين المللي بوده است . اكثر صاحب نظران و انديشمندان براين باورند كه
« جهاني شدن » ناشي از پيشرفتهاي بنيادين در زمينه ارتباطات تكنولوژي ,
حمل و نقل , و ساير مواردي است كه دسترسي بيشتر انسانها به افكار و
محصولات يكديگر را فراهم ساخته است .
در چنين شرايطي هيچ يك از كشورهاي موجود در نظام بين المللي قادر
نخواهد بود بطور مطلق خود را از تاثيرات و پيامدهاي « گلوباليزم » دور نگه
دارند. افكار و عقايد به راحتي در دورترين نقاط دنيا انتشار مي يابند و
برانديشه هاي ديگران تاثير گذارده و از آنها تاثير مي پذيرند. مرزهاي
جغرافيايي كاركرد سابق خود را در اين زمينه از دست داده اند. ازاين رو
شرايط براي شكل گيري فرهنگي جهاني شدن بيش از پيش مهيا شده است .
با اين حال نمي بايست از ذكر يك نكته با اهميت غفلت كرد , و آن اينكه
انتظار براي شكل گيري يك فرهنگ جهاني كاملا يكدست و واحد انتظار
بيهوده و غير قابل تحققي است . حتي در بسياري از كشورها هنوز يك فرهنگ
واحدملي به وجود نيامده است . شكل گرفتن يك فرهنگ جهاني تمام عيار
ناممكن است . ما انسانهايي هستيم كه نگرشهاي مختص به خود داريم و
دريافت كننده منفعل پيامهاي جهاني نيستيم و در نتيجه تمايزات را با قوت
حفظ خواهيم كرد.از سوي ديگر با نگاهي به خصوصيات و ويژگي هاي
فرهنگي اقوام و ملتهاي مختلف درمي يابيم كه فرهنگ به مقدار زيادي به
قوميت و زبان بستگي دارد. بنابر اين , فرهنگ جهاني به معناي خاص كلمه
نمي تواند وجود داشته باشد. چون يك قوميت جهاني و يك زبان جهاني
نداريم .همچنين اين تصور كه روند جهاني شدن فرهنگ به حاكميت سلطه
فرهنگ غربي خواهد انجاميد نيز بيهوده است .البته اين حقيقت قابل انكار
نيست كه اين كشورها به واسطه بهره مندي از توان اقتصادي و تكنولوژيك
برتر , در فرآيند جهاني شدن بازيگراني فعال و موثر محسوب مي شوند. اما
ذكر اين نكته بنيادين حائز اهميت است كه هر فرهنگي هراندازه كه شكوه و
عظمت داشته باشد نمي تواند فرهنگهاي ديگر رااز صحنه هستي پاك كند.
بنابر اين , چنين تصوري كه فرهنگي خاص (مثلا غربي ) بتواند حاكميت
مطلق داشته باشند دست نيافتني است . تا هنگامي كه آدمها و مكانها با هم
تفاوت دارند و تاريخ و تجربه آنها از هم جداست , فرهنگ نيز گوناگون
خواهد بود. فرهنگ بيش از آن كه به نظم جهاني وابسته باشد , به انسان
مربوط است و انسانها با يكديگر تفاوت دارند , بنابر اين چاره اي جز پذيرش
چندگونگي فرهنگي نيست .
باهمه اينها جهاني سازي به عنوان پديده اي جديد و نو از راه مي رسد و
اين پديده نو آثاري بر فرهنگ خواهد گذاشت . انسان نمي تواند اسير يا
محصول فرآيند فرهنگ خود باشد , زيرا به گونه اي آسان و بي سابقه از
فرهنگهاي ديگر آگاه مي شود و اين معادله اي نوين است . در چنين شرايطي
راه كار مطلوب براي كشور ما آن است كه با اتخاذ رويكردي واقع بينانه ضمن
پذيرش جنبه هاي مثبت جهاني شدن , از طريق تقويت فرهنگ غني و كهن و
مذهبي و ملي خود به بي اثرسازي وجوه منفي اين پديده همت گماريم . در
تحقق اين هدف , سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران از نقش و
جايگاهي برجسته وممتاز برخوردار است .
اعظم دوست محمدي

|
| |