روزنامه جمهوري اسلامي 16/05/1384 صفحه سرمقاله
سياست تهاجمي , تنها راه باقيمانده


بسم الله الرحمن الرحيم
موضوع پرونده انرژي هسته اي ايران اين روزها وارد مرحله حساس و جدي تري شده است . درست در همين مرحله است كه مسئولان ايراني بايد با اقتدار تصميم بگيرند.
پيشنهاد جديد اروپائي ها همانطور كه ديروز سخنگوي وزارت امورخارجه كشورمان گفت قابل پذيرش نيست و اينبار نيز همان جعبه خالي است كه با روبان هاي زيبا پيچيده شده است . آنها عليرغم وعده هائي كه داده بودند , باز هم درصدد برآمده اند مسئولان ايراني را با آب نبات سرگرم كنند و ملت ايران را از حق مسلم فناوري هسته اي محروم نمايند.
محور اساسي پيشنهاد سه كشور اروپائي , توقف غني سازي اورانيوم است . ايران اگر توقف غني سازي را بپذيرد , براي هميشه از چرخه سوخت محروم خواهد بود و اين , پايمال كردن حقوق طبيعي و قانوني نسل امروز و نسل هاي آينده ملت ايران است , كاري كه نام و عنواني جز « ننگ ابدي » زيبنده آن نيست .
علاوه بر اينكه پيشنهاد توقف غني سازي اورانيوم در چارچوب سياست دوگانه اروپائي ها و آمريكا قرار دارد و چنين سياستي بهيچوجه پذيرفتني نيست , اصولا با چنين لحني با ملت ايران سخن گفتن , يك توهين آشكار به اين ملت بزرگ است . به نظر مي رسد بعد از دو سال مدارا و مذاكرات طولاني با اروپا تحت عناويني از قبيل « حسن نيت » و « اعتمادسازي » اكنون زمان آن فرا رسيده است كه واقعيت ها را بيشتر درك و لمس كنيم و مسئولان ايراني , همانطور كه بارها به زبان آورده اند , در عمل نيز نشان دهند كه غربي ها , اعم از اروپائي ها و آمريكا , را قابل اعتماد نميدانند.
لازمه غيرقابل اعتماد بودن غربي ها اينست كه مطمئن باشيم آنها هرگز نخواهند پذيرفت ملت ايران صاحب فناوري هسته اي باشد و اصولا در هيچ زمينه اي به خودكفائي برسد. آنها مايل هستند ملت ايران يك ملت عقب مانده , وابسته و نيازمند باشد تا راهي جز پذيرش سلطه بيگانگان نداشته باشد. علت اصلي دشمني و كينه توزي قدرتهاي غربي با اسلام نيز همين است كه آنها آزادانديشي و رشد علمي و صنعتي ايران را ناشي از اعتقادات ديني ملت مسلمان ايران ميدانند و به اين نتيجه رسيده اند كه پيروزي انقلاب اسلامي مهمترين عامل رهائي ايران از وابستگي به بيگانگان و رسيدن به استقلال سياسي و خودكفائي در زمينه هاي گوناگون اقتصادي , علمي و صنعتي است .
براي اسلام و انقلاب اسلامي , اين گناه كوچكي نيست . اينكه مي بينيم قدرتهاي استكباري همه جا در پي سركوب اسلام و تفكر انقلابي مبتني بر اسلام هستند , با توجه به ضربه اي كه آنها از اين انقلاب خورده اند , امري كاملا طبيعي است و مخالفت با برخورداري ملت ايران از فناوري هسته اي نيز دقيقا به همين دليل است .
اكنون اين ما هستيم و تهديدهاي غربي ها كه البته فقط به موضوع انرژي هسته اي محدود نخواهد شد و اگر در اين زمينه عقب نشيني كنيم , دامنه وسيع تري پيدا خواهد كرد و حتي به آداب و رسوم بومي و كوچكترين احكام ديني و رفتارهاي اخلاقي ما نيز توسعه خواهد يافت . قدرتهاي غربي با ديانت و غيرت و شرف و استقلال ما مخالفند و براي ما چيزي بيش از بردگي قائل نيستند. قطعا اگر ما در همين اولين قدم در برابر آنها نايستيم , مجبورمان خواهند كرد تا آخرين قدم عقب نشيني كنيم .
كاري كه امام خميني , رضوان الله تعالي عليه , با رهبري مردم و به پيروزي رساندن انقلاب اسلامي كرد , تجربه خوبي است كه ما بايد آنرا سرمشق خود قرار دهيم و تداوم اين انقلاب رهائي بخش را با ادامه همان كار تضمين نمائيم . جوهر كار امام خميني , بي اعتمادي به قدرتهاي غربي و برخورد با آنها و تكيه بر سياست تهاجمي بود. امروز نيز براي وادار كردن قدرتهاي استكباري به عقب نشيني , تنها راه موفق , تكيه بر سياست تهاجمي است , بويژه آنكه مسئولان , راه هاي ديگر را آزموده اند و عدم كارائي آنها را دريافته اند. قاعده تخلف ناپذير آزموده را آزمودن خطاست , اين واقعيت را در گوش مسئولان ما فرياد مي كند.