بسم الله الرحمن الرحيم
موضوع پرونده انرژي هسته اي ايران اين روزها وارد مرحله
حساس و جدي تري شده است . درست در همين مرحله است كه
مسئولان ايراني بايد با اقتدار تصميم بگيرند.
پيشنهاد جديد اروپائي ها همانطور كه ديروز سخنگوي وزارت
امورخارجه كشورمان گفت قابل پذيرش نيست و اينبار نيز همان جعبه
خالي است كه با روبان هاي زيبا پيچيده شده است . آنها عليرغم
وعده هائي كه داده بودند , باز هم درصدد برآمده اند مسئولان ايراني را با
آب نبات سرگرم كنند و ملت ايران را از حق مسلم فناوري هسته اي
محروم نمايند.
محور اساسي پيشنهاد سه كشور اروپائي , توقف غني سازي
اورانيوم است . ايران اگر توقف غني سازي را بپذيرد , براي هميشه از
چرخه سوخت محروم خواهد بود و اين , پايمال كردن حقوق طبيعي و
قانوني نسل امروز و نسل هاي آينده ملت ايران است , كاري كه نام و
عنواني جز « ننگ ابدي » زيبنده آن نيست .
علاوه بر اينكه پيشنهاد توقف غني سازي اورانيوم در چارچوب
سياست دوگانه اروپائي ها و آمريكا قرار دارد و چنين سياستي بهيچوجه
پذيرفتني نيست , اصولا با چنين لحني با ملت ايران سخن گفتن , يك
توهين آشكار به اين ملت بزرگ است . به نظر مي رسد بعد از دو سال
مدارا و مذاكرات طولاني با اروپا تحت عناويني از قبيل « حسن نيت » و
« اعتمادسازي » اكنون زمان آن فرا رسيده است كه واقعيت ها را بيشتر
درك و لمس كنيم و مسئولان ايراني , همانطور كه بارها به زبان آورده اند ,
در عمل نيز نشان دهند كه غربي ها , اعم از اروپائي ها و آمريكا , را قابل
اعتماد نميدانند.
لازمه غيرقابل اعتماد بودن غربي ها اينست كه مطمئن باشيم آنها
هرگز نخواهند پذيرفت ملت ايران صاحب فناوري هسته اي باشد و
اصولا در هيچ زمينه اي به خودكفائي برسد. آنها مايل هستند ملت ايران
يك ملت عقب مانده , وابسته و نيازمند باشد تا راهي جز پذيرش سلطه
بيگانگان نداشته باشد. علت اصلي دشمني و كينه توزي قدرتهاي غربي
با اسلام نيز همين است كه آنها آزادانديشي و رشد علمي و صنعتي ايران
را ناشي از اعتقادات ديني ملت مسلمان ايران ميدانند و به اين نتيجه
رسيده اند كه پيروزي انقلاب اسلامي مهمترين عامل رهائي ايران از
وابستگي به بيگانگان و رسيدن به استقلال سياسي و خودكفائي در
زمينه هاي گوناگون اقتصادي , علمي و صنعتي است .
براي اسلام و انقلاب اسلامي , اين گناه كوچكي نيست . اينكه
مي بينيم قدرتهاي استكباري همه جا در پي سركوب اسلام و تفكر
انقلابي مبتني بر اسلام هستند , با توجه به ضربه اي كه آنها از اين انقلاب
خورده اند , امري كاملا طبيعي است و مخالفت با برخورداري ملت ايران
از فناوري هسته اي نيز دقيقا به همين دليل است .
اكنون اين ما هستيم و تهديدهاي غربي ها كه البته فقط به موضوع
انرژي هسته اي محدود نخواهد شد و اگر در اين زمينه عقب نشيني كنيم ,
دامنه وسيع تري پيدا خواهد كرد و حتي به آداب و رسوم بومي و
كوچكترين احكام ديني و رفتارهاي اخلاقي ما نيز توسعه خواهد يافت .
قدرتهاي غربي با ديانت و غيرت و شرف و استقلال ما مخالفند و براي
ما چيزي بيش از بردگي قائل نيستند. قطعا اگر ما در همين اولين قدم در
برابر آنها نايستيم , مجبورمان خواهند كرد تا آخرين قدم عقب نشيني
كنيم .
كاري كه امام خميني , رضوان الله تعالي عليه , با رهبري مردم و به
پيروزي رساندن انقلاب اسلامي كرد , تجربه خوبي است كه ما بايد آنرا
سرمشق خود قرار دهيم و تداوم اين انقلاب رهائي بخش را با ادامه همان
كار تضمين نمائيم . جوهر كار امام خميني , بي اعتمادي به قدرتهاي
غربي و برخورد با آنها و تكيه بر سياست تهاجمي بود. امروز نيز براي
وادار كردن قدرتهاي استكباري به عقب نشيني , تنها راه موفق , تكيه بر
سياست تهاجمي است , بويژه آنكه مسئولان , راه هاي ديگر را آزموده اند
و عدم كارائي آنها را دريافته اند. قاعده تخلف ناپذير آزموده را آزمودن
خطاست , اين واقعيت را در گوش مسئولان ما فرياد مي كند.

|