روزنامه جمهوري اسلامي 15/05/1384 صفحه امام
قرباني نيرنگ و غفلت




به مناسبت نود و ششمين سالگرد شهادت آيت الله حاج شيخ فضل الله نوري
علي معصومي (وزوايي )
هنگامي كه قامت استوار مجاهد بزرگ , آيت الله شيخ فضل الله نوري در ميدان امام خميني (ميدان توپخانه سابق ) بالاي چهارپايه دار مي رفت , پيش از آن كه دشمنان ديرينه اسلام و عاملان استعمار غرب , ريسمان به گردنش بيندازند , اجازه يافت حدود ده دقيقه براي انبوه مردم كه براي تماشاي به دار آويخته شدن يكي از بزرگ ترين و دلسوزترين و مبارزترين عالمان تاريخ معاصر ايران در آن ميدان تجمع كرده بودند , صحبت كند.
آيت الله شيخ فضل الله نوري در اين سخنراني بسيار كوتاه خود , به طور غيرمستقيم بازگو كرد كه قرباني نيرنگ و فريب شده است . وي گفت : خدايا , تو شاهد باش كه من آنچه لازم بود براي مردم بگويم , گفتم . خدايا , تو شاهد باش كه من براي اين مردم , قرآن از جيب درآوردم و به آن سوگند خوردم , ولي گفتند قرآن نبود و قوطي سيگار بود. خدايا! تو شاهد باش كه در اين لحظه هاي آخر نيز باز به اين مردم مي گويم كه موسببين اين اساس , لامذهبيين هستند. لامذهبييني كه مردم را فريب داده اند. اين اساس , مخالف اسلام است . داوري بين من و شما مردم , بماند براي روز قيامت , بماند براي روزي كه نزد پيامبر خدا حضرت محمدبن عبدالله صلي الله عليه و آله مي رويم ....
در اين هنگام , يكي از رجال آن وقت , با شتاب خودش را به آيت الله شيخ فضل الله نوري رساند و پيغام آورد كه اگر مشروطه را امضا و تاييد كند , از كشته شدن نجات مي يابد. وي پاسخ داد : من هرگز امضا نخواهم كرد. ديشب رسول خدا را در خواب ديدم كه فرمود : فردا مهمان من خواهي بود.... در اين لحظه , يوسف خان ارمني با حالت توهين آميز , عمامه را از سر آيت الله شيخ فضل الله نوري برداشت و به طرف جمعيت پرتاب كرد. در اين هنگام , شيخ فضل الله نوري خطاب به انبوه جمعيتي كه هلهله سر داده بودند , گفت : اي مردم , بدانيد اين عمامه را از سر من برداشتند , ولي مطمئن و منتظر باشيد كه از سر همه برخواهند داشت .....
امام خميني هم به طور غيرمستقيم , آيت الله شيخ فضل الله نوري را قرباني غفلت مردم , علما و نخبگان مذهبي دانسته اند و در اين باره چنين مي فرمايند :
دوران مشروطه را كه همه آقايان شنيده اند يك عده اي كه نمي خواستند كه در اين كشور اسلام قوه داشته باشد و آنها دنبال اين بودند كه اينجا را يا به نحوي طرف خودشان بكشانند , آنها جوسازي كردند به طوري كه مثل مرحوم آقا شيخ فضل الله كه آن وقت يك آدم شاخصي در ايران بود و مورد قبول بود همچون جوسازي كردند كه در ميدان علني ايشان را به دار زدند و پاي آن هم كف زدند. و اين نقشه اي بود براي اينكه اسلام را منعزل كنند و كردند و از آن به بعد ديگر نتوانست مشروطه يك مشروطه اي باشد كه علماي نجف مي خواستند , حتي قضيه مرحوم آقا شيخ فضل الله را در نجف هم يك جور بدي منعكس كردند كه آنجا هم صدايي از آن درنيامد. اين جوي كه ساختند در ايران و در ساير جاها , اين جو اسباب اين شد كه آقا شيخ فضل الله را با دست بعضي از روحانيون خود ايران محكوم كردند. و بعد او را آوردند در وسط ميدان و به دار كشيدند و پاي آن هم ايستادند كف زدند و شكست دادند اسلام را در آن وقت و مردم غفلت داشتند از اين عمل , حتي علما هم غفلت داشتند . (1 )
آنچه آيت الله شيخ فضل الله نوري و امام خميني به آن اشاره كرده اند , واقعيت دردآوري است كه نه تنها آيت الله شيخ فضل الله نوري در تاريخ معاصر قرباني آن شد , بلكه لطمات و صدمات زيانبار ديگري نيز داشته است كه فعلا جاي بحث آن نيست و در اين جا فقط درباره قرباني نيرنگ و غفلت شدن آيت الله شيخ فضل الله نوري , به اشاره سخن مي گوييم .
آيت الله شيخ فضل الله نوري در سال 1259 هـ . ق ; يعني 65 سال پيش از پيروزي مشروطه در روستاي لاشك واقع در منطقه كجور مازندران در يك خانواده روحاني ديده به جهان گشود. وي تحصيلات خود را مرحله به مرحله و از شهر به شهر دنبال كرد تا اين كه به عتبات عراق هجرت نمود و نزد آيت الله ميرزا حبيب الله رشتي , آيت الله شيخ راضي و آيت الله ميرزاي بزرگ شيرازي (رهبر قيام تنباكو) به تحصيل در سطوح بالاي فقهي و ديني مشغول شد. شيخ فضل الله نوري در سال 1303 هـ . ق به دليل اوضاع حساس سياسي و اجتماعي آن زمان در ايران , به اشاره ميرزاي شيرازي به ايران بازگشت تا از اوضاع مراقبت كند و هدايت جامعه اسلامي ايران را در دست بگيرد. وي در حالي به ايران بازگشت كه اگر در عتبات اقامت مي كرد , مناسب ترين مجتهدي بود كه مي توانست جاي خالي ميرزاي شيرازي را بعد از رحلت او پر كند و مرجع اول جهان تشيع شود.
شيخ فضل الله نوري بعد از ورود به تهران , در حالي كه با ظرافت و دقت خاصي اوضاع را زير نظر داشت , حوزه درسي بسيار مهمي نيز تشكيل داد. از حوزه درسي شيخ فضل الله نوري بزرگاني مثل آيت الله حاج شيخ عبدالكريم حائري موسس حوزه علميه قم , آيت الله حاج آقا حسين قمي , آيت الله آقا سيد محمود مرعشي (پدر آيت الله سيد شهاب الدين مرعشي ) , آيت الله ملاعلي مدرس , آيت الله ميرزا ابوالقاسم قمي , علامه محمد قزويني و... بهره مند شدند. شيخ فضل الله نوري علاوه بر تربيت شاگردان فراوان , بيش از ده عنوان كتاب و رساله نيز تاليف كرد.
آيت الله شيخ فضل الله نوري از روحانياني است كه مي توان او را از بنيانگذاران مبارزه با استعمار , استبداد و انحراف در تاريخ معاصر دانست . به همين دليل , از همان ابتدا , اين روحاني بزرگ هدف توطئه دشمنان و استعمارگران قرار گرفت و سرانجام آن ها توانستند با فضاسازي هاي نيرنگ آميز , آيت الله شيخ فضل الله نوري را از ميان بردارند.
شيخ فضل الله نوري عالم مبارزي بود كه در نخستين نهضت ضد استعماري تاريخ معاصر ايران (نهضت تنباكو) به طور فعال شركت كرد و اولين بار , دوش به دوش آيت الله ميرزاي آشتياني در تهران قيام كرد و در رهبري مردم شركت جست .


نقش شيخ فضل الله نوري در نهضت تنباكو به قدري برجسته بود كه پس از لغو قرارداد رژي , تا زماني كه ميرزاي شيرازي از طريق شيخ فضل الله نوري به لغو شدن قرارداد و عقب نشيني استبداد و استعمار , مطمئن نشد , حكم به حليت استعمار توتون و تنباكو نداد.
در جريان نهضت مشروطه نيز آيت الله شيخ فضل الله نوري از همان ابتدا قيام كرد و در رديف اول رهبران مشروطه در ايران قرار گرفت . گرچه شيخ فضل الله نوري در مرحله اول نهضت مشروطه به رهبري مردم مشغول شد , ولي اين شجاعت را داشت كه به محض احساس انحراف در مشروطه , نه تنها از آن كناره بگيرد , بلكه با جديت با مشروطه انحرافي و استعماري مبارزه نمايد. اين حركت شيخ فضل الله نوري در حالي بود كه اگر بر انحرافات مشروطه چشم مي دوخت , يقينا در بالاترين جايگاه قرار مي گرفت و به جاي دار زدن , برايش كف نيز مي زدند , ولي او ترجيح داد با خدمت به اسلام و مقابله با انحرافات , به شهادت برسد و دستاوردها و تعينات دنيايي را بر خدمت دين برتري ندهد.
آيت الله شيخ فضل الله نوري زماني با مشروطه و مشروطه خواهان غرب گرا به مخالفت برخاست كه به اين يقين دست يافت كه هدف آن ها چيزي به نام زدودن غبار استبداد از جامعه , تسهيل و زمينه سازي براي پيشرفت كشور و بهبود يافتن وضع مردم و حاكميت نيست , بلكه تمام هدف اين است كه در غوغاي مشروطه خواهي و گرماگرم آزاديخواهي و ترقي طلبي , دين و فرهنگ ديني را به طور كامل از ميان بردارند و فرهنگ و عادات و آداب و روش هاي غربي را در همه زمينه ها جايگزين فرهنگ و آداب و روش ها و عادات اصيل اسلامي و ملي نمايند.
اولين برخورد شيخ فضل الله نوري با گروه مذكور , در جريان تدوين قانون اساسي , نمود عمومي پيدا كرد. غرب گرايان با شور و حرارت خاصي در صدد بودند قوانين كشورهاي اروپايي را بدون هيچ تغييري به عنوان قانون اساسي ايران , به تصويب برسانند. آيت الله شيخ فضل الله نوري با اين كار به شدت مخالفت كرد و اعلام نمود در جامعه اسلامي ايران . قانون اساسي نمي تواند تهي از صبغه اسلامي باشد و قانون اساسي نبايد بندها و ماده هايي داشته باشد كه اجازه دهد در مجالس مشروطه عليه اصول و ارزش هاي اسلام , قانون وضع گردد. بر عكس , در قانون اساسي بايد موادي گنجانده شود تا وضع قوانين مخالف با شريعت اسلام را مهار نمايد.
در اين زمان بود كه غرب گرايان وگروه هاي فراماسون به تكاپو افتادند تا شيخ فضل الله نوري را غير از آنچه بود. معرفي كنند. از اين زمان بود كه حربه نيرنگ و فريب به كار افتاد تا همه چيز را به مردم وارونه نشان بدهند و آن ها را در خواب و غفلت و در جهلي فرو ببرند كه نه تنها سود و زيان خود را نشناسند , بلكه سود و زيان دين و ميهن را نيز نشناسند و نتوانند بين چهره هاي اصيل و دلسوز با چهره هاي بي دين و منافق و جاسوس بيگانه . تفاوتي ببينند. بالاتر از اين , فراماسون ها و غرب گرايان در صدد برآمدند فضايي به وجود آورند تا مردم دقيقا ذهنيت برعكسي پيدا كنند و افراد صالح و صادق را افراد حيله گر و ضد دين و ميهن تصور نمايند و افراد حيله گر , جاسوس و ضد دين و ميهن را افراد سالم و دلسوز بدانند. به همين دليل بود كه در آن زمان بوق هاي تبليغاتي غرب گرايان به شدت فعال شد و آن ها آيت الله شيخ فضل الله نوري را مخالف همه آرمان هاي مردم نشان دادند و به اذهان چنين القا كردند كه شيخ فضل الله نوري , مخالف آزادي , مخالف پيشرفت و سعادت مردم , مخالف خواست هاي بحق مردم و موافق استبداد , عقب ماندگي و... است .
در اثر همين تبليغات نيرنگ آميز بود كه پرده غفلت بر سر بسياري از مردم كشيده شد و مردم و حتي نخبگان جامعه گرفتار غفلت بزرگي شدند. به تعبير امام خميني در چنين فضاي غفلت آميزي بود كه آيت الله شيخ فضل الله نوري را به شهادت رساندند و بسياري از مردم را نيز وادار كردند به هنگام شهادت آن عالم بزرگ و مبارز , به هلهله و پايكوبي مشغول شوند.
همان طور كه اشاره شد , فاجعه اي كه در اثر نيرنگ غربگرايان و غفلت مردم , در مورد آيت الله شيخ فضل الله نوري پديد آمد , در هر دوره و در مورد هر عالم بزرگ و انسان بزرگ ديگري مي تواند تكرار شود. تنها ابزار موثر براي جلوگيري از تكرار چنين فجايعي اين است كه مردم و نخبگان جامعه همواره سعي كنند نيرنگ ها را به خوبي بشناسند و از غفلت ها به سوي هوشياري و تيزبيني بشتابند.
ــــــــــ
مآخذ :
صحيفه امام , جلد 18 , ص 247 تا 254
فاجعه اي كه در اثر نيرنگ غربگرايان و غفلت مردم , در مورد آيت الله شيخ فضل الله نوري پديد آمد , در هر دوره و در مورد هر عالم بزرگ و انسان بزرگ ديگري مي تواند تكرار شود. تنها ابزار موثر براي جلوگيري از تكرار چنين فجايعي اين است كه مردم و نخبگان جامعه همواره سعي كنند نيرنگ ها را به خوبي بشناسند و از غفلت ها به سوي هوشياري و تيزبيني بشتابند
امام خميني : آنها جوسازي كردند به طوري كه مثل مرحوم آقا شيخ فضل الله كه آن وقت يك آدم شاخصي در ايران بود و مورد قبول بود همچون جوسازي كردند كه در ميدان علني ايشان را به دار زدند و پاي آن هم كف زدند. و اين نقشه اي بود براي اينكه اسلام را منعزل كنند وكردند و از آن به بعد ديگر نتوانست مشروطه يك مشروطه اي باشد كه علماي نجف مي خواستند , حتي قضيه مرحوم آقاشيخ فضل الله را در نجف هم يك جوري بدي منعكس كردند , كه آنجا هم صدايي از آن در نيامد. اين جوي كه ساختند در ايران و در ساير جاها , اين جو اسباب اين شد كه آقا شيخ فضل الله را با دست بعضي از روحانيون خود ايران محكوم كردند و بعد او را آوردند در وسط ميدان و به دار كشيدند و پاي آن هم ايستادند كف زدند و شكست دادند اسلام را در آن وقت و مردم غفلت داشتند از اين عمل , حتي علما هم غفلت داشتند
آيت الله شيخ فضل الله نوري در آخرين لحظه حيات در بالاي چهارپايه دار گفت : خدايا , تو شاهد باش كه من آنچه لازم بود براي مردم بگويم , گفتم , خدايا , تو شاهدباش كه من براي اين مردم , قرآن از جيب در آوردم و به آن سوگند خوردم , ولي گفتند قرآن نبود و قوطي سيگار بود. خدايا! تو شاهد باش كه دراين لحظه هاي آخر نيز باز به اين مردم مي گويم كه موسببين اين اساس , لامذهبين هستند. لامذهبييني كه مردم را فريب داده اند. اين اساس , مخالف اسلام است . داوري بين من و شما مردم , بماند براي روز قيامت , بماند براي روزي كه نزد پيامبر خدا حضرت محمدبن عبدالله صلي الله عليه و آله مي رويم
آيت الله شيخ فضل الله نوري زماني با مشروطه و مشروطه خواهان غرب گرا به مخالفت برخاست كه به اين يقين دست يافت كه هدف آن ها چيزي به نام زدودن غبار استبداد از جامعه , تسهيل و زمينه سازي براي پيشرفت كشور و بهبود يافتن وضع مردم نيست , بلكه تمام هدف اين است كه در غوغاي مشروطه خواهي و گرماگرم آزاديخواهي و ترقي طلبي , دين و فرهنگ ديني را به طور كامل از ميان بردارند و فرهنگ و عادات و آداب و روش هاي غربي را در همه زمينه ها جايگزين فرهنگ و آداب وروش ها و عادات اصيل اسلامي و ملي نمايند